loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 19
سه شنبه 3 تير 1404 زمان : 12:12


زین الدین بن نورالدین علی بن احمد عاملی جُبَعی(۹۱۱-۹۵۵ یا این که ۹۶۵ق) مشهور به شهید ثانی، فقید شیعی قرن دهم هجری قمری. او نزد علمای شیعه و اهل‌سنت به علم آموزی پرداخت و از هر دو گروه تأییدیه‌هایی اخذ کرد. شهید ثانی مذهب ها پنجگانه اسلامی را درس دادن میکرد و طبق مبانی هریک فتوا می‌اعطا مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرد.

دارای شهرت‌ترین تاثیر فقاهتی وی الروضة البهیة فی گستردن اللمعة الدمشقیه میباشد. این کتاب از متن‌ها درسی منطقههای علمیه شیعه میباشد. شهید ثانی در ۹۵۵ یا این که ۹۶۵ق به شهیدشدن رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد رسید.

به دنیاآمدن و خویشاوندان
شهید ثانی در ۱۳ شوال ۹۱۱ق در روستای جُبَع در حیطه شیعه‌نشین جَبَل برهان در لبنان چشم به جهان گشود.[۱] او دارای اسم و رسم به ابن‌حاجه نَحاریری (نحاریر اسم روستایی میباشد) و دارای اسم و رسم به شهید ثانی آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.[۲]

خانواده شهید ثانی، همه از عالمان و پژوهشگران شیعه بودند تا آنجا که فامیل او به «سلسلة الذهب» آوازه یافتند:

بابا شهید ثانی، روحانی نورالدین علی، از فضلا و پژوهشگران.
فرزند شهید ثانی، ابو منصور جمال الدین حسن مشهور به صاحب و مالک مَعالِم.
سید محمد بن علی عاملی دارای شهرت به صاحب و مالک مدارک، نوه دختری شهید ثانی.
روحانی علی و روحانی زین الدین، فرزندان مالک معالم و نوه‌های شهید ثانی.[۳]
همینطور قوم و قبیله صدر نظیر سید حسن صدر صاحب و مالک کتاب تأسیس الشیعة، امام موسی صدر، شهید سید محمدباقر صدر و خواهر شهیدش بنت الهدی صدر از نسل شهید ثانی‌اند.[۴]

شهید ثانی دو توشه تزویج کرد که همسر نخستش، دختر استادش پژوهشگر کرکی بود.[۵]

تحصیلات
چنان‌که در معاش‌طومار خودنوشت شهید ثانی آمده میباشد، سن شروع علم‌آموزی‌اش را نمی‌داند؛ البته می‌نویسد در نُه سالگی (۹۲۰ق) قرآن را ختم نموده است. وی آنگاه نزد پدرش، به علم آموزی ادبیات عرب و فقه پرداخت. برای مثال کتاب‌هایی که نزد او خواند، مختصر الشرائع، و اللمعة الدمشقیة بود.[۶]

مهاجرت به میس، کَرَک و جُبَع
شهید ثانی با درگذشت پدرش (در رجب ۹۲۵ق) به میس رفت و تا سال ۹۳۳ق نزد متفحص کرکی (بابا همسر و شوهرخاله‌اش) ادامه علم آموزی اعطا کرد. او کتاب‌های شرائع الاسلام، ارشادوراهنمایی الاذهان، و القواعد را نزد این مدرس خواند.[۷] شهید بعداز مِیْس، به «کرَک نوح» رفت و نزد سیدحسن بن سید جعفر کرکی مولف کتاب المحجة البیضاء (درگذشت:)، به عنوان مثال کتاب قواعد ابن میثم بحرانی، و تهذیب در اصول فقه، کتاب العمدة الجلیلة فی الاصول الفقهیة نوشته سیدجعفر کرکی و کتاب الکافیة فی النحو (نوشته ابو عثمان حاجب نحوی، درگذشت:۳۴۶ق) و نیز قسمتی از فقه و بعضی علم ها دیگر را یادگرفت.[۸] شهید ثانی بعداز اقامتی نزدیک به ۱۷ ماه، در جمادی الآخرة سال ۹۳۴ق. به جَبَع رفت و تا سال ۹۳۷ قمری در آنجا تحصیلاتش را خاطر نشان نمود.[۹]

دمشق
دمشق مقصد آتی شهید بود که در آنجا کتاب‌هایی با زمینه علم ها پزشکی، هیئت، فلسفه اشراق (سهروردی) را نزد شمس الدین محمد بن مکی (متوفی۹۳۸ق) و کتاب‌هایی با قضیه دانش خواندن و تلاوت‌های نافع، ابن کثیر، ابی عمرو و عاصم را نزد احمد بن جابر الشاطبیة فرا گرفت.[۱۰] شهید بعد در سال ۹۳۸ق به جُبع رجوع که در به عبارتی سال استادانش شمس الدین و روحانی علی درگذشتند. وی تا سال ۹۴۱ق در جبع ماند و گشوده در اولِ سال ۹۴۲ق به دمشق رجوع و برگشت. درین هجرت نزد روحانی شمس‌الدین بن طولون دمشقی حنفی نصیب‌هایی از درست مسلم و درست بخاری را خواندن کرد و اذن داستان از این دو کتاب و نیز اذن قصهِ هر آنچه را خویش روحانی شمس‌الدین اذن ماجراِ آن را داشت، در ربیع الاول به عبارتی سال از روحانی شمس‌الدین گرفت.[۱۱]

مصر و حجاز
شهید ثانی در سال ۹۴۲ق به طرف مصر تکان کرد. وی در مصر، نزد شانزده بدن از محققان به یاددادنِ علم ها عربی، اصول فقه، هندسه، معانی، ذکر، عروض، منطق، تعبیر و تفسیر قرآن و دیگر علم ها درگیر شد. شهید در ۱۷ شوال ۹۴۳ق، بعد از اقامتی هجده‌ماهه در مصر، به حجاز مسافرت کرد و عمره و حج تمتع را به‌جا آورد و در ۱۴ صفر ۹۴۴ق به جبع برگشت.[۱۲]

اجتهاد
شهید در ۳۳ سالگی، سال ۹۴۴ق به اجتهاد دست یافت که‌این فرمان در سال ۹۴۸ق بر همگان پدیدار شد.[۱۳]

زیارت عراق و بیت‌المقدس
شهید ثانی در ۱۷ ربیع‌الثانی ۹۴۶ق به زیارت ائمه اطهار در عراق رفت و در ۱۵ شعبان به عبارتی سال به وطنش رجوع.[۱۴] در سال ۹۴۸ق بود که شهید به زیارت بیت‌المقدس رفت و نزد روحانی شمس‌الدین بن ابی اللطف مقدّسی قسمتی از درست بخاری و درست مسلم را فرا گرفت و اذن داستان عام را از او استخراج کرد و به جبع بازگشت و تا اواخر سال ۹۵۱ق در آنجا به شغل های علمی سرگرم بود.[۱۵]

قسطنطنیه
شهید ثانی بعد از آن اراده مهاجرت به روم کرد و به‌این مراد در ۱۲ ذی‌الحجه ۹۵۱ق تکان کرد و سایر ماه را در دمشق سپری کرد. در ۱۶ محرم ۹۵۲ق وارد حلب شد و تا ۷ صفر به عبارتی سال در آنجا ماند. وی در ۱۲ صفر ۹۵۲ وارد طوقات و آن‌گاه آماسیه شد و از آنجا به قسطنطنیه (۱۷ ربیع‌الاول ۹۵۲) رفت و سه ماه و نیم در آنجا ماند.[۱۶]

شهید درین مهاجرت، رساله‌ای را که در امر ده دانش بود نزد حکم دهنده عسکر محمد بن محمد بن حاکم زادهٔ رومی ارسال کرد و بعد از ملاقات و اعمال مذاکرات علمی فی مابین آن دو، حکم دهنده رومی به او توصیه کرد در هر مکتب‌ای که دلخواه اوست به درس دادن بپردازد. شهید ثانی «مکتب نوریه» در بعلبک را گزینش کرد و از سوی حکم دهنده سابق الذکر، اداره کارها این مکتب به او واگذار گشت.[۱۷]

مرجعیت علمی
در شعبان ۹۵۲ عازم عراق شد. و در ۴ شوال وارد سامراء و در۸ شوال وارد کاظمین شد. ۱۵ شوال به کربلا رسید و از آنجا به حله و بعد از آن به کوفه و نجف رفت.[۱۸]

بعداز زیارت مراقد ائمهٔ اطهار در ۱۵ صفر ۹۵۳ق. به لبنان رجوع و برگشت و در بعلبک سکنی گزید و چندی را به درس دادن مذهبها پنجگانه (جعفری، حنفی، شافعی، مالکی و حنبلی) و حرفه‌های دیگر طی کرد. او درین برهه زمانی منزلت بلند یافت و مرجعیت علمی یافت و در هر مذهبی طبق مبانی آن فتوا می‌بخشید.[۱۹] بعداز آن گشوده به جبع رفت و تا ۹۵۵ قمری در آنجا به درس دادن و کتابت درگیر بود.[۲۰]

اساتید
شیعه
بابا وی علی بن احمد عاملی جبعی، درگذشته ۹۲۵ق
متفحص کرکی درگذشته ۹۳۸ق
روضه خوان محمد بن مکی حکیم و فیلسوف در دمشق
سید حسن بن جعفر کرکی در کرک نوح
شمس الدین محمد بن مکی دمشقی
روحانی احمد بن جابر
روضه خوان جمال الدین احمد بن روحانی شمس الدین محمد بن خاتون عاملی
اهل‌سنت
شمس الدین بن طولون دمشقی حنفی در دمشق
روضه خوان محیی الدین عبدالقادر بن ابی الخیر غزی
روحانی شمس الدین بن ابی اللطف مقدسی در بیت‌المقدس
روضه خوان شهاب الدین احمد رملی
ملا حسین جرجانی
ملا محمد استرآبادی
ملا محمدعلی جیلانی (سید محسن امین می‌نویسد: ممکن میباشد این سه (جرجانی، استرآبادی، جیلانی)، شیعه بوده باشند)
شهاب الدین بن نجار حنبلی
روحانی ابوالحسن بکری
زین الدین جرمی مالکی
روحانی ناصرالدین ملقانی مالکی
روضه خوان ناصر الدین طبلاوی شافعی
روحانی شمس الدین محمد نحاس
روضه خوان عبدالحمید سمنهودی
روضه خوان شمس الدین محمد بن عبدالقادر ذهنی شافعی
روحانی عمیره
روضه خوان شهاب الدین بن عبدالحق
روضه خوان شهاب الدین بلقینی
روضه خوان شمس الدین دیروطی[۲۱]
شاگردان
نورالدین علی بن حسین موسوی عاملی، داماد شهید ثانی
سید علی حسینی جزینی عاملی، دارای شهرت به صائغ
حسین بن عبدالصمد عاملی بابا روحانی بهایی
علی بن زهره جُبَعی
سید نورالدین کرکی عاملی
بهاءالدین محمد بن علی عودی جزینی، دارای اسم و رسم به ابن العودی
روضه خوان محی الدین بن احمد میسی عاملی
سید عزالدین حسین بن ابی الحسن عاملی
روحانی تاج الدین بن هلال جزائری[۲۲]
اثر ها

موسوعة الشهید الثانی
نوشته‌علمیٔ اساسی: فهرست اثرها شهید ثانی
شهید ثانی اثرها گوناگونی در موضوعات متعدد نوشته میباشد. سید محسن امین، ۷۹ تاثیر او را (اعم از کتاب، کناره، رساله) اسم می برد.[۲۳] همگی کتاب‌ها و رساله‌های وی در گروه‌ای ۲۹ جلدی با تیتر «موسوعة الشهید الثانی» جمع گردیده‌است.[۲۴]بعضا از اثر ها او عبارتند از:

روض الجنان فی تفصیل راهنمایی الاذهان
مسالک الافهام فی گستردن شرائع الاسلام
الفوائد العلیة فی تفصیل النفلیة،نفلیه رساله مختصر شرعی از شهید اولیه میباشد.
المقاصد العلیة فی تفصیل الألفیة
مناسک الحج الکبیر و مناسک الحج الصغیر
الروضة البهیة فی تفصیل اللمعة الدمشقیة
رسالة فی تفصیل بسمله
حقائق الایمان
منظومة فی النحو و گستردن آن
حزم القواعد الأصولیة لتفریع الاحکام الشرعیة
غنیة القاصدین فی اصطلاحات المحدثین
رسالة فی الأدعیة
رسالة فی آداب الجمعة
البدایة فی دانش الدرایة و گستردن آن، شهید ثانی اول دانشمند شیعی میباشد که دست به تألیف مهمی در درایة الحدیث زده میباشد[۲۵]
کتاب فی الأحادیث، مشمول ۱۰۰۰حدیث که از «مشیخه» حسن بن دوست داستنی گزینش گردیده است.[۲۶]
منیة المرید فی متانت المفید و المستفید، در آداب یاد دادن و تعلم که کتابی فوق‌العاده اثرگذار راجع به فراگیری و تربیت است
مسکّن الفؤاد عند فقد الاحبة و الاولاد، این کتاب را بعد از واقعهٔ تلف کردن تعدادی فرزند، در تسلی خیال و خاطر خود و دیگرافراد، نگاشته میباشد
کشف الریبة عن احکام الغیبة[۲۷]
اشعار
از شهید ثانی اشعار متعددی در مشت وجود ندارد. مثال‌ای از اشعار او، سروده‌ای میباشد از هنگام زیارت قبر رسول(ص) در سال ۹۴۳هجری قمری. این اشعار را سید محسن امین در اعیان الشیعه نقل نموده است:

صلاة و تسلیم علی أشرف الوری
مَن فضله ینبو عن الحد و الحصر
و مَن قد رقی السبع الطباق بنعله
و عَوَّضه اللّٰه البُراقَ عن المُهْر
و خاطبه اللّٰهُ العَلیُّ بحبه
شفاهاً و لم یحصل لعبد و لا حرّ
عُدولی عن تعداد فضلک لائق
یَمجموعّ لسانی عنه فی النظم و النثر
و ما ذا یقول الناس فی مدح اینجانب أتت
مدائحه الغرّاء فی سفت الذکر
سعیت إلیه عاجلاً عملکرد عاجز
بعبء ذنوبی جمّة أثقلتْ ظهری
و لکن ریح الشوق حَرَّک همتی
و روحُ الرجا مع ضعف نفسی و مع فقری
و اینجانب عادة العرب الکرام بوفدهم
إعادته بالخیر و الحبر و الوفر
و جادوا بلا وعدٍ مَضی لنزیلهم
فکیف و قد أوعدتَنی الخیر فی مصر
فحقّق رجائی سیدی فی زیارتی
بنیل مُنای و الشفاعة فی حشری[۲۸]
ترجمه: درود و سلام بر برگزیدگان آدم که فضائلش افزون‌خیس از حد شمارش میباشد.

آن که پا بر هفت گنبد گردون بنیان.

و پروردگار به مکان اسب، درخشان به وی عطا فرمود.

خدای تبارک با او کلام اذعان کرد، که هیچ‌کسی تا به امروز بدان افتخار نائل نیامده میباشد.

از شمردن فضائلت به عبارتی بِه که دست کشم.

چون زبانم از بیانش، چه به شعر و چه به نثر عاجز میباشد.

مرمان چه می توانند اعلام کرد در مدح و حمد هر کس ستایشش در قرآن مجید آمده میباشد؟

عاجزانه و لنگ لنگان با توشه گران گناه که بر دوشم سنگینی می‌نماید به سویش شتابان آمدم.

با وجود ناتوانی‌روحی و بی نوائی‌ام، باد ملایم شوقش.

و روح آرزو به لطفش، عزم‌ام را به تکاپو درآورد تا روانه کویش شدم.

اعرابِ میهمان نواز عادتشان اینگونه میباشد که هر کسی بر آن ها فرود آید با نعمت فراوان و نه بسیار بر می‌شود.

هرچند به وی وعده پذیرایی نداده باشند این در حالی میباشد که تو(فرستاده) در شهر به اینجانب وعده نه و مشوق داده‌ای.

سرور اینجانب! اکنون که به دیدار و میهمانی‌ات شتافته‌ام، من‌را به آرزوهایم برسان و در روز رستاخیز شفیعم باش.

بازدید : 64
سه شنبه 3 تير 1404 زمان : 12:08


سید محمدباقر خوانساری (۱۲۲۶-۱۳۱۳ق)، مشهور به مالک روضات تالیف کننده کتاب روضات الجنات در گستردن حالا بزرگان شیعه بود. خوانساری نزد جدش جعفر بن حسین خوانساری، محمدباقر شفتی و سید ابراهیم موسوی قزوینی شاگردی کرد. همینطور شریعت اصفهانی، ابوتراب خوانساری، سید محمدباقر درچه‌ای و سید محمدکاظم طباطبائی یزدی نزد وی شاگردی کردند. وی اذن اجتهاد داراست و اثراتی در فقه و اصول نیز نوشته میباشد. خوانساری در ۱۳۱۳ق درگذشت و در تخت فولاد به خاک ودیعت مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شد.

قبیله
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: خویشاوندان خوانساری
قوم و قبیله سید محمدباقر، به روضاتی یا این که روضاتیان آوازه دارا هستند.[۱] این خویشان نسبشان به امام کاظم(ع) می رسد[۲]، چنانکه سید محمدباقر خوانساری خویش را موسوی خوانساری معرفی نموده رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد است.[۳]

سفر به خوانسار
جد اعلای این خویشان به هنگام سقوط اصفهان به وسیله افغانان، نزدیک به ۱۱۳۵ق از اصفهان به خوانسار کوچ کرد و فرزندان او که تا مدتی در خوانسار می‌زیستند، به خوانساری آوازه یافتند. زین‌العابدین خوانساری (درگذشته ۱۲۵۷ق)، بابا محمدباقر به اصفهان رجوع و در محله چهارسوی شیرازی‌ها سکونت گزید و از همین روی نوادگان او به چهارسوقی یا این که چهارسویی آوازه آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد یافتند.[۴]

معاش‌طومار
سید محمدباقر خوانساری در سال ۱۲۲۶ق در خوانسار دیده به جهان گشود.[۵]

فرزندان
سید محمدباقر خوانساری، هشت فرزند پسر داشت یکی آنان در کودکی درگذشت و هفت بدن دیگر به علم آموزی دانش حوزوی پرداختند.[۶] محمدمهدی (درگذشته۱۳۲۴)، محمدمسیح خوانساری (درگذشته ۱۳۲۵) و احمد خوانساری (درگذشته ۱۳۴۱) مشهورترین فرزندان وی در علم بودند.[۷]

نبو
خویشاوندان خوانساری
امام موسی کاظم (ع)
قاسم
محب الله
قاسم بن حسن
حسین
میر پهناور
علی محمد حسین محمد تقی حسن
میر صغیر حسن
حسین زین‌العابدین علی علینقی عبدالحسین احمد محمدمهدی ابوالقاسم
محمد محمدتقی ابوالقاسم جعفر حسن(میرزا پدر) محمدصادق جمال‌الدین علی
اسدالله محمود ابوتراب یوسف محمد جواد محمد ابوطالب محمد مهدی
محمدتقی ابوالقاسم خوانساری ریاضی محمد حسن احمد محمد راست گو محمد حسین محمد حسن
محمدباقر محمد حسن احمد
محمد باقر علی حسن محمد درست گو محمد محمد هاشم محمد جواد محمدکاظم
محمد مسیح محمد مهدی احمد محمد
جلال الدین حسن چهار سوقی روضاتی محمد مهدی موسوی اصفهانی
محمد باقر محمد هاشم
احمد روضاتی محمد علی روضاتی
درگذشت
خوانساری در ۸ جمادی‌الاول سال ۱۳۱۳ هجری قمری[۸]در اصفهان درگذشت[۹] و در تخت فولاد به‌خاک ودیعت شد.[۱۰] شعراء در سوگ او اشعاری سروده‌اند.[۱۱]

تحصیلات
سید محمدباقر خوانساری تحصیلات ابتدائی را در محل تولد خود و از جدّش سید ابوالقاسم جعفر (درگذشته ۱۲۴۰ق) فرا گرفت.[۱۲] وی بعداز وفات جدش، هم پا با بابا و برادرانش به اصفهان کوچ کرد[۱۳] و نزد علمای تحت شاگردی کرد:

محمدتقی رازی اصفهانی
محمدباقر شفتی دارای شهرت به حجت‌الاسلام
محمد ابراهیم کرباسی
سید محمد بن عبدالصمد شهشهانی.[۱۴]
سيد صدرالدين عاملى.[۱۵]
خوانساری در ۱۲۵۳ق برای زیارت عتبات عالیات به عراق هجرت کرد و در کربلا، از محضر سید ابراهیم موسوی قزوینی، صاحب و مالک مقررات الاصول، بهره مند شد. بعد از مراجعت او به اصفهان در میان وی و این استادش طومار‌نگاری برقرار بود.[۱۶] محمدحسن نجفی صاحب و مالک جواهر الکلام را دیگر معلم خوانساری گفته‌اند.[۱۷]

اذن داستان
خوانساری از بابا و استادانش[۱۸] ‏و نیز از محمد بن علی كاشف‌الغطاء و محمدقاسم بن محمد الوندی نجفی[۱۹] اذن ماجرا و اجتهاد اخذ کرد. همینطور سر گروهی علمی و مذهبی در اصفهان به وی منتهی می شد و حوزه درسش محل حضور اهل دانش بود.[۲۰]

شاگردان دارای شهرت
شریعت اصفهانی، ابوتراب خوانساری، سید محمدکاظم طباطبائی یزدی، سید محمدباقر درچه‌ای، محمدهادی تهرانی ،سید محمدهاشم خوانساری [۲۱] از شاگردان او شمرده‌اند.[۲۲]

تألیفات

روضات الجنات فی اوضاع العلما و السادات: مهم‌ترین تاثیر خوانساری میباشد و به منجر تألیف آن، به صاحب و مالک روضات ملقب شد. به نوشته اتکا السلطنه[۲۳]، در طومار دانشوران ناصری هر جا تیتر میر معاصر آمده، غرض صاحب و مالک روضات میباشد.
احسن العطیه: شرحی میباشد بر الفیه شهید اولیه در فقه که بعضا پژوهش ها اصولی را هم دربردارد.[۲۴] این کتاب در سال ۱۳۲۰ق در اصفهان چاپ سنگی شد.[۲۵]
تسلیة الاحزان عند فقد الاحبة و الاخوان: به لهجه فارسی در قضیه تسلی خیال مصیبت‌زدگان تألیف گردیده است.[۲۶] و در ۱۳۳۰ق چاپ سنگی گردیده‌است.[۲۷]
تلویح النوریات اینجانب الکلام فى تنقیح الضروریات اینجانب الاسلام: رساله‌ای در ذکر ضروریات آئین اسلام میباشد.[۲۸]
طرف (طوف) الاخبار لتحفة (لتحف) الاخیار:[۲۹]
ارجوزه‌ای در اصول فقه
لبه بر تفصیل لمعه شهید ثانی
لبه بر قانون ها الاصول میرزای قمی؛[۳۰]
قرة العين و سرور النشأتين.
تلخيص گروه ورّام.
جواهر الاثار و جوائز الأبرار.
وقار اللسان.
ترجمه رساله الصوم صاحب و مالک جواهر.
درر النظيم فى ترسیم التحية و التسليم.
اقسام البلايا النازله فى هذه الدنيا على الشقى و السعيد.
فضل و ادب الجماعه.
گستردن حديث حماد.
امر العمل للمكلفين.
النهریه.
فرمان به دارای اسم و رسم و نهى از منكر.[۳۱]
اثر ها ادبی
خوانساری، قصیده‌هایی به عربی و فارسی در موضوعات متفاوت، به‌ویژه در مدح و مرثیه اهل‌بیت(ع) سروده میباشد.[۳۲] مثال‌ای از این نثر، ضمن خطبه بی‌نقطه وی[۳۳] طومار‌هایی میباشد که به بعضا از بزرگان و محققان معاصر خود نگاشته میباشد.[۳۴]

بازدید : 15
شنبه 31 خرداد 1404 زمان : 16:44


از لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی تا نوشته‌ی علمی مجله داده ها
نقش‌آفرینی‌های سیاسی آیت‌الله مکارم شیرازی را می‌اقتدار در اکثری از رخدادهای قبل از انقلاب جمهوری اسلامی ایران روءیت کرد که در سطح های مختلفی انجام شده مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد:

سخنرانی در مراسمی که در اعتراض به لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی (۱۰ آبان ۱۳۴۱ش) برگزار شد.[۵۴]
سخنرانی در آبادان به نمایندگی از امام خمینی در اعتراض به رفراندوم انقلاب سپید (فصل بهار ۱۳۴۲ش).[۵۵]
سخنرانی پرشور انقلابی در مسجد هدایت طهران، در خرداد ماه ۱۳۴۲ش به طور همزمان با روز عاشورا، و دستگیر شدن در شب ۱۵ خرداد ماه ۱۳۴۲ش به همدم مرتضی مطهری، محمدتقی فلسفی، عبدالکریم هاشمی‌نژاد و جمعی دیگر.[۵۶] وی ۴۵ روز در زندان به راز موفقیت و بعد از آن آزاد رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شد.[۵۷]
ارسال طومار (به یاروهمدم برخی دیگر از حوزویان شیرازی مقیم حوزه علمیه قم) به امیرعباس بدیهی، ابتدا‌وزیر، در اعتراض به تبعید امام خمینی، در اسفند ۱۳۴۳ش.[۵۸]
ارسال طومار‌هایی به امام خمینی بعداز جابجایی او از ترکیه به نجف. این طومار‌ها که امضای گروهی از مدرسان حوزه علمیه قم را به همپا داشت، دربردارنده ابراز خوشحالی از جابجایی امام خمینی به نجف و دعا برای برگشت او به کشور‌ایران آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بود.[۵۹]
تأکید بر مرجعیت امام خمینی بعد از درگذشت سید محسن حکیم در تسلیت اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم (مثلا آیت‌الله مکارم شیرازی) خطاب به امام خمینی.[۶۰] آیت‌الله مکارم همینطور به یار ۴۲ بدن از روحانیان حوزه علمیه قم، بعداز درگذشت مشکوک سید مصطفی خمینی، ۱ آبان ۱۳۵۶ش، تلگرام تسلیتی به امام خمینی فرستاد. تأکید بر رجوع و برگشت امام خمینی، درین تلگرام هم چشم میگردد که به وضوح نشانگر وجه سیاسی این تلگرام تسلیت میباشد.[۶۱]
سخنرانی در مسجد ارک طهران، از اولِ دهه ۵۰ خورشیدی، درباره موضوعاتی از قبیل انتقاد مارکسیسم، جنگ با اسلام سرمایه‌داری، ارتباط اسلام و سیاست، حق وتو در سازمان ملل و فلسطین.[۶۲]
برگزاری مراسم چهلم سید مصطفی خمینی در مکتب امیرالمؤمنین، در ۹ آذر ۱۳۵۶ش، با حضور سه هزار نفر از عموم قم که بعداز آن، عده ای از کمپانی‌کنندگان و طلاب، با برگزاری تظاهراتی به سوی مکتب خان شعار «سلام بر خمینی» راز دادند.[۶۳]
سخنرانی اعتراضی در برخورد به توهین به امام خمینی در نوشته‌ی علمی مجله داده ها با تیتر «جمهوری اسلامی ایران و استعمار سرخ و سیاه». این سخنرانی در حضور عموم معترضی نقص‌ شد که به نماد اعتراض در مکتب امیرالمؤمنین(ع) تجمع کرده بودند. سخنان مکارم شیرازی درین ارتباط، موجب تبعید وی شد.[۶۴]
هفت ماه تبعید
بعداز رخدادهای ۱۹ دی ۱۳۵۶ش، آیت‌الله مکارم شیرازی، حسین نوری همدانی، ابوالقاسم خزعلی، محمدعلی گرامی، محمد یزدی و حسن صانعی تبعید شدند.[۶۵] مکارم شیرازی مبنی بر حکم «کمیسیون محافظت امنیت اجتماعی شهرستان قم»، محکوم به سه سال اقامت اجباری در شهرستان چابهار شد و ۲۱ دی ۱۳۵۶ش به چابهار نبی شد.[۶۶] وی ۵۰ روز آنگاه به مهاباد[۶۷] و بعد از چندی به انارک در شهرستان نایین برده شد و از ۹ خرداد ماه ۱۳۵۷ش، ادامه تبعید خویش را در آنجا طی کرد.[۶۸] مکارم شیرازی به یار چندین بدن دیگر از روحانیان تبعید گردیده، بعداز در آغاز‌وزیری جعفر شریف‌امامی و شعارهای وی برای اعطای آزادی سیاسی، آزاد گردیده و به قم بازگشتند.[۶۹]

شرکت کردن در تدوین قانون اساسی کشور
ناصر مکارم شیرازی که بعد از رهایی از تبعید تا موفقیت انقلاب، نقش‌آفرینی‌های سیاسی فراوانی داشت در تحصن روحانیان در دانش کده طهران حضور یافت و از قابلیت استقرار حکومت اسلامی کلام خاطرنشان کرد.[۷۰] بعداز برد انقلاب، در تدوین قانون اساسی کشور در مجلس خبرگان قانون اساسی کشور هم حضور داشت و بر ثبت مذهب شیعه تحت عنوان مذهب قانونی پای فشرد.[۷۱]

کنگره جریان‌های تکفیری
نوشته‌علمیٔ مهم: کنگره جهانی رویا رویی با جریان‌های افراطی و تکفیری
این همایش فی مابین‌المللی با سر کردگی ناصر مکارم شیرازی، رئیس علمی جعفر سبحانی و دبیری سید مهدی علیزاده موسوی، دوم و سوم آذر ۱۳۹۳ش، با حضور عالمان شیعه و سنی از ۸۰ مملکت عالم، در قم برگزار شد. آیت‌الله مکارم شیرازی در «کنگره جهانی جریان‌های افراطی و تکفیری از نگرش علمای اسلام»، مجموعه داعش را عذر و بهانه‌ای در اختیار معاندان دانست که با توسل به آن، اسلام را آئین بربریت و خشونت بخوانند.[۷۲]

کنگره نقش شیعه در توسعه علم ها اسلامی
نوشته ی علمیٔ اساسی: کنگره فی مابین‌المللی نقش شیعه در پیدایش و پیشرفت علم ها اسلامی
این کنگره با هواخواهی آیت‌الله مکارم شیرازی در روزهای ۲۰ و ۲۱ اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۷ش در مکتب علمیه امام کاظم(ع) در قم برگزار و با حضور مهمانان داخلی و فرنگی، به «تبیین نقش اهل‌بیت(ع) در شالوده‌گذاری و توسعه و گسترش علم ها اسلامی»، «تبیین نقش عالمان شیعه در اساس‌گذاری و توسعه و گسترش علم ها اسلامی» و «تبیین نقش محققان شیعه در شکوفایی فرهنگ و تمدن اسلامی و علم ها دیگر» پرداخته شد.[۷۳]

بازدید : 14
شنبه 31 خرداد 1404 زمان : 16:41


انوار الفقاهة فی احکام العترة الطاهرة
انوار الفقاهة،‌ سلسله کتاب‌هایی به لهجه عربی میباشد که از «کتاب الخمس و الانفال»[۳۸] شروع میگردد و تقریر درس بیرون فقه آیت‌الله مکارم شیرازی میباشد. از این موسسه، کتاب الخمس والانفال، در سال ۱۴۱۶ق، کتاب الحدود در سال ۱۴۱۸ق،[۳۹] کتاب البیع در سال ۱۴۲۵ق،[۴۰] مکاسب محرمه در سال ۱۴۲۶ق[۴۱] و کتاب النکاح در سال ۱۴۳۲ق،[۴۲] مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد چاپ گردیده است.

ترجمه قرآن کریم و مهربان
ترجمه قرآن به خودکار آیت‌الله مکارم شیرازی، در سال ۱۳۷۳ش چاپ و منتشر شد‌ه‌است. این ترجمه به گفته معنی کننده، با استعمال از ترجمه مو جود در تعبیر مثال میباشد، مبتنی بر طریق محتوا به محتوا و همینطور به گویش روزانه جمع عموم درج شده میباشد.[۴۳] این ترجمه با همیاری دفتر کار مطالعات تاریخ و معارف اسلامی فراهم نشر شد‌ه‌است.[۴۴] خصوصیت این ترجمه، توجه و کم عقل جملات و آشکار بودن معنا و معنای آیه ها دانسته رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد گردیده‌است.[

۴۵] با این هم اکنون مرتضی کریمی‌نیا گرچه این نظر را دارد این ترجمه بعداز فقط دو سال نشر، فی مابین قرآن‌خوانان و قرآن‌شناسان شهره گردیده،[۴۶] البته اشکالاتی غیرقابل دیده‌پوشی دارااست؛ به عنوان مثال: برخی مفاد ترجمه‌نشده، اشکالات نحوی و ساختاری، تفاوت و تضادومغایرت در تعبیر و توضیح و همینطور اشکالات لغوی و آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد صرفی.[۴۷]

ترجمه به لهجه‌های دیگر
ضمن برخی کتاب ها که به وسیله وی به لهجه عربی تألیف گردیده است، بخش اعظمی از کتاب ها آیت‌الله مکارم به گویش‌های دیگر برای مثال عربی، انگلیسی، اردو، آذربایجانی، روسی، فرانسوی و اسپانیولی ترجمه و چاپ گردیده است.[۴۸]

بزرگداشت
در شانزدهمین زمان همایش کتاب سال حوزه که در سال ۱۳۹۳ش در شهر قم برگزار شد ناصر مکارم شیرازی تحت عنوان شخصیت پر رنگ علمی حوزه معرفی شد و به پاس سرویس ها علمی، فرهنگی، درس دادن و تألیفات گزینه تقدیر درین عصر از همایش قرار گرفت.[۴۹]

اقدامات و سرگذشت اجتماعی و سیاسی
آیت‌الله مکارم شیرازی، در زمان جوانی برای مثال حوزویانی بود که در ادامه اصلاح منطقههای علمیه بود و در تایپ کردن طومار‌ای به آیت‌الله بروجردی برای پیگیری این اصلاحات[۵۰] شرکت کردن داشت. امضای وی در پایین اکثری از بیانیه‌ها و اعلامیه‌ها علیه حکومت پهلوی چشم می‌گردد.[۵۱] وی همینطور در مبارزات سیاسی انقلابی، تدوین قانون اساسی ایران و مواقعی دیگر، نقش‌آفرینی اجتماعی و سیاسی داشته میباشد. در قیام ۱۹ دی ۱۳۵۶ش که نوشته‌ی‌علمی‌ای اهانت‌آمیز در مجله داده ها نسبت به آیت‌الله خمینی منتشر گردیده بود، یکی‌از جای ‌های تجمعات اعتراضی حوزویان مدرسة الامام امیرالمومنین وابسته به مکارم شیرازی بود. مکارم شیرازی در‌این اجتماع سخنرانی کرد و به صورت صریح بیان کرد که: در صورتیکه تعالی قومى را اين چنين هتک نمایند، چه احترامى براى ديگران مى‌ماند «در حالتی‌که بايد بميريم همگی با هم بميريم، و چنانچه سازه می باشد زنده بمانيم همگی با هم زنده بمانيم!»[۵۲]

موضع ها انتقادی و معترضانه در روزنامه مدرسه اسلام
آیت‌الله مکارم شیرازی که تا اندکی بعداز انقلاب اسلامی در ۱۳۵۷ش، صاحب و مالک امتیاز و مدیرمسئول روزنامه مدرسه اسلام بوده، در سرمقاله‌های این نشریه قبل از موفقیت انقلاب، بارها مواضعی انتقادی و معترضانه درباره مسائل اداری، اخلاقی، فرهنگی و عیب گیری تعلق حکومت فرمان روا به غرب اتخاذ کرده و همین رویکردها سبب به توقیف‌های چندباره مدرسه اسلام شد‌ه‌است. اعتراض به کشف عفاف و حجاب و بی‌حایل و باری، عکس العمل به نزاع نمایشی با خرابی اداری و زیرمیزی‌خواری، اشاره به گردانندگان مطبوعات مروج خرابی و سرمقاله‌ای در برخورد به توسعه و گسترش شراب‌خواری، مطالبی از آیت‌الله مکارم شیرازی بوده که سبب ساز به توقیف موقت نشریه مدرسه اسلام در مفاد متفاوت گردیده‌است.[۵۳]

بازدید : 68
چهارشنبه 28 خرداد 1404 زمان : 14:41


محمدتقی مصباح یزدی (۱۳۱۳-۱۳۹۹ش) عالم، فیلسوف، مفسر قرآن و از اندیشمندان و اساتید حوزه علمیه قم بود. سر گروهی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، عضویت در مجلس خبرگان رهبری، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و شورای خوب انقلاب فرهنگی و سر گروهی شورای خوب مجمع جهانی اهل‌بیت از سابقه وی مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.

مصباح یزدی مخالف خواندن‌های متعدد از آئین بود و به مرجعیتِ روحانیت در تعبیر آیین یقین داشت. وی از مهم ترین عقیده‌پردازان و مدافعان عقیده ولایت مطلقه دانا در کشور ایران رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بود.

مصباح یزدی، اثرها زیادی درباره علم ها اسلامی به عنوان مثال تعبیروتفسیر، فلسفه، رفتار و معارف اسلامی داراست. «فراگیری فلسفه» و «یادگرفتن عقاید» متن درسی مرکزها حوزوی و دانشگاهی میباشد و به گویش‌های متفاوت ترجمه گردیده‌است. «معارف قرآن»، «کردار در قرآن»، «عقیده سیاسی اسلام» و «عقیده حقوقی اسلام» برای مثال اثرها آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد اوست.

محمدتقی مصباح یزدی، در ۱۲ دی سال ۱۳۹۹ش، بر تاثیر بیماری در طهران درگذشت و در ۱۵ دی بعد از تشییع در قم، در بقعه حضرت معصومه(س) دفن شد.

معاش‌طومار و تحصیلات
محمدتقی مصباح یزدی در بهمن سال ۱۳۱۳ش در یزد به دنیا آمد. وی بعداز تحصیلات زمان‌ ابتدایی در سال‌ ۱۳۲۵ش، وارد مکتب‌ علمیه شفیعیه‌ یزد شد و دروس مقدمات حوزوی را در یزد خواند.[۱] وی در کنار دروس قانونی حوزه، بعضا از علم ها دیگر مانند فیزیک، شیمی، فیزیولوژی و گویش فرانسه را نزد شیخ‌ای به اسم «محقّقی رشتی» فراگیری مشاهده کرد.[۲]

مصباح یزدی در سال ۱۳۳۰ش به همپا خانواده برای ادامه علم آموزی به نجف هجرت کرد؛ ولی بعداز شش‌ ماه‌ سکونت، به منجر احوال‌ نابسامان مالی‌ خانواده‌اش، به‌ یزد‌ رجوع و برگشت.[۳] بعد از آن به قم سفر کرد و در دروس مکاسب‌، کفایه‌ و تفصیل منظومه ‌کمپانی‌ کرد.[۴]

او در دروس فقه و اصول، هشت سال از آیت‌الله بروجردی و امام خمینی، دو سال از آیت‌الله اراکی و پانزده سال از آیت‌الله بهجت به کار گرفت.[۵] در تعبیر و تفسیر و فلسفه در درس علامه طباطبایی حاضر شد و دروس اسفار ملاصدرا و شفا ابن سینا را نزد او طی کرد. در خلق و عرفان نیز از محضر علامه طباطبایی، آیت‌الله بهجت و محمدجواد انصاری همدانی استفاده کرد.[۶] محمدعلی‌ نحوی، عبدالحسین‌ عجمین‌، سیدعلیرضا مدرّسی‌، میرزا محمد انواری‌، مرتضی حائری یزدی و عبدالجواد جبل‌ عاملی‌ از سایر اساتید او بودند.[۷]

مصباح‌ یزدی در روزگار علم آموزی با محمدحسین‌ بهجتی‌ اردکانی‌، علی‌ بهجتی‌، علی پهلوانی تهرانی، میرزا حسن‌ نوری و علی‌اکبر مسعودی‌ خمینی دوست و هم‌درس بود.[۸]

آورده شده او در سن ۲۷ سالگی به جايگاه اجتهاد نائل آمد.[۹]

درس دادن‌
مصباح یزدی درس دادن تعبیر، مباحث‌ اخلاقی‌ و تربیتی‌ را از مکتب‌ علمیه‌ حقانی‌ استارت کرد و در همین مکتب کتاب‌های فلسفتنا و اقتصادنا نوشته سید محمدباقر صدر را درس می‌اعطا کرد. در سال‌های بعد از آن در مؤسسه‌های در روش حق، باقرالعلوم و امام خمینی، کتاب‌های اسفار ملاصدرا، شفا و... را درس دادن می کرد.[۱۰]

شاگردان
بعضا از شاگردان وی عبارتند از:

غلامرضا فیاضی
محمود رجبی
مرتضی آقاتهرانی
عباسعلی شاملی
سیداحمد رهنمایی
محسن‌ غرویان
اکبر میرسپاه
سیدمحمد غروی
محمدعلی شمالی.[۱۱]
عمل‌های اجتماعی-سیاسی
کار‌های مصباح یزدی قبل از انقلاب اسلامی کشور ایران، بیشتر در دو بازه زمانی وقتی سال‌های ۱۳۴۲ش - ۱۳۴۴ش و ۱۳۵۶-۱۳۵۷ش بود. بعضی از آنان عبارتند از:

او از نویسندگان نشریات بعثت و انتقام بود. اول شماره نشریه بعثت در آذر ۱۳۴۲ش منتشر شد. نشریه انتقام نیز از ۲۹ آذر ۱۳۴۳ تحت عنوان دومی نشریه پنهان دانشجو ها حوزه علمیه قم، بوسیله او منتشر شد و تکثیر آن تا ۱۵ مهر ۱۳۴۴ش ادامه یافت و ۸ شماره از آن منتشر شد. این نشریات شیوه سیاسی داشته و به نقد از حکومت پهلوی می‌پرداختند.[۱۲]
عضویت در جمعیت یازده نفره. در اوایل سال ۱۳۴۳ش عده ای از علما و مدرسین حوزه علمیه قم، به مراد انسجام بخشیدن به مبارزات سیاسی، گروهی خصوصی به اسم "جمعیت یازده نفره" را تشکیل دادند. اعضای مجموعه به اسم اصلاح حوزه سعی می‌کردند تا مرکزیتی برای جنگ با حکومت پهلوی به‌وجود بیاورند.[۱۳]
مصباح یزدی بعضا از اعلامیه‌ها و طومار‌های سیاسی سال‌های پیش از انقلاب علیه حکومت پهلوی را امضا نموده است. برای مثال: طومار فضلا و مدرسین حوزه علمیه قم در مهر سال ۱۳۴۲ به هیئت دولت وقت نسبت به دستگیر امام خمینی، طومار اعتراض فضلای یزد در اسفند ۱۳۴۳ش به بدیهی، در آغاز‌وزیر وقت در اعتراض به تبعید امام خمینی به ترکیه، اعلامیه رخداد کشتار یزد در ۱۶ فروددین ماه ۱۳۵۷ش و طومار عده ای از استادان حوزه علمیه قم به مدیریت جمهور فرانسه در تامین از امام خمینی در آذر ۱۳۵۷ش.[۱۴]

بازدید : 16
چهارشنبه 28 خرداد 1404 زمان : 14:33


عدل الهی به شغل آفریدگار براساس حسن و قبح عقلی و عدم ایفا هرگونه قبیحی از سوی وی اشاره داراست. قبیح را هر چیزی که عقل از آن تنفر داشته باشد مانند لاف و ظلم دانسته‌اند. مبتنی بر عدل الهی مجموع شغل های معبود در کارها تكوینى مانند خلقت و کارها تشریعى مانند ارسال کردن پیامبران، در عالم و آخرت تمامی از روى حكمت و مصلحت مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.

امام درستگو(ع) عدل الهی را در کنار توحید، مبنا آیین معرفی نموده است. بعضا از اصول آیین مانند نبوت، امامت و معاد، همینطور مباحثی مانند پردیس، دوزخ وجهنم و حسابرسی اجرا در قیامت نیز متوقف بر عدل رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد الهی‌اند.

امامیه و معتزله عدل الهی را از اصول پنجگانه آئین به اکانت آورده‌اند. به همین جهت به آنان عدلیه نیز گفته می‌گردد. در مقابل، اشاعره معتقدند هرآنچه از پروردگار صادر گردد، پسندیده میباشد حتی در صورتیکه ظلم باشد. آنها به دلیل اعتقاد و باور به حسن و قبح فقهی معتقدند شغل آفریدگار ملاک عدل آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.

روحانی طوسی با این برهان که ایفا فعل قبیح، نقص در خدا میباشد و بنابر براهین عقلی، نقص در آفریدگار مکان ندارد، به ثابت عدل الهی پرداخته میباشد. وی همینطور اعتقاد دارد اعمال فعل قبیح یا این که از روی جهل میباشد و یا این که از روی احتیاج که‌این دو درباره خداوند منتفی میباشد. آیه‌ها قرآن و احادیث نیز بر وجود صفت عدل در خدواند دلالت دارا هستند.

منزلت و عنایت
عدل الهی از نقاط تمایز فی مابین دو مذهب تعالی اسلامی دانسته گردیده است. شیعه‌ها عدل الهی را از اصول پنجگانه آیین[۱] و یا این که دست کم از اصول مذهب می دانند.[۲] چنان‌که معتزلیان نیز عدل را اصل دوم از اصول آئین خویش قرار داده‌ بودند.[۳]

متکلمان مسلمان در کتاب‌های خویش نصیب مستقل‌ای به عدل تخصیص داده‌اند.[۴] اعتقاد و باور به عدل الهی در یک سری گفت و گو اعتقادی تأثیر‌گذار میباشد؛ تأثیر در آغاز آن در مباحث خداشناسی میباشد. شیعه ها عدل را از صفات فعل[۵] ثبوتی‏[۶] پروردگار میدانند. بنابر روایتی امام درستگو(ع) عدل را در کنار توحید، پایه آیین معرفی می‌نماید.[۷] [یادداشت ۱] عبدالرزاق لاهیجی متکلم شیعه این نظر را دارد عدل نشانه‌دهنده كمال پروردگار در افعال اوست.[۸] همینطور از نگاه متکلمان شیعه عدل بی نقص‌کننده توحید میباشد و بقیه اصول آیین مانند نبوت، امامت و معاد متعلق به آنند.[۹]

مباحث دیگری مانند فردوس، دوزخ و حسابرسی انجام در قیامت نیز متوقف بر عدل الهی‌اند.[۱۰] همینطور اعتقاد و باور یا این که عدم اعتقادوباور به عدل در مسائل اصلی بشر‌شناختی مانند جبر و سپردن، قضا و قدر، موضوع شرور و مشقت‌های معاش، خوشبختی و تیره بختی[۱۱] تفویض و عزم آدم تأثیر دارااست.[۱۲] از حیث باورمندان به عدل الهی حتی آشنایی احکام عملی آئین نیز متعلق به عدل الهی میباشد. زیرا قاعده ملازمه و تأثیر مصالح و مفاسد حقیقی وواقعی در احکام و تایید نقش عقل در اجتهاد با تایید عدل الهی ممکن میباشد.[۱۳] در تعبیر مثال عدل ركن اصلی اسلام دانسته گردیده که هیچ یک از مسائل نظریه‌‏اى و عملى، فردى و اجتماعى، خالى از روح عدل وجود ندارد.[۱۴]

تاریخچه و مورد‌های گفت و گو
اعتقادات شیعه
‌خداشناسی
ثابت خداوند • توحید • اسما و صفات پروردگار • عدل الهی • قضا و قدر
نبوت
طهارت پیامبران • خاتمیت • نبوت خاصه • اعجاز • قرآن • وحی • اسلام
امامت
امامان • امامت امامان • برتری اهل‌بیت(ع) • طهارت امامان • ولایت • غایب بودن • مهدویت
معاد
مرگ • برزخ • معاد جسمانی • پردیس • دوزخ
مسائل چالشی
دستور فی مابین الامرین • جبر و تفویض • تقیه • ولایت عالم • توسل • شفاعت • تحریف‌ناپذیری قرآن • زیارت • بداء • رجعت

مشاجره درباره عدل الهی جزو سابق‌ترین دعوا‌های کلامی در دنیا اسلام میباشد. مرتضی مطهری اعتقاد دارد مهم ترین برهان طرح دعوا عدل الهی، آموزه‌های قرآن میباشد که شاخه‌های گوناگون عدل (تکوینی، تشریعی، اخلاقی و اجتماعی) را مطرح نموده است.[۱۵]

کهن‌ترین اختلاف‌ها در حوزه عدل الهی را درباره نسبت دادن افعال قبیح انسانی به پروردگار دانسته‌اند.[۱۶] اختلاف آجل دراین باره این بود که افعال بشر‌ بنده خویشِ اوست یا این که عبد آفریدگار؟[۱۷] در همین زمانه بود که جریان فکری قَدَریه با غرض تامین از عدل الهی صورت گرفت.[۱۸] بعد از آن مشاجره وسع محصل شد که پیوستگی روشنی به دعوا عدل الهی داراست.[۱۹] و همین‌‌طور شاخه‌های مربوط به عدل الهی آیتم گفت و گو و نبرد قرار گرفت تا این که عدل بزرگ‌ترین باب دانش حرف شد.[۲۰]

بازدید : 73
سه شنبه 27 خرداد 1404 زمان : 14:20


ناخشنودی امام رضا(ع)
سخنان توبیخ آمیز امام رضا(ع)
خطاب به زید:

«ای زید! آیا تورا حرف عموم کودن اهل کوفه مغرور کرده است که ماجرا نمایند «فاطمه عفّت خویش را نگه داشت پس پروردگار حریق را بر ذریه‌اش حرام تشکیل داد»؟ این کلام، تنها منحصر به فرد حسن و حسین میباشد. در حالتی‌که گمان میبری که تو با معصیت معبود عزّ و جلّ به فردوس روی و پدرت موسی بن جعفر(ع) اطاعت پروردگار نماید و وی نیز به پردیس باطن خواهد شد، در‌این‌صورت‌ تو در نزد آفریدگار گرامی‌خیس از وی خواهی بود! به پروردگار قسم و سوگند هیچ‌کس جز از شیوه طاعت به آنچه نزد پروردگار میباشد نخواهد رسید، و تو می پنداری با معصیت بدان می رسی، پس گمان تو گمان مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بدی میباشد»
زید اعلام‌کرد: اینجانب اخوی تو و پسر پدرت هستم.
حضرت در پاسخش فرمود: «تو وقتی اخوی منی که معبود عزّ و جلّ را اطاعت کنی. خدا پسر نوح را هم زیرا معصیت کرد از بستگان وی خارج راند.»

عیون خبر‌ها الرضا، ج ۲، ص۲۳۴

یکسری ماجرا از امام رضا(ع) در سرزنش زید و دعوت او به رعایت زهدوتقوا و دوری از معاصی آمده میباشد.[۲] بعد از خشونت وی در بصره در جریان قیام ابن‌طباطبا و ابوالسرایا، بنابر بعضا احادیث، امام رضا(ع) در مواجهه با زید، از شیوه رفتارش، انزجارآمیز کلام اظهار‌کرد و قسم حافظه نمود که هیچوقت با زید صحبت رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نگوید.[۳]

کمپانی در کودتا ابن طباطبا و ابوالسرایا
منابعی که از زید حرف گفته‌اند، تنها به نقش او در کودتا ابن‌ طباطبا و ابوالسرایا در عراق (در سال‌های ۱۹۹ و ۲۰۰ق) اشاره کرده‌اند. انگیزه و کیفیت پیوستن وی به‌این کودتا پر‌نور وجود ندارد. گفته شد که بعداز مرگ ابن‌ طباطبا، وقتی که ابوالسرایا و یارانش با جوانی علوی به اسم محمد بن محمد بن زید بیعت کردند، وی، زید بن موسی را به ولایت اهواز منصوب آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرد.[۴]

زید در رویه اهواز، به یاری عباس‌ بن محمد جعفری، والی منتخب ابوالسرایا، به بصره شتافت و با غلبه بر حسن‌ بن علی پر اسم و رسم به مأمونی، دلیل عباسیان در بصره، آن شهر را تصرف کرد.[۵] زید بن موسی اندکی آن‌گاه، عباس‌ بن محمد را نیز خارج نمود و بصره را ضمیمه قلمرو خویش کرد.[۶]

کنیه زید النار
زید بعداز غارت اموال عموم، امرکرد منزل‌های بنی عباس و طرفدارانشان را حریق زدند و هرگاه یک کدام از آنها را نزد او می‌بردند، امر می‌اعطا کرد که اورا در حریق بسوزانند، ازاین‌رو به زیدالنّار ملقب شد.[۷][یادداشت ۱]

اسارت
با مرگ ابوالسرایا و تصرف بصره به دست سپاه عباسی، زید به اسارت درآمد.[۹] طریق اسارت او را مختلف نقل کرده‌اند. طبری بر آن میباشد که او، جانبداری خواست و علی بن ابی سعید، فرمانده سپاه عباسی، به وی نگهبانی اعطا کرد.[۱۰] سازه به روایتی دیگر، او‌را به بغداد نزد حسن بن راحت فرستادند، حسن‌ بن سهل وآسان درصدد قتل وی بود البته زیرا هیچ دستوری از مأمون برای این شغل اخذ نکرده بود و یکی درباریان نیز او‌را از اثار این عمل بیم بخشید، از کشتن او صرف‌ لحاظ کرد.[مستلزم منبع]


حرم منسوب به زید النار در آفریز قائنات
زید تا مجال بیعت عموم بغداد با ابراهیم بن مهدی، در زندان بود. در‌این هنگام، هوا داران مأمون اورا از زندان خارج آوردند و نزد مأمون فرستادند.[۱۱] بلعمی بر آن میباشد که زید از زندان علی بن ابی سعید گریخت و به عبدالله، اخوی ابوالسرایا، پیوست و درصدد فتح بصره برآمد البته اسیر شد و اورا به بغداد فرستادند.[۱۲] در بغداد، در زندان بود تا‌زمانیکه شورشیان اورا فراری دادند و مخفی شد.[۱۳] در ادامۀ این قصه، بلعمی از تصمیم بغدادیان برای به خلافت نشاندن زیدالنّار صحبت گفته میباشد.

ماجرا گردیزی نیز حاکی از آن میباشد که حسن‌ بن سهل و آسان، بعد از قتل ابوالسرایا، زید را نزد مأمون ارسال کرد.[۱۴] بیان شده که مأمون به احترام امام رضا(ع) اورا به نزدش ارسال کرد و امام هم به شدت اورا توبیخ و شماتت کرد.[۱۵]

فرزندان
بنابر برخی نقل‌ها، او ۱۰ پسر داشت،[۱۶] البته ابن‌عِنَبه اورا دارنده ۴ پسر به اسم‌های حسن، حسین‌المحدّث، جعفر و موسی اصّم دانسته و برآن میباشد که نسل او در مغرب، عراق (بنوصعب، بنومکارم) و جمهوری اسلامی ایران متفرق‌اند.[۱۷]

بازدید : 33
سه شنبه 27 خرداد 1404 زمان : 14:16


زید بن موسی بن جعفر(ع)، پر اسم و رسم به زید النّار، فرزند امام کاظم(ع) و اخوی امام رضا(ع) بود. زید در قیام علویان به رهبری ابن‌طباطبا و ابوالسرایا در عراق (در سال‌های ۱۹۹ و ۲۰۰ق) که سبب ساز به تصرف بصره شوید، کمپانی داشت. خلق و خوی خشن وی با هوا داران بنی‌عباس در بصره، نارضایتی امام رضا(ع) را بدنبال داشت و قسم خاطر نمود که هیچ گاه با زید کلام نگوید. بعد از مرگ ابوالسرایا و تصرف بصره بوسیله عباسیان، زید به اسارت در آمد و در حکومت مستعین در سامرا مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد درگذشت.

معاش
نبو
امام موسی کاظم (ع)
فرستاده اکرم
حضرت فاطمه‌ امام علی
امام حسین
امام سجاد
امام محمد باقر
امام جعفر راستگو
امام موسی کاظم
پسران دختران
امام رضا ابراهیم احمد اسحاق حسین حمزه زید
عبدالله قاسم محمد اسماعیل هارون عباس
جعفر عبیدالله حسن فضل و ادب سلیمان
حضرت معصومه فاطمه صغری حکیمه رقیه ام‌أبیها رقیه صغری کلثوم
ام‌ جعفر لبابه زینب خدیجه علیه آمنه حسنه
بریهه عایشه ام سلمه میمونه ام‌کلثوم
داده ها ظریف و بدون نقص درباره مجال و جای ولادت و فوت زید و دیگر اجزای معاش فردی وی در مشت وجود ندارد. زید بن موسی، اخوی امام رضا(ع) بود و نزدیک به ۲۵۰ق همزمان با خلافت مستعین، در سامراء رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد درگذشت.[۱]

ناخشنودی امام رضا(ع)
سخنان توبیخ آمیز امام رضا(ع)
خطاب به زید:

«ای زید! آیا تورا حرف عموم ابله اهل کوفه مغرور کرده است که ماجرا نمایند «فاطمه عفّت خویش را نگه داشت پس خدا حریق را بر ذریه‌اش حرام ایجاد کرد»؟ این کلام، صرفا منحصر به فرد حسن و حسین میباشد. در صورتی‌که گمان میبری که تو با معصیت آفریدگار عزّ و جلّ به پردیس روی و پدرت موسی بن جعفر(ع) اطاعت پروردگار نماید و وی نیز به پردیس باطن گردد، در‌این‌حالت‌ تو در نزد پروردگار گرامی‌خیس از وی خواهی بود! به معبود قسم و سوگند هیچ‌کس جز از روش طاعت به آنچه نزد معبود میباشد نخواهد رسید، و تو می پنداری با معصیت بدان می رسی، پس گمان تو گمان بدی آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد»
زید اعلام کرد: اینجانب اخوی تو و پسر پدرت هستم.
حضرت در پاسخش فرمود: «تو وقتی اخوی منی که معبود عزّ و جلّ را اطاعت کنی. آفریدگار پسر نوح را هم زیرا معصیت کرد از خویشاوندان وی خارج راند.»

عیون خبر‌ها الرضا، ج ۲، ص۲۳۴

تعدادی ماجرا از امام رضا(ع) در سرزنش زید و دعوت او به رعایت زهدوتقوا و خودداری از معاصی آمده میباشد.[۲] بعداز خشونت وی در بصره در جریان قیام ابن‌طباطبا و ابوالسرایا، بنابر بعضا احادیث، امام رضا(ع) در مواجهه با زید، از طریق رفتارش، انزجارآمیز حرف ذکر کرد و قسم حافظه نمود که هیچوقت با زید حرف نگوید.[۳]

بازدید : 46
دوشنبه 26 خرداد 1404 زمان : 15:43


شهید شدن
پرونده:مرقد حبيب بن مظاهر.jpg
مرقد حبیب بن مظاهر در مقبره امام حسین(ع)
سازه به نقل از روضه خوان عباس قمی، حبیب بن مظاهر ۶۲ نفر از اشخاص معاند را کشت. بعداز آن بدیل بن صریم عقفانی به وی حمله کرد و با چاقو بر فرقش زد، شخص دیگری با نیزه به وی حمله کرد. بعد از آنکه حبیب از اسب بر زمین به‌زمین‌خورد بدیل بن صریم سرش را از بدن غیروابسته کرد.[۳۲] بنابر گزارش دیگری که در بحار الانوار آمده میباشد، مردى از بنی‌تمیم بر حبیب حمله کرد و نیزه‌‏اى به وی زد. وقتى حبیب خواست برخیزد، حصین بن نمیر، ضربه‌ای بر سرش زد و اورا از پاى درآورد، آنگاه آن مرد تمیمى سرش را از بدن غیروابسته مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نمود.[۳۳]

امام حسین(ع) خویش را به بالین حبیب رساند و فرمود: «اَحْتَسِبُ نَفْسی و حماة اَصحابی» جایزه خویش و یاران حمایت کننده خویش را، از آفریدگار انتظار میبرم.[۳۴] در نَفَس المَهْموم آمده میباشد که حضرت فرمود: ای حبیب، مردی با فضیلت بودی که در یک شب قرآن را ختم رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد می‌کردی.[۳۵]

آسیب بدن و خون رمز و پیشانی مصدوم
هستنـد بـه میدان وصالم سه آدرس
بگشـوده دهن، جراحت تنم، تاکه بگوید
علاقه میباشد، تنها علاقه حقیقی و واقعی، خیر زبانی[۳۶]

به نقل از محمد بن طاهر سماوی، حبیب بن مظاهر فرزندی به اسم قاسم داشت. وی هنگامی به بلوغ رسید بدیل بن صریم را کشت.[۳۷]

مدفن
گویند: فامیل بنی‌اسد هنگام دفن شهدای کربلا حبیب را که از بزرگان خویش بود، در کنار قبر امام حسین(ع) مستقل به خاک سپردند. مرقد وی در بقاع امام حسین(ع) قراردارد.[۳۸] البته محققان دانشنامه امام حسین(ع) که درباره‌ی اتفاق عاشورا به شرح بازرسی کرده‌اند، به جهت دست نیافتن به مدرکی در خصوص جداگانه بودن مدفن حبیب از سایر شهدا، این جای را تحت عنوان مزار حبیب تأیید آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نکرده‌اند.[۳۹]

نقل ماجرا
در کتاب‌های حدیثی روایاتی از حبیب نقل گردیده است. بنابه گفته روحانی صدوق، حبیب از امام حسین(ع) پرسید، پیش از آن‌که خدا حضرت انسان(ع) را بیافریند، شما چه بودید؟ امام(ع) فرمود: ما شبح‌‏هاى نورى بودیم که دور و بر اسمان آفریدگار به دور می‌زدیم و به ملائکه، تسبیح (سبحان الله) اعلام کردن و تهلیل (لا اله الا الله) و تحمید (الحمد لله) را آموختن می‌‏دادیم.[۴۰]

تک‌نگاری
کتاب "حبیب بن مظاهر" پنج‌مین شماره از دسته شناخت با اسوه‌ها نوشته جواد محدثی میباشد که چاپ هشتم آن در سال ۱۳۹۳ش از سوی بوستان کتاب قم منتشر گردیده است. این کتاب در ۵۲ شیت معاش حبیب بن مظاهر را گزارش نموده است.[۴۱]

پانویس
امین، اعیان الشیعه، ۱۹۸۶م، ج۴، ص۵۵۳.
سماوی، ابصارالعین، ۱۳۸۱ش، ص۳۰۸.
طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۹۶۷، ج۵، ص۳۵۲، ۳۵۵، ۴۱۶.
بلاذری، انساب الاشراف، ۲۰۰۰م، ج۲، ص۴۶۲، ۴۷۸، ۴۸۰.
ابن‌اعثم، الفتوح، ۱۹۹۱م، ج۵، ص۲۸، ۳۴، ۸۷.
مامقانی، تنقیح المقال، ۱۴۲۳ق، ج۱۷، ص۳۹۴ـ۳۹۵.
امین، اعیان الشیعه، ۱۹۸۶م، ج۴، ص۵۵۳.
ابن‌حجر عسقلانی، الاصابة، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۱۴۲.
امین، اعیان الشیعه، ۱۹۸۶م، ج۴، ص۵۵۴.
روحانی طوسی، رجال الطوسی، ۱۳۷۳ش، ص۶۰، ۹۳، ۱۰۰.
سماوی، ابصارالعین، ۱۳۸۱ش، ص۱۲۷.

بازدید : 24
دوشنبه 26 خرداد 1404 زمان : 15:39


در بعدازظهر تاسوعا
حبیب بن مظاهر، پیش از روز عاشورا، قرة بن قیس حنظلی را که از طرف قدمت بن سعد برای امام حسین(ع) طومار آورده بود، راهنمایی کرد و از وی خواست که حسین(ع) را امداد نماید چراکه به واسطه پدرانش آفریدگار تو و ما کرامت بخشیده میباشد.[۲۳] در روز نهم محرم، حبیب به ملازمت و همراهی زهیر و گروهی دیگر به یار و همدم حضرت عباس(ع) به قصد راهنمایی سپاه معاند که می‌خواستند به چادر‌های امام حمله نمایند، به عنوان کردن اوصاف امام و یارانش پرداخت و آنان‌را از نبرد برحذر مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد داشت.[۲۴]

در شب عاشورا
در شب عاشورا، نافع بن هلال، حبیب را از نگرانی زینب دختر امام علی(ع)، درباره وفاداری یاران امام آگاه کرد. نافع و حبیب، اصحاب امام حسین را گرد آوردند و کلیه نزد امام رفتند و اعلان کردند که تا واپسین قطره خون خویش از قبیله رسول(ص) پناه خواهند رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرد.[۲۵]

در روز عاشورا
روز عاشورا، امام حسین(ع) حبیب بن مظاهر را فرمانده جبهه چپ نیروهای خود کرد.[۲۶] امام حسین(ع) در سخنرانی خویش، حسب، نسب، فضیلت ها خود و حدیث "هذانِ سَیّدا شَبابِ اَهلِ الْجَنَّةِ" را یادآور شد و فرمود فی مابین شما اشخاصی می‌باشند که‌این حدیث را از رسول(ص) شنیده‌اند. درین هنگام شمر بن ذی‌الجوشن اظهار کرد: اینجانب پروردگار را با تردید عبادت کرده باشم در صورتی‌که بدانم تو چه میگویی. حبیب بن مظاهر در جواب وی اذعان کرد: به معبود اینجانب چنان میبینم که تو با هفتاد تردید معبود را عبادت می کنی، شهید شدن میدهم که راست میگویی و نمی‌فهمی چه می گوید، چراکه قلب تو سیاه و مهر آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شد‌ه‌است.[۲۷]

در اولِ زد خورد که سلامت از فامیل زياد و يسار از وابستگان عبيداللَّه بن سلامت لشکریان قدمت سعد نزاع می‌طلبیدند، حبیب و بریر بن خضیر به سوی میدان رفتند، ولی امام حسین آنان را بازداشتن کرد.[یادداشت ۱] وقتی که ابوثمامه صائدی وقت نماز را به امام متذکر شد، امام فرمود: از آنها بخواهید دست از نزاع بردارند تا نماز بخوانیم. حصین بن نمیر خاطرنشان کرد: نمازتان قبول وجود ندارد. حبیب بن مظاهر اظهار‌کرد: خاطر می کنی نماز قوم و قبیله فرستاده قبول وجود ندارد و نماز تو قبول میباشد ‌ای شراب‌خوار. حبیب بر وی حمله کرد و با چاقو به طور اسب حصین زد، وی بر زمین زمین خورد و یارانش حمله کرده، او‌را از چنگ حبیب نجات دادند.[۲۹]

حبیب بعد از آنکه مسلم بن عوسجه بر زمین افتاده بود و لحظات انتها عمرش را سپری می کرد خطاب به وی اعلام کرد: «کشته شدن تو بر اینجانب بسی نقص‌ میباشد، اما تو‌را به فردوس مژده میدهم» مسلم بن عوسجه خاطرنشان کرد: آفریدگار تو‌را به نه بشارت دهد. بعد حبیب به وی خاطرنشان کرد: در شرایطی که شهادتم مجاورت خلا، دوست داشتم آنچه برایت اصلی میباشد به اینجانب وصیت کنی تاحق فقهی و خویشاوندی خویش را ادا کرده باشم. مسلم بن عوسجه به امام اشاره نمود و به حبیب اعلام‌کرد: «تورا وصیت می کنم به امام حسین(ع)، خدای رحمتت نماید تا جان در تن داری از وی حمایت کن و از کمک‌اش دست مکش تا کشته شوی.» حبیب بن مظاهر اعلام‌کرد: به وصیت تو کار می کنم و دیده تورا پر‌نور می‌گردانم.[۳۰]

رجزهای حبیب
حبیب روز عاشورا رَجَزی که در حمله‌هایش می خواند اینگونه بود:

اَنا حَبیبُ وَ اَبی مُظَهَّر
فارِسُ هَیجاءَ و حَرْبٍ تُسعَر
اَنتُم اَعَدُّ عُدَّةً وَ اَکثَر
وَ نَحنُ اَوفی مِنکُم وَ اَصْبَر
وَ نَحنُ اَعلی حُجَّةً وَ اَظْهَر
حَقّاً وَ اَتقی مِنکُم وَ اَعذَر
ترجمه: اینجانب حبیبم و پدرم مظهر میباشد، جنگاور میدان کارزار و حریق شعله‌ور نبردم تعداد شما بیشتر و فراتر میباشد اما ما در رویه حق از شما وفادارتر و بردبارتریم. حجت‌مان بلندتر و حق ما آشکارتر میباشد و از شما باتقواتر و دلیلمان استوارتر میباشد.[۳۱]

تعداد صفحات : 62

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 621
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه