loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 24
پنجشنبه 22 آذر 1403 زمان : 11:20


هر ظاهرى را باطنى و هر شکل را معنایى میباشد؛ انضباط معنوى روح و جان انضباط نظامى میباشد و ارتباط این دو همچون پوست و مغز و روح و جسم میباشد که با یکدیگر همبستگى و پیوستگى دارا هستند. متن ها دینى هم به رعایت و محافظتِ هر دو جنبه ظواهر و درون تأکید دارااست. این نوشته ی علمی در صدد تبیین مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد آن میباشد که انضباط نظامى یک فرمان العمل کم آب و بى روح وجود ندارد، بلکه نفخه معنویت در وی دمیده گردیده و دریایى از فضائل و کرامت انسانى در وراى بندها و لفظ ها راهبرد انضباطى موج مى زند و صورتى میباشد که مضمون‌ به آن زیبایى و تکان مى بخشد. از این رو سازمانى مقتدر و مستحکم میباشد که پشتیبان معنوى و اخلاقى ضوابط و رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد دستورالعمل را احیا و تقویت کند و هنجارهاى دینى را در جان کارمندان نهادینه سازد.
تعریف‌و‌تمجید

«انضباط» به معنى سعى کل در محافظت چیزى؛ سامان به چنگ آوردن، پیوستگى، عدم آشفتگی و پیروى بی نقص از امرها نظامى و آراستگى ظواهر، و مساوی انگلیسى آن کلمه و واژه دیسیپلین (DISIPLIN) به معنى مرید و تقلید کننده میباشد.

معنوى منسوب به مضمون‌ و مفهوم در لغت، درون و حقیقت در مقابل شکل و ظواهر میباشد . آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد

در کارها نظامى مقابل مادیات به معنى روحیات میباشد؛ رَفَعَ المَعنَاوّاتِ الجُنُود؛ یعنى روحیه سربازان را تقویت کرد.

خواسته از معنویت در‌این متن بها هاى والاى اسلامى و انسانى میباشد که با توفیق مأموریت هاى نیروهاى دارای سلاح جمهورى اسلامى رابطه مجاورت داراست. ایمان، تکیه، تقوى، شجاعت، طاقت، صداقت، ولایتمدارى، ایثار، وفاى به پیمان، اطاعت پذیرى عاشقانه، اخلاص مثلا مصادیق کارها معنوى میباشد.

انضباط معنوى

در حوزه ادبیات نوین نویسندگان و گویندگان با واژه و کلمه انضباط، ترکیبات بدیعى در حوزه هاى متفاوت رایج کرده اند، مثلا: «انضباط علمى»، «انضباط اقتصادى»، «انضباط اخلاقى»، «انضباط خانواده»، «انضباط فردى»، «انضباط اجتماعى»و «انضباط نظامى». هدف هر مورد از این ترکیبات نیز در حوزه و قلمرو تخصصى خویش براى مخاطبانشان به طور تقریب مشخص و معلوم میباشد.

ولی نگاه و جهت دهى ما درین نوشته‌علمی با غرض بقیه کلمه ها و ترکیبات تفاوت مى نماید؛ این نوشته‌ی علمی به تعریف و تبیین «معنویت در انضباط» مى پردازد که از نگاه ادبى «اضافه مقلوب» اسم داراست و ماده 7 و 8 دستورالعمل انضباطى نیروهاى دارای سلاح که علت اصلى تدوین نوشته ی علمی میباشد؛ ما‌را در تمجید این تیتر و ادله همسایگى واژه و کلمه «انضباط» با «معنویت» و «اضافه مقلوب» بودن آن یارى مى رساند و قلمرو مشاجره براى مخاطبان عزیز پر‌نور مى گردد.

«ماده 7 ـ انضباط داراى دو جنبه میباشد: الف ـ جنبه معنوى ب ـ جنبه ظاهرى
ماده 8 ـ جنبه معنوى انضباط:

جنبه معنوى انضباط در تاثیر ایمان و اطمینان به پروردگار و مبانى آیین مبین اسلام و ایفا فرائض دینى و پایبند بودن به احکام و بها هاى رفتار اسلامى، شم مسئولیت معنوى در عوض نظام حکومت اسلامى، سرزمین و ملت ایثارگر جمهوری اسلامی ایران، ضابطه و وظایف محوله، اطمینان به منطقى و عادلانه بودن قانون ها و یقین (یا این که پشت گرمی) به فرماندهان، رؤسا و مدیران و همیاران در نیروی کار به وجود مى آید. به طورى که در شرایطی‌که آحاد بررسی ها برداشته خواهد شد جنبه معنوى انضباط همچنان پا بر جا و برقرار مى ماند. جنبه معنوى انضباط، مبنا و شالوده تربیت نیروهاى دارای اسلحه مکتبى، فداکار و وظیفه شناس را تشکیل مى دهد.»

به این ترتیب، نظم و انضباط قفس آهنینى وجود ندارد که عزم و تفویض را از بشر سلب نماید و اورا از دنیا معنویت تهى سازد، بلکه نهرهایى سرچشمه گرفته از آموزه هاى دینى و معنوى میباشد که نهال هاى تشنه کام را از زلال لیوان خویش سیراب مى نماید.

تأثیر متقابل انضباط ظاهرى و معنوى

مقصود مدرسه حیاتبخش اسلام، ارتقا سطح معرفت دینى و تعالى آدم هاست و براى وصال بدین غرض اپ هاى جامع و دقیقى را براى عبور از مسیر مالامال نشیب و فراز دستیابى به کمال پیش بینى کرده تا آدم بتواند با پاى اعتقادات دینى و ره بار فضیلت ها اخلاقى به قله انسانیت ترفیع نماید. بدین ترتیب با سامان یافتن کارها معرفتى و اخلاقى و معنوى به طور طبیعی رفتارهاى بیرونى و ظاهرى هم منظم مى شوند.

عمارت راهبرد انضباطى نیروهاى دارای سلاح بر شالوده هاى مستحکم باورهاى دینى پایدار گردیده و همان طور که کار به مؤلفه هاى معنوى و تقویت اعتقادات، در نظم ظاهرى جلوه مى نماید؛ عبور از پله هاى نظم ظاهرى هم دستیابى به عمارت رفیع مقامات معنوى را مسیر مى سازد. پس، توقع دیندارى و زهدوتقوا از یک دسته نظامى و آموزشى فرمان باطلى وجود ندارد و خیر صرفا انضباط نظامى و ادارى هیچ تضادى با کارها معنوى و اخلاقى ندارد، بلکه ارزشمندى و قداست فراگیری، انضباط و سازماندهى و رئیس نظامى بر میزان رعایت زهد و تقوا، رویش اعتقادات، تواضع و روح برادرى میباشد.

در روزگار هواخواهی مقدس این تعامل و تأثیر متقابل تماما خویش را نمایان تشکیل داد و اثبات شد که مى قدرت ـ و می بایست ـ به طور همزمان با حصول علم و رشته آورى نظامى، به تحکیم اساس هاى اعتقادات دینى و تروتمیز شدن به فضیلت ها اخلاقى تلاش گماشت و با ساخت و ساز یک مخلوط قشنگ و آرمانى، در میدان کارزار شگفتى آفرید.

امام خمینى(ره) نیز یگان هایى را سزاوار آمادگى دفاعى جانبداری از مرزوبوم و دستاوردهاى انقلاب مى دانستند که توانسته باشند خلال آراستگى ظاهرى، به نظم معنوى و باطنى هم خویش را مجهز کرده باشند.

در نظام حاکمیت دینى اکثر عنوان ها و مسئولیت ها از اعتبار دینى و پشتیبان معنوى برخوردارند؛ برای مثال اطاعت از فرمانده در نیروهاى دارای سلاح اسلامى ما یحتاج و واجب میباشد، چون از لحاظ سلسله مراتب فرماندهى به رأس هرم رئیس نظام یعنى ولى عالم متصل مى شود. پس اعتقادوباور به ولایت دانا و نظام ولایى میباشد که نیروها را به اطاعت از اوامر فرماندهان و مسئولان ترغیب مى نماید.

در فیض خلق و خوی منظم و ظریف یک نظامى نشانگر علت عمیق و معنوى اوست و صفاى درون و آراستگى جان به فضیلت ها میباشد که او‌را در اطراف عمل مظهر کوشش و نظم مى سازد. پس معتقدترین و مؤمن ترین شخص نظامى، با انضباط ترین و منظم ترین بشر میباشد.

امام خمینى(ره) توفیق هاى معنوى نیروهاى دارای اسلحه را وام دار رعایت دستورالعمل و سلسله مراتب و اطاعت پذیرى مى دانستند. و معتقد بودند که: «آن کس که جهات معنوى خودش را تقویت کرد، آن کس در جهات طبیعى هم قوى مى گردد.

معنویت و انقلاب اسلامى

مثلا عواملى که انقلاب اسلامى و دینى را پدید آورد دقت به داخل معنوى بشر و واقعیت الهى دنیا بود. از این رو شجره طیبه انقلاب اسلامى ریشه در معنویت و آموزه هاى دینى داراست؛ هر چندین مستشرقین و عقیده پردازان غربى که فکر هایشان خارج از حوزه آیین آب مى خورد، سعى مى نمایند با مقایسه این انقلاب با بقیه انقلابها به محاسبه و آشنایی آن دست یابند، ولی از شعور عمق معنوى آن عاجزند، چون آنچه که انقلاب اسلامى را از دیگر انقلاب هاى دنیا متمایز مى سازد نقش آئین، معنویت و فضیلت ها اخلاقى میباشد که در تار و پود آن تنیده گردیده‌است.

در پرتو معنویت گرایى، نام‌و‌نشان دینى و ماهیت اصیل فرهنگى ملت احیا شد و این سیر تکاملى انقلاب، جامعه اى را سازه بنیان که کلیه ارکانش بر معنویت و خوی و فضیلت ها انسانى توکل دارااست.

امام خمینى، احیاگر اسلام ناب در بعدازظهر انزواى آیین و پرچمدار معنویت در زمانه هجوم درنگ هاى مادى و معمار والا نظام اسلامى، این اتفاق بزرگ تاریخى را یک انقلاب درونى، معنوى و روحى معرفى مى نماید که امواج وسیع فضیلت ها آن عالم بشریت را طی کرد. وی بر این یقین بود که فروغ الهى در سرزمین جلوه گر شد و با دست معنوى و غیبى الهى، تحولى عمیق روحى و انقلابى در داخل ملت جمهوری اسلامی ایران پدیدآمد و بشر هاى مادى و تک بعدى به اسوه هاى جامع اخلاقى و معنوى تبدیل شدند و با اقتدار آئین و سلاح معنویت بر حاکمان به ظواهر قوی و دیکتاتور ستمشاهى غالب شدند و این اعجاز تبارک ترین دستاورد انقلاب اسلامى میباشد.

الگوى این انقلاب سیره سیاسى الهى نبی اسلام(ص) و ائمه معصومین(ع) بود و آحاد حوزه ها و قلمروهایى که با متن انقلاب و نظام اسلامى رابطه داشت در حوزه آیین و معنویت بشر تعبیر و نهادینه مى شوید.

همبستگى، فداکارى، شهید شدن طلبى، آرمان گرایى، اسلام خواهى نهال هایى بود که در دل و تفکر عموم جوانه زده بود. با احیاى بها ها و اشاعه آموزه هاى دینى و رویش معنویت، نیروهاى دارای سلاح مقام و نام‌و‌نشان حقیقى، دینى خویش را بازیافت، سپاه پاسداران انقلاب اسلامى از بطن آرمان هاى دینى و اسلامى عموم پا به عرصه انقلاب گذاشت و مأموریت خطیر حراست از دستاوردهاى انقلاب را به دوش گرفت، از همین رو محافظت و استمرار این حرکت پویا، تمسک به آموزه هاى دینى و استمرار راه و روش معنویت انقلاب میباشد.

تفاوت اصلى جامعه دینى نیز با بقیه دولت ها غیر دینى (لائیک یا این که سکولار) نهادینه شدن هنجارهاى اخلاقى و معنوى در آن جامعه میباشد، البته برخى دولت ها توسعه یافته به روش هاى پلیسى یا این که انذار و فریب، عموم را به رعایت ضوابط و تایید هنجارهاى مقبول حاکمان وادار مى سازند.


هر ظاهرى را باطنى و هر شکل را معنایى میباشد؛ انضباط معنوى روح و جان انضباط نظامى میباشد و ارتباط این دو همچون پوست و مغز و روح و جسم میباشد که با یکدیگر همبستگى و پیوستگى دارا هستند. متن ها دینى هم به رعایت و محافظتِ هر دو جنبه ظواهر و درون تأکید دارااست. این نوشته ی علمی در صدد تبیین مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد آن میباشد که انضباط نظامى یک فرمان العمل کم آب و بى روح وجود ندارد، بلکه نفخه معنویت در وی دمیده گردیده و دریایى از فضائل و کرامت انسانى در وراى بندها و لفظ ها راهبرد انضباطى موج مى زند و صورتى میباشد که مضمون‌ به آن زیبایى و تکان مى بخشد. از این رو سازمانى مقتدر و مستحکم میباشد که پشتیبان معنوى و اخلاقى ضوابط و رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد دستورالعمل را احیا و تقویت کند و هنجارهاى دینى را در جان کارمندان نهادینه سازد.
تعریف‌و‌تمجید

«انضباط» به معنى سعى کل در محافظت چیزى؛ سامان به چنگ آوردن، پیوستگى، عدم آشفتگی و پیروى بی نقص از امرها نظامى و آراستگى ظواهر، و مساوی انگلیسى آن کلمه و واژه دیسیپلین (DISIPLIN) به معنى مرید و تقلید کننده میباشد.

معنوى منسوب به مضمون‌ و مفهوم در لغت، درون و حقیقت در مقابل شکل و ظواهر میباشد . آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد

در کارها نظامى مقابل مادیات به معنى روحیات میباشد؛ رَفَعَ المَعنَاوّاتِ الجُنُود؛ یعنى روحیه سربازان را تقویت کرد.

خواسته از معنویت در‌این متن بها هاى والاى اسلامى و انسانى میباشد که با توفیق مأموریت هاى نیروهاى دارای سلاح جمهورى اسلامى رابطه مجاورت داراست. ایمان، تکیه، تقوى، شجاعت، طاقت، صداقت، ولایتمدارى، ایثار، وفاى به پیمان، اطاعت پذیرى عاشقانه، اخلاص مثلا مصادیق کارها معنوى میباشد.

انضباط معنوى

در حوزه ادبیات نوین نویسندگان و گویندگان با واژه و کلمه انضباط، ترکیبات بدیعى در حوزه هاى متفاوت رایج کرده اند، مثلا: «انضباط علمى»، «انضباط اقتصادى»، «انضباط اخلاقى»، «انضباط خانواده»، «انضباط فردى»، «انضباط اجتماعى»و «انضباط نظامى». هدف هر مورد از این ترکیبات نیز در حوزه و قلمرو تخصصى خویش براى مخاطبانشان به طور تقریب مشخص و معلوم میباشد.

ولی نگاه و جهت دهى ما درین نوشته‌علمی با غرض بقیه کلمه ها و ترکیبات تفاوت مى نماید؛ این نوشته‌ی علمی به تعریف و تبیین «معنویت در انضباط» مى پردازد که از نگاه ادبى «اضافه مقلوب» اسم داراست و ماده 7 و 8 دستورالعمل انضباطى نیروهاى دارای سلاح که علت اصلى تدوین نوشته ی علمی میباشد؛ ما‌را در تمجید این تیتر و ادله همسایگى واژه و کلمه «انضباط» با «معنویت» و «اضافه مقلوب» بودن آن یارى مى رساند و قلمرو مشاجره براى مخاطبان عزیز پر‌نور مى گردد.

«ماده 7 ـ انضباط داراى دو جنبه میباشد: الف ـ جنبه معنوى ب ـ جنبه ظاهرى
ماده 8 ـ جنبه معنوى انضباط:

جنبه معنوى انضباط در تاثیر ایمان و اطمینان به پروردگار و مبانى آیین مبین اسلام و ایفا فرائض دینى و پایبند بودن به احکام و بها هاى رفتار اسلامى، شم مسئولیت معنوى در عوض نظام حکومت اسلامى، سرزمین و ملت ایثارگر جمهوری اسلامی ایران، ضابطه و وظایف محوله، اطمینان به منطقى و عادلانه بودن قانون ها و یقین (یا این که پشت گرمی) به فرماندهان، رؤسا و مدیران و همیاران در نیروی کار به وجود مى آید. به طورى که در شرایطی‌که آحاد بررسی ها برداشته خواهد شد جنبه معنوى انضباط همچنان پا بر جا و برقرار مى ماند. جنبه معنوى انضباط، مبنا و شالوده تربیت نیروهاى دارای اسلحه مکتبى، فداکار و وظیفه شناس را تشکیل مى دهد.»

به این ترتیب، نظم و انضباط قفس آهنینى وجود ندارد که عزم و تفویض را از بشر سلب نماید و اورا از دنیا معنویت تهى سازد، بلکه نهرهایى سرچشمه گرفته از آموزه هاى دینى و معنوى میباشد که نهال هاى تشنه کام را از زلال لیوان خویش سیراب مى نماید.

تأثیر متقابل انضباط ظاهرى و معنوى

مقصود مدرسه حیاتبخش اسلام، ارتقا سطح معرفت دینى و تعالى آدم هاست و براى وصال بدین غرض اپ هاى جامع و دقیقى را براى عبور از مسیر مالامال نشیب و فراز دستیابى به کمال پیش بینى کرده تا آدم بتواند با پاى اعتقادات دینى و ره بار فضیلت ها اخلاقى به قله انسانیت ترفیع نماید. بدین ترتیب با سامان یافتن کارها معرفتى و اخلاقى و معنوى به طور طبیعی رفتارهاى بیرونى و ظاهرى هم منظم مى شوند.

عمارت راهبرد انضباطى نیروهاى دارای سلاح بر شالوده هاى مستحکم باورهاى دینى پایدار گردیده و همان طور که کار به مؤلفه هاى معنوى و تقویت اعتقادات، در نظم ظاهرى جلوه مى نماید؛ عبور از پله هاى نظم ظاهرى هم دستیابى به عمارت رفیع مقامات معنوى را مسیر مى سازد. پس، توقع دیندارى و زهدوتقوا از یک دسته نظامى و آموزشى فرمان باطلى وجود ندارد و خیر صرفا انضباط نظامى و ادارى هیچ تضادى با کارها معنوى و اخلاقى ندارد، بلکه ارزشمندى و قداست فراگیری، انضباط و سازماندهى و رئیس نظامى بر میزان رعایت زهد و تقوا، رویش اعتقادات، تواضع و روح برادرى میباشد.

در روزگار هواخواهی مقدس این تعامل و تأثیر متقابل تماما خویش را نمایان تشکیل داد و اثبات شد که مى قدرت ـ و می بایست ـ به طور همزمان با حصول علم و رشته آورى نظامى، به تحکیم اساس هاى اعتقادات دینى و تروتمیز شدن به فضیلت ها اخلاقى تلاش گماشت و با ساخت و ساز یک مخلوط قشنگ و آرمانى، در میدان کارزار شگفتى آفرید.

امام خمینى(ره) نیز یگان هایى را سزاوار آمادگى دفاعى جانبداری از مرزوبوم و دستاوردهاى انقلاب مى دانستند که توانسته باشند خلال آراستگى ظاهرى، به نظم معنوى و باطنى هم خویش را مجهز کرده باشند.

در نظام حاکمیت دینى اکثر عنوان ها و مسئولیت ها از اعتبار دینى و پشتیبان معنوى برخوردارند؛ برای مثال اطاعت از فرمانده در نیروهاى دارای سلاح اسلامى ما یحتاج و واجب میباشد، چون از لحاظ سلسله مراتب فرماندهى به رأس هرم رئیس نظام یعنى ولى عالم متصل مى شود. پس اعتقادوباور به ولایت دانا و نظام ولایى میباشد که نیروها را به اطاعت از اوامر فرماندهان و مسئولان ترغیب مى نماید.

در فیض خلق و خوی منظم و ظریف یک نظامى نشانگر علت عمیق و معنوى اوست و صفاى درون و آراستگى جان به فضیلت ها میباشد که او‌را در اطراف عمل مظهر کوشش و نظم مى سازد. پس معتقدترین و مؤمن ترین شخص نظامى، با انضباط ترین و منظم ترین بشر میباشد.

امام خمینى(ره) توفیق هاى معنوى نیروهاى دارای اسلحه را وام دار رعایت دستورالعمل و سلسله مراتب و اطاعت پذیرى مى دانستند. و معتقد بودند که: «آن کس که جهات معنوى خودش را تقویت کرد، آن کس در جهات طبیعى هم قوى مى گردد.

معنویت و انقلاب اسلامى

مثلا عواملى که انقلاب اسلامى و دینى را پدید آورد دقت به داخل معنوى بشر و واقعیت الهى دنیا بود. از این رو شجره طیبه انقلاب اسلامى ریشه در معنویت و آموزه هاى دینى داراست؛ هر چندین مستشرقین و عقیده پردازان غربى که فکر هایشان خارج از حوزه آیین آب مى خورد، سعى مى نمایند با مقایسه این انقلاب با بقیه انقلابها به محاسبه و آشنایی آن دست یابند، ولی از شعور عمق معنوى آن عاجزند، چون آنچه که انقلاب اسلامى را از دیگر انقلاب هاى دنیا متمایز مى سازد نقش آئین، معنویت و فضیلت ها اخلاقى میباشد که در تار و پود آن تنیده گردیده‌است.

در پرتو معنویت گرایى، نام‌و‌نشان دینى و ماهیت اصیل فرهنگى ملت احیا شد و این سیر تکاملى انقلاب، جامعه اى را سازه بنیان که کلیه ارکانش بر معنویت و خوی و فضیلت ها انسانى توکل دارااست.

امام خمینى، احیاگر اسلام ناب در بعدازظهر انزواى آیین و پرچمدار معنویت در زمانه هجوم درنگ هاى مادى و معمار والا نظام اسلامى، این اتفاق بزرگ تاریخى را یک انقلاب درونى، معنوى و روحى معرفى مى نماید که امواج وسیع فضیلت ها آن عالم بشریت را طی کرد. وی بر این یقین بود که فروغ الهى در سرزمین جلوه گر شد و با دست معنوى و غیبى الهى، تحولى عمیق روحى و انقلابى در داخل ملت جمهوری اسلامی ایران پدیدآمد و بشر هاى مادى و تک بعدى به اسوه هاى جامع اخلاقى و معنوى تبدیل شدند و با اقتدار آئین و سلاح معنویت بر حاکمان به ظواهر قوی و دیکتاتور ستمشاهى غالب شدند و این اعجاز تبارک ترین دستاورد انقلاب اسلامى میباشد.

الگوى این انقلاب سیره سیاسى الهى نبی اسلام(ص) و ائمه معصومین(ع) بود و آحاد حوزه ها و قلمروهایى که با متن انقلاب و نظام اسلامى رابطه داشت در حوزه آیین و معنویت بشر تعبیر و نهادینه مى شوید.

همبستگى، فداکارى، شهید شدن طلبى، آرمان گرایى، اسلام خواهى نهال هایى بود که در دل و تفکر عموم جوانه زده بود. با احیاى بها ها و اشاعه آموزه هاى دینى و رویش معنویت، نیروهاى دارای سلاح مقام و نام‌و‌نشان حقیقى، دینى خویش را بازیافت، سپاه پاسداران انقلاب اسلامى از بطن آرمان هاى دینى و اسلامى عموم پا به عرصه انقلاب گذاشت و مأموریت خطیر حراست از دستاوردهاى انقلاب را به دوش گرفت، از همین رو محافظت و استمرار این حرکت پویا، تمسک به آموزه هاى دینى و استمرار راه و روش معنویت انقلاب میباشد.

تفاوت اصلى جامعه دینى نیز با بقیه دولت ها غیر دینى (لائیک یا این که سکولار) نهادینه شدن هنجارهاى اخلاقى و معنوى در آن جامعه میباشد، البته برخى دولت ها توسعه یافته به روش هاى پلیسى یا این که انذار و فریب، عموم را به رعایت ضوابط و تایید هنجارهاى مقبول حاکمان وادار مى سازند.

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 61

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 619
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه