در بعدازظهر تاسوعا
حبیب بن مظاهر، پیش از روز عاشورا، قرة بن قیس حنظلی را که از طرف قدمت بن سعد برای امام حسین(ع) طومار آورده بود، راهنمایی کرد و از وی خواست که حسین(ع) را امداد نماید چراکه به واسطه پدرانش آفریدگار تو و ما کرامت بخشیده میباشد.[۲۳] در روز نهم محرم، حبیب به ملازمت و همراهی زهیر و گروهی دیگر به یار و همدم حضرت عباس(ع) به قصد راهنمایی سپاه معاند که میخواستند به چادرهای امام حمله نمایند، به عنوان کردن اوصاف امام و یارانش پرداخت و آنانرا از نبرد برحذر مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد داشت.[۲۴]
در شب عاشورا
در شب عاشورا، نافع بن هلال، حبیب را از نگرانی زینب دختر امام علی(ع)، درباره وفاداری یاران امام آگاه کرد. نافع و حبیب، اصحاب امام حسین را گرد آوردند و کلیه نزد امام رفتند و اعلان کردند که تا واپسین قطره خون خویش از قبیله رسول(ص) پناه خواهند رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرد.[۲۵]
در روز عاشورا
روز عاشورا، امام حسین(ع) حبیب بن مظاهر را فرمانده جبهه چپ نیروهای خود کرد.[۲۶] امام حسین(ع) در سخنرانی خویش، حسب، نسب، فضیلت ها خود و حدیث "هذانِ سَیّدا شَبابِ اَهلِ الْجَنَّةِ" را یادآور شد و فرمود فی مابین شما اشخاصی میباشند کهاین حدیث را از رسول(ص) شنیدهاند. درین هنگام شمر بن ذیالجوشن اظهار کرد: اینجانب پروردگار را با تردید عبادت کرده باشم در صورتیکه بدانم تو چه میگویی. حبیب بن مظاهر در جواب وی اذعان کرد: به معبود اینجانب چنان میبینم که تو با هفتاد تردید معبود را عبادت می کنی، شهید شدن میدهم که راست میگویی و نمیفهمی چه می گوید، چراکه قلب تو سیاه و مهر آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شدهاست.[۲۷]
در اولِ زد خورد که سلامت از فامیل زياد و يسار از وابستگان عبيداللَّه بن سلامت لشکریان قدمت سعد نزاع میطلبیدند، حبیب و بریر بن خضیر به سوی میدان رفتند، ولی امام حسین آنان را بازداشتن کرد.[یادداشت ۱] وقتی که ابوثمامه صائدی وقت نماز را به امام متذکر شد، امام فرمود: از آنها بخواهید دست از نزاع بردارند تا نماز بخوانیم. حصین بن نمیر خاطرنشان کرد: نمازتان قبول وجود ندارد. حبیب بن مظاهر اظهارکرد: خاطر می کنی نماز قوم و قبیله فرستاده قبول وجود ندارد و نماز تو قبول میباشد ای شرابخوار. حبیب بر وی حمله کرد و با چاقو به طور اسب حصین زد، وی بر زمین زمین خورد و یارانش حمله کرده، اورا از چنگ حبیب نجات دادند.[۲۹]
حبیب بعد از آنکه مسلم بن عوسجه بر زمین افتاده بود و لحظات انتها عمرش را سپری می کرد خطاب به وی اعلام کرد: «کشته شدن تو بر اینجانب بسی نقص میباشد، اما تورا به فردوس مژده میدهم» مسلم بن عوسجه خاطرنشان کرد: آفریدگار تورا به نه بشارت دهد. بعد حبیب به وی خاطرنشان کرد: در شرایطی که شهادتم مجاورت خلا، دوست داشتم آنچه برایت اصلی میباشد به اینجانب وصیت کنی تاحق فقهی و خویشاوندی خویش را ادا کرده باشم. مسلم بن عوسجه به امام اشاره نمود و به حبیب اعلامکرد: «تورا وصیت می کنم به امام حسین(ع)، خدای رحمتت نماید تا جان در تن داری از وی حمایت کن و از کمکاش دست مکش تا کشته شوی.» حبیب بن مظاهر اعلامکرد: به وصیت تو کار می کنم و دیده تورا پرنور میگردانم.[۳۰]
رجزهای حبیب
حبیب روز عاشورا رَجَزی که در حملههایش می خواند اینگونه بود:
اَنا حَبیبُ وَ اَبی مُظَهَّر
فارِسُ هَیجاءَ و حَرْبٍ تُسعَر
اَنتُم اَعَدُّ عُدَّةً وَ اَکثَر
وَ نَحنُ اَوفی مِنکُم وَ اَصْبَر
وَ نَحنُ اَعلی حُجَّةً وَ اَظْهَر
حَقّاً وَ اَتقی مِنکُم وَ اَعذَر
ترجمه: اینجانب حبیبم و پدرم مظهر میباشد، جنگاور میدان کارزار و حریق شعلهور نبردم تعداد شما بیشتر و فراتر میباشد اما ما در رویه حق از شما وفادارتر و بردبارتریم. حجتمان بلندتر و حق ما آشکارتر میباشد و از شما باتقواتر و دلیلمان استوارتر میباشد.[۳۱]
در بعدازظهر تاسوعا
حبیب بن مظاهر، پیش از روز عاشورا، قرة بن قیس حنظلی را که از طرف قدمت بن سعد برای امام حسین(ع) طومار آورده بود، راهنمایی کرد و از وی خواست که حسین(ع) را امداد نماید چراکه به واسطه پدرانش آفریدگار تو و ما کرامت بخشیده میباشد.[۲۳] در روز نهم محرم، حبیب به ملازمت و همراهی زهیر و گروهی دیگر به یار و همدم حضرت عباس(ع) به قصد راهنمایی سپاه معاند که میخواستند به چادرهای امام حمله نمایند، به عنوان کردن اوصاف امام و یارانش پرداخت و آنانرا از نبرد برحذر مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد داشت.[۲۴]
در شب عاشورا
در شب عاشورا، نافع بن هلال، حبیب را از نگرانی زینب دختر امام علی(ع)، درباره وفاداری یاران امام آگاه کرد. نافع و حبیب، اصحاب امام حسین را گرد آوردند و کلیه نزد امام رفتند و اعلان کردند که تا واپسین قطره خون خویش از قبیله رسول(ص) پناه خواهند رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرد.[۲۵]
در روز عاشورا
روز عاشورا، امام حسین(ع) حبیب بن مظاهر را فرمانده جبهه چپ نیروهای خود کرد.[۲۶] امام حسین(ع) در سخنرانی خویش، حسب، نسب، فضیلت ها خود و حدیث "هذانِ سَیّدا شَبابِ اَهلِ الْجَنَّةِ" را یادآور شد و فرمود فی مابین شما اشخاصی میباشند کهاین حدیث را از رسول(ص) شنیدهاند. درین هنگام شمر بن ذیالجوشن اظهار کرد: اینجانب پروردگار را با تردید عبادت کرده باشم در صورتیکه بدانم تو چه میگویی. حبیب بن مظاهر در جواب وی اذعان کرد: به معبود اینجانب چنان میبینم که تو با هفتاد تردید معبود را عبادت می کنی، شهید شدن میدهم که راست میگویی و نمیفهمی چه می گوید، چراکه قلب تو سیاه و مهر آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شدهاست.[۲۷]
در اولِ زد خورد که سلامت از فامیل زياد و يسار از وابستگان عبيداللَّه بن سلامت لشکریان قدمت سعد نزاع میطلبیدند، حبیب و بریر بن خضیر به سوی میدان رفتند، ولی امام حسین آنان را بازداشتن کرد.[یادداشت ۱] وقتی که ابوثمامه صائدی وقت نماز را به امام متذکر شد، امام فرمود: از آنها بخواهید دست از نزاع بردارند تا نماز بخوانیم. حصین بن نمیر خاطرنشان کرد: نمازتان قبول وجود ندارد. حبیب بن مظاهر اظهارکرد: خاطر می کنی نماز قوم و قبیله فرستاده قبول وجود ندارد و نماز تو قبول میباشد ای شرابخوار. حبیب بر وی حمله کرد و با چاقو به طور اسب حصین زد، وی بر زمین زمین خورد و یارانش حمله کرده، اورا از چنگ حبیب نجات دادند.[۲۹]
حبیب بعد از آنکه مسلم بن عوسجه بر زمین افتاده بود و لحظات انتها عمرش را سپری می کرد خطاب به وی اعلام کرد: «کشته شدن تو بر اینجانب بسی نقص میباشد، اما تورا به فردوس مژده میدهم» مسلم بن عوسجه خاطرنشان کرد: آفریدگار تورا به نه بشارت دهد. بعد حبیب به وی خاطرنشان کرد: در شرایطی که شهادتم مجاورت خلا، دوست داشتم آنچه برایت اصلی میباشد به اینجانب وصیت کنی تاحق فقهی و خویشاوندی خویش را ادا کرده باشم. مسلم بن عوسجه به امام اشاره نمود و به حبیب اعلامکرد: «تورا وصیت می کنم به امام حسین(ع)، خدای رحمتت نماید تا جان در تن داری از وی حمایت کن و از کمکاش دست مکش تا کشته شوی.» حبیب بن مظاهر اعلامکرد: به وصیت تو کار می کنم و دیده تورا پرنور میگردانم.[۳۰]
رجزهای حبیب
حبیب روز عاشورا رَجَزی که در حملههایش می خواند اینگونه بود:
اَنا حَبیبُ وَ اَبی مُظَهَّر
فارِسُ هَیجاءَ و حَرْبٍ تُسعَر
اَنتُم اَعَدُّ عُدَّةً وَ اَکثَر
وَ نَحنُ اَوفی مِنکُم وَ اَصْبَر
وَ نَحنُ اَعلی حُجَّةً وَ اَظْهَر
حَقّاً وَ اَتقی مِنکُم وَ اَعذَر
ترجمه: اینجانب حبیبم و پدرم مظهر میباشد، جنگاور میدان کارزار و حریق شعلهور نبردم تعداد شما بیشتر و فراتر میباشد اما ما در رویه حق از شما وفادارتر و بردبارتریم. حجتمان بلندتر و حق ما آشکارتر میباشد و از شما باتقواتر و دلیلمان استوارتر میباشد.[۳۱]

جایگاه تاریخی و معنوی نام امام حسن مجتبی (ع) در مسجد فکوری مشهد