loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 5
سه شنبه 5 اسفند 1404 زمان : 14:23


مجاهده علمی
دلتنگی ملاهادی در کرمان برای مشهد
بدور از سلطان خراسان در بلا
همچو ایّوبم به کرمان دچار
بشر آسا از فریب عرش
صرتُ اینجانب پردیس طوسٍ راحلا
گرچه دارالفقرِ کرمان جنتی میباشد
لیک در جنات سفلست و علا
ای صبا بگرفته دامانت مگر
خاک دامنگیر طاقت فرسا این دلا
ای صبا از خطهٔ کرمان گذر
بر خراسان زیرا خورآسان از ولا
پس به آن شیرینِ شهر آشوب گوی
خاک راهت چشمٔ ما‌را جلا
پیش تو شیرینی کرمانیان
زیره در کرمان و پیش کان طلا و جواهرات
ای خروشانی عجب دلداده کُشی
سوختم از دوریت هنگفت دلا
از خراسان بوی خون آید همی
الصَّلا‌ای خیل جانباز الصلا
چندین «الست ربکم» «لا»را پاسخ
یا این که نباید کلب خویش خواند اَوّلا
واگرفتی سایهٔ خویش از سرم
پندار اسرارت نداری مجملا
قریشی سبزواری، حاج ملاهادی سبزواری حکیم مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد فرزانه، ۱۳۷۹ش، ص۲۰

هادی سبزواری از هشت سالگی به یادگرفتن علم ها فقهی پرداخت و در ده سالگی برای ادامه علم آموزی به مشهد رفت و سیزده سال در مورد علم ها نقلی، از اساتید آن دیار به کار گرفت و در سال ۱۲۳۶ق به مراد علم آموزی علم ها عقلی به اصفهان رفت. اساتید او به‌این قرار رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد:

ملا حسین سبزواری
محمد ابراهیم کرباسی، مالک اشارات الاصول
صاحب و مالک کناره
ملا علی بن ملا جمشید مازندرانی[۱۴]
آقا محمد علی نجفی (دو سال فقه)،
ملا اسماعیل درب کوشکی اصفهانی (پنج سال حکمت)
ملا علی نوری (حدود سه سال حکمت).
نحوه علمی
ملا هادی سبزواری مدرسه مستقلی در فلسفه ندارد و بیشتر عقیده فلسفی عبدالرزاق لاهیجی و ملا صدرا را تبیین و گستردن می‌نماید. کتاب منظومه وی که از اثرها اصلی او نیز به شمار میاید٬ جامع‌ترین کتابی میباشد که زمان بدون نقص منطق و فلسفه را در بر آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد دارااست.

اقبال لاهوری اعتقاد دارد بعداز ملاصدرا، فلسفه اهل ایران با رخنه‌ آئین جدید‌افلاطونی، به فلسفه اصیل افلاطون روی آورد که نماینده گران قدر این تمایل تازه ملا هادی سبزواری میباشد. وی گران قدر‌ترین متفکر گرانقدر بعدازظهر اخیر کشور‌ایران میباشد. فلسفۀ او مانند فلسفه‌های اسلاف وی طاقت فرسا با آیین آمیخته میباشد.[۱۵] پروفسور توشی‌هیکو ایزوتسو نیز بر آنست حاجی ملا هادی سبزواری متفکری میباشد که به حادثه همگان٬ گران قدر‌ترین فیلسوف اهل ایران در قرن نوزدهم بود. او در بین استادان و بزرگان عارف آن بعد از ظهر جایگاه اولیه را داشت.[۱۶]

اختلاف لحاظ با صدرا و بوعلی
ملاهادی در مسائلی زیرا دانش خداوند به ذات خود، حادث بودن فقید فرمان، تفاوت جنبش با تحریک، جوهر درک کردن بعضی اقسام دانش، پیمان به "معاد جسمانی و شیخ" و... نظری مختلف با طریقه صدرا دارااست. همینطور در قضیه درک کلیات، با بوعلی اختلاف حیث داراست.[۱۷]

درس دادن و تربیت فراگیر
ملاهادی بعد از هشت سال از اصفهان به مشهد برگشت و در مکتب حاج حسن [یادداشت ۱](مشهد)|مکتب حاج حسن]] درگیر درس دادن شد. پنج سال آنگاه به همپا همسرش به هجرت حج رفت. در برگشت از حج همسرش دار فانی را وداع گفت و وی حدود سه سال در کرمان به طور ناشناس تحت عنوان خادم مکتب معصومیه به ریاضت پرداخت و آخر و عاقبت به مشهد و آن گاه به سبزوار بازآمد و چهل ساله دوم عمرش را در آن جا به درس دادن فلسفه و تألیف و تصنیف پرداخت.[۱۸]

زمان علم آموزی در محضر ملاهادی هفت سال بود و همین که طلاب مقطع هفت سال در جلسات درس وی حاضر می‌شدند، ملاهادی آنان را در فلسفه خارج از التحصیل می‌دانست و دفعه جمع دیگری از محصلین بود.[۱۹] افرادی که می‌خواستند نزد حاجی علم آموزی نمایند بایستی دانسته ها مقدماتی را طی کرده باشند؛ یعنی می‌بایست صرف و نحو عربی، منطق، ریاضی ها، فقه و صحبت خوانده باشند. اشخاصی که از ذمه آزمون این دروس برمی آمدند برای علم آموزی در محضر ملاهادی پذیرفته می‌شدند[۲۰]

بعضی شاگردان حاجی:

ملا محمد، فرزند تبارک ملا هادی.
آخوند خراسانی مؤلف کفایة الاصول.
ملا محمد کاظم سبزواری.
روضه خوان علی فاضل تبتی.
شاهزاده جناب.
میرزا حسین مجتهد سبزواری.
ملاعلی سمنانی (حکیم الهی سمنانی).
سید احمد رضوی پیشاوری هندی.
ملا عبدالکریم قوچانی.
روحانی ابراهیم طهرانی دارای شهرت به روحانی مدرس.
ملا محمد راست گو حکیم.
روضه خوان محمد حسین دارای شهرت به جرجیس.
آقا حسین ابن ملا زین العابدین.
روحانی شهاب الدین محمدبن موسی بزچلوئی اراکی (م ۱۳۱۳ ق)
میرزا اسماعیل ملقب به افتخار الحکماء طالقانی.
میرزا علینقی ملقب به صدرالعلماء سبزواری.
سید عبدالغفور جهرمی.
میرزا حسین امام آدینه کرمانی.
میرزا ابوطالب زنجانی.
روضه خوان ملا اسماعیل عارف بجنوردی.
میرزا حسن حکیم، داماد ملا هادی.
وثوق الحکماء سبزواری.
ملا اسماعیل ابن علی اصغر سبزواری.
میرزا اسدالله سبزواری.
روضه خوان عبدالاعلی سبزواری.
روضه خوان علی اصغر سبزواری.
فاضل صد خرومی سبزواری.
میرزا ابراهیم شریعتمدار سبزواری.
فاضل مغیثه‌ای سبزواری.
سید عبدالرحیم سبزواری.
روحانی محمد رضا بروغنی سبزواری.
ملا محمد درست گو صََبّاغ کاشانی.
روضه خوان محمد ابن ملا اسماعیل کاشانی.
میرزا آقا حکیم دارابی.
میرزا محمد یزدی مشهور به فاضل یزدی.
ملا غلام حسین روحانی الاسلام.
میرزا عباس حکیم.[۲۱]
اثر ها
منظومه و تفصیل منظومه در حکمت
اسرار الحکم
اسرار العباده
اصول الدین
الجبر و الختیار
لبه اسفار صدر المتألهین
کناره زبدة الاصول روضه خوان بهایی
کناره شواهد الربوبیه صدر المتألهین
کناره مبدأ و معاد صدر المتألهین
کناره مفاتیح الغیب صدر المتألهین
کناره بر تفصیل سیوطی ابن صاحب
کناره بر شوارق، تاثیر ملا عبدالرزاق لاهیجی، در فلسفه
هدایة الطالبین، در صحبت
النبراس فی اسرار الاساس، در فقه
تفصیل دعاء الصباح
مقیاس در فقه
گستردن مثنوی مولوی
گستردن الأسماء أو تفصیل دعاء الجوشن الکبیر
مجموعۀ رسائل فارسی و عربی
دیوان فارسی
الرحیق الممزوج، در دانش بدیع
راح افراح، در دانش بدیع
محاکمات، در ردّ بر شیخیه[۲۲]
سلیقه ادبی و شعر
از خصوصیت‌های شاخص حکیم سبزواری سود‌مندی از ذوق و سلیقه ادبی و طبعی جاری میباشد که مثال‌ای از آن در کتاب منظومه‌اش به چشم میخورد که مطالب اصلی و علمی منطق و فلسفه و مباحث طبیعیات را در پوسته اشعار سروده و تفصیل نموده است. مولف ریحانة الادب درباره‌اش می گوید: وى در قول ناصرالدین فرمانروا قاجار چنان بود كه ملا صدرا در حین فرمانروا عباس كبير. در فنوى شعرى نيز بسيار حرفه ای بود، خویش را متخلّص باسرار مينمود. [۲۳] علامه طهرانی سبزواری را حكيم‌، اديب‌ و فيلسوف‌ کم الوجودی دانسته که اشعار عرفانی وی منحصر به فرد در پوسته‌ غزل‌ نبوده‌ و ترجيع‌ حایل و مثنویّات‌ و مُقطَّعات‌ و رباعيّات‌ و ساقی‌طومار‌ای داراست كه‌ هر کدام مشحون‌ از اسرار و لطائف‌ میباشد. [۲۴]

مثال‌ای از ابیات ساقی طومار معروف سبزواری این میباشد:

سبزواری
[از ساقی طومار]
دگر بارم افتاده شوری به رمز
به جانم گردیده آتشی بر افروخته
که دستار تقوی ز سرافکنم
ز تمیزُندهٔ اسم را بشکنم
ملولم از این لباس و طیلسان
که بت‌ها میباشد در آستینم نهان
تو بنمای آن فیسٔ آتشین
که حریق فتد در بت و آستین
چه حریق که از خویش ستاند منرا
خیر از غیر فقط رهاند منرا
ز وحدت دلا تا کی اندر شکی
یکی‌از گو یکی از دان یکی‌از میان یکی از...
بکوشید کاندر دم احتضار
همین بر زبانم بود اسم همراه
خیر شمعم جز آن مه به بالین نهید
خیر حرفم جز از عشق و علاقه تلقین دهید
زمرد و زن اندر شب وحشتم
نیاید کسی بر راز تربتم
بجز مطرب آید زند چنگ را
مُغنّی کشد سرخوش آهنگرا
به خونم نگارید لوح مزار
که است این شهید ره علاقه همپا
چهل بدن ز رندان پیمانه‌زن
شهید شدن نمایند به این شکل بر کفن
که‌این را به خاک درش نسبت میباشد
ز دُردی کشان می وحدتست
که می‌ساختی روحانیِ سجاده‌کش
به یک دَم‌زدن شیدا باده کش...
الهی به خاصان درگاه تو
به سرها که شد خاک در روش تو
به افتادگان راز کوی تو
به حسرت کشان بلا جوی‌بار تو
به درد دل دردمندان تو
به سوز دل مستمندان تو
به حق سبوکش به می‌خوارگان
که می باشند از خود آوارگان
به پیر مُغان و می و میکده
به رندان مست صبوحی زده
که دستور دهی زیرا قضا را که هان
ز «اسرار» عیب گیری روانش ستان
اول ز آلایشش تمیز کن
پس بعد از آن منزلگهش خاک کن[۲۵]


همایش ها
تندیس حکیم سبزواری در میدان گلشن ملی سبزوار، و برگزاری دو همایش در سال‌های ۱۳۷۲ و ۱۳۸۶ خورشیدی به عنوان مثال اقدامات سبزواریان در بزرگداشت ملاهادی سبزواری میباشد.

بزرگداشت حکیم سبزواری
همایش بزرگداشت حکیم سبزواری، پنج‌شنبه ۲ اردیبهشت ماه ۱۳۷۲ش در سبزوار برگزار شد. فرصت آن سه روز بود. در‌این کنگره ۱۳۰ نوشته‌علمی ارائه و ۲۷ تیتر از آن ها انتخاب شد. در صدر پیامی از سوی آیت الله خامنه‌ای به وسیله محمد محمدی گلپایگانی تلاوت شد. سید حسن دانش الهدایی رییس، احمد وحید دبیر و غلامرضا اعوانی رییس کنگره علمی همایش بودند. محمدتقی جعفری، سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، سید جعفر سجادی و سید مصطفی متفحص داماد در روز نخستین و محمد لگنهاوزن، غلامحسین ابراهیمی دینانی، احمد احمدی و غلامرضا اعوانی در روز دوم همایش حرف راندند. در روز سوم پیام قوم و قبیله حکیم سبزواری را محمود اسراری (نوه حکیم) خواند و میزگردی با حضور اعوانی، دینانی، وحید اختر، دهباشی، صائینی و رحمانی تشکیل شد.[۲۶]

مولانا و حکیم سبزواری
در ۲۸ آبان ۱۳۸۶ همایشی با تیتر، مولانا و حکیم سبزواری، به عملکرد کالج ادبیات و علم ها انسانی دانش گاه تربیت استاد سبزوار برگزار شد. این همایش به مناسبت اسم‌گذاری سال ۲۰۰۷میلادی به سال جهانی مولانا از سوی یونسکو، و لینک و پیوند حکیم سبزواری با وی تحت عنوان یکی شارحان مثنوی برگزار شد.[۲۷]

از سروده‌های اسرار
نشود هم به دَم صبح قیامت هشیار
هرکه زد از کف ساقی ازل ساغر علاقه
تاج اسرار علی قطب مدار عشق و علاقه میباشد
وی بود دایره و راس وی پایه علاقه
با غیر علی کیْ‌ام راز و برگ بود
جز فروغ و روشنایی علی وجود ندارد در صورتیکه فهم بود
گویند دم مرگ قدرت روئت کرد اورا
ای کاش که هر دمم دم مرگ بود


مجاهده علمی
دلتنگی ملاهادی در کرمان برای مشهد
بدور از سلطان خراسان در بلا
همچو ایّوبم به کرمان دچار
بشر آسا از فریب عرش
صرتُ اینجانب پردیس طوسٍ راحلا
گرچه دارالفقرِ کرمان جنتی میباشد
لیک در جنات سفلست و علا
ای صبا بگرفته دامانت مگر
خاک دامنگیر طاقت فرسا این دلا
ای صبا از خطهٔ کرمان گذر
بر خراسان زیرا خورآسان از ولا
پس به آن شیرینِ شهر آشوب گوی
خاک راهت چشمٔ ما‌را جلا
پیش تو شیرینی کرمانیان
زیره در کرمان و پیش کان طلا و جواهرات
ای خروشانی عجب دلداده کُشی
سوختم از دوریت هنگفت دلا
از خراسان بوی خون آید همی
الصَّلا‌ای خیل جانباز الصلا
چندین «الست ربکم» «لا»را پاسخ
یا این که نباید کلب خویش خواند اَوّلا
واگرفتی سایهٔ خویش از سرم
پندار اسرارت نداری مجملا
قریشی سبزواری، حاج ملاهادی سبزواری حکیم مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد فرزانه، ۱۳۷۹ش، ص۲۰

هادی سبزواری از هشت سالگی به یادگرفتن علم ها فقهی پرداخت و در ده سالگی برای ادامه علم آموزی به مشهد رفت و سیزده سال در مورد علم ها نقلی، از اساتید آن دیار به کار گرفت و در سال ۱۲۳۶ق به مراد علم آموزی علم ها عقلی به اصفهان رفت. اساتید او به‌این قرار رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد:

ملا حسین سبزواری
محمد ابراهیم کرباسی، مالک اشارات الاصول
صاحب و مالک کناره
ملا علی بن ملا جمشید مازندرانی[۱۴]
آقا محمد علی نجفی (دو سال فقه)،
ملا اسماعیل درب کوشکی اصفهانی (پنج سال حکمت)
ملا علی نوری (حدود سه سال حکمت).
نحوه علمی
ملا هادی سبزواری مدرسه مستقلی در فلسفه ندارد و بیشتر عقیده فلسفی عبدالرزاق لاهیجی و ملا صدرا را تبیین و گستردن می‌نماید. کتاب منظومه وی که از اثرها اصلی او نیز به شمار میاید٬ جامع‌ترین کتابی میباشد که زمان بدون نقص منطق و فلسفه را در بر آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد دارااست.

اقبال لاهوری اعتقاد دارد بعداز ملاصدرا، فلسفه اهل ایران با رخنه‌ آئین جدید‌افلاطونی، به فلسفه اصیل افلاطون روی آورد که نماینده گران قدر این تمایل تازه ملا هادی سبزواری میباشد. وی گران قدر‌ترین متفکر گرانقدر بعدازظهر اخیر کشور‌ایران میباشد. فلسفۀ او مانند فلسفه‌های اسلاف وی طاقت فرسا با آیین آمیخته میباشد.[۱۵] پروفسور توشی‌هیکو ایزوتسو نیز بر آنست حاجی ملا هادی سبزواری متفکری میباشد که به حادثه همگان٬ گران قدر‌ترین فیلسوف اهل ایران در قرن نوزدهم بود. او در بین استادان و بزرگان عارف آن بعد از ظهر جایگاه اولیه را داشت.[۱۶]

اختلاف لحاظ با صدرا و بوعلی
ملاهادی در مسائلی زیرا دانش خداوند به ذات خود، حادث بودن فقید فرمان، تفاوت جنبش با تحریک، جوهر درک کردن بعضی اقسام دانش، پیمان به "معاد جسمانی و شیخ" و... نظری مختلف با طریقه صدرا دارااست. همینطور در قضیه درک کلیات، با بوعلی اختلاف حیث داراست.[۱۷]

درس دادن و تربیت فراگیر
ملاهادی بعد از هشت سال از اصفهان به مشهد برگشت و در مکتب حاج حسن [یادداشت ۱](مشهد)|مکتب حاج حسن]] درگیر درس دادن شد. پنج سال آنگاه به همپا همسرش به هجرت حج رفت. در برگشت از حج همسرش دار فانی را وداع گفت و وی حدود سه سال در کرمان به طور ناشناس تحت عنوان خادم مکتب معصومیه به ریاضت پرداخت و آخر و عاقبت به مشهد و آن گاه به سبزوار بازآمد و چهل ساله دوم عمرش را در آن جا به درس دادن فلسفه و تألیف و تصنیف پرداخت.[۱۸]

زمان علم آموزی در محضر ملاهادی هفت سال بود و همین که طلاب مقطع هفت سال در جلسات درس وی حاضر می‌شدند، ملاهادی آنان را در فلسفه خارج از التحصیل می‌دانست و دفعه جمع دیگری از محصلین بود.[۱۹] افرادی که می‌خواستند نزد حاجی علم آموزی نمایند بایستی دانسته ها مقدماتی را طی کرده باشند؛ یعنی می‌بایست صرف و نحو عربی، منطق، ریاضی ها، فقه و صحبت خوانده باشند. اشخاصی که از ذمه آزمون این دروس برمی آمدند برای علم آموزی در محضر ملاهادی پذیرفته می‌شدند[۲۰]

بعضی شاگردان حاجی:

ملا محمد، فرزند تبارک ملا هادی.
آخوند خراسانی مؤلف کفایة الاصول.
ملا محمد کاظم سبزواری.
روضه خوان علی فاضل تبتی.
شاهزاده جناب.
میرزا حسین مجتهد سبزواری.
ملاعلی سمنانی (حکیم الهی سمنانی).
سید احمد رضوی پیشاوری هندی.
ملا عبدالکریم قوچانی.
روحانی ابراهیم طهرانی دارای شهرت به روحانی مدرس.
ملا محمد راست گو حکیم.
روضه خوان محمد حسین دارای شهرت به جرجیس.
آقا حسین ابن ملا زین العابدین.
روحانی شهاب الدین محمدبن موسی بزچلوئی اراکی (م ۱۳۱۳ ق)
میرزا اسماعیل ملقب به افتخار الحکماء طالقانی.
میرزا علینقی ملقب به صدرالعلماء سبزواری.
سید عبدالغفور جهرمی.
میرزا حسین امام آدینه کرمانی.
میرزا ابوطالب زنجانی.
روضه خوان ملا اسماعیل عارف بجنوردی.
میرزا حسن حکیم، داماد ملا هادی.
وثوق الحکماء سبزواری.
ملا اسماعیل ابن علی اصغر سبزواری.
میرزا اسدالله سبزواری.
روضه خوان عبدالاعلی سبزواری.
روضه خوان علی اصغر سبزواری.
فاضل صد خرومی سبزواری.
میرزا ابراهیم شریعتمدار سبزواری.
فاضل مغیثه‌ای سبزواری.
سید عبدالرحیم سبزواری.
روحانی محمد رضا بروغنی سبزواری.
ملا محمد درست گو صََبّاغ کاشانی.
روضه خوان محمد ابن ملا اسماعیل کاشانی.
میرزا آقا حکیم دارابی.
میرزا محمد یزدی مشهور به فاضل یزدی.
ملا غلام حسین روحانی الاسلام.
میرزا عباس حکیم.[۲۱]
اثر ها
منظومه و تفصیل منظومه در حکمت
اسرار الحکم
اسرار العباده
اصول الدین
الجبر و الختیار
لبه اسفار صدر المتألهین
کناره زبدة الاصول روضه خوان بهایی
کناره شواهد الربوبیه صدر المتألهین
کناره مبدأ و معاد صدر المتألهین
کناره مفاتیح الغیب صدر المتألهین
کناره بر تفصیل سیوطی ابن صاحب
کناره بر شوارق، تاثیر ملا عبدالرزاق لاهیجی، در فلسفه
هدایة الطالبین، در صحبت
النبراس فی اسرار الاساس، در فقه
تفصیل دعاء الصباح
مقیاس در فقه
گستردن مثنوی مولوی
گستردن الأسماء أو تفصیل دعاء الجوشن الکبیر
مجموعۀ رسائل فارسی و عربی
دیوان فارسی
الرحیق الممزوج، در دانش بدیع
راح افراح، در دانش بدیع
محاکمات، در ردّ بر شیخیه[۲۲]
سلیقه ادبی و شعر
از خصوصیت‌های شاخص حکیم سبزواری سود‌مندی از ذوق و سلیقه ادبی و طبعی جاری میباشد که مثال‌ای از آن در کتاب منظومه‌اش به چشم میخورد که مطالب اصلی و علمی منطق و فلسفه و مباحث طبیعیات را در پوسته اشعار سروده و تفصیل نموده است. مولف ریحانة الادب درباره‌اش می گوید: وى در قول ناصرالدین فرمانروا قاجار چنان بود كه ملا صدرا در حین فرمانروا عباس كبير. در فنوى شعرى نيز بسيار حرفه ای بود، خویش را متخلّص باسرار مينمود. [۲۳] علامه طهرانی سبزواری را حكيم‌، اديب‌ و فيلسوف‌ کم الوجودی دانسته که اشعار عرفانی وی منحصر به فرد در پوسته‌ غزل‌ نبوده‌ و ترجيع‌ حایل و مثنویّات‌ و مُقطَّعات‌ و رباعيّات‌ و ساقی‌طومار‌ای داراست كه‌ هر کدام مشحون‌ از اسرار و لطائف‌ میباشد. [۲۴]

مثال‌ای از ابیات ساقی طومار معروف سبزواری این میباشد:

سبزواری
[از ساقی طومار]
دگر بارم افتاده شوری به رمز
به جانم گردیده آتشی بر افروخته
که دستار تقوی ز سرافکنم
ز تمیزُندهٔ اسم را بشکنم
ملولم از این لباس و طیلسان
که بت‌ها میباشد در آستینم نهان
تو بنمای آن فیسٔ آتشین
که حریق فتد در بت و آستین
چه حریق که از خویش ستاند منرا
خیر از غیر فقط رهاند منرا
ز وحدت دلا تا کی اندر شکی
یکی‌از گو یکی از دان یکی‌از میان یکی از...
بکوشید کاندر دم احتضار
همین بر زبانم بود اسم همراه
خیر شمعم جز آن مه به بالین نهید
خیر حرفم جز از عشق و علاقه تلقین دهید
زمرد و زن اندر شب وحشتم
نیاید کسی بر راز تربتم
بجز مطرب آید زند چنگ را
مُغنّی کشد سرخوش آهنگرا
به خونم نگارید لوح مزار
که است این شهید ره علاقه همپا
چهل بدن ز رندان پیمانه‌زن
شهید شدن نمایند به این شکل بر کفن
که‌این را به خاک درش نسبت میباشد
ز دُردی کشان می وحدتست
که می‌ساختی روحانیِ سجاده‌کش
به یک دَم‌زدن شیدا باده کش...
الهی به خاصان درگاه تو
به سرها که شد خاک در روش تو
به افتادگان راز کوی تو
به حسرت کشان بلا جوی‌بار تو
به درد دل دردمندان تو
به سوز دل مستمندان تو
به حق سبوکش به می‌خوارگان
که می باشند از خود آوارگان
به پیر مُغان و می و میکده
به رندان مست صبوحی زده
که دستور دهی زیرا قضا را که هان
ز «اسرار» عیب گیری روانش ستان
اول ز آلایشش تمیز کن
پس بعد از آن منزلگهش خاک کن[۲۵]


همایش ها
تندیس حکیم سبزواری در میدان گلشن ملی سبزوار، و برگزاری دو همایش در سال‌های ۱۳۷۲ و ۱۳۸۶ خورشیدی به عنوان مثال اقدامات سبزواریان در بزرگداشت ملاهادی سبزواری میباشد.

بزرگداشت حکیم سبزواری
همایش بزرگداشت حکیم سبزواری، پنج‌شنبه ۲ اردیبهشت ماه ۱۳۷۲ش در سبزوار برگزار شد. فرصت آن سه روز بود. در‌این کنگره ۱۳۰ نوشته‌علمی ارائه و ۲۷ تیتر از آن ها انتخاب شد. در صدر پیامی از سوی آیت الله خامنه‌ای به وسیله محمد محمدی گلپایگانی تلاوت شد. سید حسن دانش الهدایی رییس، احمد وحید دبیر و غلامرضا اعوانی رییس کنگره علمی همایش بودند. محمدتقی جعفری، سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، سید جعفر سجادی و سید مصطفی متفحص داماد در روز نخستین و محمد لگنهاوزن، غلامحسین ابراهیمی دینانی، احمد احمدی و غلامرضا اعوانی در روز دوم همایش حرف راندند. در روز سوم پیام قوم و قبیله حکیم سبزواری را محمود اسراری (نوه حکیم) خواند و میزگردی با حضور اعوانی، دینانی، وحید اختر، دهباشی، صائینی و رحمانی تشکیل شد.[۲۶]

مولانا و حکیم سبزواری
در ۲۸ آبان ۱۳۸۶ همایشی با تیتر، مولانا و حکیم سبزواری، به عملکرد کالج ادبیات و علم ها انسانی دانش گاه تربیت استاد سبزوار برگزار شد. این همایش به مناسبت اسم‌گذاری سال ۲۰۰۷میلادی به سال جهانی مولانا از سوی یونسکو، و لینک و پیوند حکیم سبزواری با وی تحت عنوان یکی شارحان مثنوی برگزار شد.[۲۷]

از سروده‌های اسرار
نشود هم به دَم صبح قیامت هشیار
هرکه زد از کف ساقی ازل ساغر علاقه
تاج اسرار علی قطب مدار عشق و علاقه میباشد
وی بود دایره و راس وی پایه علاقه
با غیر علی کیْ‌ام راز و برگ بود
جز فروغ و روشنایی علی وجود ندارد در صورتیکه فهم بود
گویند دم مرگ قدرت روئت کرد اورا
ای کاش که هر دمم دم مرگ بود

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 61

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 620
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه