حُسن و قُبح، زمینهای کلامی میباشد درباره اینکه خیر یا این که بدی افعال، ذاتی میباشد یا این که هرچه معبود به آن دستور نماید پسندیده و هرچه از آن نهی نماید ناپسند میباشد. عالمان مسلمان به مورد حسن و قبح، دقت بسیار کرده و دعواهای پردامنهای تحت آن مطرح مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کردهاند.
در موضوع حسن و قبح، در بین اندیشمندان مسلمان اختلافحیث است: شیعه ها و مُعتزله به حسن و قبح عقلی اعتقاد داراهستند؛ یعنی قیمت افعال را ذاتی میدانند و می گویند عقل اقتدار فهم و شعور حسن و قبح برخی افعال را داراست. در مقابل، اَشاعِره بر آناند که حسن و قبح، دینی میباشد؛ یعنی افعال بهخودیخویش، خیر عالیاند، خیر بد؛ بلکه آنچه معبود به آن امر دهد، حَسَن (پسندیده) و آنچه از آن گشوده داراست، رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد قبیح میباشد.
دعوا از حُسن و قُبح، به علم اصول فقه نیز شیوه یافته میباشد تا در شکل ثابت حسن و قبح عقل، عقل هم از منابع چهارگانه آشنایی احکام فقهی باشد؛ چنانکه اصولیان شیعه به آن آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد براین باوراند.
مقام حُسن و قُبح
مورد حسن و قبح را از مباحث اصلی علم حرف و مبنای اکثری از مسائل آن میدانند.[۱] عالمان مسلمان به آن عنایت بسیار داده و در مورد آن، بسیار مشاجره کردهاند.[۲] در نوشتههای کلامی، این قضیه در دعوا از افعال خدا و برای ثابت عدل الهی رسیدگی می گردد.[۳]
بهگفته جعفر سبحانی، حسن و قبح در علمهای دیگری زیرا رفتار و اصول فقه هم کاربرد اصلی داراست:[۴]
در دانش رفتار، تایید حسن و قبح عقلی بهمعنای ثابت مطلق بودن بهاهای اخلاقی و نپذیرفتن آن بهمعنای قبول نسبی بودن آنان میباشد.[۵]
در اصول فقه هم در مورد «مُالزامات عقلیه» از آن دعوا می شود و فقط درصورت ثابت حسن و قبح عقلی، عقل از منابع آشنایی احکام فقهی میگردد.[۶]
در کتابهای کلامی[۷] و اصولی شیعه و اهلسنت،[۸] بهشرح، از حسن و قبح مشاجره گردیده است.
سوال مهم در حسن و قبح
موضوع حسن و قبح از این دعوا مینماید که ملاک «حُسن» (نیکویی) و «قُبح» (ناپسندی) افعال چیست. آیا حَسَن (پسندیده ) و قبیحِ (ناپسند) حقیقی وجود داراست یا این که ایندو اعتباریاند و هرچه آفریدگار به آن فرمان نماید، پسندیده و هرچه از آن نهی نماید، ناپسند میباشد؟[۹]
وضعیت ابتدا را حسن و قبح عقلی یا این که ذاتی می گویند و شرایط دوم را حسن و قبح دینی.[۱۰]
اختلافلحاظ درباره حسن و قبح
علمای مسلمان درباره اینکه حسن و قبح عقلی میباشد یا این که فقاهتی، اختلافلحاظ دارا هستند. از این در میان، شیعه ها[۱۱] و مُعتزله[۱۲] به حسن و قبح عقلی اعتقاددارند و اَشاعِره[۱۳] حسن و قبح را فقهی میدانند.
متکلمان شیعه و معتزله می گویند اَعمال با انقطاعحیث از اینکه پروردگار به حُسن یا این که قُبحشان حکم نماید، بهحیث عقلی، به حَسَن و قبیح تقسیم میگردند؛ یعنی عقل به نیکویی و پلیدی بعضا کارها حکم مینماید.[۱۴]
ولی اشاعره معتقدند حُسن و قُبح صرفا از شرع فهمیده میگردد.[۱۵] در صورتیکه شارع به چیزی دستور نماید حَسَن میباشد و در حالتی که از چیزی نهی نماید، قبیح میباشد. سوای دقت به شرع، هیچچیزی خیر حَسَن میباشد، خیر قبیح.[۱۶]
خاستگاه موضوع
می گویند دعوا درباره حسن و قبح افعال، قبل از اسلام، در ادیان دیگر[۱۷] و نیز فکر بعضی فیلسوفان یونان[۱۸] مطرح بوده میباشد؛ البته مسلمان ها به آن اهتمام ویژه داشتهاند.[۱۹] حسن و قبح از قرن دوم قمری، بهدست معتزله، بهشکل زمینه درآمد.[۲۰] بعداز آن، اشاعره که مخالف حسن و قبح عقلی بودند، وارد جنگ شدند و حسن و قبح فقاهتی را مطرح کردند.[۲۱]
دلایل طرفداران حسن و قبح عقلی
بعضا از دلایل عالمان شیعه برای ثابت حسن و قبح عقلی، به تفصیل ذیل میباشد:
حسن و قبح عقلی امری اشکار میباشد و عقل سوای بازگشت به شرع هم به خیرِ احسان و بدیِ ظلم حکم مینماید؛ چون ما بهشکل قطعی درمییابیم که احسان کردن به سایرافراد بهتر میباشد و اجرادهنده آن را میستاییم. همینطور بدیکردن را زشت می دانیم و اجرادهنده آن را شماتت می کنیم.[۲۲]
درصورتیکه حسن و قبحِ چیزها را با عقل شعور نکنیم، بهوسیله شرع هم نمیتوانیم بفهمیم؛ چون عقل ما نمیتواند ادراک نماید لافگویی قبیح میباشد. براین اساس ممکن می دانیم که خداوند لاف بگوید. در سود در صورتی آفریدگار بگوید چیزی پسندیده یا این که ناپسند میباشد، اعتقاد و باور پیدا نمیکنیم که آن چیز چنان میباشد.[۲۳]
در شرایطیکه حسن و قبح عقلی نباشد، نمیاقتدار حقانیت آیین الهی را ثابت کرد؛ چون دراین حالت، اجرا هیچ کاری از معبود قبیح وجود ندارد. براین اساس قبیح وجود ندارد که اعجاز را در دست عده ای بگذارد که رسول نیستند. در فیض از روش اعجاز، نبوت هیچ پیامبری ممکن وجود ندارد و بدین ترتیب هیچ آئین الهیای را نمیقدرت ثابت کرد.[۲۴]
دلایل طرفداران حسن و قبح فقهی
بعضا از عاملهای اشاعره برای ثابت حسن و قبح فقهی عبارت میباشد از:
در حالتی که لافگویی، بهخودیخویش (سوای درنظرگرفتن شرع) قبیح باشد، از آن موردنیاز می آید که هر دروغی قبیح باشد؛ حالا آنکه اشکار میباشد کهاینسیرتکامل وجود ندارد. به عنوان مثال، می دانیم دروغی که سبب ساز نجات جان پیامبری گردد، قبیح وجود ندارد.[۲۵]
فرض فرمائید کسی به دیگری بگوید که فردا اورا خواهد کشت. در اینحالت، در حالتیکه بکشد، فعالیت قبیح ایفا داده میباشد و درصورتیکه نکشد، لاف گفته که آن هم طبق مبنای قائلان به حسن و قبح عقل، در تمامی اکنون قبیح میباشد. ازآنجاکه همگی میپذیریم که جایز وجود ندارد اورا بکشد، سود این میگردد کهاینسیرتکامل وجود ندارد که لافگویی به طبعً قبیح باشد.[۲۶]
قائلان به حسن و قبح عقلی، بر خداوند واجب می دانند که فعل قبیح اعمال ندهد. از جمله، میگویند زمانی آدم شکر خداوند را بهجا آورَد، دادن محرک به وی، بر آفریدگار واجب میباشد؛ در حالی که مبرهن میباشد که نمیتوانیم چیزی را برای پروردگار واجب بدانیم؛ چون هر واجبی، واجبکنندهای داراست و هیچ موجودی فراتر از آفریدگار وجود ندارد که بتواند چیزی را برای آفریدگار واجب نماید.[۲۷]
کتابشناسی
عالمان شیعه و سنی از قضیه حسن و قبح، در بین اثر ها کلامی[۲۸] و اصولیشان[۲۹] بیان کردوگو کردهاند؛ ولی اثر ها مستقلی نیز دراین باره تألیف گردیده که بعضی بهتفصیل ذیل میباشد:
حسن و قبح عقلی یا این که محورهای اخلاق و رفتار جاودان، نوشته جعفر سبحانی
حسن و قبح ذاتی و عقلی از منظر پژوهشگران اسلامی، تاثیر هادی وحدانیفر
قاعده کلامی حسن و قبح عقلی، تألیف رضا برنجکار و مهدی نصرتیان
حسن و قبح ذاتی و عقلی از منظر احادیث اسلامی، نگاشته هادی وحدانیفر و زکیهبیگم حسینی.
حُسن و قُبح، زمینهای کلامی میباشد درباره اینکه خیر یا این که بدی افعال، ذاتی میباشد یا این که هرچه معبود به آن دستور نماید پسندیده و هرچه از آن نهی نماید ناپسند میباشد. عالمان مسلمان به مورد حسن و قبح، دقت بسیار کرده و دعواهای پردامنهای تحت آن مطرح مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کردهاند.
در موضوع حسن و قبح، در بین اندیشمندان مسلمان اختلافحیث است: شیعه ها و مُعتزله به حسن و قبح عقلی اعتقاد داراهستند؛ یعنی قیمت افعال را ذاتی میدانند و می گویند عقل اقتدار فهم و شعور حسن و قبح برخی افعال را داراست. در مقابل، اَشاعِره بر آناند که حسن و قبح، دینی میباشد؛ یعنی افعال بهخودیخویش، خیر عالیاند، خیر بد؛ بلکه آنچه معبود به آن امر دهد، حَسَن (پسندیده) و آنچه از آن گشوده داراست، رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد قبیح میباشد.
دعوا از حُسن و قُبح، به علم اصول فقه نیز شیوه یافته میباشد تا در شکل ثابت حسن و قبح عقل، عقل هم از منابع چهارگانه آشنایی احکام فقهی باشد؛ چنانکه اصولیان شیعه به آن آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد براین باوراند.
مقام حُسن و قُبح
مورد حسن و قبح را از مباحث اصلی علم حرف و مبنای اکثری از مسائل آن میدانند.[۱] عالمان مسلمان به آن عنایت بسیار داده و در مورد آن، بسیار مشاجره کردهاند.[۲] در نوشتههای کلامی، این قضیه در دعوا از افعال خدا و برای ثابت عدل الهی رسیدگی می گردد.[۳]
بهگفته جعفر سبحانی، حسن و قبح در علمهای دیگری زیرا رفتار و اصول فقه هم کاربرد اصلی داراست:[۴]
در دانش رفتار، تایید حسن و قبح عقلی بهمعنای ثابت مطلق بودن بهاهای اخلاقی و نپذیرفتن آن بهمعنای قبول نسبی بودن آنان میباشد.[۵]
در اصول فقه هم در مورد «مُالزامات عقلیه» از آن دعوا می شود و فقط درصورت ثابت حسن و قبح عقلی، عقل از منابع آشنایی احکام فقهی میگردد.[۶]
در کتابهای کلامی[۷] و اصولی شیعه و اهلسنت،[۸] بهشرح، از حسن و قبح مشاجره گردیده است.
سوال مهم در حسن و قبح
موضوع حسن و قبح از این دعوا مینماید که ملاک «حُسن» (نیکویی) و «قُبح» (ناپسندی) افعال چیست. آیا حَسَن (پسندیده ) و قبیحِ (ناپسند) حقیقی وجود داراست یا این که ایندو اعتباریاند و هرچه آفریدگار به آن فرمان نماید، پسندیده و هرچه از آن نهی نماید، ناپسند میباشد؟[۹]
وضعیت ابتدا را حسن و قبح عقلی یا این که ذاتی می گویند و شرایط دوم را حسن و قبح دینی.[۱۰]
اختلافلحاظ درباره حسن و قبح
علمای مسلمان درباره اینکه حسن و قبح عقلی میباشد یا این که فقاهتی، اختلافلحاظ دارا هستند. از این در میان، شیعه ها[۱۱] و مُعتزله[۱۲] به حسن و قبح عقلی اعتقاددارند و اَشاعِره[۱۳] حسن و قبح را فقهی میدانند.
متکلمان شیعه و معتزله می گویند اَعمال با انقطاعحیث از اینکه پروردگار به حُسن یا این که قُبحشان حکم نماید، بهحیث عقلی، به حَسَن و قبیح تقسیم میگردند؛ یعنی عقل به نیکویی و پلیدی بعضا کارها حکم مینماید.[۱۴]
ولی اشاعره معتقدند حُسن و قُبح صرفا از شرع فهمیده میگردد.[۱۵] در صورتیکه شارع به چیزی دستور نماید حَسَن میباشد و در حالتی که از چیزی نهی نماید، قبیح میباشد. سوای دقت به شرع، هیچچیزی خیر حَسَن میباشد، خیر قبیح.[۱۶]
خاستگاه موضوع
می گویند دعوا درباره حسن و قبح افعال، قبل از اسلام، در ادیان دیگر[۱۷] و نیز فکر بعضی فیلسوفان یونان[۱۸] مطرح بوده میباشد؛ البته مسلمان ها به آن اهتمام ویژه داشتهاند.[۱۹] حسن و قبح از قرن دوم قمری، بهدست معتزله، بهشکل زمینه درآمد.[۲۰] بعداز آن، اشاعره که مخالف حسن و قبح عقلی بودند، وارد جنگ شدند و حسن و قبح فقاهتی را مطرح کردند.[۲۱]
دلایل طرفداران حسن و قبح عقلی
بعضا از دلایل عالمان شیعه برای ثابت حسن و قبح عقلی، به تفصیل ذیل میباشد:
حسن و قبح عقلی امری اشکار میباشد و عقل سوای بازگشت به شرع هم به خیرِ احسان و بدیِ ظلم حکم مینماید؛ چون ما بهشکل قطعی درمییابیم که احسان کردن به سایرافراد بهتر میباشد و اجرادهنده آن را میستاییم. همینطور بدیکردن را زشت می دانیم و اجرادهنده آن را شماتت می کنیم.[۲۲]
درصورتیکه حسن و قبحِ چیزها را با عقل شعور نکنیم، بهوسیله شرع هم نمیتوانیم بفهمیم؛ چون عقل ما نمیتواند ادراک نماید لافگویی قبیح میباشد. براین اساس ممکن می دانیم که خداوند لاف بگوید. در سود در صورتی آفریدگار بگوید چیزی پسندیده یا این که ناپسند میباشد، اعتقاد و باور پیدا نمیکنیم که آن چیز چنان میباشد.[۲۳]
در شرایطیکه حسن و قبح عقلی نباشد، نمیاقتدار حقانیت آیین الهی را ثابت کرد؛ چون دراین حالت، اجرا هیچ کاری از معبود قبیح وجود ندارد. براین اساس قبیح وجود ندارد که اعجاز را در دست عده ای بگذارد که رسول نیستند. در فیض از روش اعجاز، نبوت هیچ پیامبری ممکن وجود ندارد و بدین ترتیب هیچ آئین الهیای را نمیقدرت ثابت کرد.[۲۴]
دلایل طرفداران حسن و قبح فقهی
بعضا از عاملهای اشاعره برای ثابت حسن و قبح فقهی عبارت میباشد از:
در حالتی که لافگویی، بهخودیخویش (سوای درنظرگرفتن شرع) قبیح باشد، از آن موردنیاز می آید که هر دروغی قبیح باشد؛ حالا آنکه اشکار میباشد کهاینسیرتکامل وجود ندارد. به عنوان مثال، می دانیم دروغی که سبب ساز نجات جان پیامبری گردد، قبیح وجود ندارد.[۲۵]
فرض فرمائید کسی به دیگری بگوید که فردا اورا خواهد کشت. در اینحالت، در حالتیکه بکشد، فعالیت قبیح ایفا داده میباشد و درصورتیکه نکشد، لاف گفته که آن هم طبق مبنای قائلان به حسن و قبح عقل، در تمامی اکنون قبیح میباشد. ازآنجاکه همگی میپذیریم که جایز وجود ندارد اورا بکشد، سود این میگردد کهاینسیرتکامل وجود ندارد که لافگویی به طبعً قبیح باشد.[۲۶]
قائلان به حسن و قبح عقلی، بر خداوند واجب می دانند که فعل قبیح اعمال ندهد. از جمله، میگویند زمانی آدم شکر خداوند را بهجا آورَد، دادن محرک به وی، بر آفریدگار واجب میباشد؛ در حالی که مبرهن میباشد که نمیتوانیم چیزی را برای پروردگار واجب بدانیم؛ چون هر واجبی، واجبکنندهای داراست و هیچ موجودی فراتر از آفریدگار وجود ندارد که بتواند چیزی را برای آفریدگار واجب نماید.[۲۷]
کتابشناسی
عالمان شیعه و سنی از قضیه حسن و قبح، در بین اثر ها کلامی[۲۸] و اصولیشان[۲۹] بیان کردوگو کردهاند؛ ولی اثر ها مستقلی نیز دراین باره تألیف گردیده که بعضی بهتفصیل ذیل میباشد:
حسن و قبح عقلی یا این که محورهای اخلاق و رفتار جاودان، نوشته جعفر سبحانی
حسن و قبح ذاتی و عقلی از منظر پژوهشگران اسلامی، تاثیر هادی وحدانیفر
قاعده کلامی حسن و قبح عقلی، تألیف رضا برنجکار و مهدی نصرتیان
حسن و قبح ذاتی و عقلی از منظر احادیث اسلامی، نگاشته هادی وحدانیفر و زکیهبیگم حسینی.

نقش انتخاب مسجد مناسب در برگزاری یک مراسم ترحیم آرام و منظم