مذهب جعفری
نوشتهی علمیٔ اساسی: مذهب جعفری
میان امامان شیعه، بیشترین داستان از امام راستگو(ع) نقل گردیده است.[۵۱] او همینطور بیشترین شمار راویان را داشته میباشد. اِربِلی شمار ماجراکنندگان از اورا ۴۰۰۰ بدن دانسته میباشد.[۵۲] به گفته ابان بن تغلب شیعه ها هرگاه در کلام فرستاده(ص) اختلافلحاظ پیدا میکردند، به کلام حضرت علی(ع) تمسک میکردند و سپس که در حرف علی اختلافلحاظ داشتند، به حرف امام درست گو(ع) برگشت میکردند.[۵۳] به دلیل نقل بیشترین احادیث شرعی و کلامی از امام درستگو(ع)، مذهب شیعه امامی را مذهب جعفری نیز میخوانند.[۵۴] امروزه امام راست گو(ع) به اسم مدیریت مذهب جعفری دارای شهرت میباشد.[۵۵] در سال ۱۳۷۸ق، روحانی شَلتوت مدیر دانش گاه الأزهر در مصر، به دنبال مکاتباتی با آیت الله بروجردی، مذهب جعفری را به رسمیت آشنایی و شغل به آن را به حیث فقهی مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد روا شمرد.[۵۶]
مناظرات و گفتگوهای علمی
در متن ها حدیثی شیعه، مناظرات و گفتگوهایی در میان امام درست گو(ع) و متکلمان مذهبها دیگر و نیز بعضا از منکران وجود خداوند گزارش گردیدهاست.[۵۷] در برخی از مناظرات، شاگردان امام راست گو(ع) در حضور او در قضیهای که تخصص داشتهاند، با سایر افراد مناظره کردهاند. دراین جلسات امام راستگو(ع) بر مناظره تحقیق کرده و گاه خویش نیز وارد مشاجره گردیده است.[۵۸] مثلا در رای زنی با عالمی از اهل شام که خویش درخواست مناظره با شاگردان امام راست گو(ع) را داشت، امام از هشام بن سلامت خواست تا در قضیه صحبت با وی مصاحبه نماید.[۵۹] همینطور از شخصی که قصد مناظره با اورا داشت، خواست تا در هر مسئلهای که میخواهد، آغاز با شاگردانش مصاحبه نماید و در شکل غلبه بر آنان با وی مناظره نماید. آن شخص در موضوع قرآن با حُمران بن اَعیَن، در قضیه ادبیات عربی با ابان بن تغلب، در فقه با زُراره و در سخن با مؤمن الطاق و هِشام بن تندرست مناظره کرد و مغلوب رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شد.[۶۰]
احمد بن علی طبرسی در کتاب الاحتجاج تیمای از مناظرات امام درست گو(ع) را گرد آورده میباشد که برخی از آنها عبارت میباشد از:
مناظره با یکیاز منکران معبود درباره وجود خداوند[۶۱]
مناظره با ابوشاکر دَیصانی، درباره وجود خداوند[۶۲]
مناظره با ابنابیالعوجاء درباره وجود آفریدگار[۶۳]
مناظره با ابنابیالعوجاء درباره حدوث عالَم[۶۴]
مناظرهای وقت گیر با یکیاز منکران وجود آفریدگار درباره مسائل متفاوت فقاهتی[۶۵]
مناظره با ابوحنیفه درباره طرز استنباط احکام دینی، بهویژه قیاس[۶۶]
مناظره با بعضا از علماء معتزله درباره طرز گزینش حکم کننده و برخی آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد احکام دینی[۶۷]
سیره سیاسی
حیات امام درست گو(ع)، با خلافت ده خلیفه انتها بنیامیه برای مثال قدمت بن عبدالعزیز و هشام بن عبدالملک و دو خلیفه در آغاز عباسی، سفاح و منصور دوانیقی به طور همزمان بود.[۶۸] وی در هجرت امام باقر(ع) به شام که به درخواست هشام بن بنده الملک شکل گرفت، یار بابا بود.[۶۹] در امامت امام راست گو(ع)، پنج خلیفه انتها اموی یعنی از هشام بن عبدالملک به آن گاه و سفاح و منصور خلفای عباسی حکومت کردند.[۷۰]
غربت از قیام مسلحانه
بهرغم آنکه امامت امام راستگو(ع) با ضعف و فروپاشی امویان یاروهمدم بود، او از تضاربهای نظامی و سیاسی هجران جست و حتی دعوت به خلافت را نپذیرفت. شهرستانی در الملل والنحل گزارش نموده است که ابومسلم خراسانی بعد از مرگ ابراهیم امام، در طومارای امام درستگو(ع) را سزاوارترین شخص برای خلافت خواند و از وی دعوت کرد تا خلافت را بپذیرد؛ ولی امام راستگو(ع) در جواب نوشت: «خیر تو از یاران اینجانب هستی و خیر زمان، زمان اینجانب میباشد».[۷۱] وی جواب دعوت ابوسلمه ضمن برای خلافت را نیز با سوزاندن طوماراش اعطا کرد.[۷۲] او همینطور در قیامهایی که بر ضد حکومت اتفاق افتاد، برای مثال قیام عمویش زید بن علی، کمپانی نکرد.[۷۳] بر پایه ی حدیثی، امام درست گو(ع) عدم وجود یاران راستین را انگیزه دوری از قیام شمرده میباشد.[۷۴]در برخی احادیث حضرت تعداد ۱۷ نفر و گاه پنج نفر را برای قیام کافی دانسته میباشد و در قبال پافشاری برخی از یاران برای قیام به آنها میفرمود ما خوب از شما و بقیه افراد می دانیم که چه هنگامی و چه وظیفهای داریم.[۷۵]
اختلاف با عبدالله بن حسن مثنی
در سالهای آخری حکومت بنیامیه، گروهی از بنیهاشم برای مثال عبدالله بن حسن مثنی و پسرانش و سفاح و منصور در ابواء گردآوری شدند تا برای قیام برضد حکومت، با یکی خودشان بیعت نمایند. دراین نشست عبدالله پسرش، محمد را مهدی معرفی کرد و از حاضران خواست با وی بیعت نمایند.
امام درستگو(ع) زمانی از این روایت با خبر شد، اظهارکرد: پسر تو مهدی وجود ندارد و در حال حاضر نیز هنگام ظهور مهدی وجود ندارد. عبدالله از سخنان او خشمگین شد و اورا به حسادت مجرم کرد. امام راست گو(ع) قول خورد که از روی حسادت حرف نمیگوید و اعلامکرد که پسران وی کشته میشوند و خلافت به سَفّاح و منصور می رسد.[۷۶] پیامبر جعفریان ریشه اختلاف در بین فرزندان امام حسن(ع) و فرزندان امام حسین(ع) را همین قصه دانسته میباشد.[۷۷]
مذهب جعفری
نوشتهی علمیٔ اساسی: مذهب جعفری
میان امامان شیعه، بیشترین داستان از امام راستگو(ع) نقل گردیده است.[۵۱] او همینطور بیشترین شمار راویان را داشته میباشد. اِربِلی شمار ماجراکنندگان از اورا ۴۰۰۰ بدن دانسته میباشد.[۵۲] به گفته ابان بن تغلب شیعه ها هرگاه در کلام فرستاده(ص) اختلافلحاظ پیدا میکردند، به کلام حضرت علی(ع) تمسک میکردند و سپس که در حرف علی اختلافلحاظ داشتند، به حرف امام درست گو(ع) برگشت میکردند.[۵۳] به دلیل نقل بیشترین احادیث شرعی و کلامی از امام درستگو(ع)، مذهب شیعه امامی را مذهب جعفری نیز میخوانند.[۵۴] امروزه امام راست گو(ع) به اسم مدیریت مذهب جعفری دارای شهرت میباشد.[۵۵] در سال ۱۳۷۸ق، روحانی شَلتوت مدیر دانش گاه الأزهر در مصر، به دنبال مکاتباتی با آیت الله بروجردی، مذهب جعفری را به رسمیت آشنایی و شغل به آن را به حیث فقهی مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد روا شمرد.[۵۶]
مناظرات و گفتگوهای علمی
در متن ها حدیثی شیعه، مناظرات و گفتگوهایی در میان امام درست گو(ع) و متکلمان مذهبها دیگر و نیز بعضا از منکران وجود خداوند گزارش گردیدهاست.[۵۷] در برخی از مناظرات، شاگردان امام راست گو(ع) در حضور او در قضیهای که تخصص داشتهاند، با سایر افراد مناظره کردهاند. دراین جلسات امام راستگو(ع) بر مناظره تحقیق کرده و گاه خویش نیز وارد مشاجره گردیده است.[۵۸] مثلا در رای زنی با عالمی از اهل شام که خویش درخواست مناظره با شاگردان امام راست گو(ع) را داشت، امام از هشام بن سلامت خواست تا در قضیه صحبت با وی مصاحبه نماید.[۵۹] همینطور از شخصی که قصد مناظره با اورا داشت، خواست تا در هر مسئلهای که میخواهد، آغاز با شاگردانش مصاحبه نماید و در شکل غلبه بر آنان با وی مناظره نماید. آن شخص در موضوع قرآن با حُمران بن اَعیَن، در قضیه ادبیات عربی با ابان بن تغلب، در فقه با زُراره و در سخن با مؤمن الطاق و هِشام بن تندرست مناظره کرد و مغلوب رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شد.[۶۰]
احمد بن علی طبرسی در کتاب الاحتجاج تیمای از مناظرات امام درست گو(ع) را گرد آورده میباشد که برخی از آنها عبارت میباشد از:
مناظره با یکیاز منکران معبود درباره وجود خداوند[۶۱]
مناظره با ابوشاکر دَیصانی، درباره وجود خداوند[۶۲]
مناظره با ابنابیالعوجاء درباره وجود آفریدگار[۶۳]
مناظره با ابنابیالعوجاء درباره حدوث عالَم[۶۴]
مناظرهای وقت گیر با یکیاز منکران وجود آفریدگار درباره مسائل متفاوت فقاهتی[۶۵]
مناظره با ابوحنیفه درباره طرز استنباط احکام دینی، بهویژه قیاس[۶۶]
مناظره با بعضا از علماء معتزله درباره طرز گزینش حکم کننده و برخی آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد احکام دینی[۶۷]
سیره سیاسی
حیات امام درست گو(ع)، با خلافت ده خلیفه انتها بنیامیه برای مثال قدمت بن عبدالعزیز و هشام بن عبدالملک و دو خلیفه در آغاز عباسی، سفاح و منصور دوانیقی به طور همزمان بود.[۶۸] وی در هجرت امام باقر(ع) به شام که به درخواست هشام بن بنده الملک شکل گرفت، یار بابا بود.[۶۹] در امامت امام راست گو(ع)، پنج خلیفه انتها اموی یعنی از هشام بن عبدالملک به آن گاه و سفاح و منصور خلفای عباسی حکومت کردند.[۷۰]
غربت از قیام مسلحانه
بهرغم آنکه امامت امام راستگو(ع) با ضعف و فروپاشی امویان یاروهمدم بود، او از تضاربهای نظامی و سیاسی هجران جست و حتی دعوت به خلافت را نپذیرفت. شهرستانی در الملل والنحل گزارش نموده است که ابومسلم خراسانی بعد از مرگ ابراهیم امام، در طومارای امام درستگو(ع) را سزاوارترین شخص برای خلافت خواند و از وی دعوت کرد تا خلافت را بپذیرد؛ ولی امام راستگو(ع) در جواب نوشت: «خیر تو از یاران اینجانب هستی و خیر زمان، زمان اینجانب میباشد».[۷۱] وی جواب دعوت ابوسلمه ضمن برای خلافت را نیز با سوزاندن طوماراش اعطا کرد.[۷۲] او همینطور در قیامهایی که بر ضد حکومت اتفاق افتاد، برای مثال قیام عمویش زید بن علی، کمپانی نکرد.[۷۳] بر پایه ی حدیثی، امام درست گو(ع) عدم وجود یاران راستین را انگیزه دوری از قیام شمرده میباشد.[۷۴]در برخی احادیث حضرت تعداد ۱۷ نفر و گاه پنج نفر را برای قیام کافی دانسته میباشد و در قبال پافشاری برخی از یاران برای قیام به آنها میفرمود ما خوب از شما و بقیه افراد می دانیم که چه هنگامی و چه وظیفهای داریم.[۷۵]
اختلاف با عبدالله بن حسن مثنی
در سالهای آخری حکومت بنیامیه، گروهی از بنیهاشم برای مثال عبدالله بن حسن مثنی و پسرانش و سفاح و منصور در ابواء گردآوری شدند تا برای قیام برضد حکومت، با یکی خودشان بیعت نمایند. دراین نشست عبدالله پسرش، محمد را مهدی معرفی کرد و از حاضران خواست با وی بیعت نمایند.
امام درستگو(ع) زمانی از این روایت با خبر شد، اظهارکرد: پسر تو مهدی وجود ندارد و در حال حاضر نیز هنگام ظهور مهدی وجود ندارد. عبدالله از سخنان او خشمگین شد و اورا به حسادت مجرم کرد. امام راست گو(ع) قول خورد که از روی حسادت حرف نمیگوید و اعلامکرد که پسران وی کشته میشوند و خلافت به سَفّاح و منصور می رسد.[۷۶] پیامبر جعفریان ریشه اختلاف در بین فرزندان امام حسن(ع) و فرزندان امام حسین(ع) را همین قصه دانسته میباشد.[۷۷]

نقش انتخاب مسجد مناسب در برگزاری یک مراسم ترحیم آرام و منظم