loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 67
سه شنبه 27 خرداد 1404 زمان : 14:20


ناخشنودی امام رضا(ع)
سخنان توبیخ آمیز امام رضا(ع)
خطاب به زید:

«ای زید! آیا تورا حرف عموم کودن اهل کوفه مغرور کرده است که ماجرا نمایند «فاطمه عفّت خویش را نگه داشت پس پروردگار حریق را بر ذریه‌اش حرام تشکیل داد»؟ این کلام، تنها منحصر به فرد حسن و حسین میباشد. در حالتی‌که گمان میبری که تو با معصیت معبود عزّ و جلّ به فردوس روی و پدرت موسی بن جعفر(ع) اطاعت پروردگار نماید و وی نیز به پردیس باطن خواهد شد، در‌این‌صورت‌ تو در نزد آفریدگار گرامی‌خیس از وی خواهی بود! به پروردگار قسم و سوگند هیچ‌کس جز از شیوه طاعت به آنچه نزد پروردگار میباشد نخواهد رسید، و تو می پنداری با معصیت بدان می رسی، پس گمان تو گمان مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بدی میباشد»
زید اعلام‌کرد: اینجانب اخوی تو و پسر پدرت هستم.
حضرت در پاسخش فرمود: «تو وقتی اخوی منی که معبود عزّ و جلّ را اطاعت کنی. خدا پسر نوح را هم زیرا معصیت کرد از بستگان وی خارج راند.»

عیون خبر‌ها الرضا، ج ۲، ص۲۳۴

یکسری ماجرا از امام رضا(ع) در سرزنش زید و دعوت او به رعایت زهدوتقوا و دوری از معاصی آمده میباشد.[۲] بعد از خشونت وی در بصره در جریان قیام ابن‌طباطبا و ابوالسرایا، بنابر بعضا احادیث، امام رضا(ع) در مواجهه با زید، از شیوه رفتارش، انزجارآمیز کلام اظهار‌کرد و قسم حافظه نمود که هیچوقت با زید صحبت رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نگوید.[۳]

کمپانی در کودتا ابن طباطبا و ابوالسرایا
منابعی که از زید حرف گفته‌اند، تنها به نقش او در کودتا ابن‌ طباطبا و ابوالسرایا در عراق (در سال‌های ۱۹۹ و ۲۰۰ق) اشاره کرده‌اند. انگیزه و کیفیت پیوستن وی به‌این کودتا پر‌نور وجود ندارد. گفته شد که بعداز مرگ ابن‌ طباطبا، وقتی که ابوالسرایا و یارانش با جوانی علوی به اسم محمد بن محمد بن زید بیعت کردند، وی، زید بن موسی را به ولایت اهواز منصوب آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرد.[۴]

زید در رویه اهواز، به یاری عباس‌ بن محمد جعفری، والی منتخب ابوالسرایا، به بصره شتافت و با غلبه بر حسن‌ بن علی پر اسم و رسم به مأمونی، دلیل عباسیان در بصره، آن شهر را تصرف کرد.[۵] زید بن موسی اندکی آن‌گاه، عباس‌ بن محمد را نیز خارج نمود و بصره را ضمیمه قلمرو خویش کرد.[۶]

کنیه زید النار
زید بعداز غارت اموال عموم، امرکرد منزل‌های بنی عباس و طرفدارانشان را حریق زدند و هرگاه یک کدام از آنها را نزد او می‌بردند، امر می‌اعطا کرد که اورا در حریق بسوزانند، ازاین‌رو به زیدالنّار ملقب شد.[۷][یادداشت ۱]

اسارت
با مرگ ابوالسرایا و تصرف بصره به دست سپاه عباسی، زید به اسارت درآمد.[۹] طریق اسارت او را مختلف نقل کرده‌اند. طبری بر آن میباشد که او، جانبداری خواست و علی بن ابی سعید، فرمانده سپاه عباسی، به وی نگهبانی اعطا کرد.[۱۰] سازه به روایتی دیگر، او‌را به بغداد نزد حسن بن راحت فرستادند، حسن‌ بن سهل وآسان درصدد قتل وی بود البته زیرا هیچ دستوری از مأمون برای این شغل اخذ نکرده بود و یکی درباریان نیز او‌را از اثار این عمل بیم بخشید، از کشتن او صرف‌ لحاظ کرد.[مستلزم منبع]


حرم منسوب به زید النار در آفریز قائنات
زید تا مجال بیعت عموم بغداد با ابراهیم بن مهدی، در زندان بود. در‌این هنگام، هوا داران مأمون اورا از زندان خارج آوردند و نزد مأمون فرستادند.[۱۱] بلعمی بر آن میباشد که زید از زندان علی بن ابی سعید گریخت و به عبدالله، اخوی ابوالسرایا، پیوست و درصدد فتح بصره برآمد البته اسیر شد و اورا به بغداد فرستادند.[۱۲] در بغداد، در زندان بود تا‌زمانیکه شورشیان اورا فراری دادند و مخفی شد.[۱۳] در ادامۀ این قصه، بلعمی از تصمیم بغدادیان برای به خلافت نشاندن زیدالنّار صحبت گفته میباشد.

ماجرا گردیزی نیز حاکی از آن میباشد که حسن‌ بن سهل و آسان، بعد از قتل ابوالسرایا، زید را نزد مأمون ارسال کرد.[۱۴] بیان شده که مأمون به احترام امام رضا(ع) اورا به نزدش ارسال کرد و امام هم به شدت اورا توبیخ و شماتت کرد.[۱۵]

فرزندان
بنابر برخی نقل‌ها، او ۱۰ پسر داشت،[۱۶] البته ابن‌عِنَبه اورا دارنده ۴ پسر به اسم‌های حسن، حسین‌المحدّث، جعفر و موسی اصّم دانسته و برآن میباشد که نسل او در مغرب، عراق (بنوصعب، بنومکارم) و جمهوری اسلامی ایران متفرق‌اند.[۱۷]


ناخشنودی امام رضا(ع)
سخنان توبیخ آمیز امام رضا(ع)
خطاب به زید:

«ای زید! آیا تورا حرف عموم کودن اهل کوفه مغرور کرده است که ماجرا نمایند «فاطمه عفّت خویش را نگه داشت پس پروردگار حریق را بر ذریه‌اش حرام تشکیل داد»؟ این کلام، تنها منحصر به فرد حسن و حسین میباشد. در حالتی‌که گمان میبری که تو با معصیت معبود عزّ و جلّ به فردوس روی و پدرت موسی بن جعفر(ع) اطاعت پروردگار نماید و وی نیز به پردیس باطن خواهد شد، در‌این‌صورت‌ تو در نزد آفریدگار گرامی‌خیس از وی خواهی بود! به پروردگار قسم و سوگند هیچ‌کس جز از شیوه طاعت به آنچه نزد پروردگار میباشد نخواهد رسید، و تو می پنداری با معصیت بدان می رسی، پس گمان تو گمان مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بدی میباشد»
زید اعلام‌کرد: اینجانب اخوی تو و پسر پدرت هستم.
حضرت در پاسخش فرمود: «تو وقتی اخوی منی که معبود عزّ و جلّ را اطاعت کنی. خدا پسر نوح را هم زیرا معصیت کرد از بستگان وی خارج راند.»

عیون خبر‌ها الرضا، ج ۲، ص۲۳۴

یکسری ماجرا از امام رضا(ع) در سرزنش زید و دعوت او به رعایت زهدوتقوا و دوری از معاصی آمده میباشد.[۲] بعد از خشونت وی در بصره در جریان قیام ابن‌طباطبا و ابوالسرایا، بنابر بعضا احادیث، امام رضا(ع) در مواجهه با زید، از شیوه رفتارش، انزجارآمیز کلام اظهار‌کرد و قسم حافظه نمود که هیچوقت با زید صحبت رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نگوید.[۳]

کمپانی در کودتا ابن طباطبا و ابوالسرایا
منابعی که از زید حرف گفته‌اند، تنها به نقش او در کودتا ابن‌ طباطبا و ابوالسرایا در عراق (در سال‌های ۱۹۹ و ۲۰۰ق) اشاره کرده‌اند. انگیزه و کیفیت پیوستن وی به‌این کودتا پر‌نور وجود ندارد. گفته شد که بعداز مرگ ابن‌ طباطبا، وقتی که ابوالسرایا و یارانش با جوانی علوی به اسم محمد بن محمد بن زید بیعت کردند، وی، زید بن موسی را به ولایت اهواز منصوب آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرد.[۴]

زید در رویه اهواز، به یاری عباس‌ بن محمد جعفری، والی منتخب ابوالسرایا، به بصره شتافت و با غلبه بر حسن‌ بن علی پر اسم و رسم به مأمونی، دلیل عباسیان در بصره، آن شهر را تصرف کرد.[۵] زید بن موسی اندکی آن‌گاه، عباس‌ بن محمد را نیز خارج نمود و بصره را ضمیمه قلمرو خویش کرد.[۶]

کنیه زید النار
زید بعداز غارت اموال عموم، امرکرد منزل‌های بنی عباس و طرفدارانشان را حریق زدند و هرگاه یک کدام از آنها را نزد او می‌بردند، امر می‌اعطا کرد که اورا در حریق بسوزانند، ازاین‌رو به زیدالنّار ملقب شد.[۷][یادداشت ۱]

اسارت
با مرگ ابوالسرایا و تصرف بصره به دست سپاه عباسی، زید به اسارت درآمد.[۹] طریق اسارت او را مختلف نقل کرده‌اند. طبری بر آن میباشد که او، جانبداری خواست و علی بن ابی سعید، فرمانده سپاه عباسی، به وی نگهبانی اعطا کرد.[۱۰] سازه به روایتی دیگر، او‌را به بغداد نزد حسن بن راحت فرستادند، حسن‌ بن سهل وآسان درصدد قتل وی بود البته زیرا هیچ دستوری از مأمون برای این شغل اخذ نکرده بود و یکی درباریان نیز او‌را از اثار این عمل بیم بخشید، از کشتن او صرف‌ لحاظ کرد.[مستلزم منبع]


حرم منسوب به زید النار در آفریز قائنات
زید تا مجال بیعت عموم بغداد با ابراهیم بن مهدی، در زندان بود. در‌این هنگام، هوا داران مأمون اورا از زندان خارج آوردند و نزد مأمون فرستادند.[۱۱] بلعمی بر آن میباشد که زید از زندان علی بن ابی سعید گریخت و به عبدالله، اخوی ابوالسرایا، پیوست و درصدد فتح بصره برآمد البته اسیر شد و اورا به بغداد فرستادند.[۱۲] در بغداد، در زندان بود تا‌زمانیکه شورشیان اورا فراری دادند و مخفی شد.[۱۳] در ادامۀ این قصه، بلعمی از تصمیم بغدادیان برای به خلافت نشاندن زیدالنّار صحبت گفته میباشد.

ماجرا گردیزی نیز حاکی از آن میباشد که حسن‌ بن سهل و آسان، بعد از قتل ابوالسرایا، زید را نزد مأمون ارسال کرد.[۱۴] بیان شده که مأمون به احترام امام رضا(ع) اورا به نزدش ارسال کرد و امام هم به شدت اورا توبیخ و شماتت کرد.[۱۵]

فرزندان
بنابر برخی نقل‌ها، او ۱۰ پسر داشت،[۱۶] البته ابن‌عِنَبه اورا دارنده ۴ پسر به اسم‌های حسن، حسین‌المحدّث، جعفر و موسی اصّم دانسته و برآن میباشد که نسل او در مغرب، عراق (بنوصعب، بنومکارم) و جمهوری اسلامی ایران متفرق‌اند.[۱۷]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 61

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 619
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه