loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 19
سه شنبه 30 ارديبهشت 1404 زمان : 12:56


فرقه‌های غالی
کتاب‌های فرقه‌شناسی در بیان تعداد فرقه‌های غالی، اختلاف‌حیث دارا‌هستند.[۱۳] نعمت‌الله صفری فروشانی، متفحص تاریخ، با رسیدگی در بعضا کتاب‌هایی که در زمینه فرقه‌شناسی تدوین گردیده، کمترین تعداد فرقه‌های غالی را نُه فرقه و بیشترین تعداد آن ها را صد فرقه گزارش نموده است.[۱۴] بعضی از فرقه‌های معروف غالی شیعه مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد عبارت‌اند از:

سبائیه (سبئیه)
همینطور ملاحظه کنید: عبدالله بن سبأ
سَبائیه، رهروان عبدالله بن سَبأ بودند.[۱۵] بعضی فرقه‌نویسان آنها را اولی غالیان منتسب به شیعه به‌ شمار آورده‌اند.[۱۶] به‌گفته اشعری متکلم قرن سوم و چهارم قمری در مقاله‌ها‌الاسلامیّین، آن ها بر این اعتقاد بودند که امام علی(ع) وفات نیافته و قبل از قیامت به جهان برمی‌خواهد شد و زمین را در حالی که سرشار از ظلم و جور میباشد، از عدالت لبریز می‌نماید.[۱۷] در رجال کَشّی، در روایتی از امام درستگو(ع) اینگونه اورده شده که عبدالله بن سبأ، مؤسس فرقه سبائیه، ادعای نبوت کرد و امام علی(ع) را معبود رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد دانست.[۱۸]

کیسانیه
نوشته‌ی علمیٔ مهم: کیسانیه
گروهی از شیعه ها بودند که به امامت محمد بن حَنَفیه اعتقاد و باور داشتند.[۱۹] شهرستانی در المِلل و النَّحل گفته میباشد بعداز محمد بن حنفیه میان پیروانش اختلاف پیش آمد.[۲۰] بعضا بر این اعتقادوباور بودند که محمد بن حنفیه وفات نیافته و مجدد برمی‌شود و در زمین عدالت می گستراند.[۲۱] بعضی دیگر می‌گفتند وی وفات یافته و امامت از او به فرزندش ابوهاشم منتقل شد‌ه‌است.[۲۲] به‌گزارش محمدجواد مشکور (درگذشت: ۱۳۷۴ش)، مو سرّچهره و معلم دانش گاه طهران، در «تمدن فِرَق اسلامی»، فرقه کیسانیه بعد از محمد بن حنفیه به دوازده تیم انشعاب یافت[۲۳] که کلیه در اعتقاد و باور به امامت محمد بن حنفیه اشتراک داشته‌اند.[۲۴] برخی از فرقه‌های کیسانیه عبارت‌اند از: هاشمیه،[۲۵] کَرُبیه،[۲۶] حَمْزیه،[۲۷] آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بیانیه،[۲۸] حَربیه.[۲۹]

خَطّابیه
نوشته‌علمیٔ مهم: خطابیه
خطابیه از رهروان اَبوالْخَطّاب مُحمّد بن اَبی‌زینب به شمار می روند.[۳۰] به‌گفته شهرستانی، ابوالخطاب امامان را ابتدا پیغمبر و بعد معبود می‌پنداشت و به الوهیت امام راستگو(ع) و پدران وی قائل بود و می‌اظهار کرد امام راست گو(ع) خدای زمانه خود میباشد و وی آن کسی وجود ندارد که او را شم می‌نمایند و از او داستان می‌نمایند و زیرا از دانا بالا بدین عالم نزول کرده، شکل آدمی پذیرفته میباشد.[۳۱] در رجال کشی روایاتی نقل گردیده است که امام درستگو(ع)، ابوالخطاب را تکذیب نمود و اورا دروغگو نامید و از او بیزاری جست و بر وی لعنت ارسال کرد.[۳۲] خطابیه، خویش، به فرقه‌های زیادی منشعب شد که برخی از آن ها بدین گستردن‌اند: مُخَمَّسه،[۳۳] بَزیعیه،[۳۴] عُمَیریه،[۳۵] مُعَمَّریه.[۳۶]

مُغَیریه
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: مغیریه
رهروان مُغیرة بن سعید عِجلی به شمار می روند.[۳۷] به‌گزارش نوبختی در کتاب فِرَقُ الشِّیعَه، بعضا از اصحاب مغیرة بن سعید اورا امام می‌پنداشتند و بر این اعتقاد بودند که امام حسین(ع)، امام سجاد(ع) و امام باقر(ع) درباره او وصیت کرده و او‌را به جانشینی خویش برگزیده‌اند.[۳۸] آنها همینطور امامت امام راست گو(ع) را منکر بودند و بر این باور بودند که بعداز امام باقر(ع)، از فامیل و فرزندان امام علی، امامی پدید نیامد و تا ظهور مهدی، مغیرة بن سعید امام میباشد.[۳۹]

مغیریه همینطور بر این نظریه بودند که محمد بن عبدالله بن حسن، دارای شهرت به نفس زکیه، به عبارتی مهدی موعود میباشد و هنگامی وی کشته شد، گفتند وی نمرده و زنده میباشد و در کوهی در مکه که به آن «عَلَمیه» میگویند، معاش می‌نماید تا فرصت ظهورش رسد.[۴۰] در روایاتی آورده شده که امام درستگو(ع) و امام رضا(ع) اورا به دلیل آنکه به امام باقر(ع) نسبت لاف می‌اعطا کرد، نفرین و لعنت کرده‌اند.[۴۱]

منصوریه
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: منصوریه
منصوریه رهروان ابومنصور عِجلی بودند.[۴۲] به‌گزارش شهرستانی، وی در صدر خودش را به امام باقر(ع) مجاورت کرد؛ البته بعد از آنکه به باعث عقاید باطلش، امام باقر از وی بیزاری جست و اورا طرد نمود، ادعای امامت کرد و عموم را به سوی خویش دعوت نمود.[۴۳] به گزارش نوبختی، ابومنصور داعیه کرد که آفریدگار او‌را به عرش برده و با او حرف گفته، با دست خودش او را نازونوازش نموده و به گویش سُریانی اورا پسر خویش خوانده میباشد.[۴۴] نوبختی همینطور گفته میباشد ابومنصور بعداز وفات امام باقر داعیه کرد که امام باقر او‌را جانشین خویش نموده است.[۴۵] همینطور گفته‌اند که وی پنج امام اولیه شیعه ها را فرستاده می‌دانست و بر این اعتقاد و باور بود که خودش و شش نسل از فرزندانش تا ظهور قائم، رسول بوده‌اند.[۴۶] در روایتی به گزارش رجال کشی، امام راستگو(ع) ابومنصور را لعن نموده و او‌را رسول شیطان تعریف نموده است.[۴۷]

بَشیریه
نوشته‌ی علمیٔ مهم: بشیریه
بشیریه رهروان محمد بن بشیر کوفی بودند.[۴۸] آن ها اعتقادوباور داشتند که امام موسی کاظم(ع) محبوس نبوده و وفات نیافته میباشد؛ بلکه به عبارتی مهدی قائم میباشد که غایب میباشد و در طی غیبتش، محمد بن بشیر (مؤسس این فرقه) را تحت عنوان وصی و جانشین خویش منصوب کرده و انگشتر خویش و دانش خویش و کلیه آنچه عموم در کارها شرعی و دنیایی بدان احتیاج دارا‌هستند را به وی بخشیده میباشد.[۴۹] آن‌ها همینطور بر این اعتقاد و باور بودند که بعداز محمد بن بشیر، فرزندش سمیع، وصی و امام بود و هرکس که سمیع بن محمد درباره وی وصیت نماید، به عبارتی امام واجب‌الطاعه میباشد تا‌زمانی‌که امام موسی کاظم ظهور نماید.[۵۰] در روایتی از امام موسی کاظم آورده شده که وی سه توشه محمد بن بشیر را لعن نموده است.[۵۱]

رازّیه
رمزّیه به رهروان شخصی به اسم «رمزّی اَقصم» گفته می گردد.[۵۲] آنها معتقد بودند رازّی پیامبری میباشد که امام راستگو(ع) او‌را رسول و به مانند حضرت موسی نیرومند و امین میباشد و به عبارتی روح در او هم است.[۵۳] آنها همینطور بر این اطمینان بودند که امام درست گو(ع) به عبارتی اسلام میباشد و اسلام، درود میباشد و وی آفریدگار میباشد و ما پسران اسلام هستیم.[۵۴] رهروان رازّی عموم را به پیامبری او دعوت می‌نمودند و برای امام درستگو(ع) نماز می‌خواندند. حج و روزه را نیز برای او به جا می‌آوردند.[۵۵] امام درست گو(ع) در روایتی، رمزّی را کذّاب خوانده و او‌را لعن نموده است.[۵۶]


فرقه‌های غالی
کتاب‌های فرقه‌شناسی در بیان تعداد فرقه‌های غالی، اختلاف‌حیث دارا‌هستند.[۱۳] نعمت‌الله صفری فروشانی، متفحص تاریخ، با رسیدگی در بعضا کتاب‌هایی که در زمینه فرقه‌شناسی تدوین گردیده، کمترین تعداد فرقه‌های غالی را نُه فرقه و بیشترین تعداد آن ها را صد فرقه گزارش نموده است.[۱۴] بعضی از فرقه‌های معروف غالی شیعه مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد عبارت‌اند از:

سبائیه (سبئیه)
همینطور ملاحظه کنید: عبدالله بن سبأ
سَبائیه، رهروان عبدالله بن سَبأ بودند.[۱۵] بعضی فرقه‌نویسان آنها را اولی غالیان منتسب به شیعه به‌ شمار آورده‌اند.[۱۶] به‌گفته اشعری متکلم قرن سوم و چهارم قمری در مقاله‌ها‌الاسلامیّین، آن ها بر این اعتقاد بودند که امام علی(ع) وفات نیافته و قبل از قیامت به جهان برمی‌خواهد شد و زمین را در حالی که سرشار از ظلم و جور میباشد، از عدالت لبریز می‌نماید.[۱۷] در رجال کَشّی، در روایتی از امام درستگو(ع) اینگونه اورده شده که عبدالله بن سبأ، مؤسس فرقه سبائیه، ادعای نبوت کرد و امام علی(ع) را معبود رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد دانست.[۱۸]

کیسانیه
نوشته‌ی علمیٔ مهم: کیسانیه
گروهی از شیعه ها بودند که به امامت محمد بن حَنَفیه اعتقاد و باور داشتند.[۱۹] شهرستانی در المِلل و النَّحل گفته میباشد بعداز محمد بن حنفیه میان پیروانش اختلاف پیش آمد.[۲۰] بعضا بر این اعتقادوباور بودند که محمد بن حنفیه وفات نیافته و مجدد برمی‌شود و در زمین عدالت می گستراند.[۲۱] بعضی دیگر می‌گفتند وی وفات یافته و امامت از او به فرزندش ابوهاشم منتقل شد‌ه‌است.[۲۲] به‌گزارش محمدجواد مشکور (درگذشت: ۱۳۷۴ش)، مو سرّچهره و معلم دانش گاه طهران، در «تمدن فِرَق اسلامی»، فرقه کیسانیه بعد از محمد بن حنفیه به دوازده تیم انشعاب یافت[۲۳] که کلیه در اعتقاد و باور به امامت محمد بن حنفیه اشتراک داشته‌اند.[۲۴] برخی از فرقه‌های کیسانیه عبارت‌اند از: هاشمیه،[۲۵] کَرُبیه،[۲۶] حَمْزیه،[۲۷] آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بیانیه،[۲۸] حَربیه.[۲۹]

خَطّابیه
نوشته‌علمیٔ مهم: خطابیه
خطابیه از رهروان اَبوالْخَطّاب مُحمّد بن اَبی‌زینب به شمار می روند.[۳۰] به‌گفته شهرستانی، ابوالخطاب امامان را ابتدا پیغمبر و بعد معبود می‌پنداشت و به الوهیت امام راستگو(ع) و پدران وی قائل بود و می‌اظهار کرد امام راست گو(ع) خدای زمانه خود میباشد و وی آن کسی وجود ندارد که او را شم می‌نمایند و از او داستان می‌نمایند و زیرا از دانا بالا بدین عالم نزول کرده، شکل آدمی پذیرفته میباشد.[۳۱] در رجال کشی روایاتی نقل گردیده است که امام درستگو(ع)، ابوالخطاب را تکذیب نمود و اورا دروغگو نامید و از او بیزاری جست و بر وی لعنت ارسال کرد.[۳۲] خطابیه، خویش، به فرقه‌های زیادی منشعب شد که برخی از آن ها بدین گستردن‌اند: مُخَمَّسه،[۳۳] بَزیعیه،[۳۴] عُمَیریه،[۳۵] مُعَمَّریه.[۳۶]

مُغَیریه
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: مغیریه
رهروان مُغیرة بن سعید عِجلی به شمار می روند.[۳۷] به‌گزارش نوبختی در کتاب فِرَقُ الشِّیعَه، بعضا از اصحاب مغیرة بن سعید اورا امام می‌پنداشتند و بر این اعتقاد بودند که امام حسین(ع)، امام سجاد(ع) و امام باقر(ع) درباره او وصیت کرده و او‌را به جانشینی خویش برگزیده‌اند.[۳۸] آنها همینطور امامت امام راست گو(ع) را منکر بودند و بر این باور بودند که بعداز امام باقر(ع)، از فامیل و فرزندان امام علی، امامی پدید نیامد و تا ظهور مهدی، مغیرة بن سعید امام میباشد.[۳۹]

مغیریه همینطور بر این نظریه بودند که محمد بن عبدالله بن حسن، دارای شهرت به نفس زکیه، به عبارتی مهدی موعود میباشد و هنگامی وی کشته شد، گفتند وی نمرده و زنده میباشد و در کوهی در مکه که به آن «عَلَمیه» میگویند، معاش می‌نماید تا فرصت ظهورش رسد.[۴۰] در روایاتی آورده شده که امام درستگو(ع) و امام رضا(ع) اورا به دلیل آنکه به امام باقر(ع) نسبت لاف می‌اعطا کرد، نفرین و لعنت کرده‌اند.[۴۱]

منصوریه
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: منصوریه
منصوریه رهروان ابومنصور عِجلی بودند.[۴۲] به‌گزارش شهرستانی، وی در صدر خودش را به امام باقر(ع) مجاورت کرد؛ البته بعد از آنکه به باعث عقاید باطلش، امام باقر از وی بیزاری جست و اورا طرد نمود، ادعای امامت کرد و عموم را به سوی خویش دعوت نمود.[۴۳] به گزارش نوبختی، ابومنصور داعیه کرد که آفریدگار او‌را به عرش برده و با او حرف گفته، با دست خودش او را نازونوازش نموده و به گویش سُریانی اورا پسر خویش خوانده میباشد.[۴۴] نوبختی همینطور گفته میباشد ابومنصور بعداز وفات امام باقر داعیه کرد که امام باقر او‌را جانشین خویش نموده است.[۴۵] همینطور گفته‌اند که وی پنج امام اولیه شیعه ها را فرستاده می‌دانست و بر این اعتقاد و باور بود که خودش و شش نسل از فرزندانش تا ظهور قائم، رسول بوده‌اند.[۴۶] در روایتی به گزارش رجال کشی، امام راستگو(ع) ابومنصور را لعن نموده و او‌را رسول شیطان تعریف نموده است.[۴۷]

بَشیریه
نوشته‌ی علمیٔ مهم: بشیریه
بشیریه رهروان محمد بن بشیر کوفی بودند.[۴۸] آن ها اعتقادوباور داشتند که امام موسی کاظم(ع) محبوس نبوده و وفات نیافته میباشد؛ بلکه به عبارتی مهدی قائم میباشد که غایب میباشد و در طی غیبتش، محمد بن بشیر (مؤسس این فرقه) را تحت عنوان وصی و جانشین خویش منصوب کرده و انگشتر خویش و دانش خویش و کلیه آنچه عموم در کارها شرعی و دنیایی بدان احتیاج دارا‌هستند را به وی بخشیده میباشد.[۴۹] آن‌ها همینطور بر این اعتقاد و باور بودند که بعداز محمد بن بشیر، فرزندش سمیع، وصی و امام بود و هرکس که سمیع بن محمد درباره وی وصیت نماید، به عبارتی امام واجب‌الطاعه میباشد تا‌زمانی‌که امام موسی کاظم ظهور نماید.[۵۰] در روایتی از امام موسی کاظم آورده شده که وی سه توشه محمد بن بشیر را لعن نموده است.[۵۱]

رازّیه
رمزّیه به رهروان شخصی به اسم «رمزّی اَقصم» گفته می گردد.[۵۲] آنها معتقد بودند رازّی پیامبری میباشد که امام راستگو(ع) او‌را رسول و به مانند حضرت موسی نیرومند و امین میباشد و به عبارتی روح در او هم است.[۵۳] آنها همینطور بر این اطمینان بودند که امام درست گو(ع) به عبارتی اسلام میباشد و اسلام، درود میباشد و وی آفریدگار میباشد و ما پسران اسلام هستیم.[۵۴] رهروان رازّی عموم را به پیامبری او دعوت می‌نمودند و برای امام درستگو(ع) نماز می‌خواندند. حج و روزه را نیز برای او به جا می‌آوردند.[۵۵] امام درست گو(ع) در روایتی، رمزّی را کذّاب خوانده و او‌را لعن نموده است.[۵۶]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 61

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 619
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه