loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 17
يکشنبه 18 خرداد 1404 زمان : 11:51


خصوصیت‌های فکری فیاض
پایبندی به فلسفه مشاء
لاهیجی با فلسفه مشاء شناخت بدون نقص داشته و اصول و قواعد این فلسفه را پذیرفته میباشد. میتوان ذکر کرد درنگ‌های ابن سینا بر ذهن ها او تسلط دارااست. وی از مهم ترین شارحان ابن سینا در بین متأخران میباشد. اثرها فلسفی ابن سینا از مهم ترین منابع فیاض در نگاشته‌هایش میباشد و بسیار از وی نقل می‌نماید. حتی می‌اقتدار اثرها فیاض را شرحی بر حکمت مشاء و فکر سینوی به اکانت مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد آید.[مستلزم منبع]

این مسأله آن گاه در خور تأمل میباشد که فیاض، برهه زمانی متعددی نزد ملاصدرا تلمذ نموده است و داماد او بوده میباشد، با این درحال حاضر واحد سنجش تأثیرپذیری از ذهن ها صدرا اندک میباشد.[مستلزم منبع] در مجموع شوارق الالهام فقط هفت توشه[۳۸]از وی حافظه می‌نماید. از سوی دیگر دیگر محصل و داماد صدرا، یعنی سود، فیلسوفی صدرایی کل عیار میباشد. فیاض همواره از صدرا با احترام خاطر می‌نماید و در اثر ها خویش از وی تحت عنوان «استاذنا»، «استاذنا و مولانا افضل المتألهین..»[۳۹] تفسیر می‌نماید. حتی سازه به نقلی او شواهد الربوبیه و مبدأ و معاد را درس دادن رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد می‌نموده است.[۴۰]

با این اکنون او فیلسوفی مشائی به شمار می آید و آموزه‌های فلسفی صدرا چندان بر او تأثیر نگذاشته میباشد. وی حتی‌د‌ر صدد برآمده که بر طبق اصول مشاء، به انتقاد حکمت متعالیه بپردازد و می‌قدرت فیاض را اول منتقد صدرالمتألهین آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد دانست.[۴۱]

سید جلال الدین آشتیانی این نظر را دارد که فیاض به باعث تقیه و واهمه از تکفیر، عقاید خویش را در پوسته فلسفه مرسوم آن زمان ذکر نموده است و باطناً سالک نگرش اشراق و معتقد به مبانی میباشد.[۴۲] آشتیانی، فیاض را جامع در بین حکمت بحثی و ذوقی میداند، اگرچه به حسب ظواهر در مباحث متداول نحوه مشاء را می‌پموده میباشد.[۴۳]

استقلال فکری
لاهیجی اگرچه از نگاشته‌ها و فکر‌های دیگر اندیشمندان، به کارگیری فراوان نموده است، ولی استقلال رأی خویش را مراقبت نموده است. در مورد ها اکثری به دیگر اندیشمندان تعالی نقص‌ و انواع می‌نماید.[۴۴] با این درحال حاضر، وی دلبستگی فراوان به ابن سینا و تعلق فکری به‌پندار مشاء داراست.

برخورداری از رغبت‌ها و تفکرات عرفانی
فیاض به شدت متأثر از عرفا و تعالیم آنهاست و تأثیر معارف عرفانی و صوفیانه، بر تحلیلها و تقریرهای او از مسائل کلامی، در موضع‌ها زیادی مشاهده میگردد. برای مثال می‌قدرت به نظارت‌های او در دعوا «مقصود از بعثت انبیا» و یا این که دعوا از «فلسفه احکام» اشاره نمود.[۴۵]

از نگرش فیاض، شیوه به سوی معبود به دو رویه ظواهر و داخل تقسیم می گردد:

الف: خط مش ظواهر که طرز استعمال از استدلال و عامل میباشد و عقل، خویش در آن استقلال داشته و نهایت آن، معرفت و دانش به معبود میباشد. دو دانش حکمت و حرف به دلیل علم آموزی این نهایت تدوین گردیده‌اند.

ب: خط مش داخل، که به عبارتی سیر و سلوک باطنی و معنوی میباشد و نهایت آن، وصول واقعی به آفریدگار متعال و فانی شدن از هر چه غیر اوست و باقی بودن بدوست. مقصود از بعثت انبیا و رسل، هدایت عموم فارغ از روش بوده میباشد. به لحاظ فیاض، واقعیت تصوف، چیزی جز سلوک همین روش داخل وجود ندارد.[۴۶]

از منظر فیاض، بینش اشراق نیز مثل تصوف، نگرش سلوک رویه درون میباشد. می‌اقتدار بیان کرد بینش اشراق در واقع به عبارتی طرز تصوف میباشد؛ جز اینکه تصوف در قبال تکلم میباشد و اشراق در قبال حکمت.[۴۷]

فیاض خاتمه کتاب گوهر منظور را به ذکر راه‌های سیر و سلوک و تهذیب خلق تخصیص داده میباشد. این فرمان فارغ طریق معمول کتاب ها کلامی میباشد.

به حیث لاهیجی سلوک شیوه درون به دو شیوه ممکن میباشد: ۱. طرز حکمت: تهذیب خوی میباشد و نهایت عملکرد حکمای اشراق به شمار می‌رود. ۲. نحوه شرع: مراقبت بر اخلاص و تقواست و نهایت مجاهده صوفیه و عرفا به حساب می آید.

به حیث فیاض هر دو نحوه به حسب واقعیت و نهایت، یک چیز میباشد.[۴۸]

تبیین‌ها و میل‌های عرفانی، در کتاب گوهر منظور بسی بیشتر از شوارق و سرمایه ایمان میباشد؛ از همین رو می‌قدرت بیان کرد گوهر منظور منش حرف فلسفی-عرفانی داراست. سرمایه ایمان در پوسته حرف فلسفی محض تدوین گردیده و شوارق الالهام با فلسفه کلامی میباشد.[مستلزم منبع]

بازدید : 20
يکشنبه 18 خرداد 1404 زمان : 11:48


تحصیلات
اساتید
ملاصدرا؛ فیاض لاهیجی از شاگردان پر رنگ صدرالمتألهین شیرازی بود. او هنگام اقامت ملاصدرا در قم، نزد او شاگردی نموده است. از همدرسان او، می‌قدرت به ملامحسن نتیجه کاشانی، ملامحمد یوسف الموتی و حسین تنکابنی اشاره نمود که همه از ملاصدرا درس می‌گرفتند.[۱۸] لاهیجی در‌این زمانه، مبدأ و معاد، بخشی از اسفار، شواهد الربوبیه و رساله تکان را که از مصنفات ملاصدرا میباشد، نزد او مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد خواند.[۱۹]
میرداماد؛ در بیشتر منابع درباره اینکه فیاض از میرداماد (م۱۰۴۰ق) درس گرفته میباشد، سخنی به در میان نیامده میباشد؛ به ویژه اینکه میرداماد مقیم اصفهان و فیاض مستقر قم بود.[۲۰] ولی اعیان الشیعه میرداماد را از اساتید وی شمرده میباشد.[۲۱] از ثنا‌های فیاض از میرداماد و اشعارش در مدح او، اینگونه برداشت گردیده است که او گاهی به اصفهان می‌رفته و از میرداماد سود می‌گرفته میباشد.[۲۲] با این اکنون، هیچ وقت او از میرداماد تحت عنوان مدرس خاطر نکرده میباشد، در حالیکه در مفاد زیادی از ملاصدرا با القابی همانند «الاستاذ»[۲۳] یا این که «استاذنا الاعظم»[۲۴] مذکور میباشد. به لحاظ میرسد میرداماد مدرس بدون واسطه لاهیجی نبوده میباشد و بعضا تراجم نیز از جناب میرداماد با تیتر «مدرس الاستاد» لاهیجی ذکر رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شده‌اند.[۲۵]
شاگردان
لاهیجی اکثر قدمت خویش را در قم گذرانده و در اکثر اوقات وقت ها به مشاجره و درس دادن در مکتب عملیه حضرت معصومه[۲۶] سرگرم بود.[۲۷] شاگردان دارای اسم و رسم او آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد عبارتند از:

میرزا حسن لاهیجی(۱۰۴۵-۱۱۲۱ق) فرزند فیاض.[۲۸]
حاکم سعید قمی (۱۰۴۹-۱۱۰۷ق) که اورده شده در حکمت اشراق از شاگردان فیاض بوده میباشد.[۲۹] از او اثرها مهمی زیرا گستردن توحید صدوق، اربعینیات و کلید فردوس میراث میباشد. مالک روضات الجنات این مسأله را خطا می داند و ادعا دارد حاکم سعید شاگر فیاض نبوده[۳۰] و با میرزا محمدسعید حکیم (م بعد از ۱۰۸۵ق) طبیب درباری آن روزگار خلط گردیده است.[۳۱] حکم کننده سعید در آثارش از لاهیجی و شاگردی نزد او خاطر نکرده[۳۲] و مدرسه فکرشان سازگار وجود ندارد. حکم دهنده سعید بیشتر پایین تأثیر نتیجه بوده میباشد.[۳۳]
حسین بن ابراهیم تنکابنی از شاگردان ملاصدرا (متوفای ۱۰۵۰ق) و فیاض لاهیجی (متوفای ۱۰۷۲ق) بود.[۳۴] تنکابنی بعد از یادگرفتن علم ها عقلی به درس دادن و اشاعه آرا و اذهان ملاصدرا پرداخت.[۳۵]
وی در ۱۱۰۱ یا این که ۱۱۰۵ق به حج رفت و پیرو مناظره‌ای که در مکه در باره خلافت امام علی (ع) داشت در زمان طواف کعبه، به اتهام اهانت به منزل خداوند بازداشت و به حکم حکم کننده، به تعزیر و اخراج از مکه محکوم شد. وی بر تاثیر جراحات ناشی از تعزیر در میان شیوه مکه و مدینه، درگذشت و ازینرو برخی او‌را «شهید» دانسته‌اند. مدفن تنکابنی در مجاورت قبر ابوذر غفاری (متوفای ۳۲ ق) در رَبَذَه (در اطراف رابِغ) میباشد.[۳۶]

اثرها
گوهر منظور؛ از مهم ترین اثرها کلامی فیاض میباشد. این کتاب یک عصر دانش سخن به طریق استدلالی و فلسفی میباشد و از اثرها اساسی حکمت اسلامی به شمار می آید.
سرمایه ایمان؛ کتابی مختصر در اصول آئین میباشد که فیاض بعد از گوهر خواسته آن را نوشته میباشد.
شوارق الالهام؛ شرحی مزجی بر تجرید الاعتقاد خواجه نصیرالدین طوسی.
کناره بر لبه خفری بر تفصیل تجرید قوشجی: این تاثیر با تیتر «کناره حاشیة الخفری علی الشرح الجدید للتجرید العقاید» به گویش عربی تألیف گردیده است و تعلیقه‌ای میباشد بر کناره شمس الدین محمد خفری (م۹۵۷ق) بر گستردن تازه تجرید نگاشته علاء الدین محمد قوشجی (م۸۷۹ق) که فیاض آن را به هنگام درس دادن تفصیل تجرید، نوشته میباشد. این تاثیر تا به امروز چاپ نشده میباشد.
کناره بر گستردن نو تجرید: این تاثیر به لهجه عربی میباشد و حاشیه ها مبسوطی بر نصیب جواهر و اعراض تفصیل قوشجی میباشد. این تاثیر نیز تا به امروز به چاپ نرسیده میباشد.
کلمه و واژه طیبه: این تاثیر اساسا، رساله‌ای میباشد به لهجه عربی درباره اصول آئین. لاهیجی در پیشگفتار این تاثیر به حدیث «اینجانب قال لا اله الا الله، وجبت له الجنة» اشاره می‌نماید و میگوید: لااله الا الله به نحو اجمال، دربرگیرنده اصول خمسه آیین میباشد. خواسته از «الکمة الطیبة» به عبارتی لا اله الا الله میباشد.
این تاثیر یک پیشگفتار دوازده فصل (به تعداد حروف لااله الا الله) و یک خاتمه دارااست. این تاثیر تا به امروز به چاپ نرسیده میباشد.
جواب منظوم فیاض لاهیجی به طومار منظوم نتیجه کاشانی
جوهر المراد؛ گستردن فیه تجربة الصوفیة التی خرجت اینجانب نطاق المشائیة التی میزت فکره بالاجمال
کناره بر کناره ملا عبدالله یزدی (تهذیب المنطق)
کناره جواهر و اعراض
کناره تفصیل اشارات خواجه (حاشیة علی تفصیل النصیریة للاشارات)
حدوث دانا
کتاب شعر
تفصیل فصوص الحکم
گستردن باغ سر شبستری (مفاتیح الاعجاز)
تفصیل هیاکل النور فی حکمة الاشراق
شوارق الانهار و بوارق الاسرار (فی الحکمة)
الکلمات الطیبة فی المحاکمة در بین الصدرا و الداماد فی اصالة الماهیة و الوجود
مثنوی ساقی طومار
مثنوی سام و بهرام
مشارق الالهام (تفصیل تجرید الاعتقاد)[۳۷]
باتوجه به ارجاعات لاهیجی در متن کتاب‌هایش، می‌اقتدار پیش گویی زد که ترتیب تاریخی آثارش چنین میباشد: ۱. الکلمة الطیبه ۲. کناره بر لبه خفری بر تفصیل قوشجی ۳. حاشیه ها الهیات تجرید (لبه بر تفصیل قوشجی) ۴. گوهر منظور ۵. سرمایه ایمان ۶. شوارق الالهام.

بازدید : 65
شنبه 17 خرداد 1404 زمان : 16:30


ماجرای افک
نوشته ی علمیٔ اساسی: رخداد افک
بر پایه ی قصه‌های مختلفی از اهل‌سنت، عایشه در غزوه بنی‌مصطلق یاروهمدم رسول بود.[۳۵] در برگشت از این مبارزه، وقتی که کاروانیان برای استراحت توقف کرده بودند، عایشه برای قضای حاجت از لشکرگاه مسافت گرفت و زیرا گردنبد خویش را گم کرد، مدتی سرگرم یافتن آن شد.[۳۶] لشکریان که از نبودن عایشه خبر نداشتند، به راه و روش افتاده، کجاوه او را به خیال و خاطر اینکه عایشه در آن میباشد هم پا خویش بردند.[۳۷] عایشه پس رجوع به لشکرگاه، آنجا را خالی یافت و در به عبارتی جای ماند تا اینکه شخصی به اسم صفوان بن معطَّل به وی رسید و شترش را در دست عایشه قرار اعطا کرد و او‌را همدم خویش به لشکریان رساند.[۳۸] عایشه که پس از رجوع و برگشت از این مسافرت در بستر بیماری بود متوجه تغییر تحول خوی رسول(ص) و نیز شایعاتی درباره ارتباطش با صفوان شد.[۳۹] بعد از مدتی نشانه‌ها افک در نکوهش بهتان‌زنندگان نازل شد.[۴۰] اهل‌تسنن نزول این نشانه‌ها را در شأن عایشه، فضیلتی بلندمرتبه برای وی مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد می دانند.[۴۱]

در‌صورتی‌که چه این گزارش در قصه‌های مختلفی از اهل تسنن بیان شده، البته به گفته سید جعفر مرتضی عاملی تاریخ‌پژوه شیعه، نسبتاً همگی این قصه‌ها از خویش عایشه نقل شد‌ه‌است.[۴۲] در بعضا منابع شیعه‌ها نیز رخداد افک مرتبط با افترا زدن منافقان به عایشه دانسته گردیده‌است.[۴۳] با این هم اکنون به لحاظ بعضا از دانشمندان شیعه، این قصه‌ها انواع‌های زیادی دارااست[۴۴] و این ماجرا جعلی و غرض سازندگان آن، فضیلت‌سازی برای عایشه بوده میباشد.[۴۵] در تعبیر علی بن ابراهیم قمی روایتی از امام باقر(ع) اورده شده که بر طبق آن ماجرای افک به بهتان زدن عایشه به ماریه قبطیه مربوط بوده میباشد.[۴۶] این ماجرا را صرفا برخی عالمان شیعه در زمان‌های اخیر پذیرفته‌اند[۴۷] البته بعضی دیگر آن را نیز با گونه های‌هایی مواجه دانسته‌،‌ رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نپذیرفته‌اند.[۴۸]

بعد از رحلت رسول اکرم(ص)
زمان زندگانی عایشه بعد از فرستاده(ص) را می‌اقتدار در تعدادی مرحله رسیدگی کرد:

در طول خلافت شیخین
عایشه بعد از رحلت رسول(ص) به جهت همسری نبی‌خداوند و فرزندی خلیفه نخستین، هر یک‌سری دخالت مستقیمی در کارها سیاسی نداشت، البته از رده اجتماعی بالایی بهره مند و آیتم نگهبانی خلیفه نخستین و دوم بود. به نظریه گروهی از نویسندگان شیعه، عایشه در به خلافت‌وصال ابوبکر نیز نقش داشت و در روزهای پایان قدمت نبی(ص) سعی‌هایی برای موضوع‌سازی خلافت پدرش اعمال اعطا کرد. وی همینطور با نقل روایاتی از رسول اسلام در فضیلت ابوبکر و قدمت، به تثیبت خلافت آن دو کمک رساند[۴۹] و با هواخواهی‌های فکری و شرعی در ذکر روایات و صدور فتواها، سهم فراوانی در پیشبرد سیاست‌های این دو خلیفه انجام کرد.[۵۰] در مقابل هم گزارش‌هایی در اختیار میباشد که دو خلیفه در آغاز به عایشه، هدایایی عطا کرده و مستمری اورا نسبت به بقیه همسران رسول(ص) ارتقا دادند.[۵۱] خلیفه دوم زیرا معتقد بود عایشه، دوستداشتنی‌ترین همسر نبی بوده، دوهزار درهم بیشتر از سایر زنان به وی تخصیص اعطا کرد.[۵۲] از منظر شیعه ها، این فعالیت خلفا نوعی بی‌عدالتی تلقی آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شد‌ه‌است.[۵۳]

در طول عثمان
معاش عایشه بعداز مرگ دو خلیفه و روی کارآمدن عثمان، وارد مرحله جدیدی شد و وی نقش سیاسی بارزتری در جامعه اسلامی اجرا کرد.[۵۴] ارتباط عایشه با عثمان در سال‌های ابتدا خلافت او بهتر بود تا آنجا که عایشه بابیان احادیثی به ذکر فضیلت ها عثمان می‌پرداخت.[۵۵] ولی به‌تدریج در نصفه دوم خلافت، ارتباط ها این دو به تیرگی گرایید و این ترک با دشمنی و رهبری کودتا بر قتل عثمان ادامه یافت.[۵۶] سازه بر آنچه درباره اختلاف در میان عایشه و خلیفه سوم آمده، سبب ساز این اختلاف آن بود که عثمان مقرری او‌را که قدمت می‌بخشید معدود کرد و دیگر زنان نبی معبود را با وی موازی گردانید و این قضیه موجب رنجیدن عایشه از عثمان شد.[۵۷] حوادثی همانند خرابی ولید بن عقبه؛ اخوی ناتنی عثمان که از طرف وی والی کوفه گردیده بود و ظلم‌هایی که عثمان در حق عبد و بنده الله بن مسعود، عمّار، ابوذر، جندب و بقیه اصحاب رواداشت و اشرافیت و خویشان‌پرستی عثمان قضیه را برای استفادۀ عایشه به مراد ابراز مخالفت با عثمان، آماده آورد.[۵۸]

بازدید : 20
شنبه 17 خرداد 1404 زمان : 16:27


وصلت با فرستاده اکرم
عایشه یکی همسران نبی اکرم بود که بعداز وفات حضرت خدیجه و بعداز وصلت حضرت محمد(ص) با سوده دختر زمعة بن قیس، به همسری فرستاده(ص) درآمد[۱۳] و این معاش زناشویی، نُه سال و پنج ماه زمان برد.[۱۴] در اینکه تزویج چه وقتی انجام یافته، همگان بر پژوهشگر‌شدن این فرمان پس از وفات خدیجه متفق‌اند ولی در اینکه دو سال یا این که سه سال پیش از مسافرت بوده، اختلاف مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.
[۱۵] در گزارش‌ها هم آمده که وصلت نبی با عایشه پیش از تزویج وی با سوده بوده، البته بعضا از احادیث مشهورتر، وصلت فرستاده اسلام با سوده را پیش از تزویج با عایشه تیتر کرده‌اند.[۱۶] بیان شده که خوله همسر عثمان بن مظعون نزد ابوبکر رفت و ماجرای تزویج را با بابا عایشه بین رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد گذاشت.
فرستاده در ماه شوال سال یازده بعثت با عایشه تزویج کرد[۱۷] و مهریه او‌را چهارصد درهم قرار بخشید.[۱۸] به گفته سید مرتضی عسکری سیره‌نگار شیعی (درگذشت ۱۳۸۶ش) عایشه دو سال پیش از مهاجرت (۱۱ بعثت) به عقد فرستاده در آمد و وصلت آن ها یکسال و نیم بعد از مهاجرت و بعد از نبرد بدر در شوال آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بود.[۱۹]

سن عایشه هنگام وصلت
در زمینه ی سن وصلت وی با رسول اختلاف وجود داراست، به سیرتکامل‌ای که سنّ هنگام وصلت و زفاف اورا در بین ۶ تا ۱۸ سال ذکر کرده‌اند.[۲۰]
بنابر نقل دارای اسم و رسم منابع تاریخی، عایشه در هنگام وصلت با نبی(ص) حدود شش یا این که هفت سال داشته،[۲۱] ولی زفاف او بعد از هجرت به مدینه و پس از پیکار بدر شکل گرفت؛[۲۲] وقتی که عایشه سنی فراتر از نُه سال داشت.[۲۳] بر این محور وی بازه هشت سال و پنج ماه در منزل رسول(ص) بوده میباشد.

با این هم اکنون، بعضا دانشمندان معتقدند پژوهش گزارش‌های متعدد از منابع تاریخی، پر‌نور می‌نماید که عایشه در هنگام تزویج با محمد(ص)، ۱۸ سال داشته میباشد. اینان معتقدند عایشه از اول مسلمان ها به شمار آمده و در اولِ بعثت فرستاده، کودکی بیش نبوده میباشد. به یقین اینان، درصورتی که عایشه در طی بعثت دستکم هفت سال داشته باشد، در هنگام تزویج با فرستاده ۱۷ ساله بوده میباشد.[۲۴]

سید جعفر مرتضی عاملی، سن تحت عایشه را نمی‌پذیرد و سن سیزده تا هفده‌سالگی او‌را به هنگام عقد درست می داند. او به گزارش ابن اسحاق، عایشه را در شمار افرادی آورده که در اولِ بعثت و بعد از هجده نفر مسلمان شد؛ یعنی نوزدهمین نفری بود که آئین مسلمانی را برگزید. جعفر مرتضی در‌پی این‌سیرتکامل میاورد که چنانچه قدمت وی به هنگام بعثت به‌طور نمونه هفت‌ساله بوده، به هنگام عقد هفده‌سال و موقع سفر بیست‌سال سن داشته، مگر این که بگویند هنگامی مسلمان شد، کمتر از هفت سال سن داشت.[۲۵]

حجره نبوی
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: حجره نبوی
حجره نبوی محل دفن فرستاده اسلام که پیشتر محل معاش وی با همسرشان عایشه بود.[۲۶] بعداز تشکیل داد و کامل شدن مسجدالنبی، دو حجره جهت سکونت فرستاده و همسرانش در کنار مسجد ساخته شد؛ حجره‌ای برای سوده و حجره‌ای برای عایشه.[۲۷] رسول اسلام بعداز درگذشت حضرت خدیجه با این دو تزویج کرده بود.[۲۸] این منزل‌ها در شرق مسجد النبی واقع گردیده بود.[۲۹] نبی اسلام تا انتها قدمت درین حجره‏‌ها سکونت داشت.[۳۰]

نبی اسلام درین منزل بیمار شد، وفات نمود و عموم درین منزل بر فرستاده نماز خواندند.[۳۱] با پشنهاد امام علی(ع)، نبی در همین منزل‌ای که در آن وفات کرده بودند، به خاک امانت شد.[۳۲] در اواخر قرن اولیه هجری، در نزدیکی حجره، دیوارهایی ساخته شد که دارنده پنج ضلع بود. انگیزه این فرمان مشابه نشدن به کعبه بیان شده میباشد.[۳۳] در نوسازی‌های آتی این حجره بخشی از مسجد النبی شوید و به همپا منزل حضرت زهرا در باطن ضریحی قرار گرفت.[۳۴]

بازدید : 33
سه شنبه 13 خرداد 1404 زمان : 17:04


حمزه بن عبدالعزیز، دارای شهرت به سلار دیلمی از فقیهان قرن پنجم قمری، محصل روحانی اثر گذار(۳۳۸ق ـ ۴۱۳ق) و سید مرتضی (۳۵۵-۴۳۶ق) و معاصر روضه خوان طوسی و ابوالصلاح حلبی بود. فقط کتاب چاپ گردیده او المراسم در فقه امامیه میباشد. سلار در ۴۴۸ق درگذشت و قبری منسوب به وی در خسرو شهر، مجاورت تبریز، شمال غرب جمهوری اسلامی ایران مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد قراردارد.

مقام سلار
حسن بن یوسف حلی (درگذشت:۷۲۶ق) در خلاصة الاقوال سلار دیلمی را از فقهای متقدم و ثقه در فقه و آرامش تیتر رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نموده است.[۱]

معاش
حمزه بن عبدالعزیز، دارای اسم و رسم به سالار و سلار و دارنده لقب ابویَعلی بود.[۲] تاریخ تولد، مجال هجرت، وصلت و همسر و فرزند/فرزندان احتمالی سلار در منابع جانور نیامده میباشد. خلیل صَفدی (۶۹۶-۷۶۴ق)، اديب و مورخ، در کتاب الوافی بالوفیات، او‌را نَحوی خوانده و تاریخ درگذشتش را ۴۴۸ق نوشته میباشد.[۳] به نوشته آقابزرگ تهرانی سلار در خسرو شهر، مجاورت تبریز، شمال‌غرب جمهوری اسلامی ایران دفن آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد گردیده‌است.[۴]

استادان
محمد بن محمد بن نعمان دارای شهرت به روضه خوان اثر گذار (درگذشت: ۴۱۳ق).
علی بن حسین، پر اسم و رسم به سید مرتضی (درگذشت: ۴۳۶ق).
شاگردان
ابو علی طوسی
عبدالله بن حسن بن حسین بن بابویه
حسن بن حسین بن بابویه
ابوالکرم خوش‌یمن بن فاخر نحوی
ابوالفتح عثمان بن جنی نحوی
ابوالصلاح تقی الدین
محمد بن علی بن عثمان
عبدالجبار بن عبدالله المقری الرازی
محمد بن عبدالرحمن بن احمد بن الحسین نیشابوری خزاعی
تالیفات

کتاب المراسم، فقط تاثیر چاپ گردیده از سلار دیلمی
علامه حلی برای سلار کتاب‌های مراسم (در فقه)، مقنع (در حرف)، تقريب (در اصول فقه) و تذکره (در واقعیت جوهر و عَرَض) را مذکور میباشد. وی هم‌اینگونه یادآور گردیده سلار در رد سخنان ابوالحسین بصری که علیه عقاید شیعه مطالبی را گفته بود، نوشته‌ای داشت.[۵] ابن‌داود حلی (درگذشت:بعد از ۷۰۷ق) کتابی را با اسم ابواب و فصول (در فقه) از اثر ها وی دانسته میباشد.[۶] در کتاب الذریعة الی تصانیف الشیعة کتابی با اسم المسائل السلاریه گزارش گردیده که مشتمل بر سوال‌های کلامی سلار از سید مرتضی و پاسخ‌های وی میباشد.[۷] این نوشته و کتاب مراسم، صرفا اثرهای مو جود سلار میباشد و هم‌اینگونه مراسم چاپ شد‌ه‌است.

کنگره بزرگداشت

کنگره ملی روحانی سلار در دانشکده تبریز، خرداد ماه ۱۳۹۳ش
اداره آحاد اوقاف استان آذربایجان شرقی کشور‌ایران، در ۲۷ خرداد ماه ۱۳۹۳ش، در دانشکده تبریز، کنگره‌ای را برای بزرگداشت روضه خوان سلار برگزار کرد.[۸] در‌این کنگره نوری همدانی، سخنرانی کرد و جعفر سبحانی و عبدالله جوادی آملی پیام فرستادند.[۹]

پانویس
حلی، خلاصة الاقوال،حلی، ۱۴۱۷ق، ص ۱۶۷.
اعیان الشیعه, ج۷, ص۱۷۰.
صفدی، الوافی بالوفیات، ج۱۶، ص۳۳، ۱۴۲۰ق.
آقابزرگ تهرانی، الذریعه، ۱۴۰۸ق، ج۲۰، ص۲۹۸.
حلی، خلاصة الاقوال،حلی، ۱۴۱۷ق، ص ۱۶۷.
حلی، الرجال، ۱۳۹۲ق، ص۱۰۴.
آقابزرگ تهرانی، الذریعه، ۱۴۰۸ق، ج۵، ص۲۲۳.
«گزارش تصویری کنگره روضه خوان سلار در سالن وحدت»، وب سایت اداره موقوفات آذربایجان شرقی.
«همایش ملی روضه خوان سلار دیلمی»، روزنامه عرش حوزه، ۱۳۹۳ش، ش۳۹۳.
منابع
آقابزرگ تهرانی، محمد محسن، الذریعه الی تصانیف الشیعه، قم، اسماعيليان؛ طهران، كتابخانه اسلاميه، ۱۴۰۸ق.
صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، تفحص: احمد الارناؤوط و تركی مصطفى، بیروت، دار احياء التراث، ۱۴۲۰ق/۲۰۰۰م.
حلی، حسن ین یوسف، خلاصة الاقوال في معرفة الرجال، تحقيق: جواد قيومی، قم، تکثیر فقاهت، ۱۴۱۷ق.
حلی، حسن بن داوود، کتاب الرجال، پژوهش سید محمدصادق بحرالعلوم، نجف، مطبعة الحیدریة، ۱۳۹۲ق.
روضات الجنات.
«گزارش تصویری کنگره روضه خوان سلار در سالن وحدت»، تارنما اداره موقوفات آذربایجان شرقی.
«همایش ملی روضه خوان سلار دیلمی»، خبر نامه عرش حوزه، ش۳۹۳، ۴ تیر ۱۳۹۳ش.

بازدید : 35
سه شنبه 13 خرداد 1404 زمان : 16:59


مشایخ
کمتر کسی است که به‌اندازه منتجب الدین مشایخ روایی و یا این که راوی داشته باشد. مشایخ او‌را بیش تر از صد بدن نوشته‌اند.[۱۳] شاگردش رافعی تعداد متعددی از این مشایخ اهل بغداد٬ طبرستان و دیگر شهرها را بیان نموده است. یک‌سری بدن از این بزرگان به تفصیل زیر مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد:[۱۴]

محمّد بن ناصر بن محمّد البغدادی.
هبة اللّه بن محمّد بن عبدالواحد الشیبانی.
احمد بن محمّد بن عبدالقاهر الطوسی.
ابوعامر محمّد بن سعدون بن موجی بن سعدون.
محمّد بن إبراهیم بن محمّد بن سعدویه.
احمد بن محمّد بن عبدالعزیز العباسی.
محمّد بن محمّد بن حسین بن الغرا.
محمّد بن الحسن بن علی الماوردی.
اسماعیل بن أبی الفضل الناصحی.
ابوالقاسم محمّد بن امیرک بن عبدالملک.
ابوثابت باتقوا بن الخلیل الرویانی.
محمّد بن علی بن محمّد بن یاسر الخبابی.
الحافظ أبوجعفر محمّد بن أبی علی الحسن بن محمّد بن الحسن الهمدانی.
عبدالخلاق بن عبد و بنده الواسع بن عبد و بنده الهادی الأنصاری.
عبدالغفار بن محمّد بن عثمان القومسانی.
الحسن بن عبدالواحد بن أحمد بن بنده اللّه بندار.
محمّد بن عبدالرحمن بن أبی دیده نشده الخطیب الکشمیهنی.
بنده اللّه بن أحمد بن محمّد البزاز.
شاگردان
تعداد متعددی از محققان شیعه و سنی نزد وی به شاگردی نشسته‌اند.[۱۵] از مشهورترین شاگردان او می‌اقتدار به اشخاص ذیل اشاره رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد داشت:

عبدالکریم رافعی قزوینی شافعی صاحب و مالک کتاب التدوین فی تاریخ قزوین[۱۶]
روضه خوان عامل الدین محمد بن علی حلوانی نویسنده اختصاص البراهین[۱۷]
أبو موسی محمد مدینی تالیف کننده تتمة معرفة الصحابة
مجد الدین أبو المجد محمد بن حسین قزوینی شافعی[۱۸]
تألیفات
منتجب‌الدین کمتر به تألیف و درس دادن پرداخته و بیشتر به پژوهش و به کارگیری از محضر استادان وقت می‌گذرانده و به همین جهت جز یک‌سری کتاب از او باقی نمانده آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.

الاربعین عن الاربعین فی فضائل امیرالمؤمنین علیه‌السلام[۱۹] شامل ۴۰ حدیث به ماجرا ۴۰ مدرس از ۴۰ بدن از صحابۀ پیغمبر(ص) میباشد. سید محسن امین از این کتاب با اسم «الاربعین عن الاربعین اینجانب الاربعین فی فضائل امیرالمؤمنین صلوات الله علیه» خاطر نموده است.[۲۰] کتابی با اسم اربعین حدیثاً فی فضائل علی و اربع عشرة حکایة فی معجزات علی علیه‌السلام هم برای وی نقل شد‌ه‌است.[۲۱]
فهرست اسماء مشایخ الشیعة و مصنفیهم دارای شهرت به الفهرست یا این که الفهرس[۲۲] یکی مشهورترین کتاب ها رجال، معروف به فهرست صغیر که گزینه اتکا محققان شیعه و سنی هست. وی این دو کتاب را برای عزالدین یحیی بن ابی الفضائل علوی، نقیب ری و قم نوشته میباشد. این کتاب در بیان مشایخ معاصر روضه خوان طوسی و بعداز وی تا فرصت منتجب‌الدین میباشد.[۲۳] در واقعیت او بعداز کشی، روضه خوان طوسی و نجاشی، به تألیف کتابی در تراجم علماء اهتمام نمود.[۲۴]
رساله‌ای در مسأله قضاء[۲۵]
تاریخ ری؛ رافعی میگوید این کتاب نا تمام ماند و فیش هایش ازبین رفت٬ البته سبکی در طبقات الشافعیة از آن نقل مقاله کرده و رضی الدین قزوینی در ضیافه الاخوان آن را تاریخ کبیری در وضع علمای شیعه معرفی نموده است.[۲۶]
رجال الشیعه؛ قزوینی گفته ابن حجر دو کتاب منتجب الدین را در دسترس داشته میباشد؛ یکی از تاریخ الری و دیگری رجال الشیعه؛ رجال الشیعه به نحو حتم و اعتقاد غیر از الفهرست پر اسم و رسم اوست.[۲۷]بوسنیه منجی هم کتابی با تیتر تاریخ علماء الشیعه به منتجب الدین نسبت داده میباشد.[۲۸]
رساله قضاء صلوات؛[۲۹]
رسالة فی الصلاة الحاضرة لمن علیه الفائتة؛
رساله فی وجوب نثار الفائتة علی الحاضرة؛
رسالة فی مجوز نثار الفائتة؛[۳۰]
العصره؛ رساله فی المضایقة و المواسعة؛[۳۱]
مذهب
روضه خوان منتجب‌الدین نزد استادان و شاگردانش تقیه می کرد و تألیفات خویش را از آنهایی که در مذهب تسنن متعصب بوده‌اند، نهفته می‌نمود تا جایی که شاگردانش از عقیدۀ مذهبی او بی‌استحضار باقی‌مانده بودند تا اینکه رافعی می‌نویسد:

«روضه خوان را به شیعه منتسب می‌نمایند به دلیل آن که آباء و اجدادش قمی میباشند ولی اینجانب بعید میدانم که روحانی معلم، شیعه بوده باشد. او فضائل صحابه را تتبع می کرد و راویان اهل سنت را مقدم می‌داشت و در بزرگداشت خلفای راشدین مبالغه می‌نمود.»[۳۲]
در صورتیکه که مؤلف روضات الجنات می گوید: «تشیع او از آفتاب پر‌نور‌خیس میباشد» و کتاب‌هایش هیچ‌سیرتکامل تردیدی در شیعی بودن او باقی نمی‌گذارند.[۳۳]

حیث بزرگان
علامه مجلسی در پیشگفتار بحارالانوار می‌نویسد:

روحانی منتجب‌الدین از مشاهیر محدثان و کتاب فهرست وی در غایت آوازه میباشد. بعد از آن از اجازۀ شهید ثانی نقل می‌نماید: «او در ضبط حدیث ظریف بود و از استادان بسیار احادیث بی‌شماری نقل نموده است...»
عبدالله افندی اصفهانی مؤلف ریاض العلماء درباره‌اش اینگونه نگاشته میباشد:

روضه خوان سعید فاضل، فقید دانا، محدث بی نقص، روضه خوان اصحاب...[۳۴] او مردی حسن الضبط و کثیر الروایة از مشایخ بسیار میباشد.[۳۵]
رافعی از شاگردان دانشمند او، دربارۀ استادش می گوید:

او در‌حد اکمل از شنیدن، ضبط، مراقبت و توده حدیث سود‌مند بود. آنچه می‌یافت یادداشت می کرد... از حیث گردآوری حدیث و استماع از استادان رشته، درین فرصت‌ها نادر نظیر بود.[۳۶]
حر عاملی درباره او می گوید:

او فاضلی فقیه، ثقه‌ای درست گو، محدثی حافظ و علامه بود...[۳۷]
روحانی عباس قمی اورا روضه خوان ثقه، فقیه فاضل، محدث راست گو، روضه خوان اصحاب و قطب محدثین بیان نموده است.[۳۸]

وفات
دربارۀ تاریخ وفات او اختلاف لحاظ وجود داراست. رافعی وفاتش را بعداز ۵۸۵ق بیان نموده است.[۳۹] به نقل ابن فوطی روحانی منتجب الدین در سال ۶۰۰ق از روضه خوان حافظ صائن الدین تالیف کننده الجمع المبارک والنفع المشارک اذن ماجرا گرفته میباشد.[۴۰]

پانویس
افندی اصفهانی، ریاض العلماء، ج۴، ص۱۴۰، ج۷، ص۲۶۰.
مامقانی، تنقیح المقال فی دانش الرجال، ج۱۱، ص۲۰۳(پاورقی) ؛‌رافعی قزوینی، التدوین، ج۳، ص۳۷۸.
افندی اصفهانی، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، ج۴، ص۱۴۰
صدر، تکملة أمل الآمل، ج۴، ص۴۱
رازی، الفهرست،۱۳۶۶ش٬ ص۷۷
رازی، الفهرست، ۱۳۶۶ش٬ ص۷۷

بازدید : 15
دوشنبه 12 خرداد 1404 زمان : 15:12


اماکن مقدس

مشرق‌الاَذکارِ علاقه‌آباد، اول مشرق‌الاذکار بهائیان.
در بهائیت، اماکن مورداحترام و مقدسی وجود دارااست که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از:

منزل علی‌محمد باب در شیراز (بیت‌النقطه)؛
منزل بهاءالله در بغداد؛
‌ گلشن رضوان (گلشن با حجب و حیا‌پاشا) در بغداد که محل اظهار بهاءالله بود؛
جایگاه اعلیٰ که بقعه باب در کوه کَحافظه موقتِل در شهر حیفاست؛
حرم میرزا حسینعلی نوری در شهر عکّا مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد (مدیحه مبارکه)؛
بقعه عبدالبهاء که در کنار قبر باب میباشد؛
بقعه شوقی افندی در شهر لندن؛
مشرق‌الاذکار یا این که معابد بهائیان؛
حظیرةالقدس در طهران؛
گورستان‌های بهائی که به «گلستان جاوید» پر اسم و رسم می‌باشند.[۱۱۸]
مشرق الاذکارِ عشق و علاقه‌آباد اول مشرق الاذکار بهائیان شمرده می شود که در سال ۱۳۲۰ق (۱۹۰۲م) ساخته شد.[۱۱۹] طرح ظاهری معابد یا این که مشرق‌الاذکار بهائیان، دایره‌ای‌صورت میباشد که مشتمل بر نُه خیابان، نُه باغچه، نُه آبگینه با فواره‌های آب و نُه دروازه در نزدیکی میباشد.[۱۲۰] مشرق‌الاذکارِ شیکاگو در ایالات متحده، سیدنی در استرالیا، فرانکفورت در آلمان[۱۲۱] و مشرق‌الاذکار نیلوفر آبی‌رنگ (محل پرستش لوتوس) در هند[۱۲۲] از سایر معابد اصلی بهائیان رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.

روز‌نگار بهائی
براساس روز‌نگار و سال بهائی که بدیع[۱۲۳] یا این که به دور بهائی[۱۲۴] نامیده می شود، هر سال بهائی، نوزده ماه و هر ماه، نوزده روز میباشد.[۱۲۵] روز‌نگار بهائی از سال ۱۸۴۴م/۱۲۶۰ق که به اصطلاح بهائیان، سال ظهور باب میباشد،[۱۲۶] شروع می‌گردد و او‌لین ماه سال،‌ شَهرُالبهاء میباشد که معمولاً از اولیه فروددین ماه و (۲۱ مارس) آغاز می گردد.[۱۲۷] واپسین ماه سالِ بدیع،‌ شَهرُالعلاست که از یازدهم اسفند (دوم مارس) شروع آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد می شود.[۱۲۸]

اعیاد بهائی
اعیاد بهائیان که روزهای تعطیل محسوب میشوند و هرگونه فعالیت و بیزنس در آنان حرام میباشد،[۱۲۹] عبارت‌اند از:

نوروز: (نخستین سال نو بهائی)، ۱ فروددین ماه (۲۱ مارس)؛
نخستین عید رضوان (اعلام دعوت بهاءالله)، ۱۱ اردیبهشت ماه (۲۱ آوریل)؛
نهم عید رضوان (۳۰ آوریل)؛
دوزادهم عید رضوان (۲ مه)؛
اعلام دعوی باب، ۳ خرداد ماه (۲۳ مه)؛
درگذشت بهاءالله، ۸ خرداد ماه (۲۹ مه)؛
درگذشت باب، ۱۹ خرداد ماه (۹ ژوئیه)؛
میلاد باب، ۲۸ مهر (۲۰ اکتبر)؛
به دنیا آمدن بهاءالله، ۲۱ آبان (۱۲ نوامبر).[۱۳۰]
اعداد نُه و پنج نزد بهائیان اساسی و خجسته میباشد. ستاره نُه‌پَر و پنج‌پَر از آرم‌های بهائیت به شمار می‌رود. طبق حروف ابجد،‌ اسم باب هم اندازه با پنج و اسم بهاء متساوی با نُه میباشد. نُه‌ضلع بودن مشرق‌الاذکارها هم به دلیل عدد نُه و اسم بهاء میباشد.

شاهرخ، اصول دیانت بهائی، ۱۹۹۸م، ص۵۸.

روز میثاق (۵ آذر/۲۶ نوامبر) و درگذشت عبدالبهاء(۷ آذر/۲۸ نوامبر) را نیز «مناسبات امریه» نامیده‌اند؛[۱۳۱] اما در برخی منابع، این دو روز به مکان نهم و دوازدهم عید رضوان، به عنوان مثال اعیاد بهائیت شمرده گردیده است.[۱۳۲]

به گفته اِسلِمُنت، نوروز، عید رضوان، روز میلاد باب و بهاءالله و اظهار دعوی باب (که هم زمان با میلاد عبدالبهاء میباشد) گرانقدر‌ترین اعیاد و روزها سرور بهائیان شمرده می‌گردد.[۱۳۳]

کتاب ها بهائیت
نوشته‌های رهبران بهائیت، به‌ویژه میرزا حسینعلی و پسرش عباس افندی، برای بهائیان مقدس میباشد و در مجالسشان خواندن می گردد.[۱۳۴] بعضا از اثر ها و متن ها مقدس بهائیت به تفصیل ذیل میباشد:

اثرها بهاءالله: کتاب اَقدس، کتاب ایقان، هفت‌وادی، کلمه ها مَکنونه مبین، اِشراقات،‌ اِقتدارات، بَدیع و الواح سلاطین[یادداشت ۵] از اثرها میرزا حسینعلی نوری به شمار میروند.[۱۳۵] به گفته عبدالبهاء، کتاب اقدس «مُهیمِن بر جمیع کُتُب و صُحُف، ناسخ همگی آنان و مرجع مجموع احکام و اوامرو نواهی»[۱۳۶] و از لحاظ شوقی افندی، مهمترین تاثیر بهاءالله و ام‌الکتاب بهائیت میباشد.[۱۳۷] این کتاب مشتمل بر احکام و آموزه‌های بهائیت میباشد و در عَکّا مندرج میباشد.[۱۳۸] بهائیان، کتاب ذکر را ناسخ قرآن و کتاب اقدس را ناسخ ذکر میدانند.[۱۳۹]
آحاد اثر ها و الواح بهاءالله در گروه‌ای با اسم «اثرها مداد اَعلیٰ» در شش جلد به چاپ رسیده میباشد.[۱۴۰]

اثرها عبدالبهاء: نوشته ی علمی فردی سیاح، رساله مَدَنیّه، کتاب سیاسیه، کتاب مُفاوِضات، کتاب مَکاتیب، تذکره الوفا، خطابات مبارکه، الواح وصایای مبارکه (وصیتنامه) به عنوان مثال اثر ها عبدالبهاء می‌باشند.[۱۴۱]
اثرها شوقی افندی: بعضا از اثرها شوقی عبارت‌اند از: نظم بدیع، نظم اداری دیانت بهائی‌ (دربرگیرنده دستورهای تشکیلات بهائی)، ظهور عدل الهی، لوح قرن، قرن بدیع، نظامات بهائی، به دور بهائی (ترجمه کتاب تاریخ نبیل زرندی به انگلیسی) و مَطالِع‌الاَنوار. بعضا از اثرها او به انگلیسی و بعضی به فارسی میباشد.[۱۴۲]
کتاب «الفَرائد» تاثیر میرزا ابوالفضل گلپایگانی، از مبلغان و نویسندگان پررنگ بهائی، «گنجینه حدود و احکام» تاثیر عبدالحمید اشراق خاوری، از مبلغان و نویسندگان پر رنگ بهائیت، و «کَواکِبُ الدُّرّیَّة فی مَآثر البَهائیّة» (در تاریخ بابیت و بهائیت) از عبدالحسین آیتی، از مبلغان کهن بهائی که مسلمان شد، از سایر کتاب‌های مقدس بهائیت به شمار میروند.[۱۴۳] الفرائد، استدلالی‌ترین کتاب بهائیان دانسته شد‌ه‌است.[۱۴۴] گنجینه حدود و احکام، گروه‌ای از احکام و حدود بهائی میباشد و نصیب قابل‌توجهی از احکام بهائیان درین کتاب آمده میباشد.[۱۴۵]

دُرَرُالبَهیّه، حُجَجُ‌البَهیّه، کشف‌الغِطاء و عامل لامِع از اثر ها ابوالفضل گلپایگانی، و رحیق مختوم در گستردن و تعبیر لوح قرن، تلخیص تاریخ نبیل زرندی، اَقداح‌الفلاح و قاموس ایقان از اثرها عبدالحمید اشراق خاوری، و اصول نظم اداریِ بهائی تاثیر علی‌اکبر فروتن، و ظهورالحق (تاریخ بهائی) و اسرارالآثار محرمانه نوشته اسدالله فاضل مازندرانی از سایر کتاب ها اصلی بهائیت به شمار میروند.[۱۴۶]

بازدید : 34
دوشنبه 12 خرداد 1404 زمان : 15:08


رهبران
رهبران بهائیت عبارت‌اند از:

بهاءالله
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: میرزا حسینعلی نوری

میرزا حسینعلی نوری دارای اسم و رسم به بهاءالله، بنیانگذار بهائیت.
میرزا حسینعلی نوری (به دنیاآمدن ۱۲۳۳ق/۱۱۹۷ش) پر اسم و رسم به بهاءاللّه بنیانگذار بهائیت میباشد و اسم دین بهاییت از همین کنیه گرفته گردیده است.[۷۵] او تلاوت و تایپ کردن را نزد پدرش میرزا عباس نوری فراگرفت.[۷۶] وی بعداز ادعای بابیتِ سید علی‌محمد شیرازی، به بابیه پیوست و به رواج آن پرداخت.[۷۷] میرزا حسینعلی در سال ۱۸۶۳م حدود ۱۳ سال بعداز درگذشت علی‌محمد باب، ادعای موعود و منزلت «اینجانب یظهره الله» کرد و به اسم بهائی جهانی مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شد.[۷۸]

در سال ۱۸۶۸م، میرزا حسنعلی بهاء به‌هم پا پیروانش به عکّا،‌ از شهرهای فلسطین، تبعید شد.[۷۹] وی در سال ۱۳۰۹ق (۱۸۹۲م) در ۷۵سالگی در آنجا درگذشت[۸۰] و در خانه مسکونی خویش در گلشن بَهجی دفن رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شد.[۸۱]

عبدالبهاء

عبدالبهاء، فرزند ارشد بهاءالله و جانشین او.
میرزاعباس نوری پر اسم و رسم به عباس افندی و عبدالبهاء (۱۲۶۰-۱۳۴۰ق) فرزند گرانقدر میرزا حسینعلی بهاء بود که بعد از او، رهبری بهائیت به وی رسید. بهاءالله، در «کتابُ عَهْدی» (وصیت‌طومار بهاء)، اورا جانشین خویش قرار بخشید و «غَصن اعظم» نامیده بود.[۸۲] بهائیان به وی «راءس میثاق» می گویند؛‌ البته وی خودش را عبدالبهاء آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نامید.[۸۳]

عبدالبهاء در سال ۱۳۲۸ق به دعوت بهائیان اروپا و ایالات متحده از فلسطین به مصر و از آنجا به اروپا و ایالات متحده رفت. عبدالبهاء درین مهاجرت که سه سال زمان بر شد، تعالیمی را که امروزه به «تعالیم دوازده‌گانه» شناخته می‌گردد، مطرح کرد.[۸۴] عبدالبهاء به دلیل فراهم نمودن آذوقه انگلیسی‌ها در پیکار جهانی اولیه،[۸۵] در ۲۷ آوریل ۱۹۲۰م(۱۲۹۹ش) از سوی دولت انگلستان آرم «نایت هود» (شوالیه‌گری=Knighthood) و کنیه سِر (Sir) اخذ کرد.[۸۶]

وی در سال ۱۳۴۰ق/۱۹۲۱م درگذشت. حرم‌اش در مجاورت حرم باب، بنا شده در کوه کِحافظه موقتِل، در فلسطین قراردارد.[۸۷]

شوقی افندی

شوقی افندی، جانشین عبدالبهاء و رهبر سوم بهائیان.
نوه دختری عباس افندی میباشد که بعد از او رهبر بهائیان شد. وی فرزند میرزا هادی افنان و ضیائیه دختر عبدالبهاء بود که در یازدهم اسفند ۱۲۷۶ش در عکّا متولد شد و تا یازده‌سالگی در آنجا به رمز موفقیت.[۸۸] در سال ۱۹۰۸م،‌ شوقی یار و همدم خانواده به شهر حیفا مسافرت کرد و در دانشکده بیروت و آنگاه دانش کده آکسفورد انگلستان علم آموزی کرد.[۸۹] اجرای طرح مسافرت بهائیان به بخشها گوناگون دنیا، توسعه و گسترش تشکیلات اداری و سازمانی فقهی بهائیت[۹۰] و تأسیس هیئت در میان‌المللی بهائی یا این که «جنین بیت‌العدل»[۹۱] از اقدامات وی بود. در زمان وی عبدالحسین تفتی (آیتی) و میرزا پارسا اقتصاد مراغه‌ای، از مبلغان بهائیت، به اسلام بازگشتند.[۹۲]

او در سیزده آبان ۱۳۳۶ش (۱۹۵۷م) در لندن از عالم رفت و به عبارتی‌جا دفن شد.[۹۳]

رهبری بهائیت بعداز شوقی افندی
بعد از شوقی افندی، درباره جانشینی او در میان بهائیان اختلاف شد و به انشعاب آن‌ها انجامید. روحیّه ماکْسوِل، همسر شوقی افندی و تنی چند از تیم منتخب شوقی افندی ملقب به «ایادیان امرالله»، اکثریت بهائیان را به خویش جلب کرده و بیت‌العدل اعظم را تأسیس کردند و رهبری بهائیت را برعهده گرفتند. این تیم به «بهائیان بیت‌العدلی» مشهورند و منزلت البته‌ِّامری را برای مدام کنار گذاشتند.[۹۴]

در مقابل، چارْلز میسُن ریمی ادعای جانشینی شوقی و اماّ‌امرالله بودن کرد و گروهی را با اسم «بهائیان ارتدکس» یا این که «ریمی‌ها» پدید آورد.[۹۵] رهروان ریمی معتقدند هر تشکیلاتی اعم از ایادیان امرالله یا این که سازمان بیت‌العدل می بایست پایین بررسی ولایت دستور بهائیان باشد و سوای آن مشروعیت ندارد. ازاین‌رو تشکیلات ایادیان امرالله و بیت‌العدل را مشروع نمی‌دانند.[۹۶] میسن ریمی، جوئل برای مارانجلا (Joel Bray Marangella) را تحت عنوان اما‌ِّفرمان سوم بهائیان و جانشین خویش تعیین کرد و مارانجلا نیز در سال ۲۰۰۶م، نصرت‌الله منفعت‌مند را تحت عنوان اما‌دستور چهارم بهائیان انتخاب کرد.[۹۷]

بازدید : 23
شنبه 10 خرداد 1404 زمان : 18:05


اساتید و شاگردان
ابوالفرج اصفهانی در مجالس علمی اکثری از عالمان هم‌بعد از ظهر خویش حضور یافته میباشد. خطیب بغدادی و یاقوت حموی، به یک‌سری بدن از مشایخ وی اشاره کرده‌اند؛[۲۴] ابوبکر بن درید، یک کدام از مشایخ او دانسته شد‌ه‌است.[۲۵] بعضا دیگر از اساتید او عبارتند از: محمد بن جریر بن یزید طبری، جعفر بن قدامه، ابوبکر ابن انباری، ادب بن عفاف و حجاب جمحی، علی بن سلیمان اخفش، نفطویه، محمد بن عبدالله حضرمی، محمد بن جعفر قتات، حسین بن قدمت ابن ابی احوص ثقفی، علی بن عباس مقانعی، علی بن اسحاق بن زاطیا، ابو خبیب برتی، و محمد بن عباس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد یزید.[۲۶]

بعضا عالمان همانند ابو زکریا یحیی، ابوالحسین بن دینار، علی بن ابراهیم دهکی، دارقطنی، ابو اسحاق طبری، ابراهیم بن مخلد و محمد بن ابی الفوارس، و تنوخی، شاگردان او به شمار رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد آمده‌اند.[۲۷]

اثرها
اثرها تألیفی زیادی به ابوالفرج اصفهانی منسوب میباشد.[۲۸] او اثرها اکثری، به‌ویژه در شعر و نسب‌شناسی، تألیف نموده است؛ به سیرتکامل‌ای که برخی کتاب‌شناسان، در حدود ۳۰ تاثیر به وی منسوب دانسته‌اند.[۲۹] مشهورترین اثرها به مکان باقی مانده از او، مقاتل الطالبیین و الاغانی میباشد.[۳۰] بعضی دیگر از تألیفات وی عبارتند از نسب بنی عبدشمس، روز ها العرب و جمهرة النسب، آداب الغربا، الأخبار و النوادر، نسب بنی آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شیبان.[۳۱]

روحانی طوسی در کتاب فهرست خویش، دو کتاب دیگر از وی با اسم‌های «ما نزل اینجانب القرآن فی أمیر المؤمنین و أهل بیته(ع)»، و «فیه صحبت فاطمة(ع) فی فدک» بیان نموده است.[۳۲] اشعار فراوانی در موضوعات متفاوت به او نسبت داده شده و در پیشگفتار کتاب الأغانی، برخی از این اشعار، نقل گردیده‌است.[۳۳]


کتاب مقاتل الطالبیین تاثیر ابوالفرج اصفهانی
مقاتل الطالبیین
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: مقاتل الطالبیین (کتاب)
کتاب مقاتل الطالبیین، به لهجه عربی، در ۱۹ فصل و ۲۱۶ نصیب، به ذکر سرگذشت فرزندان و نوادگان ابوطالب، بابا امام علی(ع) میپردازد.[۳۴] گستردن تفصیلی شهید شدن جعفر بن ابیطالب، امام علی(ع)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، مالک فخ، امام کاظم(ع) و امام رضا(ع)، از شاخصه‌های مقاتل الطالبیین دانسته گردیده است.[۳۵] این کتاب به طریق روایی تدوین گردیده و در سی سالگی ابوالفرج اصفهانی، یعنی حوالی سال ۳۱۳ق درج شده میباشد.[۳۶] روحانی موءثر در کتاب الإرشاد، اکثری از احادیث مقاتل الطالبیین را نقل نموده است.[۳۷] ابوالفرج اصفهانی، چنانکه فرستاده جعفریان گفته، احادیث کتاب مقاتل الطالبیین را عمدتا از کتاب المبیضة فی أخبار آل ابی طالب، نوشته احمد بن عبیدالله ثقفی نقل کرده و همینطور از کتاب دیگری به اسم مقاتل الطالبیین، نوشته محمد بن علی بن حمزه علوی هم به کارگیری نموده است.[۳۸]

این کتاب به سبب ساز جامعیت و توجه در نقل خبرها، آیتم اعتنا اکثری از مولفان قرار گرفته میباشد؛ به‌سیرتکامل‌ای که بعضی زیرا روضه خوان موثر آن را از منابع مهم معرفی کرده‌اند.[۳۹]

الأغانی
نوشته‌علمیٔ مهم: الاغانی
الأغانی، در زمان ۵۰ سال بوسیله ابوالفرج اصفهانی عده‌آوری و تألیف گردیده[۴۰] و در دوران چندین قرن، از منابع اساسی درباره موسیقی، ادبیات، تاریخ و هنر زمان فرهنگ اسلامی محسوب می‌گردیده‌است.[۴۱] این کتاب مطرح ترین دائرة المعارف موسیقی و فرهنگ وتمدن، و نیز جامع‌ترین دیوان نظم و نثر و احادیث عرب جاهلی و صدر اسلام خوانده گردیده[۴۲] که دربردارنده دسته‌ای از گستردن وضع سازندگان و خواننده گان و نوازندگان موسیقی و نغمه‌های آن روزگار محسوب میشود.[۴۳] این کتاب در ۲۰ جلد مندرج میباشد.[۴۴] زرکلی در کتاب خویش، الاعلام، داعیه کرده که ابوالفرج اصفهانی، کتاب الأغانی را برای حکم دهنده اموی اندلس ارسال کرد و از وی محرک گرفت.[۴۵]

پانویس
آقابزرگ تهرانی، الذریعة، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۲۴۹؛ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۶ق، ج۸، ص۱۹۸؛ امین، مستدرکات اعیان الشیعة، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۱۴۶؛ ابوالفرج اصفهانی، الأغانی، ۱۹۹۴م، ج۱، ص۱۴.
خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۱۱، ص۳۹۷؛ ابن العماد الحنبلی، شذرات الذهب، ۱۴۰۶ق، ج۴، ص۲۹۲؛ صفدی، صرف العین، ۱۴۲۵ق، ج۲، ص۷؛ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۶ق، ج۸، ص۲۰۰؛ آقابزرگ تهرانی، الذریعة، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۲۴۹؛ خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۷۲ق، ج۱۱، ص۳۶۸.
خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۱۱، ص۳۹۸؛ امین، أعیان الشیعه، ۱۴۰۶ق، ج۸، ص۱۹۸.
ابوالفرج اصفهانی، الأغانی، ۱۹۹۴م، ج۱، ص۱۴.
امین، مستدرکات اعیان الشیعة، ۱۴۰۸ق، ج۳، ص۱۴۶.
امین، أعیان الشیعه، ۱۴۰۶، ج۸، ص۱۹۸.
ابوالفرج اصفهانی، الأغانی، ۱۹۹۴م، ج۱، ص۱۵-۱۶.
تنوخی، نشوار المحاضرة و أخبار المذاکرة، ۱۳۹۱ق، ج۴، ص۱۰.
ابن خلکان، وفیات الاعیان، ۱۳۶۴ش، ج۳، ص۳۰۸؛ ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج۲۶، ص۱۴۴؛ یاقوت حموی، معجم الادبا، ۱۹۹۳م، ج۱۳، ص۱۰۰.
ابوحیان توحیدی، أخلاق الوزیرین، ۱۹۹۲م، ص۴۲۱.
ابن خلکان، وفیات الاعیان، ۱۳۶۴ش، ج۳، ص۳۰۸؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۱۱، ص۳۹۸؛ صفدی، الوافی بالوفیات، ۱۴۲۰، ج۲۱، ص۱۶؛ صفدی، صرف العین، ۱۴۲۵ق، ج۲، ص۷؛ امین، أعیان الشیعه، ۱۴۰۶ق، ج۸، ص۱۹۸.
آقابزرگ تهرانی، الذریعة، ۱۴۰۸ق، ج۲۱، ص۳۷۶.
روحانی طوسی، فهرست، ۱۴۲۰ق، ص۵۴۴؛ حلی، خلاصة الاقوال، ۱۳۸۱ش، ص۴۶۵؛ خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۷۲ق، ج۱۱، ص۳۶۷.
ابن جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱۴، ص۱۸۵؛ ذهبی، سیر اعلام النبلا، ۱۴۱۴ق، ج۱۶، ص۲۰۲؛ ذهبی، معیار الاعتدال، ۱۳۸۲ق، ج۳، ص۱۲۳؛ ابن العماد الحنبلی، شذرات الذهب، ۱۴۰۶ق، ج۴، ص۲۹۲؛ ابن خلکان، وفیات الاعیان، ۱۳۶۴ش، ج۳، ص۳۰۸؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۱۱، ص۳۹۹.
ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج۲۶، ص۱۴۴؛ ابن العماد الحنبلی، شذرات الذهب، ۱۴۰۶ق، ج۴، ص۲۹۲.
ابوالفرج اصفهانی، الأغانی، ۱۹۹۴م، ج۱، ص۹.
ابن جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱۴، ص۱۸۵.
ابوالفرج اصفهانی، الأغانی، ۱۹۹۴م، ج۱، ص۸.
روحانی طوسی، فهرست، ۱۴۲۰ق، ص۵۴۴؛ حلی، خلاصه الاقوال، ۱۳۸۱ش، ص۴۶۵.
خوانساری اصفهانی، روضات الجنات، ۱۳۹۲ق، ج۵، ص۲۲۱.
اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۳۹.
اصفهانی، مقاتل الطالبیین، بیروت، ص۴۱ و ۵۹ و ۶۹ و ۱۱۶ و ۱۱۸ و ۴۱۲ و ۴۶۰ و...
ابن جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱۴، ص۱۸۵، ذهبی، تاریخ الاسلام، ۱۴۱۳ق، ج۲۶، ص۱۴۴.
خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۱۱، ص۳۹۷؛ یاقوت حموی، معجم الادبا، ۱۹۹۳م، ج۱۳، ص۹۵؛ ابوالفرج اصفهانی، الأغانی، ۱۹۹۴م، ج۱، ص۱۴.
ابن درید، الاشتقاق، ۱۳۷۸ق، پیشگفتار، ص۷.
خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۱۱، ص۳۹۷؛ یاقوت حموی، معجم الادبا، ۱۹۹۳م، ج۱۳، ص۹۵؛ ابوالفرج اصفهانی، الأغانی، ۱۹۹۴م، ج۱، ص۱۴.
خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۱۱، ص۳۹۸؛ ذهبی، سیر اعلام النبلا، ۱۴۱۴ق، ج۱۶، ص۲۰۲.
ابن العماد الحنبلی، شذرات الذهب، ۱۴۰۶ق، ج۴، ص۲۹۲.
ابوالفرج اصفهانی، الأغانی، ۱۹۹۴م، ج۱، ص۲۴.
قائمی، «ابوالفرج اصفهانی»، ص۵۰-۵۱.
ابن خلکان، وفیات الاعیان، ۱۳۶۴ش، ج۳، ص۳۰۸؛ ابن ندیم، فهرست ابن ندیم، بیروت، ص۱۲۸؛ خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۱۱، ص۳۹۷؛ روضه خوان طوسی، فهرست، ۱۴۲۰ق، ص۲۸۱؛ ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۱۳ق، ج۲۶، ص۱۴۴؛ آقابزرگ تهرانی، الذریعة، ۱۴۰۸ق، ج۲ ص۲۴۹؛ زرکلی، الاعلام، ۱۹۸۹م، ج۴، ص۲۷۸.
روحانی طوسی، فهرست، ۱۴۲۰ق، ص۵۴۴؛ خویی، معجم رجال الحدیث، ۱۳۷۲ق، ص۳۶۸.
ابوالفرج اصفهانی، الأغانی، ۱۹۹۴م، ج۱، ص۱۸-۲۳.
عادل، «ابوالفرج اصفهانی و ترجمه مقاتل الطالبیین»، ص۴۸.
عادل، «ابوالفرج اصفهانی و ترجمه مقاتل الطالبیین»، ص۴۸.
ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ۱۴۱۹ق، ص۵؛ عادل، «ابوالفرج اصفهانی و ترجمه مقاتل الطالبیین»، ص۴۸.
خانجانی، «منابع روحانی موثر در گزارش‌های تاریخی»، ص۲۷-۳۰.
جعفریان، «علی بن محمد نوفلی و کتاب الأخبار وی»، ص۳۵۹.
خانجانی، منابع روحانی اثر گذار در گزارش‌های تاریخی،تاریخ اسلام در آینه تفحص، پاییز۱۳۸۷، شماره۱۹.
زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۴، ص۲۷۸؛ ابوالفرج اصفهانی، الأغانی، ۱۹۹۴م، ج۱، ص۲۵.
گلسرخی، «کتاب الآغانی»، ص۱۱۱-۱۱۲.
گلسرخی، «کتاب الأغانی»، ۱۳۷۰ش، ص۱۱۱-۱۱۲.
گلسرخی، «کتاب الأغانی»، ۱۳۷۰ش، ص۱۱۱-۱۱۲.
گلسرخی، «کتاب الأغانی»، ۱۳۷۰ش، ص۱۱۱-۱۱۲؛ ابوالفرج اصفهانی، الأغانی، ۱۹۹۴م، ج۱، ص۲۵.
زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۴، ص۲۷۸.
منابع
آقابزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة إلی تصانیف الشیعة، قم، اسماعیلیان، ۱۴۰۸ق.
ابن العماد الحنبلی، مخلوق الحی بن احمد، شذرات الذهب فی خبر‌ها اینجانب ذهب، مطالعه الأرناؤوط، بیروت، دار ابن کثیر، ۱۴۰۶ق.
ابن جوزی، عبد و بنده الرحمن بن علی بن محمد، المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، رسیدگی محمد مخلوق القادر عطا و مصطفی مخلوق القادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۲ق.
ابن خلکان، احمد بن محمد، وفیات الاعیان، بازرسی احسان عباس، قم، الشریف الرضی، ۱۳۶۴ش.
ابن درید، محمد بن حسن، الاشتقاق، رسیدگی مخلوق السلام محمد هارون، قاهره، مکتبة الخانجی، ۱۳۷۸ق.
ابن ندیم، محمد بن اسحاق، فهرست ابن ندیم، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا.
ابوالفرج اصفهانی، علی بن الحسین، الأغانی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۹۹۴م.
ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، تفصیل و بازرسی سید احمد صقر، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۱۹ق/۱۹۹۸م.
ابوحیان توحیدی، علی بن محمد، أخلاق الوزیرین، بازرسی محمد بن تاویت الطنجی، بیروت، دار صادر، ۱۹۹۲م.
امین، سید حسن، مستدرکات اعیان الشیعه، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، ۱۴۰۸ق.
امین، سید محسن، أعیان الشیعة، بیروت، دار التعارف للمطبوعات، ۱۴۰۶ق.
تنوخی، محسن بن علی، نشوار المحاضرة و أخبار المذاکرة، استیناف عبود الشالجی، بیروت، ۱۳۹۱ق.
جعفریان، پیامبر، «علی بن محمد نوفلی و کتاب الاخبار وی»، در خبرنامه علم ها حدیث، فصل‌پاییز و زمستان۱۳۸۷، ش۴۹ و ۵۰.
حلی، حسن بن یوسف، خلاصة الاقوال فی معرفة الرجال، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۸۱ش.
خانجانی، قاسم، «منابع روضه خوان موءثر در گزارشهای تاریخی»، در خبر نامه تاریخ اسلام در آینه مطالعه، شماره ۱۹، فصل‌پاییز ۱۳۸۷.
خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، بیروت، دار الکتب العلمیة، ۱۴۱۷ق.
خوانساری اصفهانی، محمدباقر بن زین العابدین، روضات الجنات: فی اوضاع و احوال العلماء والسادات، مطالعه اسدالله اسماعیلیان، طهران، اسماعیلیان، ۱۳۹۲ق.
خویی، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، دار الثقافة الاسلامیة، ۱۳۷۲ق.
ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الإسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، رسیدگی قدمت عبدالسلام تدمری، بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ دوم، ۱۴۱۳ق.
ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلا، بیروت، مؤسسة الرسالة، ۱۴۱۴ق.
ذهبی، محمد بن احمد، ترازو الاعتدال فی انتقاد الرجال، مطالعه علی محمد البجاوی، بیروت، دار المعرفة للطباعة والنشر، ۱۳۸۲ق.
زرکلی، خیرالدین، الاعلام، بیروت، دار العلم للملایین، چاپ هشتم، ۱۹۸۹ق.
روحانی طوسی، محمد بن حسن، فهرست کتاب ها الشیعة و أصولهم و أسماء المصنّفین و أصحاب الأصول، قم، مکتبة المحقق الطباطبائی، ۱۴۲۰ق.
صفدی، خلیل بن أیبک، الوافی بالوفیات، بازرسی احمد الارناووط و مصطفی ترکی، بیروت، داراحیاء التراث، ۱۴۲۰ق.
صفدی، خلیل بن أیبک، صرف العین، قاهره،دار الافاق العربیة، ۱۴۲۵ق.
عادل، پرویز، «ابوالفرج اصفهانی و ترجمه مقاتل الطالبیین»، در خبرنامه کتاب ماه تاریخ و جغرافیا، شماره ۲۶، آذر ۱۳۷۸ش.
قائمی، محمد، «ابوالفرج اصفهانی»، در خبرنامه فرهنگ و تمدن اصفهان، ش۳۱، سال ۱۳۳۹ش.
گلسرخی، ایرج، «کتاب الأغانی»، در خبرنامه فرهنگ وتمدن، شماره ۸، فصل بهار ۱۳۷۰.
یاقوت حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم الادبا، بیروت، دار الغرب الاسلامی، ۱۹۹۳م.
لینک و پیوند به خارج
* نوشته‌ی علمی ابوالفرج اصفهانی در دائره المعارف بلندمرتبه اسلامی

نبو
زیدیه
قیام‌ها
قیام زید بن علی • قیام یحیی بن زید • قیام محمد بن عبدالله بن حسن • قیام ابراهیم بن عبدالله • قیام شهید فخ • قیام یحیی بن عبدالله • قیام ادریس بن عبدالله • قیام ابن طباطبا • قیام ابوالسرایا
فرقه‌ها
جارودیه • صالحیه (بتریه) • سلیمانیه (جریریه) • قاسمیه • هادویه • ناصریه • حسینیه
حکومت‌ها
ادریسیان • زیدیان یمن • علویان (طبرستان) • طباطباییان • آل کیا
باورها
قیام به سیف
شخصیت‌ها
تاریخی
زید بن علی • حسن مثنی • یحیی بن زید • عبدالله بن حسن مثنی • محمد بن عبدالله بن حسن • ابراهیم بن عبدالله • صاحب و مالک فخ • ابن طباطبا • ناصر اطروش • داعی عظیم • داعی صغیر • ابراهیم بن موسی بن جعفر • هادی الی‌الحق
علمی
قاسم رسی • احمد بن ابراهیم حسنی • ابن ابی‌الرجال • ابن انسان • ابن عَبدک • ابن عُقده • محسن بن محمد بروقنی • ابوخالد واسطی • ابوالفرج اصفهانی • جعفر بن احمد • احمد بن عیسی بن زید • حسن بن اسحاق صنعانی • حسن بن علی بن جابر هَبَل
علمی سیاسی
قرن ۱۴ و ۱۵ هجری
مجدالدین مؤیدی • بدرالدین حوثی • حسین بدرالدی

بازدید : 23
شنبه 10 خرداد 1404 زمان : 17:59


اَبوالفَرَجِ اِصفَهانی (۲۸۴-۳۵۶ق) از عالمان و نویسندگان قرن سوم و چهارم هجری میباشد. کتاب مقاتل الطالبیین، مشهورترین تاثیر اوست که دربردارنده سرگذشت فرزندان و نوادگان ابوطالب از مجال پیامبراکرم (ص) تا نصفه قرن چهارم قمری میباشد. کتاب پر اسم و رسم دیگر او، الأغانی، اصلی ترین دائرة المعارف موسیقی و فرهنگ وتمدن و نیز جامع‌ترین دیوان نظم و نثر و احادیث عرب جاهلی و صدر اسلام دانسته مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد گردیده است.

رجال‌شناسان شیعه و سنی، ابوالفرج اصفهانی را شیعه زیدی دانسته‌اند؛ ولی بعضی با اعتماد به مروانی بودن او، در شیعه بودنش شک و تردید کرده‌ و غرض او از اتخاذ موضع‌ها شیعی را مجاورت شدن به حاکمان شیعه ارزیابی رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرده‌اند.

معاش‌طومار
علی بن حسین بن محمد بن احمد بن هیثم مروانی، ملقب به ابوالفرج اصفهانی، از نوادگان مروان بن محمد دارای شهرت به مروان حمار، واپسین خلیفه اموی میباشد.[۱] او را از بزرگان در علم ها گوناگون برای مثال آرامش، فقه، تاریخ، سیره، لغت، مغازی و انساب‌شناسی در زمان خویش به شمار آورده‌اند.[۲] او در سال ۲۸۴ق[۳] نقل شده هم‌زمان با حکومت معتضد، خلیفه عباسی در اصفهان چشم به جهان گشود؛[۴] درباره به دنیاآمدن او در اصفهان و انتسابش به شهر نام برده، اختلافاتی وجود آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد داراست.[۵]

ابوالفرج اصفهانی در کودکی در بغداد به علم آموزی علم ها گوناگون پرداخته[۶] و از جوانی به موسیقی، تاریخ، ضبط روایات و اشعار عشق و علاقه داشت. بخش اعظمی از تاریخ‌نگاران، به عنوان مثال یاقوت حموی، ابن خلکان، ثعالبی و ابن ندیم درباره مقام وی در علم ها متعدد، حرف گفته‌اند.[۷] تنوخی بعد از بیان علومی که او در آن تبحر داشته، تصریح نموده است که مجموع احاطه علما و نازکی شعرا در وی عده میباشد.[۸]

او بوسیله مهلبی، وزیر عزالدوله دیلمی به بغداد فراخوانده شد و مشاور و ندیم خاص او شوید.[۹] چنانکه ابوحیان توحیدی نوشته، ابوالفرج کاتب رکن الدوله نیز بوده میباشد.[۱۰]

او ۱۴ ذی‌الحجه سال ۳۵۶ق[۱۱] یا این که ۳۵۷ق در بغداد درگذشت و در به عبارتی جا به خاک ودیعه شد.[۱۲]

مذهب
بخش اعظمی از رجال‌شناسان شیعه، به عنوان مثال روضه خوان طوسی و سید ابوالقاسم خویی، معتقدند که ابوالفرج اصفهانی شیعه بوده میباشد.[۱۳] برخی از علمای اهل سنت مثلا ذهبی و ابن جوزی هم به تشیع او اذعان کرده‌اند.[۱۴] بعضا زیرا ذهبی، این فرمان را با اعتنا به انتساب وی به مروانیان، خیره کننده دانسته‌اند[۱۵] و ابن حجر عسقلانی در کتاب لسان المیزان، شیعه بودن او را با اعتماد به مروانی بودنش، از نوادر دانسته میباشد.[۱۶] ابن جوزی، شیعه بودن او را موجب ضعف روایاتش قلمداد نموده است.[۱۷] همینطور خطیب بغدادی، با اشاره به شیعه بودن ابوالفرج، اورا دروغگوترین عموم معرفی کرده است.[۱۸]

روضه خوان طوسی و علامه حلی با توکل بر گفتگوها ابوالفرج در تألیفاتش، او‌را در زمره شیعه ها زیدی دانسته‌اند،[۱۹] البته محمدباقر خوانساری (۱۲۲۶-۱۳۱۳ق) در کتاب روضات الجنات، گرچه در شیعه زیدی بودن او شک وتردید نمی‌نماید، ولی او‌را اهل تظاهر به تشیع معرفی کرده و ثنا وی از ائمه را به مقصود مجاورت شدن به پادشاهان بعد از ظهر خویش دانسته میباشد؛ چنان‌که مروانی بودن او را نیز ادله دیگری بر غیر امامی بودن وی قلمداد نموده است.[۲۰]

ابوالفرج در اثرها خویش به‌ویژه الاغانی و مقاتل الطالبیین با احترام متعددی از امام علی(ع) و فرزندانش خاطر کرده و در همه موردها، امام علی(ع) را با تیتر امیرالمومنین خوانده[۲۱] و به مکان الفاظی زیرا «رضی الله عنه» و «کرم الله وجه»، از «علیه‌السلام» برای ائمه(ع)، به کارگیری نموده است[۲۲] که‌این خویش قادر است یک کدام از نماد‌های تشیع وی باشد و چه بسا به‌همین برهان میباشد که بعضی از اهل‌سنت او‌را شیعه دانسته و روایات و کتاب‌های او‌را تضعیف کرده‌اند.[۲۳]

اساتید و شاگردان
ابوالفرج اصفهانی در مجالس علمی بخش اعظمی از عالمان هم‌بعد از ظهر خویش حضور یافته میباشد. خطیب بغدادی و یاقوت حموی، به چندین بدن از مشایخ وی اشاره کرده‌اند؛[۲۴] ابوبکر بن درید، یک کدام از مشایخ او دانسته گردیده‌است.[۲۵] بعضا دیگر از اساتید او عبارتند از: محمد بن جریر بن یزید طبری، جعفر بن قدامه، ابوبکر ابن انباری، ادب بن عفاف و حجاب جمحی، علی بن سلیمان اخفش، نفطویه، محمد بن عبدالله حضرمی، محمد بن جعفر قتات، حسین بن قدمت ابن ابی احوص ثقفی، علی بن عباس مقانعی، علی بن اسحاق بن زاطیا، ابو خبیب برتی، و محمد بن عباس یزید.[۲۶]

برخی عالمان همانند ابو زکریا یحیی، ابوالحسین بن دینار، علی بن ابراهیم دهکی، دارقطنی، ابو اسحاق طبری، ابراهیم بن مخلد و محمد بن ابی الفوارس، و تنوخی، شاگردان او به شمار آمده‌اند.[۲۷]

اثرها
اثرها تألیفی زیادی به ابوالفرج اصفهانی منسوب میباشد.[۲۸] او اثرها اکثری، به‌ویژه در شعر و نسب‌شناسی، تألیف نموده است؛ به سیرتکامل‌ای که برخی کتاب‌شناسان، در حدود ۳۰ تاثیر به وی منسوب دانسته‌اند.[۲۹] مشهورترین اثر ها به مکان باقی‌مانده از او، مقاتل الطالبیین و الاغانی میباشد.[۳۰] بعضا دیگر از تألیفات وی عبارتند از نسب بنی عبدشمس، روزها العرب و جمهرة النسب، آداب الغربا، الأخبار و النوادر، نسب بنی شیبان.[۳۱]

روحانی طوسی در کتاب فهرست خویش، دو کتاب دیگر از وی با اسم‌های «ما نزل اینجانب القرآن فی أمیر المؤمنین و أهل بیته(ع)»، و «فیه سخن فاطمة(ع) فی فدک» بیان نموده است.[۳۲] اشعار فراوانی در موضوعات متفاوت به او نسبت داده شده و در پیشگفتار کتاب الأغانی، بعضا از این اشعار، نقل شد‌ه‌است.[۳۳]

تعداد صفحات : 62

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 621
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه