loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 29
دوشنبه 29 ارديبهشت 1404 زمان : 15:57


طلاق طیبیان
رخداد مشابهی بعداز کشته شدن آمر خلیفه فاطمی در ۵۲۴ق، به دوپارگی‌ دیگری در خلافت فاطمی سبب ساز شد. آمر فرزندی نداشت و بعداز قتلش، پسر عمویش عبدالمجید به اقتدار رسید. عبدالمجید ابتدا تحت عنوان نیابت و ولایتعهدی حکومت می کرد ولی بعداز مدتی در سال ۵۲۶ او‌را تحت عنوان خلیفه، با کنیه «الحافظ لدین الله» بر فعالیت گماشتند و از سندی حرف گفتند که مبتنی بر آن، آمر قبل از مرگش خلافت را به پسر عمویش منتقل کرده بود چنان که فرستاده(ص) امامت را به پسرعمویش علی(ع) ودیعت بود. نصیب بزرگی از اسماعیلیان یمن، این ادعای عبدالمجید را نپذیرفتند. آن‌ها معتقد بودن آمر فرزندی به اسم طیب داشته میباشد که چندین ماه پیش از مرگ آمر به جهان آمده و جانشین رسمی بابا میباشد. دانشمندان از وجود اسنادی خبر می دهند که ادعای وجود فرزند آمر را پذیرش مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد می‌نماید.[۳۱]

ضعف خلفا و اقتدار وزیر و وزرا
در نصفه دوم خلافت فاطمیان،‌ توان و نفوذ وزیر و وزرا به تضعیف خلافت فاطمی انجامید. درین زمان وزیر ها کارها خلافت را بر ذمه گرفتند و افزون بر دستور و نهی بر خلیفه، گاه با نصب خلیفه ناتوان به اقتدار خویش می‌اضافه کردند. درین حالت وقتی که وزارت را شخصی کارکشته بر ذمه داشت وضع و اوضاع به صورت موقت رمز و سامان می‌یافت و با از در بین رفتن وی زد خورد برای تصاحب منصب وزارت، دربار فاطمیان را در گیر کشمکش‌های زمانبر بر راز اقتدار میکرد. بدر الجمالی از مشهورترین وزرای زمان فاطمیان میباشد که در حین مستنصر به وزارت رسید و پس از یک عصر سرو صدا که طی آن در زمان ۹ سال ۴۰ وزیر به اقتدار رسیدند و برکنار شدند، برای زمان زمانبر مقتدرانه وزارت کرد و اوضاع و احوال مصر را رمز و سامان اعطا کرد. پس از وی، پسرش افضل ۲۷ سال منصب وزارت را در اختیار داشت تا اینکه به امر آمر کشته شد. پس از مرگ افضل توشه دیگر تغییر تحول مکرر وزیر و وزرا و مکر‌های درباریان و نظامیان برای خریداری نمودن منصب وزارت از رمز دریافت رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شد.

از مجال خلافت حافظ، فاطمیان مبتلا ضعف و زد خورد‌های شدید داخلی شدند. در‌این فرصت وزیر و وزرا و حکام بخشها متعدد قیام می‌کردند و در نصب و برکناری خلفا نقش داشتند. در ۵۴۸ق، فروغ و روشنایی‌الدین زنگی، قاضی محلی شام، شیرکوه و صلاح الدین ایوبی را به مصر ارسال کرد. با ورود شیرکوه به قاهره، عاضد خلیفه وقت فاطمی اورا وزیر خویش کرد و بعداز مرگ شیرکوه صلاح الدین ایوبی وزیر شد. صلاح الدین ایوبی سازمان های خلافت فاطمی را تضعیف و تشیع را محصور کرد و علمای سنی را به توان رساند؛ آخر و عاقبت در محرم ۵۶۷ق در حالی که هنوز یکسری روزی به مرگ واپسین خلیفه فاطمی ما‌نده بود، صلاح‌الدین امر کرد در قاهره به اسم خلیفه عباسی خطبه آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بخوانند.[۳۲]

سیاست مذهبی فاطمیان
سیاست مذهبی فاطمیان، هر یک سری در عصر‌های گوناگون حکومت وقت گیر آن‌ها و متناسب با فکر‌های هرمورد از خلفا، تغییرات زیاد داشت ولی کلاً همدم با مدارا و تسامح بود. طبیعی میباشد که فاطمیان اسماعیلی مذهب به بسط تشیع در قلمرو حکومت خویش می‌پرداختند و برای این هدف از ساخت‌و‌ساز ارگانهای فقهی و تبلیغی، ترویج آئین‌های شیعی و مدد از علمای شیعه منفعت می‌بردند و گاه نیز به ساخت‌و‌ساز محدودیت‌هایی برای اهل سنت دست می‌زدند؛ البته در بیشتر عصر حکومت فاطمیان،اهل سنت آزادانه به معاش و کار‌ فقاهتی و اجتماعی خویش سرگرم بودند. هرمورد از مذهب ها حکم کننده خویش را داشتند و حکم دهنده القضات بخش اعظمی از شهرها و بخش ها سنی مذهب بودند[۳۳] و در اجرای احکام مطابق مذهب خویش فعالیت می‌کردند. مجالس درس اهل سنت نیز به عمل خویش ادامه می‌دادند.[۳۴] افزون بر این‌ها بعضی از سنی مذهبان به مقامات بالای حکومتی رسیدند چنان که رضوان بن ولخشی در طول خلافت الحافظ به وزارت رسید.

بازدید : 23
دوشنبه 29 ارديبهشت 1404 زمان : 15:51


جزیرةالعرب
سلطه بر جزیره العرب که به واسطه وجود شهرهای مکه و مدینه، از عنایت زیاد برای سلاطین مسلمان بهره مند بود از به عبارتی شروع آیتم اعتنا فاطمیان قرار گرفت. جوهر در سال ۳۵۹ قمری با ارسال هدایا و اموالی برای روسای شهرهای مکه و مدینه آن‌ها را به تلاوت خطبه به اسم خلیفه فاطمی واداشت. از این تاریخ، نزاعی وقتگیر فی مابین فاطمیان و عباسیان بر راز نفوذ بر مکه و مدینه درگرفت و امرای مکه و مدینه که حکومتی جدا داشتند، گاهی به اسم خلیفه فاطمی و گاهی به اسم خلیفه عباسی خطبه مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد می‌خواندند.[۲۰]

نوشته‌علمیٔ مهم: حکومت صلیحیان
در یمن دعوت اسماعیلی سوابق‌ای زمان بر بازه زمانی داشت البته سلطه سیاسی فاطمیان بر این مملکت تا نصفه قرن پنجم که علی بن محمد صُلَیحی، حکومتی در آن ایجاد کرد و به اسم خلیفه فاطمی خطبه خواند، به تعقل به زمین خورد. علی بن محمد که از داعیان فاطمی بود در سال ۴۳۹ق در بخشها کوهستانی یمن کودتا کرد و با برتری بر حکومت‌های محلی یمن، در سال ۴۵۵ق. یمن را کاملا تصرف کرد.[۲۱] حکومت صُلَیحیان تا سال ۵۳۲ق حدود یک قرن در یمن ادامه یافت و در‌این زمان رابطه بسیار صمیمانه‌ای با فاطمیان در مصر داشته و آیتم هواخواهی رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد آنها بودند.[۲۲]

حکومت‌های اهالی
در مرزهای شمالی، ارتباط ها فاطمیان با امویان اندلس (۱۳۸-۴۲۲ق)، بیشتر زمان ها با کمشکش، دشمنی و تقابل نظامی در نقاط مرزی آفریقا و اندلس یاروهمدم بود. امویان از معارضان داخلی فاطمی پناه می‌کردند و آنان‌را در کودتا علیه فاطمیان، دفاع می‌کردند و با امپراتوری بیزانس بر ضد فاطمیان همپیمان آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد می‌شدند.[۲۳]
فاطمیان در مرزهای شمالی خویش همینطور با امپراتوری بیزانس روبرو بودند. فاطمیان که بر سیسیل حکم کننده بودند، در مرزهای این جزیره و بقیه جزیره ها جنوب ایتالیا با بیزانس تقابل نظامی داشتند. آن‌ها در بخش‌های شمالی شام نیز با بیزانس سرگرم بودند.[۲۴]

اختلافات داخلی و انحطاط
کشمکش اقوام
یک کدام از خطاها و دست اندرکاران ضعف حکومت فاطمیان، اختلاف اقوام در قلمرو زیر سلطه آنها و به خصوص رقابت مجموعه‌های گوناگون نظامی در فراهم نمودن توان بود.[۲۵] فاطمیان نخست فعالیت خویش بر اقتدار نظامی نیروهای قوم و قبیله‌ای بربر و ساکن شمال آفریقا و مغرب متکی بودند و سران سپاه فاطمیان را همین مجموعه تشکیل می‌دادند. بعداز اینکه فاطمیان در مصر بومی شدند، با استفاده نیروهایی از اقوام دیگر برای شغل های نظامی از اتکای خویش بر بربرها کاستند. معز خلیفه فاطمی بعداز ورود به مصر، گروهی از غلامان را از قومیت‌های متعدد خریداری کرد و تحت عنوان نیروی پایین امر خویش بهره برد. بعداز مدتی فاطمیان به جنگجویان شکاف و دیلم نیز روی آوردند.[۲۶]
تشکیل سپاه از اقوام متفاوت در زمان‌های آینده خلافت فاطمی ادامه یافت. به این ترتیب نیروهای نظامی فاطمیان به مجموعه‌هایی از نژادهای متعدد (به خصوص تُرک و بَربَر) تقسیم شدند که برای خریداری نمودن اقتدار با یکدیگر رقابت می‌کردند. رقابتی که به شورش و برکنار بخش اعظمی از وزیر ها و گاه کودتا بر ضد خلفا می‌انجامید.[۲۷] خلفا و مدعیان خلافت نیز برای غلبه بر رقبای خویش از این گروه‌بندی‌ها سود می‌بردند و با یک کدام از این تیم‌های قومی برای غلبه بر تیم دیگر متحد می‌شدند.

طلاق نزاریان
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: نزاریان
بعداز مرگ المستنصر خلیفه فاطمی، دوپارگی بزرگی در خلافت فاطمیان ساخت‌و‌ساز شد. مستنصر پسر ارشدش نِزار را به جانشینی خویش منصوب کرده بود ولی افضل پسر بدر الجمالی که وزیر بود و توان اساسی را در اختیار داشت، ابو القاسم احمد جوانترین فرزند مستنصر را برای خلافت مطرح کرد و توانست در قاهره برای او بیعت گرفته و او‌را در سال ۴۸۷ق با کنیه المستعلی بالله بر خلافت بگمارد.[۲۸] نزار به اسکندریه گریزو فرار کرد و در آنجا با برخی از نیروهای مخالف وزیر، شورشی را علیه قاهره به خط مش‌ انداخت که بعداز به دست‌ آوردن موفقیت‌هایی، نافرجام ماند و به دنبال آن نزار بازداشت و زندانی شد.[۲۹] با اینکه دستگاه اسماعیلیان مصر، بیشتر اسماعیلیان سوریه و نیز تمامی اسماعیلیان یمن و رهروان آن در هند غربی، خلافت مستعلی را قبول کردند و او‌را تحت عنوان امام نهم فاطمی پذیرفتند، اسماعیلیان کشور ایران که ریاستشان را حسن صباح برعهده داشت و گروهی از اسماعیلیان سوریه، بر حق نزار برای خلافت تاکید کردند. به این ترتیب اسماعیلیه به دو فرقه نزاریه و مستعلویه (منسوب به مستعلی) تقسیم شدند. ابعاد نزاریان را با تیتر «الدعوة الجدیدة» (دعوت نو) نیز می‌شناختند که در مقابل مستعلویان که «الدعوة القدیمة»(دعوت قدیم) خوانده می‌شدند، قرار می‌گرفت.[۳۰]

بازدید : 21
شنبه 27 ارديبهشت 1404 زمان : 11:38


نقابت طالبیین و امارت حج
در ۳۵۴ق المطیع للّه او را به نقابت طالبیان و امیری حج و سر گروهی دیوان مظالم برگزید.[۱۵] در ۳۵۸ق، حسین بن موسی نماینده عزالدوله بختیار، برای حل اختلاف بین ابوتغلب و حمدان، مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بود.[۱۶]

بعداز هفت سال نقابت، در ۳۶۱ق به دنبال حریق سوزی محله کرخ در بغداد که راءس شیعه ها بود، فی مابین حسین و ابوالفضل شیرازی، وزیر عزالدوله، نزاعی درگرفت و در فیض، وزیر او‌را از رده نقابت بر کنار کرد.[۱۷]

دیگر مسئولیت‏ ها
در سال‌های ۳۵۴، ۳۵۵، ۳۵۹، ۳۶۱ و ۳۶۳ق حسین تحت عنوان امیرالحاج به حج رفت.[۱۸] در ۳۶۳ق واسطه حل اختلاف در میان عزالدوله و ابوتغلب شد.[۱۹] در ۳۶۴، برای آشتی دادن محمدبن سایر با عزالدوله همت کرد[۲۰] و در نقطه نهایی به عبارتی سال، توشه دیگر عزالدوله اورا به نقابت منصوب کرد[۲۱] و حسین به یار و همدم او، به زیارت مقبره امام علی(ع) رفت.[۲۲] در همین روزگار، خلیفه الطائع لله (حک: ۳۶۳ـ۳۸۱) اورا مسئول تحقیق بر اوقاف بغداد و دور و اطراف آن رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرد.[۲۳]

در سال ۳۶۶، حسین واسطه حل اختلاف فی مابین عزالدوله و عضدالدوله بود.[۲۴] عضدالدوله در ۳۶۸، عزالدوله را از بغداد راند و حسین بن موسی را مسئول بازپس گرفتن دیار مُضَر از والی آن کرد.[۲۵]

تبعید
در سال آن گاه، حسین بن موسی به اتهام افشای اسرار و رابطه مخفیانه با عزالدوله، او را از منزلت نقابت برکنار و اموالش را مصادره کرد و او‌را به قلعه‌ای در عجم تبعید نمود.[۲۶] ابن ابی الحدید[۲۷] انگیزه برکنار اورا نگرانی عضدالدوله از وضعیت او آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد دانسته میباشد.

آزادی از تبعید
بعد از مرگ عضدالدوله در ۳۷۲، پسرش شرف الدوله، حسین بن موسی را آزاد کرد و در ۳۷۶، کل اموال مصادره گردیده‌اش را بازگرداند و اورا به نقابت گمارد که تا هنگام ابتلا به بیماری در‌این منصب باقی ماند.[۲۸]

رجوع و برگشت به مناصب کهن
در سال ۳۸۰، توشه دیگر الطائع لله او را به نقابت طالبیین، امارت حج و سر کردگی دیوان مظالم منصوب کرد.[۲۹] و پسرانش، به جانشینی او انتخاب شدند[۳۰] اما در ۳۸۴، به دلایل نامعلومی، وی و پسرانش را برکنار کردند.[۳۱]

از اوضاع و احوال وی در مسافت سالهای ۳۸۴ تا ۳۹۴، بر می آید که برای رفع اختلافات داخلی آل بویه سعی می‌نموده است.[۳۲]

در سال ۳۹۴، بهاءالدوله مجدد اورا به نقابت، امارت حج و سر کردگی دیوان مظالم برگزید و منصب حکم دهنده القضاتی را نیز بر آن‌ها خاطر نشان کرد و همینطور به وی کنیه «‌الطاهر الأوحد ذوالمناقب‌» اعطا نمود: خلیفه القادر باللّه با حکم دهنده القضاتی وی مخالفت کرد، البته سایر مناصب را به عهده گرفت.[۳۳]

درگذشت
حسین بن موسی در اواخر قدمت بیمار و نابینا شد [۳۴] و در سال ۴۰۰، بعداز وقف بخشی از بودجه هایش، در بغداد درگذشت.[۳۵] سید مرتضی بر وی نماز میت خواند. پیکرش را ابتدا در منزل‌اش دفن کردند و بعداز چندی، اورا به کربلا بردند و در بقعه امام حسین (ع) به خاک سپردند.[۳۶] پسرانش، سید مرتضی[۳۷] و شریف رضی، [۳۸] و نیز ابوالعلاء معرّی[۳۹] و مهیار دیلمی [۴۰] در رثای وی شعر سرودند.

خصوصیت‏ها
حسین بن موسی علوی از پر رنگ‌ترین شخصیتهای فقاهتی و سیاسی فرصت خویش بود و مناسبات خیر و خوبی با خلفای عباسی داشت، چنان که معتمد و واسطه حل اختلاف سیاسی در میان امیران آل بویه بود و در فرونشاندن فتنه‌های در بین شیعه‌ها و اهل سنّت میکوشید.[۴۱] همینطور وقتی که خلیفه القادر بالله می‌خواست از حکومت فاطمیان در مصر مشروعیت زدایی نماید، از حسین بن موسی خواست نوشته‌ای در رد انتساب آن‌ها به آل البیت علیهم السلام بنویسد.[۴۲]

مذهب
دلایل شیعی بودن
درباره مذهب حسین بن موسی، گفتنی میباشد که دسته تعبیرات تراجم نویسان و عالمان رجال امامی، حکایت از مقبولیت و حرمت وی نزد تمامی امامیان داراست و هر چندین غالباً تصریح به امامی بودن وی، نکرده‌اند، کسی نیز او‌را منتسب به فرق دیگر شیعه ندانسته میباشد.[۴۳] قراین دیگر، به عنوان مثال کاربرد تعبیر و تفسیر «‌رافضی‌» برای وی در اثر ها برخی عالمان اهل سنّت [۴۴] و مقام وی نزد شیعه ها امامی در بغداد، نیز مؤید امامی بودن اوست.

دلایل واقفی بودن
رجال شناس شیعه روضه خوان محمدتقی شوشتری[۴۵] بر پایه ی سخنی که سید رضی از عهد و پیمان یکی منتقدان خویش در پیشگفتار خصائص الائمه[۴۶] نقل کرده، اینگونه فیض گرفته که شریف رضی و سید مرتضی، او‌لین اشخاص از سادات موسوی بوده‌اند که به مذهب امامیه (قطعیه) گرویده‌اند و بدین ترتیب پدرشان واقفی بوده میباشد. این استنتاج، با دقت به گروه قراین، محلّ تأمل میباشد.

دلایل زیدی بودن
شیبی[۴۷] نیز به استناد مناسبات حسین بن موسی با داعیان زیدی و (طیلسان پوشیدن وی) ـ که آن را سنّت زیدیان، به عنوان مثال ناصر اطروش، می داند ـ او را زیدی مذهب دانسته میباشد. این در حالی میباشد که شریفِ مرتضی، به صراحت بر امامی بودن ناصر اطروش، یعنی بابا همسر حسین بن موسی و جد مادری رضی و مرتضی تأکید نموده است. به علاوه، زیدی بودن همگی داعیان علوی در طبرستان قابل ثابت وجود ندارد، شریف رضی گستردن زندگانی پدرش، حسین بن موسی علوی، را نوشته بوده[۴۸] که اثری از آن باقی نمانده میباشد.

پانویس

بازدید : 23
شنبه 27 ارديبهشت 1404 زمان : 11:32


حسین بن موسی علوی، بابا شریف رضی و سیدمرتضی دانش الهدی میباشد. او از شخصیت‌های شرعی و سیاسی فرصت خویش بود و ارتباط ها خیر و خوبی با خلفای عباسی داشت و در فرونشاندن فتنه‌های در میان شیعه ها و اهل سنّت می کوشید. در اینکه حسین بن موسی، امامیه، زیدی و یا این که واقفی میباشد میان علمای رجال اختلاف حیث وجود مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد دارااست.

او در طی عباسیان مسئولیت‌های بخش اعظمی به عنوان مثال سر گروهی دیوان مظالم و امارت حج را برعهده داشت.

به دنیا آمدن و نسب
حسین بن موسی علوی در ۳۰۴ق در بصره به‌جهان آمد و به عبارتی‌جا رشد یافت.[۱] نسبش، از روش بابا با چهار واسطه و از روش مامان با سه واسطه، به امام کاظم(ع) می رسد. پدرش، موسی ابرش، از کارگزاران عباسیان و پدربزرگش، محمد اعرج، از علمای بغداد[ رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد ۲] بود.

او از همسرش فاطمه ـ که از طرف بابا، نواده ناصر عظیم حسن اطروش و از طرف مامان، نواده حسن بن قاسم بن حسن مشهور به داعی صغیر بود[۳] ـ چهار فرزند داشت: زینب، علی مشهور به سید مرتضی، محمد مشهور به سید رضی، و خدیجه.[۴] نوری [۵] از سخن روضه خوان اثر گذار در پیشگفتار کتاب احکام النساء[۶] اینگونه برداشت کرده که روضه خوان اثرگذار، این کتاب را برای فاطمه ـ که با تعبیر و تفسیر زنی جلیل القدر و فاضل از وی خاطر کرده ـ نگاشته آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.

از علمای فرصت خویش
از تحصیلات حسین بن موسی اگاهی چندانی نداریم، البته اینکه وی (طیلسان) می‌پوشیده[۷] و این خرقه ویژه مشایخ و علما بوده، [۸] قرینه‌ای میباشد بر اینکه او از علمای فرصت خویش بوده میباشد. حر عاملی[۹] نیز نوشته که محدثان و مورخان، حسین بن موسی را ستوده‌اند. فرزند حسین، سیدِ مرتضی، از وی ماجرا کرده[۱۰] و کیای گیلانی [۱۱] او‌را فاضل و فقید خوانده میباشد.

زندگانی
اولیه توشه، اسم او در بیان اتفاق ها سال ۳۳۴، هنگام به خلافت وصال المطیع لله، در تاریخ آمده میباشد؛ وقتی که خلیفه اورا مأمور نصب قندیل طلا و جواهرات در کعبه کرد.[۱۲] در بین سالهای ۳۴۸ تا ۳۵۳، ابوعبداللّه محمد، فرزند داعی صغیر، قبل از خروج حسین بن موسی از بغداد، [۱۳] او را به نقابت شهر بصره منصوب کرد.[۱۴]

نقابت طالبیین و امارت حج
در ۳۵۴ق المطیع للّه او را به نقابت طالبیان و امیری حج و سر کردگی دیوان مظالم برگزید.[۱۵] در ۳۵۸ق، حسین بن موسی نماینده عزالدوله بختیار، برای حل اختلاف در بین ابوتغلب و حمدان، بود.[۱۶]

بعداز هفت سال نقابت، در ۳۶۱ق در ادامه حریق سوزی محله کرخ در بغداد که راس شیعه‌ها بود، دربین حسین و ابوالفضل شیرازی، وزیر عزالدوله، نزاعی درگرفت و در سود، وزیر او‌را از رده نقابت بر کنار کرد.[۱۷]

دیگر مسئولیت‏ ها
در سال‌های ۳۵۴، ۳۵۵، ۳۵۹، ۳۶۱ و ۳۶۳ق حسین تحت عنوان امیرالحاج به حج رفت.[۱۸] در ۳۶۳ق واسطه حل اختلاف بین عزالدوله و ابوتغلب شد.[۱۹] در ۳۶۴، برای آشتی دادن محمدبن سایر با عزالدوله عملکرد کرد[۲۰] و در نقطه پايان به عبارتی سال، توشه دیگر عزالدوله او‌را به نقابت منصوب کرد[۲۱] و حسین به هم پا او، به زیارت بقاع امام علی(ع) رفت.[۲۲] در همین زمان، خلیفه الطائع لله (حک: ۳۶۳ـ۳۸۱) اورا مسئول پژوهش بر اوقاف بغداد و محیط آن کرد.[۲۳]

در سال ۳۶۶، حسین واسطه حل اختلاف در بین عزالدوله و عضدالدوله بود.[۲۴] عضدالدوله در ۳۶۸، عزالدوله را از بغداد راند و حسین بن موسی را مسئول بازپس گرفتن دیار مُضَر از والی آن کرد.[۲۵]

تبعید
در سال آن گاه، حسین بن موسی به اتهام افشای اسرار و رابطه مخفیانه با عزالدوله، او را از منزلت نقابت برکنار و اموالش را مصادره کرد و اورا به قلعه‌ای در عجم تبعید نمود.[۲۶] ابن ابی الحدید[۲۷] انگیزه برکنار او‌را نگرانی عضدالدوله از شرایط او دانسته میباشد.

آزادی از تبعید
بعداز مرگ عضدالدوله در ۳۷۲، پسرش شرف الدوله، حسین بن موسی را آزاد کرد و در ۳۷۶، کل اموال مصادره گردیده‌اش را بازگرداند و اورا به نقابت گمارد که تا هنگام ابتلا به بیماری درین منصب باقی ماند.[۲۸]

بازدید : 18
پنجشنبه 25 ارديبهشت 1404 زمان : 11:09


استارت قیام
سلیمان بن صرد در ربیع الاول سال ۶۵ قمری قیام خویش را استارت کرد. هرچند اشخاص متعددی وعده داده بودند که یار و همدم او میشوند البته سرنوشت چهار هزار نفر در نخیله، محل تجمع سپاه توابین، حضور یافتند.[۱۱] نقل شده که مختار ثقفی، سلیمان را فاقد علم سیاسی و نظامی می‌دانست و نصیب عظیمی از شیعه ها بدین ادله از سپاه سلیمان غیروابسته مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شدند.[۱۲]

لشکر توابین در ۵ ربیع‌الاول از نخیله راهی دمشق شدند. زمانی که سپاه به کربلا رسید، از اسب‌ها پیاده شدند و گریان خویش را به قبر امام حسین(ع) رسانده و اجتماع پرشوری را تشکیل دادند.[۱۳] سلیمان فی مابین آن‌ها اعلام کرد: خدایا تو شاهد باش که ما بر آئین و رویه حسین(ع) و معاند قاتلان وی هستیم.[۱۴] توابین نیز به دعا پرداختند تا درحال حاضر که موفقیت شهید شدن در رکاب حسین(ع) نصیبشان نشده میباشد، پروردگار آنها را از شهادت بعداز وی محروم رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نسازد.[۱۵]

آغاز مبارزه
توابین پیش از وصال لشکر شام، در حوزه‌ عین الورده اردو زده و پنج روز در آن جا به استراحت پرداختند. سلیمان در روز کارزار به تبیین جنگ و سفارشات جنگی پرداخت و جانشینان خود را معرفی کرد. او خطاب به حضار اعلام‌کرد: در صورتی‌که اینجانب کشته شدم فرمانده سپاه مسیب بن نجبه میباشد و بعد از وی، عبدالله بن سعد بن نفیل فرماندهی سپاه را بر ذمه بگیرد. بعداز کشته شدن وی، عبدالله بن وال و رفاعه بن شداد، دیگر فرماندهان جنگ توابین میباشند.[۱۶] در ۲۵ جمادی الاول، دو سپاه موازی یکدیگر قرار گرفتند و پیکار میان توابین و لشکر شام شروع شد.[۱۷]فرماندهی سپاه شام را عبیدالله بن زیاد بر ذمه داشت. حصین بن نمیر، شرحبيل بن ذی الكلاع حميری‏، ادهم بن محرز باهلى‏، ربيعة بن مخارق عنوى‏ و جبلة بن عبدالله خثعمى‏ او را ملازمت و همراهی آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد می‌کردند.[۱۸]

سرانجام کارزار
بعد از جنگ چهار روزه، بخش اعظمی از توابین کشته شدند و سایر در محاصره سپاه معاند قرار گرفتند. فرماندهان توابین یک کدام از بعد از دیگری به شهید شدن رسیدند و اندک ما‌نده آن ها به فرماندهی رفاعه بن شداد بجلی بدون چاره به عقب‌نشینی شدند. توابین در مسیر رجوع به شیعه ها بصره و مدائن برخوردند که به امداد آن ها آمده بودند و بعداز ابراز ناراحتی به شهرهای خویش بازگشتند. بعداز ناکامی توابین و وصال به کوفه، مختار ثقفی که در زندان به رمز میبرد، به تعریف‌و‌تمجید از سلیمان و شهدای قیام پرداخت و وعده بخشید که انتقام توابین را گرفته و به خونخواهی امام حسین(ع) قیام نماید.[۱۹] [۲۰]

حاصل
سید حسین محمدجعفری در کتاب تشیع در مسیر تاریخ اعتقاد دارد در صورتی‌که چه توّابین به ظواهر در قبال سپاه اموی باخت خوردند، ولی توانستند برای اولیه توشه، تشکل منسجمی از شیعه ها به وجود آورند و زیرا قیام آن‌ها بر اساس تامل شیعی و پایین تأثیر شهید شدن امام حسین(ع) صورت گرفته بود، موجب توسعه تشیع شد.[۲۱] در مقابل این طریقه، سید علی خامنه‌ای تاریخ پژوه، بر این اطمینان میباشد که زیرا توابین به موقع مبادرت نکردند نتوانستند کاری از پیش ببرند وی می گوید: فریضه وقت دارااست، در وقت خویش می بایست فریضه را جاری ساختن بخشید... برخی می گذارند وقت که سپری شد فریضه را اجرا می دهند، مثل توّابین؛ توّابین آن‌هنگامی که می بایست می‌آمدند -که عاشورا بود- نیامدند، زمانی آمدند که شغل از عمل پیشین بود...[۲۲] او هم‌اینگونه این نظر را دارد که هر چندین عدّه‌ی توّابین، یک سری موازی عدّه‌ی شهدای کربلاست... البته اثری که توّابین در تاریخ گذاشتند، یک هزارم اثری که شهدای کربلا گذاشتند، وجود ندارد! به‌خیال این‌که در وقت خویش نیامدند. فعالیت را در لحظه‌ی خویش اعمال ندادند. دیر تصمیم گرفتند و دیر تشخیص دادند.[۲۳]

پانویس
ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۲۵.
ابن اعثم، کتاب الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۶، ص۲۰۵ و ۲۰۶.
مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۳۵۵.
ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۶ق، ج۴، ص۱۶۰.
سماک امانی، «قیام توابین».
برای مثال نگاه فرمایید به: جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، ۱۳۸۰ش، ج۲، ص۵۰۷؛ شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۹۲ش، ص۱۹۲.
طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۳ق، ج۴، ص۴۳۰ و ۴۳۱.
مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۳۵۵ و ۳۵۶.
طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۳ق، ج۴، ص۴۲۹.
ابن کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۸ق، ج۸، ص۲۷۶ و ۲۷۷.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۴ق، ج۶، ص۳۶۷-۳۶۸.
ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۶ق، ج۴، ص۱۷۸.
طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۳ق، ج۴، ص۴۵۶ و ۴۵۷..
ابی‌مخنف، مقتل ابو مخنف، ص۲۹۱.
طبری، تاریخ طبری، ج۵، ص۵۵۲ ؛ابن کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۸ق، ج۸، ص۲۷۸.
ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۶ق، ج۴، ص۱۸۲.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۴ق، ج۶، ص ۳۷۰.
ابن کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۸ق، ج۸، ص۲۷۹ و ۲۸۰.

بازدید : 22
پنجشنبه 25 ارديبهشت 1404 زمان : 11:06


قیامِ تَوّابین از اول قیام‌های شیعه ها بعد از حادثه کربلا با غرض انتقام از قاتلان امام حسین(ع)، جبران کوتاهی در امداد امام حسین(ع) و اختیار حکومت به اهل بیت(ع). این قیام بوسیله بعضی از سران شیعه و به رهبری سلیمان بن صرد خزاعی در کوفه مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد صورت گرفت.

‌توابین بعد از رخداد عاشورا در سال ۶۱ قمری، مخفیانه به گردآوری‌آوری نیرو و اسلحه پرداختند. نقل شده به جهت عدم ‌ملازمت مختار ثقفی، اکثری از شیعه‌ها، یار و همدم توابین نشدند. این قیام در سال ۶۵ قمری در رویا رویی با لشکر شام به فرماندهی عبیدالله بن زیاد در ناحیه عین الورده چهره اعطا کرد و بعداز جنگی چهار روزه و کشته شدن بخش اعظمی از توابین خاتمه یافت و باقی مانده سپاه به رهبری رفاعة بن شداد عقب‌نشینی رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کردند.

ساخت یک تشکل دارای انسجام از شیعه‌ها بر مبنا تامل شیعی و زیر تأثیر شهیدشدن امام حسین(ع) از حاصل این قیام برشمرده شد‌ه‌است.

علت قیام
بعد از رخداد عاشورا و شهیدشدن امام حسین(ع) و یارانش در سال ۶۱ هجری، بعضی شیعه‌ها که با وعده بیعت، از حسین بن علی(ع) دعوت کرده بودند به کوفه بیاید و بعداز قول‌شکنی و امداد نرساندن به امام(ع)، طاقت فرسا منصرف گردیده بودند، تصمیم بر آن گرفتند که گناه و غلط خود را جبران نمایند. آنها در جلسات گوناگون بدین سود رسیدند که‌این ننگ جز با کشته‌شدن در رویکرد امام حسین(ع) و تصاحب کردن انتقام از قاتلان او تمیز نمیشود.[۱] [۲]برخی از دانشمندان احتمال قدرتمند داده‌اند که یک کدام از کارداران اصلیّ جنبش توّابین که آن گاه در کوفه رمز بلند کردند و قیام کردند... خطبه حضرت زینب در کوفه و فرازهایی از آن میباشد که فرموده الا فَلا رَقَأَتِ العَبرَةُ وَ لا هَدَأَتِ الزَّفرَة؛ شیون‌ی شما هیچوقت سد نیاید؛ این چه شیون‌ای میباشد که شما می‌کنید؟ می دانید چه کردید؟ اِنَّما مَثَلُکُم کَمَثَلِ الَّتی نَقَضَت غَزلَها مِن بَعدِ قُوَّةٍ اَنکاثا؛ شماها کاری کردید که تمامی‌ی زحمات پیشین‌ی خودتان را نابود آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کردید.[یادداشت ۱][۳]

صورت‌گیری قیام
یک‌سری ماه بعد از رخداد کربلا، حدود صد بدن از شیعه ها در منزل یک کدام از فیس‌های سرشناس کوفه به اسم [[سلیمان بن صرد خزاعی]، گردآوری شدند. سلیمان درین گرد هم آیی با اشاره به آیه ۵۴ سوره بقره و توبه خویشاوندان موسی خطاب به حاضران اذعان کرد: ما وعده کمک به اهل بیت نبی(ص) دادیم، البته کمک‌شان نکردیم. معطل فرجام عمل ماندیم تا آن که فرزند پیامبرمان کشته شد. حالا خداوند از ما راضی نمی شود؛ مگر آن که با قاتلان وی بجنگیم. شمشیرها را تیز نمائید و اسب و نیرو آماده سازید تا فراخوانده گردید.[۴]

بعداز سخنان سلیمان، دیگر بزرگان شیعه و یاران امام علی(ع) نظیر مسیب بن نجبة فزاری، رفاعة بن شداد بجلی، عبدالله بن وال تمیمی و عبدالله بن سعد ازدی به سخنرانی پرداختند و سرنوشت سلیمان بن صرد خزاعی به رهبری قیام برگزیده شد.[۵]

بنابر سخنان و جلسات توابین، هدف ها آن ها در دو جهت بود:

خونخواهی از قاتلان امام حسین(ع).
تفویض حکومت به خویشاوندان رسول اکرم(ص).[۶]
برخی مورخان، قیام توابین را در ستون اول قیام شیعه ها بعد از حادثه عاشورا بیان کرده‌اند.[۷]

جمع نیرو
تشکیل جلسات هفتگی توابین در سال ۶۱ قمری به طور پنهانی درباره تکوین تکان، از تنظیم نیرو گرفته تا موعد قیام در حضور سلیمان بن صرد برگزار می شد. آنها مخفیانه داخل کوفه و قبایل دور و بر به تهیه و تنظیم نیرو و اسلحه پرداخته و مقدمات نزاع را فراهم می‌کردند.[۸]

در پی تشکیل سپاه، سلیمان بن صرد خزاعی در سال ۶۴ قمری طومار‌هایی را به سعد بن حذیفه، رهبر شیعه ها مدائن و مثنی بن مخرمه عبدی از بزرگان شیعه در بصره می‌نویسد و آن ها را به قیام فرا می خواند. شیعه‌ها بصره و مدائن نیز در جواب به طومار سلیمان، استعداد خود را اعلام داشته و پذیرفتند که در قیام آن ها کمپانی نمایند.[۹] [۱۰]

شروع قیام
سلیمان بن صرد در ربیع الاول سال ۶۵ قمری قیام خویش را استارت کرد. هرچند اشخاص متعددی وعده داده بودند که یاروهمدم او می شوند ولی عاقبت چهار هزار نفر در نخیله، محل تجمع سپاه توابین، حضور یافتند.[۱۱]

نقل شده که مختار ثقفی، سلیمان را فاقد علم سیاسی و نظامی می‌دانست و نصیب عظیمی از شیعه‌ها به‌این عامل از سپاه سلیمان غیر وابسته شدند.[۱۲]

لشکر توابین در ۵ ربیع‌الاول از نخیله راهی دمشق شدند. وقتی که سپاه به کربلا رسید، از اسب‌ها پیاده شدند و گریان خویش را به قبر امام حسین(ع) رسانده و اجتماع پرشوری را تشکیل دادند.[۱۳] سلیمان فی مابین آن ها اظهار کرد: خدایا تو شاهد باش که ما بر آئین و منش حسین(ع) و معاند قاتلان وی هستیم.[۱۴] توابین نیز به دعا پرداختند تا حالا که موفقیت شهیدشدن در رکاب حسین(ع) نصیبشان نشده میباشد، معبود آنان‌را از شهیدشدن بعداز وی محروم نسازد.[۱۵]

بازدید : 28
چهارشنبه 24 ارديبهشت 1404 زمان : 14:06


وجوهات دینی پول یا این که فرآورده‌هایی که ذیل عناوینی مانند خمس، زکات، کفارات، رد مظالم، نذورات و موقوفات به وسیله مکلفان پرداخت می‌گردد. برخی معتقدند خمس و زکات می بایست به قاضی شرع یا این که نماینده و نماینده قانونی وی پرداخت مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد خواهد شد.

مضمون‌‌شناسی
وجوهات گردآوری وجوه به معنای پول‌هاست.[۱] در لغت‌طومار دهخدا و فرهنگ وتمدن حرف آمده میباشد که یکی معانی عرفی وجوهات؛ خمس، زکات[۲] و رد مظالمی میباشد که به بعضی از مجتهدان پرداخت میگردد.[۳] برخی وجوهات را وجوهات بِرِّیّه[۴] (پول‌هایی که به خیال احسان و نیکوکاری به بقیه افراد پرداخت رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میگردد،) دانسته‌اند.[۵]

فقها از اصطلاح «وجوهات فقاهتی» در موضوعات متعدد فقاهتی به کارگیری کرده‌اند.[۶] توده‌ای با اشاره به اینکه در فقه به تعریف و تمجید «وجوهات شرعیه» پرداخته نشده میباشد، آن را اصطلاح شرعی ندانسته، بلکه اصطلاح عُرفی(اصطلاحی که در بین عموم رایج میباشد) میدانند.[۷] و معنای عرفی آن را همگی پول‌هایی دانسته‌اند که به خیال احکام شرع بوسیله مکلفان پرداخت آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میشود.[۸]

مصادیق
تنی چند از نویسندگان، وجوهات شرعیه را صرفا مشمول واجبات فقاهتی(خمس و زکات) دانسته[۹] البته جمع‌ای دیگر آن را دربرگیرنده کلیه درآمد‌های فقاهتی[۱۰] مانند خمس، زکات و صدقات واجبه و مستحبه دانسته‌اند.[۱۱] همینطور بعضی موقوفات و هدایای مالی[۱۲] و چند نیز انفال را به عنوان وجوه شرعیه آورده‌اند.[۱۳] محمدحسین نائینی در وکالتی که به مهدی بهبهانی برای اذن تصاحب کردن وجوه شرعیه داده، حق امام، مجهول المالک، زکات، نذرها، مطلق صدقات، کفارات و اُجرت عبادات را از وجوه شرعیه برشمرده میباشد.[۱۴]

برخی معتقدند که وجوهات شرعیه دربرگیرنده مورد ها تحت میگردد:[۱۵]

فدیه: مالی که به جهت جاری ساختن ندادن بعضا از وظایف شرعی بر برخی از مکلفان واجب می گردد. برای مثال هر کس بضاعت روزه تصاحب کردن را ندارد می بایست به ازای هر روزه یک مد خوراک به بینوا بپردازد.
کفاره: جریمه‌ای میباشد که به جهت اجرا دادن برخی از شغل های حرام یا این که اجرا ندادن برخی واجبات برعهده مکلفان قرار داده گردیده‌است. مانند کفاره روزه نگرفتن، قتل، شکستن پیمان، ظِهار و...
خراج: حق مالی که دولت اسلامی بر زمین‌های خاص احوال نموده است.
خمس: پرداخت یک پنجم اضافی درآمد هر ساله و بعضی موردها دیگر مانند معدن و ثروت با شروطی که در فقه آمده میباشد.
زکات: پرداخت مقدار معینی از بعضا اموال خاص با نصاب خاص و به واحد سنجش مشخص.
زکات فطره: متاع یا این که مبلغی که پرداخت آن بر مکلفان در تنگ غروب شب عید فطر هر سال واجب میگردد.
جزیه: مالی که دولت اسلامی سالانه از بعضی اهل عهده اخذ می‌نماید.
عُشر: به مالی گفته می گردد که از بازرگانان غیرمسلمان برای کسب و کار در مرز و بوم اسلامی گرفته میشود.[۱۶]
وجوهات شرعیه به چه کسی بایستی پرداخت خواهد شد؟
فقهای شیعه معتقدند در حین امام معصوم، فقط وی می تواند در‌این وجوه تصرف نماید و در حین غایب بودن فقهای عادل و جامع الشرایط اذن تصرف در‌این وجوه شرعیه را دارا‌هستند.[۱۷] البته به یقین اهل سنت، هر حاکمی با هر سیرتکامل خصوصیت اخلاقی و علمی، زیرا تنها قاضی اسلامی میباشد سپردن تصرف در وجوه شرعیه را دارااست.[۱۸]

مطهری متفحص مجتهد شیعه درباره التفات رده وجوهات و این که در واقع این وجوهات حق امام فرصت میباشد که در بعد از ظهر غایب بودن فقهیان دارای شرایط به اجازه وی اخذ می‌نمایند؛ نقل می‌نماید که در سال‌های اولیه مرجعیت مرحوم آیت الله بروجردی یکی بازاری‌های متدین روی یک تکه شیت پاره‏‌ای حواله‏‌ای ( که بها مالی متعددی هم داشت) نوشته بود و با واسطه‌ای برای آیت الله بروجردی پیامبر بود آن فرد حواله را آورد و به دست وی بخشید اما مرحوم بروجردی آن را پرت کرد آن طرف و به وی اعلام‌کرد دیگر از این وجوهات نگیری... وی به آن بازاری خاطرنشان کرد تو به کی داری پول میدهی؟ تو خیال و خاطر می کنی به اینجانب داری پول‏ می دهی؟ تو پول امام فرصت را داری می دهی. تو با این کارت به امام فرصت داری بی‌‏احترامی میکنی. در یک شیت پاره حواله می‏‌نویسی؟! [۱۹] بر پایه ی لحاظ آیت‌الله خامنه‌ای ، هرچند فرمان وجوهات در امر اما‌دستور مسلمین میباشد، اما مقلدين هر يک از مراجع تقليد، میتوانند در پرداخت سهمين به استناد فتواى مراجع پیروی خویش کار نمایند و برائت ذمّه نتیجه ها می‌‏گردد.[۲۰]

بعضا از مراجع تبعیت به تنی چند از اشخاص مُعتَمد اذن‌ای میدهند تا از طرف آن ها خمس و زکات از مقلدان اخذ نمایند.[۲۱]

جستارهای متعلق

بازدید : 23
چهارشنبه 24 ارديبهشت 1404 زمان : 14:00


انحلال حزب بعث عراق
حیدر العبادی در آغاز وزیر وقت عراق:
«ممنوعیت حزب بعث برد گران قدر برای ملت و خانواده‌های شهدای عراق میباشد؛ چون این حزب بدترین جنایات را مرتکب مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد گردیده است.» [۱۲۴]

دولت موقت ائتلاف به رهبری ایالات متحده بعداز ناکامی قوای عراقی در ۲۰۰۳م/۱۳۸۲ش شغل حزب بعث را غیرقانونی معرفی کرده هر نوع شغل سیاسی و دولتی اعضای ارشد آن را نیز ممنوع ذکر کرد.[۱۲۵] از این مبادرت به‌تیتر بعث‌زدایی تفسیر گردیده است.[۱۲۶]پارلمان عراق در ژوئیه ۲۰۱۶م لایحه‌ای را ثبت کرد که مطابق آن عمل حزب بعث در عراق ممنوع شوید.[۱۲۷] با این وجود سندها حکایت از آن داراست که اعضای بلند مبنا حزب بعث به‌رهبری عزت ابراهیم الدوری، دسته‌های پنهان را برای پیکار پارتیزانی با قوای غربی و دولت عراق ساماندهی رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کردند.[۱۲۸]

بعث منحله و لینک با داعش
گزارش گردیده‌است که مقامات کهن حزب بعث از ۲۰۱۱م به آن‌گاه کادرهای حرفه ای داعش یا این که دولت اسلامی در عراق و سوریه را تشکیل دادند.[۱۲۹] رأی پارلمان عراق به ممنوعیت حزب بعث نیز بعد از آن صادر شد که سلسله هجوم ها انتحاری داعش در زمان کوتاهی سبب ساز به مرگ ۲۵۰ نفر غیر نظامی شوید.[۱۳۰] ماشین کرایه ای اتحادیه اروپا در کارها پناهنده شدن گزارش داده میباشد که افسران رژیم قدیمی صدام حسین، سه نصیب اصلی اطلاعاتی، نظامی و مالی در تشکیلات داعش را رئیس می‌کردند.[۱۳۱] اما گزارش‌های وجود دارااست که قبل از ظهور داعش در عصر در آغاز‌وزیری نوری مالکی (۲۰۰۶-۲۰۱۴م) نیز بقایای حزب بعث عراق «حرکت اعتراض اهل سنت» را تولید و در استان الانبار مبادرت به تحرکاتی ضد دولتی آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرده بودند.[۱۳۲]

پیامدهای سه دهه حکمرانی حزب بعث در عراق
۳۵ سال حکمرانی بعث در عراق به وحدت ملی این مرز و بوم صدمات جبران ناپذیر زد و بسترهای فوران تنش‌های قومی و مذهبی را بیش تر از قبلی آماده کرد:

تشدید تنش قومی کرد و اعراب
به گفته کارشناسان هرچند عراق قبل از حزب بعث نیز به کرد و عرب تقسیم گردیده بود، البته حکمرانی توام با سرکوب حزب بعث سبب شوید که بخش ها کردنشین عراق بیش تر از قبل به سمت خویش مختاری تکان کرده نسبت به عرب‌ها مخصوصا اهل سنت بدبین شوند.[۱۳۳]

تشدید تنش مذهبی شیعه و سنی
به‌گزارش رویترز، بیش تر از سه دهه سلطه مطلق العنان حزب بعث تنش‌های فرقه‌ای در میان اکثریت شیعه و اقلیت سنی را نیز تشدید کرد.[۱۳۴] به‌گفته بعضی از محققان، انحصار اقتدار از سوی اقلیت سنی در زمان حاکمیت بعث موجب شد‌ه‌است که نوعی زیاده‌خواهی در‌این دسته اجتماعی صورت بگیرد و در زمان پسا صدام یکی مانع ها اساسی توفیق دولت- ملت‌سازی مبنی بر نظم دموکراتیک باشد.[۱۳۵] از جانبی هم کارشناسان مسایل عراق، مراحل تند بعث‌زدایی را که دولت موقت ائتلاف (از ۲۱ آوریل ۲۰۰۳ تا ۲۸ ژوئیه ۲۰۰۴م) به‌رهبری ایالات متحده و متحدینش از ۲۰۰۳م شروع کرد، یک کدام از کارداران بسط نا امنی و تقابل اهل سنت با دولت مرکزی عراق دانسته‌اند.[۱۳۶] از نگاه ناظران بعث‌گرایی و بعث‌زدایی دو پدیده‌ای ضد‌و‌نقیض بودند که کارکرد همسو در تعمیق گسل‌های اجتماعی، کینه دوزی فرقه‌ای و چالش سیاسی عراق داشته‌اند.[۱۳۷] بیگانگی و حسن کینه ورزی مذهبی فی مابین شیعه و سنی سبب شوید که القاعده و بعدا داعش در بخشها سنی نشین عراق بستر مطلوب پیدا نماید و عراق به‌نبرد داخلی کشیده خواهد شد. انفجار و تخریب حرمین عسکریین در سامرا در ۲۲ فوریه ۲۰۰۶م رمز شروع این مبارزه داخلی به حساب می آید.[۱۳۸]

بازدید : 21
سه شنبه 23 ارديبهشت 1404 زمان : 14:44


قیام سنباد
قیام سنباد مثلا او‌لین جنبش‌هایی بود که در ادامه قتل ابومسلم صورت گرفت. ولی خونخواهی ابومسلم برای سنباد عذر‌ای بیش عدم وجود. او به دنبال آن بود که با استعمال از پر نمک و احساسات ملی و مذهبی تیم‌های متفاوت، سیادت عرب و اسلام را از بین بردارد و خلافت عباسی را با انتقام خون ابومسلم نابود نماید. او در مبارزه با عاملان خلیفه ناکامی خورد و سرش را برای خلیفه کادو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بردند.[مستلزم منبع]

قیام اسحاق شکاف
اسحاق سوراخ از سایر مدعیان خونخواهی ابومسلم بود که درباره‌ی اصل و نسب وی شک وتردید وجود داراست. به حیث میرسد وی نیز مانند سنباد طرفدار رغبت‌های مانوی و زرتشتی بود. نهضت اسحاق شکاف دوام نداشت اما قضیه قابل قبولی برای قیام سفید جامگان که وسیع ترین مدعیان خون ابومسلم بودند آماده رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرد.[مستلزم منبع]

تکان راوندیه
از مهم‌ترین حرکت‌هایی میباشد که در انتقام از ابومسلم صورت گرفت. راوندیان دارنده اعتقادات مذهبی التقاطی بودند و در حالی که ظاهراً از عشق و علاقه به منصور عباسی دم می‌زدند، در صدد سرنگون کردن وی بودند. آن‌ها بیشتر از هم محلی خراسان گرانقدر بودند و می‌خواستند همان گونه که منصور، ابومسلم را غافلگیر کرد و فریب اعطا کرد، آنها نیز با ادعای عشق به منصور اورا به قتل آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد برسانند.[مستلزم منبع]

از سایر کودتا‌های این عصر می‌اقتدار به کودتا استاذیس (از مجوسان خراسان که خویش را موعود زرتشت می‌دانست و ادعای پیامبری داشت) و کودتا‌های خوارج اشاره نمود که با سرکوبی به وسیله لشکریان خلیفه نقطه نهایی یافت.[۲۷]
واکنش با امام درست گو
احضارهای کارشکنیّر امام
قسمت انتها معاش امام درستگو(ع)، با زمانه حکومت منصور عباسی مصادف بود. امام درستگو دربین بنی هاشم تحت عنوان یک شخصیت معنوی اختصاصی مطرح بود. اسد حیدر در کتاب الامام الصادق و المذاهب الاربعه می‌نویسد:

«محبوبیت امام راستگو(ع) روز آپ دیت دربین عموم مرز و بوم‌های اسلامی بیشتر میشد. فقها و رجال حدیث، علی‌رغم اختلافاتی که بینشان بود، به آن حضرت مراجعه می‌نمودند و در مسائل متعدد از وی سوال می‌کردند. محبوبیت و عظمت امام درست گو همواره بر بیم و نگرانی منصور می‌خاطر نشان کرد و به همین جهت هر از چندی به عذر و بهانه‌ای امام را به عراق احضار می کرد و همواره پندار قتل آن حضرت را در رمز می‌پروراند.»[۲۸]
سید بن طاوس نیز در کتاب مهج الدعوات و منهج العبادات آورده میباشد که منصور بارها امام درست گو(ع) را به نزد خویش در بغداد و کوفه و غیر آن احضار کرد.[۲۹]

هجران کردن امام از دستگاه خلافت
امام راستگو (ع) معمولا از رفت و آمد به دربار منصور -جز در مواقعی- سرباز می‌زد و به همین باعث از طرف منصور گزینه اعتراض قرار می‌گرفت.[۳۰] روزی منصور به آن حضرت ذکر کرد چرا مانند سایر افراد به دیدار وی نمی‌رود؟ امام در پاسخ فرمود:

«لَیْسَ لَنا ما نَخافُکَ مِنْ أجْلِهِ وَ لاعِنْدَکَ مِنْ أمرِ الآخرةِ ما نَرجوکَ لَهُ وَ لا أنْتَ فی نِعمَةٍ فَنُهَنِّئُکَ وَ لاتَراها نِقْمَةً فَنُعَزّیکَ بِها، فَما نَصْنَعُ عِنْدَکَ؟»[۳۱]
«ما کاری نکرده‌ایم که به دلیل آن از تو بترسیم و از دستور آخرت چیزی نزد تو وجود ندارد که بخاطر آن به تو امیدوار باشیم و این رده تو، نعمتی وجود ندارد که آن را به تو تهنیت بگوییم و تو آن را مصیبتی برای خویش نمی‌دانی تا به تو تسلیت بگوییم، پس پیش تو چه کاری داریم؟»
به این سیرتکامل بود که امام نارضایتی خویش را نسبت به حکومت منصور ابراز می‌داشت.[۳۲]

به شهیدشدن رساندن امام راست گو(ع)
منصور با دقت به کینه‌ای که نسبت به علویان داشت، امام درستگو(ع) را به شدت تحت حیث داشت و اذن معاش آزادانه به وی نمی‌بخشید. از سویی امام درستگو(ع) نیز همچون پدرانش باور خویش را بر طبق اینکه امامت حق مخصوص وی بوده و دیگرافراد آن را غصب کرده‌اند، نهفته نمی‌داشت. این شیوه برای منصور بسیار خطرناک بود. بدین جهت منصور در انتظار فرصتی بود تا به عذر‌ای امام را به شهید شدن برساند.[مستلزم منبع] ابن عنبه می‌نویسد: منصور بارها تمایل به قتل آن حضرت گرفت، اما معبود اورا نگهداری کرد.[۳۳]

سخنان منصور درباره فضیلت ها امام علی(ع):
منصور خطاب به اعمش: دوستی علی ایمان و دشمنی با وی نفاق میباشد... ای اعمش بین عموم برو و از فضايل علی بن ابی طالب هر چه خواستی بگو و یک سخن را هم کتمان نکن. *

*منبع: خوارزمی، المناقب، ۱۴۱۱ق.

در منابع آمده میباشد که منصور، امام راستگو(ع) را مقاوم و تسلیم‌ناپذیر و "استخوان گلوگیر"، می‌نامد.[۳۴] همینطور اورده شده که منصور قسم و سوگند خورد امام راستگو(ع) را به قتل خواهد رساند.[۳۵]

عاقبت امام درستگو(ع) در ۲۵ شوال سال ۱۴۸ قمری به شهیدشدن رسید. ابن شهرآشوب در مناقب نوشته میباشد که منصور امام راستگو را مسموم کرد.[۳۶]

درگذشت
منصور در سال ۱۵۸ق در روش مکه بر تاثیر بیماری سوء هاضمه که مقطع‌ها بدان دچار بود درگذشت. او در هنگام مرگ ۶۸ سال داشت و در گورستان معلاة در مکه دفن شد.[۳۷]

بازدید : 23
سه شنبه 23 ارديبهشت 1404 زمان : 14:41


زندانی کردن سادات حسنی
منصور را اول کسی دانسته‌اند که در طی خلافتش، فی مابین عباسیان و علویان فتنه انداخت، در حالی که پیش از آن، در بین‌شان وحدت و دوستی برقرار مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بود.[۲۰]

منصور کلیه فرزندان امام حسن(ع) -غیر از نفس زکیه و ابراهیم (فرزندان عبدالله محض) که مخفی گردیده بودند- را بازداشت کرد، به زنجیر بست، و با خواری به حیره آورد و به زندان انداخت و آن قدر بر آنها دشوار گرفت که شب را از روز گشوده رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نمی‌شناختند.[۲۱]

قتل ابومسلم
ابو مسلم خراسانی از رقیبان منصور به شمار می‌آمد و از فرصت سفاح میان آن دو کدورت ساخت‌و‌ساز گردیده و از طرفی توان فراوان ابومسلم مایه نگرانی دستگاه خلافت گردیده بود. از این رو منصور در سال ۱۳۷ق ابومسلم را به قتل رساند.[۲۲] قتل ابومسلم برای منصور بسیار گران به پایان رسید به دلیل آن که ابومسلم رهبر سیاسی نظامی و حتی پیشوای فقهی خراسانیان محسوب میشد و در طول منصور و بعد از وی، قیام‌­های بخش اعظمی در خونخواهی وی شکل گرفت که اثار و اشتباهات بخش اعظمی برای عباسیان به وجود آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد آورد.[۲۳]

ایجاد کرد بغداد
ساختن شهر بغداد از مهم ترین شغل های منصور بود. عباسیان از مجال به حکومت وصال خویش به برهه زمانی سیزده سال، سوای پایتخت بودند تا اینکه بغداد را سازه نهادند. منصور در ساختن این شهر علت‌های سیاسی، نظامی، انتقادی و آب و هوایی داشت.[۲۴]

او ساختن پایتخت را در سال ۱۴۵ق شروع کرد و هزاران پرسنل، صنعتگر، نجار و آهنگر از شهرهای متعدد را استخدام کرد. فعالیت ساختن بغداد چهار سال زمان برد و در ۱۴۹ق نقطه نهایی یافت.[۲۵]

قیام‌ها بر ضد وی
کودتا عمویش عبدالله
به طور همزمان با روی شغل وارد شدن منصور، عموی وی عبدالله بن علی در صدد وصال به خلافت بود. او که نقش بسزایی در استواری محور‌های توان بنی عباس جاری ساختن کرده بود، انتظار داشت که بعد از سفاح به خلافت رسد. او که به امر سفاح با لشکری تبارک به شام رفته و مهیا پیکار با عموم این حوزه‌ بود، بعد از شنیدن خبر فوت سفاح بی­‌تفکر گروهی از نزدیکان و فرماندهان سپاه خود را بدون چاره کرد سند دهند که سفاح او را به ولیعهدی برگزیده میباشد[۲۶] و لذا عموم شام با وی بیعت کردند. منصور در قبال این خطر دورازشوخی، ابومسلم خراسانی را با وجود کینه‌ای که از وی داشت به نزاع عبدالله ارسال کرد تا بدین وسیله از دست هر دو یا این که دست کم یک کدام از آن ها نجات یابد. ابومسلم با زیرکی سیاسی و نظامی بر عبدالله غالب شد و عبدالله به سمت بصره فرار و گریز کرد و ابعاد در زندان منصور کشته شد.[مستلزم منبع]

قیام نفس زکیه
نوشته‌ی علمیٔ مهم: قیام نفس زکیه
قیام نفس زکیه، اول قیام علویان علیه خلافت بنی عباس بود. بعداز قول‌شکنی عباسیان در تفویض خلافت به نفس زکیه،(از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) که با وی تحت عنوان مهدی، بیعت گردیده بود) وی در سال ۱۴۵ق در شهر مدینه علیه منصور عباسی قیام کرد البته سرنوشت به یار بخش اعظمی از طرفدارانش کشته شد.[مستلزم منبع]

قیام ابراهیم بن عبدالله
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: قیام ابراهیم بن عبدالله
قیام ابراهیم بن عبدالله دومی قیام علویان علیه خلافت بنی عباس بود. ابراهیم که از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) بود، بعداز اخوی خویش نفس زکیه در قبال منصور عباسی در بصره قیام کرد. در‌این قیام توده متعددی از زیدیان، معتزلیان و تنی چند از فقهای بنام کمپانی داشتند البته در غایت قیام به فیض نرسید و ابراهیم در سال ۱۴۵ق در حیطه باخمرا در اطراف کوفه کشته شد.[مستلزم منبع]

تعداد صفحات : 61

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 619
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه