استارت قیام
سلیمان بن صرد در ربیع الاول سال ۶۵ قمری قیام خویش را استارت کرد. هرچند اشخاص متعددی وعده داده بودند که یار و همدم او میشوند البته سرنوشت چهار هزار نفر در نخیله، محل تجمع سپاه توابین، حضور یافتند.[۱۱] نقل شده که مختار ثقفی، سلیمان را فاقد علم سیاسی و نظامی میدانست و نصیب عظیمی از شیعه ها بدین ادله از سپاه سلیمان غیروابسته مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شدند.[۱۲]
لشکر توابین در ۵ ربیعالاول از نخیله راهی دمشق شدند. زمانی که سپاه به کربلا رسید، از اسبها پیاده شدند و گریان خویش را به قبر امام حسین(ع) رسانده و اجتماع پرشوری را تشکیل دادند.[۱۳] سلیمان فی مابین آنها اعلام کرد: خدایا تو شاهد باش که ما بر آئین و رویه حسین(ع) و معاند قاتلان وی هستیم.[۱۴] توابین نیز به دعا پرداختند تا درحال حاضر که موفقیت شهید شدن در رکاب حسین(ع) نصیبشان نشده میباشد، پروردگار آنها را از شهادت بعداز وی محروم رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نسازد.[۱۵]
آغاز مبارزه
توابین پیش از وصال لشکر شام، در حوزه عین الورده اردو زده و پنج روز در آن جا به استراحت پرداختند. سلیمان در روز کارزار به تبیین جنگ و سفارشات جنگی پرداخت و جانشینان خود را معرفی کرد. او خطاب به حضار اعلامکرد: در صورتیکه اینجانب کشته شدم فرمانده سپاه مسیب بن نجبه میباشد و بعد از وی، عبدالله بن سعد بن نفیل فرماندهی سپاه را بر ذمه بگیرد. بعداز کشته شدن وی، عبدالله بن وال و رفاعه بن شداد، دیگر فرماندهان جنگ توابین میباشند.[۱۶] در ۲۵ جمادی الاول، دو سپاه موازی یکدیگر قرار گرفتند و پیکار میان توابین و لشکر شام شروع شد.[۱۷]فرماندهی سپاه شام را عبیدالله بن زیاد بر ذمه داشت. حصین بن نمیر، شرحبيل بن ذی الكلاع حميری، ادهم بن محرز باهلى، ربيعة بن مخارق عنوى و جبلة بن عبدالله خثعمى او را ملازمت و همراهی آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میکردند.[۱۸]
سرانجام کارزار
بعد از جنگ چهار روزه، بخش اعظمی از توابین کشته شدند و سایر در محاصره سپاه معاند قرار گرفتند. فرماندهان توابین یک کدام از بعد از دیگری به شهید شدن رسیدند و اندک مانده آن ها به فرماندهی رفاعه بن شداد بجلی بدون چاره به عقبنشینی شدند. توابین در مسیر رجوع به شیعه ها بصره و مدائن برخوردند که به امداد آن ها آمده بودند و بعداز ابراز ناراحتی به شهرهای خویش بازگشتند. بعداز ناکامی توابین و وصال به کوفه، مختار ثقفی که در زندان به رمز میبرد، به تعریفوتمجید از سلیمان و شهدای قیام پرداخت و وعده بخشید که انتقام توابین را گرفته و به خونخواهی امام حسین(ع) قیام نماید.[۱۹] [۲۰]
حاصل
سید حسین محمدجعفری در کتاب تشیع در مسیر تاریخ اعتقاد دارد در صورتیکه چه توّابین به ظواهر در قبال سپاه اموی باخت خوردند، ولی توانستند برای اولیه توشه، تشکل منسجمی از شیعه ها به وجود آورند و زیرا قیام آنها بر اساس تامل شیعی و پایین تأثیر شهید شدن امام حسین(ع) صورت گرفته بود، موجب توسعه تشیع شد.[۲۱] در مقابل این طریقه، سید علی خامنهای تاریخ پژوه، بر این اطمینان میباشد که زیرا توابین به موقع مبادرت نکردند نتوانستند کاری از پیش ببرند وی می گوید: فریضه وقت دارااست، در وقت خویش می بایست فریضه را جاری ساختن بخشید... برخی می گذارند وقت که سپری شد فریضه را اجرا می دهند، مثل توّابین؛ توّابین آنهنگامی که می بایست میآمدند -که عاشورا بود- نیامدند، زمانی آمدند که شغل از عمل پیشین بود...[۲۲] او هماینگونه این نظر را دارد که هر چندین عدّهی توّابین، یک سری موازی عدّهی شهدای کربلاست... البته اثری که توّابین در تاریخ گذاشتند، یک هزارم اثری که شهدای کربلا گذاشتند، وجود ندارد! بهخیال اینکه در وقت خویش نیامدند. فعالیت را در لحظهی خویش اعمال ندادند. دیر تصمیم گرفتند و دیر تشخیص دادند.[۲۳]
پانویس
ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۲۵.
ابن اعثم، کتاب الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۶، ص۲۰۵ و ۲۰۶.
مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۳۵۵.
ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۶ق، ج۴، ص۱۶۰.
سماک امانی، «قیام توابین».
برای مثال نگاه فرمایید به: جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، ۱۳۸۰ش، ج۲، ص۵۰۷؛ شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۹۲ش، ص۱۹۲.
طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۳ق، ج۴، ص۴۳۰ و ۴۳۱.
مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۳۵۵ و ۳۵۶.
طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۳ق، ج۴، ص۴۲۹.
ابن کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۸ق، ج۸، ص۲۷۶ و ۲۷۷.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۴ق، ج۶، ص۳۶۷-۳۶۸.
ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۶ق، ج۴، ص۱۷۸.
طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۳ق، ج۴، ص۴۵۶ و ۴۵۷..
ابیمخنف، مقتل ابو مخنف، ص۲۹۱.
طبری، تاریخ طبری، ج۵، ص۵۵۲ ؛ابن کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۸ق، ج۸، ص۲۷۸.
ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۶ق، ج۴، ص۱۸۲.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۴ق، ج۶، ص ۳۷۰.
ابن کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۸ق، ج۸، ص۲۷۹ و ۲۸۰.
استارت قیام
سلیمان بن صرد در ربیع الاول سال ۶۵ قمری قیام خویش را استارت کرد. هرچند اشخاص متعددی وعده داده بودند که یار و همدم او میشوند البته سرنوشت چهار هزار نفر در نخیله، محل تجمع سپاه توابین، حضور یافتند.[۱۱] نقل شده که مختار ثقفی، سلیمان را فاقد علم سیاسی و نظامی میدانست و نصیب عظیمی از شیعه ها بدین ادله از سپاه سلیمان غیروابسته مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شدند.[۱۲]
لشکر توابین در ۵ ربیعالاول از نخیله راهی دمشق شدند. زمانی که سپاه به کربلا رسید، از اسبها پیاده شدند و گریان خویش را به قبر امام حسین(ع) رسانده و اجتماع پرشوری را تشکیل دادند.[۱۳] سلیمان فی مابین آنها اعلام کرد: خدایا تو شاهد باش که ما بر آئین و رویه حسین(ع) و معاند قاتلان وی هستیم.[۱۴] توابین نیز به دعا پرداختند تا درحال حاضر که موفقیت شهید شدن در رکاب حسین(ع) نصیبشان نشده میباشد، پروردگار آنها را از شهادت بعداز وی محروم رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نسازد.[۱۵]
آغاز مبارزه
توابین پیش از وصال لشکر شام، در حوزه عین الورده اردو زده و پنج روز در آن جا به استراحت پرداختند. سلیمان در روز کارزار به تبیین جنگ و سفارشات جنگی پرداخت و جانشینان خود را معرفی کرد. او خطاب به حضار اعلامکرد: در صورتیکه اینجانب کشته شدم فرمانده سپاه مسیب بن نجبه میباشد و بعد از وی، عبدالله بن سعد بن نفیل فرماندهی سپاه را بر ذمه بگیرد. بعداز کشته شدن وی، عبدالله بن وال و رفاعه بن شداد، دیگر فرماندهان جنگ توابین میباشند.[۱۶] در ۲۵ جمادی الاول، دو سپاه موازی یکدیگر قرار گرفتند و پیکار میان توابین و لشکر شام شروع شد.[۱۷]فرماندهی سپاه شام را عبیدالله بن زیاد بر ذمه داشت. حصین بن نمیر، شرحبيل بن ذی الكلاع حميری، ادهم بن محرز باهلى، ربيعة بن مخارق عنوى و جبلة بن عبدالله خثعمى او را ملازمت و همراهی آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میکردند.[۱۸]
سرانجام کارزار
بعد از جنگ چهار روزه، بخش اعظمی از توابین کشته شدند و سایر در محاصره سپاه معاند قرار گرفتند. فرماندهان توابین یک کدام از بعد از دیگری به شهید شدن رسیدند و اندک مانده آن ها به فرماندهی رفاعه بن شداد بجلی بدون چاره به عقبنشینی شدند. توابین در مسیر رجوع به شیعه ها بصره و مدائن برخوردند که به امداد آن ها آمده بودند و بعداز ابراز ناراحتی به شهرهای خویش بازگشتند. بعداز ناکامی توابین و وصال به کوفه، مختار ثقفی که در زندان به رمز میبرد، به تعریفوتمجید از سلیمان و شهدای قیام پرداخت و وعده بخشید که انتقام توابین را گرفته و به خونخواهی امام حسین(ع) قیام نماید.[۱۹] [۲۰]
حاصل
سید حسین محمدجعفری در کتاب تشیع در مسیر تاریخ اعتقاد دارد در صورتیکه چه توّابین به ظواهر در قبال سپاه اموی باخت خوردند، ولی توانستند برای اولیه توشه، تشکل منسجمی از شیعه ها به وجود آورند و زیرا قیام آنها بر اساس تامل شیعی و پایین تأثیر شهید شدن امام حسین(ع) صورت گرفته بود، موجب توسعه تشیع شد.[۲۱] در مقابل این طریقه، سید علی خامنهای تاریخ پژوه، بر این اطمینان میباشد که زیرا توابین به موقع مبادرت نکردند نتوانستند کاری از پیش ببرند وی می گوید: فریضه وقت دارااست، در وقت خویش می بایست فریضه را جاری ساختن بخشید... برخی می گذارند وقت که سپری شد فریضه را اجرا می دهند، مثل توّابین؛ توّابین آنهنگامی که می بایست میآمدند -که عاشورا بود- نیامدند، زمانی آمدند که شغل از عمل پیشین بود...[۲۲] او هماینگونه این نظر را دارد که هر چندین عدّهی توّابین، یک سری موازی عدّهی شهدای کربلاست... البته اثری که توّابین در تاریخ گذاشتند، یک هزارم اثری که شهدای کربلا گذاشتند، وجود ندارد! بهخیال اینکه در وقت خویش نیامدند. فعالیت را در لحظهی خویش اعمال ندادند. دیر تصمیم گرفتند و دیر تشخیص دادند.[۲۳]
پانویس
ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۲۵.
ابن اعثم، کتاب الفتوح، ۱۴۱۱ق، ج۶، ص۲۰۵ و ۲۰۶.
مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۳۵۵.
ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۶ق، ج۴، ص۱۶۰.
سماک امانی، «قیام توابین».
برای مثال نگاه فرمایید به: جعفریان، تاریخ سیاسی اسلام، ۱۳۸۰ش، ج۲، ص۵۰۷؛ شهیدی، تاریخ تحلیلی اسلام، ۱۳۹۲ش، ص۱۹۲.
طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۳ق، ج۴، ص۴۳۰ و ۴۳۱.
مجلسی، بحارالانوار، ۱۴۰۳ق، ج۴۵، ص۳۵۵ و ۳۵۶.
طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۳ق، ج۴، ص۴۲۹.
ابن کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۸ق، ج۸، ص۲۷۶ و ۲۷۷.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۴ق، ج۶، ص۳۶۷-۳۶۸.
ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۶ق، ج۴، ص۱۷۸.
طبری، تاریخ طبری، ۱۴۰۳ق، ج۴، ص۴۵۶ و ۴۵۷..
ابیمخنف، مقتل ابو مخنف، ص۲۹۱.
طبری، تاریخ طبری، ج۵، ص۵۵۲ ؛ابن کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۸ق، ج۸، ص۲۷۸.
ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ۱۳۸۶ق، ج۴، ص۱۸۲.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۴ق، ج۶، ص ۳۷۰.
ابن کثیر، البدایه و النهایه، ۱۴۰۸ق، ج۸، ص۲۷۹ و ۲۸۰.

جایگاه تاریخی و معنوی نام امام حسن مجتبی (ع) در مسجد فکوری مشهد