جزیرةالعرب
سلطه بر جزیره العرب که به واسطه وجود شهرهای مکه و مدینه، از عنایت زیاد برای سلاطین مسلمان بهره مند بود از به عبارتی شروع آیتم اعتنا فاطمیان قرار گرفت. جوهر در سال ۳۵۹ قمری با ارسال هدایا و اموالی برای روسای شهرهای مکه و مدینه آنها را به تلاوت خطبه به اسم خلیفه فاطمی واداشت. از این تاریخ، نزاعی وقتگیر فی مابین فاطمیان و عباسیان بر راز نفوذ بر مکه و مدینه درگرفت و امرای مکه و مدینه که حکومتی جدا داشتند، گاهی به اسم خلیفه فاطمی و گاهی به اسم خلیفه عباسی خطبه مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میخواندند.[۲۰]
نوشتهعلمیٔ مهم: حکومت صلیحیان
در یمن دعوت اسماعیلی سوابقای زمان بر بازه زمانی داشت البته سلطه سیاسی فاطمیان بر این مملکت تا نصفه قرن پنجم که علی بن محمد صُلَیحی، حکومتی در آن ایجاد کرد و به اسم خلیفه فاطمی خطبه خواند، به تعقل به زمین خورد. علی بن محمد که از داعیان فاطمی بود در سال ۴۳۹ق در بخشها کوهستانی یمن کودتا کرد و با برتری بر حکومتهای محلی یمن، در سال ۴۵۵ق. یمن را کاملا تصرف کرد.[۲۱] حکومت صُلَیحیان تا سال ۵۳۲ق حدود یک قرن در یمن ادامه یافت و دراین زمان رابطه بسیار صمیمانهای با فاطمیان در مصر داشته و آیتم هواخواهی رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد آنها بودند.[۲۲]
حکومتهای اهالی
در مرزهای شمالی، ارتباط ها فاطمیان با امویان اندلس (۱۳۸-۴۲۲ق)، بیشتر زمان ها با کمشکش، دشمنی و تقابل نظامی در نقاط مرزی آفریقا و اندلس یاروهمدم بود. امویان از معارضان داخلی فاطمی پناه میکردند و آنانرا در کودتا علیه فاطمیان، دفاع میکردند و با امپراتوری بیزانس بر ضد فاطمیان همپیمان آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میشدند.[۲۳]
فاطمیان در مرزهای شمالی خویش همینطور با امپراتوری بیزانس روبرو بودند. فاطمیان که بر سیسیل حکم کننده بودند، در مرزهای این جزیره و بقیه جزیره ها جنوب ایتالیا با بیزانس تقابل نظامی داشتند. آنها در بخشهای شمالی شام نیز با بیزانس سرگرم بودند.[۲۴]
اختلافات داخلی و انحطاط
کشمکش اقوام
یک کدام از خطاها و دست اندرکاران ضعف حکومت فاطمیان، اختلاف اقوام در قلمرو زیر سلطه آنها و به خصوص رقابت مجموعههای گوناگون نظامی در فراهم نمودن توان بود.[۲۵] فاطمیان نخست فعالیت خویش بر اقتدار نظامی نیروهای قوم و قبیلهای بربر و ساکن شمال آفریقا و مغرب متکی بودند و سران سپاه فاطمیان را همین مجموعه تشکیل میدادند. بعداز اینکه فاطمیان در مصر بومی شدند، با استفاده نیروهایی از اقوام دیگر برای شغل های نظامی از اتکای خویش بر بربرها کاستند. معز خلیفه فاطمی بعداز ورود به مصر، گروهی از غلامان را از قومیتهای متعدد خریداری کرد و تحت عنوان نیروی پایین امر خویش بهره برد. بعداز مدتی فاطمیان به جنگجویان شکاف و دیلم نیز روی آوردند.[۲۶]
تشکیل سپاه از اقوام متفاوت در زمانهای آینده خلافت فاطمی ادامه یافت. به این ترتیب نیروهای نظامی فاطمیان به مجموعههایی از نژادهای متعدد (به خصوص تُرک و بَربَر) تقسیم شدند که برای خریداری نمودن اقتدار با یکدیگر رقابت میکردند. رقابتی که به شورش و برکنار بخش اعظمی از وزیر ها و گاه کودتا بر ضد خلفا میانجامید.[۲۷] خلفا و مدعیان خلافت نیز برای غلبه بر رقبای خویش از این گروهبندیها سود میبردند و با یک کدام از این تیمهای قومی برای غلبه بر تیم دیگر متحد میشدند.
طلاق نزاریان
نوشتهی علمیٔ اساسی: نزاریان
بعداز مرگ المستنصر خلیفه فاطمی، دوپارگی بزرگی در خلافت فاطمیان ساختوساز شد. مستنصر پسر ارشدش نِزار را به جانشینی خویش منصوب کرده بود ولی افضل پسر بدر الجمالی که وزیر بود و توان اساسی را در اختیار داشت، ابو القاسم احمد جوانترین فرزند مستنصر را برای خلافت مطرح کرد و توانست در قاهره برای او بیعت گرفته و اورا در سال ۴۸۷ق با کنیه المستعلی بالله بر خلافت بگمارد.[۲۸] نزار به اسکندریه گریزو فرار کرد و در آنجا با برخی از نیروهای مخالف وزیر، شورشی را علیه قاهره به خط مش انداخت که بعداز به دست آوردن موفقیتهایی، نافرجام ماند و به دنبال آن نزار بازداشت و زندانی شد.[۲۹] با اینکه دستگاه اسماعیلیان مصر، بیشتر اسماعیلیان سوریه و نیز تمامی اسماعیلیان یمن و رهروان آن در هند غربی، خلافت مستعلی را قبول کردند و اورا تحت عنوان امام نهم فاطمی پذیرفتند، اسماعیلیان کشور ایران که ریاستشان را حسن صباح برعهده داشت و گروهی از اسماعیلیان سوریه، بر حق نزار برای خلافت تاکید کردند. به این ترتیب اسماعیلیه به دو فرقه نزاریه و مستعلویه (منسوب به مستعلی) تقسیم شدند. ابعاد نزاریان را با تیتر «الدعوة الجدیدة» (دعوت نو) نیز میشناختند که در مقابل مستعلویان که «الدعوة القدیمة»(دعوت قدیم) خوانده میشدند، قرار میگرفت.[۳۰]
جزیرةالعرب
سلطه بر جزیره العرب که به واسطه وجود شهرهای مکه و مدینه، از عنایت زیاد برای سلاطین مسلمان بهره مند بود از به عبارتی شروع آیتم اعتنا فاطمیان قرار گرفت. جوهر در سال ۳۵۹ قمری با ارسال هدایا و اموالی برای روسای شهرهای مکه و مدینه آنها را به تلاوت خطبه به اسم خلیفه فاطمی واداشت. از این تاریخ، نزاعی وقتگیر فی مابین فاطمیان و عباسیان بر راز نفوذ بر مکه و مدینه درگرفت و امرای مکه و مدینه که حکومتی جدا داشتند، گاهی به اسم خلیفه فاطمی و گاهی به اسم خلیفه عباسی خطبه مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میخواندند.[۲۰]
نوشتهعلمیٔ مهم: حکومت صلیحیان
در یمن دعوت اسماعیلی سوابقای زمان بر بازه زمانی داشت البته سلطه سیاسی فاطمیان بر این مملکت تا نصفه قرن پنجم که علی بن محمد صُلَیحی، حکومتی در آن ایجاد کرد و به اسم خلیفه فاطمی خطبه خواند، به تعقل به زمین خورد. علی بن محمد که از داعیان فاطمی بود در سال ۴۳۹ق در بخشها کوهستانی یمن کودتا کرد و با برتری بر حکومتهای محلی یمن، در سال ۴۵۵ق. یمن را کاملا تصرف کرد.[۲۱] حکومت صُلَیحیان تا سال ۵۳۲ق حدود یک قرن در یمن ادامه یافت و دراین زمان رابطه بسیار صمیمانهای با فاطمیان در مصر داشته و آیتم هواخواهی رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد آنها بودند.[۲۲]
حکومتهای اهالی
در مرزهای شمالی، ارتباط ها فاطمیان با امویان اندلس (۱۳۸-۴۲۲ق)، بیشتر زمان ها با کمشکش، دشمنی و تقابل نظامی در نقاط مرزی آفریقا و اندلس یاروهمدم بود. امویان از معارضان داخلی فاطمی پناه میکردند و آنانرا در کودتا علیه فاطمیان، دفاع میکردند و با امپراتوری بیزانس بر ضد فاطمیان همپیمان آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میشدند.[۲۳]
فاطمیان در مرزهای شمالی خویش همینطور با امپراتوری بیزانس روبرو بودند. فاطمیان که بر سیسیل حکم کننده بودند، در مرزهای این جزیره و بقیه جزیره ها جنوب ایتالیا با بیزانس تقابل نظامی داشتند. آنها در بخشهای شمالی شام نیز با بیزانس سرگرم بودند.[۲۴]
اختلافات داخلی و انحطاط
کشمکش اقوام
یک کدام از خطاها و دست اندرکاران ضعف حکومت فاطمیان، اختلاف اقوام در قلمرو زیر سلطه آنها و به خصوص رقابت مجموعههای گوناگون نظامی در فراهم نمودن توان بود.[۲۵] فاطمیان نخست فعالیت خویش بر اقتدار نظامی نیروهای قوم و قبیلهای بربر و ساکن شمال آفریقا و مغرب متکی بودند و سران سپاه فاطمیان را همین مجموعه تشکیل میدادند. بعداز اینکه فاطمیان در مصر بومی شدند، با استفاده نیروهایی از اقوام دیگر برای شغل های نظامی از اتکای خویش بر بربرها کاستند. معز خلیفه فاطمی بعداز ورود به مصر، گروهی از غلامان را از قومیتهای متعدد خریداری کرد و تحت عنوان نیروی پایین امر خویش بهره برد. بعداز مدتی فاطمیان به جنگجویان شکاف و دیلم نیز روی آوردند.[۲۶]
تشکیل سپاه از اقوام متفاوت در زمانهای آینده خلافت فاطمی ادامه یافت. به این ترتیب نیروهای نظامی فاطمیان به مجموعههایی از نژادهای متعدد (به خصوص تُرک و بَربَر) تقسیم شدند که برای خریداری نمودن اقتدار با یکدیگر رقابت میکردند. رقابتی که به شورش و برکنار بخش اعظمی از وزیر ها و گاه کودتا بر ضد خلفا میانجامید.[۲۷] خلفا و مدعیان خلافت نیز برای غلبه بر رقبای خویش از این گروهبندیها سود میبردند و با یک کدام از این تیمهای قومی برای غلبه بر تیم دیگر متحد میشدند.
طلاق نزاریان
نوشتهی علمیٔ اساسی: نزاریان
بعداز مرگ المستنصر خلیفه فاطمی، دوپارگی بزرگی در خلافت فاطمیان ساختوساز شد. مستنصر پسر ارشدش نِزار را به جانشینی خویش منصوب کرده بود ولی افضل پسر بدر الجمالی که وزیر بود و توان اساسی را در اختیار داشت، ابو القاسم احمد جوانترین فرزند مستنصر را برای خلافت مطرح کرد و توانست در قاهره برای او بیعت گرفته و اورا در سال ۴۸۷ق با کنیه المستعلی بالله بر خلافت بگمارد.[۲۸] نزار به اسکندریه گریزو فرار کرد و در آنجا با برخی از نیروهای مخالف وزیر، شورشی را علیه قاهره به خط مش انداخت که بعداز به دست آوردن موفقیتهایی، نافرجام ماند و به دنبال آن نزار بازداشت و زندانی شد.[۲۹] با اینکه دستگاه اسماعیلیان مصر، بیشتر اسماعیلیان سوریه و نیز تمامی اسماعیلیان یمن و رهروان آن در هند غربی، خلافت مستعلی را قبول کردند و اورا تحت عنوان امام نهم فاطمی پذیرفتند، اسماعیلیان کشور ایران که ریاستشان را حسن صباح برعهده داشت و گروهی از اسماعیلیان سوریه، بر حق نزار برای خلافت تاکید کردند. به این ترتیب اسماعیلیه به دو فرقه نزاریه و مستعلویه (منسوب به مستعلی) تقسیم شدند. ابعاد نزاریان را با تیتر «الدعوة الجدیدة» (دعوت نو) نیز میشناختند که در مقابل مستعلویان که «الدعوة القدیمة»(دعوت قدیم) خوانده میشدند، قرار میگرفت.[۳۰]

نقش انتخاب مسجد مناسب در برگزاری یک مراسم ترحیم آرام و منظم