loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 20
سه شنبه 6 خرداد 1404 زمان : 16:04


عبداللّه بن محمد تونی،(درگذشته ۱۰۷۱ق) دارای اسم و رسم به فاضل تونی، فقید و اخباری امامی سدۀ یازدهم. از حیات فردی وی چندان اطلاعی در چنگ وجود ندارد. تونی در اصفهان علم آموزی کرد و در مشهد و قزوین نیز سکونت داشت و در کرمانشاه درگذشت. از مهم ترین اثر ها او الوافیه میباشد که در آن فصل‌بندی جدیدی از اصول فقه عرضه نموده مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد است.

معاش‌طومار
از تاریخ میلاد، تحصیلات و استادان وی اطلاعی در چنگ وجود ندارد. او در بُشرویه، در چهارده فرسخی تون (پردیس کنونی)، زاده شد. از این رو، ملاعبداللّه، بشرویی خراسانی نیز خوانده رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد گردیده‌است.[۱].

ملاعبداللّه تونی مدتی در اصفهان و در مکتب مولی عبداللّه شوشتری اقامت گزید، بعد از آن به مشهد رفت و چندی در آنجا سکنی گزید. ابعاد به قصد زیارت عتبات عازم عراق شد، البته در رویه، هنگام عبور از قزوین، دوستش مولی خلیل قزوینی از وی خواست که در آنجا بماند، و وی به عهده گرفت و مدتی در آن شهر آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد توقف کرد.[۲]

تونی در ۱۶ ربیع‌الاول ۱۰۷۱ق در کرمانشاه وفات کرد و همانجا دفن شد.[۳]

حیات علمی
قصد به اخباری‌گری
حرّ عاملی، از هم‌عصران او، او‌را فقید فاضل حرفه ای دانا با تقوا مومن خوانده میباشد. [۴]

روحانی انصاری[۵]، تونی را از عالمان اخباری به شمار آورده‌میباشد، ولی تأمل در مطالب الوافیه نشانه می دهد که وی اخباری معتدلی بوده که با اصول فقه وسطٔ خیر و خوبی داشته و مانند اخباریان افراطی این دانش را به کلی فرو نمی‌نهاده میباشد. حتی بعضا از علما[۶] او را در زمرهٔ اصولیان شمرده‌اند. در واقع، تونی با تألیف وافیه توانست جریان اخباری‌گری را به سوی میانه روی هدایت نماید. او در کنار میرزا محمد بن حسن شیروانی (صاحب و مالک دو کنارهٔ فارسی و عربی بر معالم، متوفای ۱۰۹۸ق) و پژوهشگر خوانساری (صاحب و مالک لبه بر معالم، متوفای ۱۰۹۸ق)، جنبش بنیادینی را در جمهوری اسلامی ایران شروع کرد که در قبال تکان اخباری‌گری عراق به مرکزیت کربلا، به تقویت مدرسه اصولیان سبب شد [۷].


بقعه فاضل تونی در کرمانشاه
اثرها علمی
مهمترین تاثیر تونی الوافیه میباشد. زمینه این کتاب اصول فقه میباشد. [۸] وی درین تاثیر، فصل‌بندی جدیدی از اصول فقه عرضه نموده است.[۹] دیگر اثرها او عبارتند از:

رسالة مختصرة فی ذکر النفی الوجوب العینی للصلاة الجمعة فی زمن الغیبة(رساله‌ای در ثابت عدم وجوب عینی اقامۀ نماز آدینه در طول غایب بودن) [۱۰]؛
کناره بر معالم الاصول [۱۱]
تعلیقات بر مدارک الاحکام[۱۲]
تفصیل موعظه الاذهان علامه حلی، در فقه [۱۳]
کناره بر راهنمایی الاذهان علامه حلّی[۱۴]، افندی اصفهانی احتمال داده‌میباشد به عبارتی تفصیل موعظه باشد؛
فهرست تهذیب الاحکام روضه خوان طوسی.[۱۵]
از این بین تنها دو تاثیر ابتدا مانده که به چاپ رسیده میباشد :

پانویس
مراجعه‌نمایید به آقابزرگ طهرانی، ج۶، ص۲۳۰، ج۱۴، ص۱۶۶.
افندی اصفهانی، ج ۳، ص۲۳۸.
افندی اصفهانی، ج ۳، ص۲۳۸؛ خوانساری، ج ۴، ص۲۴۴-۲۴۶.
حر عاملی، ج ۲، ص۱۶۳.
رجوع نمایید به تهرانی، ج ۲، ص۱۹۷، ۲۸۱.
مراجعه نمایید به بروجردی، ج ۴، قول ۲، ص۲۵۸؛ امام خمینی، پیشگفتارٔ سبحانی، ص۱۹ـ۲۰.
فضلی، ص۷۸.
مراجعه کنید به حرّعاملی، ج ۲، ص۱۶۳.
مراجعه نمایید به تونی، الوافیة، پیشگفتار، ص۲۷-۳۰.
رجوع‌نمایید به حرّعاملی، ج ۲، ص۱۶۳.
مراجعه نمایید به افندی اصفهانی، ج ۳، ص۲۳۸
رجوع‌کنید به افندی اصفهانی، ج ۳، ص۲۳۸
مراجعه‌نمایید به حرّعاملی، ج ۲، ص۱۶۳.
رجوع‌نمایید به افندی اصفهانی، ج ۳، ص۲۳۸
رجوع‌نمایید به آقابزرگ طهرانی، ج ۴، ص۲۱.
منابع
آقابزرگ طهرانی.
تونی، عبداللّه بن محمد، الوافیة فی اصول الفقه، قم، چاپ محمدحسین رضوی کشمیری، ۱۴۱۵.
افندی اصفهانی، عبداللّه بن عیسی، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، چاپ احمد حسینی، قم ۱۴۰۱ـ ۱۴۱۵ق.
انصاری، مرتضی بن محمدامین، فرائدالاصول، چاپ عبداللّه نورانی، قم ۱۳۶۵ش.
بروجردی، محمدتقی، نهایة الافکار، تقریرات درس آیة اللّه عراقی، ج ۴، قم ۱۴۱۷ق.
حرّ عاملی، محمدبن حسن، امل الآمل، چاپ احمد حسینی، عهدوپیمان ۲، قم ۱۳۶۲ش.
خمینی، روح‌الله، لمحات الاصول، تقریرات درس آیة اللّه بروجردی، طهران ۱۴۲۱ق.
فضلی، عبدالهادی، دروس فی فقه الامامیة، (بیروت) ۱۴۲۰ق.
لینک به خارج
منبع نوشته ی علمی: دانشنامه عالم اسلام
دایرة المعارف والا اسلامی
نبو
فقیهان شیعه (قرن ۱۱ قمری)
جمهوری اسلامی ایران
سید نورالله حسینی شوشتری (۱۰۱۹ق) • میرفیض الله (۱۰۲۵ق) • ابراهیم همدانی (۱۰۲۵ق) • فرمانروا العلماء (۱۰۶۴ق) • محمدتقی مجلسی (۱۰۷۰ق) • عبدالله فاضل تونی (۱۰۷۱ق) • سید محمد میرلوحی موسوی (۱۰۸۷ ) • متفحص سبزواری (۱۰۹۰ق) • نتیجه کاشانی (۱۰۹۱ق) • پژوهشگر خوانساری (۱۰۹۸ق) • آخوند نصرا
لبنان
سید محمد موسوی عاملی (۱۰۰۹ق) • حسن بن زین‌الدین عاملی (۱۰۱۱ق) • محمد بن حسن بن عاملی (۱۰۳۰ق) • روضه خوان بهائی (۱۰۳۱ق) • روضه خوان حر عاملی (۱۱۰۴ق)
عراق
فخرالدین طریحی (۱۰۸۷ق)
بحرین
سید ماجد بحرانی (۱۰۲۸ق‌) • عبدالنبی جزائری

بازدید : 16
سه شنبه 6 خرداد 1404 زمان : 15:56


در عصر پهلوی
گورستان تخت فولاد ۱۳۰۰ تا ۱۳۰۸ش. آبادی مختصری داشت و گلشن به روزی آباد حد شمالی آن را تشکیل می‌اعطا کرد. قبرستانی پهناور و توکل میرفندرسکی و حرم لسان الارض در شمال شرقی و مسجد مصلاّ در غرب آن قرار داشت. مصلاّی تخت فولاد که بعداز ۱۳۰۰ هجری خورشیدی تاسیس شده است، حدود بیست جریب مساحت دارااست.[۱۹] در ۱۳۱۸ در طرف غرب دروازه تخت فولاد ـ که تا قبل از این محل عبور کاروان عجم بود ـ مسجد و مکتب رکن الملک تاسیس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شده است.[۲۰]

از حدود ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۰ش قسمت‌های بیشتری از شهر به سوی منطقۀ تخت فولاد گسترش یافت.[۲۱] در نیم قرن اخیر درین حوزه‌ تحولاتی روی داده میباشد که از مهمترین آنهاست: تغییر تحول بافت معماری و شهرسازی؛ در محدوده شهری قرارگرفتن تخت فولاد، به ویژه سکونت گردآوری کثیری از کناره نشینان شهر در مجاورت مقابر و تکایای آن؛ تولید بناها و حرم تازه رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد در آنجا.

در طول سال‌ها، تعداد متعددی از توکل‌ها و قبرهای تخت فولاد تخریب گردیده است، برای مثال توکل نواب، قبر فاضل اردستانی از علمای قول صفوی، قبر ضیاء شعر سرا و خطاط، قبر دامی شعر سرا، سردابِ اعقاب میرمحمدصادق موسوی خواجویی در جنوب توکل خاتون آبادی‌ها و قبر ملا عبدالقادر دلداده آبادی، عارف معروف اواخر عهد و پیمان صفوی. زمین ها این جای ‌ها یا این که به منزل و فروشگاه تبدیل گردیده یا این که به باعث تعریض خیابان و تسطیح جاده از دربین رفته میباشد.[۲۲] جابجایی اثرها بقعه ملامحمد راست گو پلوی اردستانی از کنار پل خواجو به توکل کازرونی و ساختن راءس مخابرات روبروی توکل آغاباشی در یکسری سال قبل از مهمترین تغییرات در‌این آرامستان آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.[۲۳]

در بعدازظهر حاضر
تخت فولاد از مجال متروک شدن قبرستان‌های درون شهر تا ۱۳۶۳ش ـ که قبرستان شهر در گلشن رضوان ساخت شد ـ فقط قبرستان اصفهان بود[۲۴] البته امروزه تنها شهدا را در آن به خاک می‌سپارند.

شرایط جغرافیایی
تخت فولادِ کنونی از جنوب به خیابان‌های روشن بختی‌آباد و خیابان سجاد، از غرب به خیابان جهانگیرخان قشقایی، از شمال به کوچه توکل میر و کوچه شهید مصطفی کیانی و از شرق و جنوب شرقی به نصیب دیگری از خیابان سجاد محصور میباشد و بعضی توکل‌ها و مقابر از این محدوده خارج‌اند. دربین تکایا و مقابر محدوده تخت فولاد، منازل مسکونی زیادی به طور کناره‌نشین وجود داراست. در سال‌های اخیر نمازهای اعیاد، به امامت آیت‌الله روحانی عباسعلی ادیب(درگذشت:۱۳۷۱ش)، در جای مُصلاّی این حیطه اقامه گردیده است. پیشینه معنوی، رخدادهای عبادی و آیینی، وجود مساجد و زیارتگاه‌ها و مصلاّی بزرگِ در اکنون تشکیل داد با بنایی بسیار پهناور و معماری ویژه و مأذنه‌های بسیار بلند، گواه دقت خاص به حیطه در روزگار کنونی میباشد.

اثر ها هنری در تخت فولاد
تخت فولاد گنجینه‌ای میباشد از اثرها گوناگون هنری، به عنوان مثال معماری، گچ‌بری، کاشی‌کاری، خوش‌نویسی، حَجّاری، شعر و مادّه تاریخ،[یادداشت ۱]نقاشی، پیاده سازی و نگارگری از زمان‌های متعدد در اصفهان.

در حرفه معماری و کاشی‌کاری: حرم آقا حسین خوانساری، آرامگاه محمدکاظم واله، آرامگاه میرزا رفیعای نائینی، مسجد و مکتب رُکن الملک و تکایای حاج محمدجعفر آباده‌ای، پدر رکن الدین، میرفندرسکی در خور بیان میباشد.
در خوش‌نویسی: سنگ مزار واله، شعر سرا و خطاط، به خط تعلیق خودش، سنگ نوشته قبر مامان شاهزاده به خط محمدباقر اصفهانی (سمسوری)، کتیبه خط میرعماد حسنی در توکل میرفندرسکی، سنگنوشته مادّه تاریخ مسجد مصلاّ به خط میرزاعبدالرحیم مامور، کتیبه سردرِ توکل حاج محمدجعفر آباده‌ای به خط میرزافتح اللّه خان جلالی، و کتیبه‌های حرم و تکایای پدر رکن الدین، میرزا رفیعا، شهشهانی و مسجد رکن الملک را می‌قدرت اسم پیروزی.
در شعر: اشعار شعرایی نظیر واله، محمدطلعت اصفهانی، سلیمان خان شیرازی (رکن الملک)، طغرل، مانی، ملامحمدحسین ضیاء اصفهانی به عنوان مثال اثرها هنری مو جود در تخت فولاد میباشد.[۲۶]
اثر ها نگارگری: به عنوان مثال اثرها نگارگری سابق درین قبرستان؛ تصویری از روضه خوان بهایی و میرفندرسکی تاثیر سیدحسین، در حجره آرامگاه سران بختیاری و دو تصویر از رکن الملک بر کاشی همسایه آرامگاه او در مسجد رکن الملک میباشد.
سنگ‌تراشی: از مثال‌های نادر نظیر هنر سنگ تراشی در تخت فولاد؛ سنگ قبر آقامحمد بیدآبادی از معلم محمدعلی و سنگ قبر محمدتقی رازی اصفهانی، مالک هدایة المسترشدین، از معلم محمدرضا، پسر معلم محمدعلی و سنگ قبر حسینقلی خان ایلخان بختیاری در توکل میر و کتیبه حجاری گردیده سردرِ مسجد مصلاّی تخت فولاد میباشد.[۲۷] مقصوره خرد مسجد مصلاّ که وابسته به زمان آق قویونلو و شاید یک کدام از دو قرن پیش از آن بوده، متأسفانه در بازسازی اخیر مسجد تخریب شد‌ه‌است.[۲۸]
بقیه هنرها: نقاشی، پیاده سازی و نقش اندازی قبور بزرگان و دیگر قبور آرامستان ـ که برخی آرم‌دهنده عملِ مُتَوفی(درگذشته) میباشد ـ و نیز خطوط درج شده بر صدها سنگِ قبر، از اثر ها پر ارزش این آرامستان در زمان‌های گوناگون میباشد.
تک نگاری‌ها
سیری در تاریخ تخت فولاد اصفهان(لسان الارض یا این که تاریخ تخت فولاد)، نوشته سید مصلح الدین مهدوی، انتشار انجمن کتابخانه‌های همگانی اصفهان، مولف به معرفی مدفونان درین گورستان پرداخته و بعد از آرامستان‌هایی زیرا وادی السلام و شیخان قم تخت فولاد را شریفترین، ارجمندترین و متبرکترین آرامستان‌های کشور‌ایران و بلکه کلیه شهرهای شیعه نشین برشمرده میباشد. تالیف کننده در نقطه پایان ۹۴ کتاب را تحت عنوان منابع برای تألیف اثرش معرفی نموده است.[۲۹]
تذکرة القبور، نوشته مولى عبد و بنده الكريم بن المولى مهدي الجزي الأصفهاني (درگذشت:۱۳۴۱ق.) [۳۰]

بازدید : 15
دوشنبه 5 خرداد 1404 زمان : 16:36


بحران‌ها با آیت الله بروجردی
فدائیان اسلام تا قبل از استوارشدن رده آیت‌الله بروجردی آیتم حفاظت بعضا مراجع قم برای مثال آیت الله محمد تقی خوانساری بودند. البته بنابر احادیث شفاهی جان دار از سال ۱۳۲۹ش به آنگاه نواب و طرفدارانش مشکلاتی با دستگاه آیت الله بروجردی پیدا کردند.[۴۴] ریشه این اختلافات را در نوع نگاه و طریقه فدائیان که طاقت فرسا سیاسی بودند با آیت الله بروجردی که اینگونه نگاهی به سیاست و مداخله در آن نداشت (تا جایی که هیچ مداخله‌ای در جریان ملی شدن صنعت نفت نکرد) دانسته‌اند.[۴۵] این اختلاف‌ها با ورود و نفوذ فدائیان در حوزه علمیه قم شدت گرفت و تا منازعات فیزیکی برخی منسوبین به بیت آیت الله بروجردی برای مثال شخصی به اسم روضه خوان علی لُر با شماری از فدائیان پیش مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد رفت.[۴۶]

مبنی بر بعضی نقل‌ها آیت الله بروجردی در یکی جلسات درس خویش و در یکی برخوردهای بی واسطه با فدائیان اسلام میگوید: «دعوت به اسلام و نزاع برای اسلام که به‌این شکل وجود ندارد. با ترساندن و غصب اموال عموم که نمی شود پیکار کرد.» این سخنان به‌دنبال طومار‌هایی بود که در گلایه از فدائیان به او رسیده بود.[۴۷] بعضی اشخاص بروز این اختلاف‌ها و موضع‌گیری‌‎ها را نتایج اقدامات بعضا اشخاص مشکوک می دانند که هم بین دوستداران فدائیان در قم و هم بین دوستداران آیت الله بروجردی حضور داشتند.[۴۸] در کنار این جریانات، خاطرات مختلفی درباره یاری‌های مالی آیت الله بروجردی به فدائیان و به خصوص نواب صفوی وجود دارااست.[۴۹] آیت الله بروجردی در صدر به جانبداری از فدائیان می‌پرداخت و حتی از روش سیدحسین بُدَلا (۱۲۸۶-۱۳۸۲ش) که جزو شورای استفتای وی و عموزاده عبدالحسین واحدی بود، به فدائیان امداد مالی میکرد.[۵۰] البته از فصل بهار ۱۳۲۹ش اختلاف‌ها با فدائیان بالا زد و در غایت سبب ساز به سفر تنی چند از طلاب طرفدار فدائیان از قم به طهران رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شد.[۵۱]

نواب در یکی بازپرسی‌ها با اذعان به اعلمیت آیت الله بروجردی، درباره عدم مبادرت سیاسی به وسیله او می گوید: «اینجانب سرباز اسلام هستم و آقای بروجردی سروان می باشند. و تاوقتی‌که‌ سرباز‌ می‌باشد، سروان به میدان نمی‌رود. وی، مقامشان بهتر‌خیس میباشد و از طرفی، ما هستیم. در حالتی که ما نبودیم، وی مبادرت‌ می‌فرمودند. با‌ وجود‌ ما، موردنیاز‌ وجود ندارد‌ که وی مبادر ت آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بکند.»[۵۲]


بقاع نواب صفوی در گورستان وادی‌السلام قم
شهید شدن و دفن
نواب صفوی، عبدالحسین واحدی، سید محمد واحدی، خلیل طهماسبی و ذوالقدر در ۲۷ دی سال ۱۳۳۴ش به دست رژیم شاهنشاهی تیرباران شدند و در آرامستان وادی‌السلام قم به خاک ودیعت شدند.[۵۳] خبر اعدام آن‌ها زمانی پخش شد که کسی انتظار آن را نداشت و آیت‌الله کاشانی در زندان بود و نتوانست کاری ایفا دهد.[۵۴] آیت الله بروجردی در مورد اعدام نواب صفوی و فدائیان اسلام دخالتی نکرد که ولی این را ناشی از یقین او به عدم اعدام آن‌ها به وسیله رژیم میدانند.[۵۵] ربانی شیرازی دخالت نکردن بروجردی در مورد اعدام نواب را کذب محض و بهتان دانسته و میگوید: حیث وی این بود که «رژیم در صورتیکه بخواهد کاری نماید و اینجا بیایند ما جلویشان را می گیریم و با وجود ما کاری نمی‌توانند بکنند». حتی وی شب پیشین اعدام پس از استحضار از مجال اجرای حکم، با غم به پیشکار خویش میگوید که الان جنبش کن و خودت را به دربار برسان و برو پیش فرمانروا و بگو که حیث آیت‌الله این میباشد که نواب اعدام نشود و جلوی این شغل را بگیرید. حاج احمد پیشکار میگوید درصورتی که اذن دهید الان شب میباشد فردا نخستین وقت تکان کنم که وی گفته بود باشد صرفا سریع مبادرت فرمایید. حاج احمد فردا سریعا پیش سلطان می‌رود و پیغام آیت‌الله را می رساند و فرمان روا میگوید اذن دهید بپرسم موضوع چه شد‌ه‌است که هنگامی پرسیده بود آنان هم به وی گفته بودند که همین الان او را اعدام کردند.[۵۶] فرستاده جعفریان نیز اعدام ناگهانی نواب صفوی را توجیه مناسبی برای بی سروصدا آیت‌الله بروجردی دانسته میباشد.[۵۷]

بازدید : 18
دوشنبه 5 خرداد 1404 زمان : 16:32


حکم ارتداد؛ اجتهاد یا این که تبعیت
از مفاد قابل گفت و گو درباره نواب صفوی، منشا اعتقاد و باور او به ارتداد کسروی میباشد. در بازپرسی‌هایی که از او به شغل آمده نیز از وی درباره این‎که‌این اعتقاد و باور براساس اجتهاد فردی بوده و یا این که تاسی از سایر مراجع، پرسش گردیده است.[۲۷] مهدی عراقی یکی‌از انقلابیون کشور‌ایران این اعتقادوباور را فیض استفتاء نواب از حاج آقا حسین قمی و پاسخ وی بر پایه ی مرتد و واجب‌القتل بودن کسی مانند کسروی، مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میداند.

[۲۸] بنابر نقلی که به نوعی پذیرش این عقیده میباشد آیت الله قمی در پاسخ توده‌ای از نمایندگان دربار پهلوی که برای دیدار او به نجف رفته بودند درباره مبادرت به قتل کسروی می گوید: شغل آن ها (فدائیان اسلام) مانند نماز از ضروریات بوده و احتیاجی به فتوا نداشته چون هر که به پیغمبر و ائمه اطهار جسارت و هتاکی نماید قتلش واجب و خونش هدر رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.[۲۹]
با اعتنا به موردها ذکر شده محققین درباره این که قتل کسروی با اذن برخی مراجع وقت بوده میباشد تردیدی نداشته و این اذن را از جانب علمایی زیرا علامه امینی[۳۰]، سید ابوالحسن اصفهانی، حاج آقا حسین قمی، روضه خوان محمد تهرانی،[یادداشت ۳] سید ابوالقاسم کاشانی، و حتی سید محمد بهبهانی اثبات آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد می‌‎دانند.[۳۱]
بنابر ورقه ها تاریخی جانور نواب صفوی خویش در بازپرسی‌هایش و در پاسخ این پرسش که «شما روی چه عنوانی، و‌ به‌ اجازهء‌ کدام مجتهد این امور را کرده‌اید؟ میگوید: اذن مجتهد نمی خواهد، چون‌ ما‌ جهاد که نمی‌کنیم. اینها مهاجم میباشند، و در حالتی که کسی به‌ اسلام و ناموس مسلمین مهاجم بود، بر‌ هر‌ مسلمانی،واجب میباشد هواخواهی نماید. و زیرا‌ ما‌ توان داریم‌ و میتوانیم، مدد‌ می کنیم.»[۳۲]

نگرش‌ها درباره فلسطین
نبی جعفریان، تاریخ‌پژوه شیعه، مسئله فلسطین را یکی‌از آلرژی‌های اصلی نواب صفوی به شمار آورده میباشد.[۳۳] اواخر سال ۱۳۲۶ش، نقطع ی عطف تجاوز صهیونیست‌ها در مرز و بوم فلسطین بود و دولت اسرائیل بعد از چندی اعلام موجودیت کرد. آیت الله کاشانی برای حفاظت از عموم فلسطین تظاهراتی برپا کرد. نواب یک کدام از سخنرانان بود که با سخنان خویش موجب شد تا بعد از اندک وقتی پنج هزار نفر از جوان ها برای اعزام به فلسطین تصویب‌اسم نمایند، که ولی با منع دولت این شغل عملی نشد. در اواخر فصل‌پاییز ۱۳۳۲ش نیز کنفرانسی در اردن برگزار شد که اکثری از شخصیت‌های سیاسی و مذهبی دنیا اسلام در آن کمپانی کردند. نواب نیز درین کنفرانس سخنرانی کرد. او معتقد بود بایستی زمینه فلسطین را اسلامی کرد خیر عربی.[۳۴]

نواب و مصدق از عهدوپیمان تا زندان

سخنرانی نواب در خانه آیت الله کاشانی

از راست: خلیل طهماسبی (دلیل قتل رزم‌آرا)،عبدالحسین واحدی(نفر دوم فدائیان) و نواب صفوی.
در سال‌های پرتنش دهه سی خورشیدی، مبارزات مشترک مذهبیون به رهبری سید ابوالقاسم کاشانی و ملی گراها به رهبری مصدق علیه حکومت پهلوی به نقط ی اوج خویش رسیده بود که ملی شدن صنعت نفت یک کدام از هدف ها این مبارزات و رزم آرا در آغاز وزیر وقت مهمترین بازدارنده جهت تحقق آن به شمار می‎رفت.[۳۵]
بنابر ماجرا بعضی نزدیکان به جمعیت فدائیان اسلام، در آن ایام نواب صفوی با بعضا از سران جناح ملی برای مثال پزشک فاطمی، حسین مکی و حائری زاده [یادداشت ۴] و یکسری نفر دیگر ملاقاتی ترتیب داده و از آن ها درباره اجرای احکام اسلام در شکل به توان وصال جناح ملی عهدوپیمان می‎‌گیرد. با قبول این قول از جانب نمایندگان ملّیون، نواب نیز قسم حذف فیزیکی رزم آرا تحت عنوان بازدارنده مهم ملی شدن صنعت نفت و اداره حکومت مبتنی بر موازین اسلام را به آن‌ها میدهد.[۳۶]
با استارت زمان ابتدا‌وزیری مصدق، اختلافات او با نواب استارت شد، دستگیری‌های مختلف اعضای فدائیان اسلام از جانب دولت ملی، اعتراض‌های نواب به‌این دستگیر‌ها[۳۷][۳۸]، همینطور صدور بیانیه‌هایی از جانب نواب که در آن خواهان اداره مرزوبوم به وسیله پیشوای مسلمین گردیده بود بدین اختلافات دامن زد،[۳۹] در سود آن نواب در ۱۳ خرداد ماه ۱۳۳۰ خورشیدی بازداشت و به زندان قصر منتقل شد.[۴۰]. نواب صفوی به بازه بیست ماه از بیست و هشت ماه دولت مصدق را در زندان بود و فقط زندانی سیاسی این زمان میباشد.[۴۱]
انگیزه این محکومیت در دادگاه حمله نواب به یک دکان مشروب فروشی در ساری مرتبط با دوسال پیش از دستگیری اعلام شد. در‌ پی این رخداد پنجاه و یک بدن از فدائیان بعداز ورود به زندان برای ملاقات با نواب بیرون نشده و در آن‌جا برای آزادی رهبرشان متحصن شدند؛ این تحصن به وسیله نظامیان وقت به آخر رسید.[۴۲] و این کشمکش‌ها به اختلاف در میان فدائیان و سید ابوالقاسم کاشانی نیز سبب ساز شد.[۴۳]

بازدید : 21
شنبه 3 خرداد 1404 زمان : 17:13


طرز حکمرانی
ناصر عباسی با تعیین هدفمند اشخاص برای مسئولیت‌های متعدد، توانست نقش مؤثری در سیاست‌گذاری‌های دولت عباسی انجام نماید. وی با جذب و به‌کارگیری دو تیم مخالف یعنی شیعه‌ها و حنبلیان، که معمولاً رودرروی یکدیگر و دولت بودند، توانست از شدت فرقه‌گرایی کاسته و انسجامی نسبی در حکومت ساخت‌و‌ساز نماید.[۱۰۲] سیاست ناصر در حذف نمادها و اثرها میراث از بیگانگان، که یادآور توان‌های فرنگی بودند، نیز یکی‌از دیگر از اقداماتش برای ثبت وضعیت خویش مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بود.[۱۰۳]

ناصر با سود‌گیری کانال‌ای از جاسوسان، سیستم اطلاعاتی کارآمدی برای در اختیار گرفتن احوال بخشها گوناگون نهاد بنیان[۱۰۴] که به گفته بعضا دانشمندان، سبب به کاهش آشوب‌ها و تضارب‌ها شد.[۱۰۵] این سیستم به قدری پیروز کار میکرد که در اختیار گرفتن ناصر بر جامعه، چه عوام و چه خاصیت، به بالاترین سطح خویش رسید و ماجرا‌های متعددی درباره بضاعت و توان‌های اطلاعاتی وی و حتی ادعاهایی زیرا ارتباطاتش با فقیه غیب[۱۰۶] و جنیان[۱۰۷] رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد صورت گرفت.

حکومت‌های معاصر
در طی حکومت ناصر عباسی، آغاز سلجوقیان اقتدار را به دست داشتند، البته با ضعف آن ها،[۱۰۸] توان به دست خوارزمشاهیان زمین خورد.[۱۰۹] در سال ۶۰۶ق، مغولان کارکشته گردیده[۱۱۰] و پادشاهی خوارزمشاهیان را درهم شکستند.[۱۱۱] در طی حکومت ناصر ایوبیان به سر کردگی صلاح الدین ایوبی در حیطه مصر و شام اقتدار را به دست داشتند؛ ولی به اسم خلیفه عباسی خطبه می‌خواندند.[۱۱۲] ایوبیان در طول ناصر چیره شدند صلیبیان را ناکامی داده و نصیب متعددی از شامات و همینطور بیت‌المقدس را تصرف نمایند.[۱۱۳] اسماعیلیان نیز در نصیب‌هایی از مرزوبوم‌های اسلامی اقتدار را به دست آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد داشتند.[۱۱۴]

معضل با سلجوقیان و خوارزمشاهیان
ناصر لدین الله برای استقلال و حصول اقتدار از دست‌رفته خلافت عباسی به رویارویی با توان‌های دیگر زیرا سلجوقیان و خوارزمشاهیان پرداخت و گستره حکومت خویش را با تصرف نصیب‌هایی از بخش ها اسلامی زیرا تکریت، خوزستان، اصفهان، ری و همدان ارتقاء اعطا کرد.[۱۱۵] نقل شده ناصر عباسی برای مراقبت توان خویش، فی مابین توان‌های متفاوت مبارزه ساخت می کرد.[۱۱۶] وی برای مهار سلجوقیان با خوارزمشاهیان هم‌عهد و پیمان شد و آن گاه برای رویارویی با خوارزمشاهیان، غوریان و حتی مغولان را تحریک کرد.[۱۱۷] همینطور، به مکان نگهبانی از درخواست یاری فرمانروا جلال‌الدین مِنکُبِرنی برای رویارویی با مغولان، امیران بخش ها متفاوت را به مخالفت با منکبرنی تشویق کرد.[۱۱۸]

جمع‌ای معتقدند سیاست نادرست ناصر عباسی مطابق ترغیب مغولان برای تقابل با خوارزمشاهیان سبب ساز حمله مغولان به کشور‌های اسلامی شد.[۱۱۹] بعضی او‌را پادشاهی مغرض و بی‌کفایت دانسته‌اند که برای اغراض فردی مورد را برای گزند بیگانگان به مرزوبوم‌های اسلامی و هلاکت فرهنگ اسلامی مهیا کرد.[۱۲۰] ابن‌اثیر در کتاب الکامل آورده میباشد گزارش تحریک مغولان بوسیله ناصر صحت دارد و شغل وی خطایی گران قدر و نابخشودنی خواهد بود.[۱۲۱]

تضارب‌های نظامی
در منابع از مقابله نظامی ناصر عباسی با سلجوقیان[۱۲۲] و خوارزمشاهیان حرف به دربین آمده میباشد.[۱۲۳] فرمانروا محمد خوارزمشاه بعداز به اقتدار وصال، اسم بنی‌عباس را از خطبه‌ها حذف کرد.[۱۲۴] وی در سال ۶۱۴ق با امان عالمان فقهی که خلافت بنی‌عباس را ناحق می‌دانستند، با علاءالملک ترمذی از علویان بیعت نمود. بعد از آن به عذر برگرداندن خلافت به صاحبان مهم‌اش با سپاهی بلندمرتبه به سمت بغداد جنبش کرد؛ البته پس از برد‌های اول بر حامیان بنی‌عباس، به خیال و خاطر برف و سرمای شدید از ادامه مسیر بازماند.[۱۲۵]

ناصر لدین الله بعد از سقوط خوارزمشاهیان و توان‌گیری مغولان، برای تقابل با آنان تعداد سربازان را ارتقاء بخشید و استحکامات را تقویت کرد.[۱۲۶] با این اکنون در زمان حکمرانی وی هیچ زد خورد نظامی مستقیمی با مغولان چهره نداد.[۱۲۷] منابع به زد خورد‌های ناصر عباسی با فرانک‌ها(خارجی‌ها) نیز صحبت به در بین آورده‌اند.[۱۲۸] ناصر قصد داشت برای یاری به صلاح الدین ایوبی در خارج راندن صلیبیان از ناحیه شامات، لشکر خویش را به ناحیه بفرستد؛ البته صلاح‌الدین این سفارش را نپذیرفت و با صلیبی‌ها صلح کرد.[۱۲۹]

بازدید : 13
شنبه 3 خرداد 1404 زمان : 17:08


اقدامات ناصر به عایدی شیعه‌ها
ناصر لدین الله دقت متعددی به شعائر شیعه داشت[۶۳] و در طول وی مذهب تشیع توسعه و گسترش یافت.[۶۴] بینش‌ها و سیاست‌های ناصر نقش دیده‌گیری در تقویت اعتماد‌به‌نفس شیعه‌ها و حضور برجسته آنها در جامعه داشت.[۶۵] آورده شده در حین او هیچ عکس العمل بدی با شیعه‌ها شکل نگرفت[۶۶] و حتی به محله‌های شیعه‌نشین برای مثال محله کرخ بغداد اعتنا ویژه‌ای شد و برای شیعه ها، بیمار ستان و دارالقرآن تاسیس شوید.[۶۷] ناصر در جوار آرامگاه عون و معلوم از فرزندان امام علی(ع) ساختمانی با اسم خلاطیه تشکیل داد و آرامگاه همسرش سلجوق خاتون را در آن قرار مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بخشید.[۶۸]

اعتنا و احترام به اماکن مقدس شیعه ها
ناصر عباسی به اماکن مقدس شیعه‌ها التفات متعددی می‌اعطا کرد و احترام خاصی برای بقعه کاظمین قائل بود. او این جای را حوزه‌ امن برای پناهندگان معرفی کرد.[۶۹] وی امرکرد تا حجره‌های بقاع کاظمین به راءس اهل دانش تبدیل خواهد شد.[۷۰] به امر ناصر مسند احمد بن حنبل بوسیله فقیهی شیعه در مقبره کاظمین درس دادن شد که اولی مسئله مطرح گردیده ماجرای فدک بود.[۷۱] داعیه گردیده وی آرامگاه خویش را کنار مرقد امام کاظم(ع) تعیین کرد[۷۲] که نماد‌دهنده توجهش به عقاید شیعه میباشد.[۷۳] این در حالی میباشد که عباسیان معمولاً آرامگاه‌های خویش را در رُصافه بغداد می‌ساختند. با این هم اکنون، بعد از مرگ ناصر، پسرش با این تصمیم مخالفت کرد و ناصر را در کنار دیگر خلفا به خاک رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد سپرد.[۷۴]

آورده شده با فرمان ناصر کانال‌ای چوبی برای بقاع عسکریین ساخته شد.[۷۵] ایجاد کرد بنای سرداب مقدس در سامرا نیز به وی منسوب میباشد.[۷۶] چنان‌که به دستور او دری از چوب ساج برای سرداب ساخته شد[۷۷] که متن کنده‌کاری گردیده بر روی آن با آیه مودت استارت میشد.[۷۸] روحانی عباس قمی در تتمه المنتهی آورده که در را به یار کتیبه چوبی در سال ۱۳۲۵ق چشم آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.[۷۹]

ناصر لدین الله به مرمت آرامگاه امامان شیعه در بقیع پرداخت[۸۰] و مقبره‌ای بر روی مزار آن ها تشکیل داد[۸۱] که با اسم قبه عالیه شناخته می شد.[۸۲] تعمیر منزل حضرت زهرا(س) در مدینه نیز از اقدامات دیگر وی بود.[۸۳]

واگذاری منصب وزارت به شیعه ها
عصر خلافت ناصر لدین الله عصر نقطع ی عطف حضور شیعه‌ها در دستگاه خلافت دانسته گردیده‌است.[۸۴] به اطمینان بعضا پژوهشگران، بیشتر زمانه خلافت وی با وزارت شیعه‌ها یار بود و احیای توان خلافت عباسی به وسیله وزرای شیعه صورت گرفت.[۸۵] محمد بن علی بن احمد قصاب دارای شهرت به ابن‌قصاب، نصیرالدین ناصر بن مهدی علوی رازی ملقب به ابن‌مهدی و مؤیدالدین قمی برای مثال وزرای شیعه مذهب ناصر بودند.[۸۶] آن ها اقدامات متعددی برای توسعه و گسترش تشیع و آسایش شیعه‌ها آماده کردند.[۸۷] این اشخاص به‌تیتر اشخاصی شناخته می‌شدند که شغل‌هایشان در مسیر درستکاری و برقراری عدل و داد قرار داشت و در معاش فردی نیز با قناعت معاش می‌کردند.[۸۸]

توان در حکمرانی
استارت قرن ششم هجری قمری با رجوع موقت استقلال دولت عباسی همدم بود.[۸۹] روزگار ناصر عباسی به‌تیتر زمان توان و ثبات خلافت عباسی شناخته میشود.[۹۰] وی خلافتی را که با مرگ معتصم رو به زوال رفته بود، احیا کرد و بعداز مرگش توان خلافت عباسی نقطه پایان یافت.[۹۱] او در حیطه حکمرانی خویش استقلال بی نقص داشت و به‌طور بدون واسطه به کارها خلافت تفحص می کرد.[۹۲] گردآوری‌ای معتقدند ناصر با سیاست‌های مدبرانه خویش ضمن بسط‌های چشمگیر در مسئله‌های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی،‌[۹۳] مورد اتحاد مسلمانها را آماده کرد و به شخصیتی پررنگ و آیتم احترام تبدیل شد.[۹۴] سیاست وی یکی‌از افتخارات تاریخ عرب به شمار رفته میباشد.[۹۵]

گستره پادشاهی ناصر عباسی به‌سیرتکامل‌ای دانسته گردیده که هیچ‌یک از خلفا و پادشاهان قبل از وی به آن دست نیافته بودند.[۹۶] داعیه گردیده در‌این روزگار، سلاطین تسلیم ناصر شدند و تمامی معارضان از او تاسی کردند.[۹۷] در عراق اسم پادشاه سلجوقی که در خطبه‌ها بعد از اسم خلیفه برده می شد، حذف شوید.[۹۸] فرمانروایی وی مرزو بوم‌های اندلس و چین را نیز آموخت[۹۹] و در بیشتر مرزو بوم‌های مغرب، خطبه به نامش خوانده میشد.[۱۰۰] بیان شده فرم ناصر، عموم هند و مصر را همچون عموم بغداد به ترس انداخته بود.[۱۰۱]

بازدید : 20
پنجشنبه 1 خرداد 1404 زمان : 11:03


فتح کشور‌ایران موفقیت اَعراب مسلمان بر سلسله ساسانیان در زمان پیکار‌های گوناگون و غلبه بر مملکت جمهوری اسلامی ایران بود. این فتح که از مجال ابوبکر استارت شد، در طی قدمت به نقطع ی عطف خویش رسید و تا سال ۳۰ق یعنی میانه فرصت خلافت عثمان ادامه داشت، ولی در طول خلافت حضرت علی(ع) مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد توقیف شد.

ناخرسندی ایرانیان از حکومت طبقاتی ساسانیان، ظلم و تعصب موبدان و خرابی در سراسر مملکت از علل ناکامی ساسانیان دانسته رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد گردیده است.

نقل شده پيروان زردشت تا اواخر دولت عباسى در کشور ایران آزادى مذهبى داشتند و آتشكده‏‌هاى زردشتيان در شهرهای کشور ایران برپا بود. جاذبه آیین اسلام بخصوص وجه عدل و داد‌ورزی آن و رفع تبعیض طبقاتی، سبب ساز شد ایرانیان به تفویض در سال‌های بعد از فتح به اسلام رغبت پیدا نمایند. تعالیم اسلام مانند عدل و داد‌خواهی و برابری بشر‌ها آرزوی ایرانیان آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بود.

مقام
آورده شده انگیزه اصلی حمله مسلمان ها عرب خیر تغییرات ارضی شبه‌جزیره زیرا بی آبی و خیر خریداری کردن شیوه های تجاری و حرص به غارت‌گری اعراب که از عصر کهن بدان شهیر بودند، بود؛ بلكه انگیزه واقعى و جایزه اصلى اين هجوم برق‏‌آسا و توقف‏‌ناپذير تازيان پیش از هر چيز، دين جديد و اعتقادات جدید‏‌اى بود كه حضرت محمد(ص) به آن ها ارزانى بخشيده بود.[۱]

نقل شده ماجرای‌ فتح کشور ایران، با شرح‌ و ذكر جزئیات‌ فراوان‌، در احادیث‌ تاریخی‌ انعكاس‌ یافته‌، البته در متکی بودن به‌ آن‌ها بایستی دشوار‌ احتیاط ورزید؛ چه‌، دربین‌ این‌ احادیث‌ و روایت‌های‌ حماسی‌ پیش‌ از اسلام‌ یا این که به‌ اصطلاح‌ «روز ها‌ العرب‌» كه‌ آكنده‌ از افتخارات‌ قومی‌ میباشد‌، پیوندی‌ نزدیك‌ چشم‌ می‌گردد.[۲]

محمدعلی دیندار (زادهٔ ۱۳۰۲ش) تاریخ‌نگار و عرفان‌پژوه، اوضاع ایرانیان و عرب‌های نو‌مسلمان ها را چنین توضیح میدهد: «یک طرف مشقت بار غَره به حشمت و جلال و زرق و برق معاش خویش میباشد و در عین درحال حاضر طاقت فرسا خرافی و دلبسته خواب و خیال و خاطر و طالع و اقبال و زندانی چارچوب‌های طبقاتی و نژادی؛ و طرف دیگر هیچ از این دغدغه‌ها ندارد، تمامی آدمیان را به یک دیده می‌بیند؛‌ خیر در قبال شرایط‌های ارثی خویش را می‌بازد و خیر در قبال اکران‌های اقتدار مرعوب میگردد.»[۳]

علل باخت ساسانیان
باخت امپراتوری کشور ایران از مسلمان‌ها از لحاظ نظامی بعید به حیث میرسید ولی عاقبت کشور‌ایران به دست اعراب فتح شد. زرین‌کوب (درگذشت: ۱۳۷۸ش) تاریخ‌نگار، می‌نویسد: «چیزی که ساسانیان را از پا درآورد ضعف و خرابی بود.»[۴] برای این باخت انگیزه‌هایی مثلا موردها ذیل اورده شده میباشد:

ناخرسندی ایرانیان از حکومت طبقاتی ساسانیان. سربازان اهل ایران می‌دانستند در شکل موفقیت گشوده هم می‌بایست ظلم طبقات فراتر و حاکمان ساسانی را تحمل نمایند. علت‌ای برای هواخواهی نداشتند و در مواقعی با اعراب همیاری می‌کردند. بستن سربازان اهل ایران به وسیله فرماندهان برای دوری از گریختن،‌ کشته شدن فرماندهان اهل ایران بوسیله سربازان اهل ایران و مشورت کردن دادن به اعراب برای مثال مواقعی میباشد که می‌اقتدار شاهد بر این مدعی باشد.[۵]
ظلم و تعصب موبدان. زرتشتیان در نظام طبقاتی بسیار متعصب بودند. برای مثال محل پرستش ثروتمندان از محل پرستش فقیران غیروابسته بود. ادوارد براون (۱۹۶۲-۱۹۲۶م) خاورشناس و جمهوری اسلامی ایران‌شناس بریتانیایی، می‌نویسد: چهار هزار سرباز دیلمی (مجاورت بحر خزر) بعداز مشورت تصمیم گرفتند به رغبت خویش اسلام آورند و به خاندان عرب ملحق شوند. این توده در تسخیر جَلولا به تازیان امداد کردند.[۶] ایرانیان تعالیم اسلام مانند عدل و داد‌خواهی و برابری آدم‌ها را برای خویش امید داشتند.[۷]
غوطه‌ور شدن سران مرزوبوم در خرابی. امام على(ع) راز نابودى ساسانيان را غوطه‏‌ور بودن در تمايلات حيوانى و نداشتن رتبه مردمى مى‏‌داند.[۸]‏
در طی خلافت ابوبکر
شروع فتح جمهوری اسلامی ایران در حین ابوبکر شکل گرفت. ابوبکر خالد بن ولید را برای سرکوب مرتدین ارسال کرد، نیروهای مرتدین بعداز باخت به عراق عقب‌نشینی کردند و امان ساسانیان از آن‌ها خویش به خویش مسلمان‌ها و ساسانیان را در مقابل هم قرار اعطا کرد. عبدالحسین زرین‌کوب (درگذشت: ۱۳۷۸ش) تاریخ‌نگار، رویا رویی مسلمان‌ها با ساسانیان را ادامه تضارب مسلمان ها با مرتدین می داند. در تجربیات الامم نیز از آماده شدن سپاه انبوه اهل ایران در یاری به مرتدین صحبت رفته میباشد.

در حین خلافت قدمت
قدمت مایل به تضارب با ساسانیان عدم وجود و او خاطرنشان کرد‌ ای کاش دیواری از آهن بینشان بود تا خیر آن ها به ساسانیان فعالیت داشتند و خیر ساسانیان به آن ها، البته با زد خورد‌هایی که فرصت ابوبکر گردیده بود راه‌حل‌ای از این عمل عدم وجود و ساسانیان در صدد حمله بودند. در مبارزه نخستین میان نیروهای قدمت با ساسانیان، مسلمان ها به فرماندهی ابوعبید ثقفی ناکامی خورده و ابوعبید کشته شد. این باخت بر شک قدمت خاطر نشان نمود. البته باخت‌های آتی ساسانیان در قادسیه و جلولاء منجر جلو رفتن نیروی اسلام شد.

بازدید : 23
پنجشنبه 1 خرداد 1404 زمان : 10:58


روایاتی چندین حکایت داراست که ابوبکر در تفسیر خواب دست داشته میباشد و خواب افرادی و از آن در بین، خواب نبی(ص) را تعبیروتفسیر نموده است.[۱۷۶] واقدی در خبری به شعرشناسی او نیز اشاره‌ای نموده است.[۱۷۷] ابن اثیر یکسری بدن از صحابه زیرا قدمت، عثمان، علی(ع)، عبدالرحمن بن عوف، ابن مسعود و... را از راویان ابوبکر شمرده میباشد.[۱۷۸] البته با اینکه او جزء نادر اشخاصی میباشد که بیش تر از سایر افراد با نبی(ص) مصاحبت داشته، تنها ۱۴۲ حدیث از وی داستان مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد گردیده‌است.

ابوبکر در سُنْح( یا این که سُنُح محلی در یک میلی مدینه [۱۷۹]) با همسرش حبیبه دختر خارجه در اتاقی از شاخه کم آب درخت رطب معاش میکرد و تا ۶ یا این که ۷ ماه بعداز بیعت که به مدینه آمد، چیزی بر آن نیفزود. روز ها گاه پیاده و گاه با اسب به مدینه می‌آمد و بعداز نماز عشا پیش خانواده‌اش گشوده می‌گشت. در سنح برای همسایگان شیر می‌دوشید و گوسفندانش را به چرا میبرد و تا بازه زمانی‌ها بعداز بیعت نیز به‌این عمل ادامه می‌اعطا کرد.[۱۸۰] همینطور از همین احادیث برمی‌آید که او تا چندی بعد از خلافت، هکر نستان در حالی که لباس‌هایی بر دوش افکنده بود، برای بیزنس به بازار می رفت. این احوال تا بعد که ابوعبیده متولی بیت‌المال، حقوقی برای او انتخاب کرد، ادامه داشت.[۱۸۱] در ارتباط مقدار حقوق و دستمزد ابوبکر اختلاف میباشد: گفته‌اند که برای او چیزی درتوان یکی‌از مهاجران رقم خورده بود: یعنی نیمی، یا این که به روایتی، پاره‌ای از یک گوسفند برای غذا روزمره و لباس تابستانی و زمستانی. همینطور حرف از ۵۰۰‘۲، ۰۰۰‘۶ درهم در سال نیز به در رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بین آمده میباشد.[۱۸۲]

وفات
ابوبکر در دو‌شنبه ۷ جمادی‌الثانی سال ۱۳ هجری که روزی سرد بود، غسل کرد و به‌دنبال آن تب کرد و بستری شد و از نماز گزاردن با عموم عقب ماند. در‌این بیماری که ۱۵ روز ادامه یافت، قدمت به مکان او با عموم نماز می‌گزارد و عموم در منزلش از وی عیادت می‌کردند. تا سرنوشت در شامگاه سه شنبه ۲۲ به عبارتی ماه، بعداز ۶۲ سال قدمت و ۲ سال و ۳ ماه و ۲۲ روز خلافت درگذشت.[۱۸۳] بنابر وصیت ابوبکر، همسرش اسماء لاشه‌اش را غسل اعطا کرد و قدمت به عبارتی شب در مسجد فرستاده بر او نماز گزارد و طبق وصیت وی به عایشه، به امداد عثمان، طلحه و... در کنار رسول(ص) به خاکش آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد سپردند.[۱۸۴]

افسوس وی در نقطه نهایی قدمت
از ابوبکر در بستر بیماری سخنانی تحت عنوان وصایای او آورده شده که بعضا از آنها مرتبط با جانشینی قدمت و اعتراضاتی میباشد که در این مورد به او میشد و بعضا دیگر مرتبط با مسائل فردی و ارثیه و تسویه اکانت با بیت‌المال میباشد.[۱۸۵] در کنار این سخنان، سخنی ممتاز از آنها و با اختلاف یه خرده در لفظ و مفهوم در منابع از او آورده شده که از جهت آشنایی نهان او در نقطه پايان معاش و تبیین بعضا از رویدادها تاریخ اسلام دارنده ارزشی خاص میباشد. این سخنان را او در جواب واپسین جمله‌ها عبدالرحمن به وی گفته بود: «... تو پیوسته با تقوا و مصلح بوده‌ای، بر چیزی از جهان غم مخور» و ابوبکر جواب داده میباشد: «بله، بر چیزی از عالم افسوس نمیخورم، مگر برای سه عمل که کرده‌ام و کاش نکرده بودم و سه شغل که نکردم و کاش کرده بودم و سه چیز که کاش خویش جواب آنها‌را از رسول(ص) پرسیده بودم. ولی آنچه دوست دارم که نمی‌کردم یک کدام از آن میباشد که کاش منزل فاطمه(س) را حتی در صورتیکه به قصد پیکار بر ضد اینجانب بسته بودند، نگشوده بودم و دیگر آنکه کاش فجائه سلمی را نسوزانده بودم، کشته بودم یا این که آزاد کرده بودم، سوم آنکه کاش در روز سقیفه بنی ساعده عمل خلافت را به گردن یک کدام از این دو مرد قدمت و ابو عبیده افکنده بودم که یکی آن دو امیر می شد و اینجانب وزیر؛... ولی آن سه شغل که نکردم و کاش کرده بودم، یک کدام از اینکه اشعث بن قیس را که به اسارت پیش اینجانب آوردند، کاش گردنش را زده بودم، چون به گمان اینجانب، او جای‌جای شرّی می‌بیند به کمک‌اش می‌شتابد و دیگر آنکه کاش وقتی که خالد بن ولید را به نزاع مرتدان فرستادم، خویش در ذوالقصه ما‌نده بودم و مهیا جنگ و کمک بودم، و سوم آنکه کاش زمانی که خالد را به شام گسیل داشتم، قدمت را نیز به عراق رسول بودم تا به‌این‌سان دو دست خود را در راه و روش معبود باز بودم». آن گاه دست‌های خود باز و افزوده میباشد: کاش از نبی آفریدگار(ص) پرسیده بودم که خلافت از آن چه کسی است تا هیچ‌کس بر راز آن به ستیزه برنخیزد و کاش پرسیده بودم که آیا دختر اخوی و عمه ارث میبرند یا این که خیر؟ چون در‌این‌باره مطمئن نیستم».[۱۸۶]

بازدید : 21
سه شنبه 30 ارديبهشت 1404 زمان : 12:56


فرقه‌های غالی
کتاب‌های فرقه‌شناسی در بیان تعداد فرقه‌های غالی، اختلاف‌حیث دارا‌هستند.[۱۳] نعمت‌الله صفری فروشانی، متفحص تاریخ، با رسیدگی در بعضا کتاب‌هایی که در زمینه فرقه‌شناسی تدوین گردیده، کمترین تعداد فرقه‌های غالی را نُه فرقه و بیشترین تعداد آن ها را صد فرقه گزارش نموده است.[۱۴] بعضی از فرقه‌های معروف غالی شیعه مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد عبارت‌اند از:

سبائیه (سبئیه)
همینطور ملاحظه کنید: عبدالله بن سبأ
سَبائیه، رهروان عبدالله بن سَبأ بودند.[۱۵] بعضی فرقه‌نویسان آنها را اولی غالیان منتسب به شیعه به‌ شمار آورده‌اند.[۱۶] به‌گفته اشعری متکلم قرن سوم و چهارم قمری در مقاله‌ها‌الاسلامیّین، آن ها بر این اعتقاد بودند که امام علی(ع) وفات نیافته و قبل از قیامت به جهان برمی‌خواهد شد و زمین را در حالی که سرشار از ظلم و جور میباشد، از عدالت لبریز می‌نماید.[۱۷] در رجال کَشّی، در روایتی از امام درستگو(ع) اینگونه اورده شده که عبدالله بن سبأ، مؤسس فرقه سبائیه، ادعای نبوت کرد و امام علی(ع) را معبود رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد دانست.[۱۸]

کیسانیه
نوشته‌ی علمیٔ مهم: کیسانیه
گروهی از شیعه ها بودند که به امامت محمد بن حَنَفیه اعتقاد و باور داشتند.[۱۹] شهرستانی در المِلل و النَّحل گفته میباشد بعداز محمد بن حنفیه میان پیروانش اختلاف پیش آمد.[۲۰] بعضا بر این اعتقادوباور بودند که محمد بن حنفیه وفات نیافته و مجدد برمی‌شود و در زمین عدالت می گستراند.[۲۱] بعضی دیگر می‌گفتند وی وفات یافته و امامت از او به فرزندش ابوهاشم منتقل شد‌ه‌است.[۲۲] به‌گزارش محمدجواد مشکور (درگذشت: ۱۳۷۴ش)، مو سرّچهره و معلم دانش گاه طهران، در «تمدن فِرَق اسلامی»، فرقه کیسانیه بعد از محمد بن حنفیه به دوازده تیم انشعاب یافت[۲۳] که کلیه در اعتقاد و باور به امامت محمد بن حنفیه اشتراک داشته‌اند.[۲۴] برخی از فرقه‌های کیسانیه عبارت‌اند از: هاشمیه،[۲۵] کَرُبیه،[۲۶] حَمْزیه،[۲۷] آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بیانیه،[۲۸] حَربیه.[۲۹]

خَطّابیه
نوشته‌علمیٔ مهم: خطابیه
خطابیه از رهروان اَبوالْخَطّاب مُحمّد بن اَبی‌زینب به شمار می روند.[۳۰] به‌گفته شهرستانی، ابوالخطاب امامان را ابتدا پیغمبر و بعد معبود می‌پنداشت و به الوهیت امام راستگو(ع) و پدران وی قائل بود و می‌اظهار کرد امام راست گو(ع) خدای زمانه خود میباشد و وی آن کسی وجود ندارد که او را شم می‌نمایند و از او داستان می‌نمایند و زیرا از دانا بالا بدین عالم نزول کرده، شکل آدمی پذیرفته میباشد.[۳۱] در رجال کشی روایاتی نقل گردیده است که امام درستگو(ع)، ابوالخطاب را تکذیب نمود و اورا دروغگو نامید و از او بیزاری جست و بر وی لعنت ارسال کرد.[۳۲] خطابیه، خویش، به فرقه‌های زیادی منشعب شد که برخی از آن ها بدین گستردن‌اند: مُخَمَّسه،[۳۳] بَزیعیه،[۳۴] عُمَیریه،[۳۵] مُعَمَّریه.[۳۶]

مُغَیریه
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: مغیریه
رهروان مُغیرة بن سعید عِجلی به شمار می روند.[۳۷] به‌گزارش نوبختی در کتاب فِرَقُ الشِّیعَه، بعضا از اصحاب مغیرة بن سعید اورا امام می‌پنداشتند و بر این اعتقاد بودند که امام حسین(ع)، امام سجاد(ع) و امام باقر(ع) درباره او وصیت کرده و او‌را به جانشینی خویش برگزیده‌اند.[۳۸] آنها همینطور امامت امام راست گو(ع) را منکر بودند و بر این باور بودند که بعداز امام باقر(ع)، از فامیل و فرزندان امام علی، امامی پدید نیامد و تا ظهور مهدی، مغیرة بن سعید امام میباشد.[۳۹]

مغیریه همینطور بر این نظریه بودند که محمد بن عبدالله بن حسن، دارای شهرت به نفس زکیه، به عبارتی مهدی موعود میباشد و هنگامی وی کشته شد، گفتند وی نمرده و زنده میباشد و در کوهی در مکه که به آن «عَلَمیه» میگویند، معاش می‌نماید تا فرصت ظهورش رسد.[۴۰] در روایاتی آورده شده که امام درستگو(ع) و امام رضا(ع) اورا به دلیل آنکه به امام باقر(ع) نسبت لاف می‌اعطا کرد، نفرین و لعنت کرده‌اند.[۴۱]

منصوریه
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: منصوریه
منصوریه رهروان ابومنصور عِجلی بودند.[۴۲] به‌گزارش شهرستانی، وی در صدر خودش را به امام باقر(ع) مجاورت کرد؛ البته بعد از آنکه به باعث عقاید باطلش، امام باقر از وی بیزاری جست و اورا طرد نمود، ادعای امامت کرد و عموم را به سوی خویش دعوت نمود.[۴۳] به گزارش نوبختی، ابومنصور داعیه کرد که آفریدگار او‌را به عرش برده و با او حرف گفته، با دست خودش او را نازونوازش نموده و به گویش سُریانی اورا پسر خویش خوانده میباشد.[۴۴] نوبختی همینطور گفته میباشد ابومنصور بعداز وفات امام باقر داعیه کرد که امام باقر او‌را جانشین خویش نموده است.[۴۵] همینطور گفته‌اند که وی پنج امام اولیه شیعه ها را فرستاده می‌دانست و بر این اعتقاد و باور بود که خودش و شش نسل از فرزندانش تا ظهور قائم، رسول بوده‌اند.[۴۶] در روایتی به گزارش رجال کشی، امام راستگو(ع) ابومنصور را لعن نموده و او‌را رسول شیطان تعریف نموده است.[۴۷]

بَشیریه
نوشته‌ی علمیٔ مهم: بشیریه
بشیریه رهروان محمد بن بشیر کوفی بودند.[۴۸] آن ها اعتقادوباور داشتند که امام موسی کاظم(ع) محبوس نبوده و وفات نیافته میباشد؛ بلکه به عبارتی مهدی قائم میباشد که غایب میباشد و در طی غیبتش، محمد بن بشیر (مؤسس این فرقه) را تحت عنوان وصی و جانشین خویش منصوب کرده و انگشتر خویش و دانش خویش و کلیه آنچه عموم در کارها شرعی و دنیایی بدان احتیاج دارا‌هستند را به وی بخشیده میباشد.[۴۹] آن‌ها همینطور بر این اعتقاد و باور بودند که بعداز محمد بن بشیر، فرزندش سمیع، وصی و امام بود و هرکس که سمیع بن محمد درباره وی وصیت نماید، به عبارتی امام واجب‌الطاعه میباشد تا‌زمانی‌که امام موسی کاظم ظهور نماید.[۵۰] در روایتی از امام موسی کاظم آورده شده که وی سه توشه محمد بن بشیر را لعن نموده است.[۵۱]

رازّیه
رمزّیه به رهروان شخصی به اسم «رمزّی اَقصم» گفته می گردد.[۵۲] آنها معتقد بودند رازّی پیامبری میباشد که امام راستگو(ع) او‌را رسول و به مانند حضرت موسی نیرومند و امین میباشد و به عبارتی روح در او هم است.[۵۳] آنها همینطور بر این اطمینان بودند که امام درست گو(ع) به عبارتی اسلام میباشد و اسلام، درود میباشد و وی آفریدگار میباشد و ما پسران اسلام هستیم.[۵۴] رهروان رازّی عموم را به پیامبری او دعوت می‌نمودند و برای امام درستگو(ع) نماز می‌خواندند. حج و روزه را نیز برای او به جا می‌آوردند.[۵۵] امام درست گو(ع) در روایتی، رمزّی را کذّاب خوانده و او‌را لعن نموده است.[۵۶]

بازدید : 29
سه شنبه 30 ارديبهشت 1404 زمان : 12:52


غالیان یا این که غُلات عده ای که به امام علی(ع) و فرزندانش، نسبت خدایی یا این که نبوت میدهند و در تعریف آن ها افراط می‌نمایند. کتاب‌های فرقه‌شناسی در بیان تعداد فرقه‌های غالی اختلاف‌حیث دارا‌هستند، به‌طوری که کمترین تعداد فرقه‌های غالی را نُه آیتم و بیشترین تعداد آنها‌را صد آیتم گزارش کرده‌اند. برخی از مشهور‌ترین فرقه‌های غالی که در کتاب‌های فرقه‌شناسی، به شیعه نسبت داده‌اند عبارت‌اند از: سبائیه (رهروان عبدالله بن سبأ)، کیسانیه، بیانیه، خطابیه، بشیریه و مُفَوِّضه. اطمینان به الوهیتِ امامان شیعه(ع) و نبوت آن‌ها و همینطور ادعای امامت یا این که نبوت برای مؤسسان این فرقه‌ها، از باورهای مشترک این فرقه‌ها به شمار مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میروند.

در طی غایب بودن صغری نیز بعضا از اصحاب ائمه(ع) با ادعای نیابت از امام مهدی(ع)، ادعاهایی غلوآمیز مطرح کردند و پیروانی پیدا کردند. به‌نقل از مویّرخان، کسانی همانند حسن شریعی، محمد بن علی شَلمَغانی، احمد بن هلال عَبَرتایی و محمد بن نصیر نُمَیری از اصحاب امام حسن عسکری(ع) از این دسته رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بوده‌اند.

به اعتقادوباور پژوهشگران، غالیان با سرگرم‌کردن افکار امامان شیعه به خویش، جذب شیعه ها معمولی‌دل به سوی خویش و تولید تفرقه در صفوف شیعه ها، موجب هدر دادن نیروهای شیعه شدند و ضربه‌های جبران‌ناپذیری به مذهب شیعه وارد آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد ساختند.

معرفی و مقام
غالیان، گردآوری غالی، اشخاصی میباشند که به امام علی(ع) و فرزندان او (امامان شیعه)، نسبت خدایی یا این که نبوت میدهند و در تعریف آن ها، از جهت برتری در آئین و جهان، از حد و اندازه قبلی و نحوه افراط پیموده‌اند.[۱]

در اثرها مرتبط با فرقه‌شناسی، درباره تاریخچه پیدایش فرقه‌های غالی و اعتقادات آنها مشاجره گردیده‌است.[۲] در برخی منابع روایی شیعه، اسامی بعضا از غالیان(مانند بشار شعیری) آمده و آیتم لعن و شماتت امامان شیعه واقع گردیده‌اند.[۳] میگویند بخشی از عقاید غالیان مرتبط با صفات و فضیلت ها امامان معصوم(ع) میباشد و بخشی دیگر مرتبط با ذات آنها میباشد که غالیان آنها‌را تا حد خدایی می رسانند. برای همین، در دانش سخن، از عقاید غالیان حرف رفته میباشد.[۴] رجال‌شناسان نیز در دانش رجال، به بعضا از راویان نسبت بزرگ نمایی داده‌اند.[۵] از حیث آن‌ها غالی‌بودنِ یک راوی، نماد تضعیف و عدم وثاقت آن راوی میباشد.[۶] در دانش فقه نیز احکام مرتبط با غالیان اورده شده میباشد.[۷]

بزرگنمایی
نوشته ی علمیٔ مهم: بزرگ نمایی
بزرگ نمایی در اصطلاح عبارت میباشد از این که شخص متدین، بالاتر از آنچه آئین برایش معلوم کرده، اظهار نماید.[۸] بعضی از مصادیق بزرگ نمایی را این‌ها برشمرده‌اند: پروردگار درک کردن یک کدام از پیامبران یا این که امامان، سهیم فهمیدن آن‌ها با آفریدگار در کارها عالم، اعتقاد و باور بدین که کسی فرزند آفریدگار میباشد،[۹] باور به سهیم‌بودن کسی با رسول(ص) در زمینه‌ی نبوت، اعتقادوباور به نبوت امام علی(ع) یا این که یک کدام از امامان شیعه و اعتقادوباور به مهدویت کسانی غیر از مهدی موعود.[۱۰] به اجماع فقهای شیعه اعتقادوباور به معبود بودن امام علی یا این که هر کدام از امامان معصوم، از‌آنجا که به انکار خداوند می‌انجامد، شرک میباشد و باورمندان به آن، کافر محسوب میشوند.[۱۱] از حیث برخی فقیهان نیز در‌صورتی‌که عقاید غالیان باعث به انکاری یکی‌از ضروریات آیین خواهد شد، محکوم به شرک میباشد.[۱۲]

فرقه‌های غالی
کتاب‌های فرقه‌شناسی در بیان تعداد فرقه‌های غالی، اختلاف‌لحاظ دارا هستند.[۱۳] نعمت‌الله صفری فروشانی، محقق تاریخ، با بازرسی در بعضی کتاب‌هایی که در قضیه فرقه‌شناسی تدوین گردیده، کمترین تعداد فرقه‌های غالی را نُه فرقه و بیشترین تعداد آنها‌را صد فرقه گزارش نموده است.[۱۴] برخی از فرقه‌های پر اسم و رسم غالی شیعه عبارت‌اند از:

سبائیه (سبئیه)
همینطور مشاهده کنید: عبدالله بن سبأ
سَبائیه، رهروان عبدالله بن سَبأ بودند.[۱۵] برخی فرقه‌نویسان آنها‌را اولی غالیان منتسب به شیعه به‌ شمار آورده‌اند.[۱۶] به‌گفته اشعری متکلم قرن سوم و چهارم قمری در مقاله‌ها‌الاسلامیّین، آنها بر این اعتقادوباور بودند که امام علی(ع) وفات نیافته و قبل از قیامت به جهان برمی‌خواهد شد و زمین را در حالی که سرشار از ظلم و جور میباشد، از عدالت مالامال می‌نماید.[۱۷] در رجال کَشّی، در روایتی از امام درستگو(ع) اینگونه بیان شده که عبدالله بن سبأ، مؤسس فرقه سبائیه، ادعای نبوت کرد و امام علی(ع) را پروردگار دانست.[۱۸]

کیسانیه
نوشته‌علمیٔ مهم: کیسانیه
گروهی از شیعه‌ها بودند که به امامت محمد بن حَنَفیه اطمینان داشتند.[۱۹] شهرستانی در المِلل و النَّحل گفته میباشد بعد از محمد بن حنفیه در میان پیروانش اختلاف پیش آمد.[۲۰] بعضا بر این اعتقاد و باور بودند که محمد بن حنفیه وفات نیافته و مجدد برمی‌خواهد شد و در زمین عدالت می گستراند.[۲۱] برخی دیگر می‌گفتند وی وفات یافته و امامت از او به فرزندش ابوهاشم منتقل گردیده‌است.[۲۲] به‌گزارش محمدجواد مشکور (درگذشت: ۱۳۷۴ش)، گیسوّچهره و مدرس کالج طهران، در «تمدن فِرَق اسلامی»، فرقه کیسانیه بعد از محمد بن حنفیه به دوازده مجموعه انشعاب یافت[۲۳] که همه در یقین به امامت محمد بن حنفیه اشتراک داشته‌اند.[۲۴] بعضا از فرقه‌های کیسانیه عبارت‌اند از: هاشمیه،[۲۵] کَرُبیه،[۲۶] حَمْزیه،[۲۷] بیانیه،[۲۸] حَربیه.[۲۹]

خَطّابیه
نوشته‌ی علمیٔ مهم: خطابیه
خطابیه از رهروان اَبوالْخَطّاب مُحمّد بن اَبی‌زینب به شمار میروند.[۳۰] به‌گفته شهرستانی، ابوالخطاب امامان را در آغاز پیغمبر و آن گاه معبود می‌پنداشت و به الوهیت امام درستگو(ع) و پدران وی قائل بود و می‌خاطرنشان کرد امام راستگو(ع) خدای زمان خود میباشد و وی آن کسی وجود ندارد که او را احساس می‌نمایند و از او قصه می‌نمایند و زیرا از دانا بالا به‌این عالم نزول کرده، شکل آدمی پذیرفته میباشد.[۳۱] در رجال کشی روایاتی نقل شد‌ه‌است که امام راستگو(ع)، ابوالخطاب را تکذیب نمود و او‌را دروغگو نامید و از او بیزاری جست و بر وی لعنت ارسال کرد.[۳۲] خطابیه، خویش، به فرقه‌های زیادی منشعب شد که بعضا از آنان به‌این گستردن‌اند: مُخَمَّسه،[۳۳] بَزیعیه،[۳۴] عُمَیریه،[۳۵] مُعَمَّریه.[۳۶]

تعداد صفحات : 61

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 619
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه