طرز حکمرانی
ناصر عباسی با تعیین هدفمند اشخاص برای مسئولیتهای متعدد، توانست نقش مؤثری در سیاستگذاریهای دولت عباسی انجام نماید. وی با جذب و بهکارگیری دو تیم مخالف یعنی شیعهها و حنبلیان، که معمولاً رودرروی یکدیگر و دولت بودند، توانست از شدت فرقهگرایی کاسته و انسجامی نسبی در حکومت ساختوساز نماید.[۱۰۲] سیاست ناصر در حذف نمادها و اثرها میراث از بیگانگان، که یادآور توانهای فرنگی بودند، نیز یکیاز دیگر از اقداماتش برای ثبت وضعیت خویش مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بود.[۱۰۳]
ناصر با سودگیری کانالای از جاسوسان، سیستم اطلاعاتی کارآمدی برای در اختیار گرفتن احوال بخشها گوناگون نهاد بنیان[۱۰۴] که به گفته بعضا دانشمندان، سبب به کاهش آشوبها و تضاربها شد.[۱۰۵] این سیستم به قدری پیروز کار میکرد که در اختیار گرفتن ناصر بر جامعه، چه عوام و چه خاصیت، به بالاترین سطح خویش رسید و ماجراهای متعددی درباره بضاعت و توانهای اطلاعاتی وی و حتی ادعاهایی زیرا ارتباطاتش با فقیه غیب[۱۰۶] و جنیان[۱۰۷] رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد صورت گرفت.
حکومتهای معاصر
در طی حکومت ناصر عباسی، آغاز سلجوقیان اقتدار را به دست داشتند، البته با ضعف آن ها،[۱۰۸] توان به دست خوارزمشاهیان زمین خورد.[۱۰۹] در سال ۶۰۶ق، مغولان کارکشته گردیده[۱۱۰] و پادشاهی خوارزمشاهیان را درهم شکستند.[۱۱۱] در طی حکومت ناصر ایوبیان به سر کردگی صلاح الدین ایوبی در حیطه مصر و شام اقتدار را به دست داشتند؛ ولی به اسم خلیفه عباسی خطبه میخواندند.[۱۱۲] ایوبیان در طول ناصر چیره شدند صلیبیان را ناکامی داده و نصیب متعددی از شامات و همینطور بیتالمقدس را تصرف نمایند.[۱۱۳] اسماعیلیان نیز در نصیبهایی از مرزوبومهای اسلامی اقتدار را به دست آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد داشتند.[۱۱۴]
معضل با سلجوقیان و خوارزمشاهیان
ناصر لدین الله برای استقلال و حصول اقتدار از دسترفته خلافت عباسی به رویارویی با توانهای دیگر زیرا سلجوقیان و خوارزمشاهیان پرداخت و گستره حکومت خویش را با تصرف نصیبهایی از بخش ها اسلامی زیرا تکریت، خوزستان، اصفهان، ری و همدان ارتقاء اعطا کرد.[۱۱۵] نقل شده ناصر عباسی برای مراقبت توان خویش، فی مابین توانهای متفاوت مبارزه ساخت می کرد.[۱۱۶] وی برای مهار سلجوقیان با خوارزمشاهیان همعهد و پیمان شد و آن گاه برای رویارویی با خوارزمشاهیان، غوریان و حتی مغولان را تحریک کرد.[۱۱۷] همینطور، به مکان نگهبانی از درخواست یاری فرمانروا جلالالدین مِنکُبِرنی برای رویارویی با مغولان، امیران بخش ها متفاوت را به مخالفت با منکبرنی تشویق کرد.[۱۱۸]
جمعای معتقدند سیاست نادرست ناصر عباسی مطابق ترغیب مغولان برای تقابل با خوارزمشاهیان سبب ساز حمله مغولان به کشورهای اسلامی شد.[۱۱۹] بعضی اورا پادشاهی مغرض و بیکفایت دانستهاند که برای اغراض فردی مورد را برای گزند بیگانگان به مرزوبومهای اسلامی و هلاکت فرهنگ اسلامی مهیا کرد.[۱۲۰] ابناثیر در کتاب الکامل آورده میباشد گزارش تحریک مغولان بوسیله ناصر صحت دارد و شغل وی خطایی گران قدر و نابخشودنی خواهد بود.[۱۲۱]
تضاربهای نظامی
در منابع از مقابله نظامی ناصر عباسی با سلجوقیان[۱۲۲] و خوارزمشاهیان حرف به دربین آمده میباشد.[۱۲۳] فرمانروا محمد خوارزمشاه بعداز به اقتدار وصال، اسم بنیعباس را از خطبهها حذف کرد.[۱۲۴] وی در سال ۶۱۴ق با امان عالمان فقهی که خلافت بنیعباس را ناحق میدانستند، با علاءالملک ترمذی از علویان بیعت نمود. بعد از آن به عذر برگرداندن خلافت به صاحبان مهماش با سپاهی بلندمرتبه به سمت بغداد جنبش کرد؛ البته پس از بردهای اول بر حامیان بنیعباس، به خیال و خاطر برف و سرمای شدید از ادامه مسیر بازماند.[۱۲۵]
ناصر لدین الله بعد از سقوط خوارزمشاهیان و توانگیری مغولان، برای تقابل با آنان تعداد سربازان را ارتقاء بخشید و استحکامات را تقویت کرد.[۱۲۶] با این اکنون در زمان حکمرانی وی هیچ زد خورد نظامی مستقیمی با مغولان چهره نداد.[۱۲۷] منابع به زد خوردهای ناصر عباسی با فرانکها(خارجیها) نیز صحبت به در بین آوردهاند.[۱۲۸] ناصر قصد داشت برای یاری به صلاح الدین ایوبی در خارج راندن صلیبیان از ناحیه شامات، لشکر خویش را به ناحیه بفرستد؛ البته صلاحالدین این سفارش را نپذیرفت و با صلیبیها صلح کرد.[۱۲۹]
طرز حکمرانی
ناصر عباسی با تعیین هدفمند اشخاص برای مسئولیتهای متعدد، توانست نقش مؤثری در سیاستگذاریهای دولت عباسی انجام نماید. وی با جذب و بهکارگیری دو تیم مخالف یعنی شیعهها و حنبلیان، که معمولاً رودرروی یکدیگر و دولت بودند، توانست از شدت فرقهگرایی کاسته و انسجامی نسبی در حکومت ساختوساز نماید.[۱۰۲] سیاست ناصر در حذف نمادها و اثرها میراث از بیگانگان، که یادآور توانهای فرنگی بودند، نیز یکیاز دیگر از اقداماتش برای ثبت وضعیت خویش مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بود.[۱۰۳]
ناصر با سودگیری کانالای از جاسوسان، سیستم اطلاعاتی کارآمدی برای در اختیار گرفتن احوال بخشها گوناگون نهاد بنیان[۱۰۴] که به گفته بعضا دانشمندان، سبب به کاهش آشوبها و تضاربها شد.[۱۰۵] این سیستم به قدری پیروز کار میکرد که در اختیار گرفتن ناصر بر جامعه، چه عوام و چه خاصیت، به بالاترین سطح خویش رسید و ماجراهای متعددی درباره بضاعت و توانهای اطلاعاتی وی و حتی ادعاهایی زیرا ارتباطاتش با فقیه غیب[۱۰۶] و جنیان[۱۰۷] رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد صورت گرفت.
حکومتهای معاصر
در طی حکومت ناصر عباسی، آغاز سلجوقیان اقتدار را به دست داشتند، البته با ضعف آن ها،[۱۰۸] توان به دست خوارزمشاهیان زمین خورد.[۱۰۹] در سال ۶۰۶ق، مغولان کارکشته گردیده[۱۱۰] و پادشاهی خوارزمشاهیان را درهم شکستند.[۱۱۱] در طی حکومت ناصر ایوبیان به سر کردگی صلاح الدین ایوبی در حیطه مصر و شام اقتدار را به دست داشتند؛ ولی به اسم خلیفه عباسی خطبه میخواندند.[۱۱۲] ایوبیان در طول ناصر چیره شدند صلیبیان را ناکامی داده و نصیب متعددی از شامات و همینطور بیتالمقدس را تصرف نمایند.[۱۱۳] اسماعیلیان نیز در نصیبهایی از مرزوبومهای اسلامی اقتدار را به دست آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد داشتند.[۱۱۴]
معضل با سلجوقیان و خوارزمشاهیان
ناصر لدین الله برای استقلال و حصول اقتدار از دسترفته خلافت عباسی به رویارویی با توانهای دیگر زیرا سلجوقیان و خوارزمشاهیان پرداخت و گستره حکومت خویش را با تصرف نصیبهایی از بخش ها اسلامی زیرا تکریت، خوزستان، اصفهان، ری و همدان ارتقاء اعطا کرد.[۱۱۵] نقل شده ناصر عباسی برای مراقبت توان خویش، فی مابین توانهای متفاوت مبارزه ساخت می کرد.[۱۱۶] وی برای مهار سلجوقیان با خوارزمشاهیان همعهد و پیمان شد و آن گاه برای رویارویی با خوارزمشاهیان، غوریان و حتی مغولان را تحریک کرد.[۱۱۷] همینطور، به مکان نگهبانی از درخواست یاری فرمانروا جلالالدین مِنکُبِرنی برای رویارویی با مغولان، امیران بخش ها متفاوت را به مخالفت با منکبرنی تشویق کرد.[۱۱۸]
جمعای معتقدند سیاست نادرست ناصر عباسی مطابق ترغیب مغولان برای تقابل با خوارزمشاهیان سبب ساز حمله مغولان به کشورهای اسلامی شد.[۱۱۹] بعضی اورا پادشاهی مغرض و بیکفایت دانستهاند که برای اغراض فردی مورد را برای گزند بیگانگان به مرزوبومهای اسلامی و هلاکت فرهنگ اسلامی مهیا کرد.[۱۲۰] ابناثیر در کتاب الکامل آورده میباشد گزارش تحریک مغولان بوسیله ناصر صحت دارد و شغل وی خطایی گران قدر و نابخشودنی خواهد بود.[۱۲۱]
تضاربهای نظامی
در منابع از مقابله نظامی ناصر عباسی با سلجوقیان[۱۲۲] و خوارزمشاهیان حرف به دربین آمده میباشد.[۱۲۳] فرمانروا محمد خوارزمشاه بعداز به اقتدار وصال، اسم بنیعباس را از خطبهها حذف کرد.[۱۲۴] وی در سال ۶۱۴ق با امان عالمان فقهی که خلافت بنیعباس را ناحق میدانستند، با علاءالملک ترمذی از علویان بیعت نمود. بعد از آن به عذر برگرداندن خلافت به صاحبان مهماش با سپاهی بلندمرتبه به سمت بغداد جنبش کرد؛ البته پس از بردهای اول بر حامیان بنیعباس، به خیال و خاطر برف و سرمای شدید از ادامه مسیر بازماند.[۱۲۵]
ناصر لدین الله بعد از سقوط خوارزمشاهیان و توانگیری مغولان، برای تقابل با آنان تعداد سربازان را ارتقاء بخشید و استحکامات را تقویت کرد.[۱۲۶] با این اکنون در زمان حکمرانی وی هیچ زد خورد نظامی مستقیمی با مغولان چهره نداد.[۱۲۷] منابع به زد خوردهای ناصر عباسی با فرانکها(خارجیها) نیز صحبت به در بین آوردهاند.[۱۲۸] ناصر قصد داشت برای یاری به صلاح الدین ایوبی در خارج راندن صلیبیان از ناحیه شامات، لشکر خویش را به ناحیه بفرستد؛ البته صلاحالدین این سفارش را نپذیرفت و با صلیبیها صلح کرد.[۱۲۹]

جایگاه تاریخی و معنوی نام امام حسن مجتبی (ع) در مسجد فکوری مشهد