روایاتی چندین حکایت داراست که ابوبکر در تفسیر خواب دست داشته میباشد و خواب افرادی و از آن در بین، خواب نبی(ص) را تعبیروتفسیر نموده است.[۱۷۶] واقدی در خبری به شعرشناسی او نیز اشارهای نموده است.[۱۷۷] ابن اثیر یکسری بدن از صحابه زیرا قدمت، عثمان، علی(ع)، عبدالرحمن بن عوف، ابن مسعود و... را از راویان ابوبکر شمرده میباشد.[۱۷۸] البته با اینکه او جزء نادر اشخاصی میباشد که بیش تر از سایر افراد با نبی(ص) مصاحبت داشته، تنها ۱۴۲ حدیث از وی داستان مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد گردیدهاست.
ابوبکر در سُنْح( یا این که سُنُح محلی در یک میلی مدینه [۱۷۹]) با همسرش حبیبه دختر خارجه در اتاقی از شاخه کم آب درخت رطب معاش میکرد و تا ۶ یا این که ۷ ماه بعداز بیعت که به مدینه آمد، چیزی بر آن نیفزود. روز ها گاه پیاده و گاه با اسب به مدینه میآمد و بعداز نماز عشا پیش خانوادهاش گشوده میگشت. در سنح برای همسایگان شیر میدوشید و گوسفندانش را به چرا میبرد و تا بازه زمانیها بعداز بیعت نیز بهاین عمل ادامه میاعطا کرد.[۱۸۰] همینطور از همین احادیث برمیآید که او تا چندی بعد از خلافت، هکر نستان در حالی که لباسهایی بر دوش افکنده بود، برای بیزنس به بازار می رفت. این احوال تا بعد که ابوعبیده متولی بیتالمال، حقوقی برای او انتخاب کرد، ادامه داشت.[۱۸۱] در ارتباط مقدار حقوق و دستمزد ابوبکر اختلاف میباشد: گفتهاند که برای او چیزی درتوان یکیاز مهاجران رقم خورده بود: یعنی نیمی، یا این که به روایتی، پارهای از یک گوسفند برای غذا روزمره و لباس تابستانی و زمستانی. همینطور حرف از ۵۰۰‘۲، ۰۰۰‘۶ درهم در سال نیز به در رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بین آمده میباشد.[۱۸۲]
وفات
ابوبکر در دوشنبه ۷ جمادیالثانی سال ۱۳ هجری که روزی سرد بود، غسل کرد و بهدنبال آن تب کرد و بستری شد و از نماز گزاردن با عموم عقب ماند. دراین بیماری که ۱۵ روز ادامه یافت، قدمت به مکان او با عموم نماز میگزارد و عموم در منزلش از وی عیادت میکردند. تا سرنوشت در شامگاه سه شنبه ۲۲ به عبارتی ماه، بعداز ۶۲ سال قدمت و ۲ سال و ۳ ماه و ۲۲ روز خلافت درگذشت.[۱۸۳] بنابر وصیت ابوبکر، همسرش اسماء لاشهاش را غسل اعطا کرد و قدمت به عبارتی شب در مسجد فرستاده بر او نماز گزارد و طبق وصیت وی به عایشه، به امداد عثمان، طلحه و... در کنار رسول(ص) به خاکش آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد سپردند.[۱۸۴]
افسوس وی در نقطه نهایی قدمت
از ابوبکر در بستر بیماری سخنانی تحت عنوان وصایای او آورده شده که بعضا از آنها مرتبط با جانشینی قدمت و اعتراضاتی میباشد که در این مورد به او میشد و بعضا دیگر مرتبط با مسائل فردی و ارثیه و تسویه اکانت با بیتالمال میباشد.[۱۸۵] در کنار این سخنان، سخنی ممتاز از آنها و با اختلاف یه خرده در لفظ و مفهوم در منابع از او آورده شده که از جهت آشنایی نهان او در نقطه پايان معاش و تبیین بعضا از رویدادها تاریخ اسلام دارنده ارزشی خاص میباشد. این سخنان را او در جواب واپسین جملهها عبدالرحمن به وی گفته بود: «... تو پیوسته با تقوا و مصلح بودهای، بر چیزی از جهان غم مخور» و ابوبکر جواب داده میباشد: «بله، بر چیزی از عالم افسوس نمیخورم، مگر برای سه عمل که کردهام و کاش نکرده بودم و سه شغل که نکردم و کاش کرده بودم و سه چیز که کاش خویش جواب آنهارا از رسول(ص) پرسیده بودم. ولی آنچه دوست دارم که نمیکردم یک کدام از آن میباشد که کاش منزل فاطمه(س) را حتی در صورتیکه به قصد پیکار بر ضد اینجانب بسته بودند، نگشوده بودم و دیگر آنکه کاش فجائه سلمی را نسوزانده بودم، کشته بودم یا این که آزاد کرده بودم، سوم آنکه کاش در روز سقیفه بنی ساعده عمل خلافت را به گردن یک کدام از این دو مرد قدمت و ابو عبیده افکنده بودم که یکی آن دو امیر می شد و اینجانب وزیر؛... ولی آن سه شغل که نکردم و کاش کرده بودم، یک کدام از اینکه اشعث بن قیس را که به اسارت پیش اینجانب آوردند، کاش گردنش را زده بودم، چون به گمان اینجانب، او جایجای شرّی میبیند به کمکاش میشتابد و دیگر آنکه کاش وقتی که خالد بن ولید را به نزاع مرتدان فرستادم، خویش در ذوالقصه مانده بودم و مهیا جنگ و کمک بودم، و سوم آنکه کاش زمانی که خالد را به شام گسیل داشتم، قدمت را نیز به عراق رسول بودم تا بهاینسان دو دست خود را در راه و روش معبود باز بودم». آن گاه دستهای خود باز و افزوده میباشد: کاش از نبی آفریدگار(ص) پرسیده بودم که خلافت از آن چه کسی است تا هیچکس بر راز آن به ستیزه برنخیزد و کاش پرسیده بودم که آیا دختر اخوی و عمه ارث میبرند یا این که خیر؟ چون دراینباره مطمئن نیستم».[۱۸۶]
روایاتی چندین حکایت داراست که ابوبکر در تفسیر خواب دست داشته میباشد و خواب افرادی و از آن در بین، خواب نبی(ص) را تعبیروتفسیر نموده است.[۱۷۶] واقدی در خبری به شعرشناسی او نیز اشارهای نموده است.[۱۷۷] ابن اثیر یکسری بدن از صحابه زیرا قدمت، عثمان، علی(ع)، عبدالرحمن بن عوف، ابن مسعود و... را از راویان ابوبکر شمرده میباشد.[۱۷۸] البته با اینکه او جزء نادر اشخاصی میباشد که بیش تر از سایر افراد با نبی(ص) مصاحبت داشته، تنها ۱۴۲ حدیث از وی داستان مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد گردیدهاست.
ابوبکر در سُنْح( یا این که سُنُح محلی در یک میلی مدینه [۱۷۹]) با همسرش حبیبه دختر خارجه در اتاقی از شاخه کم آب درخت رطب معاش میکرد و تا ۶ یا این که ۷ ماه بعداز بیعت که به مدینه آمد، چیزی بر آن نیفزود. روز ها گاه پیاده و گاه با اسب به مدینه میآمد و بعداز نماز عشا پیش خانوادهاش گشوده میگشت. در سنح برای همسایگان شیر میدوشید و گوسفندانش را به چرا میبرد و تا بازه زمانیها بعداز بیعت نیز بهاین عمل ادامه میاعطا کرد.[۱۸۰] همینطور از همین احادیث برمیآید که او تا چندی بعد از خلافت، هکر نستان در حالی که لباسهایی بر دوش افکنده بود، برای بیزنس به بازار می رفت. این احوال تا بعد که ابوعبیده متولی بیتالمال، حقوقی برای او انتخاب کرد، ادامه داشت.[۱۸۱] در ارتباط مقدار حقوق و دستمزد ابوبکر اختلاف میباشد: گفتهاند که برای او چیزی درتوان یکیاز مهاجران رقم خورده بود: یعنی نیمی، یا این که به روایتی، پارهای از یک گوسفند برای غذا روزمره و لباس تابستانی و زمستانی. همینطور حرف از ۵۰۰‘۲، ۰۰۰‘۶ درهم در سال نیز به در رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بین آمده میباشد.[۱۸۲]
وفات
ابوبکر در دوشنبه ۷ جمادیالثانی سال ۱۳ هجری که روزی سرد بود، غسل کرد و بهدنبال آن تب کرد و بستری شد و از نماز گزاردن با عموم عقب ماند. دراین بیماری که ۱۵ روز ادامه یافت، قدمت به مکان او با عموم نماز میگزارد و عموم در منزلش از وی عیادت میکردند. تا سرنوشت در شامگاه سه شنبه ۲۲ به عبارتی ماه، بعداز ۶۲ سال قدمت و ۲ سال و ۳ ماه و ۲۲ روز خلافت درگذشت.[۱۸۳] بنابر وصیت ابوبکر، همسرش اسماء لاشهاش را غسل اعطا کرد و قدمت به عبارتی شب در مسجد فرستاده بر او نماز گزارد و طبق وصیت وی به عایشه، به امداد عثمان، طلحه و... در کنار رسول(ص) به خاکش آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد سپردند.[۱۸۴]
افسوس وی در نقطه نهایی قدمت
از ابوبکر در بستر بیماری سخنانی تحت عنوان وصایای او آورده شده که بعضا از آنها مرتبط با جانشینی قدمت و اعتراضاتی میباشد که در این مورد به او میشد و بعضا دیگر مرتبط با مسائل فردی و ارثیه و تسویه اکانت با بیتالمال میباشد.[۱۸۵] در کنار این سخنان، سخنی ممتاز از آنها و با اختلاف یه خرده در لفظ و مفهوم در منابع از او آورده شده که از جهت آشنایی نهان او در نقطه پايان معاش و تبیین بعضا از رویدادها تاریخ اسلام دارنده ارزشی خاص میباشد. این سخنان را او در جواب واپسین جملهها عبدالرحمن به وی گفته بود: «... تو پیوسته با تقوا و مصلح بودهای، بر چیزی از جهان غم مخور» و ابوبکر جواب داده میباشد: «بله، بر چیزی از عالم افسوس نمیخورم، مگر برای سه عمل که کردهام و کاش نکرده بودم و سه شغل که نکردم و کاش کرده بودم و سه چیز که کاش خویش جواب آنهارا از رسول(ص) پرسیده بودم. ولی آنچه دوست دارم که نمیکردم یک کدام از آن میباشد که کاش منزل فاطمه(س) را حتی در صورتیکه به قصد پیکار بر ضد اینجانب بسته بودند، نگشوده بودم و دیگر آنکه کاش فجائه سلمی را نسوزانده بودم، کشته بودم یا این که آزاد کرده بودم، سوم آنکه کاش در روز سقیفه بنی ساعده عمل خلافت را به گردن یک کدام از این دو مرد قدمت و ابو عبیده افکنده بودم که یکی آن دو امیر می شد و اینجانب وزیر؛... ولی آن سه شغل که نکردم و کاش کرده بودم، یک کدام از اینکه اشعث بن قیس را که به اسارت پیش اینجانب آوردند، کاش گردنش را زده بودم، چون به گمان اینجانب، او جایجای شرّی میبیند به کمکاش میشتابد و دیگر آنکه کاش وقتی که خالد بن ولید را به نزاع مرتدان فرستادم، خویش در ذوالقصه مانده بودم و مهیا جنگ و کمک بودم، و سوم آنکه کاش زمانی که خالد را به شام گسیل داشتم، قدمت را نیز به عراق رسول بودم تا بهاینسان دو دست خود را در راه و روش معبود باز بودم». آن گاه دستهای خود باز و افزوده میباشد: کاش از نبی آفریدگار(ص) پرسیده بودم که خلافت از آن چه کسی است تا هیچکس بر راز آن به ستیزه برنخیزد و کاش پرسیده بودم که آیا دختر اخوی و عمه ارث میبرند یا این که خیر؟ چون دراینباره مطمئن نیستم».[۱۸۶]

نقش انتخاب مسجد مناسب در برگزاری یک مراسم ترحیم آرام و منظم