رهبران
رهبران بهائیت عبارتاند از:
بهاءالله
نوشتهی علمیٔ اساسی: میرزا حسینعلی نوری
میرزا حسینعلی نوری دارای اسم و رسم به بهاءالله، بنیانگذار بهائیت.
میرزا حسینعلی نوری (به دنیاآمدن ۱۲۳۳ق/۱۱۹۷ش) پر اسم و رسم به بهاءاللّه بنیانگذار بهائیت میباشد و اسم دین بهاییت از همین کنیه گرفته گردیده است.[۷۵] او تلاوت و تایپ کردن را نزد پدرش میرزا عباس نوری فراگرفت.[۷۶] وی بعداز ادعای بابیتِ سید علیمحمد شیرازی، به بابیه پیوست و به رواج آن پرداخت.[۷۷] میرزا حسینعلی در سال ۱۸۶۳م حدود ۱۳ سال بعداز درگذشت علیمحمد باب، ادعای موعود و منزلت «اینجانب یظهره الله» کرد و به اسم بهائی جهانی مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شد.[۷۸]
در سال ۱۸۶۸م، میرزا حسنعلی بهاء بههم پا پیروانش به عکّا، از شهرهای فلسطین، تبعید شد.[۷۹] وی در سال ۱۳۰۹ق (۱۸۹۲م) در ۷۵سالگی در آنجا درگذشت[۸۰] و در خانه مسکونی خویش در گلشن بَهجی دفن رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شد.[۸۱]
عبدالبهاء
عبدالبهاء، فرزند ارشد بهاءالله و جانشین او.
میرزاعباس نوری پر اسم و رسم به عباس افندی و عبدالبهاء (۱۲۶۰-۱۳۴۰ق) فرزند گرانقدر میرزا حسینعلی بهاء بود که بعد از او، رهبری بهائیت به وی رسید. بهاءالله، در «کتابُ عَهْدی» (وصیتطومار بهاء)، اورا جانشین خویش قرار بخشید و «غَصن اعظم» نامیده بود.[۸۲] بهائیان به وی «راءس میثاق» می گویند؛ البته وی خودش را عبدالبهاء آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نامید.[۸۳]
عبدالبهاء در سال ۱۳۲۸ق به دعوت بهائیان اروپا و ایالات متحده از فلسطین به مصر و از آنجا به اروپا و ایالات متحده رفت. عبدالبهاء درین مهاجرت که سه سال زمان بر شد، تعالیمی را که امروزه به «تعالیم دوازدهگانه» شناخته میگردد، مطرح کرد.[۸۴] عبدالبهاء به دلیل فراهم نمودن آذوقه انگلیسیها در پیکار جهانی اولیه،[۸۵] در ۲۷ آوریل ۱۹۲۰م(۱۲۹۹ش) از سوی دولت انگلستان آرم «نایت هود» (شوالیهگری=Knighthood) و کنیه سِر (Sir) اخذ کرد.[۸۶]
وی در سال ۱۳۴۰ق/۱۹۲۱م درگذشت. حرماش در مجاورت حرم باب، بنا شده در کوه کِحافظه موقتِل، در فلسطین قراردارد.[۸۷]
شوقی افندی
شوقی افندی، جانشین عبدالبهاء و رهبر سوم بهائیان.
نوه دختری عباس افندی میباشد که بعد از او رهبر بهائیان شد. وی فرزند میرزا هادی افنان و ضیائیه دختر عبدالبهاء بود که در یازدهم اسفند ۱۲۷۶ش در عکّا متولد شد و تا یازدهسالگی در آنجا به رمز موفقیت.[۸۸] در سال ۱۹۰۸م، شوقی یار و همدم خانواده به شهر حیفا مسافرت کرد و در دانشکده بیروت و آنگاه دانش کده آکسفورد انگلستان علم آموزی کرد.[۸۹] اجرای طرح مسافرت بهائیان به بخشها گوناگون دنیا، توسعه و گسترش تشکیلات اداری و سازمانی فقهی بهائیت[۹۰] و تأسیس هیئت در میانالمللی بهائی یا این که «جنین بیتالعدل»[۹۱] از اقدامات وی بود. در زمان وی عبدالحسین تفتی (آیتی) و میرزا پارسا اقتصاد مراغهای، از مبلغان بهائیت، به اسلام بازگشتند.[۹۲]
او در سیزده آبان ۱۳۳۶ش (۱۹۵۷م) در لندن از عالم رفت و به عبارتیجا دفن شد.[۹۳]
رهبری بهائیت بعداز شوقی افندی
بعد از شوقی افندی، درباره جانشینی او در میان بهائیان اختلاف شد و به انشعاب آنها انجامید. روحیّه ماکْسوِل، همسر شوقی افندی و تنی چند از تیم منتخب شوقی افندی ملقب به «ایادیان امرالله»، اکثریت بهائیان را به خویش جلب کرده و بیتالعدل اعظم را تأسیس کردند و رهبری بهائیت را برعهده گرفتند. این تیم به «بهائیان بیتالعدلی» مشهورند و منزلت البتهِّامری را برای مدام کنار گذاشتند.[۹۴]
در مقابل، چارْلز میسُن ریمی ادعای جانشینی شوقی و اماّامرالله بودن کرد و گروهی را با اسم «بهائیان ارتدکس» یا این که «ریمیها» پدید آورد.[۹۵] رهروان ریمی معتقدند هر تشکیلاتی اعم از ایادیان امرالله یا این که سازمان بیتالعدل می بایست پایین بررسی ولایت دستور بهائیان باشد و سوای آن مشروعیت ندارد. ازاینرو تشکیلات ایادیان امرالله و بیتالعدل را مشروع نمیدانند.[۹۶] میسن ریمی، جوئل برای مارانجلا (Joel Bray Marangella) را تحت عنوان اماِّفرمان سوم بهائیان و جانشین خویش تعیین کرد و مارانجلا نیز در سال ۲۰۰۶م، نصرتالله منفعتمند را تحت عنوان امادستور چهارم بهائیان انتخاب کرد.[۹۷]
رهبران
رهبران بهائیت عبارتاند از:
بهاءالله
نوشتهی علمیٔ اساسی: میرزا حسینعلی نوری
میرزا حسینعلی نوری دارای اسم و رسم به بهاءالله، بنیانگذار بهائیت.
میرزا حسینعلی نوری (به دنیاآمدن ۱۲۳۳ق/۱۱۹۷ش) پر اسم و رسم به بهاءاللّه بنیانگذار بهائیت میباشد و اسم دین بهاییت از همین کنیه گرفته گردیده است.[۷۵] او تلاوت و تایپ کردن را نزد پدرش میرزا عباس نوری فراگرفت.[۷۶] وی بعداز ادعای بابیتِ سید علیمحمد شیرازی، به بابیه پیوست و به رواج آن پرداخت.[۷۷] میرزا حسینعلی در سال ۱۸۶۳م حدود ۱۳ سال بعداز درگذشت علیمحمد باب، ادعای موعود و منزلت «اینجانب یظهره الله» کرد و به اسم بهائی جهانی مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شد.[۷۸]
در سال ۱۸۶۸م، میرزا حسنعلی بهاء بههم پا پیروانش به عکّا، از شهرهای فلسطین، تبعید شد.[۷۹] وی در سال ۱۳۰۹ق (۱۸۹۲م) در ۷۵سالگی در آنجا درگذشت[۸۰] و در خانه مسکونی خویش در گلشن بَهجی دفن رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شد.[۸۱]
عبدالبهاء
عبدالبهاء، فرزند ارشد بهاءالله و جانشین او.
میرزاعباس نوری پر اسم و رسم به عباس افندی و عبدالبهاء (۱۲۶۰-۱۳۴۰ق) فرزند گرانقدر میرزا حسینعلی بهاء بود که بعد از او، رهبری بهائیت به وی رسید. بهاءالله، در «کتابُ عَهْدی» (وصیتطومار بهاء)، اورا جانشین خویش قرار بخشید و «غَصن اعظم» نامیده بود.[۸۲] بهائیان به وی «راءس میثاق» می گویند؛ البته وی خودش را عبدالبهاء آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نامید.[۸۳]
عبدالبهاء در سال ۱۳۲۸ق به دعوت بهائیان اروپا و ایالات متحده از فلسطین به مصر و از آنجا به اروپا و ایالات متحده رفت. عبدالبهاء درین مهاجرت که سه سال زمان بر شد، تعالیمی را که امروزه به «تعالیم دوازدهگانه» شناخته میگردد، مطرح کرد.[۸۴] عبدالبهاء به دلیل فراهم نمودن آذوقه انگلیسیها در پیکار جهانی اولیه،[۸۵] در ۲۷ آوریل ۱۹۲۰م(۱۲۹۹ش) از سوی دولت انگلستان آرم «نایت هود» (شوالیهگری=Knighthood) و کنیه سِر (Sir) اخذ کرد.[۸۶]
وی در سال ۱۳۴۰ق/۱۹۲۱م درگذشت. حرماش در مجاورت حرم باب، بنا شده در کوه کِحافظه موقتِل، در فلسطین قراردارد.[۸۷]
شوقی افندی
شوقی افندی، جانشین عبدالبهاء و رهبر سوم بهائیان.
نوه دختری عباس افندی میباشد که بعد از او رهبر بهائیان شد. وی فرزند میرزا هادی افنان و ضیائیه دختر عبدالبهاء بود که در یازدهم اسفند ۱۲۷۶ش در عکّا متولد شد و تا یازدهسالگی در آنجا به رمز موفقیت.[۸۸] در سال ۱۹۰۸م، شوقی یار و همدم خانواده به شهر حیفا مسافرت کرد و در دانشکده بیروت و آنگاه دانش کده آکسفورد انگلستان علم آموزی کرد.[۸۹] اجرای طرح مسافرت بهائیان به بخشها گوناگون دنیا، توسعه و گسترش تشکیلات اداری و سازمانی فقهی بهائیت[۹۰] و تأسیس هیئت در میانالمللی بهائی یا این که «جنین بیتالعدل»[۹۱] از اقدامات وی بود. در زمان وی عبدالحسین تفتی (آیتی) و میرزا پارسا اقتصاد مراغهای، از مبلغان بهائیت، به اسلام بازگشتند.[۹۲]
او در سیزده آبان ۱۳۳۶ش (۱۹۵۷م) در لندن از عالم رفت و به عبارتیجا دفن شد.[۹۳]
رهبری بهائیت بعداز شوقی افندی
بعد از شوقی افندی، درباره جانشینی او در میان بهائیان اختلاف شد و به انشعاب آنها انجامید. روحیّه ماکْسوِل، همسر شوقی افندی و تنی چند از تیم منتخب شوقی افندی ملقب به «ایادیان امرالله»، اکثریت بهائیان را به خویش جلب کرده و بیتالعدل اعظم را تأسیس کردند و رهبری بهائیت را برعهده گرفتند. این تیم به «بهائیان بیتالعدلی» مشهورند و منزلت البتهِّامری را برای مدام کنار گذاشتند.[۹۴]
در مقابل، چارْلز میسُن ریمی ادعای جانشینی شوقی و اماّامرالله بودن کرد و گروهی را با اسم «بهائیان ارتدکس» یا این که «ریمیها» پدید آورد.[۹۵] رهروان ریمی معتقدند هر تشکیلاتی اعم از ایادیان امرالله یا این که سازمان بیتالعدل می بایست پایین بررسی ولایت دستور بهائیان باشد و سوای آن مشروعیت ندارد. ازاینرو تشکیلات ایادیان امرالله و بیتالعدل را مشروع نمیدانند.[۹۶] میسن ریمی، جوئل برای مارانجلا (Joel Bray Marangella) را تحت عنوان اماِّفرمان سوم بهائیان و جانشین خویش تعیین کرد و مارانجلا نیز در سال ۲۰۰۶م، نصرتالله منفعتمند را تحت عنوان امادستور چهارم بهائیان انتخاب کرد.[۹۷]

نقش انتخاب مسجد مناسب در برگزاری یک مراسم ترحیم آرام و منظم