loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 81
سه شنبه 10 تير 1404 زمان : 13:55

حُمران بن اَعْیَن، محدث امامی در قرن دوم هجری قمری و از اصحاب امام باقر(ع) و امام درستگو(ع) و نماینده قانونی امام درست گو(ع) میباشد. برادرش زُرارِه از مشهور‌ترین راویان روایات شیعه میباشد. حُمران در حدیث، در علم ها خواندن، نحو، لغت، فقه و سخن مهارت داشت. از مشایخ حدیثی او می‌قدرت به ابوطفیل عامربن واثِله لیثی، ابوحرب بن ابوالاسود، و عبید بن نُضَیله، که همه از مشایخ حدیث اهل‌سنّت‌اند، اشاره مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نمود.

حمران‌ بن اَعین از راویان مشترک میباشد؛ اهل سنت و امامیه از وی قصه کرده‌اند. همین دستور باعث شد‌ه‌است تا در وثاقت وی حادثه‌حیث نباشد. لقب حُمران را ابوالحسن[۱] و ابوحمزه[۲] بیان کرده‌اند. حمران، اخوی زرارة بن اَعین و ظاهراً تعالی‌ترین فرزند خانواده اَعین میباشد.[۳] او در زمره تابعین رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بود.[۴]

از اصحاب امام باقر(ع) و امام راستگو(ع)
حمران از اصحاب و راویان امام باقر(ع) و امام درستگو(ع) بود[۵] و امام سجاد(ع)، را نیز فهم و شعور نموده است.[۶] او همینطور نماینده قانونی امام راست گو(ع) در کارها مالی بود.[۷] سید محمدعلی دین دار ابطحی از اینکه حمران از امام سجاد(ع) روایتی نقل نموده باشد اظهار بی‌اطلاعی نموده است[۸] ولی در برخی منابع حدیثی مو جود، روایاتی به گزارش او از آن حضرت یافت می شود[۹] از این‌رو، علی نمازی شاهرودی حمران را از راویان امام چهارم(ع) نیز معرفی نموده آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد است.[۱۰]

مشایخ حدیثی حمران
از مشایخ حدیثی حمران می‌قدرت به اشخاص پایین اشاره نمود: ابوطفیل عامربن واثِله لیثی، ابوحرب بن ابوالاسود، و عبیدبن نُضَیله[۱۱] که همه از مشایخ حدیث اهل‌سنّت‌اند.

داستان کنندگان از حمران
سفیان ثوری، اسرائیل، ابوخالد قَمّاط، زراره، عبید بن زراره، محمد بن حمران، عمرو بن أُذینه، هشام بن تندرست، علی بن رِئاب ویونس بن سلامت نیز از ابن اعین داستان کرده‌اند.[۱۲]

کلینی حدیثی را بیان کرده که صفوان‌بن یحیی آن را از حمران نقل نموده است.[۱۳] از این‌رو آیت الله خویی،[۱۴] و موحدی‌ابطحی[۱۵] صفوان را در شمار راویان از حمران بیان کرده‌اند، ولی به گفته شوشتری داستان ذکر شده ظاهراً از نظر مدرک افتادگی دارااست، به دلیل آن که صفوان‌بن یحیی سال‌ها آن‌گاه می‌زیسته و نمی‌توانسته از راویان امام درست گو(ع) حدیث نقل نماید.[۱۶]

وثاقت حمران
حمران‌بن اَعین از راویان مشترک میباشد؛اهل سنت و امامیه از او حدیث نقل کرده‌اند. همین دستور سبب ساز گردیده است تا درباره ی وثاقت او واقعه‌لحاظ وجود نداشته باشد.

بینش رجالیان اهل سنت
تنی چند از عالمان رجال اهل سنّت، احادیث حمران را غیرموثق و نامعتبر دانسته‌اند.[۱۷] دلایل آن‌ها عبارت میباشد از:

شیعه بودن حمران.[۱۸]
احادیث منقول از حمران، مضمون عجیبی دارا هستند.[۱۹]
در مقابل، برخی رجالیان اهل‌سنّت، مانند ابن‌حِبّان[۲۰] او را در زمره موثقان بیان کرده‌اند یا این که مانند ابن‌عدی[۲۱] روایاتش را مورد قبول دانسته‌اند. میان جامعه ها حدیثی اهل سنّت، ابن‌ماجه[۲۲] و احمد بن حنبل[۲۳] قصه‌هایی از او نقل کرده‌اند.

طریقه رجالیان شیعه
در متن‌ها رجالی امامیه، عمده‌ترین منبع درخصوص حمران، رجال کشی میباشد که جمله ها زیادی را از گویش امامان در مدح و حمد حمران نقل نموده است.[۲۴] مضمون این ماجرا‌ها غالباً ثابت شیعه بودن حمران میباشد که در مقایسه با سخنان ناقدان اهل تسنن، درخور اعتنا میباشد.

روضه خوان طوسی[۲۵] نیز در فصل وابسته به اصحاب مجاورت امامان، از حمران‌بن اَعین اسم‌برده میباشد. ابوغالب زراری[۲۶] حمران را در زمره مشایخ و بزرگان شیعه امامی مکان داده میباشد. بقیه منابع رجالی شیعه امامیه غالباً به نقل سخنان کشی و طوسی بسنده کرده‌اند.[۲۷] مامقانی[۲۸] براساس کل این قصه‌ها و نقل‌عهدوپیمان‌ها حمران را توثیق نموده است.

البته شهید ثانی[۲۹] بعداز نقل دو داستان از کشی، آن ها را ضعیف و غیر قابل اعتقاد دانسته میباشد چه برسد به اینکه وثاقت حمران را ثابت نماید. آیت الله خویی[۳۰] بیشتر این احادیث را از دید گواهی، ضعیف، البته وجود تعدادی قصه دارای اعتبار میان آنان‌را برای ثابت منزلت و مقام حمران، کافی دانسته میباشد.

در منابع دینی امامیه نیز همین اختلاف‌حیث مشاهده میشود. بعضی فقهاء، با اذعان به خلا دلیلی دارای اعتبار بر وثاقت حمران، تنهاً با توکل بر احادیث مدح‌آمیز درباره وی، احادیثی را که او نقل نموده است مورد قبول دانسته‌اند.[۳۱] در مقابل، مولف مدارک الاحکام[۳۲] بعد از نقل حدیثی از حمران، به‌سبب ساز فقدان نص مصرح بر وثاقت یا این که حتی مدح او، حدیث را ضعیف دانسته میباشد.[یادداشت ۱]

بازدید : 21
سه شنبه 10 تير 1404 زمان : 13:46

ابراهیم بن مَهْزیار اهوازی، راوی شیعه قرن سوم قمری، از اصحاب امام جواد(ع) و نقل‌کننده روایاتی از امام هادی(ع) و امام عسکری(ع). در منابع روایی شیعه، احادیثی از ابراهیم بن مهزیار نقل شد‌ه‌است. به‌گفته آیت‌الله خویی، اسم وی در گواهی بیشتراز ۵۰ ماجرا آمده میباشد. رجالیان شیعه درباره دارای اعتبار بودن احادیث ابراهیم بن مهزیار اختلاف‌حیث دارا هستند. برای ثابت وثاقت وی، به قرار دریافت کردن نامش در مدرک بعضا از احادیث کتاب بدون نقص الزیارات عامل مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شد‌ه‌است.

معاش‌طومار
ابراهیم، اهل دَوْرَق خوزستان بوده میباشد.[۱] به‌گفته نجاشی، پدرش مسیحی بوده و به اسلام گرویده میباشد.[۲] از تاریخ به دنیا آمدن و درگذشت ابراهیم بن مهزیار، استحضار دقیقی در اختیار وجود ندارد؛ با این هم اکنون بعضا از دانشمندان با استناد به دلایلی، روزگار معاش او را در میان ۱۹۵-۲۶۵ق تقریب زده‌اند.[۳] این دلایل عبارتند از اینکه او از یاران امام جواد(ع) (شهید شدن ۲۲۰ق) بوده[۴] و بعد از شهید شدن امام حسن عسکری(ع) (شهید شدن ۲۶۰ق) زنده بوده[۵] و نیز آنکه در روایتی، از اصحاب امام مهدی(ع) دانسته رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد گردیده‌است.[۶]

علی و محمد، پسران ابراهیم مهزیار بوده‌اند؛ محمد از اصحاب امام یازدهم بوده[۷] و سازه بر نقلی، امام فرصت(ع) را ملاقات نموده است.[۸] به گفته علی‌اکبر غفاری، اسم علی در کتاب ها رجالی نیامده میباشد.[۹] در بعضا از منابع رجالی و روایی شیعه، لقب وی ابواسحاق نام برده آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.[۱۰]

صحابی ائمه
روضه خوان طوسی، ابراهیم بن مهزیار را از اصحاب امام جواد(ع)،[۱۱] و امام هادی(ع)[۱۲] به شمار آورده میباشد. بر اساس روایتی که در کتاب الکافی از محمد بن ابراهیم بن مهزیار آورده شده، پدرش، ابراهیم بن مهزیار، نماینده قانونی امام یازدهم شیعه‌ها بوده میباشد.[۱۳] آیت الله خویی این ماجرا را ضعیف دانسته میباشد.[۱۴]

ملاقات با امام مجال(عج)
بر اساس روایتی که روحانی صدوق نقل کرده، ابراهیم بن مهزیار در مکه با امام مجال(عج) ملاقات نموده است.[۱۵] آیت الله خویی، در اعتبار این ماجرا تشکیک نموده است.[۱۶] همینطور در روایتی، به رابطه وی با وکیلان امام مهدی(عج) اشاره گردیده[۱۷] و ادب بن حسن طبرسی، او‌را از سفیران حضرت مهدی دانسته میباشد.[۱۸] علامه حلی این قصه را ضعیف دانسته میباشد.[۱۹]

رده رجالی
به‌گفته آیت‌الله خویی رجالیان شیعه درباره ابراهیم بن مهزیار اختلاف‌حیث دارا هستند؛ علامه مجلسی اورا ثقه[۲۰] و ابن داود حلی، اورا ممدوح[۲۱] دانسته‌[۲۲] و عبدالنبی جزائری در دربردارنده الاقوال، او‌را در قسمت رجال ضعیف آورده میباشد.[۲۳]

مامقانی و بعضا دیگر، برای وثاقت و مدح ابراهیم بن مهزیار، به دلایلی متکی بودن کرده‌اند؛ مثلا وصی بودن از طرف علی بن مهزیار، و سفیر بودن وی برای حضرت مهدی(ع).[۲۴] سید ابوالقاسم خویی، تالیف کننده گروه ۲۳ جلدی معجم رجال الحدیث، دلالت این مورد ها بر مدح و توثیق او‌را ضعیف دانسته و خویش برای وثاقت ابراهیم بن مهزیار به قرار به چنگ آوردن نامش در مدرک احادیث کتاب بدون نقص الزیارات[۲۵] عامل نموده است.[۲۶] بعضا از دانشمندان معاصر، نقل از راوی در کتاب بدون نقص الزیارات را از توثیقات عام دانسته‌اند؛[۲۷] چرا‌که ابن قولویه در پیشگفتار بدون نقص الزیارات، گفته میباشد که در‌این کتاب صرفا از راویان ثقه نقل نموده است.[۲۸]

احادیث
در منابع روایی شیعه برای مثال کتاب ها اربعه، احادیثی به گزارش ابراهیم بن مهزیار آمده میباشد.[۲۹] به گفته آیت الله خویی، اسم وی در مدرک بیشتراز ۵۰ داستان آمده میباشد.[۳۰]

ابراهیم بن مهزیار، از امام دهم و یازدهم[۳۱] شیعه‌ها به صورت بدون واسطه حدیث نقل نموده است.[۳۲] وی با واسطه راویانی همانند برادرش علی،[۳۳] با تقوا‌ بن سندی، ابن ابی‌عمیر، حسین‌ بن علی‌ بن بلال، خلیلان بن هشام و برادرش داود بن مهزیار، قصه نقل نموده است.[۳۴] همینطور عبدالله بن جعفر حمیری،[۳۵] سعد بن عبدالله اشعری،[۳۶] محمد بن احمد بن یحیی و محمد بن علی بن دوستداشتنی، از راویانی می باشند که از او حدیث نقل کرده‌اند.[۳۷]

ابراهیم، روایاتی در مورد‌هایی همانند مجال شهیدشدن و سن ائمه،[۳۸] فضیلت نماز تلاوت در مسجد النبی[۳۹] و مسجد کوفه،[۴۰] اجر زیارت امام حسین[۴۱] و نیز روایاتی درباره احکام نماز[۴۲] و حج[۴۳] نقل نموده است. بعضی از فقیهان شیعه، مانند مالک جواهر به روایتی از وی درباره‌ی احکام نماز استناد کرده‌اند.[۴۴]

نجاشی کتابی با اسم البشارات به ابراهیم بن مهزیار نسبت داده میباشد.[۴۵] بعضا از دانشمندان احتمال داده‌اند که البشارات به عبارتی کتاب برادرش علی بن مهزیار میباشد[۴۶] که ابراهیم بن مهزیار آن را ماجرا کرده[۴۷] و نجاشی آن را به او نسبت داده میباشد.[۴۸]

بازدید : 20
دوشنبه 9 تير 1404 زمان : 17:27


انکار شفاعت و جواب آن
جمع‌ای مشروعیت شفاعت را انکار کرده و عامل‌ای آورده‌اند که بعضا از آن ها به تفصیل ذیل میباشد:

آموزه شفاعت، با اصل عدل و داد، مخالف و با دستگاه ظلم و جهل سازگار بوده و بر این پایه، اعتقاد و باور به آن توهین به معبود میباشد.[۷۳] اما به گفته آیت‌الله مکارم شیرازی، مجازات گنهکار عین عدل و داد میباشد و تایید شفاعت نوعی فضل و ادب و احسان هست، احسانی که از یک سو به خیال مسئله‌های مطلوب در شخص شفاعت‌شونده و از سوی دیگر به خیال و خاطر آبرو و احترام و انجام با تقوا شفاعت‌کننده مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.[۷۴]
وعده شفاعت دادن به عموم، آن‌ها‌را بر جاری ساختن گناه و هتک محارم الهی، جَری و بی‌پروا می‌نماید.[۷۵] گفته‌اند که‌این انواع بر آیاتی که درباره عفووبخشش گناهان از سوی خدا نازل گردیده نیز وارد میباشد، در حالی که کسی شک ندارد در‌این که آیه‌ها مغفرت، موجب بی‌پروایی عموم در هتک محارم الهی نمیشوند.[۷۶] همینطور نشانه‌ها شفاعت منوط به مشیت الهی میباشد و کسی نمی‌تواند مطمئن باشد که شفاعت شفاعت‌کنندگان مشمول حالش می شود و لذا بی‌پروایی در جاری ساختن گناه ساخت‌و‌ساز نمی‌نماید؛ بلکه فقط تاثیر وعده شفاعت این میباشد که عموم را امیدوار می‌نماید و آنان‌را از ناامیدی از بخشش الهی رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد می‌رهاند.[۷۷]
شفاعت نیازمند تحول و تغییر تحول در دانش و عزم پروردگار میباشد؛ به این ذکر که شفاعت‌کننده موجب می گردد که آفریدگار برخلاف آنچه در اولیه عزم کرده و به آن حکم نموده، کاری اعمال دهد، ولی تغییر و تحول در دانش و عزم خدا، نیازمند تغییر تحول ذات بوده و محال میباشد، بدین ترتیب شفاعت نیز محال میباشد.[۷۸] در جواب گفته‌اند که قبول شفاعت از سوی پروردگار به معنای تغییر‌و تحول در عزم وی و یا این که تحول دانش وی وجود ندارد؛ بلکه معبود دانش داراست که از جملهً فلان بشر در آتی شرایط‌های مختلفی به خویش میگیرد و این دانش به تغییر‌و تحول، به معنای تغییر‌و تحول در دانش وجود ندارد و لذا عزم خدا به آن وضعیت‌ها وابستگی میگیرد، به این مفهوم که آن بشر در یک مجال با اعتنا به لوازم و قوانینی یک شرایط دارااست و در آن درحال حاضر، خدا درباره وی عزم می‌نماید و در حین دیگری با دقت به اسباب و اثاث و وضعیت دیگری، موقعیت دیگری به خویش می گیرد و خداوند نیز عزم دیگری درباره وی می‌نماید و این کارها نیازمند تغییر و تحول در دانش و عزم خد ا آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد وجود ندارد.[۷۹]
انکار شفاعت در قیامت
بعضی با استناد به آیه «یَوْمٌ لَا بَیْعٌ فِیهِ وَ لَا خُلَّةٌ وَ لَا شَفَاعَةٌ...؛[۸۰] روزی که در آن، خیر خریدوفروشی می‌باشد و خیر دوستی سودی دارااست و خیر شفاعتی مشمول حالتان میگردد...»[۸۱] و برخی دیگر از نشانه‌ها قرآن،[۸۲] شفاعت را صرفا منحصربه‌فرد در دانا جهان دانسته و آن را در قیامت انکار کرده‌اند.[۸۳] ولی به گفته آیت‌الله سبحانی این آیه، مطلق شفاعت در قیامت را انکار نمی‌نماید؛ بلکه با اعتنا به پاراگراف «لا خُلة»، صرفا شفاعت فسخ را رد می‌نماید.[۸۴] در شفاعت فسخ، درخواست‌کننده شفاعت، فارغ از آنکه به وظایف و انجام فقهی خویش شغل کرده‌با‌شد، به صرف دوستی و نسبتش با شفاعت‌کننده، مانند آنچه در عالم رخداد می‌ افتد، از وی طلب شفاعت می‌نماید.[۸۵] برخی مفسران نیز بر این نظرند که‌این آیه مطلق شفاعت در قیامت را انکار نکرده؛ بلکه شفاعت برای غیرمؤمنان را رد می‌نماید.[۸۶] در بعضا منابع روایی شیعه و اهل‌سنت نیز روایاتی گفته شده که شفاعتِ شفاعت‌کنندگان را در قیامت ذکر نموده است.[۸۷]

کتاب‌شناسی
برخی از اثراتی که درباره شفاعت به حرفه تحریر درآمده عبارتند از:

الشفاعة فی الکتاب و السنة: نوشته جعفر سبحانی. این کتاب شامل هشت فصل میباشد. فصل نخستین درباره طریقه عالمان مسلمان درباره شفاعت میباشد. فصل دوم به سوژه شفاعت در قرآن و فصل سوم به تمجید شفاعت و اقسام آن تخصیص یافته میباشد. فصل چهارم درباره توجیهات شفاعت و فصل پنجم درباره اثرها آن میباشد. فصل ششم کتاب درباره طلب شفاعت از افرادی میباشد که آفریدگار به آنها اجازه داده و فصل هفتم مرتبط با ذکر مسائلی درباره طلب شفاعت میباشد. مولف در واپسین فصل کتاب نیز احادیثی در منابع روایی شیعه و اهل سنت که درباره شفاعت گفته شده، توده نموده است.[۸۸]
الشفاعة: نوشته سیدکمال حیدری. این کتاب مشمول یک پیشگفتار و شش فصل میباشد. فصل اولیه درباره تعریف و تمجید لغوی و اصطلاحی شفاعت و اقسام آن میباشد. فصل دوم مرتبط با اثرها شفاعت میباشد و فصل سوم به رسیدگی اشکالات و شک ها حول زمینه شفاعت تخصیص دارااست. فصل چهارم مشاجره درباره حالت شفاعت‌شوندگان و فصل پنجم درباره شفاعت‌کنندگان میباشد. فصل ششم کتاب نیز نظارت مجوز طلب شفاعت از شفاعت‌کنندگان میباشد.[۸۹]
الشفاعة العظمی فی یوم القیامة: تألیف فخر رازی. وی درین کتاب بعد از تعریف و تمجید شفاعت و ذکر محدوده آن به نظارت و عیب گیری نگرش خوارج و معتزله درباره شفاعت و همینطور طریقه اهل کتاب در قضیه شفاعت پرداخته میباشد.[۹۰]
إثبات الشفاعة: نوشته شمس‌الدین ذهبی، گیسوّچهره و رجالی اهل سنت در قرن هشتم هجری. تالیف کننده درین تاثیر به عده‌آوری بعضی روایاتی که از صحابه در مسئله شفاعت بیان شده، پرداخته میباشد.[۹۱]

بازدید : 24
دوشنبه 9 تير 1404 زمان : 17:23


شفاعت‌شوندگان
رسول(ص):
و أمّا شَفاعَتِي ففي أصحابِ الكَبائرِ ما خَلا أهلَ الشِّركِ و الظُّلمِ؛ شفاعت اینجانب برای مرتکبان گناهان كبیره میباشد و به مشرکان و ستمگران نمیرسد.

روضه خوان صدوق، الخصال، ۱۳۶۲ش، ج۲، ص۳۵۵.

درین که چه عده ای گزینه شفاعت شفاعت‌کنندگان قرار میگیرند، بین عالمان مسلمان اختلاف‌حیث میباشد.[۴۱] امامیه با استناد به آیه ۲۸ سوره انبیاء[۴۲] و روایاتی از امامان معصوم(ع)،[۴۳] بر این باورند که شفاعت، صرفا به کسی وابستگی میگیرد که پروردگار از آیین او راضی باشد؛ حالا چه گناه کبیره مرتکب گردیده باشد یا این که گناه صغیره.[۴۴] آنها همینطور با دقت به بعضی احادیث نقل‌گردیده از امامان معصوم،[۴۵] توبه‌کنندگان را بی‌نیاز از شفاعت دانسته‌اند.[۴۶] اشاعره و مرجئه نیز همچون امامیه، بر این باورند که مرتکبان کبیره از امت نبی(ص) نیز میتوانند شامل شفاعت قرار گیرند.[۴۷] در مقابل، معتزله، خوارج و زیدیه بر این نظرند که شفاعت صرفا مشمول هم اکنون مؤمنانی میگردد که از گناهان خویش توبه کرده‌اند[۴۸] و با تمسک به آیاتی از قرآن همانند آیه ۴۸ سوره بقره و آیه ۱۸ سوره غافر، مرتکب کبیره‌ای که توبه نکرده میباشد را دربرگیرنده شفاعت نبی(ص) مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد ندانسته‌اند.[۴۹]

امامیه و بقیه فرقه‌های مسلمان با تمسک به آیاتی همانند آیه ۱۸ سوره غافر[۵۰] و روایاتی از فرستاده(ص)[۵۱] و امامان شیعه(ع)[۵۲] رخداد حیث دارا هستند که مشرکان و کافران دربرگیرنده شفاعت قرار رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نمی‌گیرند.[۵۳]

امام درستگو(ع) روایتی از رسول(ص) نقل نموده است که برپایه آن، هر کس نماز را مدل بشمارد از شفاعت آنها محروم میماند.[۵۴] همینطور برپایه برخی احادیث شیعه، ناصبی، پاد شاه ظالم و غالیان در آیین، مشتمل بر شفاعت قرار آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نمی‌گیرند.[۵۵]

شفاعت به اجازه پروردگار میباشد
عالمان مسلمان واقعه لحاظ دارا هستند که شفاعتِ شفاعت‌کنندگان و همینطور تایید شفاعت برای شفاعت‌شوندگان، کلیه به اجازه آفریدگار میباشد. آن‌ها به آیاتی همانند آیه ۲۵۵ سوره بقره،[۵۶] آیه ۳ سوره یونس،[۵۷] آیه ۱۰۹ سوره طه،[۵۸] آیه ۲۶ سوره نجم[۵۹] که در آنان به تحقق شفاعت به اجازه پروردگار تصریح گردیده، تمسک کرده‌اند.

بعضا با استناد به آیاتی همانند آیه «قُلْ لِلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِیعًا؛[۶۰] بگو شفاعت کلیه خلقان باایمان میباشد.»[۶۱] و آیه «مَا لَکُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِیٍّ وَلَا شَفِیعٍ؛ غیر از وی برای شما هم پا و شفیعی وجود ندارد.»،[۶۲] شفاعت را صرفا به پروردگار تخصیص داده‌اند.[۶۳] در جواب به آنها آورده شده که شفاعت برای معبود میباشد؛ البته مفسران رخداد لحاظ دارا‌هستند که با اعتنا به آیه ۷۹ سوره اسراء و احادیث پایین آن،[۶۴] آفریدگار این جایگاه را که در آیه از آن با تیتر منزلت محمود حافظه گردیده، به فرستاده(ص) اعطا نموده است.[۶۵] بعضی نیز به آیاتی که در آنها به تحقق و تایید شفاعت به اجازه پروردگار اشاره گردیده، استناد کرده‌اند و گفته‌اند صحت دارد که شفاعت برای معبود میباشد، اما معبود با دقت به‌این آیه‌ها، آن را به بعضی از بندگان مقربش اجازه داده میباشد.[۶۶]

مخالفت وهابیت با طلب شفاعت از میت
ابن‌تیمیه و به تاسی از او، بعضا از وهابیون، طلب شفاعت از رسول(ص) و بقیه شفیعان بعداز وفات یا این که در غیاب آن ها و به‌طور کلی طلب شفاعت از غیر معبود را بدعت و بی دینی میدانند.[۶۷] ابن‌تیمیه گفته میباشد که هیچ‌یک از صحابه، بعد از وفات رسول(ص) از او طلب شفاعت نکرد و هیچ‌کدام از فقهای چهارگانه به استحباب یا این که وجوب آن فتوا نداده میباشد. ازاین‌رو، طلب شفاعت، عملی فارغ از عامل و مخالفت با سیاق صحابه و فقیهان میباشد.[۶۸] عبدالعزیز بن گشوده (مفتی وهابی اهل ایالات متحده عربی) در جواب به استفتائی گفته میباشد که شفاعت، مِلک معبود میباشد و فرستاده(ص) و بقیه شفیعان بعداز وفاتشان نمی‌توانند در‌این ملک تصرف نمایند. ازاین‌رو، طلب شفاعت از هر کس وفات کرده و قدرتمند بر اعمال کاری وجود ندارد، بی دینی میباشد.[۶۹]

امام درستگو(ع):
إِنَّ شَفَاعَتَنَا لَا تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِالصَّلَاةِ؛ شفاعت ما به افرادی که نماز را مدل بشمارند، نمی رسد.

روضه خوان صدوق، اینجانب لایحضره الفقیه، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۲۰۶.

سیدعلی میلانی، سخن‌پژوه شیعه، به روایتی از منابع اهل‌سنت استناد کرده و گفته میباشد که صحابه در برخی وضعیت‌ها، از رسول(ص) بعداز رحلت او، طلب شفاعت می‌کرده‌اند.[۷۰] برپایه این داستان، در زمان خلافت قدمت بن خطاب، قحطی پیش آمد و بلال بن حارث، از صحابه فرستاده(ص)، به زیارت قبر او رفت و به وی متوسل شد که از خدا طلب باران نماید تا به‌واسطه آن، امت از قحطی نجات یابند.[۷۱]

به‌گفته جعفر سبحانی در کتاب آئین وهابیت، درخواست شفاعت از شفاعت‌کنندگانی که از جهان رفته‌اند، از اجساد مخفی در قبور وجود ندارد؛ بلکه از ارواح تمیز و زنده‌ای میباشد که با اجساد برزخی در دنیا برزخ به‌رمز می برند و به تصریح قرآن زنده‌اند.[۷۲]

بازدید : 18
يکشنبه 8 تير 1404 زمان : 13:10

تکفیر گناهان به محوشدن گناهان یا این که تاثیر آن‌ها در قیامت بر تاثیر اجر شغل های نیک گفته می گردد. در قرآن و روایات اسلامی از ایمان، شغل پارسا، توبه، جهاد، صدقه پنهانی و عبادت تحت عنوان عامل ها تکفیر گناهان حافظه شد‌ه‌است. تکفیر گناهان بحثی کلامی میباشد که متکلمان مسلمان آن را تحت عناوینی همانند احباط، احباط و تکفیر، تَحابُط اَعمال و تایید صلاحیت اجتماع اجر و عِکادر پژوهش مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد می‌نمایند.

امامیه و اشاعره تکفیر را تنها درباره گناهانی می‌پذیرند که در قرآن و احادیث از آنان مذکور گردیده؛ البته معتزله بر این باورند که تکفیر، تمامی گناهان را محو می‌نماید. متکلمان امامیه، نگرش معتزله را برخلاف بعضا از نشانه‌ها قرآن میدانند که آفریدگار، مشوق و مجازات شغل های نیک و بد را جدا به حساب آوردن می‌نماید. تکفیر به معنای پوشاندن و مخفی‌کردن میباشد؛[۱] از این‌رو هر کس نعمت‌های الهی را انکار می‌نماید، کافر خوانده می گردد.[۲] تکفیر گناهان در دانش سخن، به معنای محوشدن مجازات گناهان در تاثیر اجر شغل های نیک میباشد. بر این مبنا تکفیر در قبال احباط میباشد که به ازبین‌رفتن اجرا نیک بر تاثیر گناهان اشاره رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد می‌نماید.[۳]

کارداران
در قرآن و احادیث برای تکفیر گناهان، عواملی گفته شده میباشد؛ در قرآن از ایمان و فعالیت باتقوا،[۵] توبه،[۶] هجران‌کردن از گناهان کبیره[۷] صدقه پنهانی، جهاد[۸] و عبادت[۹] به‌تیتر عواملی حافظه گردیده که گناهان را از دربین میبرند. در احادیث نیز شفاعت،[۱۰] زیارت امام حسین،[۱۱] قرائت قرآن[۱۲] و اقامه نماز شب[۱۳] از عامل ها تکفیر گناهان دانسته آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شد‌ه‌است.

تکفیر در دانش حرف
تکفیر گناهان گفت و گو کلامی میباشد و معمولاً از آن هم پا احباط اذعان کرد‌وگو می گردد.[۱۴] متکلمان مسلمان تکفیر گناهان را زیر عناوینی همانند احباط،[۱۵] احباط و تکفیر،[۱۶] تَحابُط اَعمال[۱۷] و مجوز اجتماع اجر و عِفریم[۱۸] پژوهش می‌نمایند. برخی از عالمان شیعه و اهل سنت از آن در زمینه معاد[۱۹] و معتزله در دعوا وعد و وعید[۲۰] نیز صحبت گفته‌اند.

متکلمان مسلمان واقعه‌حیث دارا هستند که در شرایطی‌که کافری مسلمان خواهد شد، عذاب بی دینی و همینطور جزای گناهانی که در درحال حاضر شرک اعمال داده، از وی برداشته می‌گردد؛[۲۱] ولی درباره گناهانی که در حالا مسلمانی از شخص راز میزند، میانشان اختلاف‌لحاظ می باشد:

معتزله تکفیر را درباره تمامی گناهان می‌پذیرند و بر این باورند که فعالیت نیک قادر است هر گناهی را تمیز نماید.[۲۲] گفته‌اند انگیزه یقین آنها به‌این عقیده، آن میباشد که متکلمان معتزله بعد از آنکه استحقاق اجر و عِفریم را برای شغل های نیک و گناه مطرح کردند، با این نقص‌ مواجه شدند که در حالتی‌که عملی آمیخته از اجر و عقاب باشد، مایحتاج می آید مُکَلَّف در حین واحد، هم مستحق اجر باشد و هم مستحق عقاب و این را محال می‌دانستند.[۲۳] از این‌رو عقیده احباط و تکفیر را مطرح کردند.[۲۴]
شیعه ها و اشاعره[۲۵] احباط کلی را نمی‌پذیرند و می گویند: شغل های عالی، صرفا آن تیم از گناهان را منزه می‌نمایند که در قرآن یا این که احادیث به آن اشاره گردیده است.[۲۶] شیعه ها دراین مورد با استناد به بعضی از آیه‌ها قرآن ازجمله آیه‌ها ۷ و ۸ سوره زلزال که در آن‌ها آمده میباشد: «پس هركه هم‌وزن ذرّه‌اى نيكى كند، آن را خواهد ديد؛‌ و هركه هم‌وزن ذرّه‌اى بدى كند، آن را خواهد ديد»، معتقدند پروردگار ایفا عالی و بد را مستقل احتساب می‌نماید.[۲۷]
محوشدن گناه یا این که کیفر آن؟
در اینکه آیا تکفیر به معنای محوشدن خویش گناه یا این که برداشته‌شدن کیفر آن میباشد، اختلاف‌لحاظ وجود دارااست؛ ابوعلی جُبّائی از بزرگان معتزله براین‌اعتقادوباور میباشد که تکفیر خویش گناه را محو می‌نماید، ولی ابوهاشم جبائی فرزندش می‌ذکر کرد: مجازات آنان‌را برمی‌داراست.[۲۸] همینطور نوشته‌اند برخی از فیلسوفان مسلمان که تکفیر را به‌معنای محوشدن خویش گناه میدانند، زیرا معتقدند مو جود هیچ‌گاه وجود ندارد نمی شود، محو گناه را به یکی‌از دو شکل تحت توضیح می دهند:

هر گناهی از آن جهت که گناه میباشد، امری عدمی و غیرمخلوق میباشد.
به عبارتی‌‌سیرتکامل که هستی گناه‌‌عمل با توبه به هستی دیگری تبدیل می شود. افعال بد نیز به افعال نیک تبدیل می شوند.[۲۹]

بازدید : 23
يکشنبه 8 تير 1404 زمان : 13:03

بعضی عالمان اهل‌سنت به پیراستگی شیعه از پیمان به تحریف قرآن تصریح کرده‌اند.[۵۱] برای مثال ابوالحسن اشعری (درگذشت: ۳۲۴ق) در مقاله ها‌الاسلامیّین، قسم به نقصان قرآن را فقط به فرقه‌ای از شیعه نسبت داده و گفته میباشد بعضا دیگر از شیعه که به امامت معتقدند (امامیه) بر این نظرند که در قرآن، خیر زیادت روش یافته میباشد و خیر نقصان مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد است .[۵۲]

عفو و بخشش‌الله دهلوی (درگذشت: ۱۳۰۸ق)، فقیه اهل‌سنت و اهل هندوستان، در کتاب «اظهار الحق» گفته میباشد قرآن نزد بیشتر علمای شیعه امامیه از هرگونه تغییر تحول و تبدل محفوظ باقیمانده و صرفا جمع اندکی کلام از کاستی به دربین آورده‌اند که نظرشان نزد آن ها مردود میباشد.[۵۳] محمد عبدالله دَرمز (درگذشت: ۱۳۳۷ش)، فقید و مفسر مصری، در کتابش با تیتر «مدخلً الی القرآنِ الکریم» با بیان نگرش روحانی صدوق در عدم تحریف قرآن اظهار نموده است امامیه بر این باورند که در قرآن جان دار نزد مسلمان‌ها، هیچ تحریفی از جهت زیادت و کاستی واقع نشده میباشد.[۵۴] محمد محمد المدنی (درگذشت: ۱۳۸۸ق)، دانا مصری و از اساتید کالج الازهر، ضمنا نوشته ی علمی‌ای که در خبرنامه «رسالة‌الاسلام» چاپ گردیده، نوشته میباشد از دانشمندان شیعه امامیه و اهل‌سنت، کسی به تحریف قرآن معتقد وجود رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد ندارد.[۵۵]

کتابشناسی

کتاب صیانه القران اینجانب التحریف تاثیر محمدهادی معرفت
«کتابشناسی عدم تحریف قرآن»، تیتر کتابی در ۲۷۵ کاغذ و شامل بیش تر از ۵۰۰ تاثیر، پیرامون زمینه عدم تحریف قرآن میباشد که بوسیله کاظم استادی تهیه گردیده و در سال ۱۳۹۲ش، از سوی سازمان حج و زیارت تکثیر یافته میباشد.[۵۶] بعضی از مهمترین اثراتی که از سوی عالمان شیعه در قضیه تحریف‌ناپذیری قرآن نگاشته گردیده به تفصیل ذیل آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد:

کَشف الاِرتیاب عن تحریف الکتاب، نوشته روضه خوان محمود تهرانی: گفته می شود او‌لین اثری میباشد که بعد از نشر فصل‌الخطاب و در ردّ آن نوشته شد.[۵۷] آقابزرگ تهرانی گفته میباشد هنگامی مؤلف کتاب فصل‌الخطاب (میرزا حسین نوری) این تاثیر را رسیدگی کرد، رساله‌ای به فارسی در ردّ آن نوشت و توصیه کرد که با کتاب فصل‌الخطاب چاپ خواهد شد.[۵۸] وی درین رساله گفته منظورش از تحریف این وجود ندارد که به قرآن جانور نزد مسلمانها که در طول عثمان جمع گردیده، چیزی اضافه یا این که معدود گردیده‌است؛ بلکه خواسته این میباشد که قسمتی از وحی الهی که بر فرستاده(ص) نازل گردیده، ساقط گشته و در قرآن، جانور، تصویب نشده میباشد.[۵۹]
ادله پر‌نور؛ البرهانُ علی عدمِ تحریفِ القرآن، تألیف میرزا مهدی بروجردی: تالیف کننده، در‌این کتاب، دلایلی بر ردّ تحریف قرآن ارائه نموده است.[۶۰] وی همینطور روایاتی که در کتاب فصل‌الخطاب برای ثابت نقصان قرآن به آن استناد گردیده را از نظر مدرک و دلالت گزینه انتقاد و تحقیق قرار داده میباشد.[۶۱] تالیف کننده بینشِ بیشتراز ۴۰ نفر از مفسران، فقیهان و قرآن‌پژوهان شیعه در ردّ تحریف قرآن به زیادت و کاستی را در‌این کتاب ذکر نموده است.[۶۲]
صیانة القرآن مِنَ التحریف، تألیف محمدهادی معرفت: این کتاب مشمول هشت فصل و حاوی این مباحث میباشد: تمجید لغوی و اصطلاحی «تحریف»، دلایل عدم تحریف قرآن، نگرش بعضا عالمان شیعه در موافقت با عدم تحریف قرآن، سند بعضا صاحب و مالک‌نظران اهل‌سنت به پیراستگی شیعه از عهد و پیمان به تحریف قرآن، تحریفی که در کتاب ها عهدین واقع گردیده، تحریف نزد فرقه حشویه، تحریف نزد اخباریان و عیب گیری و تحقیق بینش تالیف کننده فصل‌الخطاب.[۶۳] این کتاب بوسیله علی نصیری گیلانی به فارسی ترجمه شد و از سوی انتشارات سَمت، در تاریخ ۱۳۷۹ش، با تیتر «تحریف‌ناپذیری قرآن» چاپ شوید.[۶۴]

بازدید : 71
شنبه 7 تير 1404 زمان : 13:56

جشن و پای کوبی به دنیا آمدن فرستاده(ص) به مراسم‌هایی اشاره داراست که در سالروز به دنیاآمدن رسول اسلام برگزار میشود. شیعه‌ها و اهل‌سنت، روز به دنیاآمدن فرستاده(ص) را جشن و پای کوبی میگیرند ولی وهابی‌ها آن را بدعت می دانند چراکه در طول فرستاده(ص) و صحابه اینگونه پایکوبی‌هایی برگزار نشده میباشد. عالمان مسلمان در جواب وهابیان گفته‌اند هرچند در حین فرستاده(ص) و صحابه پایکوبی به دنیاآمدن نبی(ص) برگزار نشده البته در شرع از آن نهی نشده میباشد از این‌رو برپایی جشن و پایکوبی تولد برای فرستاده خیر فقط بدعت وجود ندارد بلکه برای بزرگداشت وی مناسب هم خواهد بود. همینطور برای مشروعیت برپایی پای کوبی میلادالنبی به آیاتی از قرآن و نیز مفاهیم قرآنی استناد گردیده که به بزرگداشت نبی و محبت به وی پیشنهاد نموده مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد است.

گزارش‌های تاریخی از قرن چهارم قمری و بعداز آن وجود دارااست که مسلمان ها روز ولادت را جشن و پای کوبی می‌گرفتند. همینطور هم محلی مکه در سالروز به دنیاآمدن رسول در محل میلاد وی تجمع می‌کردند و به دعا و بیان می‌پرداختند و به وی تبرک می‌جستند تا اینکه در حکومت آل سعود این جای رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد تخریب شد.

شیعه ها، ۱۷ ربیع‌الاول و اهل‌سنت، ۱۲ ربیع‌الاول را روز میلاد رسول اسلام میدانند. علمای شیعه صدقه دادن، اعمال کارها نه، خنده رو کردن مؤمنان و... را در‌این روز مستحب می دانند. اهل‌سنت نیز کادو دادن و اطعام فقرا را برای بزرگداشت رسول اسلام درین روز توصیه کرده‌اند. ازاین‌رو مسلمان‌ها در کشورهای متفاوت در روز تولد فرستاده پای کوبی برپا می‌نمایند. این روز در جمهوری اسلامی ایران، افغانستان، عراق، هندوستان، پاکستان، اندونزی و مصر تعطیل قانونی آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.


جشن و پای کوبی به دنیا آمدن نبی در مالزی
التفات و تاریخچه
جشن و پایکوبی میلادالنبی به مراسم‌هایی اشاره دارااست که در سالروز به دنیا آمدن فرستاده اکرم برگزار می شود. روا بودن یا این که عدم تایید صلاحیت برپایی پایکوبی میلادالنبی از اختلافات مسلمان ها با وهابیان میباشد. از لحاظ مسلمان‌ها برپایی جشن و پای کوبی میلادالنبی روا میباشد. از این‌رو مسلمان‌ها در کشورهای متعدد، با برپایی آئین‌ها و مراسم‌هایی روز به دنیاآمدن رسول را گرامی می‌دارا‌هستند.[۱] همینطور روز ولادت فرستاده اسلام در بعضی کشورها مثلا اندونزی، کشور ایران،[۲] هندوستان،[۳] پاکستان،[۴] مصر[۵] و...[۶] تعطیل قانونی میباشد. البته وهابیان برپایی پایکوبی به دنیا آمدن النبی را بدعت و حرام می دانند.[۷]

تاریخچه برگزاری جشن و پای کوبی در سالروز به دنیاآمدن نبی به قرن‌های چهارم و پنجم قمری برمی‌خواهد شد. احمد بن علی مقریزی تاریخ‌نگار قرن نهم قمری از ترویج جشن و پایکوبی‌ میلادالنبی در حکومت فاطمیان (۲۹۷-۵۶۷ق) در مصر حافظه نموده است.[۸] همینطور به نقل از منابع تاریخی، مظفرالدین کَوکُبری (درگذشته ۶۳۰ق) فرمانده صلاح‌الدین ایوبی و حکم دهنده اِربِل در ماه ربیع الاول پای کوبی میلادالنبی برگزار میکرد.[۹]

آيا پای کوبی میلادالنبی بدعت میباشد؟
وهابیان، برگزاری جشن و پای کوبی ولادت برای رسول اسلام را بدعت میدانند.[۱۰] عبدالعزیز بن گشوده از وهابیان، جشن و پایکوبی تصاحب کردن برای تولد نبی اسلام را بدعت تلقی نموده است.[۱۱] عالمان سلفی، کمپانی در‌این پای کوبی‌ها، نشستن در محل برگزاری پای کوبی و یا این که تناول کردن شیرینی‌های آن را حرام می دانند.[۱۲] همینطور بعضا از نویسندگان آنان به برگزارکنندگان جشن و پایکوبی به دنیاآمدن رسول نسبت فسق، بی‌آیین و... میدهند.[۱۳] استدلال وهابیان در بدعت پی بردن جشن و پایکوبی میلادالنبی این میباشد که اینگونه مراسمی در طول رسول اسلام و صحابه برگزار نشده میباشد.[۱۴]


جشن و پایکوبی به دنیا آمدن رسول در پاکستان
جواب عالمان شیعه و سنی
از لحاظ معارضان اگرچه مستقیما درباره تولد رسول مطلبی در شرع نیامده، ولی آیه‌ها قرآن، برگزاری این پایکوبی را تأیید می‌نماید.[۱۵] آن ها از مفاهیم کلی قرآن همانند ضرورت نازونوازش به رسول(ص)[۱۶] و لزوم بزرگداشت وی[۱۷] بر مشروعیت برگزاری جشن و پایکوبی به دنیا آمدن رسول به کارگیری کرده‌اند.[۱۸] به گفته جعفر سبحانی فقیه شیعه، برگزاری جشن و پایکوبی به دنیا آمدن رسول(ص) ابراز محبت به اوست؛ محبتی که قرآن به آن امر داده میباشد.[۱۹] همینطور با استناد به آیه‌ها نهایی سوره مائده که مطابق آن حضرت عیسی(ع) روزی را که مائده آسمانی بر حواریون نازل شد پای کوبی گرفت و همچنان مسیحیان آن روز را پایکوبی می گیرند، این نظر را دارد که روز ولادت فرستاده را بایستی پای کوبی گرفت به این دلیل که پپامبر، جهان را از بت‌پرستی و جهالت نجات بخشید و این نعمت فراتر از مائده آسمانی برای حواریون میباشد.[۲۰]

بزرگان اهل‌سنت مانند محرمانه سقطی (درگذشت ۲۵۳ق)، جنیدی بغدادی (درگذشت ۲۹۷ق)، یافعی (درگذشت ۷۶۸ق) و حسن بن قدمت بن حبیب (درگذشت ۷۷۹ق)، برگزاری پای کوبی برای به دنیا آمدن رسول(ص) را پسندیده دانسته‌اند.[۲۱][منبع بهتری نیاز میباشد]

یوسف قَرضاوی (درگذشت ۱۴۴۴ق) از عالمان اهل‌سنت، با دلیل به آیه‌ها قرآن،[۲۲] برگزاری جشن و پای کوبی به دنیاآمدن رسول را جائز دانسته میباشد.[۲۳] وی اعتقاد دارد برگزاری مراسم برای به دنیاآمدن فرستاده و اتفاق ها دیگر اسلامی، در واقع یاد‌آوری نعمت‌هایی میباشد که پروردگار به مسلمان ها اعطا کرده و این یاد‌آوری، خیر فقط بدعت و حرام وجود ندارد بلکه مناسب نیز می باشد.[۲۴] به گفته طاهر قادری از عالمان اهل‌سنت، جاری ساختن هر فعالیت مباحی که در شریعت ممانعت نشده و تبدیل به فرهنگ وتمدن جامعه گردیده و غرض آن نیز اظهار خوشحالی به مناسبت به دنیاآمدن رسول اسلام باشد، اشکالی ندارد.[۲۵]


پایکوبی به دنیاآمدن نبی در صنعا در یمن
بر مبنا روایتی که در کتاب اقبال الاعمال گفته شده روزه دریافت کردن در روز تولد فرستاده اکرم، اجر روزه 1سال روزه را دارااست.[۲۶] همینطور علمای شیعه صدقه دادن، زیارت زیارتگاه‌ها[۲۷] اعمال کارها نه، بشاش کردن مؤمنان و... را نیز درین روز مستحب میدانند.[۲۸] در احادیث شیعه، نماز خاصی برای روز تولد نبی(ص) نقل گردیده‌است.[۲۹] اهل‌سنت، سخنرانی درباره رسول(ص)، خواندن قرآن، صله رحم، کادو دادن، و اطعام فقرا را برای بزرگداشت رسول اکرام درین روز پیشنهاد کرده‌اند.[۳۰]

بازدید : 28
شنبه 7 تير 1404 زمان : 13:56

مذهب ها چهارگانه اهل سنت اشاره به چهار مذهب فقاهتی حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی میباشد که هر یک از مسلمان ها سنی در مسائل فقاهتی درپی یکی‌از این مذهبها میباشند. مذهب حنفی رهروان ابوحنیفه، مالکی رهروان صاحب بن انس، شافعی رهروان محمد بن ادریس شافعی و حنبلی رهروان احمد بن حنبل می باشند. این مذهب ها در قرن دوم و سوم هجری به وجود مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد آمدند.

در عصر تابعان، یعنی بعداز رسول و صحابه او، مذهبها گوناگون فقاهتی بوجود آمد که در بخش اعظمی از اصول، شیوه‌های استنباط و نظرها فقاهتی اختلاف داشتند. مشکلاتی که‌این اختلاف‌ها پدید آورد باعث شد در قرن هفتم هجری، حاکمی با اسم بَیبَرس بُندُقداری(درگذشت:۶۷۶ق) که بر مصر و شام حکومت می کرد، چهار مذهب حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی را مذهبها قانونی قرار دهد و در قاهره چهار حکم کننده از این مذهب‌ها منصوب رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نماید.

این کار خیلی زود در شهرهای دیگر نیز اعمال شد. حکومت خلال پناه از چهار مذهب فقاهتی، محدودیت‌هایی برای دیگر مذهب‌ها قرار بخشید؛ شهیدشدن دادن در دادگاه، سخنرانی، امامت جماعت، درس دادن و... محصور به عده ای از مذهبها چهارگانه شوید و در فیض، مذهب ها دیگر به بیماری آلزایمر ودیعت گردیده و رهروان خویش را از آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد دست دادند.

بعد از ثبت مذهب‌ها چهارگانه دربین مردم اهل سنت، باب اجتهاد دربین آن‌ها بسته شد و اشخاص سنی‌مذهب فقط می‌توانستند از مذهبها چهارگانه پیروی نمایند. این نگرش بوسیله ابن تیمیه و رهروان سَلَفی وی گزینه عیب گیری قرار گرفت و آنها بر مفتوح بودن باب اجتهاد تاکید ورزیدند. اهل سنت از حدود قرن هفتم[۱] تا بعدازظهر حاضر در پی چهار مذهب فقاهتی بوده[۲] و معتقدند هر مسلمانی بایستی در احکام شرعی به یک کدام از مذهبها چهارگانه ملتزم بوده و از آن‌ها تبعیت نماید.[۳]

فقهای چهارگانه اهل سنت
ابوحنیفه
صاحب و مالک بن انس
محمد بن ادریس شافعی
احمد بن حنبل
مذهب حنفی

نوشته‌علمیٔ مهم: مذهب حنفی
مذهب رهروان شرعی ابوحنیفه (۸۰-۱۵۰ق) میباشد.[۴] ابوحنیفه امام اهل رأی بوده میباشد.[۴] وی با وجود پافشاری و تأکید بر احکام تعبدی و سنت نبوی، خبر ها و احادیث غیرقطعی را برای فتوا دادن کافی نمی‌دانست.[۵]

مذهب مالکی

نوشته ی علمیٔ اساسی: مذهب مالکی
مذهب رهروان فقاهتی صاحب و مالک بن انس (۹۳-۱۷۹ق) میباشد.[۶] صاحب و مالک در استنباط احکام به کتاب، سنت، فعالیت اهل مدینه، مصالح مرسله، عهد صحابه و استحسان شغل میکرد.[۶] فقه مالکی نماینده فقه حدیث‌گرای مدینه دانسته میشود که پایبندی بخش اعظمی به ظاهر قرآن داراست.[۷]

مذهب شافعی

نوشته ی علمیٔ اساسی: مذهب شافعی
مذهب رهروان محمد بن ادریس شافعی (۱۵۰-۲۰۴ق) میباشد. فقه شافعی بر اساس حدیث سازه گردیده بود، به طوری که بعضی فقه شافعی را فقاهتی حدیث‌مدار دانسته‌اند.[۸] شافعی از بعضی شیوه‌های اصحاب رأی نیز به کار گیری میکرد و توانست در وسط این دو شیوه قرار گیرد.[۹] شیعه‌ها عموماً رهروان مذهب شافعی را به شیعه امامیه مجاورت‌خیس می دانند.[۱۰]

مذهب حنبلی

نوشته‌علمیٔ اساسی: مذهب حنبلی
مذهب رهروان احمد بن حنبل (۱۶۴-۲۴۱ق) میباشد. احمد در ادامه فقه حدیثی بود[۱۱] و از رأی و قیاس خودداری میکرد.[۱۲] فقه حنبلی بیشتراز مذهبها دیگر به ظواهر روایات و اقوال صحابه تمایل داشت و نماینده شاخص پندار حدیث‌گرا در فقه اهل سنت میباشد.[۱۱]

صورت‌گیری مذهب ها گوناگون شرعی
بعداز درگذشت نبی اسلام(ص)، شیعه ها که به جانشینی امام علی(ع)‌ اعتقاد و باور داشتند، مسائل دینی را با او میان می‌گذاشتند، ولی دیگرافراد برای حل مسائل دینی خویش به اصحاب نبی بازگشت می‌کردند[۱۳] و هریک از صحابه مبتنی بر آنچه از نبی(ص) شنیده بود و یا این که استنباطی که از گفتار او داشت، به مسائل جواب می‌اعطا کرد.[۱۴]

اختلافات شرعی صحابه در عصر تابعان بیشتر شد. با به دور شدن از روزگار نبی اسلام، اختلاف در نقل سنت نبوی، قضیه حجیت آراء صحابه تحت عنوان منبعی قابل اتکا و در غایت اختلاف درباره حجیت اجتهاد و محدوده آن، سبب ساز صورت‌گیری مذهب‌ها متعدد فقاهتی بین اهل سنت شد.[۱۵]

در نقطه پايان سده در آغاز هجری پندار رایجی وجود داشت که معتقد بود حادثه حیث و موافقت فقیهان مناسب وجود ندارد و عموم را در تنگنا قرار می دهد و از همین رو بر این یقین بودند که اختلاف فی مابین فقیهان، سبب به سیرتکامل‌ای آزادی برای مکلفان می‌گردد.[۱۶] در همین راستا هنگامی از قدمت بن عبدالعزیز درخواست شد تا عموم را وادار به تاسی از مذهب واحدی نماید، از این عمل امتناع کرد.[۱۶]

بازدید : 22
پنجشنبه 5 تير 1404 زمان : 12:07


شغل‌های سیاسی
محمد مؤمن قبل از انقلاب از سال ۱۳۴۲ش از اعضای جامعه مدرسین بود.[۴] در سال ۱۳۴۹ش جامعه مدرسین، بعد از وفات سید محسن حکیم، مرجعیت امام خمینی را اعلام می‌نماید. [۲۰] ساواک در مرداد ۱۳۵۲ قصد دستگیری او‌را داشت ولی به وی دست نیافت.[۴] مؤمن در فروددین ماه ۱۳۵۳ش بازداشت و سه سال به شهداد و تویسرکان تبعید مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شد.[۲۱]

بعد از انقلاب
بعد از انقلاب، مسئولیت‌هایی در نظام جمهوری اسلامی داشت.سر گروهی دادگاه بهتر انقلاب اسلامی، عضویت شورای بهتر قضایی، نمایندگی در پنج‌ زمان مجلس خبرگان، عضو فقهای شورای پاسبان، مدیر حوزه علمیه قم[۶] محمد مؤمن از ممتحنان داوطلبان مجلس خبرگان بود.[۱۱] و عضویت شورای بهتر مجمع جهانی اهل‌بیت [۲۲] به عنوان مثال این مسئولیت‌ها رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بود.


محمد مؤمن به یاروهمدم آیت‌الله بهشتی و دیگر مسئولان پررنگ قضایی جمهوری اسلامی در دیدار با امام خمینی.[۲۳]
مسئولیت‌های قضایی
بعداز انقلاب، محمد مؤمن در صورت‌گیری قوه قضائیه نقش مهمی داشت[۶] و تا سال ۱۳۶۲ش در گزینش قضات، تجدید لحاظ برخی احکام قضایی و شورای بهتر قضایی همیاری داشت.[۶] بعداز قوه قضائیه وی عضو عالم شورای دربان[۱۳] و نیز در پنج عصر نماینده مجلس خبرگان رهبری بود.[۲۴] به غیر از مسئولیت‌های حکومتی، محمد مؤمن در مدیر حوزه علمیه نیز مسئولیت‌هایی را ذمه ‌دار آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بوده میباشد.[۲۴]

مسئول گزینش و اعزام قضات شرع دادگاه‌های انقلاب در سراسر مرزوبوم به فرمان امام خمینی. به گفته مؤمن، امام خمینی بعد از انقلاب گزینش قضات دادگاه‌ها را به حسینعلی منتظری و علی مشکینی واگذار کرد و آنها شناسایی قضات را به ذمه محمد مؤمن گذاردند.[۲۵] همینطور محمد مؤمن در انتخاب قضات دادگاه به قدوسی دادستان انقلاب امداد می کرد.[۲۶] محمد مؤمن و ربانی املشی قبل از در سال ۱۳۵۸ش مسئول بازرسی و تجدیدنظر دربارهٔ احکام اعدام و مصادره بودند و تا تشکیل شورای بهتر قضایی این مسئولیت ادامه داشت.[۲۷]
مدیریت دادگاه خوب انقلاب اسلامی
عضو شورای بهتر قضایی تا سال ۱۳۶۲ش.[۲۸]

آیت‌الله مؤمن در گرد‌همایی شورای دربان[۲۹]
شورای دربان و مجلس خبرگان

عضویت در شورای پاسبان با حکم امام خمینی از سال ۱۳۶۲ تا نقطه نهایی قدمت(۱۳۹۷ش)[۱۳]
نماینده خبرگان رهبری در پنج عصر (زمان اولیه و دوم از سمنان و زمان‌های سوم و چهارم و پنجم از قم)[۲۴]
مسئولیت‌های حوزوی

مدیر حوزه علمیه قم
عضو شورای بهتر حیطههای علمیه از ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۴ش
عضو عصر چهارم شورای خوب ناحیههای علمیه
مدیر مجمع فقه اهل بیت[۲۴]
نگرش‌های شرعی-سیاسی
مهمترین تاثیر محمد مؤمن در فقه سیاسی، کتاب «الولایة الالهیة الاسلامیة وی الحکومة الاسلامیة» میباشد.[۳۰]

از نگرش مؤمن تمامیٔ احکام در چنگ البته دستور متمرکز میباشد و قابلیت حضور دیگر فقهیان در قضا و حکومت منتفی میباشد.[۳۱] فعلیت حاکمیت معصوم و ولایت دانا به مشاوره، بیعت و رأی منوط وجود ندارد[۳۲]؛‌ بلکه انتخابات مشروعیت خویش را از دید حکم کننده منصوب دریافت می‌نماید.[۳۳] مشروعیت، بقاء و زوال مجلس قانو‌ن‌گذاری و کلیه نهادها متعلق به تصمیم رهبری میباشد و رهبری اصل میباشد و این نهادها فقط «بازوی تقنینی» فقید‌اند؛[۳۴] خیر نماینده قانونی عموم و تابع عزم البته امرند.[۳۵] مؤمن با اشاره به عدم آشنایی نمایندگان مجلس شورای اسلامی نسبت به احکام فقهی، روش عالی و موافق اصول فقهی را تشکیل گروهی اسلام‌شناس و فقید برای تدوین احکام دانش آموز اسلام میداند.[۳۶] بیعت خیر اصولا ولایت و خیر در وجوب اطاعت عموم شرط وجود ندارد.[۳۷] ولایت فرمان منوط به شورا و مشورت کردن وجود ندارد و آیه‌ها قرآن بر این فرمان دلالت نمی کنند.[۳۸][۳۹] جهاد ابتدایی برای اما دستور در حین غایب بودن روا میباشد.[۴۰]

در بینش محمد مؤمن، حاکمیت البته فرمان مطلق میباشد و همگیٔ جای ‌ها و فرصت‌ها ذیل حکومت اوست.[۴۱] زمین و هر چه روی آن میباشد در چنگ ولایی اما فرمان میباشد.[۴۲] فیرحی این نگرش را با عموم‌سالاری فقاهتی و غیردینی ناسازگار می داند.[۴۱] به لحاظ وی، کارها تک تک جامعه اعم از مرز و بوم، استان، شهر و روستا، قضاوت، نصب مسئولان، وزیران، فرماندهان نظامی و هر چه مرتبط با کارها میهن‌های اسلامی میباشد به دست اما دستور و زیر ولایت اوست.[۴۳] اما فرمان می تواند حکم به جهاد ابتدایی بدهد.[۴۴]

مؤمن اموالی مانند انفال و خمس را ملک فردی البته دستور میداند[۴۵] [۴۶]با این تفاوت که قابل جابجایی به ورثه وجود ندارد.[۴۷] اما فرمان میتواند درین اموال تصرف مالکانه نماید.[۴۵][۴۸] برخی اموال اگرچه ملک اما‌ فرمان وجود ندارد؛ ولی اما فرمان بر این اموال ولایت داراست و بایستی به وی پرداخت کرد مانند زکات،[۴۹] زکات فطره[۵۰] و عواید موقوفه‌های سوای تولیت.[۵۱] محمد مؤمن خلاف دیدگاهی که تصرف البته دانا را منوط به حالت اضطرار و منوط به جلب رضایت شهروندان میداند، این نظر را دارد البته فرمان در اموال فردی عموم، در صورتی‌که که به مصلحت -خیر لزوم- جامعه باشد، میتواند فارغ از دریافت رضایت آنها تصرف نماید[۵۲] و این تصرف از باب احکام ثانویه وجود ندارد.[۵۳] وی تصرف اما دستور را خیر فقط در اموال شهروندان، بلکه به کل حقوق و دستمزد غیرمالی آنها نیز شیوع می دهد.[۵۲][۵۴]

بر طبق محاسبه فیرحی نگرش آیت‌الله مؤمن اقتدارگراترین تبیین از عقیدهٔ نصب و اختیارات فقه میباشد. با اعتنا به حضور زمان بر وی در شورای دربان و تأثیر فکرٔ وی بر قانون ها و تصمیم‌ها،‌ نگرش او دارای اهمیت میباشد.[۵۵]

بازدید : 66
پنجشنبه 5 تير 1404 زمان : 12:03


محمد علم‌زادهٔ قمی (۱۳۱۶-۱۳۹۷ش) دارای اسم و رسم به محمد مؤمن یا این که آیت‌الله مؤمن دانا شیعه قرن پانزدهم هجری قمری بود، وی از عقیده‌پردازان ولایت عالم، از فقهای شورای دربان، نماینده مجلس خبرگان رهبری و عضو شورای خوب مجمع جهانی اهل‌بیت بود. مؤمن همینطور از روحانیان اهل نبرد علیه حکومت پهلوی بود و از سال ۱۳۴۲ش تا نقطه نهایی قدمت، در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم عضویت داشت. در سال ۱۳۵۳ش در زمان حکومت محمدرضا پهلوی در جمهوری اسلامی ایران سه سال در شهداد از توابع کرمان و تویسرکان در تبعید مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد معاش کرد.

مؤمن بعداز برد انقلاب در صورت‌گیری قوه قضائیه نقش مؤثری داشت. وی عضو شورای خوب قضایی، عضو شورای بهتر حوزه، عضو شورای بازنگری قانون اساسی ایران و مدیریت حوزه علمیه قم بود. مؤمن اثرها زیادی دربارهٔ حکومت اسلامی تألیف کرد. کتاب «الحکومة الاسلامیة» در سه جلد از اثر ها اصلی وی در تبیین ولایت معصومان و ولایت دانا رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.

معاش‌طومار
محمد مؤمن در ۲۲ دی ۱۳۱۶ش در قم به دنیا آمد.[۱] پدرش عباس مؤمن، کشاورز بود.[۱] بعداز علم آموزی در مدرسه‌منزل و مکتبٔ جامع تعلیمات شرعی، وارد حوزه شد.[۱] در سال‌های نخستین حوزه، هم زمان با علم آموزی برای معیشت، آموزگاری میکرد.[۲] امام خمینی، محمدحسین طباطبایی، علی مشکینی از اساتید او در حوزه علمیه قم آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بودند.[۳]

قبل از انقلاب، از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بود.[۴] از سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۶ش در تبعید به رمز پیروزی.[۵] بعداز انقلاب در قوهٔ قضائیه، شورای دربان، رئیس حوزه علمیه مسئولیت داشت و پنج زمان نماینده مجلس خبرگان بود.[۶]

وفات

مراسم تشییع آیت‌الله مؤمن در قم حدفاصل مسجد امام حسن عسکری تا مقبره حضرت معصومه(س) (۴ اسفند سال ۱۳۹۷ش)[۷]
محمد مؤمن، ۲ اسفند ۱۳۹۷ش بعداز یک عصر بیماری، در یکی‌از مریض خانه‌های طهران درگذشت.[۸] روز شنبه ۴ اسفند در قم تشییع شد و بعداز اقامه نماز میت بوسیله آیت‌الله سبحانی، در بقعه حضرت معصومه(س) به‌خاک ودیعه شد.[۹]

زیست علمی

درس بیرون محمد مؤمن در مکتب علمیه آیت‌الله گلپایگانی در قم (مهر ۱۳۹۱ش)[۱۰]
محمد مؤمن در سال ۱۳۳۰ش دروس حوزوی را شروع کرد. دروس مقدمات و سطح را در ۵ سال در نوردید[۲] و در درس بیرون فقه امام خمینی حاضر شد.[۱۱] در درس امام خمینی، سید محمد متفحص داماد، مرتضی حائری یزدی، سید محمدحسین طباطبائی و ... حاضر گردیده‌است.[۱۲] بعد از درس دادن کتاب‌های مکاسب و رسائل در فقه و اصول و تفصیل تجرید و بدایة و نهایة الحکمه و اسفار و عرشیه در سخن و فلسفه، از سال ۱۳۶۲ش درس دادن بیرون اصول و از سال ۱۳۶۴ش بیرون فقه را شروع کرد.[۱۳] وی در بیرون فقه مباحث معاملات، قضا، شهادات، حدود و مسائل مستحدثه را که مربوط به حکومت‌داری بودند، درس دادن می کرد.[۱۳] در سال ۱۳۷۱ش آیت الله خامنه‌ای، محمد مؤمن و تعدادی از علما را تحت عنوان عضو هیئت نظارت مسائل نو شرعی منصوب کرد.[۱۴] محمد مؤمن یکی‌از اعضای مباحثهٔ فقاهتی‌ با آیت الله خامنه‌ای بود.[۱۵] مؤمن برخی از این مسائل مطرح‌گردیده درین مباحثه‌ها را در کتاب کلمه ها سدیده آورده میباشد.[۱۵]

استادان
محمدتقی ستوده (تفصیل لمعه)
محمد واعظ‌زاده خراسانی (تفصیل منظومه)
علی مشکینی (مکاسب)
محمد فرمانروا‌آبادی (مکاسب)
ابوالفضل خوانساری (مکاسب)
محمدباقر سلطانی (کفایه)
محمد مجاهدی تبریزی (کفایه)
آیت الله بروجردی (بیرون فقه -به مقطع یکسری ماه)
امام خمینی (بیرون فقه و اصول)
متفحص داماد (بیرون فقه و اصول)
مرتضی حائری یزدی (بیرون فقه و اصول)
سید مصطفی خمینی (منظومه)
محمدحسین طباطبائی (اسفار)
محی‌الدین فاضل هرندی
سید محمود یثربی قمی[۴]
محمد مؤمن بعداز تبعید امام خمینی، در آبان سال ۱۳۴۳ش شش ماه در نجف حاضر شد.[۳] در طول حضور امام خمینی در نجف، محمد مؤمن به آنجا رفت و آمد میکرد و در درس امام خمینی و نیز در درس سید ابوالقاسم خوئی، حسین حلی، سید محمود شاهرودی و اندکی از درس سید محسن حکیم حاضر شد.[۱۶]

شاگردان
مهدی شب‌زنده‌دار[۱۷]
حسن روضه خوان
محسن اراکی
غلامرضا فیاضی
محمدحسن اختری[۱۳]
اثرها
اثر ها محمد مؤمن در سه گروهٔ شرعی، اصولی و فلسفی نگاشته گردیده‌است. بخشی از اثر ها وی تقریر درس‌های استادان اوست[۱۸] وی درس بیرون اصول امام خمینی و درس بیرون فقه امام خمینی و متفحص داماد را تقریر نموده است.[۱۸] تسدید الاصول در دو جلد کتاب اصولی مؤمن میباشد.[۱۸] دیگر اثرها وی، غالباً دربارهٔ حکومت اسلامی و وظایف اما فقید میباشد. الولایة الالهیة در ۳ جلد کتاب اصلی وی دربارهٔ حکومت اسلامی در طول حضور و غایب بودن امام معصوم میباشد. مؤمن در «حکومت حکیمانه» کتاب «حکمت و حکومت» نوشتهٔ مهدی حائری یزدی را عیب گیری می‌نماید.[۱۸]

اثرها مربوط به حکومت اسلامی

الولایة الالهیة الاسلامیة وی الحکومة الاسلامیة زمن حضور المعصوم و زمن الغیبة (۳ج)
ولایت امام و نبی بر فرمان ضابطه‌گذاری کلی
ولایت امام و فرستاده بر جامعه اسلامی
رده احکام حکومتی و اختیارات اما عالم
پژوهش وظایف و حدود اختیارات اما فقید
منابع مالی در حاکمیت فقید
اموال و گنج‌های همگانی در حکومت اسلامی
حکومت حکیمانه؛ انتقاد و تحقیق عقیده حکمت و حکومت
بقیه اثرها

تقریرات درس‌های اصول، مکاسب محرمه و بیع امام خمینی با حاشیه ها امام خمینی
تقریرات کتاب صوم و صلاة متفحص داماد؛ محمد مؤمن به توصیه پژوهشگر داماد درس‌های کتاب صلاة را تقریر کرد.[۱۹]
تسدید الاصول؛ عصرٔ بدون نقص اصول استدلالی
لغات سدیده؛ ده رسالهٔ دینی در مسائل مستحدثه
فقه و احکام پزشکی
لبه بر اسفار و شواهد الربوبیة

تعداد صفحات : 62

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 621
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه