اثرها
تفحص رجال نجاشی. این کتاب در سال ۱۴۱۶ق (۱۳۷۴ش) بوسیله انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به چاپ رسید.[۱۳] مطالعه این تاثیر، با استعمال از ۱۴ ورژن رجال نجاشی انجام یافته میباشد.[۱۴]
تعلیقه بر کتاب «آشنای حق»: آشنای حق، دربرگیرنده اثر ها و وضع و اوضاع عرفانی آقامحمد بیدآبادی (سده ۱۲ق) میباشد. این کتاب در سال ۱۳۹۱ش از سوی انتشارات خویی چاپ شد.[۱۵] کتاب اساسی در سال ۱۳۷۹ش از سوی تکثیر نهاوندی نشر یافته مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.[۱۶]
جرعهای از دریا: کتابی چهار جلدی، دربردارنده مقالهها، تعلیقات و سخنها شفاهی شبیری زنجانی میباشد. هر جلد این کتاب دارنده سه فصل عربی، فارسی و طریقیات میباشد. فصل «طریقیات» پارهای از گفتههای او در مسیر منزل تا بقاع حضرت معصومه(س) میباشد. فصل نخستین این کتاب، دربردارنده ۱۴ تاثیر فارسی، مشتمل بر مقالهها، گفتوگوها و تعلیقههای او بر اثرها فارسی میباشد. فصل دوم، هشت تاثیر عربی میباشد که بیشتر آنان تعلیقات میباشد و فصل آخری کتاب، طریقیات میباشد که نکاتی علمی، تاریخی و اخلاقی را بازگو مینماید و اشاراتی به تفصیل هم اکنون و خصوصیتهای عالمان آئین دارااست.[۱۷] این کتاب در چهار جلد از سوی مؤسسه کتابشناسی شیعه در سالهای ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۸ش در قم و به لهجه فارسی رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد چاپ شد.[۱۸]
کارها
تأسیس مکتب شرعی امام محمد باقر(ع). این مکتب در ۱۳۸۰ش تأسیس شد و مقصود از فعال سازی آن، مطالعات شرعی و رویش فقیهان توانابنیه اعلام شدهاست.[۱۹] زمان آموزشی این مکتب، از شالوده هفتم حوزه استارت میشود و جمعا ۱۲ سال ادامه آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد می یابد.[۲۰]
راس فقاهتی امام محمد باقر(ع). با غرض احیای اثرها سید احمد شبیری زنجانی و تکثیر اثر ها سید موسی شبیری زنجانی، در اردیبهشت ماه ۱۳۹۱ش تأسیس شد و در حوزه علم ها فقه، اصول فقه، رجال، و فقه الحدیث کار مینماید. پاسخگویی به سوال ها فقهی، تدوین و تهیه و تنظیم دروس بیرون شبیری زنجانی، و تدوین متنها درسی و امداددرسی حوزه، بخشی از اقدامات این راءس میباشد.[۲۱]
شبیری زنجانی بعضا از اعلامیههای علیه نظام پهلوی را در زمانه نبرد امضاء نموده است.[۲۲]
وی نماز جماعت را در مقبره حضرت معصومه(س) بعد از درگذشت پدرش، سید احمد شبیری زنجانی[۲۳] و مدتی نیز در مکتب فیضیه اقامه می کرد.[مستلزم منبع]
پانویس
معاشطومار، مقر اگاهیرسانی آیتالله شبیری زنجانی.
معاشطومار، مقر استحضاررسانی آیتالله شبیری زنجانی.
معاشطومار، مقر استحضاررسانی آیتالله شبیری زنجانی.
معاشطومار، مقر اگاهیرسانی آیتالله شبیری زنجانی؛ فتحی، «از نجفآباد تا زنجان»، ص۵.
شبیری زنجانی، جرعهای از دریا، ۱۳۹۳ش، ج۲، ص۷۰۶.
فتحی، «از نجفآباد تا زنجان»، ص۵.
معاشطومار، مقر استحضاررسانی آیتالله شبیری زنجانی.
پارسا، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۴۰.
«شبزندهدار که می باشد؟»، خبرگزاری عجم.
زندگینامه علامه سید جعفر مرتضی عاملی، خبرگزاری ابنا.
«۱۳۷۳: سال معرفی مراجع تبعیت شیعهها»، تارنما تاریخ اهل ایران.
فتحی، «از نجفآباد تا زنجان». ص۵.
مراجعه کنید به: «رجال نجاشی».
جاودان، «رجال نجاشی؛ سیر رجالنویسی متقدمان»، ص۱۶.
«آشنای حق: درباره آقا محمد بیدآبادی».
رجوعنمایید به: «آشنای حق».
«جرعهای از دریا».
«جرعهای از دریا»
مانع ها ولایتعهدی یزید و اقدامات معاویه
مهمترین سختی ها ولایتعهدی یزید عبارت بودند از:
اقناع شخصیتهای گرانقدر حجاز به ویژه فرزندان صحابه مانند امام حسین(ع)، عبدالله بن زبیر، عبدالله بن قدمت و عبدالرحمان بن ابی دیده نشده و حتی برخی شخصیتهای اموی مانند مروان بن حکم و سعید بن عاص. معاویه برای اقناع شخصیتهای والا حجاز به مروان بن حکم طومار نوشت که حیث عموم را برای تعیین جانشین او سوای بیان اسم یزید جویا خواهد شد. زمانی پاسخ مثبت اخذ کرد، به مروان طومار نوشت که خبر انتخاب یزید را به استحضار برساند. همینطور در طومارای به کارگزارانش امر اعطا کرد که به حمد از یزید بپردازند و هیأتهایی را از شهرهای تعالی به سوی وی گسیل دارا هستند. در سود هیأتهایی از عراق و دیگر شهرهای شام مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد برای بیعت با وی آمدند.
به زودی پدیدار شد که مدینه بیش از سایر شهرهای اسلامی با این بیعت مخالف میباشد.[۱۱۲] امام حسین(ع)، عبدالله بن زبیر و عبدالله بن قدمت قضیه چینی برای خلافت یزید را رد کردند و مروان این مقاله را به معاویه خبر اعطا کرد.[۱۱۳] این چهار نفر توافق کردند که چنانچه خلافت ارثی میباشد، وی بیشتراز یزید استحقاق خلافت داراهستند و درصورتیکه استدلال انتخاب خلیفه تعیین اشخاص بلندتر میباشد، معاویه می بایست برای تهیه کردن بیعت اهل حجاز مبادرت نماید. معاویه ابتدا نرمش آرم بخشید.[۱۱۴] و همت کرد با عفو وبخششهای زیاد عموم را به سوی خود جلب نماید. شاعرانی زیرا عقیبه اسدی و عبدالله بن همام سلولی رکه از یزید کینه توزی داشتند، با پول معاویه، تغییر تحول رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد موضع دادند.
معاویه در سال ۵۶ بیعت با یزید را به طور رسمیًاعلان کرد. در دمشق جشن و پای کوبی تعیین برگزار شد.[۱۱۵] معاویه برای دوری از عصیان اهل حجاز به مدینه رفت و خواست گرایش معارضان را به بیعت با یزید ضمانت نماید. زمانی که معاویه به مجاورت مدینه رسید، معارضان به مکه رفتند و سایر عموم مدینه با یزید بیعت کردند. معاویه مشقت بار خشمگین شد و تصمیم گرفت بهدنبال معارضان برود. در مسجدالحرام با آنها صحبت خاطرنشان کرد. ابن زبیر تحت عنوان سخنگو مخالفت را ذکر کرد و گفتوگو ناکامی خورد. معاویه بعد از آن با انذار و مجازات، معارضان را به استثنای امام حسین(ع) و عبدالله بن زبیر وادار به بیعت با آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد یزید کرد.
[۱۱۶]
فراهم کردن یزید برای تایید این مسئولیت: معاویه برای استعداد یزید برای تایید مسئولیت، اورا در رأس سپاهی به میهن روم ارسال کرد تا سپاهیان اسلامی را کمک نماید. معاویه بعضی شخصیتهای اسلامی مانند ابن عباس، ابن قدمت، ابن زبیر و ابوایوب انصاری را به یاروهمدم وی ارسال کرد. وی قصد داشت از یزید یک مجاهد نماد دهد.[۱۱۷]
فشار و سختگیری بر شیعه ها سیاست معاویه در ازای عموم شام، نمیتوانست برای شیعهها عراق کارساز باشد. از این رو خط مش قتل و شکنجه را برگزید. و برای تحقیر شیعهها امام علی(ع) اصطلاح «ترابیه» را اشاعه می کرد.[۱۰۳]
کشتار شیعهها به وسیله امویان از مجال حکومت امام علی(ع) استارت شد. معاویه، بسر بن ارطاة، سفیان بن عوف غامدی و ضحاک بن قیس را به عراق و حجاز ارسال کرد و از آن ها خواست، هر جا شیعه یافتند، بکشند.
مغیره از سال ۴۱ تا ۴۹ یا این که ۵۰ والی کوفه بود. او با شیعهها به تسامح خلق و خوی می کرد و با این طرز، فضای سیاسی را آهسته نگه داشت. بعد از مرگ مغیره، معاویه به زیاد بن ابیه که والی بصره بود، امارت کوفه را هم سپرد. وی در مبادرت ابتدا، دست ۸۰ بدن از افرادی را که با وی بیعت نکردند، انقطاع کرد. مسلم بن زیمر و عبدالله بن نجی از شیعیانی بودند که به دست وی شهید شدند. امام حسین(ع) در طومارای که در ادامه شهید شدن حُجر برای معاویه ارسال کرد، از شهید شدن آنها نیز حافظه مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرد.[مستلزم منبع][۱۰۴]
مأموریت زیاد، سرکوبی شیعه ها در کوفه و سراسر عراق بود. ابناعثم کوفی می گوید: وی پیوسته درپی شیعهها بود و هر کجا آنها را مییافت میکشت و شمار متعددی را کشت. وی دست و پای عموم را جدا و چشمانشان را کور میکرد. اما خویش معاویه نیز جماعتی از شیعهها را کشت. نقل گردیده است معاویه خویش امر کرد گروهی از شیعه را بهدار آویزند. زیاد شیعه ها را در مسجد توده میکرد تا از علی(ع) اظهار بیزاری نمایند. امام حسن(ع) در طومارای به معاویه به اخلاق زیاد اعتراض کرد. معاویه همینطور به عمال خویش نوشت:[مستلزم منبع]
در بین شما کسی که از شیعه ها علی و جنایتکار به دوستی اوست، از میان ببرید، حتی در حالتی که عامل و بینهای برای این شغل و لو با پیش بینی و گمان، از پایین سنگ خارج رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بکشید.
بیعت برای ولایتعهدی یزید
بیعت دریافت کردن برای خلافت پسرش یزید، بیشتراز هر مسأله دیگری منجر شد بخش اعظمی در مقابل وی بایستند و از وی عیب گیری نمایند. او از طرز مسلمان ها در انتخاب خلیفه از روزگار خلافت ابوبکر، خارج رفته بود.[۱۰۵] وی برای بقای نظامی که سازه کرده بود، بایستی حکومت ارثی پدید میاورد. عملی کردن اینگونه تصمیمی فعالیت سادگی عدم وجود؛ چون عربها از گذشته، با حکومت ارثی آشنا نبودند و آشکار میباشد که معاویه از این که ثمره همتهایی سی سالهاش در تأسیس حکومت اموی از دربین برود، می ترسید. معاویه بر این اعتقاد بود که تعیین خلیفه بایستی فی مابین بنیامیه باقی بماند و به این خواسته یزید را به ولایتعهدی برگزید. از سایر سو وی نظریه داشت که راءس خلافت بایستی در مملکت شام باشد؛ چون تمایل سیاسی آنها به سوی بنیامیه آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بود.[۱۰۶]
موافق ماجرا مشهوری مغیرة بن شعبه معاویه را بهاین تامل واداشت.[۱۰۷] البته خویش معاویه نیز اینگونه تصمیمی داشت و کلام مغیره، استارت علنی ساختن آن فی مابین عموم بود.[۱۰۸] زیاد بن ابیه موضع متفاوتی داشت. زیاد اعتقاد داشت که یزید انسان سستی میباشد و به شکار بیشتراز خلافت عشق و علاقه دارااست و برای خلیفه شدن مطلوب وجود ندارد و از سوی دیگر دسته مخالف، همچنان نیرومند بودند.[۱۰۹]
معاویه سفارش زیاد را به خواسته خودداری از قیام امام حسن(ع) و فرزندان صحابه، عهده دار شد و اعلان ولایتعهدی یزید را تا ساخت و ساز حال و روز بهتری عقب انداخت. در عین حالا وی شخصیتهای مطرح مخالف ولایتعهدی یزید را از بین برداشت. ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبیین می گوید:وقتی که معاویه قصد کرد که برای خلافت پس از خودش به عایدی یزید از عموم بیعت بگیرد، برای امام حسن(ع) و سعد بن ابی وقاص خیانت چید و مخفیانه سم ارسال کرد، هر دوی آنان به مسافت چندین روز از جهان رفتند.[۱۱۰] حتی سازه بر بعضی اقوال عایشه را نیز به همین ادله به قتل رساند.[۱۱۱]
کارها
میرزا علیآقا شیرازی ضمن درس دادن به برگزاری مجالس وعظ و درس اخلاق و رفتار و همینطور احیاء بعضا کتاب ها پرداخت.
درس دادن
میرزا علیآقا بعد از رجوع و برگشت مجدد به اصفهان، در مکتب صدر بازار حجرهای گرفت و علم ها متعدد اسلامی به عنوان مثال فقه، حدیث، رجال، سخن، فلسفه و رياضیات را درس دادن می کرد.[۱۰] وی همینطور در مکتب چهارباغ به گستردن و تعبیر و تفسیر نهجالبلاغه و یادگرفتن طب قدیم میپرداخت.[۱۱] به گفته مرتضی مطهری، میرزا علیآقا شیرازی در عين اين كه فقيه (درتوان اجتهاد) و حكيم و عارف و طبيب و اديب بود، در بعضى نصیبها به عنوان مثالً طب قديم و ادبيات از طراز اولیه بود و ضابطه بوعلى را تدريس مىكرد و هیچوقت خویش را در سد یک درس دادن مقید نمیایجاد مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرد.[۱۲]
اشخاص متعددی از درس میرزا علیآقا سود بردند که برای مثال آنها میقدرت به مرتضی مطهری، حسینعلی منتظری، حسین عمادزاده، علی روحانیالاسلام، جواد جبلعاملی، سید جلالالدین همایی، سید روحالله خاتمی و رحیم ارباب اشاره رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نمود.[۱۳]
برگزاری درس خوی
میرزا علیآقا خلال درس دادن دروس متفاوت، از مهمترین واعظان اصفهان در اواخر قرن سیزدهم و اولِ قرن چهاردهم هجری خورشیدی محسوب شدهاست.[۱۴] به گفته سید مصلحالدین مهدوی در کتاب اعلام اصفهان، وی واعظی بود شیرین ذکر و متکلّمی فصیح اللّسان که منابرش دربرگیرنده مواعظ شافیه و نصایح کافیه از حدیث و خبرها و تعبیروتفسیر و تاریخ بود.[۱۵] احاطه میرزا علیآقا بر پند و همینطور خصوصیتهای اخلاقی وی سبب ساز شد که آیت الله بروجردی وقتی که مرجعیت را در قم قبول کرد، اورا به قم فراخواند و تحت عنوان معلم خلق حوزه علمیه قم برگزیند و خویش نیز پای منبر وی آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بنشیند.[۱۶]
شغلهای خیریه و اجتماعی
رسيدگى به کارها عموم و فعاليت براى سروسامان دادن به اوضاع و احوال مستمندان جامعه را در رأس نرمافزارهاى اجتماعى میرزا علیآقا دانستهاند.[۱۷] به گفته محمدباقر کتابی از نزدیکان وی، اگرچه مبالغ متعددی از بازاریان به وی می سید؛ اما میرزا علی تمامی آنان را برای رفع دغدغههای عموم خرج میکرد و هیچ پولی برای خویش برنمیداشت.[۱۸]
احیاء کتاب ها
یکی شغل های میرزا علی شیرازی احیاء و نشر یکسری کتاب از کتابهای تفسیری، دعایی و طبی قبلی بود. التبیان فی تعبیروتفسیر القرآن تاثیر تفسیری روحانی طوسی مهم ترین کتابی میباشد که میرزا علی آقا شیرازی به هم پا بعضی از علمای اصفهان چیره به عدهآوری و احیای آن برای نخسین بار شد و با هزینه عبدالرسول رحیمزاده روغنی در سال ۱۳۶۵ق در اصفهان چاپ شد. میرزا علی همینطور به احیاء و نشر کتاب زادالمعاد تاثیر علامه مجلسی پرداخت و دعاهایی نیز به پایان آن اضافه نمود. این کتاب در سال ۱۳۶۴ق در اصفهان به چاپ رسید.[۱۹]
میرزا علیآقا همینطور سازه به تخصصی که در دانش طب داشت دو کتاب اینجانب لا یحضره الطبیب و کتاب برء الساعة (بهبود آنی) از اثر ها محمد زکریای رازی را احیاء و منتشر کرد.[۲۰]
میرزا علیآقا شیرازی
میرزا علیآقا شیرازی (۱۲۹۴-۱۳۷۵ق) فقید، واعظ و استاد حوزه علمیه اصفهان که به جهت خصوصیتهای اخلاقی، بوسیله آیت الله بروجردی تحت عنوان مدرس اخلاق و رفتار در حوزه علمیه مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد قم برگزیده شد.
میرزا علی در نجف دیده به جهان گشود؛ اما تحصیلات خویش را در اصفهان نزد سید محمدباقر درچهای، جهانگیرخان قشقایی و حسین طباطبایی بروجردی طی کرد و مدتی هم در درس عالمان نجف برای مثال آخوند خراسانی و سید محمدکاظم طباطبایی یزدی کمپانی کرد. وی بعداز برگشت مجدد به اصفهان در مکتب صدر بازار و مکتب چهارباغ، دورس گوناگون حوزوی و همینطور طب و ریاضی ها را درس دادن میکرد و عده ای زیرا مرتضی مطهری، حسینعلی منتظری، حسین عمادزاده و رحیم ارباب در درسهای وی کمپانی رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میکردند.
رسيدگى به کارها عموم و فعاليت براى سروسامان دادن به وضع و اوضاع مستمندان جامعه از شغل های اجتماعی روزانه میرزا علیآقا شیرازی بوده میباشد. وی ضمن درس دادن به احیای کتابهایی برای مثال تعبیر و تفسیر التبیان روحانی طوسی و کتاب زادالمعاد علامه مجلسی آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد پرداخت.
معرفی و معاشطومار
میرزا علیآقا شیرازی فرزند علیاکبر، از فقها، ادیبان واعظ، خداترس، طبیب و از مدرسان حوزه علمیه اصفهان میباشد.[۱] اورا از علمای پررنگ در دانش، فعالیت، تقوا و تقوی دانستهاند.[۲] به گفته آقابزرگ طهرانی در کتاب نقباء البشر، میرزا علیآقا در اصفهان از معروفین به کمال و تدبیر بود و رده خاصی در بین اهل دانش داشت و از پندها و اندرزهای وی هم خاصیت و هم عوام استعمال میکردند؛ به همین برهان کنیه واعظ گرفت.[۳]
مرتضی مطهری که از روش همبحثش، حسینعلی منتظری، به درس میرزا علیآقا منش پیدا کرد، در کتاب سیری در نهجالبلاغه، میرزا را یک دانا ربانی معرفی مینماید که فهم محضر وی از ذخائر گرانبهای عمرش میباشد و حاضر وجود ندارد آن را با هیچ چیز معاوضه نماید.[۴] مطهری همینطور در کتاب عدل الهی، میرزا علی را نهجالبلاغه مجسم میداند که مواعظ آن کتاب در اعماق جانش ریشه دوانده بود.[۵]
میرزا علیآقا شیرازی در سال ۱۲۹۴ق (۱۲۵۵ش) در نجف چشم به جهان گشود.[۶] بابا وی از تاجران شهر شیراز بود که به نجف مسافرت کرد و خلال کسب و کار، در درس عالمان نجف کمپانی می کرد.[۷] میرزا علیآقا در سال ۱۳۱۶ق راهی اصفهان شد و تحصیلات خویش را در مکتب نیمآورد نزد سید محمدباقر درچهای، از مراجع پیروی اصفهان، استارت کرد. وی همینطور از درس عالمانی زیرا آخوند ملا محمد کاشی، جهانگیرخان قشقایی، عبدالحسین محلاتی، سید حسین طباطبایی بروجردی، سید حسن استاد و محمد حکیم خراسانی به کار گرفت. میرزا علی به جهت عشق و علاقهاش به یادگرفتن طب، این دانش را نیز از حاج میرزا محمدباقر حكیمباشی در اصفهان فراگرفت. میرزا علی آقا شیرازی بعداز مدتی به نجف برگشت و به درس عالمانی زیرا روحانی الشریعه اصفهانی، محمدکاظم آخوند خراسانی و سید محمدکاظم یزدی کمپانی کرد و بعد از اتفاق ها مربوط به انقلاب مشروطه مجدد به اصفهان برگشت[۸] و خلال درس دادن به شغل های تجاری نیز سرگرم شد تا اینکه به سفارش سید حسن معلم متمرکز در درس و خطابه شد.[۹]
شغلها
عمار یاسر
عمار یاسر یا این که عمار بن یاسر صحابی نبی(ص)، از اولیه مسلمان ها و از یاران مجاورت و اولیه شیعهها امام علی(ع) بود. او فرزند یاسر و سمیه اولی شهدای اسلام بود. عمار در مهاجرت به مدینه یاروهمدم رسول بود و در تشکیل داد مسجد قبا همیاری داشت و در کلیه مبارزههای نبی نیز کمپانی داشت. روایاتی از فرستاده اکرم(ص) در فضیلت عمار اورده شده برای مثال اینکه پردیس مشتاق مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد اوست.
عمار پس از رحلت رسول(ص) در حفاظت از حضرت علی(ع) در صدر از بیعت با ابوبکر سرباز زد. او در طول خلیفه دوم فرماندار کوفه و فرمانده سپاه اسلام دراین شهر شد. عمار در حین خلیفه سوم برای مثال معارضان خلیفه بود و در اعتراضات علیه وی کمپانی رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد داشت.
عمار در طول خلافت علی(ع) از ملازمان و نزدیکان آن حضرت بود و در نبرد صفین به دست لشکریان معاویه شهید شد. رسول(ص) در حدیث الفئة الباغیه، شهید شدن او به دست دسته باغی (شورشگر) را از پیش اگاهی داده بود.
آرامگاه عمار در شهر رقه سوریه کنار آرامگاه اویس قرنی قراردارد که در ۱۳۹۳ش به دست تیم داعش کاملا آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد تخریب شد.
نسب
عمار بن یاسر بن عامر، لقباش ابویقظان،[یادداشت ۱] و حلیف (هم قول) بنی مخزوم بود.[۱] نسب عمار به قوم عنس بن صاحب از قبایل قحطانی و مستقر یمن می رسد. یاسر بابا عمار در جوانی به مکه رفت و در آنجا اقامت کرد و با ابوحذیفه که از بنیمخزوم بود، قسم بست.[۲]
مادرش سمیه دختر خباط[۳] اولین شهید زن در اسلام میباشد.[۴] والدین و عبدالله اخوی عمار به دست قریش شکنجه شدند تا از اسلام رویگردان شوند. سمیه و یاسر در تاثیر این شکنجهها جان دادند.[۵] برای عمار یک پسر به اسم محمد و یک دختر به اسم اُمّ حَکَم گزارش گردیده است وخدمتکارش به اسم لؤلؤة از واپسین لحظات قبل از شهید شدن عمار گزارشی نقل نموده است. [۶]
صحابی نبی
براساس روایتی، عمار بعد از سی و یکسری نفر مسلمان شد و بنابر روایتی دیگر، یکی هفت بدن مسلمان ابتدا بود.[۷] مشرکان، عمار را ناچار کردند که به رسول(ص) ناسزا بگوید؛ نبی اکرم(ص) عذر و بهانه اورا عهده دار شد و به وی فرمود در شرایطی که دیگربار نیز مجبورش کردند، اینگونه نماید. پیرو این قصه بود که آيه مَن کفَرَ بِاللَّهِ مِن بَعْدِ إِیمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُکرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِیمَانِ (ترجمه:کسی که بعداز ایمان آوردن خویش، به خداوند بی دینی ورزد [عذابی مشقت بار خواهد داشت] مگر آن کس که ناچار گردیده [البته ] قلبش به ایمان اعتقاد و باور داراست.)[۱۶–۱۰۶][۸] نازل شد.[۹]
بنابر بعضی از گزارشها، عمار مثلا مهاجران به حبشه بود.[۱۰] و در مهاجرت به مدینه یاور رسول بود و در ایجاد کرد مسجد قبا همیاری داشت.[۱۱] او در همگی نبردهای رسول نیز کمپانی داشت.[۱۲]
روایاتی از فرستاده اکرم(ص) در فضیلت ها عمار نقل گردیده است؛ مثلا اینکه فردوس مشتاق علی، عمار، سلمان و بلال میباشد.[۱۳] همینطور از رسول(ص) نقل شدهاست که فرمود: «عمار با حق میباشد و حق با عمار، عمار گرد حق می چرخد جایجای که باشد، و قتل کننده عمار در حریق میباشد».[۱۴]
در حین امیرالمؤمنین(ع)
عبدالله بن بدیل از اول مهاجرینی بود که با امام علی(ع)، بیعت کرد.[۴۰] او در طی امیرمؤمنان(ع) برای مثال صورتهای شاخصی میباشد که در نبردهای جمل و صفین حضور داشت.[۴۱] پسر وی در نزاع جمل به شهید شدن رسید.[۴۲] او دراین نبرد به مذاکره با عایشه پرداخت و از او اقرار گرفت که از نبی معبود(ص) روایتی را دربارهی حقانیت امام علی(ع) مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شنیده میباشد.[۴۳]
از ابن بدیل و برادرش عبدالرحمن گفتگویی با امام در جهت تشویق وی به مبارزه با معاویه نقل گردیدهاست.[۴۴] او پیش از شروع مبارزه صفین از سوی امیرمؤمنان به شهر انبار نبی شد و امام خلال طومارای از وی خواست تا حرکات معاند را ذیل حیث بگیرد و فارغ از اجازه وی دست به حرکتی رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نزند.[۴۵]
عبدالله در مبارزه صفین فرمانده پیادگان[۴۶] یا این که سواره نظام[۴۷] و یا این که فرمانده برخی از قبایل کوفه[۴۸] یا این که قراء آنها[۴۹] بود؛ همچنانکه آورده شده فرماندهی جبهه راست سپاه امام علی(ع) را به ذمه داشت.[۵۰] وی خطبههایی در تهییج یاران امام علی(ع) برای پیکار[۵۱] و آشکار سازی فیس معاویه و لشکریانش اختلال کرد.[۵۲] بعضی از دانشمندان از سخنان عبدالله اینگونه برداشت کردهاند که وی یکی باخبرترین اشخاص نسبت به حال و روز دوران و مردمان بعدازظهر خود بوده میباشد.[۵۳] او در مبارزه صفین به شجاعت و جنگیدن با دو چاقو و دو سپر آوازه آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد داشت.[۵۴]
شهید شدن
عبدالله بن بدیل در روز هفتم[۵۵] و یا این که نهم پیکار صفین[۵۶] بعداز شهید شدن و مصدوم شدن یاران خویش، یک تنه به سپاه معاند زد؛ هرچند که صاحب و مالک اشتر از وی مراد بود که جلو رفتن خویش را متوقف سازد؛[۵۷] ولی عبدالله که مصمم به قتل معاویه بود[۵۸] تا مجاورت قرارگاه او پیش رفت و ۹ بدن از لشکریان معاند را کشت[۵۹] و پس از آنکه رقیب او نشدند با سنگباران معاند به شهیدشدن رسید.[۶۰] ابن اعثم کوفی جزئیات فزونتری از جنگاوری و رشادت وی در نزاع گزارش نموده است.[۶۱] حکم دهنده نعمان ادعا دارد که عبدالله به یاور سه هزار نفر از یارانش؛ در حدود ۲۰ هزار شامی را به نابودی رساندند.[۶۲]
بنابر گزارش ابن ابی الحدید، یکی یاران امام در واپسین لحظات حیات عبدالله بن بدیل، به کنار او آمد و عبدالله وصیتهایی به وی در موضوع تقوای الهی و کمک امام کرد و تقاضا نمود تا درود اورا به امام برساند و امام بعداز شنیدن سخنان عبدالله، علاوه بر تعریف از وی، بر او بخشش ارسال کرد.[۶۳]
یعقوبی اعتقاد دارد که پیکر عبدالله به وسیله برادرش به اردوگاه امام رجوع و امام علی(ع) پروردگار را بر این زمینه، گواه گرفت.[۶۴] برادرش عبدالرحمن را نیز از شهیدان مبارزه صفین دانستهاند؛[۶۵] ولی بنابرقولی وی در نبرد جمل به شهید شدن رسید.[۶۶] [یادداشت ۲]
معاویه بعداز شهید شدن عبدالله بن بدیل قصد داشت تا تن اورا مُثله سازد که با پادرمیانی عبدالله بن عامر از این فعالیت صرف نظر کرد[۶۷] و حتی آورده شده میباشد که معاویه به مدح عبدالله پرداخت[۶۸] و اعلام کرد: محبت بستگان خزاعه به علی بهاندازهای میباشد که در شرایطیکه زنان این بستگان نیز اقتدار پیکار داشتند با معاندان علی میجنگیدند تا چه رسد به مردان این خویشاوندان.[۶۹] معاویه ابعاد نیز از مدح ابن بدیل غافل نشد.[۷۰]
ابن ابی الحدید در کتاب تفصیل نهج البلاغه خویش این نظر را دارد که امیرالمؤمنین(ع) بعداز اتمام نزاع صفین در سخنی از عبدالله و دیگر شهیدان نبرد صفین خاطر کرده و برای حیف کردن آنها ابراز تأسف نمود.[۷۱]
سُفْره ابوالفضل
سفره یا این که سفره نذری، سیرتکاملای از نذرهای شیعه ها و مراسمی زنانه میباشد[۱۵۰] که در آن با گستراندن سفره خوراکی و اجرای آداب و قرائت ذکرها خاص برگزار میگردد. یکیاز مهم ترین و رایجترین سفرهها سفره «ابوالفضل» مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.[۱۵۱]
عباسیهها یا این که بیتالعباس: به جای هایی گفته میگردد که به اسم حضرت عباس(ع) و برای سوگواری ساخته می گردد. بعضا تیتر کردهاند که در این جاها اپلیکیشنهای متفاوت دیگری نیز اعمال میگردد و کارکرد آنان مشابه حسینیهها رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهدمیباشد.[۱۵۲]
روز جانباز: در روزنگار قانونی کشورایران روز چهارم شعبان به مناسبت ولادت حضرت عباس(ع) تحت عنوان روز جانباز نامگذاری آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شدهاست.[۱۵۳]
پنجه دست یا این که نشانه خمسه که در بعضی از بخش ها شیعهنشین گزینه به کار گیری قرار میگیرد و بر روی عَلَم یا این که درفش نصب می گردد، نشانه دستهای بریده حضرت عباس میباشد. بعضی دیگر از شیعهها، آن را آرم پنج بدن آل عبا می دانند.[۱۵۴]
اماکن و بناهای مرتبط با عباس(ع)
در کشورایران و عراق جای هایی وجود دارااست که در زمان فرصت گزینه احترام عموم واقع گردیدهاند و عموم برای ادای نذورات و هدایای خویش به آن جای رفت و آمد مینمایند و معتقدند که در شکل توسل و نذر، حاجت آنها جایز می گردد.
بقاع حضرت عباس
نوشتهیعلمیٔ اساسی: مقبره حضرت عباس(ع)
کف العباس، منزلت دست چپ.
محل دفن حضرت عباس در شهر کربلا در ۳۷۸ متری شمال شرقی بقاع امام حسین(ع) جای دارد و یکیاز مهم ترین زیارتگاههای شیعهها میباشد. حد فاصل بقعه حضرت عباس و بقاع امام حسین(ع) را دربین الحرمین مینامند.[۱۵۵]
به حیث بخش اعظمی از مورخان، عباس(ع) در محل شهادتش کنار نهر علقمه دفن شدهاست.[۱۵۶] چون امام حسین(ع) خلاف دیگر شهدا، اورا از محل شهادتش جابهجا نکرد و نزد پیکر بقیه شهدا پیکار.
بعضی نویسندگان مثل عبدالرزاق مقرم معتقدند ادله اینکه امام حسین(ع) تن حضرت عباس را به چادرها جنگ، درخواست خویش حضرت عباس یا این که عدم بضاعت و توان امام در جابجا کردن تن حضرت عباس به جهت جراحات وارداتی به بدنش خلا، بلکه حسین بن علی(ع) میخواست که برادرش مالک مرقد و حرمی غیر وابسته باشد.[۱۵۷] مقرم برای کلام خویش مستندی بیان نکرده میباشد.
رده کف العباس
نوشتهیعلمیٔ اساسی: کفالعباس
جایگاه کفالعباس اسم دو جای میباشد که گفته می شود دستهای حضرت عباس(ع) درین دو نقطه از بدن مستقل شد و به زمین به زمین خورد. این دو جای ، در بخش شمال شرقی و جنوب شرقی خارجِ بقعه حضرت عباس(ع) و در ورودی دو کوچهٔ بازارمانند قرار داراهستند. درین دو جای نمادهایی تشکیلشده و زائران آنجا را زیارت مینمایند.[۱۵۸]
توسل به حضرت عباس
به جهت رده ویژه حضرت عباس بین شیعه ها، عموم چهت نیل به حاجات خویش به حضرت عباس متوسل می گردند و برای وی نذر مینمایند.[۱۳۴] بعضا نیز کراماتی را از حضرت عباس در حق اهلسنت، مسیحیان، کلیمیان و ارمنیها نقل مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کردهاند.[۱۳۵]
سوگواری روز تاسوعا
در مراسم مذهبی دهه محرم، نهم محرم تحت عنوان روز تاسوعا به سوگواری برای حضرت عباس(ع) تخصیص داراست که بعد از روز عاشورا، مهمترین مجال برگزاری سوگواری شیعهها در مساجد، هیئتها و توکلها به حساب میآید. این روز در جمهوری اسلامی ایران و بعضی از کشورهای اسلامی تعطیل میباشد.[۱۳۶] یکی نرمافزارهایی که همواره دراین مراسم برگزار می شود قرائت «دو دمه» معروفی میباشد که در آن عزاداران حسینی به دو مجموعه تقسیم می گردند و یک مجموعه مصراع نخستین و گروه دیگر مصراع دوم را رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد می خوانند.
ای اهل مقبره میر و علمدار نیامد، علمدار نیامد
سقای حسین(س) سید و سالار نیامد، علمدار نیامد[۱۳۷]
همینطور ملاحظه کنید: ای اهل مقبره میر و علمدار نیامد
یوم العباس زنجان: سالانه در غروب روز هشتم محرم، جمعیت متعددی از عزاداران در مسافت حسینیه اعظم زنجان تا امامزاده سید ابراهیم این شهر عده میگردند و روضهخوانی و سوگواری مینمایند. مطابق برخی از گزارشها در سال ۹۶ بیشتراز ۹۷۰۰ و در سال ۹۵ حدود دوازده هزار رأس گوسفند درین مراسم به واسطه نذر عموم، قربانی شدهاست.[۱۳۸] در سالهای اخیر، سالانه حدود پانصد هزار نفر دراین مراسم کمپانی مینمایند. این مراسم تحت عنوان یک کدام از به جا ماندههای معنوی جمهوری اسلامی ایران تصویب آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد گردیده است.[۱۳۹]
بیان یا این که کشف کننده الکرب
بیان «یا این که کشف کنندهَ الکَرْبِ عنْ وَجهِ الْحُسَین اِکْشِفْ کَرْبی بِحَقِّ أَخیکَ الحُسَین» (ای برطرف کننده ناراحتی و حزن از روی حسین به حق برادرت حسین، غم و نقص مرا برطرف کن). به عنوانی یکیاز ذکرهای توسل به حضرت عباس پر اسم و رسم گردیده و گاه پیشنهاد می گردد کهاین بیان به تعداد ۱۳۳ جايگاه [یادداشت ۳] گفته گردد.[۱۴۰] این بیان در کتابهای حدیثی شیعه نقل نشده میباشد.
آئینها و نمادهای دیگر
عَلَمگردانی: دانش یک کدام از نمادهایی میباشد که در مراسم سوگواری امام حسین(ع) برای یاداوری حضرت عباس، علمدار کربلا به کارگیری می شود.[۱۴۱]
سقایی: یک کدام از دینهای منقبتخوانی میباشد که در روزها سوگواری به ویژه تاسوعا و عاشورا در کشورایران برگزار میگردد. این آئین گاهی به طور مدیحهخوانی جمعی و گاهی به طور سیراب کردن تشنگان در مسیر سوگواریها و در هیئتهای مذهبی برگزار میشود؛ در شکل نخستین اشعار و مدیحههای مخصوصی دارااست و در شکل دوم نیز سقاها لباسی منحصر به فرد می پوشند و با کوزه یا این که مشک، عزاداران را سیراب مینمایند.[۱۴۲] کمپانیکنندگان دراین هیئتها سقا میگردند و نشانهای سقایی به خویش میآویزند. آنان با یکپارچه دهانهٔ مشک پرآبی را که بر دوش داراهستند، می گیرند و در اختیار دیگر ظرفای داراهستند و دربین عزاداران رفتوآمد مینمایند و به تشنگان آب می رسانند و اشعاری را در ذکر تشنگی امام حسین(ع) و یارانش می خوانند تا نوشندهٔ آب را بیشتر به خاطر امام(ع) و یارانش بیندازند؛ برای مثال، سقایان سروستان عجم این اشعار را می خوانند: آبیرنگ بنوش و لعنت حق بر یزید کن / جان را فدای مرقد پاد شاه شهید کن.[۱۴۳] فرهنگ وتمدن سقایی در اکثری از شهرهای شیعهنشین عراق و کشور ایران رایج میباشد[۱۴۴] و تأثیر فرهنگ و تمدن سقایی در سقاخانههای زیادی که به اسم حضرت عباس تشکیل شده قابل مشاهده میباشد.[۱۴۵]
عهد و پیمان میل کردن به حضرت عباس(ع): پیمان میل کردن به حضرت عباس دربین شیعهها و حتی اهل سنت امری رایج میباشد، به نحوی که به نقل بعضی، بخش اعظمی از شیعهها برای نقطه نهایی دادن به جنگهای خویش به حضرت عباس قول می خورند. و بعضی فقط قسم و سوگند حقیقی و واقعی را همین قسم به اسم عباس میدانند.[۱۴۶] برخی از اقوام شیعه، عهدها، قولها، معاملات و قراردادهای خویش را با عهد تناول کردن به حضرت عباس(ع) ثبت و تحکیم مینمایند.[۱۴۷] عامل اعتنا ویژه به عهدوپیمان حضرت عباس(ع)، شجاعت، وفاداری، غیرت، متانت و جوانمردی او تیتر شدهاست.[۱۴۸] برخی نقلها دربارهٔ پشت گرمی به عهد و پیمان حضرت عباس از طرف اهلسنت و مخصوصاً اهلسنت عراق وجود دارااست؛ به عنوان مثال حردان تکریتی وزیر هواخواهی قبل عراق نقل نموده است که به یار و همدم احمد حسن البکر (یک کدام از روسای جمهور قبل عراق) و صدام و یکسری نفر دیگر میخواستند پیمانی ببندند و برای تحکیم عهد خویش و برای اینکه به همدیگر کارشکنی نکنند، تصمیم گرفتند که قول بخورند. با وجود اینکه بعضی محل دفن ابوحنیفه را برای عهدوپیمان میل کردن سفارش دادند، ولی در غایت تصمیم گرفتند برای پیمان میل کردن به بقعه حضرت عباس بروند و آنجا عهدوپیمان بخورند.[۱۴۹]
ابراهیم(ع) در قرآن
قرآن ۶۹ رتبه[۲۸] در ۲۳ سوره[۲۹] از ابراهیم خاطر نموده است. قرآن در سورههایی که از ابراهیم خاطر کرده، او را سر مشق معرفی نموده است.[۳۰] سورهای هم بهجهت پرداختن به روایت معاش ابراهیم، به اسم وی اسمگذاری شدهاست.[۳۱] قرآن درباره ی ابراهیم ازجمله به نبوت و دعوت وی به توحید، امامت وی، ذبح فرزند، اعجازٔ زندهشدن چهار پرنده بعد از مردن و سردشدن حریق مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد پرداخته میباشد.
نبوت و امامت
در آیاتی یکسری از قرآن، از نبوت حضرت ابراهیم و دعوت وی به توحید کلام آمده میباشد.[۳۲] همینطور در آیه ۳۵ سوره احقاف از پیامبران اولوالعزم اسم آمده میباشد [۳۲] که طبق احادیث، ابراهیم برای مثالٔ آنها و دومین رسول اولوالعزم بعداز حضرت نوح(ع) میباشد.[۳۳] بر اساس با آیه ۱۲۴ سوره بقره، خدا حضرت ابراهیم(ع) را بعد از یک سری آزمون به منزلت امامت نصب کرد. به لحاظ علامه طباطبایی منزلت امامت درین آیه به معنای هدایت باطنی میباشد؛ مقامی که وصال به آن، لازمه برخورداری از کمال وجودی و رده معنوی ویژهای میباشد که بعداز مجاهدتهای بسیار به دست رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میاید.[۳۴]
خلیلالله
نوشته ی علمیٔ اساسی: خلیلالله (کنیه)
خَلیلالله (بهمعنای دوست آفریدگار[۳۵]) کنیه مختص حضرت ابراهیم بوده میباشد.[۳۶] منزلت خلیلالله بودن را مدح برای ابراهیم(ع) دانستهاند[۳۷] که فراتر از جایگاه نبوت و رسالت نیز میباشد.[۳۸] در روایتی از امام درست گو(ع) آمده که آفریدگار ابراهیم را در صدر تحت عنوان عَبد (عبد و بنده) آنگاه فرستاده، آنگاه فرستاده و بعد از آن به منزلت دوستی (خلیل) برگرفت.[۳۹] در آیه ۱۲۵ سوره نساء آمده میباشد: «و اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهیمَ خَلیلاً؛ و خداوند ابراهیم را به دوستی خویش برگزید».[۴۰] در اولِ این آیه سفارش گردیده که از دین ابراهیم تبعیت فرمائید.[۴۱] آن گاه برای اینکه سایر افراد را ترغیب به تبعیت از ابراهیم نماید می گوید که آفریدگار او را بهتیتر دوست خویش آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد برگزیده میباشد.[۴۲]
ابراهیم، بابا پیامبران
بر پایه ی با قرآن ابراهیم جد تنی چند از پیامبران پس از خویش میباشد.[۴۳] فرزند وی اسحاق جد بنیاسرائیل میباشد که از نسل وی پیامبرانی به عنوان مثال یعقوب، یوسف، داوود، سلیمان، ایوب، موسی، هارون و دیگر پیامبران بنیاسرائیل متولد شدند.[۴۴]
همینطور نسب حضرت عیسی از روش مادرش مریم(ع) به حضرت یعقوب فرزند اسحاق می رسد.[۴۵] بنابر احادیث اسلامی نسب حضرت محمد(ص) به اسماعیل پسر دیگر ابراهیم می رسد.[۴۶] به همین جهت اورا ابوالانبیاء (بابا پیامبران) کنیه دادهاند.[۴۷]
معجزات
طبق آیه ها قرآن، سرد شدن حریق و زندهشدن چهار پرنده از معجزات حضرت ابراهیم بودهاند:
سردشدن حریق: طبق آیهها ۵۷ تا ۷۰ سوره انبیاء، ابراهیم بعد از آنکه روءیت کرد قومش از پرستش بتها دست برنمیداراهستند، بتها را ناکامی و این شغل را به بت گرانقدر نسبت بخشید و ذکر کرد چنانچه بت صحبت میگوید، از وی بپرسید. بتپرستان در قبال دلیل وی فرو ماندند، البته دست از باور خویش برنداشته، اورا به سبب ساز شکستن بتها در حریق انداختند؛ البته حریق به امر الهی بر وی سرد شد.[۴۸]
زندهشدن چهار پرنده: سازه به آیه ۲۶۰ سوره بقره، خدا در جواب به درخواست حضرت ابراهیم برای دیدن زندهشدن مردگان، اورا مأمور نمود که چهار پرنده را ذبح و با هم ترکیب نماید و بر فراز یکسری کوه قرار دهد. وی این فعالیت را جاری ساختن بخشید و بعد پرنده ها را فرا خواند. آن ها زنده شدند و به سوی وی آمدند.
سفر
در آیه ۷۱ سوره انبیاء در زمینه ی ابراهیم(ع) آمده میباشد: «ما اورا به یاور لوط به سرزمینی بردیم که در آن برای جهانیان برکت گذاردهایم.»[۴۹] بعضی کتابهای تفسیری مرزوبوم آیتم اشاره دراین آیه را شام[۵۰] یا این که فلسطین و بیت المقدس[۵۱] دانستهاند. در قصه امام درست گو(ع) نیز بیت المقدس تحت عنوان مقصد مسافرت ابراهیم(ع) معرفی گردیدهاست.[۵۲]
بنای کعبه
در آیه ۱۲۷ سوره بقره آمده میباشد که حضرت ابراهیم به امداد فرزندش اسماعیل، کعبه را سازه نمود[۵۳] و به دستور پروردگار عموم را به مناسک حج دعوت کرد.[۵۴] مبتنی بر برخی احادیث، کعبه اول توشه بوسیله حضرت انسان سازه شد و ابراهیم آن را مرمت کرد.[۵۵]
تعداد صفحات : 62

جایگاه تاریخی و معنوی نام امام حسن مجتبی (ع) در مسجد فکوری مشهد