loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 25
يکشنبه 17 فروردين 1404 زمان : 17:10


بیداری اسلامی در مصر
مصر در شمال مجموعه کشور هأ آفریقا و در کنار دریای خزر و دریای سرخ جای‌دارد. وضعیت جغرافیایی و سوق‌الجیشی این مرزو بوم به ویژه شبکه سوئز در آن و هم‌اینگونه همجواری با فلسطین اشغالی و کشورهای لیبی و سودان سبب ساز شد‌ه‌است که مصر در جغرافیای سیاسی حوزه‌ نقش حساس و مؤثری را جاری ساختن مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نماید.

در سال ۱۲۶۰ ش/۱۸۸۱م انگلیسی‌ها مصر را اشغال کردند. از سال ۱۲۹۷ تا ۱۳۰۱/۱۹۱۸-۱۹۲۲م ذیل تأثیر تحولات ناشی از پیکار جهانی نخستین، سعی مصری‌ها برای رهایی از سلطهٔ استعماری انگلستان بیشتر شد و در اسفند ۱۳۲۰ش/فوریه۱۹۲۲م، انگلیس به شرایط ذیل الحمایگی این سرزمین نقطه پایان دادو در‌این مرزو بوم نظام سلطنتی مشروطه گفت. سرهنگ جمال عبدالناصر در ۳۱ تیر ۱۳۳۱/۲۳ جولای ۱۹۵۲ به امداد ژنرال محجوب و همیاری اخوان المسلمین توان را به دست گرفت و نظام مصر را جمهوری اظهار‌کرد و ناسیونالیسم عربی را ایدئولوژی حکومتی خویش قرار رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بخشید.

بعداز وی انور سادات و به میزانی بسیار کمتر حسنی خوش‌یمن برای کنار زدن ناسیونالیسم عربی یا این که پان‌عربیسم و جایگزینی آن با مرزو بوم‌پرستی مصری، عملکرد کردند. در طول سادات، مصر به کشوری تبدیل شد که در عین ارائه تصویری از یک دموکراسی چندحزبی در بیرون، دارنده سر کردگی جمهوری مادام‌العمر مشابه پاد شاه بود. بعد از آن، نظامی حدوداً سکولار بر مصر قاضی شد که در حین یک سری دهه همت کرد تکان‌ها و نیروهای اسلام‌گرا را بدور از اقتدار آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نگه داراست.


اخوان المسلمین تعالی‌ترین حزب اسلام‌گرای مصر؛ این حزب هر تعدادی در زمان بعد از میمون توانست اقتدار را در اختیار بگیرد ولی به دلایل متعدد نتوانست اقتدار را در چنگ خویش نگه داراست و اکثری از سران این حزب دستگیر شدند
علیرغم این همت زمانبر بازه، بیداری اسلامی در مصر ریشه‌دار بود و به همین برهان خیزش عموم مصر در روز ۵ بهمن ۱۳۸۹(۲۵ ژانویه ۲۰۱۱) شروع شد. ده‌ها هزار مصری در چارچوب حرکتی که فعالان اینترنتی آن را روز خشم نامیدند علیه دولت تظاهرات کردند. تظاهرکنندگان در مقابل شورای بهتر قضایی شعار مرگ بر حسنی خوش‌یمن راز می‌دادند. نیروهای پلیس در آن روز ۸ بهمن ۹۵ نفر را در سراسر مصر به عنوان مثال سوئز و اسکندریه کشتند و شامگاه به عبارتی شب حسنی خوش‌یمن دولت را منحل کرد و در سخنانی خلال این که خویش را حمایت کننده عموم مصر خواند و خبر از تشکیل دولت تازه اعطا کرد از جوان ها مصری نیز خواست که به نگهداری امنیت مرزوبوم پایبند باشند و ارعاب کرد که بی‌نظمی‌های بیشتر را تحمل نخواهد کرد.

این سخنرانی از ترازو حضور عموم در میدان التحریر نادر نکرد. عموم که از تَعَلُّل میمون در گوشه‌گیری خشمگین بودند به مرکز ها پلیس در شهرهای متفاوت حمله کردند و حتی‌در روز ۱۱ بهمن ۱۳۸۹ توانستند شهر سوئز را از در اختیار گرفتن دولت بیرون نمایند.

در روز ۱۲ بهمن ۱۳۸۹ بیشتراز دو میلیون نفر در میدان التحریر فریاد می‌زدند: « یا این که خوش یمن صح النوم... الیوم پایان الیوم» «مبارك از خواب برخيز.. امروز آخرين روز میباشد.» ولی میمون در عکس العمل به کلیه این اعتراضات صرفا اظهار کرد که در انتخابات بعدی کاندیدا نخواهد شد البته تا مجال انتخابات ـ هشت ماه دیگر ـ در پست خویش باقی خواهد ماند.

این عکس العمل خوش یمن خشم عموم را بیشتر کرد و سبب ساز شد که دولت برای جلب ذهن ها همگانی در روز ۱۳ بهمن خواهان اذعان کرد‌وگوی ملی برای خروج از معضل گردد. بعضا دسته‌های مصری با این توصیه مخالفت کردند و شرط خویش را برای گفتمان برکناری خوش یمن اعلام کردند. البته اخوان المسلمین در اقدامی تعجب آور با این درخواست موافقت کرد؛ اقدامی که با اعتراض مردمی مواجه شد و یک سری روز سپس اخوان ناچار شد از میز اظهار‌کرد‌وگو با دولت بیرون گردد و آغاز به توجیه کارایی خویش کند.

روز آدینه ۱۵ بهمن عموم مصر در شهرهای گوناگون راهپیمایی جمعة الرحیل را برگزار کردند.

در روزهای آجل نیز همین اعتراضات ادامه یافت تا این که در روز ۲۲ بهمن ۱۳۸۹ش (۱۱ فوریه ۲۰۱۱م)، قدمت سلیمان نائب رئیس حسنی میمون از تلویزیون اظهار کرد: « محمد حسنی خوش‌یمن به طور رسمیً از منصب سر گروهی جمهوری گوشه‌گیری کرد و شورای خوب ارتش را ملزم نمود که توان را در مشت بگیرد.»

خبر سقوط میمون موجی از شور را فی مابین عموم حاضر در میدان التحریر و دیگر نقاط مصر تشکیل داد ولی اقدامات ارتش مصر و کوشش اخوان المسلمین و دیگر تیم‌های فعال در عرصه سیاسی مصر اذن نداد که خیزش عموم مصر به حاصل مد لحاظ خود دست یابد.

بازدید : 26
يکشنبه 17 فروردين 1404 زمان : 17:04


بیداری اسلامی تیتر سلسله قیام‌هایی میباشد که در کشورهای عربی چهره اعطا کرد. این قیام‌ها از نصفه دوم سال ۱۳۸۹ خورشیدی آغاز شد. او‌لین آن در تونس بود و بعد از آن در مصر، لیبی، یمن و بحرین ادامه یافت. این قیام‌ها در تونس، مصر، لیبی و یمن سبب به سرنگونی حکومت شد و در بحرین، پیکار فی مابین عموم و حکومت هم‌چنان ادامه دارااست. آیت الله خامنه‌ای رهبر کشور ایران با نظارت ماهیت این قیام‌ها آن را بیداری اسلامی نامیدند چون عموم این کشورها پیرو تحقق منظور‌های خویش بر طبق اسلام می باشند و مبنای تکان خویش را اسلام قرار داده‌اند. فیس های سکولار از این جنبش ها با تعابیری همانند فصل بهار عربی خاطر مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد می نمایند.

بیداری اسلامی در تونس

اینفوگرافی: هندسه بیداری اسلامی
تونس کشوری اسلامی در شمال آفریقاست که در کنار دریای کاسپین واقع گردیده‌است و به‌ استدلال وضعیت جغرافیایی، سیاسی، تجاری و سوق‌الجیشی، نقش مهی را در سیاست کلی آفریقا و کشورهای عربی برعهده رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد داراست.

تونس سال‌ها در استعمار فرانسه بود تا اینکه عاقبت عموم این مرزو بوم توانستند در سال ۱۳۳۳ش/۱۹۵۴م از فرانسه جداگانه شودند. با این درحال حاضر عموم تونس، حتی بعد از استقلال هم نتوانستند حکومتی دلخواه روی شغل بیاورند و به مکان حکومت مردمی، نظامی دیکتاتوری در پوشش حکومت جمهوری بر آن مرزوبوم حکم کننده شد. در حین سال جاری‌ها فقط دو مدیر جمهور زمام کارها را در تونس به دست گرفتند. او‌لین حبیب بورقیبه و دومین زین‌العابدین بن علی بود. بن‌علی در سال ۱۳۶۶ش/۱۹۸۷م از روش کودتای نظامی به اقتدار رسید و در سال ۱۳۷۳ش/۱۹۹۴م فقط کاندیدای انتخابات سر گروهی جمهوری بود و با ۹۹/۹۱ درصد آرا تعیین شد و به دوران ۲۳ سال بر تونس آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد حکومت کرد.

خلال این استبداد، نیروهای حکومت تونس رفتارهای ظالمانه‌ای را با عموم داشتند که همین رفتارهای ظالمانه سبب ساز شد که طارق الطیب محمد البوعزیزی دست به خودسوزی بزند.

خودسوزی این جوان تونسی سبب ساز شد که آغاز دوستان و نزدیکان او و آن گاه عموم دیگر دست به اعتراض بزنند. اعتراضات خیابانی نقط ی اوج گرفت و در یک‌سری شهر تونس عموم دست به تظاهرات زدند.[۱]


راشد الغنوشی رهبر حزب النهضه تعالی‌ترین حزب اسلام‌گرای تونس. او سال‌ها در تبعید بود و بعداز سرنگونی زین‌العابدین بن علی به تونس رجوع و برگشت. حزب او در انتخابات تونس توانست رأی بالایی حصول نماید
پلیس تونس واکنش رنج با این اعتراضات کرد که سبب ساز به کشته شدن شماری از عموم شد و همین فرمان خشم عموم را ارتقا بخشید و اعتراضات ادامه یافت. عمده‌ترین مطالبات عموم تونس را در سه تیتر تحت می‌اقتدار خلاصه کرد:

الف ـ مطالبات اقتصادی: درخواست توزیع عادلانه گنج ب ـ مطالبات سیاسی:درخواست اذن کار احزاب و جمعیت‌های جدا و سازمان‌های عموم بنیان. ج ـ مطالبات مذهبی: درخواست آزادی اعمال شعائر شرعی و مذهبی. بن علی در حین سال‌های حکومت خویش تلاش کرد جلوی پرورش اسلام را در‌این مرز و بوم بگیرد و برهمین اصل، بيانيهٔ ۱۰۸ را كه داشتن عفاف و حجاب را در درون سازمان‌های دولتی ممنوع می‌كرد، در زمان امسال‌ها ایفا کرد[۲]. در دانشکده‌های تونس نیز بر طبق فرمان وزارت فراگیری این میهن ملزم بودند تا از دختران تعهد بگیرند که در دانش گاه از پوشش اسلامی به کارگیری نکنند و پسران نیز از گذاشتن ریش بپرهیزند. این تعهدنامه هم‌اینگونه دانشجوها را از پوشیدن هرگونه خرقه محلی نهی کردن می کرد. و هر که که با این تعهدات مخالفت میکرد از علم آموزی محروم میشد و در شکل بایستگی به دستگاه قضایی معرفی می گردید.

در زمان او جوان ها حق حضور در مساجد را نداشتند و کمپانی عموم در نماز آدینه بعداز به دست آوردن مجوز از اداره ها دولتی بود.[۳]

به هر درحال حاضر بن علی بعداز بسط اعتراضات تلاش کرد امتیازهایی را به معترضان بدهد البته این امتیازات همه دیرهنگام و بی‌منفعت بودند.

انقلاب تونس از شروع تا برد کمتر از یک ماه زمان بر شد. این انقلاب در روز ۱۷ دسامبر ۲۰۱۰(۲۶ آذر ۱۳۸۹)با خودسوزی بوعزیزی شروع و در آدینه ۱۴ژانویه ۲۰۱۱ میلادی(۲۴ دی ۱۳۸۹) با فراروگریز مدیریت جمهور بن‌علی و خانواده‌اش به ایالات متحده عربی سعودی به موفقیت رسید.

پس از فرار کردن بن‌علی، محمد الغنوشی ابتدا‌وزیر او اداره کارها مرزوبوم را عهده دار شد ولی اعتراضات به الغنوشی و نیز تضادومغایرت سر گروهی موقت او با قانون اساسی کشور تونس سبب ساز شد که محمد فؤاد المبزع سر گروهی جمهوری مرزو بوم را به صورت موقت و تاهنگام برگزاری انتخابات زودهنگام بر ذمه گیرد.

همین تغییر و تحول، اصلاحات سریعی را در تونس ساخت؛ یعنی سبب ساز به آزادی رسانه‌ها، شرکت کردن سیاسی عموم، رجوع رهبران تبعیدی مثلا راشد الغنوشی و خلع ید عده ای از مفسدان اقتصادی از منابع و گنج‌های همگانی شد. هم‌اینگونه نگاه دولت را به سمت کاهش بیکاری و بازرسی به حالت اقتصادی نصیب مهمی از عموم جلب کرد.

با این اکنون هم‌چنان طیف وسیعی از نیروهای متعلق به حکومت کهن در اقتدار می باشند و عموم نیز به‌این وضع و اوضاع معترضند.

تونس تا وصال به احوال مناسب هنوز خط مش بخش اعظمی دارااست و وصال به آن به هوشمندی، دانایی و ایستادگی عموم آن مرز و بوم نیاز داراست.

بیداری اسلامی در مصر

بازدید : 66
شنبه 16 فروردين 1404 زمان : 17:30


مذهب جعفری
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: مذهب جعفری
میان امامان شیعه، بیشترین داستان از امام راستگو(ع) نقل گردیده است.[۵۱] او همینطور بیشترین شمار راویان را داشته میباشد. اِربِلی شمار ماجرا‌کنندگان از اورا ۴۰۰۰ بدن دانسته میباشد.[۵۲] به گفته ابان بن تغلب شیعه ها هرگاه در کلام فرستاده(ص) اختلاف‌لحاظ پیدا می‌کردند، به کلام حضرت علی(ع) تمسک می‌کردند و سپس که در حرف علی اختلاف‌لحاظ داشتند، به حرف امام درست گو(ع) برگشت می‌کردند.[۵۳] به دلیل نقل بیشترین احادیث شرعی و کلامی از امام درستگو(ع)، مذهب شیعه امامی را مذهب جعفری نیز میخوانند.[۵۴] امروزه امام راست گو(ع) به اسم مدیریت مذهب جعفری دارای شهرت میباشد.[۵۵] در سال ۱۳۷۸ق، روحانی شَلتوت مدیر دانش گاه الأزهر در مصر، به دنبال مکاتباتی با آیت الله بروجردی، مذهب جعفری را به رسمیت آشنایی و شغل به آن را به حیث فقهی مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد روا شمرد.[۵۶]

مناظرات و گفتگوهای علمی
در متن ها حدیثی شیعه، مناظرات و گفتگوهایی در میان امام درست گو(ع) و متکلمان مذهب‌ها دیگر و نیز بعضا از منکران وجود خداوند گزارش گردیده‌است.[۵۷] در برخی از مناظرات، شاگردان امام راست گو(ع) در حضور او در قضیه‌ای که تخصص داشته‌اند، با سایر افراد مناظره کرده‌اند. در‌این جلسات امام راستگو(ع) بر مناظره تحقیق کرده و گاه خویش نیز وارد مشاجره گردیده است.[۵۸] مثلا در رای زنی با عالمی از اهل شام که خویش درخواست مناظره با شاگردان امام راست گو(ع) را داشت، امام از هشام بن سلامت خواست تا در قضیه صحبت با وی مصاحبه نماید.[۵۹] همینطور از شخصی که قصد مناظره با او‌را داشت، خواست تا در هر مسئله‌ای که میخواهد، آغاز با شاگردانش مصاحبه نماید و در شکل غلبه بر آنان با وی مناظره نماید. آن شخص در موضوع قرآن با حُمران بن اَعیَن، در قضیه ادبیات عربی با ابان بن تغلب، در فقه با زُراره و در سخن با مؤمن الطاق و هِشام بن تندرست مناظره کرد و مغلوب رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شد.[۶۰]

احمد بن علی طبرسی در کتاب الاحتجاج تیم‌ای از مناظرات امام درست گو(ع) را گرد آورده میباشد که برخی از آن‌ها عبارت میباشد از:

مناظره با یکی‌از منکران معبود درباره وجود خداوند[۶۱]
مناظره با ابوشاکر دَیصانی، درباره وجود خداوند[۶۲]
مناظره با ابن‌ابی‌العوجاء درباره وجود آفریدگار[۶۳]
مناظره با ابن‌ابی‌العوجاء درباره حدوث عالَم[۶۴]
مناظره‌ای وقت گیر با یکی‌از منکران وجود آفریدگار درباره مسائل متفاوت فقاهتی[۶۵]
مناظره با ابوحنیفه درباره طرز استنباط احکام دینی، به‌ویژه قیاس[۶۶]
مناظره با بعضا از علماء معتزله درباره طرز گزینش حکم کننده و برخی آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد احکام دینی[۶۷]
سیره سیاسی
حیات امام درست گو(ع)، با خلافت ده خلیفه انتها بنی‌امیه برای مثال قدمت بن عبدالعزیز و هشام بن عبدالملک و دو خلیفه در آغاز عباسی، سفاح و منصور دوانیقی به طور همزمان بود.[۶۸] وی در هجرت امام باقر(ع) به شام که به درخواست هشام بن بنده الملک شکل گرفت، یار بابا بود.[۶۹] در امامت امام راست گو(ع)، پنج خلیفه انتها اموی یعنی از هشام بن عبدالملک به آن گاه و سفاح و منصور خلفای عباسی حکومت کردند.[۷۰]

غربت از قیام مسلحانه
به‌رغم آنکه امامت امام راستگو(ع) با ضعف و فروپاشی امویان یاروهمدم بود، او از تضارب‌های نظامی و سیاسی هجران جست و حتی دعوت به خلافت را نپذیرفت. شهرستانی در الملل والنحل گزارش نموده است که ابومسلم خراسانی بعد از مرگ ابراهیم امام، در طومار‌ای امام درستگو(ع) را سزاوار‌ترین شخص برای خلافت خواند و از وی دعوت کرد تا خلافت را بپذیرد؛ ولی امام راستگو(ع) در جواب نوشت: «خیر تو از یاران اینجانب هستی و خیر زمان، زمان اینجانب میباشد».[۷۱] وی جواب دعوت ابوسلمه ضمن برای خلافت را نیز با سوزاندن طومار‌اش اعطا کرد.[۷۲] او همینطور در قیام‌هایی که بر ضد حکومت اتفاق افتاد، برای مثال قیام عمویش زید بن علی، کمپانی نکرد.[۷۳] بر پایه ی حدیثی، امام درست گو(ع) عدم وجود یاران راستین را انگیزه دوری از قیام شمرده میباشد.[۷۴]در برخی احادیث حضرت تعداد ۱۷ نفر و گاه پنج نفر را برای قیام کافی دانسته میباشد و در قبال پافشاری برخی از یاران برای قیام به آن‌ها می‌فرمود ما خوب از شما و بقیه افراد می دانیم که چه هنگامی و چه وظیفه‌ای داریم.[۷۵]

اختلاف با عبدالله بن حسن مثنی
در سال‌های آخری حکومت بنی‌امیه، گروهی از بنی‌هاشم برای مثال عبدالله بن حسن مثنی و پسرانش و سفاح و منصور در ابواء گردآوری شدند تا برای قیام برضد حکومت، با یکی خودشان بیعت نمایند. در‌این نشست عبدالله پسرش، محمد را مهدی معرفی کرد و از حاضران خواست با وی بیعت نمایند.
امام درستگو(ع) زمانی از این روایت با خبر شد، اظهار‌کرد: پسر تو مهدی وجود ندارد و در حال حاضر نیز هنگام ظهور مهدی وجود ندارد. عبدالله از سخنان او خشمگین شد و او‌را به حسادت مجرم کرد. امام راست گو(ع) قول خورد که از روی حسادت حرف نمی‌گوید و اعلام‌کرد که پسران وی کشته میشوند و خلافت به سَفّاح و منصور می رسد.[۷۶] پیامبر جعفریان ریشه اختلاف در بین فرزندان امام حسن(ع) و فرزندان امام حسین(ع) را همین قصه دانسته میباشد.[۷۷]

بازدید : 53
شنبه 16 فروردين 1404 زمان : 17:24


جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی‌طالب، ششمی امام شیعه‌ها دوازده‌امامی[۱] میباشد. مذهب اسماعیلیه، وی را پنج‌مین امام خویش می داند.[۲] بابا وی امام محمد باقر(ع) و مادرش ام فروة دختر قاسم بن محمد بن ابی‌دیده نشده پسر محمد بن ابی‌دیده نشده بود.[۳] در کتاب کشف الغمة از عبدالعزیز بن اَخضر جَنابِذی از علمای اهل‌سنت بیان شده، از آن‌جا که نسب مامان امام راست گو(ع) هم از جانب بابا و هم از جانب مامان به ابوبکر می سید، امام درست گو(ع) گفته میباشد: «لَقَدْ وَلَدَنِی أَبُاینترنتَکْرٍ مَرَّتَیْن‏»؛ اینجانب دو توشه از ابوبکر متولد گردیده‌ام.[۴] البته علامه مجلسی از کتاب احقاق‌الحق شوشتری نقل کرده که‌این داستان جعلی مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.[۵]

لقب دارای اسم و رسم امام راست گو(ع)، اباعبدالله (ناظر به دو‌مین فرزندش عبدالله اَفطَح) میباشد. از وی با لقب‌های ابواسماعیل (ناظر به فرزندش، اسماعیل) و ابوموسی (ناظر به دیگر فرزندش امام موسی کاظم(ع)) نیز رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد مذکور‌اند.[۶]
مشهورترین کنیه وی «درستگو» میباشد.[۷] برطبق احادیث، فرستاده اسلام(ص) این کنیه را به وی داده میباشد تا از جعفر کَذّاب تمایز یابد؛[۸] البته برخی گفته‌اند امام درست گو(ع) به دلیل جلوگیری از کمپانی در قیام‌های بعد از ظهر خویش، راست گو کنیه گرفته میباشد؛ به دلیل آن که در آن مجال به هر که عموم را گرد خویش عده و به قیام بر ضد حکومت تحریک می کرد، کَذّاب (دروغگو) می‌گفتند.[۹] در به عبارتی روزگار ائمه این کنیه برای امام راست گو(ع) به عمل می‌رفته آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.[۱۰]
براساس گزارش ابن‌شهرآشوب مازندرانی در مناقب کنیه درست گو را منصور عباسی هنگامی به امام درستگو(ع) اعطا کرد که پیشگویی حضرت درباره آشکار شدن قبر امام علی(ع) تحقق یافت و نیزگفته گردیده که وی راستگو کنیه یافته زیرا هیچ لغزش و کجی و ناراستی در وی بکر میباشد.[۱۱] به گزارش دایرةالمعارف بلندمرتبه اسلامی، بعضی از علمای اهل‌سنت زیرا صاحب بن انس، احمد بن حنبل و جاحظ نیز از وی با این کنیه مذکور‌اند.[۱۲]

برای داده ها بیشتر، اینها را هم ملاحظه کنید: راستگو (کنیه)
معاش‌طومار
امام راست گو(ع) در ۱۷ ربیع‌الاول سال ۸۳ق در مدینه متولد شد و در سال ۱۴۸ق در ۶۵ سالگی به عبارتی‌جا به شهیدشدن رسید.[۱۳] برخی ولادتش را در سال ۸۰ق نوشته‌اند.[۱۴] همینطور ابن‌قتیبة دینوری وفاتش را در سال ۱۴۶ق تصویب نموده است[۱۵] که آن را خطای در ضبط میدانند.[۱۶] در باب روز و ماه شهیدشدن امام راستگو(ع) اختلاف‌ حیث وجود دارااست. طریقه دارای شهرت علمای متقدم شیعه[۱۷] این میباشد که او در ماه شوال به شهیدشدن رسیده میباشد؛ ولی در منابع متقدم روز شهید شدن نیامده میباشد.[۱۸]

طبرسی در کتاب تاج الموالید و روحانی عباس قمی در اتفاق ها الأیام، و شوشتری در کتاب رسالة فی تواریخ النبی و الآل روز شهیدشدن او‌را ۲۵ شوال دانسته‌اند.[۱۹] در مقابلِ طریقه دارای اسم و رسم، طبرسی در اعلام الوری[۲۰] و علامه مجلسی در بحار الأنوار به گزارش کتاب مصباح کفعمی شهیدشدن امام درست گو(ع) را در ۱۵ رجب گزارش کرده‌اند؛ البته پژوهشگرانِ کتاب بحار الأنوار این مقاله را در کتاب مصباح نیافته‌اند.[۲۱] روضه خوان عباس قمی سوای بیان منبع وفات امام درستگو(ع) در نصفه رجب را نقل نموده است. [۲۲]

همسران و فرزندان
روضه خوان اثرگذار برای امام راستگو(ع) ده فرزند و یک سری همسر برشمرده میباشد:[۲۳]در پاره‌ای از منابع به گزارش امام کاظم(ع) به دختر دیگری برای امام راستگو(ع) به اسم حکیمه یا این که حلیمه اشاره گردیده‌است.[۲۴]

همسران و فرزندان
همسر نسب فرزندان توضیحات
حمیده دختر صاعد یا این که پارسا امام کاظم(ع)، اسحاق و محمد امام کاظم(ع) هفتمی امام شیعه ها امامیه میباشد.[۲۵]
فاطمه دختر حسین بن علی بن حسین(ع) اسماعیل، عبدالله افطح و ام فروة عبدالله بعداز درگذشت بابا ادعای امامت کرد و رهروان وی فطحیه اسم گرفتند.[۲۶] اسماعیل در حین حیات امام درستگو(ع) درگذشت البته توده‌ای مرگ او‌را نپذیرفتند و فرقه اسماعیلیه را تشکیل دادند.[۲۷]
همسران دیگر ام ولد(کنیز) عباس، علی، اسماء و فاطمه به گفته روضه خوان موثر هر مورد از این فرزندان از یک کنیز (ام ولد) بوده میباشد.[۲۸]

بازدید : 58
پنجشنبه 14 فروردين 1404 زمان : 21:54


معاش‌طومار و علم آموزی
میرزا علی غروی تبریزی در سال ۱۳۰۹ش (۱۳۴۹ق) در تبریز چشم به جهان گشود.[۱۰] در بعضی دیگر منابع، مجال به دنیاآمدن او ۱۳۳۴ق نام برده میباشد.[۱۱] پدرش اسدالله از تجار آذربایجان بود که در بادکوبه قفقاز محل کار تجاری داشت و با استارت کودتای کمونیستی، آن‌جا را رها کرد و به تبریز رجوع و مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد برگشت.[۱۲]

غروی از شش‌سالگی در تبریز به مدرسه‌منزل می رفت. بعد از آن وارد مکتب طالبیه تبریز شد و کتاب‌های سطح حوزه را نزد میرزا علی‌اصغر باغمیشه‌ای یادگرفت.[۱۳] بعداز طی پروسه مقدماتی، وارد حوزه علمیه قم شد و دروس رسائل، کفایه و مکاسب را از روضه خوان محمد مجاهدی تبریزی،‌ سید حسین حکم دهنده طباطبائی و سید احمد خوانساری یادگرفت.[۱۴] در سال ۱۳۷۰ق برای کامل شدن فقه و اصول، راهی نجف شد و از عده ای مثل حسین حلی، میرزا محمدباقر زنجانی، آقا رضا همدانی[۱۵] و سید ابوالقاسم خوئی[۱۶] رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد استفاده کرد.

وفات
غروی در شب آدینه ۲۸ خرداد ماه سال ۱۳۷۷ش، بعداز زیارت امام حسین(ع)، دربین روش کربلا و نجف به یاروهمدم داماد و راننده‌اش به گلوله بسته شد.[۱۷] بعد از وفات وی، مجلس اعلای اسلامی عراق، تیراندازی به سوی غروی تبریزی و همراهانش را به رژیم بعث عراق نسبت بخشید و مجلس اعلای اسلامی شیعه ها لبنان، خواهان برگزاری همایش نگهبانی از مراجع نجف شد.[۱۸] سید علی خامنه‌ای، رهبر کشور ایران،‌ در پیام تسلیتی،‌ از وی به‌تیتر یکی فقها و مراجع گرانقدر پیروی در نجف حافظه آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرد.[۱۹]

پیکر او مخفیانه در آرامستان وادی السلام نجف به خاک ودیعه شد.[۲۰] به امر سید علی سیستانی بقعه‌ای برای او ساخته شد.[۲۱]


تقریظ سید ابوالقاسم خویی بر کتاب التنقیح و جمله ها وی درباره میرزا علی غروی تبریزی
درس دادن و شاگردان
غروی تبریزی، در حین علم آموزی درس بیرون فقه و اصول در نجف، به درس دادن سطح خوب حوزه در مکتب دارالحکمه و مسجد روحانی انصاری نیز اشتغال داشت. در سال ۱۳۳۹ش نیز به درس دادن بیرون فقه و اصول در مسجد جواهری نجف درگیر شوید.[۲۲] آورده شده که از جهت نادرّی و کیفی، درس‌های حوزه نجف در میان وی و سید علی حسینی سیستانی از مراجع تاسی تقسیم گردیده بود.[۲۳]


غروی تبریزی به هم پا سید علی سیستانی
وی بیشتراز ۴۰ سال به درس دادن اشتغال داشت و از اول سال درس دادن بیرون، دو عصر بدون نقص بیرون فقه و اصول درس دادن کرد.[۲۴] سید علاء الدین بحرالعلوم، یوسف دعموش، سید حسین ابوسعیده، عباس کشف کننده‌الغطاء، باتقوا طائی، سید کمال حیدری و سید علی‌اکبر ابوترابی از شاگردان وی میباشند.[۲۵][۲۶]

اثر ها
میرزا علی غروی تبریزی کتاب‌های زیادی در موضوع شرعی و اصولی تألیف کرد که بعضی از آنان به گستردن زیر میباشد:

التنقيح فی تفصیل العروة الوثقى، تقریر او‌لین تاثیر شرعی سید ابوالقاسم خوئی
الفتاوى المستنبطة، رساله مقلدین درباره ی عبادات و معاملات؛
موجز الفتاوى المستنبطة، مختصر رساله عملیه؛
مناسک الحج؛
زمان اصولی بی نقص میرزا محمدباقر زنجانی؛[۲۷]
زمان اصولی بدون نقص روضه خوان حسین حلی؛
گستردن استدلالی علی المکاسب؛
تعلیقة علی الکفایة للشیخ الآخوند الخراسانی.[۲۸]

بازدید : 69
پنجشنبه 14 فروردين 1404 زمان : 21:50


علی غروی تبریزی (۱۳۰۹-۱۳۷۷ش) پر اسم و رسم به میرزا علی غروی تبریزی از مراجع تاسی شیعه که بارها بوسیله حزب بعث عراق به زندان زمین خورد. وی از استقبال‌کنندگان امام خمینی در جریان ورود از ترکیه به نجف بود و در پیکار عراق با جمهوری اسلامی ایران بارها از سوی صدام حسین آیتم آزار رسانی و بازپرسی مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد قرار گرفت.

سید احمد خوانساری در قم و سید ابوالقاسم خویی در نجف از اساتید وی بودند. وی تقریرکننده اولیه کتاب شرعی سید ابوالقاسم خویی، به اسم التنقيح فی گستردن العروة الوثقى بود. سید کمال حیدری و سید علی‌اکبر ابوترابی از شاگردان رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد وی میباشند.

غروی در ۲۸ خرداد ماه سال ۱۳۷۷ش، بعداز زیارت امام حسین(ع) دربین رویکرد کربلا به نجف به ضرب گلوله جان خویش را از دست بخشید. مجلس اعلای اسلامی عراق، تیراندازی به سوی اورا به رژیم بعث عراق نسبت آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد اعطا کرد.

منزلت
غروی تبریزی در مرجعیت در حدود یک ساله‌اش، مقلدان متعددی در کشور‌ایران، عراق و دیگر کشورهای اسلامی داشت و مؤسسه خیریه‌ای نیز برای فقراء در طی تحریم اقتصادی عراق در زمان حکومت حزب بعث تأسیس کرد.[۱] غروی،‌ تقریرکننده اولی کتاب فقاهتی سید ابوالقاسم خویی از مراجع تاسی در نجف، به اسم التنقیح فی تفصیل العروة الوثقی بود[۲] و به همین خیال گزینه ثنا آیت‌الله خوئی قرار گرفت.[۳]

غروی در بیست‌سالگی جزو خاصیت رینگ درس بیرون سید محمد حجت کوه‌کمری، از مراجع تبعیت قرار گرفت و به روضه خوان علی مقرر[یادداشت ۱] جهانی شد.[۴] اورده شده وی از محمدحسین کشف کننده‌الغطاء و سید ابوالقاسم خویی اذن اجتهاد داشت.[۵] غروی تبریزی جزو هیئت استقبال‌کننده از طرف آیت‌الله خویی، هنگام ورود امام خمینی از ترکیه به نجف بود و به همدم سید ابوالقاسم خویی و سید محمود حسینی شاهرودی به دیدار امام خمینی در نجف رفت.[۶]

نبرد کشور‌ایران و عراق
میرزا علی غروی تبریزی، در حین نبرد عراق با جمهوری اسلامی ایران، ذیل فشار حزب بعث عراق بود و به یاروهمدم پسرش به سازمان امنیت حزب بعث در نجف احضار و گزینه بازجوئی روزمره قرار می‌گرفتند.[۷] بعداز مدتی فرزندان وی بدون چاره به رخنه‌ عراق و رجوع به جمهوری اسلامی ایران شدند و خودش نیز پنج‌توشه به زندان زمین‌خورد؛[۸] ولی او برخلاف بعضی از دوستانش به کشور ایران نیامد و تا نقطه نهایی قدمت در حوزه علمیه نجف ماند و به نقلی، رفتن از نجف را نوعی فرارو گریز از مدد از مدرسه می‌دانست.[۹]


غروی تبریزی به هم پا سید ابوالقاسم خویی
معاش‌طومار و علم آموزی
میرزا علی غروی تبریزی در سال ۱۳۰۹ش (۱۳۴۹ق) در تبریز دیده به جهان گشود.[۱۰] در بعضی دیگر منابع، فرصت ولادت او ۱۳۳۴ق مذکور میباشد.[۱۱] پدرش اسدالله از تجار آذربایجان بود که در بادکوبه قفقاز محل کار تجاری داشت و با استارت کودتای کمونیستی، آن‌جا را رها کرد و به تبریز رجوع.[۱۲]

بازدید : 102
يکشنبه 10 فروردين 1404 زمان : 16:54


زندانی کردن امام حسن عسکری(ع)
امام حسن عسکری(ع) با سختگیری از جانب حاکمان عباسی مواجه بود.[۶۳] معتمد عباسی امام عسکری(ع) را زیر نگهداری‌های شدید امنیتی قرار بخشید[۶۴] و با گماشتن جاسوسان فراوان در حوالی امام، محدودیت‌های متعددی بر امام اجبار کرد. همین دستور منجر شد تا بیشتر رهروان امام از تماس آزاد با وی محروم شوند.[۶۵] نگرانی معتمد از امام به حدی بود که اورا بدون چاره کرده بود تا روزهای دو‌شنبه و پنج شنبه خویش را به دربار معرفی نماید؛[۶۶] البته عشق روزافزون عموم به امام سبب ساز شد تا محل رفت‌وآمد امام به‌سمت دارالخلافه، آکنده از جمعیت مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد خواهد شد.[۶۷]

امام عسکری(ع) خلال فرصت مهتدی در طی خلافت معتمد نیز زندانی شد.[۶۸] در گزارشی آمده که امام در سال ۲۵۹ق، چندین ماه قبل از شهیدشدن، به‌فرمان معتمد عباسی به زندان زمین خورد[۶۹] و علی بن جرین،[۷۰] یا این که علی بن اوتامش از معاندان سرسخت اهل‌بیت(ع)، زندان‌بان وی شد.[۷۱] معتمد از زندان‌بان مراد بود بر امام یازدهم شیعه‌ها طاقت فرسا گرفته و خبر‌ها او‌را روزمره به وی گزارش نماید. با این اکنون معتمد بعد از شنیدن اینکه امام شیعه ها همواره در زندان به روزه و عبادت درگیر میباشد، اورا در سال ۲۶۰ق رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد آزاد کرد.[۷۲]

دلایل سختگیری
اقتدار روزافزون شیعه‌ها به رهبری امام حسن عسکری(ع) به‌تیتر معارضان حکومت عباسیان، حسادت، مقر پهناور مردمی امام حسن عسکری، قیام‌های علویان بر ضد عباسیان و همینطور خبرها مهدویت بر پایه ی بابا مهدی بودن وی، سبب ساز شد حکومت پیوسته امام یازدهم شیعه ها را پایین فشار و رسیدگی شدید آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد قرار دهد.[۷۳]

به شهیدشدن رساندن امام عسکری(ع)
نقل شده معتمد به‌انگیزه محبوبیت روزافزون امام حسن عسکری(ع) و عمل وسیع شیعه‌ها و همینطور فیض نگرفتن از محافظت، زندان و ترساندن، قصد به قتل وی گرفت.[۷۴] آخر و عاقبت امام حسن عسکری به‌صورت پنهانی مسموم شد و در هشتم ربیع‌الاول سال ۲۶۰ق به شهیدشدن رسید.[۷۵] نقل شده که حکومت سعی کرد با ظاهرسازی، قتل امام حسن عسکری را معمولی جلوه دهد.[۷۶] طبرسی اعتقاد دارد بیشتر عالمان شیعه معتقدند امام بر تاثیر مسمومیت از جانب حکومت معتمد به شهیدشدن رسید؛[۷۷] اما روحانی اثرگذار در کتاب الارشاد، درگذشت امام حسن عسکری را به‌انگیزه بیماری دانسته و اشاره‌ای به دست‌داشتن معتمد در قتل وی نکرده میباشد.[۷۸]

تصریح ضمنی امام حسن عسکری مطابق شهیدشدن خویش،[۷۹] کوتاهی قدمت وی فارغ از سوابق بیماری و مسافت کوتاه آزادی‌اش از زندان تا درگذشت[۸۰] و همینطور عملکرد خلیفه برای معمولی آرم دادن درگذشت امام یازدهم شیعه ها[۸۱] و نیز روایتی بر اساس شهیدشدن کلیه امامان (ما منا الا کشته شده شهید)،[۸۲] نشانه از کارشکنی دستگاه خلافت معتمد برای قتل امام یازدهم دانسته گردیده‌است؛ چنان‌که بیان شده با دقت به تجارب تاریخی شیعه‌ها نسبت به حیات امامان شیعه و راه و روش خلفا نسبت به وی، شهادتش برای شیعه‌ها آشکار بود.[۸۳]

در پاره‌ای منابع گزارش‌هایی بر طبق شهید شدن امام هادی(ع) بوسیله معتمد مذکور؛[۸۴] چنان‌که نقل شده امام هادی(ع) به فرمان معتز، خلیفه قبل، و سمِّ معتمد به شهید شدن رسید.[۸۵]

بازدید : 61
يکشنبه 10 فروردين 1404 زمان : 16:49


هوسران و بیگانه با سیاست
معتمد شخصی شیدا لذت‌های حرام دانسته گردیده[۳۹] که بیشتر زمان ها خویش را به لهو و لعب و باده‌گساری میگذراند.[۴۰] آورده شده با سیاست بیگانه[۴۱] و در خلافت شخصی ناتوان بود.[۴۲] زرکلی تالیف کننده کتاب الاعلام او‌را شخصی آشفته، منزوی و ذیل در اختیار گرفتن سایر افراد قلمداد نموده است.[۴۳] معتمد قلمرو حکومت را در بین فرزند و اخوی خویش تقسیم کرد[۴۴] و ضمن اعطای فرماندهی لشکر به اخوی خویش، ولایت نصیب‌های مهمی از میهن‌های اسلامی را در اختیارش گذاشت و خودش مشغول خوش‌گذرانی مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شد.[۴۵]

اورده شده برادرش غالب، شخصی کاردان و باشهامت بود و برای غلبه بر اشتباهات کارایی متعددی میکرد. چیره با دارای انسجام کردن سپاه به رویا رویی با شورشیان پرداخت.[۴۶] هوسرانی و واگذاری توان به برنده، باعث کینه دوزی عموم از معتمد شد و اقبال همگانی به‌سمت برادرش متمایل رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد گشت.[۴۷]

واگذاری حکمرانی به غالب
پیروز به‌استدلال ناکارآمدی برادرش معتمد، توان را به دست گرفت.[۴۸] نقل شده خطبه، سکه و تیتر امیرمؤمنان وابسته به معتمد بود و فرمان و نهی و فرماندهی سپاه و همینطور انتخاب وزیران در مشت پیروز بود.[۴۹] به یقین مورخان، اقتدار برنده به‌اندازه‌ای بود که معتمد هیچ از روی اختیار نداشت و فقط اسم خلیفه برایش باقی‌مانده بود[۵۰] و حتی‌د‌ر پاره‌ای منابع از نیاز مالی وی صحبت به فی مابین آمده میباشد.[۵۱] معتمد در سال ۲۶۹ق از احمد بن طولون حکمران مصر برای رویا رویی با برادرش غالب درخواست یاری کرد. معتمد بعداز دعوت ابن‌طولون به‌سمت مصر تکان کرد، البته بوسیله حکم کننده موصل بازداشت شد و به بغداد برگردانده شد.[۵۲] برنده او‌را از ورود به دارالخلافه بازداشتن کرد و بر وی مشقت بار آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد گرفت.[۵۳]

معتضد فرزند برنده نیز بعد از مرگ پدرش اقتدار را به دست گرفت[۵۴] و نسبت به معتمد سختگیری کرد.[۵۵] معتمد به بدون چاره اورا به پسرش در ولایتعهدی مقدم نمود.[۵۶]

عکس العمل با امام حسن عسکری و شیعه‌ها
به‌گفته برخی از پژوهشگران، بیشتر رهروان امام حسن عسکری(ع) ذیل‌حیث حکومت بوده و از تماس بی واسطه با امام خویش محروم بودند.[۵۷] علما و فقهایی که قصد دیدار با امام یازدهم را داشتند، ذیل تعقیب قرار می‌گرفتند.[۵۸] رفت‌وآمد وکلای امام نیز در جاهای گوناگون گزینه محافظت و در اختیار گرفتن شدید بود؛[۵۹] چنان‌که در گزارشی به زیر تعقیب قرار به دست آوردن حسین بن روح به وسیله حکومت معتمد و نهفته‌شدنش اشاره شد‌ه‌است.[۶۰] فشار حکومت بر شیعه‌ها به‌اندازه‌ای بود که امام به یارانش پیشنهاد میکرد برای نگهداری جان خویش از درود کردن به وی در مسیر پرهیز نمایند.[۶۱] کشته شدن احمد بن محمد بن عبدالله از نوادگان امام حسن(ع) و محمد بن احمد بن محمد از نوادگان امام سجاد(ع)، حمزة بن حسین از نوادگان جعفر بن ابی‌طالب، حمزة بن عیسی از نوادگان امام حسن(ع) و محمد و ابراهیم از نوادگان امام سجاد(ع) در طبرستان، محمد بن حسین و موسی بن موسی از نوادگان امام حسن(ع) در زندان سامرا، مثلا برخوردهای تند حکومت با شیعه‌ها بود.[۶۲]

بازدید : 51
شنبه 9 فروردين 1404 زمان : 16:41


و آیا محمد نبی اینجانب و آیا علی امیرالمؤمنین وجود ندارد؟. [۶] واپسین مقاله کتاب روایتی از امام راست گو(ع) خطاب به ابوبصیر درباره تعداد و اسم یاران امام فرصت (عج) میباشد. [۷] درین داستان اسم تنی چند از اصحاب قائم (عج) از شهرهای کشورهای متعدد مانند: عراق، شام به عنوان مثال کشور ایران برده گردیده‌است. شهرهایی مانند: باورد(خراسان)، طوس، طالقان، سجستان، نیشابور، ری، طبرستان، قم، جرجان( گرگان) مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد و همدان و... [۸]

ساختار
ساختار کتاب، جز گستردن زندگانی حضرت فاطمه(س) و امام مجال(عج) به‌این سیرتکامل میباشد: آشنایی، لقب‌ها، مامان، بَوّاب، نقش‌ِخاتم، فرزندان و معجزات.[۹] در منابع متأخر آدرس از تیتر بواب چشم نمیشود؛ در‌این نصیب بواب یا این که اصحاب خاصّ هر امامی ذکر رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شده گردیده‌اند.

تفصیل زندگانی حضرت فاطمه(س) با مسند آن حضرت شروع میگردد؛ مباحثی زیرا، خبر به دنیاآمدن، معنای محدثه، مسافرت، وصلت، خطبه عقد، مهریه، زفاف، فدک، مصحف، دعای وی، ماجرای فدک، عیادت زنان مدینه از آن حضرت، وصیت، روِیای پیش از شهیدشدن و روایاتی در مناقب وی آمده میباشد. وی به عنوان حدیث فدک مدرک این حدیث را به یک سری طرز نقل آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد می‌نماید.[۱۰]

نصیب پایان کتاب نیز در عنوان ها مطالب با دیگر قسمت‌ها مختلف و به این قرار میباشد: آشنایی وجود قائم، داستان مامان امام فرصت و ماجرای خریده‌شدنش، میلاد آن حضرت، نسب، لقب، ا‌لقاب، اشخاصی که امام(ع) را در حیات پدرش چشم‌اند، علمایی که حضرت را در مدّت اقامتش در سامرا شناخته‌اند، احادیث وجوب غایب بودن، مشاهده‌کنندگان آن حضرت در غایب بودن، دعای امام مجال، و اسامی یاران آن حضرت.[۱۱]

چاپ‌ها
ورژن‌ای که امروزه در دسترس دانشمندان جای‌دارد،‌ ورژن‌ای ناقص و از دستنوشته‌های چندین قرن اخیر بوده و نصیب ابتدا آن که مشمول معجزات امیرالمؤمنین و حضرت فاطمه(س) بوده، ناقص میباشد. منبعی که گزینه استعمال سید بن طاووس بوده از در بین رفته و حتی علامه مجلسی نیز از همین ورژن ناقص استعمال نموده است. لیکن دانشمندان با به کار گیری از کتاب‌های ابن طاووس در قسمت نخستین و دوم این ورژن ناقص را نوسازی و کامل شدن کرده‌اند.

چاپ مطبعة الحیدریه در نجف، سال ۱۳۶۹ق/۱۳۲۸ش؛
انتشارات انتشار حیدری در نجف، سال ۱۳۸۳ق؛
دارالذخائر قم، به سال ۱۳۸۳ق/۱۹۶۳م؛
مؤسسه الاعلمی للمطبوعات در بیروت، سال ۱۴۰۸ق؛
چاپ مؤسسه بعثت قم، ۱۴۱۳ق، از خصوصیت این چاپ، اضافه کردن بخشی از گستردن زندگانی امیرالمؤمنین(ع) با تیتر المستدرک در ویّل کتاب میباشد. محقّقین مؤسسه بعثت مطابق نقل سید بن طاوس در کتاب ها خویش(الیقین و فرج المهموم) از دلائل‌الإمامة، این قسمت را احیا کرده‌اند.
پانویس
آقا‌والا طهرانی، الذریعه، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۲۴۱-۲۴۲.
حسن انصاری، «متن شیعی مجعول و منسوب به محمد بن جریر طبری»
آقا‌بلندمرتبه طهرانی، الذریعه، ۱۴۰۳ق، ج۸، ص۲۴۵.

بازدید : 78
شنبه 9 فروردين 1404 زمان : 16:37


دلائل الامامة (کتاب)

دلائل الامامة، کتابی به لهجه عربی منسوب به محمد بن جریر طبری صغیر درباره زندگانی، معجزات و فضیلت ها حضرت زهرا(س) و امامان شیعه(ع).در اسم و انتساب این کتاب به مولف شک و تردید گردیده‌است، دلائل الامامة بارها از سوی انتشارات مختلفی چاپ مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد گردیده است.

مؤلف
کتاب دلائل الامامة برای بازه‌ها نوشته محمد بن جریر بن رستم طبری شیعی و تالیف کننده المسترشد فی الامامة قلمداد می شد. ولی در کتاب شواهدی وجود دارااست که علامت میدهد این تاثیر وابسته به طبری شیعی وجود ندارد؛ از این رو، بعضا از پژوهشگران به گمان اینکه در‌حالتی که این کتاب از وی وجود ندارد، ناگزیر از یک محمد بن جریر بن رستم دیگری، متأخرتر از مولف المسترشد، میباشد، به دو طبری بزرگ و صغیر قائل گردیده و کتاب را از طبری صغیر فرض رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرده‌اند.[۱]

در مقابل گردآوری‌ای نیز در اصل معتقدند کتاب دلائل الإمامة از محمد بن جریر طبری وجود ندارد؛ چه صغیر و چه بزرگ. و انتساب این تاثیر به شخصی که "محمد بن جریر طبری" اسم دارااست تنها به انگیزه برداشت اشتباهی از بعضا احادیث کتاب میباشد که با تعبیر و تفسیر "قال محمد بن جریر الطبری" شروع می‌گردد. این کتاب نوشته شخصیتی ناشناخته میباشد که در نصفه نخستین سده پنجم قمری فعال بوده و معاصر روضه خوان طوسی میباشد و به احتمال بسیار زیاد در بغداد معاش می‌کرده ولی به جهت معاصرت آیتم اعتنا رجال‌شناسان آن روزگار، مانند نجاشی و روضه خوان طوسی قرار نگرفته آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد[۲]

همینطور ملاحظه کنید: محمد بن جریر طبری صغیر
اسم کتاب
از این کتاب در منابع دیرین با عنوان ها دلائل، دلائل الأئمه، دلائل الإمامه[۳] و الامامة خاطر گردیده‌است. ورژن‌های کتاب از شروع افتاده میباشد؛[۴] به همین جهت، مشخص وجود ندارد که مؤلف، کدام تیتر را بر آن گذاشته بود، البته از آنجا که سید‌بن‌طاووس بر تیتر دلائل‌الإمامه تصریح کرده، این کتاب به دلائل الامامه آوازه یافته میباشد.

تاریخ تدوین
انتخاب ظریف سال تدوین این کتاب، با دقت به افتادگی استارت و احتمالاً اجرا کتاب، ایراد میباشد، ولی آقابزرگ تهرانی با استعمال از قرینه‌ای که در سلسله گواهی یکی‌از احادیث کتاب چنین آمده:«این خبر را از نوشته‌ای به خط حسین بن عبیدالله غضائری نقل میکنم»[یادداشت ۱] و با اعتنا به‌این که غضائری در سال ۴۱۱ق در قبل میباشد، احتمال داده میباشد تاریخ تدوین این کتاب، مرتبط با پس از همین سال میباشد.

محتوا
این کتاب به تاریخ زندگانی، دلایل، معجزات و فضیلت ها حضرت زهرا(س) و ائمه معصومین(ع) میپردازد.[۵] سازه بر نقل سید‌بن‌طاوس از جلد اولیه و تصریح علامه مجلسی بر جلد دوم این کتاب، دلائل‌الإمامه در دو جلد بوده میباشد، ولی بخش مو جود از "مسند فاطمه" تا «معرفة رجال مولانا صاحب و مالک الزمان» را برخوردار است. اولیه مقاله کتاب روایتی از جابر جعفی به گزارش امام باقر (ع) میباشد که فرمود: در صورتی‌که عموم می دانستند از چه فرصت علی(ع) تحت عنوان امیرالمؤمنین نامیده گردیده ولایتش را انکار نمی‌کردند. سپس امام در جواب به سؤال جابر که از چه فرصت به‌این تیتر نامیده شد فرمود: هنگامى را كه پروردگارت(درعالم ذر ) از پشت فرزندان بشر، ذريه آنها را برگرفت و ايشان را بر خودشان گواه ایجاد کرد كه آيا خداوند شما نيستم [یادداشت ۲] و آیا محمد پیامبر اینجانب و آیا علی امیرالمؤمنین وجود ندارد؟. [۶] واپسین مقاله کتاب روایتی از امام راست گو(ع) خطاب به ابوبصیر درباره تعداد و اسم یاران امام فرصت (عج) میباشد. [۷] در‌این داستان اسم تنی چند از اصحاب قائم (عج) از شهرهای کشورهای متعدد مانند: عراق، شام مثلا کشور‌ایران برده گردیده است. شهرهایی مانند: باورد(خراسان)، طوس، طالقان، سجستان، نیشابور، ری، طبرستان، قم، جرجان( گرگان) و همدان و... [۸]

تعداد صفحات : 62

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 621
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه