loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 126
سه شنبه 21 اسفند 1403 زمان : 15:47


ابراهیم (نبی)

حضرت ابراهیم معروف به ابراهیم خلیل، دو‌مین نبی اولوالعزم میباشد. ابراهیم در میان‌النهرین به پیامبری مبعوث شد و نمرود حکم دهنده فرصت خویش و عموم آن حوزه‌ را به آئین توحید دعوت کرد. توده پاره ای دعوت او‌را پذیرفتند و زیرا وی از ایمان‌آوردن آن ها مأیوس شد، به فلسطین مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد سفر کرد.

برپایه آیه‌ها قرآن، قبیله بت‌پرست ابراهیم، او‌را به‌جهت آنکه بت‌هایشان را شکسته بود، در حریق انداختند، البته حریق به امر خداوند سرد شد و ابراهیم از آن سلامت خارج رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد آمد.

اسماعیل(ع) و اسحاق(ع) دو فرزند ابراهیم و جانشینان وی می باشند. نسب خویشان بنی‌اسرائیل که پیامبران متعددی از میان آن ها ظهور کرد و همینطور حضرت مریم مامان حضرت عیسی، از روش اسحاق به ابراهیم(ع) میرسد. نبی اسلام هم به اسماعیل فرزند دیگر وی نسب آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد می‌بَرد.

قرآن بنای منزل کعبه و دعوت عموم به مناسک حج را به ابراهیم نسبت داده و اورا خلیل‌الله (دوست خداوند) معرفی نموده است. طبق نشانه‌ها قرآن وی بعداز آزموده‌شدن با آسیب ها ازجمله ذبح فرزندش به امر خداوند، خلال نبوت به رده امامت هم نائل گردیده‌است.

معاش‌طومار
به دنیا آمدن و وفات
بیشتر پژوهشگران‌، سده ۲۰ پیش از به دنیا آمدن‌ را تاریخ‌ تولد‌ ابراهیم‌(ع) دانسته‌اند و برخی‌ از آن ها رقم‌ ظریف‌خیس ۱۹۹۶ پیش از ‌به دنیا آمدن‌ را بیان کرده‌اند.[۱] در کتاب حادثه ها الایام روز ولادت او، دهم محرم دانسته شد‌ه‌است.[۲] برخی مورخین روز اولیه ذی‌الحجه را روز به دنیاآمدن او دانسته‌اند.[۳]

در منابع اسلامی چند شهر تحت عنوان محل تولد ابراهیم(ع) نام برده میباشد. به‌گفته تاریخ طبری برخی بابل یا این که کوثا از نواحی سواد عراق را که در آن مجال نمرود در آنان حکومت می‌کرده، محل تولد ابراهیم دانسته‌اند و بعضی دیگر محل تولد او‌را الورکاء (اوروک‌) یا این که حرّان‌ ذکر کرده و گفته‌اند بعداً پدرش او‌را به بابل یا این که کوثا منتقل کرد.[۴] در روایتی از امام درستگو(ع)، «کوثا» محل تولد ابراهیم و محل استقرار نمرود نام برده میباشد.[۵] ابن‌ بطوطه‌ جهانگرد قرن ششم قمری، از محلی‌ به‌ اسم‌ بُرص‌ دربین‌ حله‌ و بغداد در عراق خاطر کرده‌ که‌ گفته‌اند محل تولد‌ ابراهیم‌ بوده‌ میباشد‌.[۶]


مزار حضرت ابراهیم در شهر الخلیل در فلسطین
ابراهیم(ع) ۱۷۹ یا این که ۲۰۰ سال قدمت کرد و در حبرون بنا شده در فلسطین که امروزه الخلیل نامیده می گردد، از عالم رفت.[۷]

بابا ابراهیم
درباره‌ اسم‌ بابا ابراهیم‌ اختلاف‌ است. در پیمان عتیق‌ این‌ اسم‌، ترح‌ ضبط گردیده‌ میباشد[۸] که در منابع تاریخی مسلمان ها، تارُخ[۹] یا این که تارَح[۱۰] مذکور میباشد. در قرآن آمده میباشد: «وَ إِذْ قالَ إِبْرویکردِیمُ لِأَبِیهِ آزَرَ» (وقتی که ابراهیم به پدرش آزَر اذعان کرد).[۱۱] برپایه این آیه برخی از مفسران اهل‌سنت آزر را بابا حضرت ابراهیم دانسته‌اند؛[۱۲] البته مفسران شیعه «اَب» را درین آیه در معنای بابا نمی‌دانند.[۱۳] به گفته آن ها کلمه و واژه «اَب» در عربی ضمن بابا، در خصوص عمو، جد و سرپرست و... نیز به عمل می‌رود. علامه طباطبایی در المیزان می گوید: بی‌شک و تردید «آزر» که در‌این آیه می‌باشد بابا حقیقی وواقعی ابراهیم وجود ندارد؛ اما به واسطه بعضا از خصوصیت‌ها و عناوینی که در وی وجود داشته، به وی بابا می‌گفته میباشد مانند این که وی عموی ابراهیم بود و از حیث لغت، بابا (اَب) بر پدربزرگ و عمو و ناپدری نیز گفته می‌گردد.[۱۴] ابراهیم از آزر که اورا بابا میخواند؛ البته بابا واقعی‌اش خلا، بیزاری می‌جست.[۱۵]

مبتنی بر گزارش منابع تاریخی، در سالی که ابراهیم(ع) دیده به جهان گشود، به فرمان نمرود هر نوزادی را که به عالم می‌آمد، به قتل می‌رساندند؛ به دلیل آن که منجمان پیش‌بینی کرده بودند در همین سال کودکی به جهان خواهد آمد که بنای مخالفت با آئین نمرود و پیروانش را میگذارد و بت‌ها را می شکند. برای همین مامان حضرت ابراهیم، از هراس نمرودیان او‌را درون غاری در حوالی منزل‌اش گذاشت و بعداز پانزده ماه شبانه از غار خارج آورد.[۱۶]

تزویج و فرزندان
همسر اولیهِ ابراهیم ساره میباشد و ابراهیم(ع) سازه به نقل تورات در اور کلدانیان با وی تزویج نمود.[۱۷] براساس گزارش دهخدا در لغتنامه اور یا این که عور یا این که در تورات اور کلدانیان شهر و حیطه ٔ قدیم سومِر در جنوب بابل بوده میباشد. این شهر در جنوب عراق و از مرکز ها اساسی فرهنگ و تمدن سومری و به گفته تورات زادگاه ابراهیم پیغمبر بوده میباشد . اسم این شهر گران قدر که تأسیسش از فرصت‌های بسیار قدیم میباشد در قرن ۴ قبل از به دنیاآمدن از تاریخ برافتاد و بعد از آن در تحت خاک و شن مدفون شد و فراموش شوید و محلش در قرن ۱۹م. کشف شد.[۱۸] از تورات برمی‌آید که وی خواهر ناتنی ابراهیم بوده میباشد؛[۱۹] البته مبتنی بر با احادیث شیعه، ساره دختر خاله ابراهیم و خواهر لوط(ع) بوده میباشد.[۲۰] برطبق یکی‌از این احادیث، ابراهیم(ع) در کوثا با وی تزویج نمود و وی مالک متاع فراوانی (زمین و دام) بود که بعداز وصلت حضرت ابراهیم با وی، به تملک ابراهیم(ع) درآمد و حضرت ابراهیم آن‌ها‌را زیادتر نمود؛ به گونه ای که در ناحیه معاش وی کسی به‌اندازه وی جنس و گنج نداشت.[۲۱]

ابراهیم از ساره فرزنددار نمیشد؛ از این رو ساره، کنیز خویش هاجر را به وی داد و ابراهیم از وی مالک فرزندی به اسم اسماعیل شد.[۲۲] ابراهیم بعد از تعدادی سال از ساره هم مالک فرزند شد که اسم او‌را اسحاق گذاشتند. به دنیا آمدن اسحاق ۵ یا این که ۱۳ سال پس از اسماعیل دانسته شد‌ه‌است.[۲۳] سازه به برخی نقل‌ها، هنگام ولادت اسحاق، ابراهیم(ع) بیشتراز ۱۰۰ سال داشته و ساره ۹۰ ساله بوده میباشد[۲۴] و طبق نقلی دیگر اسحاق سی سال بعداز اسماعیل به دنیا آمد و ابراهیم(ع) در آن فرصت ۱۲۰ سال داشت.[۲۵]

گفته‌اند ابراهیم(ع) بعد از در سپری شد ساره با دو زن دیگر وصلت کرد که از یک کدام از مالک ۴ پسر و از دیگری مالک ۷ پسر شد و تک تک فرزندان وی به ۱۳ پسر رسید.[۲۶]ماذى، زمران، سرحج و سبق از زنی به اسم «قنطورا» و نافس، مدين، كيشان، شروخ، أميم، لوط و يقشان از زنی به اسم «حجونی».[۲۷]

بازدید : 18
دوشنبه 20 اسفند 1403 زمان : 16:19


حزب الدعوة الاسلامیة
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: حزب الدعوة الاسلامیة
حزب الدعوه هسته محوری مقاومت و پیشروترین تیم انقلابی شیعه علیه حزب بعث به‌اکانت می‌آمد.[۸۰] سیاست‌های غیرمذهبی دولت بعثی از قبیل فروش گوشت خوک، دخالت در کارها مدرسه های مذهبی، پرهیز از انتشارات مذهبی، پرهیز از تعمیر مساجد و تعقیب و آزار روحانیون شیعه، دلیل مهم شیعه‌ها عراق برای نگهبانی از حزب الدعوه مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بود.

[۸۱] اکثر اوقات اعضای حزب الدعوه از طبقه میانگین و ذیل جامعه و از شهرهای بغداد، نجف، کربلا و جنوب عراق بودند.[۸۲] دولت عراق حزب الدعوه را همانند ردیف پنجم می‌دانست که هدفش ترکیب جمهوری اسلامی ایران و عراق بود.[۸۳] به نقل از دانشمندان، دولت بعث، مراسم‌های سوگواری و تظاهرات ضد دولتی هوادارن حزب الدعوه را در سال‌های ۱۹۷۴م، ۱۹۷۷م، ۱۹۷۹م در کربلا، نجف و بغداد به شدت سرکوب و مبادرت به محاکمه و اعدام کلان شیعه‌ها رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرد.

[۸۴] پیرو اعدام سید محمدباقر صدر و خواهرش بنت الهدی صدر در آوریل ۱۹۸۰م|فروددین ماه ۱۳۵۹ش، حزب الدعوه مسئولیت حمله به سفارت‌منزل‌های عراق در حافظه موقت، بیروت، راءس فرهنگی عراق در بیروت و جاده فرودگاه بیروت را به‌ذمه گرفت.[۸۵] گزراش گردیده‌است که در جریان این تهاجم ها تنی چند از مأموران اطلاعاتی و اعضای ارشد حزب بعث برای مثال موسی شُعیب، علی رمضان و شفیق فَرحان به قتل رسیدند.[۸۶] بر طبق بعضی آمارها حزب الدعوه ۲۸۰ عملیات در بین سال‌های ۱۹۷۹-۱۹۸۶م علیه دولت بعث اعمال داده آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.[۸۷]

مجلس اعلای اسلامی عراق
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: مجلس اعلای اسلامی عراق
مجلس اعلای اسلامی عراق، ارگان خوب رهبری اهل نبرد شیعه در عراق محسوب میشد که در ۱۹۸۲م و بعد از تضعیف حزب الدعوه در فقدان محمدباقر صدر تشکیل شوید. رهبری این مجلس را آیت الله محمدباقر حکیم به ذمه داشت و متشکل از روحانیون و غیر روحانیون بود که در اوایل ۱۹۸۰م به جمهوری اسلامی ایران متواری شده بودند.[۸۸] مجلس اعلی که حزب الدعوه از مهم ترین عنصرها آن به شمار میرفت، توانسته بود با تیم‌های سنی هوادار خویش در دنیا عرب و دانشجو ها شیعه در اروپا و امریکا ارتباط ها ساخت‌و‌ساز نماید.[۸۹] موضع‌ها دربین المللی مجلس اعلی، بسیار مجاورت با کشور‌ایران و در ضدیت با امریکا، ایالات متحده عربی سعودی و مصر، قرار داشت.[۹۰]

سپاه بدر
نوشته ی علمیٔ مهم: سپاه بدر
سپاه بدر در علاوه بر نبرد کشور‌ایران و عراق در سال ۱۹۸۵م با پشتیبانی کشور ایران و به فرماندهی اسماعیل دقایقی تأسیس شوید. بدر آغاز تحت عنوان یک تیپ نظامی صورت گرفت و بعدا به لشکر و سرنوشت به سپاه افزایش یافت. سپاه بدر به‌دنبال کار خویش به‌تیتر بازوی نظامی مجلس اعلای اسلامی عراق برای جنگ با حکومت بعث ایفای وظیفه میکرد.[۹۱]

جماعت علمای مجاهد عراق
این جریان نیز پایین رهبری آیت الله محمدباقر حکیم که در سال ۱۹۸۰م در طهران تأسیس شد[۹۲] و به‌تیتر چتر سازمانی دسته‌های گوناگون شیعی اهل جنگ فعالیت می کرد.[۹۳]

حزب الفاطمی
این حزب متشکل از روشنفکران و افسران شیعه عرب و اهل ایران الاصل، به مراد سرنگونی رژیم بعث در اوایل دهه ۱۹۷۰ به وسیله الخراسانی سازماندهی شد.[۹۴]

تکان مجاهدین عراقی
گروهی کوچکی که در ۱۹۸۰م از روش مبادرت مسلحانه و از سوریه اعلام موجودیت کرد. مطابق گزارش الزبیدی و همکارانش، حرکت مجاهدین ۲۹ عملیات نظامی را فی مابین سال‌های ۱۹۸۰-۱۹۸۵م علیه حکومت بعثی عراق ایفا داده میباشد.[۹۵] با اینکه مجاهدین مدعا بودند که از محمد باقر صدر الهام میگیرند و بعضا ناظران آن را تحت عنوان شاخه نظامی حزب‌الدعوه قلمداد می‌کردند، البته گزارش‌ها بر طبق عدم لینک آن با حزب الدعوه نیز وجود دارااست.[۹۶]

سازمان شغل اسلامی (منظمة العمل الاسلامی)
این جریان به وسیله سید محمد شیرازی و هادی مدرسی رهبری می شد، در سال ۱۹۸۰م از حزب بعث منشعب شوید.[۹۷] این سازمان ۵۳ عملیات نظامی را علیه دولت بعث فی مابین سال‌های ۱۹۸۰-۱۹۸۶م جاری ساختن داده میباشد.[۹۸]

ضمن تیم‌های فوق الذکر یک سری جریان شیعی خرد دیگر از قبیل تکان سرباز امام (به عربی جُندالامام) تأسیس ۱۹۷۹م در کویت، جماعت الخالصی‌ تأسیس ۱۹۷۹م در جمهوری اسلامی ایران، تکان الافواج الاسلامیه تأسیس ۱۹۸۲م در لندن نیز علیه رژیم بعثی عراق شغل داشتند.[۹۹]

رژیم بعث عراق و کشور ایران
حزب بعث از اولِ دست‌یابی به اقتدار کشور‌ایران را تحت عنوان یک انذار قلمداد میکرد و به گفته دکمجیان شیعه ها عراقی نیز به جمهوری اسلامی ایران تحت عنوان پشتوانه سیاسی خویش در قبال فرمانروایان سنی بغداد نگاه می‌کردند.[۱۰۰]در ۵ ژانویه ۱۹۷۰م سی و هفت و مرد و زن به اتهام سعی برای واژگونی حکومت اعدام شدند و گفته می شد که آن‌ها به رهبری عبدالغنی راوی آیتم حمات کشور‌ایران بودند.[۱۰۱]

بازدید : 18
دوشنبه 20 اسفند 1403 زمان : 16:16


سرکوب‌ شیعه‌ها در دهه ۱۹۷۰م
برای داده ها بیشتر، اینها را هم ملاحظه کنید: انتفاضه صفر عراق
اول جلو‌ه‌های مخالفت بدون شوخی شیعه‌ها با رژیم بعث در اتفاق ها ۱۹۷۴م تجلی یافت.[۶۳] در نوامبر و دسامبر به عبارتی سال قبل از دوازده نفر از رهبران شیعی مخفیانه محاکمه و به اتهام دسیسه علیه حکومت محکوم شدند. گزارش گردیده‌است که پنج نفر از آن ها مخفیانه اعدام مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شدند.[۶۴]

سرکوب بی‌رحمانه انتفاضه صفر در ۱۹۷۷م نقطه عطفی در مناسبات شیعه‌ها و دولت بعثی به‌شمار می‌رود. تظاهرات عظیم اربعین ۱۹۷۷م/۱۳۹۷ق، که در ادبیات شیعه ها عراق به‌تیتر انتفاضه صَفَر آوازه یافته میباشد، در برخورد به بازداشتن برپایی مراسم سوگواری در عاشورای و پیاده روی اربعین به عبارتی سال از سوی رژیم بعث، برگزار شوید. انتفاضه در کربلا و نجف به شدت سرکوب شوید و اشخاص متعددی دستگیر و محاکمه رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شدند.

[۶۵] انتفاضه و سرکوب آن موجب بروز اختلاف در رهبری حزب بعث شوید. دو عضو شورای فرماندهی انقلاب و فرماندهی ناحیه‌ای حزب بعث، فُلَیح حسین جاسم که شیعه بود و عزت مصطفی دیگر عضو شورا که برای محاکمه مخالفین رقم خورده بودند به جهت تساهل در عکس العمل با مخالفین از کلیه پست‌های دولتی و حزبی اخراج شدند.[۶۶] همینطور گزارش گردیده است که در ژوئن ۱۹۷۹م و بعداز موفقیت انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران، دوری دولت عراق از مهاجرت هیئتی به رهبری سیدمحمدباقر صدر، برای پهنا شادباش به امام خمینی به کشور ایران، تظاهرات کبیر‌ای را در نجف و کربلا به‌دنبال داشت. دولت بعث برای سرکوب این تظاهرات ارتش را فراخواند و با اقتدار ارتش آن را سرکوب آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرد.[۶۷]

سرکوب‌ شیعه‌ها دهه ۱۹۸۰م
برای داده ها بیشتر، اینها را هم مشاهده کنید: سید محمدباقر صدر، کشتار دجیل، معاودین، و کردهای فیلی عراق
صدام در رای زنی با خبر نامه تایمز ۱۹۸۳م:
«هر رهبری ترجیح میدهد که عموم از یک بینش درنگ نمایند، از یک مذهب و از یک فرقه و یک شهر باشند» [۶۸]

سلب ملیت از کردهای فیلی، اخراج گروهی آنان، اعدام حدود ۲۰ هزار جوان کرد فیلی، [۶۹]اعدام شیخ بلندپایه سیدمحمدباقر صدر (۱۹۸۰م)، ترور سید حسن شیرازی در بیروت (۱۹۸۰م)، قتل عام ۱۴۸ نفر در شهرک دجیل (۱۹۸۲م)، [۷۰] دستگیر نود نفر از اعضای خویشاوندان حکیم و اعدام شش بدن از آنها، (۱۹۸۳م) ترور سید مهدی حکیم فرزند سیدمحسن حکیم، در سودان (۱۹۸۸م) و تبعید صدها شیخ و خانواده شان در طی دهه ۱۹۸۰م، بخشی از سرکوب‌های شیعه‌ها در‌این دهه شمرده گردیده‌است.[۷۱] ناظران تحولات عراق اذعان کرده‌اند که صرفا در سال‌های ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۰م یکصد نفر فریم حزب الدعوه اعدام شدند.[۷۲] الزبیدی و همکارانش گزارش اعطا کرد‌ه‌اند که مقر‌های شیعه ها در مرداب‌های جنوب شرق عراق (موسوم به هورها) بارها در دهه ۱۹۸۰م گزینه حمله ارتش عراق قرار گرفت و بالگردها و سلاح‌های کشتار جمعی علیه آن ها به عمل دریافت شد.[۷۳]

سرکوب‌ شیعه‌ها دهه ۱۹۹۰م
برای داده ها بیشتر، اینها را هم مشاهده کنید: انتفاضه شعبانیه عراق

رژیم بعث در جریان سرکوب انتفاضه شعبانیه به اماکن مذهبی شیعه ها نیز جراحت دورازشوخی وارد کرد
همینطور در دهه ۱۹۹۰م و بعداز ناکامی عراق در نبرد کویت، قیام‌های شیعه ها همچون کردها به شدت سرکوب شوید.[۷۴] صرفا فی مابین مارس و اکتبر ۱۹۹۱م و در راستای سرکوب قیام سراسری دارای شهرت به انتفاضه شعبانیه عراق در در اوایل دهه۱۹۹۰م[۷۵] حدود دویست هزار شیعه در جنوب عراق کشته شدند.[۷۶]

حضور سیاسی شیعه‌ها در رژیم بعث
در زمان صدام حسین به‌خصوص سال‌های ۱۹۷۹-۱۹۸۲م حضور وزرای شیعه در کابینه عراق تا حدی ارتقا یافت و چهار نفر از شیعه ها در فرماندهی حوزه‌‌ای (القیاده القُطریه) حزب بعث عضویت داشتند. اشخاص عالی درجه‌ای مثل نعیم حداد سخنگوی مجمع ملی، سعدون حُمّادی ابتدا وزیر (مارس ۱۹۹۱-سپتامبر ۱۹۹۱م) و رحی فاروق از صدام جانبداری می‌کردند.[۷۷] با این وجود وزرای شیعه در اقلیت بودند و تعدادشان بیشتر از کردها خلا. سعدون حمادی نیز به جهت ذهن ها اصلاح طلبانه‌اش خیلی زود عزل شد. از طرف دیگر پست‌های غیر کلیدی از قبیل وزارت مسکن، بهداشت و بیزنس به آن ها واگذار گردیده بود در حالی که نصیب‌های امنیتی و نظامی بوسیله اعراب سنی رهبری میشد.[۷۸]

جریان‌های شیعی مخالف بعث در عراق
در زمان حکومت بعث دسته‌های مختلف شیعی که به‌نظر سازمانی در مواقعی با هم مرتبط بودند، برای مخالفت با بعث به وجود آمدند. این تیم‌ها اکثر اوقات با کشور ایران نیز در تماس بودند و هنوز هم ارتباط مجاورت دارا‌هستند.[۷۹]

بازدید : 14
شنبه 18 اسفند 1403 زمان : 15:26


انصراف پاد شاه از مسافرت به بیرون
در ۹ اسفند ۱۳۳۱ خورشیدی، در ادامه اختلافاتی که در میان پزشک معالج محمد مصدق و دربار پیش آمد، محمدرضا پهلوی تصمیم قطعی به هجرت به آن سوی مرز گرفت. بنابر گزارش‌های آن عصر، بهبهانی بیشترین نقش را در پشیمان کردن پادشاه انجام کرد. وی قبل از اقدامات متفاوت برای خودداری از این مهاجرت، مثلا گفتگوی تلفنی با در آغاز وزیر وقت و درخواست از وی برای پشیمان کردن سلطان، در واپسین ساعت تکان پادشاه به دربار رفت و با سماجت فراوان، بویژه بعداز درخواست دور از شوخی تظاهرکنندگان از بهبهانی، سرنوشت مسئله مهاجرت را منتفی کرد.[۱۶] شماری از مبارزان نهضت ملی، بهبهانی را به جهت این مبادرت ملامت کردند و برنده مورخان نیز نگاهی انتقادآمیز به آن دارا‌هستند، تا جایی که مبادرت اورا نوعی همسویی با دربار و مخالفت با محمد مصدق تلقی مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرده‌اند.[۱۷]

مخالفت با اعلام همگی پرسی مصدق
در مرداد ۱۳۳۲، در ادامه اعلام کلیه پرسی محمد مصدق در مورد انحلال مجلس هفدهم، که حتی با مخالفت بخش اعظمی از مجاورت‌ترین یاران او و نمایندگان طرفدار نهضت ملی روبرو شد، بهبهانی و سید ابوالقاسم کاشانی مبادرت مصدق را بر خلاف شرع و حرام دانستند.[۱۸] بهبهانی و کاشانی هرچند در مواقعی در قبال مصدق موضع مشترکی داشتند، ولی این موضع مشترک به منزله همسویی بدون نقص عدم وجود و حتی کاشانی از وی عیب گیری هم رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد می‌نموده است.[۱۹]

نقش بهبهانی در کودتای ۲۸ مرداد
غالباً در حوادثی که به کودتای ۲۸ مرداد انجامید، اسم بهبهانی نیز مطرح میباشد، ولی در یکسری و زیرا آن اختلاف لحاظ وجود دارااست. بعضا برای وی نقش گزینش کننده‌ای قائل‌اند و بسیج مجموعه هایی از اوباش را در روز ۲۷ مرداد در مدد از فرمانروا که پس از ناکامی کودتای ۲۵ مرداد از مرزوبوم گریزو فرار کرده بود به وی نسبت میدهند. این مجموعه‌ها به تظاهرات ضدامریکایی و ضدشاه که گردآوری‌ای‌ها به روش‌انداخته بودند، رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد حمله کردند

[۲۰] آشوبگرانِ روز ۲۸ مرداد را نیز که یاور کودتاچیان، رادیو را تصرف و منزل محمد مصدق را محاصره و آنگاه غارت کردند، به عبارتی نیروهای بهبهانی، کاشانی و بقایی دانسته‌اند.[۲۱] بعضی نیز گفته‌اند که ملکه مامان در‌این زمان بارها به خانه بهبهانی و کاشانی رفته و از آن‌ها برای جانبداری از فرمانروا استمداد نموده است.[۲۲] بعضا نویسندگان در محاسبه موضع بهبهانی در امسال‌ها و جهت گیری وی نسبت به دولت مصدق، هراسِ از به توان وصال حزب گردآوری را مطرح کرده‌اند؛ در قبال، اورده شده میباشد که وی خویش در بزرگنمایی خطر حزب جمع نقش داشته آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.[۲۳]

بهبهانی پس از شورش

بعداز شورش، محمدرضاشاه، طی تلگرافی از حافظه موقت به بهبهانی خواست که اوامر دولت زاهدی، رهبر شورش، انجام خواهد شد؛ بهبهانی نیز طی تلگرافی به پاد شاه جواب مثبت بخشید.[۲۴] در سوم شهریو سال۱۳۳۲ نیز بهبهانی در کاخ سعدآباد با پاد شاه ملاقات و مذاکره کرد.

رویا رویی با بهائیت

سید محمد بهبهانی و سید ابوالقاسم کاشانی
اتفاق دیگری که بهبهانی در آن نقش دورازشوخی داشت، رویارویی با فرقه بهائی بود. در‌پی فشار روزافزون مراجع پیروی، علما و عموم به دولت نسبت به رویش فرقه بهائی و عمل‌های آزادانه آنان، سلطان ناچار شد امر مسدود شدن حظیرة القدس، راس تجمع بهائیان، را صادر نماید. بهبهانی در تحقق این منظور علما و عموم بسیار کوشید و بعد از آن نیز در سوم اردیبهشت ماه ۱۳۳۴ طی ملاقاتی با پاد شاه از وی قدردانی کرد.[۲۵]

تیرگی ارتباط ها با محمدرضا فرمانروا
ارتباط ها بهبهانی با حکومت، از ۱۳۳۷ ش به بعد از آن رو به تیرگی بنیان. مهمترین اختلافات بین دربار خصوصاً محمدرضا فرمانروا و بهبهانی می‌اقتدار بدین موردها اشاره نمود:

زنان و انتخابات
در دی ماه سال۱۳۳۷ش. وی در طومار‌ای که در کیهان منتشر شد، طرح دوباره قضیه کمپانی زنان در انتخابات را در مجلس سنا گزینه حمله قرار بخشید.[۲۶]

خلا آزادی ذکر
در بیستم بهمن سال ۱۳۴۰ش نیز با استارت اپلیکیشن اصلاحات ارضی، در تلگراف شدیداللحنی به پادشاه، اتفاق ها کالج و کشته شدن گردآوری‌ای از دانشجو ها را ناشی از تأخیر در بهره برداری مجلس و نبودن آزادی دانست و پادشاه را به کوتاهی در اجرا وظیفه مجرم کرد. بعداز این تلگراف، که با تشدید شغل سید جعفر بهبهانی فرزند سیدمحمد یار و همدم بود، سیدجعفر که چند زمان نماینده قانونی مجلس بود دستگیر شد.[۲۷]

ضابطه انجمن‌های ایالتی و ولایتی
در‌پی ثبت ضابطه انجمن‌های ایالتی و ولایتی در ۱۶ مهر ۱۳۴۱، که در آن شرط پیمان به قرآن و مسلمان بودن از موقعیت تعیین شوندگان و گزینش کنندگان حذف و به زنان نیز حق رأی داده گردیده بود، ارتباط بهبهانی و حکومت تیره‌خیس شد.[۲۸]

پیرو ثبت این ضابطه، علمای قم و نجف، همانند آیت الله حکیم و آیت الله خویی، با تلگراف به بهبهانی خواهان مبادرت وی برای کنسل این ضابطه شدند و وی نیز طی تلگرافی به پاد شاه بر این مراد تأکید کرد.بهبهانی برای اعتراض به‌این ضابطه، عموم را به اجتماع در مسجد سیدعزیزالله، در بازار طهران، فراخواند. در‌این مراسم، بعداز سخنرانی خطیب دارای شهرت طهران، محمدتقی فلسفی، بهبهانی با وجود کهنسالی به منبر رفت و از در آغاز وزیر خواست که‌این ضابطه اصلاح خواهد شد.

از آن جا که دولت بدین اعتراض‌ها توجهی نکرد، بهبهانی و سه نفر از مجتهدان، تصمیم گرفتند در مسجد حاج سیدعزیزالله، تحصن و عموم را به حضور در مسجد دعوت نمایند. وقتی که بی‌اعتنایی دولت شدت یافت، بهبهانی که حدود نود سال داشت، وصیت کرد که در صورتیکه درین در بین از جهان رفت، لاشه اورا تا این ضابطه کنسل نشده در مسجد گذارده، دفن نکنند. سرنوشت، در آغاز وزیر در تلگرافی به علمای قم و طهران کنسل ثبت طومار را گفت و با قبول منظور‌های مراجع، اجتماعات آتی نیز کنسل شد.[۲۹]

انقلاب سپید
در کلیه پرسی اصول شش گانه انقلاب سپید، آیت الله خویی در تلگرافی به بهبهانی، انقلاب سپید را گزینه اعتراض قرار اعطا کرد[۳۰] و بهبهانی نیز طی طومار‌ای به عَلَم، در آغاز وزیر وقت، صریحاً دولت را از تقسیم املاک موقوفه و دخالت در کارها این املاک دستگیر.

تحریم همگی پرسی
وقتی که امام خمینی همگی پرسی پادشاه را برای انقلاب سپید تحریم کرد، آیت الله بهبهانی در کنار سید احمد خوانساری به تحریم کلیه پرسی فتوا اعطا کرد. در ۲ بهمن ۱۳۴۱، محمدتقی فلسفی در خانه بهبهانی، در مخالفت با تمامی پرسی سخنرانی کرد. این اجتماع در غایت به زدوخورد با پلیس سبب ساز شد و در ادامه آن بهبهانی پایین لحاظ قرار گرفت و از خروج وی از خانه ممانعت به عمل آمد. براین اساس، این توشه بهبهانی به صورت بدون واسطه رودرروی دربار قرار گرفت.[۳۱

بازدید : 23
شنبه 18 اسفند 1403 زمان : 15:20


سید محمد بهبهانی
سیدمحمد بهبهانی (۱۲۵۳-۱۳۴۲ش)، فرزند سید عبدالله بهبهانی در روزگار مشروطه عضو شورای خلع محمدعلی فرمان روا از سلطنت و نماینده مجلس دوم، عضو مجلس مؤسسان در حین رضاخان، و نقش واسط فی مابین مراجع تبعیت و عموم با دربار را، در زمانه محمدرضا پاد شاه جاری ساختن مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد می کرد.

وی در ۱۳۲۷ ش، به هم پا ۱۴تن از مجتهدان، بیانیه‌ای را امضا کرد که در آن ظواهر شدن زنان در اماکن همگانی، فارغ از عفاف، حرام اعلام گردیده بود. همینطور برای مثال اقدامات او تقابل بدون شوخی با فرقه بهائیت و کار‌های آن ه رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بود.

ارتباط ها بهبهانی با حکومت، از ۱۳۳۷ش به آنگاه رو به تیرگی بنیان. او در ۲۰ آبان سال ۱۳۴۲ش (۲۴ جمادی‌الثانی ۱۳۸۳ق)، درگذشت و در بقاع امام علی (ع) آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد دفن شد.

معرفی
سید محمد بهبهانی در ۱۲۹۱ق در طهران به دنیا آمد. پدرش سید عبدالله بهبهانی، از رهبران معروف نهضت مشروطه به‌شمار میرفت. سیدمحمد بیشتر آوازه و نفوذ خویش را وام دار پدرش بود.[۱]

وی اولیه یادگرفتن‌های فقاهتی را نزد پدرش فرا گرفت و گفته‌اند که در علم ها عقلی از شاگردان سید ابوالحسن جلوه بوده میباشد. بعد از مدتی به نجف رفت و در فقه و اصول، در درس اساتیدی زیرا آخوند خراسانی حاضر شد.[۲] او در ۲۰ آبان ۱۳۴۲، در طهران بر تاثیر سرطان درگذشت؛ روز وفات وی عزای قانونی اعلام شد و لاشه وی به نجف جابجایی یافته[۳] در حجره شماره ۲۹ مقبره امیرالمومنین(ع) دفن شد.[۴]

در روزگار مشروطه
شروع کار‌های سیاسی بهبهانی از زمان مشروطه و در کنار پدرش شروع شد. بعداز زمان استبداد صغیر و سقوط محمدعلی فرمانروا، به عضویت شورایی از مشروطه خواستار درآمد که برای اعاده مشروطیت ساخته شده بود. این شورا در اول گرد هم آیی، محمدعلی پاد شاه را از سلطنت خلع کرد و احمد میرزا را به مکان وی نشاند.[۵] بهبهانی برای تشکیل مجلس نیز کار متعددی کرد و در مجلس دوم تحت عنوان نماینده عموم طهران تعیین شد.[۶]

کم کم نفوذ و اعتبار بهبهانی، به ویژه پس از شهید شدن پدرش ارتقاء یافت به گونه ای که به طور تقریبً در بیشتر حادثه ها سیاسی نقش داشت.[۷] یکی‌از اولی اقدامات وی اعتراض به تبعید علما از عتبات بوسیله حکومت عراق و به فرمان انگلیس، در ۱۳۰۲ ش بود.[۸]

در زمانه رضاخان
او در ۱۳۰۴ ش، به عضویت مجلس مؤسسان گزینش شد[۹] و تا نقطه پايان سلطنت رضاشاه با دربار مناسباتی داشت. با این کلیه ظاهراً تا بعداز سلطنت رضاشاه در عمل اجتماعی مهمی کمپانی نکرد.[۱۰]

در زمان محمدرضا فرمان روا
در عصر حکومت محمدرضاشاه، بهبهانی، در موضع یک روضه خوان طراز نخستین طهران، نقش واسط در بین مراجع تاسی و عموم با دربار را جاری ساختن می کرد و با دقت به حالت فقهی ـ اجتماعی خویش از یک سو و نفوذ در دربار از سوی دیگر، نسبت به حل ایرادات سیاسی، اجتماعی و فقاهتی عموم مبادرت می‌نمود.[۱۱]

صدور بیانیه در خصوص عفاف
بهبهانی در ۱۳۲۷ ش، به همپا چهارده بدن از مجتهدان، بیانیه‌ای را امضا کرد که در آن ظواهر شدن زنان در اماکن همگانی، فارغ از عفاف و حجاب، حرام اعلام گردیده بود. پس از این اطلاعیه، ابتدا وزیر وقت، با واسطه، از او خواست که با اعتنا به نفوذ فقاهتی خویش، عموم را از اسیب به زنانی که رعایت عفاف و حجاب را نمی کنند، بازدارد.[۱۲] در عصر در آغاز وزیری دکتر معالج مصدق نیز، به لحاظ میرسد که مخالفت رهبران مذهبیِ بانفوذی، همانند بهبهانی با لایحه اصلاح ضابطه انتخابات دولت، که خواهان اعطای حق رأی به زنان گردیده بود، در ناکام ماندن آن مؤثر بود.[۱۳]

در نهضت ملی شدن صنعت نفت
در نهضت ملی شدن صنعت نفت و همت و نبرد دورازشوخی نیروهای ملی و مذهبی برای تحقق این فرمان، بهبهانی حضور فعال نداشت و بنابر بیانات خودش تا می‌توانست از مداخله در کارها سیاسی مسافت می‌گرفت ـ هرچند نقل شده میباشد که وی هر فرصت ما یحتاج می‌دانست در ابراز عقاید سیاسی خویش شک وتردید نمی کرد.[۱۴] بهبهانی، هیچگاه در شمار مدافعان دولت محمد مصدق خلا و حتی‌د‌ر مواقعی از دولت نقد میکرد؛ هرچند از برخی جنبش‌های تیم‌های سیاسی در رویارویی با حکومت مصدق، حتی اقداماتی که جنبه فقاهتی داشت، شادمان عدم وجود و اظهار می کرد که «‌برای بسط کارها اجتماعی مرکزیت ضروری میباشد، و گرنه تشتت اذهان و اجرا سیاست‌های جاهلانه متکی بر احساسات در نهضت‌های اجتماعی و سیاسی موجب مفاسد و عدم توفیق میباشد ».[۱۵

بازدید : 118
پنجشنبه 16 اسفند 1403 زمان : 12:10


مباهله اهل‌بیت(ع) با معارضان
برپایه نقل علامه طباطبایی در تعبیر و تفسیر المیزان، در برخی منابع حدیثی آمده میباشد نبی اکرم(ص) یهودیان را نیز به مباهله دعوت کرد؛ البته آن ها این دعوت را نپذیرفتند؛[۱۵] همینطور در کتاب الجعفریات مذکور که امام علی(ع) درباره ظهارنداشتن کنیز، اشخاص را به مباهله دعوت کرد.[۱۶] به‌گزارش کلینی هم، هنگامی که امام باقر(ع) با عبدالله بن قدمت لیثی، دربارهٔ موضوعی مشاجره میکرد و وی نمی‌به عهده گرفت، امام باقر(ع) او را به مباهله مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد فراخواند.[۱۷]

مباهله اصحاب اهل بیت(ع) با معارضان
به نقل از ابومِخنَف، مقتل‌نویس شیعی، در رخداد کربلا، بُرَیر بن خُضَیر هَمْدانی، از شهدای کربلا و یزید بن مَعقَل، از لشکر قدمت بن سعد، درباره جانشینی امام علی(ع) با هم مباهله کردند.[۱۸] به‌گفته نتیجه کاشانی در تفسیرالصّافی، عبدالله بن عباس، صحابی نبی(ص)، چندبار اشخاص گوناگون همانند زید بن اثبات، از کاتبان قرآن،[۱۹] را به مباهله دعوت رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرد.[۲۰]

روحانی موءثر در پند نقل می‌نماید بابا خَیرانی، خادم امام جواد(ع) درباره جانشینی امام هادی(ع)، احمدبن محمد بن عیسی را که منکر جانشینی وی(ع) بود، به مباهله دعوت کرد؛ اما وی ترسید و به جانشینی امام هادی(ع) اقرار کرد.[۲۱] همینطور روضه خوان طوسی در کتاب الغیبة می‌نویسد حسین بن روح نوبختی، سو‌مین نفر از نواب اربعه، با شَلْمَغانی مباهله کرد و شلمغانی پس از بازه کوتاهی کشته شد.[۲۲] نجاشی نیز ذکر می‌نماید ابوعبدالله صَفوانی با حکم کننده موصل درباره امامت مناظره و مباهله کرد و چندین روز بعد از آن، حکم دهنده موصل آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد مُرد.[۲۳]

مباهله عالمان شیعی با معارضان
ملا احمد نراقی، مولف معراج‌السّعادة، در خزائن نوشته میباشد ابوالقاسم فِندِرسکی درسفر به شهری که کافران در آن معاش می‌کردند، با آن‌ها دعوا کرد. آن ها پایداری معابدشان و فساد مساجد مسلمان‌ها را ادله حقانیت مذهب‌شان می‌دانستند. میرفندرسکی ادعای آن ها را رد کرد و برای ثابت سخنش، در معبدشان اذان خاطرنشان کرد و نماز خواند که سبب ساز فروریختن سقف آن شد.[۲۴]

گفته‌اند جعفر کشف کننده‌الْغِطاء، از مراجع تاسی قرن سیزدهم قمری، میرزا محمد اخباری، از شاخص‌ترین اخباری‌های جمهوری اسلامی ایران را به مباهله دعوت کرد و در کویر‌های دور و بر طهران در انتظار او ماند؛ البته وی نیامد.[۲۵] بنابر گزارشی هم، علامه طباطبایی به بعضا از اهل کتاب توصیه مباهله داده بود و معتقد بود مباهله حجّتی زنده میباشد و هرگاه موقعیت موردنیاز مهیا باشد، فیض‌قسمت خواهد بود.[۲۶]

جستارهای متعلق
آیه مباهله
پانویس
مجلسی، مرآة العقول فی تفصیل خبر ها آل الرسول، ۱۴۰۴ق، ج۱۲، ص۱۸۵
مکارم شیرازی، تعبیروتفسیر مثال، ۱۳۷۴ش، ج‏۲، ص۵۷۸.
محمدی ری شهری، فرهنگ وتمدن‌طومار مباهله، ۱۳۹۵ش، ص۱۱.
برای مثال نگاه نمایید به ابومخنف، وقعة الطفّ، ۱۴۱۷ق، ص۲۲۱؛ سود کاشانی، تعبیر و تفسیر الصافی، ۱۴۱۵ق، ج۲، ص۱۷؛ ابن عبدالبر، جامع العلم و فضله، ۱۴۲۱ق، ص۳۸۱؛ اثرگذار، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۲۹۸؛ طوسی، الغیبة، ۱۴۱۱ق، ص۳۰۷.
سوره آل‌عمران، آیه۶۱.
منزه‌نیا، «مباهله، پر‌نور‌ترین باورهای شیعه»، ص۵۱.
طباطبایی، معجزه قرآن‏، ۱۳۶۲ش، ص۱۲۷-۱۲۸.
لویی، مباهله در مدینه، ۱۳۷۸ش، ص۶۵.
مجلسی، بحار الانوار، ۱۴۰۳ق، ج۱۰، ص۶۵.
کلینی، کافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۵۱۴.
کلینی، کافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۵۱۴.
کلینی، کافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۵۱۴.
کلینی، کافی، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۵۱۴.
ابن‌سعد، الطبقات الكبری، خامسة۱، ۱۴۱۰ق، ص۳۹۱-۳۹۲.
طباطبایی، تعبیروتفسیر المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۲۳۴.
ابن اشعث، الجعفریات، مکتبة النینوی الحدیثة، ص۱۱۵.
کلینی، کافی، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۴۴۹.
ابومخنف، وقعة الطفّ، ۱۴۱۷ق، ص۲۲۱.

بازدید : 25
پنجشنبه 16 اسفند 1403 زمان : 12:04


مباهله
این نوشتار دربارهٔ معنا کلی مباهله میباشد. برای شناخت با رخداد مباهله، مباهله نبی(ص) با مسیحیان نجران را ملاحظه مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کنید.
مُباهَله، (به فارسی: مُباهِلِه) درخواست نفرین و مجازات از سوی پروردگار، به‌خواسته ثابت حقانیت و صداقت خویش و ثابت بطلان صحبت طرف مقابل میباشد. مباهله هنگامی اعمال می‌گردد که اعلام کرد‌وگو و دلیل به فیض نرسد و دو طرف بر صحبت خویش سماجت ورزند. نقل شده قبل از اسلام، مباهله بین برخی اقوام اجرا رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد می‌شد‌ه‌است.

مباهله نبی(ص) با مسیحیان نجران برای مثال مباهله‌هایی میباشد که در بالا اسلام انجام یافته میباشد. براساس بعضا گزارش‌ها، اهل‌بیت(ع) نیز کسانی را به مباهله دعوت کرده‌اند؛ به عنوان مثال، امام باقر(ع) عبدالله بن عُمَر لِیثی را به مباهله فراخواند. همینطور عالمان شیعی مانند میرفِندِرسکی، جعفر کشف کنندهُ‌الغِطاء و علامه طباطبایی، به‌تبعیت از امامان(ع)، با معارضان خویش مباهله کرده یا این که آنان‌را به مباهله دعوت آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرده‌اند.

معنا‌شناسی و منزلت مباهله
«مباهله» بدین معناست که دو نفر یا این که دو مجموعه، برای ثابت حقانیت خویش، از پروردگار بخواهد بر طرف مقابلش که اورا ظالم فکر میکند، لعنت فرستد[۱] و دروغگو را رسوا سازد و مجازات نماید.[۲] مبادرت برای مباهله هنگامی روی می دهد که برهان و اعلام‌کرد‌وگوی علمی به فیض نرسیده باشد.[۳]

به‌گزارش منابع تاریخی و حدیثی، در بالا اسلام، مباهله یا این که دعوت به آن از سوی اشخاص متعدد چهره داده[۴] که برای مثالٔ آنان مباهله نبی(ص) با مسیحیان نجران میباشد که در قرآن هم در آیه مباهله از آن حرف آمده میباشد.[۵] از این مباهله برای ثابت حقانیت رسول اسلام استعمال می‌نمایند.[۶] سیدمحمد حسین طباطبایی، عالم و فیلسوف شیعه این مباهله فرستاده را اعجاز همیشگی وی دانسته میباشد. [۷]

تاریخچه مباهله
به نقل از بعضا از محققان، سنت مباهله قبل از اسلام وجود داشته میباشد؛ از جملهً عموم قوم و قبیله سام، در زمان فرهنگ بابِل، هرگاه می‌خواستند حقانیت خودشان یا این که مطالبشان را اثبات نمایند، عهدوپیمان می‌خوردند و نفرین می‌کردند که در صورتی لاف گفته‌اند، پروردگار آنان را مجازات نماید؛[۸] همینطور بنابر روایتی که علامه مجلسی در بِحارالانوار نقل کرده، در سنت یهودیان و مسیحیان هم مباهله وجود داشته میباشد.[۹]

آداب مباهله
دعای مباهله
امام راست گو(ع): خدایا، در حالتی‌که فلانی حقی را انکار و به باطلی اعتراف نموده است، او‌را به بلایی از عرش یا این که عذابی از جانب خودت گرفتار کن.[۱۰]

محمد بن یعقوب کلینی، محدث شیعی، روایاتی آورده که طبق آنها، هنگام مباهله انگشتان دست راست خویش را در انگشتان دست طرف مقابل قرار بدهیم.[۱۱] در روایتی دیگر آورده در مباهله، هفتاد توشه طرف مقابل را نفرین فرمائید.[۱۲] در حدیثی دیگر، فرصت مطلوب برای مباهله، در میان الطلوعین معرفی شد‌ه‌است.[۱۳]

افرادی که مباهله کرده‌اند
از صدر اسلام، اشخاص مختلفی از مباهله برای ثابت مدعای خویش به کارگیری کرده‌اند که بعضی به تفصیل پایین میباشد:

مباهله رسول(ص) با مسیحیان نجران
نوشته ی علمیٔ اساسی: مباهله نبی(ص) با مسیحیان نجران
به نقل از تاریخ‌نویسان، نبی اسلام(ص) در طومار‌ای به اُسقُف نجران، ساکنان نجران را به اسلام دعوت کرد. آنها به مدینه آمدند و با فرستاده(ص) اذعان کرد‌وگو کردند؛ البته از باور به الوهیت حضرت عیسی(ع) دست برنداشتندد. بعداز مشاجره و جدل، قصد به مباهله گرفتند. در روز مباهله، نبی(ص) با امام علی(ع)، حضرت فاطمه(س) و حَسَنین(ع) حاضر شد؛ ولی مسیحیان از مباهله پشیمان شدند و درخواست مصالحه کردند. فرستاده به شرط پرداخت جزیه، با درخواست آنها موافقت کرد.[۱۴]

بازدید : 65
سه شنبه 14 اسفند 1403 زمان : 16:08


رمز جانشینی بشر
مبنی بر آیه ۳۰ و ۳۱ سوره بقره اکثری برهان گزینش شدن بشر تحت عنوان خلیفة الله را دانش بشر به اسماء الهی تیتر کرده‌اند، چیزی که فرشتگان شایستگی و شانئیت تایید آن را نداشتند.[۲۷] مبتنی بر این آیه ها هنگامی فرشتگان از خلقت بشر تحت عنوان خلیفة الله شگفت زده شدند آفریدگار به آن ها فرمود:«اینجانب چیزی میدانم که شما نمی‌دانید».[۲۸] سپس خدا به بشر اسماء الهی را عرضه کرد و آدم این اسماء را به طور تکوینی و حضوری عهده دار شد البته زمانی این اسماء به فرشتگان عرضه شد فرشتگان همچون آدم توانگری تایید آن را نداشتند، به همین برهان آدم بلندتر از فرشتگان شد و به جایگاه خلیفة اللهی رسید و فرشتگان بر بشر سجده کردند.[۲۹] این در حالی میباشد که ملاصدرا رمز خلافت آدم از جانب آفریدگار را از کارها غامض‌ای می داند که آدم‌ نمی‌تواند به آن دست یابد مگر اینکه پروردگار آن را ذکر مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نماید.[۳۰]

خلیفة الله در عرفان
مورد خلیفة الله در عرفان اسلامی برگرفته از روایاتی میباشد که درین باب وارداتی میباشد.[۳۱] خلیفة الله در عرفان با زمینه بشر بی نقص گره خورده میباشد.[۳۱] در واقع از لحاظ اهل عرفان، آدم بدون نقص به عبارتی خلیفة الله میباشد که نسبت عبد و بنده پروردگار را دارااست.[۳۲] ابن‌عربی و بعضا از شارحان آثارش معتقدند که خلیفة الله، روح عالَم میباشد و دور اندیشی عالَم به ذمه روح آن میباشد.[۳۳] وی واسطه نتیجه بین خدا و دنیا هستی میباشد و کلیه فیوضات الهی در عالم از روش خلیفة الله رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.[۳۱]

جستارهای متعلق
حدیث دوازده خلیفه
آدم بدون نقص
پانویس
دهخدا، لغت‌طومار دهخدا، ۱۳۷۷ش،‌ ج۷، ص۹۹۳۹.
نجارزادگان، بابائی گواری، «لینک و پیوند مضمون‌ خلیفة الله در قرآن با امامت از بینش متکلمان فریقین»، ص۹.
نجارزادگان، بابائی گواری، «لینک معنا خلیفة الله در قرآن با امامت از نگرش متکلمان فریقین»، ص۹.
شاکری زواردهی، «نام و نشان معرفتی تداوم سود و استمرار وجود خلیفة الله»، ص۲۲۶-۲۲۷.
منتظری مقدم، «کنکاشی تاریخی پیرامون کاربرد کنیه‌های امیرالمؤمنین و خلیفة الله آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد در زمینه ی خلفا»، ص۶۹-۷۵.
فاریاب، «خلافت بشر در قرآن»، ص۱۰۹-۱۱۲.
جوادی آملی، تعبیر تسنیم، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۲۸.
جوادی آملی، تعبیر تسنیم، ۱۳۸۵، ج۳، ص۳۶-۳۷.
جوادی آملی، تعبیر تسنیم، ۱۳۸۵، ج۳، ص۳۶-۳۷؛ مصباح یزدی، معارف قرآن، ۱۳۷۶ش، ص۳۶۷؛ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱،‌ ص۱۷۸؛ ملاصدرا، تعبیروتفسیر القرآن الکریم، ۱۳۶۶ش، ح۲،‌ ص۳۰۸؛ آلوسی، روح‌المعانی، ج۱، ص۲۲۲.
طبرسی، مجمع‌البیان، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۱۷۶-۱۷۷؛ طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۱۵۶-۱۵۷.
طبرسی، مجمع‌البیان، ۱۳۷۲ش، ج۱، ص۱۷۶-۱۷۷؛ طبری، جامع البیان، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۱۵۶-۱۵۷.
برگشت خواهد شد به: جوادی آملی، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۵۸-۶۲.
طبرسی، جامعه ها الجامع، ۱۳۷۷، ج۳، ص۶۱؛ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱،‌ ص۱۷۸؛ جوادی آملی، تعبیر تسنیم، ۱۳۸۵، ج۳، ص۶۰. همینطور نگاه فرمائید به: شریف لاهیجی، تعبیر و تفسیر شریف لاهیجی، ۱۳۷۳ش، ج۱، ص۲۸-۳۰؛ شبر، تعبیروتفسیر القران الکریم، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۴۶؛ مغنیه، تعبیروتفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۱۱۶-۱۱۷؛ مراغی، تعبیروتفسیر المراغی، بیروت، ج۱، ص۸۲؛ فضل و ادب‌الله، اینجانب وحی القرآن، ۱۴۱۹ق، ص۲۲۹-۲۳۲.
ملاصدرا، تعبیروتفسیر القرآن الکریم، ۱۳۶۶ش، ح۲،‌ ص۳۰۸؛ بیضاوی، انوار التنزیل و اسرار التاویل، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۶۸؛ مظهری، تعبیروتفسیر المظهری، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۵۰-۵۱؛ آلوسی، روح‌المعانی، ج۱، ص۲۲۲؛ جوادی آملی، تعبیر تسنیم، ۱۳۸۵ش، ج۳، ص۱۰۸-۱۱۰؛ نوروزی، «خلافت الهی از بینش شریعت و عرفان»، ص۵۵-۵۷.
فاریاب، «خلافت آدم در قرآن»، ص۱۱۶.
طبرسی، دولت ها الجامع، ۱۳۷۷، ج۳، ص۶۱؛ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱،‌ ص۱۷۸؛ جوادی آملی، تعبیر و تفسیر تسنیم۱۳۸۵، ج۳، ص۶۰. همینطور نگاه فرمایید به: شریف لاهیجی، تعبیروتفسیر شریف لاهیجی، ۱۳۷۳ش، ج۱، ص۲۸-۳۰؛ شبر، تعبیروتفسیر القران الکریم، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۴۶؛ مغنیه، تعبیروتفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۱۱۶-۱۱۷؛ مراغی، تعبیر المراغی، بیروت، ج۱، ص۸۲؛ ادب‌الله، اینجانب وحی القرآن، ۱۴۱۹ق، ص۲۲۹-۲۳۲.
طبرسی، جامعه ها الجامع، ۱۳۷۷، ج۳، ص۶۱؛ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۱،‌ ص۱۷۸؛ جوادی آملی، تعبیر تسنیم۱۳۸۵، ج۳، ص۶۰. همینطور نگاه نمائید به: شریف لاهیجی، تعبیر و تفسیر شریف لاهیجی، ۱۳۷۳ش، ج۱، ص۲۸-۳۰؛ شبر، تعبیر و تفسیر القران الکریم، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۴۶؛ مغنیه، تعبیروتفسیر الکاشف، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۱۱۶-۱۱۷؛ مراغی، تعبیر و تفسیر المراغی، بیروت، ج۱، ص۸۲؛ ادب‌الله، اینجانب وحی القرآن، ۱۴۱۹ق، ص۲۲۹-۲۳۲.
مظهری، تعبیر و تفسیر المظهری، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۵۰-۵۱.
بیضاوی، انوار التنزیل، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۶۸؛ آلوسی، روح‌ال

بازدید : 60
سه شنبه 14 اسفند 1403 زمان : 16:04


محدوده خلافت آدم
درباره‌ی محدوده خلافت آدم اختلاف وجود داراست.[۱۵] برخی محدوده خلافت خلیفة الله را به جهت تصریح این مسأله در آیه ۳۰ سوره بقره، تنها زمین دانسته‌اند، ولی اکثری دیگر معتقدند که پروردگار درین آیه صرفا جای معاش خلیفه را مطرح نموده است، بر این محور صرفا محل معاش خلیفة الله، زمین میباشد البته قلمرو تصرف و خلافت وی افق‌ها و زمین می باشد.[۱۶] برخی از پژوهشگران، حوزه‌ خلافت خلیفه پروردگار را تصرف و دور اندیشی شئون هستی تیتر کرده‌اند.[۱۷] بعضا دیگر بر این باورند که اجرای احکام خدا و هدایت بندگان جزء وظیفه خلیفة الله میباشد.[۱۸] گردآوری‌ای معتقدند آباد ساختن زمین، حکومت بر عموم و به کمال رساندن آنان از شئون خلیفه مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.[۱۹]

خلیفة الله که می باشد؟
درباره ی مصداق خلیفة الله اختلاف وجود دارااست. بعضی معتقدند مطابق نص نشانه‌ها قرآن، این خلافت تخصیص به شخص یا این که تیم خاصی ندارد و مجموع بشر‌ها از این منصب الهی بهرمنداند.[۲۰] ولی توده‌ای بر این باورند که خلیفة الله تخصیص به حضرت بشر داراست و مشمول فرد دیگری نمیشود.[۲۱] گروهی دیگر این رده را به آدم‌های خداپرست و پرهیزگار تخصیص داده‌اند.[۲۱] این در حالی میباشد که اکثریت مفسرین شیعه و سنی معتقدند جانشینی آفریدگار در روی زمین در صورتی چه برای کلیه بشر‌هاست ولی تمامی آدم‌ها بدین رده نمی رسند و صرفا آدم‌های خاصی که بعضی آن‌ها را به آدم بی نقص نامگذاری کرده‌اند، صلاحیت این جایگاه را دارا رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد هستند.[۲۲]

جوادی آملی این نظر را دارد که خلافت و جانشینی معبود به واقعیت آدم منسوب شده میباشد، به لحاظ وی خلافت و واقعیت آدم بر طبق کمالی که دستیابی می‌نماید مراتبی دارااست و هر که با دقت به مرتبه کمال و هدایتی که استحصال نموده است دارنده جايگاه‌ای از خلافت آفریدگار میباشد، به این ترتیب ضعف و قوت در کمال به ضعف و قوت دانش آدم به اسماء الهی مرتبط میباشد و هر چقدر دانش بشر به اسماء بیشتر باشد کمال و در سود مرتبه و سکو استخراج وی از رده خلیفة اللهی بیشتر خواهد بود.[۲۳] البته آنچه در‌این آیه از حیث وی مطرح میباشد خلیفه تام و بی نقص میباشد که قادر است کارها آفریدگار را به اجازه وی، در کلیه دنیا آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد اجرا دهد.[۲۴]

امام خلیفه حقیقی وواقعی
روضه خوان طوسی که منزلت خلیفة اللهی را منحصر آدم بی نقص می داند اعتقاد دارد که لازمه اینگونه مقامی داشتن پاکی و دانش بلندتر میباشد، همچون نبی اسلام که در خلیفة الله بودن وی هیچ شک و تردید و شکی نیست.[۲۱] از همین رو بعضی تیتر کرده‌اند که تشخیص شخصی که صلاحیت خلیفة اللهی داشته باشد تنها به ذمه خلیفة الله میباشد و سایرافراد نمی‌توانند در زمینه ی وجود ملکه عصمت و طهارت و دانش برتری فردی قضاوت صحیحی داشته باشند تا اورا تحت عنوان خلیفة الله تعیین نمایند.[۲۵] بدین ترتیب به لحاظ آنان از آن جا که حضور دائمی خلیفة الله بر روی زمین مایحتاج و ضروری میباشد، فقط حضرت محمد(ص) بایستی خلیفه پس از خودش را تعیین نماید که به نظریه شیعه‌ها وی نیز امامان دوازده‌گانه بعداز خویش را که عصمت و طهارت و دانش بلندتر داشتند، تحت عنوان خلیفة الله گزینش نموده است.[۲۶]

بازدید : 24
دوشنبه 13 اسفند 1403 زمان : 15:39


جلوگیری کردن از اعدام آیت‌الله کاشانی
در صورتی چه در طول ملی شدن صنعت نفت، فی مابین آیت‌الله بروجردی و آیت‌الله کاشانی ارتباط حسنه‌ای برقرار خلا، بعد از کودتای ۲۸ مرداد، آیت‌الله بروجردی بازدارنده از محاکمه و اعدام آیت‌الله کاشانی مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شد.[۶۷][۶۸]
نهضت ملی شدن نفت
هرچند آیت‌الله بروجردی مانند سید محمدتقی خوانساری در نهضت ملی نفت بی سر و صدا کرد؛ البته از روحانیت خواست که مخالفت نکنند. از او نقل گردیده‌است رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد که:

اینجانب در قضایایی که وارد نباشم و شروع و نقطه پايان آن را ندانم و نتوانم پیش‌بینی کنم، وارد نمیشوم. این موضوع ملی شدن صنعت نفت را نمی‌دانم چیست، چه گردد و بعدی در مشت چه کسی خواهد بود. ولی روحانیت به هیچ عنوان نباید با این جنبش مخالفت نماید که در‌صورتی‌که با این تکان مردمی مخالفت نماید و این تکان ناکام بماند، در تاریخ کشور‌ایران تصویب می شود که روحانیت باعث این شغل شد؛ لذا به آقای بهبهانی و علمای طهران نوشتم که مخالفت آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نکنند.[۶۹]
در یکسری قصه مخالفین مصدق انتظار داشتند که آیت‌الله بروجردی علیه مصدق موضع‌گیری نمایند،[۷۰] ولی آیت‌الله بروجردی اینگونه نکرد و حتی اسنادی بر اساس نگهبانی او از دولت مصدق وجود دارااست.[۷۱][۷۲]

رویا رویی و تعامل با فداییان اسلام
طرز غیرمداخله جویانه آیت‌الله بروجردی با طرز نواب صفوی و آیت‌الله کاشانی همسان خلا.[۷۳]نواب در کتاب راهنمای حقایق از مراجع میخواهد تا مرجعیت را به شرط آنکه صلاحیت این منزلت را نداشته باشد، خلع نمایند.[۷۴] در مقابل آیت‌الله بروجردی، روی خوش به فداییان علامت نمی‌بخشید. ابتدا با ارشاد سعی بر نهی کردن آنها داشت. راز درس مکرر می‌اذعان کرد:

«اینان (فداییان اسلام) طلاب و سادات جوانی می‌باشند، اندوهگین و عصبانی، می بایست پند بشوند. اینجانب از آن‌ها میخواهم که‌این امور را دنبال نکنند. ما تحولات متعددی در عمرمان چشم‌ایم. جریان مشروطیت و… دیدیم که امور به چه شکل استارت و به کجا ختم شد.»[۷۵]
طاهری خرم‌آبادی و محمد فاضل لنکرانی تأثیرپذیری فدائیان اسلام از آیت‌الله کاشانی را از عامل ها اختلاف فدائیان با آیت‌الله بروجردی می دانند.[۷۶][۷۷] اما در جریان دستگیری سید حسین امامی، آیت‌الله بروجردی از او جانبداری و برای آزادی‌اش کارایی کرد. وی همینطور از عده ای که با پادشاه ارتباط داشتند، عهدوپیمان گرفته بود که از فرمان روا بخواهند حکم اعدام را امضا نکند. بروجردی بعداز شنیدن خبر اعدام، متأثر و اندوهگین شد و شغل های روزمره را تعطیل کرد و گفته بود «از اندوه درحال حاضر هیچ کاری را ندارم»[۷۸]

نزاع با بهاییت
در سال ۱۳۴۵ق مدیر اداره تصویب وضع و اوضاع بروجرد، فردی بهایی را به معاونت خویش منصوب کرد. همینطور مراسمی با حضور زنان عریان، در سطح شهر به روش افتاده بود. این خبرها به گوش آیت‌الله بروجردی رسید و او برای اعتراض؛ بروجرد را به مقصد عتبات عالیات رخنه‌ کرد. فرمان دار بروجرد و دیگر مسئولین شهر، مسئول اداره تصویب حال و روز و معاونش را عزل و تنبیه کردند و آیت‌الله بروجردی را به شهر برگرداندند؛ اما او پس از یک‌سری ماه، بر تاثیر دلتنگی و ایفا بر خلاف شرع مسئولین کشوری، به طرف عتبات رفته و در نجف اشرف سکنی گزید.

پشتیبانی از فلسطین
موضع آیت‌الله بروجردی در ازای اشغال قدس، به وسیله متجاوزان صهیونیست، موضعی سفت بود.[۷۹] وی در سال ۱۳۲۷ش بیانیه‌ای را در محکومیت صهیونیسم فی مابین‌الملل و غاصبان فلسطین صادر کرد و در آن از مجاهدان فلسطینی با احترام خاطر کرده و برای موفقیت آن ها دعا کرد.[۸۰]

درخواست گنجاندن درس فقهی در زمان ابتدایی
پیرو اعلام دولت، برای اجرای لایحه تعلیمات اجباری در زمان ابتدایی، آیت‌الله بروجردی خواهان گنجاندن درس تعلیمات فقاهتی درین عصر شد و نماینده خویش، آقای فلسفی را مأمور گفتمان با دولت کرد.[۸۱]

تعداد صفحات : 62

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 621
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه