مهدی در نزد شیعه ها زیدی
زیدیان اعتقادی به غایب بودن ندارند و نزد وی هر هر که از فرزندان حسن یا این که حسین باشد میتواند به امامت رسد. به نظریه آنها امام می بایست همواره در جامعه حاضر باشد تا موازی ظلم و بیعدالتی قیام نماید و حکومت نماید و عدل را روان مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد سازد.[۳۰]
در شیعه زیدی که برای امامها توان فوق انسانی قائل نیستند، یقین به مهدی بسیار کمرنگ میباشد. در طی تاریخ عده ای مهدی پنداشتهشدند یا این که داعیه شده است که زندهاند و به غایب بودن رفتهاند. به عنوان مثال حسین بن قاسم عیانی، امام زیدیه(۴۰۱–۴۰۳ هجری قمری)، در یمن بوسیله گروهی از زیدیه که به حسینیه دارای شهرت شدند. ولی این باور راجع به این اشخاص از سوی اکثریت زیدیه به رسمیت شناختهرزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نشدهمیباشد.[۱۷]
مهدی در نزد شیعه دوازده امامی
نوشتهی علمیٔ مهم: حجت بن حسن
طریقه اعتقادی شیعه ها دوازده امامی
بنابر اعتقادوباور شیعه هاِ دوازدهامامی حجت بن آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد الحسن فرزند حسن عسکری (امام یازدهم شیعه ها) به عبارتی مهدی موعود میباشد. وی در نصفهٔ شعبان سال ۲۵۵ یا این که ۲۵۶ ه.ق در سامرا به جهان آمده و در پنج سالگی و بعد از مرگ پدرش به امامت رسیده و از منظر عموم غیب شده است. همینطور، به اطمینان آن ها نبی اسلام در خطبه خویش در روز غدیر خم به وارد شدن مهدی اشاره کردهمیباشد.[۳۱][۳۲]
طریقه تاریخی
زمانی که موسی کاظم، امام هفتم شیعه درگذشت، گروهی پیروانی از وی که به واقفیه موسوم شدند، مرگ موسی کاظم را نفی میکردند. واقفیه داعیه میکردند که موسی کاظم به عبارتی قائم و مهدی میباشد و به غایب بودن رفتهمیباشد. واقفیه به دو عصر غایب بودن قائل بودند. یک عصر غایب بودن صغری و آنگاه یک زمان غایب بودن زمانبر که به ظهور موسی کاظم منتهی می گردد. به نوشته امیر ارجمند ریشه باور به دو زمان غایب بودن را میاقتدار در دو زمان زندانی شدن موسی کاظم کاوش نمود.[۲۲]
بعداز فوت حسن عسکری امام یازدهم شیعه، سالها سردرگمی بزرگی برای نیم قرن فی مابین رهروان آنها به وجود آمد که نویسندگان شیعه از آن به عنوان روزگار حیرت اسم میبرند. بین رهروان امامان شیعه بر راز سرانجام اسرار آمیز فرزندی که برای حسن عسکری قائل بودند اختلاف بزرگی به وجود آمد. گروهی از شیعه ها اینگونه میپنداشتند که حسن عسکری اساساً فرزندی نداشتهمیباشد[۲۷] و گروهی میگفتند حسن عسکری امام فارغ از فرزندی میباشد که نمردهمیباشد و حسن عسکری به عبارتی مهدی غایب میباشد که دارنده دو عصر غایب بودن میباشد.[۲۲] دسته دیگری تیتر میکردند که فرزند حسن عسکری قبل از فوت بابا در قبلمیباشد. صرفا گروهی که در آن فرصت در اقلیت کوچکی بودند که اطمینان داشتند که فرزند حسن عسکری به عبارتی مهدی میباشد و در غایب بودن بهراز میبرد و در پایان الزمان ظهور خواهد کرد. بینش این دسته به گذر زمان به نگرش کلیه شیعیانی تبدیل شد که شیعه ها دوازده امامی فعلی میباشند.[۲۷]
پذیرفته شدن این نگرش بوسیله شیعه نتایج کاراییهای شماری از اندیشمندان شیعه امامی و محدثانی مانند نوبختی، ابو جعفر ابن کعبه، کلینی، نعمانی و بهخصوص ابن بابویه تاثیر ارزنده وی کمال الدین-معمار عقیده امام غایب و روزگار غایب بودن و ظهور منجی نصیب ولی غائب - بود.[۲۷]
دکترین مهدی فی مابین شیعه دوازده امامی بیشتراز همگی مذهبها گسترش پیدا کرد. در طول قرنها علمای شیعه زیادی بودهاند که ظهور قریبالوقوع مهدی را پیشبینی نمودهاند که طبق اعتقادات شیعه یاور با پیکارهای داخلی، پیغمبران دروغی و زمینلرزهمیباشد.[
مهدی در نزد شیعه ها زیدی
زیدیان اعتقادی به غایب بودن ندارند و نزد وی هر هر که از فرزندان حسن یا این که حسین باشد میتواند به امامت رسد. به نظریه آنها امام می بایست همواره در جامعه حاضر باشد تا موازی ظلم و بیعدالتی قیام نماید و حکومت نماید و عدل را روان مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد سازد.[۳۰]
در شیعه زیدی که برای امامها توان فوق انسانی قائل نیستند، یقین به مهدی بسیار کمرنگ میباشد. در طی تاریخ عده ای مهدی پنداشتهشدند یا این که داعیه شده است که زندهاند و به غایب بودن رفتهاند. به عنوان مثال حسین بن قاسم عیانی، امام زیدیه(۴۰۱–۴۰۳ هجری قمری)، در یمن بوسیله گروهی از زیدیه که به حسینیه دارای شهرت شدند. ولی این باور راجع به این اشخاص از سوی اکثریت زیدیه به رسمیت شناختهرزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نشدهمیباشد.[۱۷]
مهدی در نزد شیعه دوازده امامی
نوشتهی علمیٔ مهم: حجت بن حسن
طریقه اعتقادی شیعه ها دوازده امامی
بنابر اعتقادوباور شیعه هاِ دوازدهامامی حجت بن آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد الحسن فرزند حسن عسکری (امام یازدهم شیعه ها) به عبارتی مهدی موعود میباشد. وی در نصفهٔ شعبان سال ۲۵۵ یا این که ۲۵۶ ه.ق در سامرا به جهان آمده و در پنج سالگی و بعد از مرگ پدرش به امامت رسیده و از منظر عموم غیب شده است. همینطور، به اطمینان آن ها نبی اسلام در خطبه خویش در روز غدیر خم به وارد شدن مهدی اشاره کردهمیباشد.[۳۱][۳۲]
طریقه تاریخی
زمانی که موسی کاظم، امام هفتم شیعه درگذشت، گروهی پیروانی از وی که به واقفیه موسوم شدند، مرگ موسی کاظم را نفی میکردند. واقفیه داعیه میکردند که موسی کاظم به عبارتی قائم و مهدی میباشد و به غایب بودن رفتهمیباشد. واقفیه به دو عصر غایب بودن قائل بودند. یک عصر غایب بودن صغری و آنگاه یک زمان غایب بودن زمانبر که به ظهور موسی کاظم منتهی می گردد. به نوشته امیر ارجمند ریشه باور به دو زمان غایب بودن را میاقتدار در دو زمان زندانی شدن موسی کاظم کاوش نمود.[۲۲]
بعداز فوت حسن عسکری امام یازدهم شیعه، سالها سردرگمی بزرگی برای نیم قرن فی مابین رهروان آنها به وجود آمد که نویسندگان شیعه از آن به عنوان روزگار حیرت اسم میبرند. بین رهروان امامان شیعه بر راز سرانجام اسرار آمیز فرزندی که برای حسن عسکری قائل بودند اختلاف بزرگی به وجود آمد. گروهی از شیعه ها اینگونه میپنداشتند که حسن عسکری اساساً فرزندی نداشتهمیباشد[۲۷] و گروهی میگفتند حسن عسکری امام فارغ از فرزندی میباشد که نمردهمیباشد و حسن عسکری به عبارتی مهدی غایب میباشد که دارنده دو عصر غایب بودن میباشد.[۲۲] دسته دیگری تیتر میکردند که فرزند حسن عسکری قبل از فوت بابا در قبلمیباشد. صرفا گروهی که در آن فرصت در اقلیت کوچکی بودند که اطمینان داشتند که فرزند حسن عسکری به عبارتی مهدی میباشد و در غایب بودن بهراز میبرد و در پایان الزمان ظهور خواهد کرد. بینش این دسته به گذر زمان به نگرش کلیه شیعیانی تبدیل شد که شیعه ها دوازده امامی فعلی میباشند.[۲۷]
پذیرفته شدن این نگرش بوسیله شیعه نتایج کاراییهای شماری از اندیشمندان شیعه امامی و محدثانی مانند نوبختی، ابو جعفر ابن کعبه، کلینی، نعمانی و بهخصوص ابن بابویه تاثیر ارزنده وی کمال الدین-معمار عقیده امام غایب و روزگار غایب بودن و ظهور منجی نصیب ولی غائب - بود.[۲۷]
دکترین مهدی فی مابین شیعه دوازده امامی بیشتراز همگی مذهبها گسترش پیدا کرد. در طول قرنها علمای شیعه زیادی بودهاند که ظهور قریبالوقوع مهدی را پیشبینی نمودهاند که طبق اعتقادات شیعه یاور با پیکارهای داخلی، پیغمبران دروغی و زمینلرزهمیباشد.[

نقش انتخاب مسجد مناسب در برگزاری یک مراسم ترحیم آرام و منظم