loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 18
يکشنبه 5 مرداد 1404 زمان : 12:57

عموی نبی اکرم(ص) و از شهدای اُحُد میباشد. حمزه از حامیان اصلی دعوت رسول اکرم(ص) بود و گفته‌اند که وی حتی‌در هنگامی که هنوز مسلمان نشده بود، از رسول(ص) در مقابل آزار مشرکان تامین می کرد. او از بزرگان قریش بود و از این رو، با مسلمان شدنش، از واحد سنجش آزار قریش نسبت به نبی(ص) کاسته رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شد.

وی در شعب ابی‌طالب هم پا مسلمان ها بود و در غزوه بدر و غزوه احد کمپانی داشت و در احد در سال سوم هجری به شهید شدن رسید. رده حمزه ، تأثیر عمیق شخصیت حمزه و محبوبیت وی بعداز شهادتش سبب ساز شد بعضی از صحابه فرزندان خویش را حمزه اسم نهادند.[۱] شهیدشدن حمزه و جعفر بن ابی‌طالب دلیل کاهش قدرت بنی‌هاشم در مقابل قریش و به خلافت نرسیدن علی بن ابی‌طالب(ع) پس از فرستاده(ص) دانسته مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد گردیده است.[۲]

براساس بعضا احادیث[۳] و تفاسیر، آیه ۲۳ سوره احزاب در شأن امام علی(ع)، حمزه، جعفر بن ابی‌طالب و عُبیدة بن حارث نازل گردیده‌است[۴] و منظور از «فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ» افرادی که به شهیدشدن رسیدند، حمزه و جعفر بن ابی‌طالب آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد می باشند.[۵]

فضائل وی در احادیث
امام علی(ع) و بقیه امامان شیعه در احتجاج با معارضان، به خویشاوندی خویش با حمزه و جعفر مباهات کرده‌اند.[۶]

درباره فضائل و کرامات حمزه احادیث بخش اعظمی نقل گردیده‌است.[۷] فرستاده اکرم(ص)، حمزه و جعفر بن ابی‌طالب و علی(ع) را شایسته ترین عموم[۸] و جزو هفت نفر از شایسته ترین کسان از نسل بنی‌هاشم خواند[۹] و نیز علی(ع)، حمزه و جعفر بن ابی‌طالب را شایسته ترینِ شهدا نامید.[۱۰] رسول(ص) می‌اذعان کرد که حمزه شرط خویشاوندی را رعایت کرد و جاری ساختن خیر و خوبی داشت.[۱۱]

در احادیث به اسب حمزه به اسم وَرد و شمشیرش لِیاح،[۱۲] و دیگر متعلقات او اشاره شد‌ه‌است.

فرصت به دنیاآمدن
مبتنی بر روایاتی که میگویند ثُوَیبه، کنیز ابولهب، به نبی(ص) و حمزه شیر داده میباشد[۱۳] و نیز تأکید نبی(ص) بر اینکه حمزه اخوی رضاعی اوست، [۱۴] حمزه حداکثر دو سال از رسول(ص) تبارک‌خیس بوده میباشد. گردآوری‌ای این اختلاف سنی را چهار سال هم دانسته‌اند[۱۵] که باتوجه به شک و تردید بعضا از دانشمندان راجع‌به شیر دادن ثویبه به نبی، [۱۶] ممکن میباشد بیشتر هم باشد. در کل، او احتمالاً دو تا چهار سال قبل از عام الفیل (سال ولادت فرستاده اکرم) متولد گردیده است. باباِ حمزه، عبدالمطلب و مادرش و مامان خواهرش صفیه، هالة بنت أهيب ابن مخلوق مناف بن زهرة میباشد و با عبدالله بابا فرستاده از دو مامان می باشند مامان عبدالله فاطمه دختر عمرو بن عائذ مخزومی یکی‌از دیگر از همسران مخلوق المطلب میباشد. [۱۷]


حمزه بن عبدالمطلب، عموی نبی اکرم(ص) و از شهدای اُحُد. لقب‌اش ابوعُماره و ابویعْلی[۱۸] و مادرش هاله بنت اُهَیب (وُهَیب) بن عبدمَناف بن زُهره بود.[۱۹] واژه و کلمه حمزه را نیز به معنای شیر[۲۰] یا این که تیزفهم[۲۱] دانسته‌اند.

او را اسدالله و اسد پیامبر‌الله کنیه داده‌اند.[۲۲] بعداز شهید شدن حمزه، جبرئیل به نبی خبر اعطا کرد که حمزه در عرش‌ها بدین دو تیتر ملقب گشته میباشد.[۲۳] یکی‌از دیگر از ا‌لقاب اساسی حمزه، سیدالشهداء میباشد.[۲۴] مرتضی مطهری کنیه سیدالشهداء را برای حمزه، مقید و برای امام حسین(ع)، مطلق می‌شمارد و بر این نکته تاریخی تأکید می‌ورزد که‌این کنیه پیش از عاشورا منحصر حمزه بود البته پس از عاشورا کنیه امام حسین(ع) شد و حمزه، سیدالشهدای مجال خودش میباشد البته امام حسین(ع) سیدالشهدای تمامی فرصت هاست همانگونه که مریم، سرور بانوان روزگار خودش میباشد البته فاطمه(س)، سرور زنان همگی زمان‌ها.[۲۵] ملاصالح مازندرانی همین حیث را پیش از مرتضی مطهری مطرح کرده‌میباشد.[۲۶]

فرزندان
فرزندان حمزه، سه پسر به اسم‌های عمارة، یعلی و عامر بودند.[۲۷] عمارة (پسر گرانقدر حمزه) در فتح عراق حضور داشت.[۲۸] یعلی پنج پسر داشت.[۲۹] با وجود تأکید منابع بر عدم تداوم نسل حمزه، [۳۰] در قرن دهم هجری، بعضا را از نسل وی می‌دانستند.[۳۱]

اسم‌های گوناگونی که برای دختران حمزه در منابع نام برده، به تصریح بیشتر منابع، تمامی به یک بدن بازمی گردند که اسم مرجَّح یا این که اُمامه میباشد.[۳۲] اسم امامه را در شمار راویان حدیث غدیرخم نیز درج کرده‌اند.[۳۳]
حمزه در مبارزه‌های فِجار و در عهد و پیمان حلف الفضول کمپانی داشته میباشد. او با ابوطالب و دیگر عموهای نبی(ص) در خواستگاری خدیجه نیز حاضر بوده میباشد؛ حتی بعضا از منابع، با وجود مسافت سنی معدود وی با فرستاده(ص) و تلاوت خطبه وصلت به وسیله ابوطالب، در ماجرای خواستگاری خدیجه تنها از حمزه مذکور‌اند.[۳۴]

ابوالفرج اصفهانی می‌نویسد در سالی که قُرَیش به قحطی و خشکسالی مشقت گرفتار گردیده بود، به دنبال توصیه رسول(ص) برای یاری به ابوطالب که شخصی عیال وار بود، حمزه سرپرستی جعفر را پذیرفت[۳۵]

حمزه شکا‌رچی بود و به شکار می‌پرداخت.[۳۶] وی در دوران نادانی، به عنوان مثال فرزندان عبدالمطلب بود که در قریش سر گروهی یافتند و چنان جایگاهی داشت که بعضا با وی قول می‌بستند

بازدید : 23
يکشنبه 5 مرداد 1404 زمان : 12:47

دارای شهرت به امام هادی یا این که امام علی النقی (۲۱۲-۲۵۴ق) د‌همین امام شیعه ها و فرزند امام جواد(ع) میباشد. وی از ۲۲۰ تا ۲۵۴ق به دوران ۳۴ سال، امامت را به ذمه داشت. روزگار امامت امام هادی با خلافت تعدادی بدن از خلفای عباسی مثلا متوکل همزمان بود. وی بیشتر سال‌های امامتش را در سامرا زیر رسیدگی حاکمان عباسی سپری رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرد.

از امام هادی(ع) احادیثی در کارها اعتقادی، تعبیروتفسیر، فقه و خوی داستان کرده‌اند. در بخشی از این احادیث، به مباحث کلامی همانند تشبیه و تنزیه و جبر و تفویض پرداخته گردیده است. زیارت جامعه کبیره و زیارت غدیریه نیز از وی نقل مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شد‌ه‌است.

خلفای عباسی امام هادی(ع) را محصور می‌کردند و بازدارنده از ارتباطش با شیعه ها می‌شدند. به همین انگیزه، او بیشتر به واسطه سازمان وکالت که متشکل از عده ای از وکیلان امام بود، با شیعه ها رابطه داشت. عبدالعظیم حسنی، عثمان بن سعید عمری، ایوب بن نوح و حسن بن راشد از اصحاب وی آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بوده‌اند.

مزار امام هادی در سامرا، زیارتگاه شیعه‌ها میباشد. این زیارتگاه به جهت دفن وی و فرزندش امام حسن عسکری(ع)، بقاع عسکریَین خوانده می‌گردد. مقبره عسکریین در سال‌های ۱۳۸۴ و ۱۳۸۶ش طی هجوم ها تروریستی تخریب شد. ستاد تجدید بنا عتبات عالیات از سال ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۴ش آن را مرمت کرد.

اسم، نسب و لقب‌ها
گاه‌شمار معاش امام هادی(ع)

۱۵ ذی‌الحجه ۲۱۲ق به دنیاآمدن امام هادی(ع)
۲۱۸ق مرگ مامون عباسی ـ آغاز خلافت معتصم عباسی ـ اعتراف جنیدی، فقیه ناصبی به دانش امام هادی در سن کودکی
۲۱۹ق دستگیری امام جواد(ع) و پست کردن وی به بغداد به امر معتصم
انتها ذی‌القعده ۲۲۰ق شهیدشدن امام جواد(ع) - آغاز امامت حضرت هادی (ع)
۲۲۷ق مرگ معتصم ـ آغاز خلافت واثق
۲۳۱ ق به دنیا آمدن امام حسن عسکری(ع) در مدینه - تفتیش عقاید درباره اخلاق قرآن - کتابت طومار امام هادی(ع) در زمینه‌ی بدعت شمردن جدال درباره مسأله اخلاق و رفتار قرآن
۲۳۲ق مرگ واثق ـ آغاز خلافت متوکل
۲۳۳ق صادر کردن امام هادی به سامرا به امر متوکل ـ دعوت متوکل از ابن‌سکیت برای آزمودن دانش امام هادی(ع)
۲۳۶ق تخریب قبر امام حسین(ع) به امر متوکل
۲۴۴ق شهیدشدن ابن‌سکیت به جهت اظهار محبت به امیرالمومنین(ع) و فرزندانش به فرمان متوکل
۲۴۶ق درگذشت دعبل خزاعی
۲۴۷ق جسارت متوکل به امام هادی(ع) ـ قتل متوکل به دست پسرش منتصر و رفع ممنوعیت زیارت امام حسین(ع) و رد فدک به اهل بیت(ع) به فرمان منتصر
۲۴۸ق مرگ منتصر و خلافت مستعین
۲۵۰ق اولی پیکار جدا یعقوب لیث صفاری
۲۵۲ق استعفای مستعین و به خلافت وصال معتز - درگذشت محمد فرزند امام هادی(ع)
۳ رجب ۲۵۴ق شهید شدن امام هادی(ع)
نبو
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: فهرست لقب‌ها و کنیه‌های امام هادی(ع)
علی بن محمد، دارای شهرت به امام هادی و علی النَّقی، امام دهم شیعه ها میباشد. پدرش امام جواد(ع)، امام نهم شیعه ها، و مادرش کنیزی[۱] به اسم سَمانهٔ مَغربیه[۲] یا این که سوسَن[۳] بود.

از مشهورترین ا‌لقاب امام دهم شیعه‌ها، هادی و نَقی میباشد.[۴] گفته‌اند انگیزه ملقب شدنش به هادی این میباشد که در طی خویش، شایسته ترین هدایت‌کننده عموم به سوی نه بود.[۵] القا‌ب دیگری همانند مرتضی، فقید، عالم، امین، ناصح، خالص و طَیّب نیز برای وی نام برده میباشد.[۶]

روضه خوان صدوق (درگذشت ۳۸۱ق) از استادانش نقل کرده که امام هادی و فرزندش امام حسن عسکری(ع) را به جهت اینکه در ناحیه‌ای به اسم عسکر در سامرا مستقر بودند، عسکری می‌خواندند.[۷] ابن‌جوزی (درگذشت ۶۵۴ق) از علمای اهل‌سنت نیز در کتاب تَذْکرة‌الخَواص نسبت عسکری به امام هادی را به همین ادله دانسته میباشد.[۸]

لقب او ابوالحسن میباشد[۹] و در منابع حدیثی، ابوالحسن سوم خوانده گردیده است[۱۰] تا با ابوالحسن اولیه، یعنی امام کاظم و ابوالحسن دوم یعنی امام رضا غلط نشود
بنابر لحاظ کلینی،[۱۲] روضه خوان طوسی،[۱۳] روحانی موثر[۱۴] و ابن‌شهرآشوب،[۱۵] امام هادی در ۱۵ ذی‌الحجه سال ۲۱۲ق در صَریاودورویی (ناحیه‌ای در اطراف مدینه) دیده به جهان گشود. با این اکنون، میلاد او‌را دوم یا این که پنجم رجب به عبارتی سال،[۱۶] رجب سال ۲۱۴ق و جمادی‌الثانی سال ۲۱۵ق[۱۷] نیز تصویب کرده‌اند.

به نقل از مسعودی تاریخ‌نگار قرن چهارم، در سالی که امام جواد یاروهمدم با همسرش، اُم‌ُّالفَضل حج به مکان آورد، امام هادی را در حالی که خرد بود، به مدینه آوردند[۱۸] و وی تا سال ۲۳۳ق در مدینه معاش کرد. یعقوبی تاریخ‌نگار قرن سوم قمری نوشته میباشد در امسال، متوکل عباسی امام هادی را به سامرا احضار کرد[۱۹] و در حیطه‌ای به اسم عسکر ذیل در اختیار گرفتن خویش اقامت اعطا کرد و وی تا نقطه پایان قدمت در آنجا بود.[۲۰]

از معاش امام هادی، امام جواد و امام عسکری در مقایسه با دیگر ائمه شیعه، داده ها چندانی نیست. محمدحسین رجبی دوانی (زاده ۱۳۳۹ش)، تاریخ‌پژوه، برهان این قضیه را قدمت کوتاه این امامان، محدود بودن آن ها و غیرشیعی بودن نویسندگان کتاب ها تاریخ در آن دوران می داند.[۲۱]

ماجرای شیعه‌شدن جُنیدی
بر اساس گزارشی که در ثابت‌الوصیه نقل شد‌ه‌است بعد از شهید شدن امام جواد، از سوی حکومت عباسی فردی به اسم ابوعبدالله جُنَیدی که متعصب و در دشمنی با اهل‌بیت زبانزد بود، مأمور شد تا امام هادی را یاد دادن دهد و اورا تحت لحاظ داشته باشد و از رابطه شیعه ها با وی دوری نماید؛ ولی بعد از چندی این فرد زیر تأثیر دانش و شخصیت امام شیعه شد.[۲۲]

بازدید : 20
شنبه 4 مرداد 1404 زمان : 13:54

(۱۲۷۰-۱۳۳۹ش) از فقیهان شیعه و از عالمان حوزه علمیه مشهد بود. میرزا مهدی اصفهانی، میرزا مهدی آشتیانی و محمد‌حسین فشارکی از استادان وی بوده‌اند. همینطور سید علی خامنه‌ای، ابوالقاسم خزعلی و سید حسین شمس از شاگردان اویند. قزوینی در ماجرای قیام مسجد گوهر خنده رو، بازداشت و به قزوین تبعید شد. به‌گفته محمدرضا حکیمی وی به مدرسه تفکیک تمایل داشته رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.

معرفی و منزلت ، روضه خوان هاشم قزوینی از عالمان مشهد بود.[۱] به‌گفته آیت‌الله خامنه‌ای، استادی در رشته ذکر و احاطه همچون وی نیست[۲] و به‌نقل از اسماعیل صالحی مازندرانی، هاشم قزوینی دارنده ذکر سرازیر، توان تعبیروتفسیر و بررسی و مالک کرامات بود.[۳] محمدرضا حکیمی هم اورا مثال یک دانا فقاهتی، خردمند، وارسته، انسان خاکی و هوشیار دانسته میباشد.[۴] محمدتقی شریعتی نیز گفته میباشد که بعداز میرزا مهدی اصفهانی، عالمی بزرگتر از روضه خوان هاشم قزوینی وجود مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد ندارد.[۵]

معاش‌طومار، هاشم قزوینی در سال ۱۲۷۰ هجری خورشیدی در روستای «قلعه هاشم‌خان» قزوین (شناخته‌گردیده به شهرک استاد) چشم به جهان گشود.[۶] وی در ۲۲ مهر ۱۳۳۹ش مصادف با ۲۰ ربیع‌الثانی ۱۳۸۱ق و در ۶۹ سالگی وفات کرد و در بقاع امام رضا(ع) به‌خاک امانت آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شد.[۷]

تحصیلات
قزوینی در نوجوانی، تحصیلات حوزوی را شروع کرد[۸] و بعد از یادگرفتن مقدمات و ادبیات عرب، نزد استادانی زیرا ملاعلی طارمی و ملا علی‌اکبر درس‌های فقه و اصول را آموخت. فلسفه‌ اشراق و فلسفه مشاء را نزد سید موسی زرآبادی قزوینی یادگرفت.[۹] سپس به اصفهان رفت و به زمان شش سال نزد محمدابراهیم کلباسی و محمدحسین فشارکی استفاده نمود و بعد از آن به قزوین بازگشت.[۱۰]

قزوینی بعداز آن به نجف رفت و در حوزه علمیه نجف از میرزای نائینی، آقا ضیاء عراقی و سید ابوالحسن اصفهانی بهره برد و بعد از آن در سال ۱۳۴۰ش به کشور‌ایران بازگشت و در مشهد سکونت کرد.[۱۱] وی در مشهد، فقه را نزد سید حسین طباطبایی قمی و اصول را نزد محمد آقازاده خراسانی و معارف و مشاجره هیئت قدیم را نزد میرزا مهدی اصفهانی فراگرفت.[۱۲]

در سفری که میرزا مهدی آشتیانی به مشهد داشت، به درخواست میرزا مهدی اصفهانی و قزوینی، کتاب «مصباح الانس در میان المعقول و المشهود» ابن فناری را به آن‌ها درس دادن کرد.[۱۳]

اجتهاد
روضه خوان هاشم قزوینی با تأیید محمد آقازاده خراسانی، میرزا مهدی اصفهانی و سید ابوالحسن اصفهانی اذن اجتهاد اخذ کرد.[۱۴]

شاگردان
به نقل از خبرنامه حوزه در مذاکره با محمد واعظ‌زاده خراسانی، تعداد شاگردان روحانی هاشم قزوینی در مشهد در حدود هزار نفر می سید.[۱۵] برخی از شاگردان او به گزارش کتاب مدرسه تفکیک عبارتند از:

سید علی خامنه‌ای
سید محمدرضا سعیدی
اسماعیل صالحی مازندرانی
میرزا حسنعلی مروارید
میرزا جواد آقا خراسانی
محمد واعظ‌زاده خراسانی
سید جواد سبزواری
محمدباقر ملکی
سید حسین شمس
عباس واعظ طبسی
میرزا مهدی نوغانی
میرزا محمد انواری
محمد شریف‌رازی
عبدالجواد فلاطوری
ابوالقاسم خزعلی[۱۶]
میرزا مهدی اصفهانی مؤسس مدرسه تفکیک، معلم روحانی هاشم قزوینی بود و از محمدرضا حکیمی اورده شده که وی مبانی فکری استادش را اعتقادوباور داشت.[۱۷]

کار‌های سیاسی
هاشم قزوینی از معارضان حکومت رضاشاه و از معترضان به شهیدشدن سید مجتبی نواب صفوی بود. وی در اتفاق مسجد گوهرشاد که سبب ساز به قیام روحانیان و عموم مشهد شد، مؤثر بود.[۱۸] قزوینی به‌یاروهمدم عالمان دیگر به عنوان مثال میرزا محمد آقازاده و حسین قمی مبادرت به تایپ کردن طومار به رضاخان در قبال ضابطه کشف عفاف کردند. درپی این واقعه، هاشم قزوینی هفت سال به قزوین تبعید شد.[۱۹]

پانویس
حاجی محمدی و نوروزی، «معاش‌طومار آیت الله روحانی هاشم قزوینی» ص۱۰۲.
خامنه‌ای، سخنرانی دیدار عده ای از اساتید و فضلا و طلاب نابغه حوزه علمیه قم.
صالحی مازندرانی، اسوه صالحان، ۱۳۸۷ش. ص۱۲.
حکیمی، مدرسه تفکیک، ص۲۸۳.
حکیمی، مدرسه تفکیک، ص۲۸۴.
حاجی‌محمدی و نوروزی، «معاش‌طومار آیت‌الله روضه خوان هاشم قزوینی»، ص۱۰۲.
حاجی‌محمدی و نوروزی، «معاش‌طومار آیت‌الله روحانی هاشم قزوینی»، ص۱۱۲.
حکیمی، مدرسه تفکیک، ۱۳۸۲ش، ص۲۹۳.
حکیمی، مدرسه تفکیک، ۱۳۸۲ش، ص۲۹۳.
حکیمی، مدرسه تفکیک، ۱۳۸۲ش، ص۲۹۳.
شریف‌رازی، گنجینه محققان، ۱۳۵۲ش، ج۷، ص۱۵۵.
حکیمی، مدرسه تفکیک، ۱۳۸۲ش، ص۲۹۳.
درست گو‌لو، «آیت آزادی»، وبگاه فرهیختگان فرهنگ و تمدن شیعی
حکیمی، مدرسه تفکیک، ۱۳۸۲ش، ص۲۸۳.
واعظ‌زاده خراسانی، «مذاکره با حجه الاسلام و المسلمین محمد واعظ‌زاده خراسانی»، ص۲۰۲.
حکیمی، مدرسه تفکیک، ۱۳۸۲ش، ص۲۴۲.
حاجی محمدی و نوروزی، «معاش‌طومار آیت‌الله روحانی هاشم قزوینی»، ص۱۱۲.
محل کار تبلیغات اسلامی، مرجعیت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای از نگرش فقها و بزرگان، ص۴۴.
حاجی‌محمدی و نوروزی، «معاش‌طومار آیت الله روضه خوان هاشم قزوینی»، ص۱۱۲.

بازدید : 19
شنبه 4 مرداد 1404 زمان : 13:49

(وفات ۶۷ق)، پر اسم و رسم به اَحْنَف بْن قَیس از اشخاص دارای اسم و رسم صدر اسلام که در فتح کشور‌ایران و حادثه ها روزگار خلافت امام علی(ع) و شروع دولت اموی نقش مهمی داشت.احنف در نبرد صفین و نبرد نهروان در سپاه امام علی(ع) بود البته از مبارزه جمل گوشه گرفت. او همینطور در فتح شهرهای کشور‌ایران همانند خراسان، اهواز، بلخ و هرات کمپانی داشت. وی امام حسین(ع) را امداد نکرد و به عبیدالله بن زیاد اظهار وفاداری کرد. احنف در نزاع مختار با مصعب بن زبیر، به سپاه مصعب رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد پیوست.

احنف از صحابه فرستاده(ص) همانند امام علی(ع)، ابوذر غفاری و عبدالله بن مسعود قصه نقل کرده و عده ای مانند حسن بصری و صاحب و مالک بن دینار از وی داستان کرده‌اند.در کتاب ها تاریخی برای او فضائل اخلاقی همانند خردمندی، مهربانی، نیک نفسی و بردباری نام برده مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.

نسب و اسم احنف از بنی تمیم و از تیره بنی مُرّة بن عبید بود و پدرش را در نا‌آگاهی بنی مازن کشته بودند.[۱] اسم احنف را به اختلاف صخر[۲] و هم ضحاک گفته‌اند[۳] ولی این اسم اخیر صحیح نمی‌کند.[۴] از داستان بلاذری[۵] نیز برمی‌آید که منشأ اطلاق این اسم بر احنف صرفا احادیث کلبی بوده میباشد. علاوه بر آن احنف در بالا قسم صلحی که با مرز بان مرورود بست، خویش را صخر خوانده میباشد.[۶] در وجه تسمیه او به احنف، همگی منابع رخداد لحاظ دارا‌هستند که زیرا زاده شد، در پایش نقصی بود و بدان باعث اورا احنف آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد خواندند.[۷]

در حین رسول(ص)
اسم احنف اول توشه در گستردن اتفاق ها بعدازظهر رسول(ص) آمده میباشد: وقتی که فرستاده اکرم(ص) گروهی را برای تبلیغ اسلام به فی مابین بنی تمیم (یا این که بنی سعد شاخه‌ای از تمیم) ارسال کرد، احنف اسلام آورد و قوم خویش را نیز بدان پیشنهاد کرد و گفته‌اند که فرستاده(ص) او‌را به این سبب ساز دعای نه فرمود.[۸] احنف هیچ وقت به حضور فرستاده نرسید.

در طول ابوبکر
در فتنه سجاح، رسول دروغین، در زمره بنی تمیم بدو پیوست، البته خیلی زود فهمید که وی فرستاده دروغین میباشد و از او غیروابسته شد.[۹]

در طول قدمت
احنف اولیه توشه در زمان خلافت قدمت به مدینه آمد و به عبارتی‌عقب ماند و پس از 1سال، قدمت به ابو موسی اشعری امر اعطا کرد تا او را با لشکر به فتح خراسان بفرستد[۱۰]

در فتح کشور‌ایران
احنف در ۲۲ ق، یعنی اواخر زمانه قدمت به خراسان رفت.[۱۱]
احنف اندکی بعد از ورود به خراسان به اصفهان رفت.[۱۲] و از سوی عبدالله بن بُدَیل به یهودیه اصفهان تاخت و آنجا را به صلح گشود[۱۳] در همین روز ها کاشان را نیز فتح کرد[۱۴]
احنف آن‌گاه برای تقابل با یزدگرد ساسانی که در صدد عده لشکر بود، به خراسان رفت و و از خط مش طبسین وارد آن دیار شد و بعد از فتح هرات به مرو شاهجان رفت و عده ای را به فتح نیشابور و سرخس ارسال کرد. یزدگرد مرو شاهجان را رها کرد و احنف رمز پیرو وی بنیان و مرورود را نیز گرفت و به تعقیب یزدگرد به بلخ راند. البته لشکر کوفه قبل از وی یزدگرد را گریزانده، و بلخ را تصرف کرده بودند.احنف به مرورود برگشت و شخص دیگری را به فتح طخارستان ارسال کرد و خویش فتح طومار به قدمت نوشت. خلیفه امر کرد که به به عبارتی اندازه بسنده نماید و از جیحون نگذرد. احنف یک توشه دیگر هم یزدگرد را که به خراسان بازگشته، و بلخ را گرفته، و به مرورود تاخته بود، هزیمت کرد و بلخ را گرفت.[۱۵]
احنف در ۳۰ق [۱۶] هرات را گشوده تصرف کرد[۱۷] و زان پس قهستان را نیز گرفت[۱۸] و به سوی طخارستان راند. در خط مش یک کدام از دژهای مرورود را که به قصر احنف جهانی شد،[۱۹] تصرف کرد و لشکر متحد طخارستان و جوزجان و طالقان و فاریاب را درهم ناکامی و آن‌گاه مرورود را از باذان مرز بان به صلح گرفت[۲۰] بعد از آن بلخ را که شوریده بود، تسلیم خویش کرد و روی به خوارزم بنیان و زیرا فصل زمستان در رسید، برگشت.[۲۱]
احنف یک توشه دیگر در ۳۳ق به خراسان تاخت و مرو شاهجان و مرورود را مجدد تصرف کرد.[۲۲]
در بعد از ظهر امام علی(ع)
احنف بعداز قتل عثمان با امام علی(ع) بیعت کرد، البته زیرا روایت خونخواهی عثمان و نزاع جمل پیش آمد، احنف گوشه گرفت و با هیچ طرف یار نشد[۲۳] و به همین منجر تمیمیان نیز بی‌طرفی تفویض کردند و بر ضد علی(ع) وارد مبارزه نشدند.[۲۴] از یک داستان برمی‌آید که احنف خویش مایل به امداد امام علی(ع) بود، البته بنی تمیم مخالفت می کرد.[۲۵] در حالی که گفته‌اند بعداز پیکار جمل، علی(ع) اورا به سبب ساز گوشه جویی‌اش ملامت کرد، اما احنف آن شغل را صحیح شمرد.[۲۶]

در پیکار جمل
احنف و بنی تمیم به هنگام نبرد جمل، در وادی السباع - مجاورت بصره - عزلت گزیده بودند و زیرا زبیر دست از نزاع کشید و خارج آمد، در وادی السباع مردی از بنی تمیم به اسم عمرو بن جرموز اورا کشت و گفته‌اند آن عمل به تحریک احنف شکل به عهده گرفت.[۲۷] مداخله احنف در قتل زبیر را به اطمینان نمی‌اقتدار تأیید کرد، چه احنف خویش از راویان قتل زبیر به دست ابن جرموز بود[۲۸] و بعد از کشته شدن زبیر نیز مردد بود که عمرو بن جرموز کاری به صواب نموده باشد[۲۹] و علاوه بر آن چنانچه این روایت در بعدازظهر وی دارای اسم و رسم بوده، شگفت میباشد که چرا عبدالله و مصعب بن زبیر بعد ها احنف را بین خویش پذیرفتند و اورا بسیار پاس می‌داشتند.[۳۰]

بازدید : 14
پنجشنبه 2 مرداد 1404 زمان : 13:42

از نوادگان امام حسن مجتبی(ع) و رهبر قیام فخ میباشد. وی در سال ۱۶۹ق و در بعدازظهر امام کاظم(ع) علیه هادی عباسی قیام کرد و در ناحیه فخ به شهید شدن رسید. براساس روایتی از امام جواد(ع)، بعد از رخداد کربلا، رخداد فخ مشقت بار‌ترین ابتلای اهل‌بیت(ع) بوده میباشد. در روایتی که ابوالفَرَج اصفهانی نقل کرده، رسول(ص) و امام درستگو(ع) کشته شدن حسین بن علی در فخ را پیشگویی کرده و از بهشتی بودن وی خبر رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد داده‌اند.

مهمترین کار سیاسی صاحب و مالک فخ، قیام وی بوده میباشد. با این درحال حاضر برخی پژوهشگران بر این باورند که وی قبلا قیام، شغل‌های سیاسی دیگری نیز داشته میباشد. حسین فخی در ذی‌القعده سال ۱۶۹ق در مدینه قیام کرد و با مسلط شدن بر آن، با سپاهی سیصدنفره، به سوی مکه تکان کرد. وی در ۸ ذی‌الحجه در محلی به اسم «فخ» با سپاه عباسیان جنگید. به‌دنبال این نبرد، حسین و تعداد بخش اعظمی از یارانش شهید شدند. گروهی نیز اسیر شدند و یک سری مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد گریختند.

علامه مجلسی شخصیت حسین فخی را ستوده میباشد؛ ولی می گوید شماتت‌هایی هم درباره شخصیت وی مطرح شد‌ه‌است. بعضا محققان معتقدند با وجود اینکه ماجرا‌هایی در تأیید شخصیت صاحب و مالک فخ وجود دارااست، نمی‌اقتدار آنها‌را دلیلی بر تأیید قیام وی از سوی امامان شیعه آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد دانست.

حسین بن علی، در محل فخ به خاک ودیعه شد و امام کاظم بر پیکرش نماز گزارد. حوزه‌ فخ در چهارکیلومتری مسجدالحرام قراردارد که در حال حاضر با اسم محله شهدا شناخته میگردد.

معرفی و رده
حسین بن علی دارای شهرت به صاحب و مالک فَخ، از والدین، از نوادگان امام حسن(ع) بود.[۱] با اعتنا به شهید شدن وی در سال ۱۶۹ق در ۴۱سالگی،[۲] دانشمندان تولدش را سال ۱۲۸ق تاریخ‌گذاری کرده‌اند.[۳] با این حالا در گزارش دیگری، ۵۷سالگی را سن شهید شدن وی دانسته‌اند.[۴] پدرش، علی (دارای اسم و رسم به علیِ پسندیده و بزرگوار) و مادرش زینب دختر عبدالله محض بود که به جهت عبادت فراوانشان، به زوج باتقوا آوازه داشتند.[۵] بابا مالک فخ، یعنی علی، در ادامه قیام نفس زکیه، یار با توده دیگری از علویان، به فرمان منصور عباسی، بازداشت شد و اندکی بعد از آن در زندان درگذشت
صاحب و مالک فخ را شخصی شجاع و کریم ومهربان معرفی[۷]و در سخاوتش داستان‌های مختلفی ذکر کرده‌اند.[۸] روضه خوان طوسی از فقهای شیعه در قرن چهارم و پنجم، او را در زمرۀ اصحاب امام درستگو(ع) بر‌می‌شمارد.[۹] از وی فرزندی به جا نمانده میباشد.[۱۰] مطابق روایتی که ابوالفرج اصفهانی مؤلف مقاتل الطالبیین نقل نموده است، نبی(ص) و امام درست گو(ع) کشته شدن حسین بن علی در فخ را پیشگویی کرده و از بهشتی بودن وی خبر داده‌اند.[۱۱] طبق روایتی از امام جواد(ع)، بعد از اتفاق کربلا، رخداد فخ بلندمرتبه‌ترین ابتلای اهل‌بیت(ع) بوده میباشد.
در حین حکومت هادی عباسی (حکومت ۱۶۹-۱۷۰ق) فشارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بر عموم زیاد شد و عموم به حسین روی آوردند.[۱۳] با اقدامات امنیتی حکومت، قیام زودتر از موعد و در مدینه شکل گرفت که هواخواهی قابل قبولی از آن شکل نگرفت.[۱۴] حسین به زور مدینه را سوراخ و به سوی مکه رهسپار شد و در ناحیه فخ با سپاهیان حکومت روبرو و سرنوشت به شهیدشدن رسید.[۱۵]

مبنی بر گزارش بیهقی در لباب‌الانساب، بعد از شهیدشدن مالک فخ، امام کاظم بر پیکرش نماز خواند.[۱۶] وی با شیون بر شهدای فخ، از خدا برای قاتلان آن ها مرگ و عذاب شدید درخواست می کرد.[۱۷] بر پایه ی نقل ابوالفرج اصفهانی، امام کاظم(ع) بعداز کشته شدن حسین و با دیدن رمز بریده‌اش، آیه استرجاع را خواند و با بیان خیر و خوبی‌هایش، او‌را شخصی نیکو‌کار معرفی کرد.[۱۸] همینطور امام کاظم(ع) کفالت ایتام و بیوگانِ علویانی را که در فخ به شهیدشدن رسیدند، برعهده گرفت.[۱۹] اتفاق فخ در اشعار شاعران زیادی منعکس شدن یافته میباشد که از آن گزاره، شعر تائیه، سروده دعبل خزاعی میباشد

بازدید : 21
پنجشنبه 2 مرداد 1404 زمان : 13:36

ملقب به داعی بزرگ و داعی نخستین، از پیشوایان زیدیه، نهاد گذار سلسله علویان طبرستان در سده سوم هجری، و از سادات بنی الحسن میباشد. حسن بن زید به دعوت همسایه طبرستان به‌این حوزه‌ رفت و سلسله علویان طبرستان را ایجاد کرد و به تبلیغ زیدیه پرداخت. وی با خارج راندن طاهریان از طبرستان و ری، حکومت خویش را شروع کرد ولی در نزاع با عباسیان باخت خورد. ابعاد بعداز مرگ المعتز بالله عباسی، حکومت خویش را بازپس گرفت. اورده شده او مردی با تقوا، عالم و بخشنده بود ولی با مخالفانش با شدت عکس العمل رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میکرد.

معاش طومار بابا وی زید بن محمد بن اسماعیل بن زید بن حسن بن علی از سادات بنی الحسن مستقر در مدینه و مادرش دختر عبدالله بن عبیدالله اعرج بود.[۱] حسن بن زید دوران جوانی خویش را در مدینه به رمز موفقیت.[۲] او احتمالا در قیام یحیی بن قدمت کمپانی داشته میباشد. بعداز سرکوب این قیام و تشدید سیاستهای ضد علوی متوکل، خلیفه عباسی، سادات حجاز و عراق به نواحی مرکزی کشور‌ایران هجرت کردند. در همین مجال بود که حسن بن زید به ری رفت و در آنجا مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد اقامت گزید.[۳]

حسن بن زید قبل از مرگ، برادرش محمد را به جانشینی خویش برگزید. وی در رجب یا این که شعبان سال ۲۷۰ق، بر تاثیر بیماری، درگذشت.[۴] صرفا فرزند وی دختری بوده که قبل از سن وصلت درگذشته میباشد.[۵]دعوت اهل یک محل طبرستان ،بعداز وقوع شورشی در طبرستان در سال ۲۵۰ق گروهی از اهل یک محل به موعظه یکی علویان مستقر در طبرستان به ری رفته، از حسن بن زید دعوت کردند تا رهبری آنان‌را بپذیرد. او نیز از ری به طبرستان رفت و بیشتر عموم طبرستان و امیران محلی دیلمان، زیرا جَستانیان، در رمضان ۲۵۰ق با او بیعت آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کردند.[۶]

فتح طبرستان
حسن بن زید برای خارج راندن طاهریان از طبرستان، ابتدا به آمل حمله کرد. بعداز تصرف آمل، رو به ساری بنیان. با تصرف ساری، سراسر طبرستان به سیطره حسن بن زید درآمد.[۷]

فتح ری
اندکی آنگاه، حسن بن زید سپاهی به فرماندهی یک کدام از خویشانش، که همنام وی بود، برای فتح ری ارسال کرد. این فرمانده به شهر وارد شد و حکم دهنده طاهری آنجا را خارج راند و محمد بن جعفر علوی را به حکومت ری گمارد و خویش به طبرستان برگشت. حکومت محمدبن جعفر دوامی نداشت و نارضایتی عموم قضیه رجوع و برگشت طاهریان را به ری مهیا کرد، البته به زودی سرداران حسن بن زید ری را گرفتند.[۸] بنابراین، مجموع طبرستان و قسمت وسیعی از دیلم و ری به تصرف حسن بن زید درآمد.[۹] او آنگاه، به تبلیغ دین خود (زیدی) پرداخت و داعیانش را به دماوند، فیروزکوه و حدود ری ارسال کرد.[۱۰]

نزاع با خلیفه عباسی
پیشرفت متصرفات حسن بن زید و محبوبیت وی در میان عموم کوفه و سامرا، موجب خوف خلیفه عباسی، معتز، شد. وی در سال ۲۵۳ق، برای سرکوبی حسن بن زید، سپاهی به فرماندهی موسی بن بُغا به سوی طبرستان ارسال کرد.[۱۱] موسی بن بغا در همدان بومی شد و مُفْلِح را برای تصرف ری روانه کرد. مفلح بعداز به دست آوردن قزوین و ری در ۲۵۵، وارد طبرستان شد. در جنگ مفلح و حسن بن زید، حسن بن زید باخت خورد و به دیلم گریخت. مفلح به آمل رفت و بعداز سوزاندن منزل‌های علویان، به‌دنبال حسن بن زید روانه دیلم شد. در همین هنگام، موسی بن بغا به مفلح پیغام اعطا کرد که از تعقیب حسن بن زید دست بردارد و در ری به او بپیوندد. ظاهراً برکناری معتز از خلافت و مرگ وی عامل این تصمیم بود.[۱۲]

حکومت مجدد بر طبرستان
با رفتن موسی بن بغا و مفلح به سامرا در سال ۲۵۵ق، حسن بن زید به آمل رجوع و برگشت و سال آن گاه، ری را گرفت. وی همینطور در ۲۵۷ق گرگان و در سال ۲۵۹ قمری قومس را ضمیمه متصرفات خویش کرد.[۱۳]

بازدید : 12
چهارشنبه 1 مرداد 1404 زمان : 13:43

از راویان قرن دوم هجری قمری و از اصحاب امام درستگو(ع) میباشد. از او بیشتراز هزار داستان در منابع شیعه چشم میگردد. سکونی یکی راویان موثر در جابجایی روایات ائمه(ع) شمرده میشود. آشنایی این راوی برای پی بردن واحد سنجش اعتبار احادیث وی در منابع حدیثی شیعی مداقه فراوانی رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد داراست.

دربارهٔ توثیق یا این که تضعیف سَکونی اختلاف حیث وجود داراست؛ گروهی او را ضعیف دانسته و جمع‌ای دیگر به توثیق او حیث دادند. سکونی در اثر ها رجالی اهل‌سنت تضعیف شد‌ه‌است. بعضا از عالمان شیعه مانند روضه خوان صدوق، ابن‌ادریس حلی و شهید ثانی او را در حدیث ضعیف شمرده‌اند؛ ولی با اعتنا به توثیق سکونی از سوی اکثری از عالمان شیعه و کار فقیهان به احادیث وی، آورده شده که روایات بیان شده از وی قابل پشت گرمی میباشد. عالمانی مانند روحانی طوسی، میرداماد، روضه خوان حر عاملی و میرزا حسین نوری او را ثقه دانسته‌اند. نقل شده احادیث سکونی در‌حالتی که با فتاوا و راویات امامیه معارضه نداشته باشد، نزد فقیهان شیعه قابل اعتقادوباور مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.

درباره‌ی مذهب سکونی اختلاف‌حیث وجود داراست. لحاظ پر اسم و رسم را این دانسته‌اند که سکونی از اهل‌سنت میباشد. بخش اعظمی از عالمان شیعه مانند روحانی طوسی، وحید بهبهانی، متفحص اردبیلی معتقدند او سنی بوده میباشد. در مقابل، برخی از عالمان شیعه مانند محمدتقی مجلسی، میرزا حسین نوری و سید محسن امین بر این رأی می باشند که سکونی شیعه آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.

معرفی
اسماعیل بن ابی‌زیاد (درگذشت: حدود ۱۸۰ق)[۱] دارای اسم و رسم به سَکونی و شَعیری[۲] برای مثال راویان قرن دوم هجری قمری میباشد که احادیث فراوانی به ویژه در فقه از امام راست گو(ع) ماجرا نموده است.[۳] اورا از اصحاب امام درستگو(ع) شمرده‌اند؛[۴] البته بعضا گفته‌اند با وجود خیل عظیم احادیث سکونی در منابع امامیه، اما هیچ شاهد روشنی از رابطه وی با امام درست گو(ع) نیست.[۵]

از سکونی اسم‌های زیادی در اوراق احادیث چشم میشود: سكونی كوفی،[۶] سکونی، اسماعیل بن ابی زیاد شعیری، اسماعیل بن ابی زیاد، اسماعیل بن مسلم، اسماعیل بن ابی زیاد سکونی، اسماعیل بن مسلم سکونی، اسماعیل بن مسلم شعیری، اسماعیل سکونی، اسماعیل شعیری، به عنوان مثال این اسم‌ها میباشد.[۷] دربین عنوان ها مشابه به اسم سکونی، اسماعیل بن ابی زیاد شامی صاحب و مالک تعبیروتفسیر را نیز به عبارتی سکونی دانسته‌اند.[۸] آورده شده او در موصل ذمه ‌دار منصب قضاوت بوده میباشد.[۹] بعضا نیز این قضیه را رد کرده‌اند.[۱۰] کتاب‌هایی با تیتر‌های کتاب الکبیر و کتاب النوادر، به سکونی منسوب شده میباشد.[۱۱] کتابی هم به سکونی نسبت داده‌اند که بیان شده از اصول اربعمائه میباشد.[۱۲] تفسیری نیز به سکونی منسوب میباشد.[۱۳]

منزلت
اسماعیل بن ابی زیاد، محدثی میباشد که احادیث اکثری از وی اورده شده و از همین‌رو اورده شده در جامعه ها روایی و دینی، اساسی و مفید قلمداد شد‌ه‌است.[۱۴] سکونی یکی راویان مفید در جابجایی روایات ائمه(ع) در ابواب و مسائل متعدد اسلامی به نسل‌های آتی شمرده می شود.[۱۵] رسیدگی شخصیت و آشنایی منزلت روایی سکونی از مباحث دیرینه در دانش رجال شیعه میباشد و حدیث‌پژوهان طریقه‌های متفاوتی دربارهٔ این راوی ارائه کرده‌اند.[۱۶] آشنایی این راوی برای پی بردن ترازو اعتبار احادیث وی در منابع حدیثی شیعی التفات فراوانی داراست.[۱۷]

اسم سکونی در اوراق بیشتراز هزار داستان در کتاب ها اربعه واقع شد‌ه‌است؛[۱۸] هرچند اورده شده منابع حدیثی دست نخستین اهل‌سنت، به طور تقریبً خالی از احادیث وی می‌باشند.[۱۹] او از راویان طبقه هشتم به حساب می آید.[۲۰] در حیث افرادی که سکونی را سنی می دانند او پرکارترین منبع غیرشیعی برای حدیث شیعی میباشد؛[۲۱] و نیز هیچ راوی سنی‌ای (بنابر سنی‌بودن وی) به اندازه وی در منابع شیعه حدیث ندارد.[۲۲] بیشترین احادیث وی از سوی حسین بن یزید نوفلی و عبدالله بن مغیره بجلی اورده شده‌اند.[۲۳] همینطور راویانی زیرا ابوجهم، ابن مغیره، سلیمان بن جعفر جعفری، فضّاله بن ایوب، محمّد بن سعید، محمّد بن عیسی و هارون بن جَهْم از او حدیث شنیده‌اند. [۲۴]

اعتبار
دربارهٔ توثیق یا این که تضعیف سکونی اختلاف لحاظ وجود داراست؛ گروهی او را ضعیف دانسته و توده‌ای دیگر به توثیق او حیث دادند.[۲۵] نقل شده فقهایی زیرا متفحص حلی و علامه حلی درخصوص وی متفاوت لحاظ داده‌اند.[۲۶]

بعضا از عالمان شیعه مانند روحانی صدوق،[۲۷] ابن‌ادریس حلی،[۲۸] پژوهشگر حلی در شرائع الإسلام،[۲۹] فاضل آبی رنگ[۳۰] و شهید ثانی[۳۱] اعتبار سکونی در حدیث را ضعیف می‌شمرند.[۳۲] در رسیدگی‌های پیرامون سکونی گزارش گردیده که در بین اهل‌سنت حادثه وجود داراست که سکونی ضعیف میباشد.[۳۳] سکونی در اثر ها رجالی اهل‌سنت گزینه تضعیف و طعن قرار گرفته میباشد.[۳۴]

با دقت به توثیق سکونی از سوی بخش اعظمی از عالمان شیعه و شغل فقیهان به احادیث وی آورده شده که روایات گفته شده از وی قابل پشت گرمی میباشد.[۳۵] عالمانی مانند روضه خوان طوسی،[۳۶] میرداماد،[۳۷] ابن ابی‌جمهور،[۳۸] حر عاملی،[۳۹] محدث نوری،[۴۰] مرعشی نجفی،[۴۱] شبیری زنجانی[۴۲] و محمدصادق شیخ[۴۳] رای به ثقه بودن سکونی داده‌اند. اورده شده احادیث سکونی در حالتی‌که با فتاوا و راویات امامیه معارضه نداشته باشد، نزد فقیهان شیعه قابل اعتقاد میباشد.[۴۴] مهم ترین استدلال بر توثیق سکونی را کلام روضه خوان طوسی در کتاب توده الاصول[۴۵] دانسته‌اند که او را ثقه دانسته‌ میباشد.[۴۶] بعضی ادعای اجماع امامیه بر کار به احادیث سکونی کرده‌اند.[۴۷] همینطور اورده شده ضعف سکونی از مشهوراتی میباشد که هیچ مبنایی ندارد.[۴۸]

بازدید : 17
چهارشنبه 1 مرداد 1404 زمان : 13:38

از شاگردان امام راست گو(ع)، فقیهان و محدثان شناخته‌گردیده مدینه و بغداد بود. او از مدینه به بغداد هجرت کرد و آیتم احترام هارون عباسی قرار گرفت. وی خلال گماشته شدن به منصب قضاوت، متولی بیت‌المال شهر نیز شد.اهل‌سنت ابراهیم را دارنده احادیث فراوان دانسته‌اند؛ به این دلیل‌که تعداد روایاتی که وی در ذهن داشت، بیش تر از ۱۷ هزار حدیث مذکور میباشد. احادیث وی در کتاب ها صحاح سته نیز آمده میباشد. وی از شاگردان پدرش سعد و هشام بن عروه دانسته گردیده و از اشخاصی زیرا احمد بن حنبل و ابوداود الطیالسی به‌تیتر شاگردان وی مذکور مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد گردیده‌است.

در باب مذهب وی اختلاف‌لحاظ وجود دارااست. برخی از رجالیان با دقت به ظواهر حرف روحانی طوسی، اورا امامی‌مذهب قلمداد کرده و بقیه افراد خموشی عالمان اهل‌سنت درباره اورا دلیلی بر سنی بودن وی دانسته‌اند. خلا داده ها درباره معاش وی باعث گردیده‌است که جمع‌ای از عالمان دانش رجال شیعه، اورا فردی مجهول دانسته و یا این که درباره وثاقت وی اظهارنظر نکنند؛ این در حالی میباشد که عالمان اهل‌سنت اورا ثقه و گزینه پشت گرمی قلمداد رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرده‌اند.

معرفی اجمالی ،ابراهیم بن سعد بن ابراهیم القرشی که به وی ابراهیم بن سعد الزهری نیز نقل شده[۱] از اصحاب امام درست گو(ع)[۲] و یکی‌از فقیهان[۳] و از محدثان دارای اسم و رسم شهر مدینه بوده[۴] که عالمان بلندمرتبه سه شهر کوفه، بصره و بغداد به دنبال وی خوانده آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد گردیده‌اند.[۵]

نسب وی به عبدالرحمن بن عوف از صحابه بلندمرتبه رسول(ص) می رسد؛[۶] به همین عامل به وی کنیه عوفی نیز داده‌اند[۷] و از آن جهت که جد وی عبدالرحمن بن عوف از طایفه بنی‌زهره بود، به زُهَری نیز آوازه دارااست.[۸] لقب ابراهیم، ابواسحاق[۹] المدنی[۱۰] یا این که المدینی[۱۱] میباشد. به وی روحانی الشافعی[۱۲] نیز اورده شده میباشد. در ویژگی ها ظاهری وی بیان شده میباشد که شخصی سیاه‌روی بود.[۱۳]

ابراهیم در سال ۱۰۸ق[۱۴] یا این که ۱۱۰ق زاده شد.[۱۵] او‌را از تابعینِ تابعین[۱۶] و از عالمان، متکلمان و حافظان قرآن[۱۷] مستقر بغداد دانسته‌اند.[۱۸] او مسند قضاوت و بیان حدیث را همانند پدرش[۱۹] در مدینه به ذمه داشت،[۲۰] ولی بعد از مدتی به بغداد رفت و آیتم احترام هارون عباسی خلیفه عباسی قرار گرفته[۲۱] و به منصب قضاوت رسید،[۲۲] متولی بیت‌المال شهر شد[۲۳] و تا پایان قدمت در آن شهر ماند.[۲۴] ابن‌عساکر مولف کتاب تاریخ مدینة دمشق احتمال دیگری بر طبق هم خوانی این اسم با شخص دیگری به‌اسم ابومخنف، لوط بن یحیی، را آیتم رسیدگی قرار داده میباشد.[۲۵]

زرکلی مولف کتاب الاعلام اعتقاد دارد که ابراهیم موسیقی‌دان نیز بوده میباشد؛[۲۶] راجع‌به اگاهی وی از غنا و موسیقی گزارش‌هایی نام برده میباشد.[۲۷] بیان شده که ابراهیم، سماع را حلال می‌دانسته و به یار نواختن ساز عود خوانندگی می کرد.[۲۸]

وفات او‌را در سال ۱۸۳ق[۲۹] یا این که ۱۸۴ق[۳۰] یا این که ۱۸۵ق[۳۱] و در شهر مدینه[۳۲] یا این که بغداد[۳۳] و در ۷۵ سالگی[۳۴] دانسته‌اند. خطیب بغدادی اعتقاد دارد که در سال ۱۸۴ق به بغداد رفت و در به عبارتی سال از عالم رفت.[۳۵]

اثری از ابرهیم بن سعد در بیست ورقه ما‌نده میباشد که به ورژن ابراهیم آوازه داراست[۳۶] و بوسیله یک سری منتشر کننده به چاپ رسیده میباشد.[۳۷]

راوی حدیث
اهل‌سنت ابراهیم بن سعد را دارنده روایات فراوان دانسته‌اند.[۳۸] اسم وی در سلسله اوراق احادیث کتاب ها صحاح سته، درست بخاری،[۳۹] درست مسلم،[۴۰] سنن ابن‌ماجه،[۴۱] سنن ترمذی[۴۲] و نسائی[۴۳] نام برده میباشد. اورده شده میباشد که وی بیش تر از ۱۷ هزار حدیث[۴۴] در موضوع احکام در ذهن داشته میباشد.[۴۵] جمع‌ای گفته‌اند که محفوظات وی بیشتر از کلیه عموم اهل مدینه بود[۴۶] و این موردها غیر از روایاتی میباشد که در موضوع تاریخ نبرد‌ها (مَغازی) به خیال داشت؛[۴۷] به‌سیرتکامل‌ای که اورا کثیرالحفظ در قصص و مغازی نیز دانسته‌اند.[۴۸] وی احادیث مغازی را از محمد بن اسحاق واقدی نقل میکرد.[۴۹]

اساتید و شاگردان
ابراهیم از پدرش سعد، هشام بن عروه،[۵۰] محمد بن اسحاق[۵۱] و همینطور پارسا بن کیسان، الزهری و دیگرافراد ماجرا کرده[۵۲] و کسانی زیرا ابوداود الطیالسی، احمد بن حنبل[۵۳] یزید بن الهاد، محمد بن الصباح، الولید بن کثیر و سایر افراد از وی قصه نقل کرده‌اند.[۵۴]

مذهب و وثاقت
عبدالله مامقانی از عالمان رجال شیعه با دقت به ظواهر صحبت روحانی طوسی، ابراهیم بن سعد را امامی‌مذهب دانسته میباشد[۵۵] و حتی بعضا او‌را از امامیان حمد‌گردیده معرفی کرده‌اند.[۵۶] مولف قاموس الرجال او‌را سنی‌مذهب دانسته میباشد؛ چون به اعتقاد وی، رجال نام برده در کتاب روحانی طوسی عام بوده و مشمول تمامی اصحاب امامان از مذهبها متفاوت می گردد.[۵۷] به‌گفته او، بی سر و صدا عالمان اهل‌سنت درباره وی و تبهکار نکردنش به تشیع دلیلی بر سنی بودن او میباشد.[۵۸]

سید محسن امین بر آن میباشد که شیعه بودن او قطعی وجود ندارد[۵۹] و بیان اسم وی در کتابش اعیان الشیعه به‌خیال آن میباشد که علمای شیعه احتمال شیعه بودنش را زیاد دانسته‌اند.[۶۰] نراقی مولف کتاب شعب المقال با اشاره به عهدوپیمان ابن‌حجر مطابق وثاقت ابراهیم، این نظر را دارد که شهید شدن ابن‌حجر برای شیعه‌ها اعتباری ندارد.[۶۱]

داده ها نادر درباره معاش وی منجر گردیده‌است که بعضا عالمان دانش رجال شیعه او‌را فردی مجهول دانسته[۶۲] و یا این که درباره‌ی وثاقت وی اظهارنظر نکنند و صرفا به مطرح شدن شاگردیش از امام راست گو(ع) بسنده نمایند.[۶۳]

اهل‌سنت ابراهیم بن سعد را ثقه دانسته‌اند؛[۶۴] به‌سیرتکامل‌ای که در پاره‌ای از گزارش‌ها او‌را از علمای ثقه و آیتم اعتقاد دانسته[۶۵] و در نقل حدیث به وی اتکا بی نقص داشته‌اند.[۶۶]

پانویس
ابومخرمه، قلادة النحر، ۱۴۲۸ق، ج۲، ص۲۸۵.
روضه خوان طوسی، رجال الطوسی، ۱۳۷۳ش، ص۱۵۶.
ابن‌العماد الحنبلی، شذرات الذهب، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۳۸۰.
سزگین، تاریخ التراث العربی، ۱۴۱۲ق، قسم۱، ج۱، ص۱۷۶.
ابن‌العماد الحنبلی، شذرات الذهب، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۳۸۰.
بندنیجی قادری، جامع الأنوار، ۱۴۲۲ق، ص۱۷۹.
شبستری، الفائق، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۴۱.
شوشتری، قاموس الرجال، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۱۸۷.
نووی، تهذیب الأسماء و اللغات، ۱۴۳۰ق، ص۷۷؛ بندنیجی قادری، جامع الأنوار، ۱۴۲۲ق، ص۱۷۹.
حسینی، التذکرة بمعرفة رجال الکتب العشرة، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۱۹؛ تفرشی، عیب گیری الرجال، ۱۳۷۷ش، ج۱، ص۶۲.
ابومخرمه، قلادة النحر، ۱۴۲۸ق، ج۲، ص۲۸۵.
نووی، تهذیب الأسماء و اللغات، ۱۴۳۰ق، ص۷۷.
صفدی، الوافی بالوفیات، ۱۴۰۱ق، ج۵، ص۳۵۲.
بندنیجی قادری، جامع الأنوار، ۱۴۲۲ق، ص۱۷۹؛ امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۱۳۹.
ابومخرمه، قلادة النحر، ۱۴۲۸ق، ج۲، ص۲۸۵.
نووی، تهذیب الأسماء و اللغات، ۱۴۳۰ق، ص۷۷-۷۸.
شبستری، الفائق، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۴۱.
امین، أعیان الشیعة، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۱۳۹؛ نووی، تهذیب الأسماء و اللغات، ۱۴۳۰ق، ص۷۷.
صفدی، الوافی بالوفیات، ۱۴۰۱ق، ج۵، ص۳۵۲.
ابن‌العماد الحنبلی، شذرات الذهب، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۳۸۰؛ شبستری، الفائق، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۴۱.
خطیب بغدادی، تاریخ بغداد؛ ۱۴۱۷ق، ج۶، ص۸۲.؛ صفدی، الوافی بالوفیات، ۱۴۰۱ق، ج۵، ص۳۵۲.
شبستری، الفائق، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۴۱.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۷، ص۲۳۴؛ نووی، تهذیب الأسماء و اللغات، ۱۴۳۰ق، ص۷۸؛ شبستری، الفائق، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۴۱.
قمی، الکنی و الألقاب، ۱۴۲۹ق، ص۲۹۵.
ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۶، ص۳۹۹.
زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۱، ص۴۰.
خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۶، ص۸۲؛ صفدی، الوافی بالوفیات، ۱۴۰۱ق، ج۵، ص۳۵۲.
زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۱، ص۴۰.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۵، ص۴۷۵، ج۷، ص۲۳۴؛ بندنیجی قادری، جامع الأنوار، ۱۴۲۲ق، ص۱۷۹؛ صفدی، الوافی بالوفیات، ۱۴۰۱ق، ج۵، ص۳۵۳.
ذهبی، الإعلام بوفیات الأعلام، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۱۱۷؛ نووی، تهذیب الأسماء و اللغات، ۱۴۳۰ق، ص۷۸؛ ابن‌العماد الحنبلی، شذرات الذهب، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۳۸۰.
قمی، الکنی و الألقاب، مکتبة الصدر، ج۲، ص۳۰۲؛ استرآبادی، منهج المقال، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۲۷۹.
ابومخرمه، قلادة النحر، ۱۴۲۸ق، ج۲، ص۲۸۵.
بندنیجی قادری، جامع الأنوار، ۱۴۲۲ق، ص۱۷۹.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۵، ص۴۷۵؛ ابن‌العماد الحنبلی، شذرات الذهب، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۳۸۰؛ نووی، تهذیب الأسماء و اللغات، ۱۴۳۰ق، ص۷۸.
خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱۴۱۷ق، ج۶، ص۸۲.
زرکلی، الأعلام، ۱۹۸۹م، ج۱، ص۴۰.
خلف، استدراکات علی تاریخ التراث العربی لفؤاد سزکین فی دانش الحدیث، ۱۴۲۱ق، ص۸۵.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۰ق، ج۷، ص۲۳۴؛ نووی، تهذیب الأسماء و اللغات، ۱۴۳۰ق، ص۷۸.
بخاری، درست بخاری، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۷؛ ج۷، ص۶۱.
مسلم، درست مسلم، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۳۴۳.
ابن‌ماجه، سنن ابن‌ماجه، ۱۴۱۸ق، ج۱، ص۵۰.
ترمذی، سنن ترمذی، ۱۴۱۹ق، ج۴، ص۵۴۱.
نسائی، سنن نسائی، عمان، ج۱، ص۱۰۰، ح۲۵۴؛ ج۴، ص۷۳، ح۲۱۷.
بندنیجی قادری، جامع الأنوار، ۱۴۲۲ق، ص۱۷۹.

بازدید : 17
سه شنبه 31 تير 1404 زمان : 15:38

از اصحاب و وکلای امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) بود. وی از وکلای امام هادی(ع) در سامرا و رابط شیعه ها و وکلای نواحی گوناگون با امام در سازمان وکالت بود و از روش وی وجوهات دینی شیعه‌ها بعضی بخشها به امام میرسید. بیان شده سازمان وکالت به امداد وی و افراد دیگری زیرا عثمان بن سعید عمری و ابوهاشم جعفری، یکی‌از عصر‌های فعال خویش را پشت‌ راز گذاشت.متوکل عباسی، علی بن جعفر را به اتهام وکالت امام هادی(ع) زندانی کرد؛ ولی با دعای امام، اعجازگونه از زندان آزاد شد و با امر امام به مکه رفت و بعد از مرگ متوکل به سامرا رجوع و مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد برگشت.

علی بن جعفر در حین امام عسکری(ع) نیز آیتم التفات امام قرار داشته و در سمت نماینده قانونی ارشد باقی ماند. علی بن جعفر از راویان نص بر امامت امام عسکری(ع) قلمداد گردیده‌است.گزارش‌هایی در منابع وجود دارااست که امام هادی(ع) و امام عسکری(ع) به منزلت والای وی اشاره کرده و اورا شخصی آیتم متکی بودن معرفی نموده‌اند. رجالیان شیعه او‌را شخصی ثقه معرفی کرده‌اند. کتابی با تیتر مسائل ابی‌الحسن العسکری(ع) به او منتسب رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.

معرفی ، علی بن جعفر همانی یا این که همیثایی[۱] ملقب به عقب افتاده جسمی[۲] از اصحاب و وکلای سرشناس[۳] امامین عسکریین[۴] دانسته گردیده‌است. بعضا از پژوهشگران به اسم وی کنیه برمکی اضافه کرده[۵] و او‌را منسوب به برامکه دانسته‌اند.[۶] روحانی طوسی در کتاب رجال خویش، او‌را نماینده قانونی امام هادی(ع)[۷] و قیم امام عسکری(ع)[۸] معرفی نموده است.[یادداشت ۱] تالیف کننده کتاب مستدرکات دانش رجال الحدیث نیز با اشاره به وکالتش از جانب امام هادی(ع) اورا از اصحاب امام حسن عسکری(ع)[۹] آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد دانسته میباشد.

آورده شده علی بن جعفر فردی فاضل و آیتم رضایت[۱۰] و ثنا امامان بوده[۱۱] و از منزلت والایی نزد آنان بهره مند بود.[۱۲] طبق پاره‌ای از گزارش‌ها امام هادی(ع) اهمیت ویژه به او داشت.[۱۳] از وی کتابی با تیتر مسائل ابی‌الحسن العسکری(ع) نام برده میباشد.[۱۴] علی بن جعفر را از روستایی به اسم همینیا در حیطه بغداد[۱۵] و یا این که میان بغداد و نعمانیه[۱۶] دانسته‌اند. اورده شده او با اعتنا به معلول خوانده شدنش به وسیله امام هادی، شخصی علیل بود؛[۱۷] گردآوری‌ای معتقدند که در پاره‌ای از ورژن‌ها به مکان معلول، عبارت «ادله» آمده میباشد.[۱۸]

در منابع حدیثی، روایاتی از علی بن جعفر نقل گردیده است.[۱۹] او را با دقت به یکی احادیث[۲۰] از راویان نص امام هادی(ع) بر امامت امام عسکری(ع) قلمداد کرده‌اند.[۲۱] راویانی زیرا احمد بن المعافی الثعلبی[۲۲] و موسی بن جعفر بن وهب[۲۳] از وی ماجرا نقل کرده‌اند. بعضا از دانشمندان معتقدند درباره تاریخ وفات او اطلاعاتی در اختیار وجود ندارد.[۲۴]

تفاوت لقب‌ها در منابع
در تنی چند از کتاب ها رجالی از علی بن جعفر فارغ از کنیه «همانی»[۲۵] و یا این که با لقب‌ها دیگر خاطر گردیده که سبب ساز اختلاف‌حیث دربین رجالیان شد‌ه‌است و در اینکه علی بن جعفر نام برده، یک یا این که چندین نفر بود و اینکه در شکل چندین نفر بودن، کدام ثقه و کدام غیر ثقه بود، مباحثی مطرح گردیده است.[۲۶] نمازی شاهرودی این نظر را دارد که احتمالا خواسته رجالیان از بیان علی بن جعفر سوای کنیه «همانی»، علی بن جعفر نام برده میباشد.[۲۷] در چندین منابع حدیثی از علی بن جعفر با کنیه همدانی نیز خاطر گردیده[۲۸] که طبق یقین بعضی دانشمندان، خواسته به عبارتی کنیه «همانی» بوده میباشد.[۲۹]

بیان شده ممکن میباشد وی به عبارتی علی بن جعفر الوکیل باشد که در کتاب ها رجالی از آن خاطر گردیده‌است.[۳۰] در پاره‌ای از گزارش‌ها به علی بن جعفر هرمزانی نیز اشاره گردیده که توده‌ای احتمال داده‌اند که به عبارتی علی بن جعفر همانی بوده و یکی‌از این القاب تحریف دیگری میباشد؛[۳۱] هرچند بعضا معتقدند علی بن جعفر هرمزانی فردی با کنیه ابوالحسن قمی میباشد و او‌را فردی ضعیف تیتر کرده‌اند.[۳۲] گردآوری‌ای با استناد به روحانی طوسی، کشی و نجاشی عهدوپیمان درست را یک کدام از فهمیدن تمامی آن ها تیتر کرده‌اند.[۳۳]

از سران سازمان وکالت
علی بن جعفر همانی از وکلای پررنگ امام هادی(ع) در سامرا و مکه دانسته شد‌ه‌است.[۳۴] او در کنار عثمان بن سعید عمری و عجم بن حاتم بن ماهویه قزوینی به‌تیتر رابط فی مابین شیعه‌ها و وکلای نواحی گوناگون در سازمان وکالت شناخته می شد.[۳۵] وکلای بخش ها دیگر از روش وی و عجم بن حاتم وجوه دینی را به امام می‌رساندند.[۳۶]

اورده شده سازمان وکالت در حین حضور بیست ساله امام هادی(ع) در سامرا به یاری وی و عده ای دیگری زیرا عثمان بن سعید عمری و ابوهاشم جعفری یکی فعال‌ترین عصر‌های خویش را پشت‌ راز گذاشت.[۳۷] او به‌تیتر یکی‌از وکلای قابل متکی بودن، آیتم اعتنا منحصر به فرد ائمه(ع) بود؛ به سیرتکامل‌ای که مبالغ متعددی در اختیارش قرار می‌گرفت.[۳۸]

علی بن جعفر بعد از شهید شدن امام هادی(ع) در سال ۲۵۴ق و به امامت وصال امام عسکری(ع)، همچنان در سِمَت نماینده قانونی ارشد در سامرا باقی ماند و رینگ ارتباطی فی مابین وکلای بقیه نواحی و امام عسکری(ع) بود. او در‌این فرصت نیز آیتم اعتنا و اهمیت امام عسکری(ع) قرار داشت.[۳۹]

دستگیری و زندانی
متوکل عباسی در یکی اقدامات خویش بر علیه شیعه‌ها، نزدیکان و دستیاران امام هادی(ع) را زندانی و شکنجه کرد.[۴۰] در‌این بین علی بن جعفر نیز به اتهام وکالت برای امام هادی(ع) بوسیله متوکل بازداشت و زندانی شد. وی برهه زمانی وقتگیر در زندان بود و بعداز ناامیدی برای رهایی، طومار‌ای به امام نوشت و از امام خواست تا برای وی راه‌حل نماید. امام در پاسخ طومار وی فرمود که برای وی دعا خواهد کرد. فردای آن روز متوکل بیمار شد و در شروع مرگ قرار گرفت. وی به وزیرش عبیدالله بن خاقان امر کرد تا زندانیان برای مثال علی بن جعفر را آزاد کرده و از وی طلب حلالیت بگیرد. علی بن جعفر بعد از آزادی به امر امام هادی(ع) به مکه رفت و متوکل نیز بعد از مدتی بهبود یافت.[۴۱] او در مکه نیز کارها وکالت این حوزه‌ را برعهده داشت.[۴۲]

نقل شده وی تا سال ۲۴۷ق به طور همزمان با مرگ متوکل در مکه ماند و بعداز مطلوب شدن موضوع، به سامرا رجوع و برگشت.[۴۳] کشی با بیان جریان دستگیری و حبس وی بوسیله متوکل به جرم وکالت امام هادی(ع) وکالتش را ثابت نموده است؛[۴۴] به این ترتیب بعضی وکالت او‌را برای امام قطعی[۴۵] و از مسلمات تاریخی دانسته‌اند.[۴۶]

بازدید : 14
سه شنبه 31 تير 1404 زمان : 15:34

(درگذشته ۶۰ق) از صحابۀ و انصار فرستاده اکرم(ص)، بلندمرتبه خویشاوندان خزرج، از کارگزاران حکومت علوی و فرماندهان سپاه امام علی(ع) و امام حسن(ع) و از سخاوتمندان دارای شهرت عرب.قیس در بیشتر مبارزه‌های زمان نبی(ص) و حضرت علی(ع) حضور داشت و در بعضا از آن ها مثلا صفین درفش و فرماندهی را بر ذمه داشت. وی از سوی حضرت علی(ع) تحت عنوان کارگزار ولایت مصر و بعد آذربایجان منصوب مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شد.

قیس در عصر امام حسن(ع) نیز از فرماندهان آن حضرت بود که بر طبق بعضی گزارش‌ها با صلح آن حضرت با معاویه موافق خلا. قیس احادیثی نیز از رسول اکرم(ص) نقل نموده است و علامه امینی اسم اورا در شمار شاعران اتفاق غدیر در قرن ابتدا قمری بیان رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نموده است.

اسم، لقب و نسب معاش‌طومار‌نویسان اسم بابا قیس را سعد بن عباده بن دلیم بن أبی‌حلیمة نگاشته‌اند. نسبت خزرجی به باعث نسبت قیس و پدرانش به خویشان خزرج در مدینه میباشد.[۱] برادرش سعید نیز از راویان حدیث غدیر و کارگزاران حکومت علوی آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بوده میباشد.

لقب وی ابوالفضل، ابوعبدالله یا این که ابوعبدالملک و مادرش فکیهه بنت عبید بن دلیم بن حارثه بود. نسب‌شناسان او‌را ستوده و گفته‌اند که زیرک، تیزهوش و صاحب و مالک رای و در خیانت‌های جنگی سرآمد بود. از وی نقل میباشد که درباره خود گفته میباشد: «در‌صورتی‌که نبی نفرموده بود که رده کارشکنی و فریب حریق میباشد، اینجانب مکارترین و فریبکارترین مرد عرب می‌شدم.»[۲]

خصوصیت‌های اخلاقی
قیس، پدرش و پدربزرگش تمامی گران قدر بستگان خود بودند.[۳]و آن‌ها‌را از سخاوتمندان عرب دانسته‌اند و در روایتی از رسول اکرم(ص) آورده‌اند که «قیس از خویشاوندان سخاوت و عفووبخشش میباشد.» و گفته‌اند که پدرش سعد همواره همراه نبی(ص) بود و هر روز برای وی در مدینه، وقت طعام میل کردن، ظرفی خوراکی می‌ارسال کرد.[۴]

به گفته واقدی زمانی رسول در غزوه غابه از مدینه بدور بود، سعد، پسرش قیس را یاور چنددفعه رطب پیش فرستاده(ص) ارسال کرد. وقتی که نبی(ص) قیس را سوار بر اسبش روءیت کرد، ذوق زده شد و وی و پدرش را ستود. خزرجیان که نزد فرستاده بودند، به وی گفتند که‌این قبیله در دغدغه‌های زمان همواره حمایت کننده عموم بوده‌اند و بعد از آن رسول(ص) آن حدیث «خیارکم فی الاسلام، خیارکم فی الجاهلیه اذا فقهوا فی الدین؛ نیکان شما در اسلام به عبارتی نیکان شما در نا‌آگاهی‌اند به شرط آن که در آئین آفریدگار شعور دستیابی نمایند.» را بر گویش آورد.[۵] واقدی نقل کرده که در سریه خبط نیز زمانی سپاه اسلام با گرسنگی و کمبود مواد غذایی رو به رو شد، قیس با دست و دلبازی، یک سری پرواری گوساله و بز از فردی به طور نسیه خرید و یک‌سری روز سپاه اسلام را از گرسنگی رهانید. هنگامی به مدینه برگشت، پدرش قرض اورا بخشید و به سبب ساز این شغل، اموال بخش اعظمی به وی داد و فرستاده به‌دنبال این داستان قیس و خاندانش را به سخاوتمندی و رحمت ستود.[۶]

عصر فرستاده(ص)
قیس به ظواهر در عصر نبی(ص) جوانی نورس بوده میباشد. وی هنگام فتح مکه پرچمدار رسول(ص)بود. حدیث پر اسم و رسم «لو کان العلم متعلقا بالثریا لناله ناس اینجانب عجم؛ در‌صورتی‌که علم در ثریا باشد، مردمانی از عجم بدان دست یابند.» را وی از فرستاده اکرم(ص) ماجرا نموده است.[۷]

عصر خلفای سه‌گانه
او در سقیفه بنی ساعده حضور داشت و به عنوان مثال اشخاصی میباشد که با ابوبکر، بیعت نکرد.[۸] البته در زمان خلفای سه‌گانه در کارها دخالت نمی کرد و داده ها چندانی از او در‌این عصر در چنگ وجود ندارد. در برخی منابع گزارش‌هایی از واکنش تند او با خلیفه نخستین[۹] و دوم نقل گردیده است. تحت عنوان مثال نقل شده میباشد در سقیفه بنی ساعده زمانی که بشیر بن سعد تحت عنوان تبارک خویشاوندان اوس با ابوبکر بیعت کرد. بر تاثیر ازدحام اوسیان برای بیعت، سعد بن عباده بابا قیس اذعان کرد من را کشتید، قدمت بن خطاب ذکر کرد: «سعد را بکشید که پروردگار او‌را بکشد؟» با این صحبت قدمت، قیس به وی حمله‌ور شد، البته ابوبکر، قدمت را به متانت دعوت کرد.[۱۰] قیس به عنوان مثال افرادی میباشد که از سوی منابع اهل سنت جنایتکار میباشد در قتل خلیفه سوم دست داشته میباشد

تعداد صفحات : 61

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 619
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه