ثابتپذیری یا این که ثابتناپذیری وجود پروردگار
یکیاز مباحثی که در ارتباط با ثابت معبود مطرح مینمایند، قابلیت ثابت وجود خداست.[۱۴] نظرها اندیشمندان در ارتباط با ثابتپذیری وجود آفریدگار متعدد میباشد.[۱۵] برخی روی هم رفته وجود معبود را ثابتپذیر و ثابتگردیده می دانند.[۱۶] بعضا ثابتپذیری وجود آفریدگار را نفی نمیکنند، ولی عاملهای ثابت وجود پروردگار را نمیپذیرند و آنهارا عیب گیری مینمایند.[۱۷] بعضی روی هم رفته پروردگار را ثابتناپذیر میدانند و در تلاشند تا بر نفی وجود آفریدگار عامل اقامه مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نمایند.[۱۸]
ثابتپذیری آفریدگار
«ثابت» را به معنای اثبات کردن و بجای داشتن دانستهاند.[۱۹] بهنظریه جان هیک فیلسوف آئین، هنگامی صحبت از ثابت میباشد منظور ثابت منطقی و بایستگی آن وجود ندارد، بلکه رفع موردهای شک و تردید سنجیده میباشد بهاین مضمون که قرائن به حدی میباشد که شک وتردید معقولی در آن آیتم نمیاقتدار داشت.[۲۰] در مقابل نقل شده میباشد که اعتقادوباور روانشناختی زیر اثر ذهنیتها و عادتهای قومی صورت میگیرد و نمیقدرت به آن اتکا رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرد.[۲۱]
عبدالحسین خسروپناه تبیین مضمون در ثابت خداوند را امری اساسی می داند.[۲۲] می بایست مشخص باشد که آنچه درباره ی ثابت یا این که عدم ثابت آن دعوا می گردد خدای اسلام میباشد، یا این که خدای مسیحیت و یا این که دیگر مفاهیمی که تحت عنوان مضمون خداوند وجود دارا آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد هستند.[۲۳]
برای ثابتپذیری پروردگار داعیه شدهاست که معنی معبود تحت عنوان موجودی که کلیه کمالات را دارااست و واجب الوجود میباشد، امتناع منطقی ندارد.[۲۴] از این جهت منکر وجود آفریدگار آغاز می بایست کلیه دلایل وجود آفریدگار را رد نماید و آنگاه بر نبود پروردگار دلایلی ارائه کند، اما اینگونه چیزی تابحال شکل نگرفته میباشد و وجود معبود به طور منطقی قابل ثابت میباشد.[۲۵]
ثابتناپذیری آفریدگار
بعضا دلایل، معبود را روی هم رفته قابل ثابت نمیدانند و برخی دلایل نیز ثابت خدا را در منطقهای خاص ناممکن می دانند.[۲۶] این تیم برای ثابت ادعای خویش دلایلی را بیان مینمایند:
به گزارش دیوید هیوم فیلسوف بریتانیایی، همان طور که وجود خداوند ممکن میباشد عدم آن نیز ممکن میباشد.[۲۷] به ذکر دیگر هیچ موجودی که عدم وجودش متضمن تناقض باشد یافت نمیشود، پس آفریدگار قابل ثابت وجود ندارد.[۲۸] در عیب گیری این ادله نقل شده میباشد آن جانور ممکنی که از عدم وجودش محالی پیش نمیآید ممکن به معنای خاص میباشد که لزوم وجود و عدم ندارد.[۲۹] درصورتی که عقل بتواند واجب الوجود -که وجود برای آن ضروری میباشد- را اثبات نماید، اینگونه موجودی عدمش محال خواهد بود.[۳۰]
تجاربگرایان معتقدند با احساس نمیاقتدار آفریدگار را اثبات کرد و هر چیزی که با احساس نتوان اثبات کرد اثبات شدنی وجود ندارد.[۳۱] این بررسیها با ثابت نادرستی احساس گرایی و فسخ بودن انحصار معرفتهای آدم در شم و تجارب گزینه عیب گیری قرار گرفته میباشد.[۳۲]
قرینهگرایان بر این باورند از آنجاییکه قرائن کافی برای تایید خدا نیست، یقین به پروردگار نامعقول، غیر مسئولانه و غیر همخوانی بر معیارهای معرفتی میباشد.[۳۳]
برخی دیگر از دلایل ثابت ناپذیری آفریدگار به وجود ناسازگاری بین اوصاف پروردگار توکل مینمایند.[۳۴] به تیتر مثال برخی وصف «بینهایت» بودن را در خدا از آن جهت که ابزارهای معرفتی بشر محصور میباشد، موجب امتناع اثباتش میدانند.[۳۵] در عیب گیری این عامل آورده شده میباشد که آنچه ممتنع میباشد دانش اکتناهی به آفریدگار میباشد، بدین مضمون که آدم احاطه علمی به کنه ذات آفریدگار داشته باشد و الا ثابت وجود معبود ممتنع وجود ندارد.[۳۶]
در ادله دیگری دانش مطلق معبود منافی با تفویض دانسته گردیدهاست بدین مفهوم که در صورتی آفریدگار دارنده دانش میباشد پس اینجانب سپردن ندارم؛ زیرا پروردگار می داند که اینجانب دقیقا چه خواهم کرد، البته از آن جاییکه ما حتما سپردن داریم پس اینگونه خدایی نمیتواند وجود داشته باشد.[۳۷] در جواب بدین عامل آورده شده میباشد که دانش مطلق آفریدگار منافاتی با تفویض ما ندارد و پروردگار دانش به عزم ما نیز داراست و می داند ما با عزم خودمان چه شغل خواهیم کرد.[۳۸]
همینطور وجود آفریدگار فقیه، قدرتمند و خیرخواه با وجود شرور در فقید ناسازگار دانسته گردیدهاست.[۳۹] بدین معنی که درصورتی که خدا نمیداند یا این که نمیتواند یا این که نمیخواهد کهاین شرور نباشد، پس خدایی با صفات دانش و توان و خیرخواهی مطلق نیست.[۴۰] جوابهای زیادی به ناسازگاری شرور با وجود معبود و صفات وی مطرح گردیده است. ازجمله اورده شده وجود بعضی از شرور (شرور اخلاقی) ناشی از سپردن بشر میباشد و برخی دیگر (شرور طبیعی) از اسباب جداناشدنی این دنیا دنیوی یا این که شر بودن آنان نسبی و در مقایسه با کارها دیگر میباشد. بدین ترتیب شرور منافاتی با دانش و توان و خیرخواهی محض پروردگار ندارد.[۴۱]
ثابتپذیری یا این که ثابتناپذیری وجود پروردگار
یکیاز مباحثی که در ارتباط با ثابت معبود مطرح مینمایند، قابلیت ثابت وجود خداست.[۱۴] نظرها اندیشمندان در ارتباط با ثابتپذیری وجود آفریدگار متعدد میباشد.[۱۵] برخی روی هم رفته وجود معبود را ثابتپذیر و ثابتگردیده می دانند.[۱۶] بعضا ثابتپذیری وجود آفریدگار را نفی نمیکنند، ولی عاملهای ثابت وجود پروردگار را نمیپذیرند و آنهارا عیب گیری مینمایند.[۱۷] بعضی روی هم رفته پروردگار را ثابتناپذیر میدانند و در تلاشند تا بر نفی وجود آفریدگار عامل اقامه مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نمایند.[۱۸]
ثابتپذیری آفریدگار
«ثابت» را به معنای اثبات کردن و بجای داشتن دانستهاند.[۱۹] بهنظریه جان هیک فیلسوف آئین، هنگامی صحبت از ثابت میباشد منظور ثابت منطقی و بایستگی آن وجود ندارد، بلکه رفع موردهای شک و تردید سنجیده میباشد بهاین مضمون که قرائن به حدی میباشد که شک وتردید معقولی در آن آیتم نمیاقتدار داشت.[۲۰] در مقابل نقل شده میباشد که اعتقادوباور روانشناختی زیر اثر ذهنیتها و عادتهای قومی صورت میگیرد و نمیقدرت به آن اتکا رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرد.[۲۱]
عبدالحسین خسروپناه تبیین مضمون در ثابت خداوند را امری اساسی می داند.[۲۲] می بایست مشخص باشد که آنچه درباره ی ثابت یا این که عدم ثابت آن دعوا می گردد خدای اسلام میباشد، یا این که خدای مسیحیت و یا این که دیگر مفاهیمی که تحت عنوان مضمون خداوند وجود دارا آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد هستند.[۲۳]
برای ثابتپذیری پروردگار داعیه شدهاست که معنی معبود تحت عنوان موجودی که کلیه کمالات را دارااست و واجب الوجود میباشد، امتناع منطقی ندارد.[۲۴] از این جهت منکر وجود آفریدگار آغاز می بایست کلیه دلایل وجود آفریدگار را رد نماید و آنگاه بر نبود پروردگار دلایلی ارائه کند، اما اینگونه چیزی تابحال شکل نگرفته میباشد و وجود معبود به طور منطقی قابل ثابت میباشد.[۲۵]
ثابتناپذیری آفریدگار
بعضا دلایل، معبود را روی هم رفته قابل ثابت نمیدانند و برخی دلایل نیز ثابت خدا را در منطقهای خاص ناممکن می دانند.[۲۶] این تیم برای ثابت ادعای خویش دلایلی را بیان مینمایند:
به گزارش دیوید هیوم فیلسوف بریتانیایی، همان طور که وجود خداوند ممکن میباشد عدم آن نیز ممکن میباشد.[۲۷] به ذکر دیگر هیچ موجودی که عدم وجودش متضمن تناقض باشد یافت نمیشود، پس آفریدگار قابل ثابت وجود ندارد.[۲۸] در عیب گیری این ادله نقل شده میباشد آن جانور ممکنی که از عدم وجودش محالی پیش نمیآید ممکن به معنای خاص میباشد که لزوم وجود و عدم ندارد.[۲۹] درصورتی که عقل بتواند واجب الوجود -که وجود برای آن ضروری میباشد- را اثبات نماید، اینگونه موجودی عدمش محال خواهد بود.[۳۰]
تجاربگرایان معتقدند با احساس نمیاقتدار آفریدگار را اثبات کرد و هر چیزی که با احساس نتوان اثبات کرد اثبات شدنی وجود ندارد.[۳۱] این بررسیها با ثابت نادرستی احساس گرایی و فسخ بودن انحصار معرفتهای آدم در شم و تجارب گزینه عیب گیری قرار گرفته میباشد.[۳۲]
قرینهگرایان بر این باورند از آنجاییکه قرائن کافی برای تایید خدا نیست، یقین به پروردگار نامعقول، غیر مسئولانه و غیر همخوانی بر معیارهای معرفتی میباشد.[۳۳]
برخی دیگر از دلایل ثابت ناپذیری آفریدگار به وجود ناسازگاری بین اوصاف پروردگار توکل مینمایند.[۳۴] به تیتر مثال برخی وصف «بینهایت» بودن را در خدا از آن جهت که ابزارهای معرفتی بشر محصور میباشد، موجب امتناع اثباتش میدانند.[۳۵] در عیب گیری این عامل آورده شده میباشد که آنچه ممتنع میباشد دانش اکتناهی به آفریدگار میباشد، بدین مضمون که آدم احاطه علمی به کنه ذات آفریدگار داشته باشد و الا ثابت وجود معبود ممتنع وجود ندارد.[۳۶]
در ادله دیگری دانش مطلق معبود منافی با تفویض دانسته گردیدهاست بدین مفهوم که در صورتی آفریدگار دارنده دانش میباشد پس اینجانب سپردن ندارم؛ زیرا پروردگار می داند که اینجانب دقیقا چه خواهم کرد، البته از آن جاییکه ما حتما سپردن داریم پس اینگونه خدایی نمیتواند وجود داشته باشد.[۳۷] در جواب بدین عامل آورده شده میباشد که دانش مطلق آفریدگار منافاتی با تفویض ما ندارد و پروردگار دانش به عزم ما نیز داراست و می داند ما با عزم خودمان چه شغل خواهیم کرد.[۳۸]
همینطور وجود آفریدگار فقیه، قدرتمند و خیرخواه با وجود شرور در فقید ناسازگار دانسته گردیدهاست.[۳۹] بدین معنی که درصورتی که خدا نمیداند یا این که نمیتواند یا این که نمیخواهد کهاین شرور نباشد، پس خدایی با صفات دانش و توان و خیرخواهی مطلق نیست.[۴۰] جوابهای زیادی به ناسازگاری شرور با وجود معبود و صفات وی مطرح گردیده است. ازجمله اورده شده وجود بعضی از شرور (شرور اخلاقی) ناشی از سپردن بشر میباشد و برخی دیگر (شرور طبیعی) از اسباب جداناشدنی این دنیا دنیوی یا این که شر بودن آنان نسبی و در مقایسه با کارها دیگر میباشد. بدین ترتیب شرور منافاتی با دانش و توان و خیرخواهی محض پروردگار ندارد.[۴۱]

جایگاه تاریخی و معنوی نام امام حسن مجتبی (ع) در مسجد فکوری مشهد