یکی صفات اساسی امام و موقعیت مهم امامت، عصمت و طهارت میباشد. محورهای طهارت در امام عبارتند از:
۱. پاکی در آشنایی و تبیین معارف و احکام آیین؛
۲. پاکی در شغل به احکام و امرها شرعی؛
۳. عصمت و طهارت از غلط در تشخیص مصالح و مفاسد جامعه اسلامی. مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد
۱.۱ - براهین عقلی پاکی امام
با بازرسی تاریخی در اثرها مکتوب و جانور میاقتدار مدعا شد فی مابین متکلمان بعد از ظهر حضور امام (علیهالسّلام)، هشام بن حکم اول متکلمیمیباشد که برای ثابت پاکی امام استدلال عقلی ارائه نموده است.
۱.۱.۱ - نگهداری آئین با طهارت امام
مسؤولیت نگهداری آیین از خطر تحریف و تغییر و تحول، برعهده امام میباشد، چنانکه وی رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد ذمه دار هدایت فقاهتی اشخاص نیز است. واضح میباشد اجرا این دو مسؤولیت و تحقق بخشیدن بدین دو آرمان شرعی، در گرو مصونیت امام از اشتباه و انحراف میباشد، به خصوص که هدایتگری در کلام و گفتار خلاصه نمیشود، بلکه اثر شغل امام در جهت دادن به اخلاق و رفتار جامعه، به مراتب بیشتر از گفتار وی میباشد. به همین ادله، بایستی امام در شعور و ذکر احکام فقهی و نیز در شغل به آنها، مصون از اشتباه و لغزش آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد باشد تا رهروان خویش را به صورت درست هدایت نماید. واضح میباشد اصل عقلی سابق الذکر در زمینهی سومین درجه از پاکی ـ یعنی طهارت از نادرست در تشخیص مصالح و مفاسد جامعه اسلامیـ نیز سرازیر میباشد.
آیه حافظه گردیده در تحت نیز ناظر به همین اصل عقلی میباشد. میفرماید:
«اَ فَمَنْ یَهْدِی اِلَی الْحَقِّ اَحَقُّ اَنْ یُتَّبَعَ اَمَّنْ لایَهِدِّی اِلاَّ اَنْ یُهْدی فَما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ». [۱]
آیا هر که (خویش حق را یافته و) به سوی حق، هدایت مینماید سزاوارتر میباشد که از وی تبعیت گردد، یا این که هر که تا هدایت نشود، هدایت را نمیشناسد، چهگونه داوری می کنید؟
۱.۱.۲ - ضرورت تسلسل
یک کدام از جهات نیازمندی جامعه فقاهتی به امام این میباشد که عموم در آشنایی آیین و اجرای آن مصون از اشتباه نیستند. براین اساس، در شرایطی که هر گاه امام نیز مصون از اشتباه و لغزش نباشد، به امام دیگری نیاز میباشد. نقل سخن به امام دوم می کنیم، درصورتی که وی نیز معصوم نباشد، امام دیگری مایحتاج میباشد. در حالتیکه فن را ادامه دهیم، در جایی نقطه نهایی نمیپذیرد و به تسلسل میانجامد، و پرنور میباشد که تسلسل فسخ میباشد. بدین ترتیب بایستی در یک مجال، بیغایت امام وجود داشته باشد، که امتناع آن امری هویدا میباشد. پس فیض می گیریم که می بایست امام مصون از اشتباه و لغزش باشد. دو عامل حافظه گردیده در کتاب «تجرید الاعتقاد»، نوشته خواجه نصیر الدین طوسی (رحمةاللهعلیه) بدین شکل آمده: «وَ اِمْتِنَاعُ التَّسَلْسُلِ یُوجِبُ عِصْمَتِهُ وَ لِاَنَّهُ حافِظٌ لِلشَّرعِ».
امتناع تسلسل در امامت موجب عصمت و طهارت امام میباشد، و نیز امام حافظ شرع میباشد، پس بایستی معصوم باشد.
۱.۱.۳ - انتقاد استدلال نخستین و پاسخ آن
بعضی در عیب گیری عامل نخستین گفتهاند: امام به تنهایی حافظ آئین وجود ندارد، بلکه وی از روش کتاب و سنت و اجماع علمای آئین و اجتهاد درست خویش، آئین را مراقبت مینماید، و هر گاه در اجتهاد خویش غلط نماید، مجتهدان دیگر اورا ارشاد مینمایند، چنانکه درصورتی که مرتکب خطایی خواهد شد دستور کنندگان به دارای شهرت اورا گشوده میدارا هستند.[۲]
اما نادرستی این حرف پرنور میباشد، چون کتاب و سنت به خودی خویش حرف نمیگویند، بلکه می بایست آنهارا تعبیر و مفهوم کرد، و اجماع کسانی که هیچ کدام معصوم نیستند، احتمال نادرست و خطا را از فی مابین نمیپیروزی. از اینرو نمیقدرت به حکم دیگر مجتهدان نیز باور داشت، و فرمان کنندگان به پر اسم و رسم هرگاه معصوم از غلط نباشند، چه بسا در آشنایی دارای شهرت غلط کنند. بدین ترتیب، یگانه رویکرد اعتقاد و باور قسمت برای محافظت شریعت عصمت و طهارت امام میباشد.
۱.۲ - قرآن و بایستگی عصمت و طهارت امام
بایستگی پاکی امام را از بعضا آیهها قرآن نیز میاقتدار استنباط کرد:
۱.۲.۱ - آیه نخستین
«اَطِیعُوا اللَّهَ وَ اَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِی الْاَمْرِ مِنْکُمْ». [۳]
از معبود، نبی پروردگار و پیشوایان خویش اطاعت نمائید.
دراین آیه، اطاعت از «اُولِی الاَمرْ» بسان اطاعت از نبی معبود، واجب شدهاست، اشکار میباشد اطاعت بیقید و شرط از کسی در حالتیکه روا و واجب میباشد، که احتمال نادرست و لغزش راجعبه وی رویکرد نداشته باشد؛ چون در غیر اینصورت چه بسا اطاعت از وی به معصیت و نافرمانی معبود بیانجامد، که حرام و ناپسند میباشد، و هیچ زمان آفریدگار گناه را نمیپسندد و اعمال آن را بر کسی جایز نمیداراست.
۱.۲.۱.۱ - عقیده رازی
دلالت این آیه بر پاکی «اُولِی الْاَمر» (امامان) مکان شک و تردید وجود ندارد، تا آنجا که فخرالدین رازی که از علمای اهل سنت میباشد نیز آن را پذیرفته و اینگونه گفته میباشد:
۱. خدا به صورت جدا به اطاعت «اولین الامر» حکم نموده است.
۲. پروردگار کسی که را به صورت جدا واجب الاطاعه بداند، معصوم میباشد.
۳. فیض این که: اولین الامر معصومند.
۱.۲.۱.۲ - عیب گیری پیمان رازی
او بعد گفته میباشد: غرض از اولین الامر یا این که مردم امت میباشد یا این که بعضا از آنان. فرض دوم صحیح وجود ندارد، چون ما به برخی امت که معصوم باشد، دسترسی نداریم. براین اساس، فرض در آغاز متعین میباشد، و آن هم خوانی بر اهل حل و عقد هست که اجماع آنها در مسایل، حجت فقهی به شمار میرود.[۴]
صحبت رازی درین جهت که اهل حل و عقد را مصداق اولین الامر دانسته، درست وجود ندارد؛ چون اهل حل وعقد عبارتند از گردآوریای از عموم که از لحاظ درایت و تامل و حسن رای بر اشخاص دیگر برتری دارا هستند، بدیهی میباشد کهاین برتری نسبی برهان بر طهارت آنها از هر سیرتکامل نادرست نخواهد بود.
بله، توافق آنان در یک مورد از احتمال اشتباه در آن میکاهد، البته احتمال آن را به کلی از در میان نمیموفقیت، در حالی که ضرورت اطاعت بیقید و شرط از شخص یا این که گروهی بر نفی هرگونه احتمال اشتباه (طهارت مطلقه) دلالت مینماید.
و این که رازی گفته میباشد: «قابلیت دسترسی به بعضا از امت که معصوم باشند، وجود ندارد» نیز درست وجود ندارد، چون به مقتضای آیه پاک سازی، و حدیث ثقلین، و احادیث دیگر، امامان دوازدهگانه شیعه (علیهمالسّلام) معصوم می باشند. و به همین استدلال مصداق اولین الامر نیز به عبارتیهایند.
۱.۲.۲ - آیه دوم
«وَ اِذِ ابْتَلی اِبْرویکردِیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَاَتَمَّهُنَّ قالَ اِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ اِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِی قالَ لایَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ». [۵]
وقتی که خدا ابراهیم، اورا به اموری آزمود، و وی آنان را به پایان رساند، آفریدگار به وی فرمود تورا پیشوای عموم ساختم، ابراهیم اعلامکرد: از ذریه اینجانب نیز کسی امام گردد؟ آفریدگار فرمود عهدوپیمان اینجانب (امامت) بخش ظالمان نمی شود.
از این آیه شریفه به کار گیری میگردد که ابراهیم (علیهالسّلام) ابتدا صرفا منصب نبوت را داشت، یعنی سروان تبلیغ و راهنمایی، و تبشیر و ترساندن عموم بود، بعد منصب امامت نیز به وی اعطا شوید، یعنی ماموریت یافت که حکومتی فقاهتی تشکیل داده، و رهبری سیاسی و اجرایی جامعه را نیز ذمه دار گردد. درین هنگام، در زمینهی ذریه خویش از منصب امامت پرسید، و آفریدگار به وی جواب اعطا کرد که ستمگران از آن محروم خواهند بود، یعنی منصب امامت منحصربهفرد آن مجموعه از ذریه ابراهیم (علیهالسّلام) میباشد که ستمگر نباشند.
از طرفی میدانیم که به نص قرآن کریم ومهربان، کفر، ظلم گرانقدر میباشد:
«اِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ». [۶]
نیز هرگونه گزند از دستورها الهی (گناه)، ظلم به نفس میباشد:
«وَ مَنْ یَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ». [۷]
به این ترتیب، هر که در برههای از معاش خویش به آفریدگار بی دینی ورزد، یا این که مرتکب گناهی گردد، مصداق ظالم بوده و آمادگی منصب امامت را نخواهد داشت. یعنی امام خیر فقط بعد از آن که ذمه دار منصب امامت میشود بایستی معصوم باشد، بلکه پیش از آن نیز می بایست معصوم باشد، چون واژه «الظالمین» در آیه ۱۲۴ سوره بقره، [۸] به عبارتیسیرتکامل که از نگاه اشخاص عمومیت داراست، از حیث فرصت نیز مطلق میباشد، یعنی به محض این که شخصی در هنگامی مصداق «ظالم» باشد (به آفریدگار کفر ورزیده، یا این که گناهی مرتکب گردیده باشد) آمادگی احراز جایگاه امامت از وی سلب می گردد. کسی که معصوم نباشد، دستکم، ستمی به خویش نموده است و از این رو، لایق رده امامت نمیشود. احادیث بخش اعظمی نیز به پاکی امامان (علیهمالسّلام) تصریح کردهاند؛ مانند روایتی که امام علی (علیهالسّلام) می فرماید: «از نشانهای امام این میباشد که مشخص و معلوم خواهد شد از گناه- خرد و بلندمرتبه- معصوم میباشد و در حکم کردن نمیلغزد و در جواب دادن به غلط نمیگراید. خیر غلط مینماید و خیر فراموش.» [۹]
به عبارت دیگر، فارغ از شک و تردید حضرت ابراهیم (علیهالسّلام) امامت را برای آن مجموعه از ذریه خویش که در مجموع قدمت گناهفعالیت بوده، و یا این که نخست درستکار بوده و آنگاه بدکار گردیدهاند در خواست نکرده میباشد، براین اساس، دو تیم باقی می ماند:
۱. آن ها که ابتدا گناهفعالیت بوده و بعد از آن توبه کرده و درستکار گردیدهاند.
۲. آن ها که هیچگاه مرتکب گناه نشدهاند.
و آفریدگار گروه در آغاز را استثنا نموده است. فیض میگیریم که پس امامت به تیم دوم تخصیص داراست.
یکی صفات اساسی امام و موقعیت مهم امامت، عصمت و طهارت میباشد. محورهای طهارت در امام عبارتند از:
۱. پاکی در آشنایی و تبیین معارف و احکام آیین؛
۲. پاکی در شغل به احکام و امرها شرعی؛
۳. عصمت و طهارت از غلط در تشخیص مصالح و مفاسد جامعه اسلامی. مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد
۱.۱ - براهین عقلی پاکی امام
با بازرسی تاریخی در اثرها مکتوب و جانور میاقتدار مدعا شد فی مابین متکلمان بعد از ظهر حضور امام (علیهالسّلام)، هشام بن حکم اول متکلمیمیباشد که برای ثابت پاکی امام استدلال عقلی ارائه نموده است.
۱.۱.۱ - نگهداری آئین با طهارت امام
مسؤولیت نگهداری آیین از خطر تحریف و تغییر و تحول، برعهده امام میباشد، چنانکه وی رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد ذمه دار هدایت فقاهتی اشخاص نیز است. واضح میباشد اجرا این دو مسؤولیت و تحقق بخشیدن بدین دو آرمان شرعی، در گرو مصونیت امام از اشتباه و انحراف میباشد، به خصوص که هدایتگری در کلام و گفتار خلاصه نمیشود، بلکه اثر شغل امام در جهت دادن به اخلاق و رفتار جامعه، به مراتب بیشتر از گفتار وی میباشد. به همین ادله، بایستی امام در شعور و ذکر احکام فقهی و نیز در شغل به آنها، مصون از اشتباه و لغزش آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد باشد تا رهروان خویش را به صورت درست هدایت نماید. واضح میباشد اصل عقلی سابق الذکر در زمینهی سومین درجه از پاکی ـ یعنی طهارت از نادرست در تشخیص مصالح و مفاسد جامعه اسلامیـ نیز سرازیر میباشد.
آیه حافظه گردیده در تحت نیز ناظر به همین اصل عقلی میباشد. میفرماید:
«اَ فَمَنْ یَهْدِی اِلَی الْحَقِّ اَحَقُّ اَنْ یُتَّبَعَ اَمَّنْ لایَهِدِّی اِلاَّ اَنْ یُهْدی فَما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ». [۱]
آیا هر که (خویش حق را یافته و) به سوی حق، هدایت مینماید سزاوارتر میباشد که از وی تبعیت گردد، یا این که هر که تا هدایت نشود، هدایت را نمیشناسد، چهگونه داوری می کنید؟
۱.۱.۲ - ضرورت تسلسل
یک کدام از جهات نیازمندی جامعه فقاهتی به امام این میباشد که عموم در آشنایی آیین و اجرای آن مصون از اشتباه نیستند. براین اساس، در شرایطی که هر گاه امام نیز مصون از اشتباه و لغزش نباشد، به امام دیگری نیاز میباشد. نقل سخن به امام دوم می کنیم، درصورتی که وی نیز معصوم نباشد، امام دیگری مایحتاج میباشد. در حالتیکه فن را ادامه دهیم، در جایی نقطه نهایی نمیپذیرد و به تسلسل میانجامد، و پرنور میباشد که تسلسل فسخ میباشد. بدین ترتیب بایستی در یک مجال، بیغایت امام وجود داشته باشد، که امتناع آن امری هویدا میباشد. پس فیض می گیریم که می بایست امام مصون از اشتباه و لغزش باشد. دو عامل حافظه گردیده در کتاب «تجرید الاعتقاد»، نوشته خواجه نصیر الدین طوسی (رحمةاللهعلیه) بدین شکل آمده: «وَ اِمْتِنَاعُ التَّسَلْسُلِ یُوجِبُ عِصْمَتِهُ وَ لِاَنَّهُ حافِظٌ لِلشَّرعِ».
امتناع تسلسل در امامت موجب عصمت و طهارت امام میباشد، و نیز امام حافظ شرع میباشد، پس بایستی معصوم باشد.
۱.۱.۳ - انتقاد استدلال نخستین و پاسخ آن
بعضی در عیب گیری عامل نخستین گفتهاند: امام به تنهایی حافظ آئین وجود ندارد، بلکه وی از روش کتاب و سنت و اجماع علمای آئین و اجتهاد درست خویش، آئین را مراقبت مینماید، و هر گاه در اجتهاد خویش غلط نماید، مجتهدان دیگر اورا ارشاد مینمایند، چنانکه درصورتی که مرتکب خطایی خواهد شد دستور کنندگان به دارای شهرت اورا گشوده میدارا هستند.[۲]
اما نادرستی این حرف پرنور میباشد، چون کتاب و سنت به خودی خویش حرف نمیگویند، بلکه می بایست آنهارا تعبیر و مفهوم کرد، و اجماع کسانی که هیچ کدام معصوم نیستند، احتمال نادرست و خطا را از فی مابین نمیپیروزی. از اینرو نمیقدرت به حکم دیگر مجتهدان نیز باور داشت، و فرمان کنندگان به پر اسم و رسم هرگاه معصوم از غلط نباشند، چه بسا در آشنایی دارای شهرت غلط کنند. بدین ترتیب، یگانه رویکرد اعتقاد و باور قسمت برای محافظت شریعت عصمت و طهارت امام میباشد.
۱.۲ - قرآن و بایستگی عصمت و طهارت امام
بایستگی پاکی امام را از بعضا آیهها قرآن نیز میاقتدار استنباط کرد:
۱.۲.۱ - آیه نخستین
«اَطِیعُوا اللَّهَ وَ اَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِی الْاَمْرِ مِنْکُمْ». [۳]
از معبود، نبی پروردگار و پیشوایان خویش اطاعت نمائید.
دراین آیه، اطاعت از «اُولِی الاَمرْ» بسان اطاعت از نبی معبود، واجب شدهاست، اشکار میباشد اطاعت بیقید و شرط از کسی در حالتیکه روا و واجب میباشد، که احتمال نادرست و لغزش راجعبه وی رویکرد نداشته باشد؛ چون در غیر اینصورت چه بسا اطاعت از وی به معصیت و نافرمانی معبود بیانجامد، که حرام و ناپسند میباشد، و هیچ زمان آفریدگار گناه را نمیپسندد و اعمال آن را بر کسی جایز نمیداراست.
۱.۲.۱.۱ - عقیده رازی
دلالت این آیه بر پاکی «اُولِی الْاَمر» (امامان) مکان شک و تردید وجود ندارد، تا آنجا که فخرالدین رازی که از علمای اهل سنت میباشد نیز آن را پذیرفته و اینگونه گفته میباشد:
۱. خدا به صورت جدا به اطاعت «اولین الامر» حکم نموده است.
۲. پروردگار کسی که را به صورت جدا واجب الاطاعه بداند، معصوم میباشد.
۳. فیض این که: اولین الامر معصومند.
۱.۲.۱.۲ - عیب گیری پیمان رازی
او بعد گفته میباشد: غرض از اولین الامر یا این که مردم امت میباشد یا این که بعضا از آنان. فرض دوم صحیح وجود ندارد، چون ما به برخی امت که معصوم باشد، دسترسی نداریم. براین اساس، فرض در آغاز متعین میباشد، و آن هم خوانی بر اهل حل و عقد هست که اجماع آنها در مسایل، حجت فقهی به شمار میرود.[۴]
صحبت رازی درین جهت که اهل حل و عقد را مصداق اولین الامر دانسته، درست وجود ندارد؛ چون اهل حل وعقد عبارتند از گردآوریای از عموم که از لحاظ درایت و تامل و حسن رای بر اشخاص دیگر برتری دارا هستند، بدیهی میباشد کهاین برتری نسبی برهان بر طهارت آنها از هر سیرتکامل نادرست نخواهد بود.
بله، توافق آنان در یک مورد از احتمال اشتباه در آن میکاهد، البته احتمال آن را به کلی از در میان نمیموفقیت، در حالی که ضرورت اطاعت بیقید و شرط از شخص یا این که گروهی بر نفی هرگونه احتمال اشتباه (طهارت مطلقه) دلالت مینماید.
و این که رازی گفته میباشد: «قابلیت دسترسی به بعضا از امت که معصوم باشند، وجود ندارد» نیز درست وجود ندارد، چون به مقتضای آیه پاک سازی، و حدیث ثقلین، و احادیث دیگر، امامان دوازدهگانه شیعه (علیهمالسّلام) معصوم می باشند. و به همین استدلال مصداق اولین الامر نیز به عبارتیهایند.
۱.۲.۲ - آیه دوم
«وَ اِذِ ابْتَلی اِبْرویکردِیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَاَتَمَّهُنَّ قالَ اِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ اِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِی قالَ لایَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ». [۵]
وقتی که خدا ابراهیم، اورا به اموری آزمود، و وی آنان را به پایان رساند، آفریدگار به وی فرمود تورا پیشوای عموم ساختم، ابراهیم اعلامکرد: از ذریه اینجانب نیز کسی امام گردد؟ آفریدگار فرمود عهدوپیمان اینجانب (امامت) بخش ظالمان نمی شود.
از این آیه شریفه به کار گیری میگردد که ابراهیم (علیهالسّلام) ابتدا صرفا منصب نبوت را داشت، یعنی سروان تبلیغ و راهنمایی، و تبشیر و ترساندن عموم بود، بعد منصب امامت نیز به وی اعطا شوید، یعنی ماموریت یافت که حکومتی فقاهتی تشکیل داده، و رهبری سیاسی و اجرایی جامعه را نیز ذمه دار گردد. درین هنگام، در زمینهی ذریه خویش از منصب امامت پرسید، و آفریدگار به وی جواب اعطا کرد که ستمگران از آن محروم خواهند بود، یعنی منصب امامت منحصربهفرد آن مجموعه از ذریه ابراهیم (علیهالسّلام) میباشد که ستمگر نباشند.
از طرفی میدانیم که به نص قرآن کریم ومهربان، کفر، ظلم گرانقدر میباشد:
«اِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ». [۶]
نیز هرگونه گزند از دستورها الهی (گناه)، ظلم به نفس میباشد:
«وَ مَنْ یَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ». [۷]
به این ترتیب، هر که در برههای از معاش خویش به آفریدگار بی دینی ورزد، یا این که مرتکب گناهی گردد، مصداق ظالم بوده و آمادگی منصب امامت را نخواهد داشت. یعنی امام خیر فقط بعد از آن که ذمه دار منصب امامت میشود بایستی معصوم باشد، بلکه پیش از آن نیز می بایست معصوم باشد، چون واژه «الظالمین» در آیه ۱۲۴ سوره بقره، [۸] به عبارتیسیرتکامل که از نگاه اشخاص عمومیت داراست، از حیث فرصت نیز مطلق میباشد، یعنی به محض این که شخصی در هنگامی مصداق «ظالم» باشد (به آفریدگار کفر ورزیده، یا این که گناهی مرتکب گردیده باشد) آمادگی احراز جایگاه امامت از وی سلب می گردد. کسی که معصوم نباشد، دستکم، ستمی به خویش نموده است و از این رو، لایق رده امامت نمیشود. احادیث بخش اعظمی نیز به پاکی امامان (علیهمالسّلام) تصریح کردهاند؛ مانند روایتی که امام علی (علیهالسّلام) می فرماید: «از نشانهای امام این میباشد که مشخص و معلوم خواهد شد از گناه- خرد و بلندمرتبه- معصوم میباشد و در حکم کردن نمیلغزد و در جواب دادن به غلط نمیگراید. خیر غلط مینماید و خیر فراموش.» [۹]
به عبارت دیگر، فارغ از شک و تردید حضرت ابراهیم (علیهالسّلام) امامت را برای آن مجموعه از ذریه خویش که در مجموع قدمت گناهفعالیت بوده، و یا این که نخست درستکار بوده و آنگاه بدکار گردیدهاند در خواست نکرده میباشد، براین اساس، دو تیم باقی می ماند:
۱. آن ها که ابتدا گناهفعالیت بوده و بعد از آن توبه کرده و درستکار گردیدهاند.
۲. آن ها که هیچگاه مرتکب گناه نشدهاند.
و آفریدگار گروه در آغاز را استثنا نموده است. فیض میگیریم که پس امامت به تیم دوم تخصیص داراست.

جایگاه تاریخی و معنوی نام امام حسن مجتبی (ع) در مسجد فکوری مشهد