loading...

مجله خبری مساجد

بازدید : 17
دوشنبه 15 ارديبهشت 1404 زمان : 15:10


حَدیث ثَقَلَیْن یا این که ثِقْلَیْن حدیثی پر اسم و رسم و پشت سر هم از نبی اسلام(ص) میباشد درباره منزلت هدایت‌گری قرآن و اهل‌بیت(ص) و بایستگی تاسی از آن‌ها. طبق این حدیث، قرآن و اهل‌بیت تحت عنوان دو چیز پر ارزش، همواره در کنار یکدیگرند تا در کنار آبگینه کوثر به فرستاده اکرم(ص) مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد ملحق شوند.

حدیث ثقلین مورداستناد متکلمان شیعه برای ثابت ولایت و امامت امامان شیعه(ع) بوده میباشد. عالمان شیعه، به‌استناد این حدیث میگویند هر خصوصیت و صفت کمالی که برای قرآن مذکور، راجع‌به اهل‌بیت نیز درست گو میباشد. بعضا از برداشت‌های کلامی از این حدیث عبارت‌اند از: ثابت امامت امامان شیعه و استمرار آن تا روز قیامت، عصمت و طهارت اهل‌بیت، بایستگی تبعیت از آنها، مرجعیت علمی، رهبری و ولایت آن ها، و عدم اختلاف فی مابین رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد اهل‌بیت و قرآن.

از حیث جمع‌ای از عالمان اهل‌سنت نیز این حدیث بر مَوَدّت اهل‌بیت، احسان و احترام به آن ها، بزرگداشت آن ها و ادای حقوق و دستمزد واجب و مستحب آن ها تأکید می‌نماید. بعضا از عالمان اهل سنت، دلالت حدیث بر تمسک به اهل‌بیت را پذیرفته‌اند؛ البته معتقدند تصریحی بر امامت و خلافت آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهدآن‌ها ندارد.

به‌گفته عالمان شیعه و اهل‌سنت، حدیث ثقلین فقط یک توشه، ذکر نشده و در مفاد زیادی از فرستاده(ص) نقل شد‌ه‌است. تکرار این حدیث از رسول(ص) را عامل عنایت و مقام آن دانسته‌اند. حدیث ثقلین در منابع مختلف حدیثی شیعه و اهل‌سنت آورده شده و شیعه و اهل‌سنت بر مضمون و صدق آن واقعه‌حیث دارا‌هستند.

این حدیث با سندهای مختلف، از بیش تر از بیست بدن از اصحاب نبی(ص) نقل گردیده‌است. سید هاشم بَحرانی در غایَةُالمَرام، ۸۲ حدیث با این مضمون از منابع متفاوت شیعه، همانند کافی، کمال‌الدین، عیون خبر ها الرضا(ع)، بَصائِرالدرجات و ۳۹ حدیث از منابع اهل‌سنت، همانند درست مسلم، سُنَن تِرْمِذی، سنن نِسائی، سنن دارَمی و مسند احمد بن حنبل نقل نموده است.

درباره مصادیق عترت و اهل‌بیت درین حدیث، عالمان شیعه تصریح کرده‌اند که منظور امامان دوازده‌گانه شیعه میباشند. در بعضا احادیث نیز بدین مقاله تصریح گردیده است؛ البته عالمان اهل‌سنت در تبیین مصادیق آن اختلاف‌حیث دارا‌هستند؛ گروهی از آن‌ها اصحاب کساء را اهل‌بیت و عترت نبی(ع) شمرده‌اند و برخی آل‌علی، آل‌عقیل، آل‌جعفر و آل‌عباس را که صدقه بر آنان حرام میباشد، اهل‌بیت فرستاده معرفی کرده‌اند.

کتاب‌های زیادی درباره این حدیث به طور غیر وابسته چاپ و منتشر گردیده‌است به عنوان مثال آنان موسوعةُ حدیثِ الثَّقلین در چهار جلد میباشد.

التفات
حدیث ثقلین حدیثی معروف[۱] میباشد از فرستاده(ص) که پی درپی[۲] و موردقبول کلیه مسلمانها[۳] شمرده گردیده‌است. تکرار این حدیث از سوی رسول(ص) در مفاد متعدد را ادله التفات و منزلت این حدیث دانسته‌اند.[۴] متکلمان شیعه از این حدیث برای ثابت ولایت و امامت اهل‌بیت(ع) سود کرده‌اند.[۵] دربین فرقه‌ها و مذهب ها گوناگون، حدیث ثقلین در مباحث کلامی، در مورد امامت و جانشینی فرستاده(ص)، موردتوجه بوده و آن را به‌جهت دلالت بر همه مسائل و مباحث امامت، بی‌نظیر دانسته‌اند.[۶]


درج بخشی از حدیث ثقلین در لوگوی مجمع جهانی اهل‌بیت
در عَبَقات‌الانوار آمده این حدیث به جهت فراوانی اوراق و اعتبار و استحکام متن آن،‌ از دیرباز موردتوجه عالمان و محدثان بوده و گروهی از آن ها درباره آن، کتاب و رساله‌های مستقلی نگاشته‌اند.[۷] به حیث بعضا دانشمندان، این حدیث از سده در آغاز قمری، در جامعه ها حدیثی شیعه و اهل‌سنت نقل گردیده است. بعد از آن نیز در منابع تاریخی،‌ رجالی، کلامی، اخلاقی، دینی و اصولی، به فراخور مشاجره، از آن خاطر شد‌ه‌است.[۸]

به نقل از مولف نوشته‌ی‌علمی «حدیث ثقلین» در دانشنامه عالم اسلام، عالمان شیعه از دیرباز در گروه‌های حدیثی خویش این حدیث را نقل کرده‌اند؛ البته در کتاب‌های کلامی متقدم، در گفت و گو امامت و خلافت، کمتر بدان استناد گردیده‌است. با این هم اکنون، گروهی از عالمان شیعه در دعوا‌های کلامی بدان استناد کرده‌اند؛ برای مثال روضه خوان صدوق در ثابت خالی نبودن زمین از حجت و روضه خوان طوسی در دعوا بایستگی وجود امامی از اهل‌بیت در کلیه مجال‌ها، بدین حدیث تمسک کرده‌اند. علامه حلی در کتاب نهج‌الحق در ثابت خلافت امام علی(ع) و نتیجه کاشانی نیز در گفت و گو از مقام قرآن، از این حدیث سود کرده‌اند.[۹]

آورده شده میر حامدحسین هندی (درگذشت ۱۳۰۶ق) با تخصیص فصولی بزرگ به گواهی و دلالت حدیث ثقلین در کتاب عبقات الانوار، در شناساندن آن رده ممتازی داراست و بعداز وی، بیشتر از پیش بدین حدیث اعتنا شد تا جایی که در زمانه معاصر، مهمترین حدیثی میباشد که برای ضرورت و بایستگی تمسک به اهل‌بیت به آن استناد می شود.[۱۰]

حدیث ثقلین در مباحثی همانند رده قرآن، حجیت روایات اهل‌بیت، حجیت ظاهر قرآن، همخوانی قرآن و روایات اهل‌بیت و مقدم بودن قرآن بر حرف اهل‌بیت مورداستناد متکلمان شیعه بوده میباشد.[۱۱]

این حدیث را با اعتنا به تأکید بر مقام و مرجعیت علمی اهل‌بیت، گشایش راهی نو در مباحثات فی مابین مذهبها اسلامی دانسته‌اند؛ چنان‌که مباحثه و ذکر کرد‌وگوی سید عبدالحسین شرف‌الدین با روضه خوان سلیم بُشری با اینگونه رویکردی بود.[۱۲]

متن حدیث
حدیث ثقلین در منابع متعدد شیعه[۱۳] و اهل‌سنت[۱۴] با عبارت‌های متعدد از نبی اسلام(ص) نقل گردیده است.[۱۵] این حدیث در کتاب کافی، از کتاب ها اربعه و اساسی شیعه، اینگونه نقل گردیده است: «...إِنِّی تَارِکٌ فِیکمْ أَمْرَینِ إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا: کِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَهْلَ بَیتِی عِتْرَتِی. أَیُّهَا النَّاسُ اسْمَعُوا وَ قَدْ بَلَّغْتُ إِنَّکُمْ سَتَرِدُونَ عَلَیَّ الْحَوْضَ فَأَسْأَلُکُمْ عَمَّا فَعَلْتُمْ فِی الثَّقَلَیْنِ وَ الثَّقَلَانِ کِتَابُ اللَّهِ جَلَّ ذِکْرُهُ وَ أَهْلُ بَیتِی فَلَا تَسْبِقُوهُمْ فَتَهْلِکُوا وَ لَاتُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْکُم‏‏؛ اینجانب دربین شما دو چیز باقی میگذارم که در شرایطی که آن‌ها‌را دستاویز قرار دهید، هیچ گاه گم راه نخواهید شد: کتاب معبود و عترتم که اهل‌بیتم میباشند. ای عموم بشنوید! اینجانب به شما رساندم که شما در کنار آبگینه بر اینجانب وارد میشوید. پس اینجانب از شما درباره رفتارتان با این دو یادگار نفیس سؤال خواهم کرد؛ یعنی کتاب خداوند و اهل‌بیتم. بر وی پیشى نگیرید که هلاک ‌میشوید و به وی چیزى نیاموزید که آن ها از شما داناترند.»[۱۶]

متن این حدیث براساس کتاب بَصائرالدرجات، از منابع حدیثی شیعه، از امام باقر(ع) اینگونه میباشد: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّی تَارِکٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ أَمَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا: كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَيْتِی فَإِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْض؛ ای عموم،‏ به‌حقیقت اینجانب بین شما دو چیز گران­ارزش می­‌گذارم که در صورتی‌که به آن‌دو تمسک نمائید، هیچ وقت گم راه نخواهید شد. آن‌دو کتاب خداوند (قرآن) و عترت و اهل‌بیتم می باشند. همانا آن‌دو هیچوقت از هم مستقل نمی‌­شوند تا اینکه کنار آبگینه بر اینجانب وارد شوند.»[۱۷]

حدیث ثقلین در درست مسلم از زید بن اَرقَم اینگونه نقل شد‌ه‌است: «... وَأَنَا تَارِکٌ فِيكُمْ ثَقَلَيْنِ: أَوَّلُهُمَا كِتَابُ اللهِ فِيهِ الْهُدَى وَالنُّورُ فَخُذُوا بِكِتَابِ اللهِ، وَاسْتَمْسِكُوا بِهِ فَحَثَّ عَلَى كِتَابِ اللهِ وَرَغَّبَ فِيهِ، ثُمَّ قَالَ: «وَأَهْلُ بَيْتِی أُذَكِّرُكُمُ اللهَ فِی أَهْلِ بَيْتِی، أُذَكِّرُكُمُ اللهَ فِی أَهْلِ بَيْتِی، أُذَكِّرُكُمُ اللهَ فِی أَهْلِ بَيْتِی.»[۱۸] اینجانب فی مابین شما دو چیز ارزشمند باقی میگذارم: ابتدا کتاب خداوند که در آن هدایت و نوروفروغ میباشد. پس به کتاب معبود تمسک نمائید. نبی بر کتاب خداوند تشویق و ترغیب کرد و آن گاه فرمود: و اهل‌بیتم، آفریدگار را در حقّ اهل بيتم فراموش نکنید؛ اشاره به اینکه مسئولیت الهی خویش درباره اهل‌بیت را فراموش نکنید.[۱۹]

در برخی از منابع نیز به‌مکان «ثقلین»،‌ کلمه و واژه «خَلیفَتَین» (دو جانشین)[۲۰] یا این که «اَمرَین» (دو فرمان)[۲۱] نقل شد‌ه‌است. در بعضا از منابع به‌مکان عبارت «‌عِترتی‌»، واژه «‌سنّتی‌» آمده میباشد.[۲۲] ناصر مکارم شیرازی، مرجع‌تاسی و مولف تعبیر مثال، بر این یقین میباشد که نقل‌هایی که در آن‌ها به‌مکان عبارت «‌عترتی‌»، «‌سنّتی‌» آمده، نمی‌تواند قابل‌استناد باشد؛ بر فرض درستی نیز منافاتی فی مابین این نقل‌ها و نقل‌های دیگر نیست؛ چون فرستاده یک جا به کتاب و سنت سفارش کرده و مکان دیگری به کتاب و عترت.[۲۳]


حَدیث ثَقَلَیْن یا این که ثِقْلَیْن حدیثی پر اسم و رسم و پشت سر هم از نبی اسلام(ص) میباشد درباره منزلت هدایت‌گری قرآن و اهل‌بیت(ص) و بایستگی تاسی از آن‌ها. طبق این حدیث، قرآن و اهل‌بیت تحت عنوان دو چیز پر ارزش، همواره در کنار یکدیگرند تا در کنار آبگینه کوثر به فرستاده اکرم(ص) مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد ملحق شوند.

حدیث ثقلین مورداستناد متکلمان شیعه برای ثابت ولایت و امامت امامان شیعه(ع) بوده میباشد. عالمان شیعه، به‌استناد این حدیث میگویند هر خصوصیت و صفت کمالی که برای قرآن مذکور، راجع‌به اهل‌بیت نیز درست گو میباشد. بعضا از برداشت‌های کلامی از این حدیث عبارت‌اند از: ثابت امامت امامان شیعه و استمرار آن تا روز قیامت، عصمت و طهارت اهل‌بیت، بایستگی تبعیت از آنها، مرجعیت علمی، رهبری و ولایت آن ها، و عدم اختلاف فی مابین رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد اهل‌بیت و قرآن.

از حیث جمع‌ای از عالمان اهل‌سنت نیز این حدیث بر مَوَدّت اهل‌بیت، احسان و احترام به آن ها، بزرگداشت آن ها و ادای حقوق و دستمزد واجب و مستحب آن ها تأکید می‌نماید. بعضا از عالمان اهل سنت، دلالت حدیث بر تمسک به اهل‌بیت را پذیرفته‌اند؛ البته معتقدند تصریحی بر امامت و خلافت آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهدآن‌ها ندارد.

به‌گفته عالمان شیعه و اهل‌سنت، حدیث ثقلین فقط یک توشه، ذکر نشده و در مفاد زیادی از فرستاده(ص) نقل شد‌ه‌است. تکرار این حدیث از رسول(ص) را عامل عنایت و مقام آن دانسته‌اند. حدیث ثقلین در منابع مختلف حدیثی شیعه و اهل‌سنت آورده شده و شیعه و اهل‌سنت بر مضمون و صدق آن واقعه‌حیث دارا‌هستند.

این حدیث با سندهای مختلف، از بیش تر از بیست بدن از اصحاب نبی(ص) نقل گردیده‌است. سید هاشم بَحرانی در غایَةُالمَرام، ۸۲ حدیث با این مضمون از منابع متفاوت شیعه، همانند کافی، کمال‌الدین، عیون خبر ها الرضا(ع)، بَصائِرالدرجات و ۳۹ حدیث از منابع اهل‌سنت، همانند درست مسلم، سُنَن تِرْمِذی، سنن نِسائی، سنن دارَمی و مسند احمد بن حنبل نقل نموده است.

درباره مصادیق عترت و اهل‌بیت درین حدیث، عالمان شیعه تصریح کرده‌اند که منظور امامان دوازده‌گانه شیعه میباشند. در بعضا احادیث نیز بدین مقاله تصریح گردیده است؛ البته عالمان اهل‌سنت در تبیین مصادیق آن اختلاف‌حیث دارا‌هستند؛ گروهی از آن‌ها اصحاب کساء را اهل‌بیت و عترت نبی(ع) شمرده‌اند و برخی آل‌علی، آل‌عقیل، آل‌جعفر و آل‌عباس را که صدقه بر آنان حرام میباشد، اهل‌بیت فرستاده معرفی کرده‌اند.

کتاب‌های زیادی درباره این حدیث به طور غیر وابسته چاپ و منتشر گردیده‌است به عنوان مثال آنان موسوعةُ حدیثِ الثَّقلین در چهار جلد میباشد.

التفات
حدیث ثقلین حدیثی معروف[۱] میباشد از فرستاده(ص) که پی درپی[۲] و موردقبول کلیه مسلمانها[۳] شمرده گردیده‌است. تکرار این حدیث از سوی رسول(ص) در مفاد متعدد را ادله التفات و منزلت این حدیث دانسته‌اند.[۴] متکلمان شیعه از این حدیث برای ثابت ولایت و امامت اهل‌بیت(ع) سود کرده‌اند.[۵] دربین فرقه‌ها و مذهب ها گوناگون، حدیث ثقلین در مباحث کلامی، در مورد امامت و جانشینی فرستاده(ص)، موردتوجه بوده و آن را به‌جهت دلالت بر همه مسائل و مباحث امامت، بی‌نظیر دانسته‌اند.[۶]


درج بخشی از حدیث ثقلین در لوگوی مجمع جهانی اهل‌بیت
در عَبَقات‌الانوار آمده این حدیث به جهت فراوانی اوراق و اعتبار و استحکام متن آن،‌ از دیرباز موردتوجه عالمان و محدثان بوده و گروهی از آن ها درباره آن، کتاب و رساله‌های مستقلی نگاشته‌اند.[۷] به حیث بعضا دانشمندان، این حدیث از سده در آغاز قمری، در جامعه ها حدیثی شیعه و اهل‌سنت نقل گردیده است. بعد از آن نیز در منابع تاریخی،‌ رجالی، کلامی، اخلاقی، دینی و اصولی، به فراخور مشاجره، از آن خاطر شد‌ه‌است.[۸]

به نقل از مولف نوشته‌ی‌علمی «حدیث ثقلین» در دانشنامه عالم اسلام، عالمان شیعه از دیرباز در گروه‌های حدیثی خویش این حدیث را نقل کرده‌اند؛ البته در کتاب‌های کلامی متقدم، در گفت و گو امامت و خلافت، کمتر بدان استناد گردیده‌است. با این هم اکنون، گروهی از عالمان شیعه در دعوا‌های کلامی بدان استناد کرده‌اند؛ برای مثال روضه خوان صدوق در ثابت خالی نبودن زمین از حجت و روضه خوان طوسی در دعوا بایستگی وجود امامی از اهل‌بیت در کلیه مجال‌ها، بدین حدیث تمسک کرده‌اند. علامه حلی در کتاب نهج‌الحق در ثابت خلافت امام علی(ع) و نتیجه کاشانی نیز در گفت و گو از مقام قرآن، از این حدیث سود کرده‌اند.[۹]

آورده شده میر حامدحسین هندی (درگذشت ۱۳۰۶ق) با تخصیص فصولی بزرگ به گواهی و دلالت حدیث ثقلین در کتاب عبقات الانوار، در شناساندن آن رده ممتازی داراست و بعداز وی، بیشتر از پیش بدین حدیث اعتنا شد تا جایی که در زمانه معاصر، مهمترین حدیثی میباشد که برای ضرورت و بایستگی تمسک به اهل‌بیت به آن استناد می شود.[۱۰]

حدیث ثقلین در مباحثی همانند رده قرآن، حجیت روایات اهل‌بیت، حجیت ظاهر قرآن، همخوانی قرآن و روایات اهل‌بیت و مقدم بودن قرآن بر حرف اهل‌بیت مورداستناد متکلمان شیعه بوده میباشد.[۱۱]

این حدیث را با اعتنا به تأکید بر مقام و مرجعیت علمی اهل‌بیت، گشایش راهی نو در مباحثات فی مابین مذهبها اسلامی دانسته‌اند؛ چنان‌که مباحثه و ذکر کرد‌وگوی سید عبدالحسین شرف‌الدین با روضه خوان سلیم بُشری با اینگونه رویکردی بود.[۱۲]

متن حدیث
حدیث ثقلین در منابع متعدد شیعه[۱۳] و اهل‌سنت[۱۴] با عبارت‌های متعدد از نبی اسلام(ص) نقل گردیده است.[۱۵] این حدیث در کتاب کافی، از کتاب ها اربعه و اساسی شیعه، اینگونه نقل گردیده است: «...إِنِّی تَارِکٌ فِیکمْ أَمْرَینِ إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا: کِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَهْلَ بَیتِی عِتْرَتِی. أَیُّهَا النَّاسُ اسْمَعُوا وَ قَدْ بَلَّغْتُ إِنَّکُمْ سَتَرِدُونَ عَلَیَّ الْحَوْضَ فَأَسْأَلُکُمْ عَمَّا فَعَلْتُمْ فِی الثَّقَلَیْنِ وَ الثَّقَلَانِ کِتَابُ اللَّهِ جَلَّ ذِکْرُهُ وَ أَهْلُ بَیتِی فَلَا تَسْبِقُوهُمْ فَتَهْلِکُوا وَ لَاتُعَلِّمُوهُمْ فَإِنَّهُمْ أَعْلَمُ مِنْکُم‏‏؛ اینجانب دربین شما دو چیز باقی میگذارم که در شرایطی که آن‌ها‌را دستاویز قرار دهید، هیچ گاه گم راه نخواهید شد: کتاب معبود و عترتم که اهل‌بیتم میباشند. ای عموم بشنوید! اینجانب به شما رساندم که شما در کنار آبگینه بر اینجانب وارد میشوید. پس اینجانب از شما درباره رفتارتان با این دو یادگار نفیس سؤال خواهم کرد؛ یعنی کتاب خداوند و اهل‌بیتم. بر وی پیشى نگیرید که هلاک ‌میشوید و به وی چیزى نیاموزید که آن ها از شما داناترند.»[۱۶]

متن این حدیث براساس کتاب بَصائرالدرجات، از منابع حدیثی شیعه، از امام باقر(ع) اینگونه میباشد: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّی تَارِکٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ أَمَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا: كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَيْتِی فَإِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْض؛ ای عموم،‏ به‌حقیقت اینجانب بین شما دو چیز گران­ارزش می­‌گذارم که در صورتی‌که به آن‌دو تمسک نمائید، هیچ وقت گم راه نخواهید شد. آن‌دو کتاب خداوند (قرآن) و عترت و اهل‌بیتم می باشند. همانا آن‌دو هیچوقت از هم مستقل نمی‌­شوند تا اینکه کنار آبگینه بر اینجانب وارد شوند.»[۱۷]

حدیث ثقلین در درست مسلم از زید بن اَرقَم اینگونه نقل شد‌ه‌است: «... وَأَنَا تَارِکٌ فِيكُمْ ثَقَلَيْنِ: أَوَّلُهُمَا كِتَابُ اللهِ فِيهِ الْهُدَى وَالنُّورُ فَخُذُوا بِكِتَابِ اللهِ، وَاسْتَمْسِكُوا بِهِ فَحَثَّ عَلَى كِتَابِ اللهِ وَرَغَّبَ فِيهِ، ثُمَّ قَالَ: «وَأَهْلُ بَيْتِی أُذَكِّرُكُمُ اللهَ فِی أَهْلِ بَيْتِی، أُذَكِّرُكُمُ اللهَ فِی أَهْلِ بَيْتِی، أُذَكِّرُكُمُ اللهَ فِی أَهْلِ بَيْتِی.»[۱۸] اینجانب فی مابین شما دو چیز ارزشمند باقی میگذارم: ابتدا کتاب خداوند که در آن هدایت و نوروفروغ میباشد. پس به کتاب معبود تمسک نمائید. نبی بر کتاب خداوند تشویق و ترغیب کرد و آن گاه فرمود: و اهل‌بیتم، آفریدگار را در حقّ اهل بيتم فراموش نکنید؛ اشاره به اینکه مسئولیت الهی خویش درباره اهل‌بیت را فراموش نکنید.[۱۹]

در برخی از منابع نیز به‌مکان «ثقلین»،‌ کلمه و واژه «خَلیفَتَین» (دو جانشین)[۲۰] یا این که «اَمرَین» (دو فرمان)[۲۱] نقل شد‌ه‌است. در بعضا از منابع به‌مکان عبارت «‌عِترتی‌»، واژه «‌سنّتی‌» آمده میباشد.[۲۲] ناصر مکارم شیرازی، مرجع‌تاسی و مولف تعبیر مثال، بر این یقین میباشد که نقل‌هایی که در آن‌ها به‌مکان عبارت «‌عترتی‌»، «‌سنّتی‌» آمده، نمی‌تواند قابل‌استناد باشد؛ بر فرض درستی نیز منافاتی فی مابین این نقل‌ها و نقل‌های دیگر نیست؛ چون فرستاده یک جا به کتاب و سنت سفارش کرده و مکان دیگری به کتاب و عترت.[۲۳]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 61

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 619
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه