قیام سنباد
قیام سنباد مثلا اولین جنبشهایی بود که در ادامه قتل ابومسلم صورت گرفت. ولی خونخواهی ابومسلم برای سنباد عذرای بیش عدم وجود. او به دنبال آن بود که با استعمال از پر نمک و احساسات ملی و مذهبی تیمهای متفاوت، سیادت عرب و اسلام را از بین بردارد و خلافت عباسی را با انتقام خون ابومسلم نابود نماید. او در مبارزه با عاملان خلیفه ناکامی خورد و سرش را برای خلیفه کادو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بردند.[مستلزم منبع]
قیام اسحاق شکاف
اسحاق سوراخ از سایر مدعیان خونخواهی ابومسلم بود که دربارهی اصل و نسب وی شک وتردید وجود داراست. به حیث میرسد وی نیز مانند سنباد طرفدار رغبتهای مانوی و زرتشتی بود. نهضت اسحاق شکاف دوام نداشت اما قضیه قابل قبولی برای قیام سفید جامگان که وسیع ترین مدعیان خون ابومسلم بودند آماده رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرد.[مستلزم منبع]
تکان راوندیه
از مهمترین حرکتهایی میباشد که در انتقام از ابومسلم صورت گرفت. راوندیان دارنده اعتقادات مذهبی التقاطی بودند و در حالی که ظاهراً از عشق و علاقه به منصور عباسی دم میزدند، در صدد سرنگون کردن وی بودند. آنها بیشتر از هم محلی خراسان گرانقدر بودند و میخواستند همان گونه که منصور، ابومسلم را غافلگیر کرد و فریب اعطا کرد، آنها نیز با ادعای عشق به منصور اورا به قتل آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد برسانند.[مستلزم منبع]
از سایر کودتاهای این عصر میاقتدار به کودتا استاذیس (از مجوسان خراسان که خویش را موعود زرتشت میدانست و ادعای پیامبری داشت) و کودتاهای خوارج اشاره نمود که با سرکوبی به وسیله لشکریان خلیفه نقطه نهایی یافت.[۲۷]
واکنش با امام درست گو
احضارهای کارشکنیّر امام
قسمت انتها معاش امام درستگو(ع)، با زمانه حکومت منصور عباسی مصادف بود. امام درستگو دربین بنی هاشم تحت عنوان یک شخصیت معنوی اختصاصی مطرح بود. اسد حیدر در کتاب الامام الصادق و المذاهب الاربعه مینویسد:
«محبوبیت امام راستگو(ع) روز آپ دیت دربین عموم مرز و بومهای اسلامی بیشتر میشد. فقها و رجال حدیث، علیرغم اختلافاتی که بینشان بود، به آن حضرت مراجعه مینمودند و در مسائل متعدد از وی سوال میکردند. محبوبیت و عظمت امام درست گو همواره بر بیم و نگرانی منصور میخاطر نشان کرد و به همین جهت هر از چندی به عذر و بهانهای امام را به عراق احضار می کرد و همواره پندار قتل آن حضرت را در رمز میپروراند.»[۲۸]
سید بن طاوس نیز در کتاب مهج الدعوات و منهج العبادات آورده میباشد که منصور بارها امام درست گو(ع) را به نزد خویش در بغداد و کوفه و غیر آن احضار کرد.[۲۹]
هجران کردن امام از دستگاه خلافت
امام راستگو (ع) معمولا از رفت و آمد به دربار منصور -جز در مواقعی- سرباز میزد و به همین باعث از طرف منصور گزینه اعتراض قرار میگرفت.[۳۰] روزی منصور به آن حضرت ذکر کرد چرا مانند سایر افراد به دیدار وی نمیرود؟ امام در پاسخ فرمود:
«لَیْسَ لَنا ما نَخافُکَ مِنْ أجْلِهِ وَ لاعِنْدَکَ مِنْ أمرِ الآخرةِ ما نَرجوکَ لَهُ وَ لا أنْتَ فی نِعمَةٍ فَنُهَنِّئُکَ وَ لاتَراها نِقْمَةً فَنُعَزّیکَ بِها، فَما نَصْنَعُ عِنْدَکَ؟»[۳۱]
«ما کاری نکردهایم که به دلیل آن از تو بترسیم و از دستور آخرت چیزی نزد تو وجود ندارد که بخاطر آن به تو امیدوار باشیم و این رده تو، نعمتی وجود ندارد که آن را به تو تهنیت بگوییم و تو آن را مصیبتی برای خویش نمیدانی تا به تو تسلیت بگوییم، پس پیش تو چه کاری داریم؟»
به این سیرتکامل بود که امام نارضایتی خویش را نسبت به حکومت منصور ابراز میداشت.[۳۲]
به شهیدشدن رساندن امام راست گو(ع)
منصور با دقت به کینهای که نسبت به علویان داشت، امام درستگو(ع) را به شدت تحت حیث داشت و اذن معاش آزادانه به وی نمیبخشید. از سویی امام درستگو(ع) نیز همچون پدرانش باور خویش را بر طبق اینکه امامت حق مخصوص وی بوده و دیگرافراد آن را غصب کردهاند، نهفته نمیداشت. این شیوه برای منصور بسیار خطرناک بود. بدین جهت منصور در انتظار فرصتی بود تا به عذرای امام را به شهید شدن برساند.[مستلزم منبع] ابن عنبه مینویسد: منصور بارها تمایل به قتل آن حضرت گرفت، اما معبود اورا نگهداری کرد.[۳۳]
سخنان منصور درباره فضیلت ها امام علی(ع):
منصور خطاب به اعمش: دوستی علی ایمان و دشمنی با وی نفاق میباشد... ای اعمش بین عموم برو و از فضايل علی بن ابی طالب هر چه خواستی بگو و یک سخن را هم کتمان نکن. *
*منبع: خوارزمی، المناقب، ۱۴۱۱ق.
در منابع آمده میباشد که منصور، امام راستگو(ع) را مقاوم و تسلیمناپذیر و "استخوان گلوگیر"، مینامد.[۳۴] همینطور اورده شده که منصور قسم و سوگند خورد امام راستگو(ع) را به قتل خواهد رساند.[۳۵]
عاقبت امام درستگو(ع) در ۲۵ شوال سال ۱۴۸ قمری به شهیدشدن رسید. ابن شهرآشوب در مناقب نوشته میباشد که منصور امام راستگو را مسموم کرد.[۳۶]
درگذشت
منصور در سال ۱۵۸ق در روش مکه بر تاثیر بیماری سوء هاضمه که مقطعها بدان دچار بود درگذشت. او در هنگام مرگ ۶۸ سال داشت و در گورستان معلاة در مکه دفن شد.[۳۷]
قیام سنباد
قیام سنباد مثلا اولین جنبشهایی بود که در ادامه قتل ابومسلم صورت گرفت. ولی خونخواهی ابومسلم برای سنباد عذرای بیش عدم وجود. او به دنبال آن بود که با استعمال از پر نمک و احساسات ملی و مذهبی تیمهای متفاوت، سیادت عرب و اسلام را از بین بردارد و خلافت عباسی را با انتقام خون ابومسلم نابود نماید. او در مبارزه با عاملان خلیفه ناکامی خورد و سرش را برای خلیفه کادو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بردند.[مستلزم منبع]
قیام اسحاق شکاف
اسحاق سوراخ از سایر مدعیان خونخواهی ابومسلم بود که دربارهی اصل و نسب وی شک وتردید وجود داراست. به حیث میرسد وی نیز مانند سنباد طرفدار رغبتهای مانوی و زرتشتی بود. نهضت اسحاق شکاف دوام نداشت اما قضیه قابل قبولی برای قیام سفید جامگان که وسیع ترین مدعیان خون ابومسلم بودند آماده رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرد.[مستلزم منبع]
تکان راوندیه
از مهمترین حرکتهایی میباشد که در انتقام از ابومسلم صورت گرفت. راوندیان دارنده اعتقادات مذهبی التقاطی بودند و در حالی که ظاهراً از عشق و علاقه به منصور عباسی دم میزدند، در صدد سرنگون کردن وی بودند. آنها بیشتر از هم محلی خراسان گرانقدر بودند و میخواستند همان گونه که منصور، ابومسلم را غافلگیر کرد و فریب اعطا کرد، آنها نیز با ادعای عشق به منصور اورا به قتل آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد برسانند.[مستلزم منبع]
از سایر کودتاهای این عصر میاقتدار به کودتا استاذیس (از مجوسان خراسان که خویش را موعود زرتشت میدانست و ادعای پیامبری داشت) و کودتاهای خوارج اشاره نمود که با سرکوبی به وسیله لشکریان خلیفه نقطه نهایی یافت.[۲۷]
واکنش با امام درست گو
احضارهای کارشکنیّر امام
قسمت انتها معاش امام درستگو(ع)، با زمانه حکومت منصور عباسی مصادف بود. امام درستگو دربین بنی هاشم تحت عنوان یک شخصیت معنوی اختصاصی مطرح بود. اسد حیدر در کتاب الامام الصادق و المذاهب الاربعه مینویسد:
«محبوبیت امام راستگو(ع) روز آپ دیت دربین عموم مرز و بومهای اسلامی بیشتر میشد. فقها و رجال حدیث، علیرغم اختلافاتی که بینشان بود، به آن حضرت مراجعه مینمودند و در مسائل متعدد از وی سوال میکردند. محبوبیت و عظمت امام درست گو همواره بر بیم و نگرانی منصور میخاطر نشان کرد و به همین جهت هر از چندی به عذر و بهانهای امام را به عراق احضار می کرد و همواره پندار قتل آن حضرت را در رمز میپروراند.»[۲۸]
سید بن طاوس نیز در کتاب مهج الدعوات و منهج العبادات آورده میباشد که منصور بارها امام درست گو(ع) را به نزد خویش در بغداد و کوفه و غیر آن احضار کرد.[۲۹]
هجران کردن امام از دستگاه خلافت
امام راستگو (ع) معمولا از رفت و آمد به دربار منصور -جز در مواقعی- سرباز میزد و به همین باعث از طرف منصور گزینه اعتراض قرار میگرفت.[۳۰] روزی منصور به آن حضرت ذکر کرد چرا مانند سایر افراد به دیدار وی نمیرود؟ امام در پاسخ فرمود:
«لَیْسَ لَنا ما نَخافُکَ مِنْ أجْلِهِ وَ لاعِنْدَکَ مِنْ أمرِ الآخرةِ ما نَرجوکَ لَهُ وَ لا أنْتَ فی نِعمَةٍ فَنُهَنِّئُکَ وَ لاتَراها نِقْمَةً فَنُعَزّیکَ بِها، فَما نَصْنَعُ عِنْدَکَ؟»[۳۱]
«ما کاری نکردهایم که به دلیل آن از تو بترسیم و از دستور آخرت چیزی نزد تو وجود ندارد که بخاطر آن به تو امیدوار باشیم و این رده تو، نعمتی وجود ندارد که آن را به تو تهنیت بگوییم و تو آن را مصیبتی برای خویش نمیدانی تا به تو تسلیت بگوییم، پس پیش تو چه کاری داریم؟»
به این سیرتکامل بود که امام نارضایتی خویش را نسبت به حکومت منصور ابراز میداشت.[۳۲]
به شهیدشدن رساندن امام راست گو(ع)
منصور با دقت به کینهای که نسبت به علویان داشت، امام درستگو(ع) را به شدت تحت حیث داشت و اذن معاش آزادانه به وی نمیبخشید. از سویی امام درستگو(ع) نیز همچون پدرانش باور خویش را بر طبق اینکه امامت حق مخصوص وی بوده و دیگرافراد آن را غصب کردهاند، نهفته نمیداشت. این شیوه برای منصور بسیار خطرناک بود. بدین جهت منصور در انتظار فرصتی بود تا به عذرای امام را به شهید شدن برساند.[مستلزم منبع] ابن عنبه مینویسد: منصور بارها تمایل به قتل آن حضرت گرفت، اما معبود اورا نگهداری کرد.[۳۳]
سخنان منصور درباره فضیلت ها امام علی(ع):
منصور خطاب به اعمش: دوستی علی ایمان و دشمنی با وی نفاق میباشد... ای اعمش بین عموم برو و از فضايل علی بن ابی طالب هر چه خواستی بگو و یک سخن را هم کتمان نکن. *
*منبع: خوارزمی، المناقب، ۱۴۱۱ق.
در منابع آمده میباشد که منصور، امام راستگو(ع) را مقاوم و تسلیمناپذیر و "استخوان گلوگیر"، مینامد.[۳۴] همینطور اورده شده که منصور قسم و سوگند خورد امام راستگو(ع) را به قتل خواهد رساند.[۳۵]
عاقبت امام درستگو(ع) در ۲۵ شوال سال ۱۴۸ قمری به شهیدشدن رسید. ابن شهرآشوب در مناقب نوشته میباشد که منصور امام راستگو را مسموم کرد.[۳۶]
درگذشت
منصور در سال ۱۵۸ق در روش مکه بر تاثیر بیماری سوء هاضمه که مقطعها بدان دچار بود درگذشت. او در هنگام مرگ ۶۸ سال داشت و در گورستان معلاة در مکه دفن شد.[۳۷]

جایگاه تاریخی و معنوی نام امام حسن مجتبی (ع) در مسجد فکوری مشهد