نبی(ص) وظیفهاش را جاری ساختن بخشید و امت را هدایت کرد حالا وظیفه شماست که از آئین آفریدگار نگهداری فرمایید و احکامش را زنده فرمائید. وظیفه شماست که قیمتهایش را در جهان احیا فرمائید.
به نقل از خبرنگار مهر، خطبه فدکیه اسم سخنرانی حضرت فاطمه (س) در مسجدالنبی که در اعتراض به غصب فدک خلل شد. خلیفه اولیه بعد از جریانات پس از رحلت نبی (ص) با منسوب کردن روایتی به نبی مطابق مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد اینکه پیامبران از خویش ارث برجای نمیگذارند، زمینهای فدک را که فرستاده (ص) به حضرت فاطمه (س) بخشیده بود، به عایدی خلافت مصادره کرد. فاطمه (س) بعداز بیثمر بودن دادخواهیاش به مسجد فرستاده رفت و خطبهای اختلال کرد که به خطبه فدکیه جهانی شد. وی درین خطبه بر مالکیتش درباره فدک به صورت صریح بیان کرد رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد . همینطور به حمایت از حق حضرت علی (ع) درباره خلافت پرداخت و مسلمان ها را بهخیال و خاطر بدون صدا در مقابل ستم به اهل بیت (ع) نکوهش کرد.
خطبه فدکیه تیمای از معارف ناب در مسئلههای خداشناسی، معاد شناسی، نبوت و بعثت رسول اسلام (ص)، آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد عظمت قرآن، فلسفه احکام و ولایت را در بردارد.
آنچه پیش رو دارید نصیب چهل و ششم از سخنان مرحوم آیتالله مصباح یزدی میباشد که راجعبه گستردن خطبه فدکیه حضرت فاطمه زهرا درود الله علیها اختلال کردهاند:
قضیه کلام، خطبه شریف حضرت زهرا دروداللهعلیها بود و پهنا شد که: حضرت بعداز بیان ستایش و ثنای الهی و شهیدشدن به رسالت پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و اوصاف و کمالات وی در یک سری فراز با تعبیرات گوناگون عموم را گزینه خطاب قرار میدهند و وظایفشان را به آنان گوشزد مینمایند.
در یک فراز میفرمایند: أنتم عباد الله نصب أمره ونهیه وحملة دینه و وحیه و أمناء الله علی أنفسکم و بلغاءه إلی الأمم؛ دراینجا عموم را با تیتر «عبادالله» گزینه خطاب قرار می دهند و میفرمایند: «ای بندگان پروردگار! شما تابلوهای دستور و نهی پروردگار و حاملین وحی و آئین معبود و ودیعهدار وی میباشید. آفریدگار امانتی به شما امانت که وظیفه دارید هم خویش آن را رعایت فرمائید و هم آن را به دیگرافراد برسانید.»
غرض از این فراز ذکر مسئولیت عموم در مراقبت احکام اسلام و رساندن آن به نسلهای دیگر میباشد. این مسئولیت بسیار بزرگی میباشد که معمولاً آیتم اعتنا قرار نمیگیرد. حضرت روی این مسأله توکل مینمایند و میفرمایند: أمناء الله علی أنفسکم وبلغاءه إلی الأمم. بهدنبال این یاد آوری بعضا از سرفصلهای این سپرده و حکمتهای آنان را ذکر مینمایند و در نقطه نهایی این فراز می فرمایند: فاتقوا الله حق تقاته.
فراز دیگر با این عبارت شروع میگردد: ایهاالناس اعلموا أنی فاطمة وأبی محمد صلیاللهعلیهوآله؛ دراین فراز توشه دیگر عموم را با تیتر «ایهاالناس» استفاده کننده قرار میدهند و خویش را برای هرکس که تیتر ناس بر وی صحت نماید معرفی میکنند تا مخاطبان بدانند که می باشد که صحبت می گوید و آن ها به چه شکل می بایست این سخنان را بشنوند و تلقی نمایند. حضرت میفرمایند: «اینجانب دختر به عبارتی کسی هستم که شمارا از شقاوت عالم و آخرت نجات بخشید.
وضع معاش شما چنان بود که آب شرب تندرست و غذای صدق نداشتید. دنیایتان با فقر، سیاه بختی و برادرکشی میسپری شد. پیامبر پروردگار صلیاللهعلیهوآله بود که شمارا از این شقاوتها نجات اعطا کرد. فراتر اینکه شما منحرف و بتپرست بودید و آیین حق را نمیشناختید و وی شمارا باایمان آشنا کرد و شایسته ترین آیین را برای شما آورد. نبی صلیاللهعلیهوآله شمارا به بهترترین مراتب کمال انسانیت پند کرد.
هیچکس در دانا مثل وی اینگونه خدمتی به بشریت نکرد. در مدتی که فرستاده خداوند صلیاللهعلیهوآله بین شما بود بیشترین مشقتها را تحمل کرد و بالاترین مشقتها را کشید و در اینراه این علی علیهالسلام بود که مدام یاور و همدم وی بود. گاه در حالیکه شما آسان خیال به معاش خودتان میپرداختید علی علیهالسلام برای کمک آیین معبود خویش را در دهن اژدها میانداخت. سرنوشت به برکت مجاهدتهای پیغمبر و علی صلواتاللهعلیهما اسلام استقرار یافت و شما بدین شرفها و افتخارها رسیدید.» حضرت این اوصاف فرستاده خداوند صلیاللهعلیهوآله را تحت عنوان پیشگفتار برای مسأله دیگری ذکر مینمایند. حضرت در پی این پیشگفتار می خواهند بگویند: «تا پیغمبر زنده بود این مسائل آیتم افتخار و قبول کلیه بود. البته با رفتن وی چه اتفاقی میان شما چهره داده میباشد؟ پس از رحلت پدرم گرایشات نفاقآمیز در شما ظواهر گردیده (ظهر فیکم حسکة النفاق) و شیطان بر شما پیروز گردیدهاست. به مکان اینکه قول پیغمبر را به خیال داشته باشید و از امانتی که به شما ودیعه گردیده بود پناه و حراست نمایید کلیه را فراموش کردید. بیان کننده صرفا اسمی از اسلام برای شما مانده و واقعیت اسلام را فراموش کردهاید.» سپس به دو خطا بزرگی که آنها مرتکب شدند اشاره کرده، میفرمایند: «نادرست بسیار تبارک نخستین این بود که هنوز لاشه پیغمبر روی زمین بود که شما استارت به مخالفت با قول وی کردید، و نادرست دوم این بود که احکام بدیهی اسلام را نادیده گرفتید. اموالی را از اینجانب غصب کردید و مغایر نص قرآن گفتید: تو از پدرت ارث نمیبری و داعیه میکنید که پیغمبران وارثی ندارند!» در برخی احادیث آمده میباشد که حضرت خطاب به متصدی خلافت می گویند: «یابن ابیقحافه! آیا تو از پدرت ارث میبری و اینجانب نباید از پدرم ارث ببرم؟!» و آنگاه با توبیخ عموم در تقبیح این تکان، با بیاعتنایی می گویند: «این شتر افسار گردیده را بگیرید و هر جا دلتان می خواهد ببرید.» این تعبیر و تفسیر دربردارنده سرزنشی مشقت بار برای مخاطبان میباشد.
فاطمه (س) به انصار فرصتی مجدد می دهد
ثم رمت بطرفها نحو الأنصار؛ تا اینجا مخاطبان حضرت، عوام مردم بودند. البته دراین فراز به عبارتیطور که در نقلهای متفاوت آمده میباشد رو به مجموعه انصار کرده و آنانرا کاربر قرار میدهند. از ادامه سخن حکمت این خطاب پرنور میگردد. بیان کننده صحبت که بدینجا می رسد دیگر از مهاجرین روی برمیگردانند و می گویند: «شما که غصب خلافت کردید آنچه را گرفتهاید بردارید و بروید و به دور گردید.»
انصار یک منزلت مهمی در دانا اسلام داشتند. آن ها بودند که با دعوت پیامبر پروردگار صلیاللهعلیهوآله و نگهبانی دادن به مهاجرین، آیین اسلام را امداد کردند. مهاجرین تودهای آواره بودند که مشرکان مکه اموالشان را گرفته و آنانرا از مکه خارج کرده بودند. وی بعد از هجرت به مدینه خیر مکانی داشتند و خیر استخراج و کاری. اهل مدینه بودند که به آنها جا و جای دادند و آن ها را در اموالشان سهیم کردند. بعد از آن معبود طی مراسمی در بین مهاجرین و انصار اخوت برقرار کرد. همینطور در نبردهایی که مشرکان بر مسلمانها زور کردند سوای امداد انصار، کاری از مهاجرین برنمیآمد. این اقتضای اسباب و اثاث ظاهری بود. در واقع دفاعهای انصار موجب اشاعه اسلام شد. این خصوصیت انصار منجر شد که حضرت زهرا دروداللهعلیها واپسین تیر ترکش را متوجه انصار نمایند و عملکرد نمایند که آن ها بیدار نمایند.
نبی(ص) وظیفهاش را جاری ساختن بخشید و امت را هدایت کرد حالا وظیفه شماست که از آئین آفریدگار نگهداری فرمایید و احکامش را زنده فرمائید. وظیفه شماست که قیمتهایش را در جهان احیا فرمائید.
به نقل از خبرنگار مهر، خطبه فدکیه اسم سخنرانی حضرت فاطمه (س) در مسجدالنبی که در اعتراض به غصب فدک خلل شد. خلیفه اولیه بعد از جریانات پس از رحلت نبی (ص) با منسوب کردن روایتی به نبی مطابق مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد اینکه پیامبران از خویش ارث برجای نمیگذارند، زمینهای فدک را که فرستاده (ص) به حضرت فاطمه (س) بخشیده بود، به عایدی خلافت مصادره کرد. فاطمه (س) بعداز بیثمر بودن دادخواهیاش به مسجد فرستاده رفت و خطبهای اختلال کرد که به خطبه فدکیه جهانی شد. وی درین خطبه بر مالکیتش درباره فدک به صورت صریح بیان کرد رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد . همینطور به حمایت از حق حضرت علی (ع) درباره خلافت پرداخت و مسلمان ها را بهخیال و خاطر بدون صدا در مقابل ستم به اهل بیت (ع) نکوهش کرد.
خطبه فدکیه تیمای از معارف ناب در مسئلههای خداشناسی، معاد شناسی، نبوت و بعثت رسول اسلام (ص)، آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد عظمت قرآن، فلسفه احکام و ولایت را در بردارد.
آنچه پیش رو دارید نصیب چهل و ششم از سخنان مرحوم آیتالله مصباح یزدی میباشد که راجعبه گستردن خطبه فدکیه حضرت فاطمه زهرا درود الله علیها اختلال کردهاند:
قضیه کلام، خطبه شریف حضرت زهرا دروداللهعلیها بود و پهنا شد که: حضرت بعداز بیان ستایش و ثنای الهی و شهیدشدن به رسالت پیغمبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و اوصاف و کمالات وی در یک سری فراز با تعبیرات گوناگون عموم را گزینه خطاب قرار میدهند و وظایفشان را به آنان گوشزد مینمایند.
در یک فراز میفرمایند: أنتم عباد الله نصب أمره ونهیه وحملة دینه و وحیه و أمناء الله علی أنفسکم و بلغاءه إلی الأمم؛ دراینجا عموم را با تیتر «عبادالله» گزینه خطاب قرار می دهند و میفرمایند: «ای بندگان پروردگار! شما تابلوهای دستور و نهی پروردگار و حاملین وحی و آئین معبود و ودیعهدار وی میباشید. آفریدگار امانتی به شما امانت که وظیفه دارید هم خویش آن را رعایت فرمائید و هم آن را به دیگرافراد برسانید.»
غرض از این فراز ذکر مسئولیت عموم در مراقبت احکام اسلام و رساندن آن به نسلهای دیگر میباشد. این مسئولیت بسیار بزرگی میباشد که معمولاً آیتم اعتنا قرار نمیگیرد. حضرت روی این مسأله توکل مینمایند و میفرمایند: أمناء الله علی أنفسکم وبلغاءه إلی الأمم. بهدنبال این یاد آوری بعضا از سرفصلهای این سپرده و حکمتهای آنان را ذکر مینمایند و در نقطه نهایی این فراز می فرمایند: فاتقوا الله حق تقاته.
فراز دیگر با این عبارت شروع میگردد: ایهاالناس اعلموا أنی فاطمة وأبی محمد صلیاللهعلیهوآله؛ دراین فراز توشه دیگر عموم را با تیتر «ایهاالناس» استفاده کننده قرار میدهند و خویش را برای هرکس که تیتر ناس بر وی صحت نماید معرفی میکنند تا مخاطبان بدانند که می باشد که صحبت می گوید و آن ها به چه شکل می بایست این سخنان را بشنوند و تلقی نمایند. حضرت میفرمایند: «اینجانب دختر به عبارتی کسی هستم که شمارا از شقاوت عالم و آخرت نجات بخشید.
وضع معاش شما چنان بود که آب شرب تندرست و غذای صدق نداشتید. دنیایتان با فقر، سیاه بختی و برادرکشی میسپری شد. پیامبر پروردگار صلیاللهعلیهوآله بود که شمارا از این شقاوتها نجات اعطا کرد. فراتر اینکه شما منحرف و بتپرست بودید و آیین حق را نمیشناختید و وی شمارا باایمان آشنا کرد و شایسته ترین آیین را برای شما آورد. نبی صلیاللهعلیهوآله شمارا به بهترترین مراتب کمال انسانیت پند کرد.
هیچکس در دانا مثل وی اینگونه خدمتی به بشریت نکرد. در مدتی که فرستاده خداوند صلیاللهعلیهوآله بین شما بود بیشترین مشقتها را تحمل کرد و بالاترین مشقتها را کشید و در اینراه این علی علیهالسلام بود که مدام یاور و همدم وی بود. گاه در حالیکه شما آسان خیال به معاش خودتان میپرداختید علی علیهالسلام برای کمک آیین معبود خویش را در دهن اژدها میانداخت. سرنوشت به برکت مجاهدتهای پیغمبر و علی صلواتاللهعلیهما اسلام استقرار یافت و شما بدین شرفها و افتخارها رسیدید.» حضرت این اوصاف فرستاده خداوند صلیاللهعلیهوآله را تحت عنوان پیشگفتار برای مسأله دیگری ذکر مینمایند. حضرت در پی این پیشگفتار می خواهند بگویند: «تا پیغمبر زنده بود این مسائل آیتم افتخار و قبول کلیه بود. البته با رفتن وی چه اتفاقی میان شما چهره داده میباشد؟ پس از رحلت پدرم گرایشات نفاقآمیز در شما ظواهر گردیده (ظهر فیکم حسکة النفاق) و شیطان بر شما پیروز گردیدهاست. به مکان اینکه قول پیغمبر را به خیال داشته باشید و از امانتی که به شما ودیعه گردیده بود پناه و حراست نمایید کلیه را فراموش کردید. بیان کننده صرفا اسمی از اسلام برای شما مانده و واقعیت اسلام را فراموش کردهاید.» سپس به دو خطا بزرگی که آنها مرتکب شدند اشاره کرده، میفرمایند: «نادرست بسیار تبارک نخستین این بود که هنوز لاشه پیغمبر روی زمین بود که شما استارت به مخالفت با قول وی کردید، و نادرست دوم این بود که احکام بدیهی اسلام را نادیده گرفتید. اموالی را از اینجانب غصب کردید و مغایر نص قرآن گفتید: تو از پدرت ارث نمیبری و داعیه میکنید که پیغمبران وارثی ندارند!» در برخی احادیث آمده میباشد که حضرت خطاب به متصدی خلافت می گویند: «یابن ابیقحافه! آیا تو از پدرت ارث میبری و اینجانب نباید از پدرم ارث ببرم؟!» و آنگاه با توبیخ عموم در تقبیح این تکان، با بیاعتنایی می گویند: «این شتر افسار گردیده را بگیرید و هر جا دلتان می خواهد ببرید.» این تعبیر و تفسیر دربردارنده سرزنشی مشقت بار برای مخاطبان میباشد.
فاطمه (س) به انصار فرصتی مجدد می دهد
ثم رمت بطرفها نحو الأنصار؛ تا اینجا مخاطبان حضرت، عوام مردم بودند. البته دراین فراز به عبارتیطور که در نقلهای متفاوت آمده میباشد رو به مجموعه انصار کرده و آنانرا کاربر قرار میدهند. از ادامه سخن حکمت این خطاب پرنور میگردد. بیان کننده صحبت که بدینجا می رسد دیگر از مهاجرین روی برمیگردانند و می گویند: «شما که غصب خلافت کردید آنچه را گرفتهاید بردارید و بروید و به دور گردید.»
انصار یک منزلت مهمی در دانا اسلام داشتند. آن ها بودند که با دعوت پیامبر پروردگار صلیاللهعلیهوآله و نگهبانی دادن به مهاجرین، آیین اسلام را امداد کردند. مهاجرین تودهای آواره بودند که مشرکان مکه اموالشان را گرفته و آنانرا از مکه خارج کرده بودند. وی بعد از هجرت به مدینه خیر مکانی داشتند و خیر استخراج و کاری. اهل مدینه بودند که به آنها جا و جای دادند و آن ها را در اموالشان سهیم کردند. بعد از آن معبود طی مراسمی در بین مهاجرین و انصار اخوت برقرار کرد. همینطور در نبردهایی که مشرکان بر مسلمانها زور کردند سوای امداد انصار، کاری از مهاجرین برنمیآمد. این اقتضای اسباب و اثاث ظاهری بود. در واقع دفاعهای انصار موجب اشاعه اسلام شد. این خصوصیت انصار منجر شد که حضرت زهرا دروداللهعلیها واپسین تیر ترکش را متوجه انصار نمایند و عملکرد نمایند که آن ها بیدار نمایند.

نقش انتخاب مسجد مناسب در برگزاری یک مراسم ترحیم آرام و منظم