خِدروغَت (عربی: خِلَافَة) یک دولت اسلامی میباشد زیر رهبری یک حکم دهنده اسلامی با تیتر خلیفه میباشد، فردی که جانشین مذهبی-سیاسی محمد و رهبر آحاد امت اسلامی به حساب میآید.[۱] در عصرٔ قرن ها وسطی، سه خلافت مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد تعالی یک کدام از بعداز دیگری جانشین هم شدند: خلافت راشدین (۶۳۲–۶۶۱)، خلافت اموی (۶۶۱–۷۵۰)، خلافت عباسی (۷۵۰–۱۲۵۸). در خلافت والا چهارم، خلافت عثمانی، سلاطین عثمانی از سال ۱۵۱۷ ادعای خلافت بر مسلمان ها را کردند. در حین تاریخ اسلام، تعدادی مملکت مسلمان دیگر، که به طور تقریبً تمامی سلطنت ارثی بودند، ادعای خلافت داشتند، ولی به وسیله عامه مسلمان ها به رسمیت شناخته نشدند.[۱] مانند سلطنت ممالیک در قاهره و رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد خلافت ایوبی.[۲][۳]
اولیه خلافت، خلفای راشدین، فورا بعداز مرگ محمد در سال ۶۳۲ جانشین او شدند.[۴] چهار خلیفه راشدین از روش شورا، روندی از رایزنی و همفکری با جامعه که بعضا آن را صورت اولٔ دموکراسی اسلامی می دانند، آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد تعیین شدند.[۵] خلیفه چهارم، علی، که برخلاف سه خلیفهٔ قبل از طایفهٔ خویش محمد (بنی هاشم) بود، طبق اعتقادوباور شیعه ها اولین خلیفه و جانشین به حق محمد میباشد.[۶] علی در حین فتنه نخستین (۶۵۹–۶۶۱) — نزاع داخلی در بین علی با دوست داران خلیفهٔ کشته شده دیرین، عثمان از بنی امیه، و با همینطور شورشیان مصر — حکومت می کرد. این نبردها در غایت سبب ساز به تأسیس خلافت ارثی امویان، زیر حکومت معاویه اولیه، در سال ۶۶۱ شد.
خلافت دوم، خلافت امویان، بهدست خویشان بنی امیه، یک فامیل مکی از تبار امیه بن عبدشمس اداره میشد. این خلافت به فتوحات مسلمانها خاطر نشان کرد و قفقاز، ماورالنهر، مدرک، مغرب و اندلس را درون دنیا اسلام کرد. این خلافت گزینه تامین و تایید تعداد قابل توجهی از مسیحیان در قلمروی خویش بود کهاین ضروری بود چون تعداد اکثری مسیحی در قلمروی آن ها، به ویژه در شامات، وجود داشت.[۷][۸][۹] بهدنبال تکان سیاهجامگان (۷۴۶–۷۵۰)، که گزینه مدد اکثری از اتباع غیرعرب امویان، به جهت تبعیضهایی که بر اتباع غیرغرب جایز می شد، بود، خلافت اموی سقوط و باقیماندگان آن به اندلس متواری و خلافت عباسیان در سال ۷۵۰ تأسیس میشود.
عباسیان، خلافت سوم، به وسیله قوم و قبیله بنی عباس، خاندانی مکیتبار که از روش عباس، عموی محمد، با محمد خویشاوندی داشتند، اداره می شد. منصور، دومین خلیفهٔ عباسی، شهر بغداد را در سال ۷۶۲ سازه و آن را پایتخت قرار می دهد. این شهر، در زمانای که موسوم به بعد از ظهر طلایی اسلام میباشد، تحت عنوان یک راس علمی، فرهنگی و هنری گران قدر عالم اسلام تبدیل شد. از قرن دهم میلادی، نفوذ دولت عباسی صرفا به بغداد و بخشها گوشه و کنار آن محصور می شد و یک سری توشه به وسیله دیگر اقتدارهای حیطه اشغال شد. در سال ۱۲۵۸، مغولان بغداد را تصرف و خلافت عباسی را بعداز ۵۰۰ سال منقرض کردند. ولی باقیماندگان عباسیان به مملوکان مصر پشتیبانی بردند و در قاهره خلافت عباسی را مجدد تأسیس کردند. با وجود آنکه خلیفه دیگر فاقد اقتدار سیاسی بود البته تا فرصت تسخیر مصر بهدست عثمانیها در سال ۱۵۱۷، همچنان در کارها مذهبی ادعای قدرت داشتند.[۱۰]
خلافت عثمانی، خلافت چهارم، بعداز تصرف قاهره به وسیله فرمانروا سلیم در سال ۱۵۱۷ تأسیس شد. همینطور این فتوحات به عثمانیها توان احاطه و اجرا نفوذ در شهرهای مکه و مدینه، که پیشتر پایین سلطهٔ مملوکان بودند، را اعطا کرد. عثمانیها کم کم در کار تحت عنوان رهبران و نمایندگان اسلام و یکیاز امپراتوریهای باروت آیتم اعتنا قرار گرفتند.[۱۱] در پی باخت آن ها در پیکار جهانی اولیه، امپراتوری کبیر آنها به وسیله انگلستان و جمهوری سوم فرانسه تجزیه شد. جمهوری ترکیه در ۲۹ اکتبر ۱۹۲۳، اعلام موجودیت کرد و تحت عنوان بخشی از اصلاحات اول مدیریت جهور آن، مصطفی کمال آتاترک، مجلس ملی کلان ترکیه در ۳ مارس ۱۹۲۴، اصل خلافت در قانون اساسی ایران را کنسل کرد.[۱۲]
چندین دولت دیگر که در طی تاریخ وجود داشتهاند ادعای خلافت کردهاند، برای مثال خلافت ایوبیان در طول سلطنت صلاح الدین ایوبی (۱۱۷۴–۱۱۹۳)، خلافت فاطمیان در شمال شرقی آفریقا (۹۰۹–۱۱۷۱)، خلافت قرطبه در اندلس (۹۲۹–۱۰۳۱)، خلافت بربرهای موحدون در مراکش (۱۱۶۹–۱۲۶۹) و خلافت سوکوتو در شمال نیجریه مدرن (۱۸۰۴–۱۹۰۳).
شاخهٔ سنی اسلام به برگزیده شدن خلیفه از جانب خدا اعتقادی ندارد و این نظر را دارد خلیفه یک منصبی میباشد که به وسیله امت اسلامی تعیین میشود.[۱۳] با این هم اکنون، رهروان اسلام شیعه معتقدند خلیفه بایستی امامی باشد که آفریدگار از طرف اهل بیت برگزیده میباشد.
در اوائل قرن بیست و یکم، درپی باخت فصل بهار عربی و باخت خلافت خودخواندهٔ داعش، چشم شده است که «استقبال همگانی بزرگ از نامونشان جمعی اسلامی» به وسیله مسلمانها جوان ارتقا یافته و جاذبهٔ خلافت تحت عنوان «دولت آرمانی بعدی اسلامی» تواناخیس شده است.[۱۴]
در تمدن تشیع
شیعهها که معتقد به امامت میباشند بر این باورند جانشینی بعداز محمد از جانب آفریدگار انتخاب و معرفی میگردد که به عبارتی علی میباشد و محمد او را به طور خاص در غدیر خم معرفی کرد و از آنان برای علی بیعت گرفت. فرزندان علی نیز جانشین آجل محمدند و همه آن ها معصوم و به دور از هر سیرتکامل غلط میباشند. خلافت از نگرش شیعه انتسابی وجود ندارد بلکه جانشینی صلبی وارثی از بابا به پسر میباشد. از در میان امامان اثنی عشری تنها علی و پسرش حسن حکومت حقیقی و واقعی تشکیل دادند اما بعد ها امامان اسماعیلی خلافت فاطمی در مصر را تشکیل دادند که فعلا شاهزاده کریم و مهربان حسین دارای اسم و رسم به آقاخان چهارم، چهل و نهمی امام شیعهها اسماعیلی میباشد. در کشور ایران نیز صفویان ادعأ مرشدی میکردند. در سودان نیز شخصی خویش را مهدی موعود و خلیفه خواند. هم اکنون فی مابین رهبران شیعه نیز کسانی مانند ملک حسن، محمد ششم، روحالله خمینی، سید علی خامنهای و مقتدا صدر راه ای پیدا و مخفی را داشتهاند که میقدرت بیان کرد ادعا خلافت داشته و داراهستند.
خِدروغَت (عربی: خِلَافَة) یک دولت اسلامی میباشد زیر رهبری یک حکم دهنده اسلامی با تیتر خلیفه میباشد، فردی که جانشین مذهبی-سیاسی محمد و رهبر آحاد امت اسلامی به حساب میآید.[۱] در عصرٔ قرن ها وسطی، سه خلافت مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد تعالی یک کدام از بعداز دیگری جانشین هم شدند: خلافت راشدین (۶۳۲–۶۶۱)، خلافت اموی (۶۶۱–۷۵۰)، خلافت عباسی (۷۵۰–۱۲۵۸). در خلافت والا چهارم، خلافت عثمانی، سلاطین عثمانی از سال ۱۵۱۷ ادعای خلافت بر مسلمان ها را کردند. در حین تاریخ اسلام، تعدادی مملکت مسلمان دیگر، که به طور تقریبً تمامی سلطنت ارثی بودند، ادعای خلافت داشتند، ولی به وسیله عامه مسلمان ها به رسمیت شناخته نشدند.[۱] مانند سلطنت ممالیک در قاهره و رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد خلافت ایوبی.[۲][۳]
اولیه خلافت، خلفای راشدین، فورا بعداز مرگ محمد در سال ۶۳۲ جانشین او شدند.[۴] چهار خلیفه راشدین از روش شورا، روندی از رایزنی و همفکری با جامعه که بعضا آن را صورت اولٔ دموکراسی اسلامی می دانند، آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد تعیین شدند.[۵] خلیفه چهارم، علی، که برخلاف سه خلیفهٔ قبل از طایفهٔ خویش محمد (بنی هاشم) بود، طبق اعتقادوباور شیعه ها اولین خلیفه و جانشین به حق محمد میباشد.[۶] علی در حین فتنه نخستین (۶۵۹–۶۶۱) — نزاع داخلی در بین علی با دوست داران خلیفهٔ کشته شده دیرین، عثمان از بنی امیه، و با همینطور شورشیان مصر — حکومت می کرد. این نبردها در غایت سبب ساز به تأسیس خلافت ارثی امویان، زیر حکومت معاویه اولیه، در سال ۶۶۱ شد.
خلافت دوم، خلافت امویان، بهدست خویشان بنی امیه، یک فامیل مکی از تبار امیه بن عبدشمس اداره میشد. این خلافت به فتوحات مسلمانها خاطر نشان کرد و قفقاز، ماورالنهر، مدرک، مغرب و اندلس را درون دنیا اسلام کرد. این خلافت گزینه تامین و تایید تعداد قابل توجهی از مسیحیان در قلمروی خویش بود کهاین ضروری بود چون تعداد اکثری مسیحی در قلمروی آن ها، به ویژه در شامات، وجود داشت.[۷][۸][۹] بهدنبال تکان سیاهجامگان (۷۴۶–۷۵۰)، که گزینه مدد اکثری از اتباع غیرعرب امویان، به جهت تبعیضهایی که بر اتباع غیرغرب جایز می شد، بود، خلافت اموی سقوط و باقیماندگان آن به اندلس متواری و خلافت عباسیان در سال ۷۵۰ تأسیس میشود.
عباسیان، خلافت سوم، به وسیله قوم و قبیله بنی عباس، خاندانی مکیتبار که از روش عباس، عموی محمد، با محمد خویشاوندی داشتند، اداره می شد. منصور، دومین خلیفهٔ عباسی، شهر بغداد را در سال ۷۶۲ سازه و آن را پایتخت قرار می دهد. این شهر، در زمانای که موسوم به بعد از ظهر طلایی اسلام میباشد، تحت عنوان یک راس علمی، فرهنگی و هنری گران قدر عالم اسلام تبدیل شد. از قرن دهم میلادی، نفوذ دولت عباسی صرفا به بغداد و بخشها گوشه و کنار آن محصور می شد و یک سری توشه به وسیله دیگر اقتدارهای حیطه اشغال شد. در سال ۱۲۵۸، مغولان بغداد را تصرف و خلافت عباسی را بعداز ۵۰۰ سال منقرض کردند. ولی باقیماندگان عباسیان به مملوکان مصر پشتیبانی بردند و در قاهره خلافت عباسی را مجدد تأسیس کردند. با وجود آنکه خلیفه دیگر فاقد اقتدار سیاسی بود البته تا فرصت تسخیر مصر بهدست عثمانیها در سال ۱۵۱۷، همچنان در کارها مذهبی ادعای قدرت داشتند.[۱۰]
خلافت عثمانی، خلافت چهارم، بعداز تصرف قاهره به وسیله فرمانروا سلیم در سال ۱۵۱۷ تأسیس شد. همینطور این فتوحات به عثمانیها توان احاطه و اجرا نفوذ در شهرهای مکه و مدینه، که پیشتر پایین سلطهٔ مملوکان بودند، را اعطا کرد. عثمانیها کم کم در کار تحت عنوان رهبران و نمایندگان اسلام و یکیاز امپراتوریهای باروت آیتم اعتنا قرار گرفتند.[۱۱] در پی باخت آن ها در پیکار جهانی اولیه، امپراتوری کبیر آنها به وسیله انگلستان و جمهوری سوم فرانسه تجزیه شد. جمهوری ترکیه در ۲۹ اکتبر ۱۹۲۳، اعلام موجودیت کرد و تحت عنوان بخشی از اصلاحات اول مدیریت جهور آن، مصطفی کمال آتاترک، مجلس ملی کلان ترکیه در ۳ مارس ۱۹۲۴، اصل خلافت در قانون اساسی ایران را کنسل کرد.[۱۲]
چندین دولت دیگر که در طی تاریخ وجود داشتهاند ادعای خلافت کردهاند، برای مثال خلافت ایوبیان در طول سلطنت صلاح الدین ایوبی (۱۱۷۴–۱۱۹۳)، خلافت فاطمیان در شمال شرقی آفریقا (۹۰۹–۱۱۷۱)، خلافت قرطبه در اندلس (۹۲۹–۱۰۳۱)، خلافت بربرهای موحدون در مراکش (۱۱۶۹–۱۲۶۹) و خلافت سوکوتو در شمال نیجریه مدرن (۱۸۰۴–۱۹۰۳).
شاخهٔ سنی اسلام به برگزیده شدن خلیفه از جانب خدا اعتقادی ندارد و این نظر را دارد خلیفه یک منصبی میباشد که به وسیله امت اسلامی تعیین میشود.[۱۳] با این هم اکنون، رهروان اسلام شیعه معتقدند خلیفه بایستی امامی باشد که آفریدگار از طرف اهل بیت برگزیده میباشد.
در اوائل قرن بیست و یکم، درپی باخت فصل بهار عربی و باخت خلافت خودخواندهٔ داعش، چشم شده است که «استقبال همگانی بزرگ از نامونشان جمعی اسلامی» به وسیله مسلمانها جوان ارتقا یافته و جاذبهٔ خلافت تحت عنوان «دولت آرمانی بعدی اسلامی» تواناخیس شده است.[۱۴]
در تمدن تشیع
شیعهها که معتقد به امامت میباشند بر این باورند جانشینی بعداز محمد از جانب آفریدگار انتخاب و معرفی میگردد که به عبارتی علی میباشد و محمد او را به طور خاص در غدیر خم معرفی کرد و از آنان برای علی بیعت گرفت. فرزندان علی نیز جانشین آجل محمدند و همه آن ها معصوم و به دور از هر سیرتکامل غلط میباشند. خلافت از نگرش شیعه انتسابی وجود ندارد بلکه جانشینی صلبی وارثی از بابا به پسر میباشد. از در میان امامان اثنی عشری تنها علی و پسرش حسن حکومت حقیقی و واقعی تشکیل دادند اما بعد ها امامان اسماعیلی خلافت فاطمی در مصر را تشکیل دادند که فعلا شاهزاده کریم و مهربان حسین دارای اسم و رسم به آقاخان چهارم، چهل و نهمی امام شیعهها اسماعیلی میباشد. در کشور ایران نیز صفویان ادعأ مرشدی میکردند. در سودان نیز شخصی خویش را مهدی موعود و خلیفه خواند. هم اکنون فی مابین رهبران شیعه نیز کسانی مانند ملک حسن، محمد ششم، روحالله خمینی، سید علی خامنهای و مقتدا صدر راه ای پیدا و مخفی را داشتهاند که میقدرت بیان کرد ادعا خلافت داشته و داراهستند.

جایگاه تاریخی و معنوی نام امام حسن مجتبی (ع) در مسجد فکوری مشهد