رخداد کربلا
بر طبق بعضی احادیث همسر و فرزندان مسلم بن عوسجه نیز در کربلا حضور داشتهاند. خلف بن مسلم بن عوسجه، در کنار پدرش حضور داشت و در رکاب امام حسین(ع) به شهید شدن رسید. آنچه در بعضی از گزارشها آمده که جوانی از چادرها خارج آمد تا امام حسین(ع) را کمک نماید و مادرش نیز درپی وی آمد. وی، به عبارتی پسر مسلم بن عوسجه مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.[۱۷]
در شب عاشورا
در شب عاشورا هنگامی که امام حسین(ع) در سخنرانی خویش بیعت را از یاران خویش برداشت و به آن ها اجازۀ رفتن بخشید، یاران امام هریک با عبارتی عشق و علاقه خویش را به امام(ع) ابراز کردند و بر پیمان خویش پای فشردند. بعداز جوان ها بنی هاشم، مسلم بن عوسجه اولی کسی بود که ازجا پرید و اعلام رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرد:
«ای ابا عبدالله! آیا ما تورا رها کنیم؟! آن گاه راجع به ادای حق تو در پیشگاه الهی چه عذری بیاوریم؟!
اینجانب دست از تو بر نمیدارم تا اینکه نیزهام را آن قدر به سینههای معاند بکوبم تا بشکند و با خنجر خویش آنهارا آن قدر بزنم تا خنجر از دستم بیفتد و آنگاه در حالتی که هیچ سلاحی نداشته باشم، معاند را سنگ باران خواهم کرد تا هم پا تو بمیرم.»[۱۸]در زیارت شهدای کربلا که منسوب به امام مجال(ع) میباشد بهاین فرازها اشاره شدهاست.«اَلسَّلَامُ عَلَی مُسْلِمِ بْنِ عَوْسَجَةَ الْأَسَدِی الْقَائِلِ لِلْحُسَینِ وَ قَدْ أَذِنَ لَهُ فِی الِانْصِرَافِ أَ نَحْنُ نُخَلِّی عَنْک وَ بِمَ نَعْتَذِرُ إِلَی اللهِ مِنْ أَدَاءِ حَقِّک وَ لاوَ اللهِ حَتَّی أَکسِرَ فِی صُدُورِهِمْ رُمْحِی وَ أَضْرِبَهُمْ بِسَیفِی مَا ثَبَتَ قَائِمُهُ فِی یدِی وَ لاأُفَارِقُک وَ لَوْ لَمْ یکنْ مَعِی سِلَاحٌ أُقَاتِلُهُمْ بِهِ لَقَذَفْتُهُمْ بِالْحِجَارَةِ ثُمَّ لَمْ أُفَارِقْک حَتَّی أَمُوتَ مَعَک.» و بهدنبال تصریح گردیده که او اولی شهید از شهیدان کربلاست.«وَ کنْتَ أَوَّلَ مَنْ شَرَی نَفْسَهُ وَ أَوَّلَ شَهِیدٍ مِنْ شُهَدَاءِ اللهِ قَضَی آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نَحْبَهُ.» [۱۹]
در روز عاشورا
به نقل از روضه خوان اثر گذار در روز عاشورا، یاران امام حسین برای هواخواهی از پشت چادرها خندقی مهیا و در درون آن حریق پرنور کرده بودند. زمانی که شمر بن ذیالجوشن آن هیزمها و نیهای شعلهور را مشاهده کرد، در بین وی و امام حسین(ع) سخنانی رد و بدل شد. مسلم بن عوسجه از امام حسین(ع) اذن خواست تا شمر را مقصود تیر قرار دهد. امام اذن نداد و فرمود: «اورا نزن اینجانب دوست ندارم آغازگر نزاع باشم».[۲۰]
شهیدشدن
مسلم اولین شهید روز عاشورا بین یاران امام حسین(ع) میباشد که در حمله اولیه به شهیدشدن رسید.[۲۱] در روز عاشورا، جبهه راست سپاه ابن سعد به فرماندهی عمرو بن حجاج به جبهه چپ سپاه امام حمله کرد و تضارب دو سپاه به طرف شریعه فرات کشیده شد. دراین تضارب مسلم بن عبدالله ضبائی و عبدالرحمن بن ابی خشکاره مسلم را که در جبهه چپ لشگر امام بود زخمی کردند. امام حسین(ع) و حبیب بن مظاهر بر راز بالین وی آمدند. امام به وی اظهار کرد: ای مسلم خداوند تورا عفو وبخشش نماید. بعد آیه «فَمِخیرُم مَن قَضی نَحبَهُ و مِخیرُم مَن ینتَظِر و ما بَدّلوا تَبدیلاً»[۲۲] را تلاوت کرد. حبیب اظهارکرد: «کشته شدن تو بر اینجانب بسی نقص میباشد البته تورا به پردیس مژده می دهم»، مسلم بن عوسجه با صدای ضعیف اظهارکرد: معبود تورا به نه بشارت دهد. آنگاه حبیب به وی اظهارکرد: در صورتی شهادتم مجاورت عدم وجود، دوست داشتم آنچه برایت اصلی میباشد به اینجانب وصیت کنی تا حق شرعی و خویشاوندی خویش را ادا کرده باشم. مسلم بن عوسجه به امام(ع) اشاره نمود و به حبیب خاطرنشان کرد: «تورا وصیت میکنم بدین فرد، خدای رحمتت نماید تا جان در تن داری از وی امان کن و از امداداش دست مکش تا کشته شوی.» حبیب بیان کرد: به وصیت تو شغل می کنم و دیده تورا پرنور میگردانم.[۲۳]از مژده دادن سپاهیان ابن سعد به کشتن مسلم بن عوسجه و ابراز ناخوشایندی شبث بن ربعی از خوی آنها،[یادداشت ۱]میقدرت به رده خاص وی در بین یاران امام (ع) پیپیروزی. [۲۴]
رجز مسلم بن عوسجه در روز عاشورا
إنْ تَسْألوا عَنّی فَإنّی ذو لَبَد
وَ اِنَّ بَیتی فی ذری بَنی اَسَد
فَمَنْ بَغانی حائِدٌ عَنِ الرَّشَد
وَ کافرٌ بِآئینِ جَبّارٍ صَمَد
ترجمه: درصورتی که درباره اینجانب بپرسید، همانا اینجانب دارنده شجاعت شیرم و نسبم از قوم و قبیله بنیاسد میباشد.
رخداد کربلا
بر طبق بعضی احادیث همسر و فرزندان مسلم بن عوسجه نیز در کربلا حضور داشتهاند. خلف بن مسلم بن عوسجه، در کنار پدرش حضور داشت و در رکاب امام حسین(ع) به شهید شدن رسید. آنچه در بعضی از گزارشها آمده که جوانی از چادرها خارج آمد تا امام حسین(ع) را کمک نماید و مادرش نیز درپی وی آمد. وی، به عبارتی پسر مسلم بن عوسجه مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.[۱۷]
در شب عاشورا
در شب عاشورا هنگامی که امام حسین(ع) در سخنرانی خویش بیعت را از یاران خویش برداشت و به آن ها اجازۀ رفتن بخشید، یاران امام هریک با عبارتی عشق و علاقه خویش را به امام(ع) ابراز کردند و بر پیمان خویش پای فشردند. بعداز جوان ها بنی هاشم، مسلم بن عوسجه اولی کسی بود که ازجا پرید و اعلام رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرد:
«ای ابا عبدالله! آیا ما تورا رها کنیم؟! آن گاه راجع به ادای حق تو در پیشگاه الهی چه عذری بیاوریم؟!
اینجانب دست از تو بر نمیدارم تا اینکه نیزهام را آن قدر به سینههای معاند بکوبم تا بشکند و با خنجر خویش آنهارا آن قدر بزنم تا خنجر از دستم بیفتد و آنگاه در حالتی که هیچ سلاحی نداشته باشم، معاند را سنگ باران خواهم کرد تا هم پا تو بمیرم.»[۱۸]در زیارت شهدای کربلا که منسوب به امام مجال(ع) میباشد بهاین فرازها اشاره شدهاست.«اَلسَّلَامُ عَلَی مُسْلِمِ بْنِ عَوْسَجَةَ الْأَسَدِی الْقَائِلِ لِلْحُسَینِ وَ قَدْ أَذِنَ لَهُ فِی الِانْصِرَافِ أَ نَحْنُ نُخَلِّی عَنْک وَ بِمَ نَعْتَذِرُ إِلَی اللهِ مِنْ أَدَاءِ حَقِّک وَ لاوَ اللهِ حَتَّی أَکسِرَ فِی صُدُورِهِمْ رُمْحِی وَ أَضْرِبَهُمْ بِسَیفِی مَا ثَبَتَ قَائِمُهُ فِی یدِی وَ لاأُفَارِقُک وَ لَوْ لَمْ یکنْ مَعِی سِلَاحٌ أُقَاتِلُهُمْ بِهِ لَقَذَفْتُهُمْ بِالْحِجَارَةِ ثُمَّ لَمْ أُفَارِقْک حَتَّی أَمُوتَ مَعَک.» و بهدنبال تصریح گردیده که او اولی شهید از شهیدان کربلاست.«وَ کنْتَ أَوَّلَ مَنْ شَرَی نَفْسَهُ وَ أَوَّلَ شَهِیدٍ مِنْ شُهَدَاءِ اللهِ قَضَی آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نَحْبَهُ.» [۱۹]
در روز عاشورا
به نقل از روضه خوان اثر گذار در روز عاشورا، یاران امام حسین برای هواخواهی از پشت چادرها خندقی مهیا و در درون آن حریق پرنور کرده بودند. زمانی که شمر بن ذیالجوشن آن هیزمها و نیهای شعلهور را مشاهده کرد، در بین وی و امام حسین(ع) سخنانی رد و بدل شد. مسلم بن عوسجه از امام حسین(ع) اذن خواست تا شمر را مقصود تیر قرار دهد. امام اذن نداد و فرمود: «اورا نزن اینجانب دوست ندارم آغازگر نزاع باشم».[۲۰]
شهیدشدن
مسلم اولین شهید روز عاشورا بین یاران امام حسین(ع) میباشد که در حمله اولیه به شهیدشدن رسید.[۲۱] در روز عاشورا، جبهه راست سپاه ابن سعد به فرماندهی عمرو بن حجاج به جبهه چپ سپاه امام حمله کرد و تضارب دو سپاه به طرف شریعه فرات کشیده شد. دراین تضارب مسلم بن عبدالله ضبائی و عبدالرحمن بن ابی خشکاره مسلم را که در جبهه چپ لشگر امام بود زخمی کردند. امام حسین(ع) و حبیب بن مظاهر بر راز بالین وی آمدند. امام به وی اظهار کرد: ای مسلم خداوند تورا عفو وبخشش نماید. بعد آیه «فَمِخیرُم مَن قَضی نَحبَهُ و مِخیرُم مَن ینتَظِر و ما بَدّلوا تَبدیلاً»[۲۲] را تلاوت کرد. حبیب اظهارکرد: «کشته شدن تو بر اینجانب بسی نقص میباشد البته تورا به پردیس مژده می دهم»، مسلم بن عوسجه با صدای ضعیف اظهارکرد: معبود تورا به نه بشارت دهد. آنگاه حبیب به وی اظهارکرد: در صورتی شهادتم مجاورت عدم وجود، دوست داشتم آنچه برایت اصلی میباشد به اینجانب وصیت کنی تا حق شرعی و خویشاوندی خویش را ادا کرده باشم. مسلم بن عوسجه به امام(ع) اشاره نمود و به حبیب خاطرنشان کرد: «تورا وصیت میکنم بدین فرد، خدای رحمتت نماید تا جان در تن داری از وی امان کن و از امداداش دست مکش تا کشته شوی.» حبیب بیان کرد: به وصیت تو شغل می کنم و دیده تورا پرنور میگردانم.[۲۳]از مژده دادن سپاهیان ابن سعد به کشتن مسلم بن عوسجه و ابراز ناخوشایندی شبث بن ربعی از خوی آنها،[یادداشت ۱]میقدرت به رده خاص وی در بین یاران امام (ع) پیپیروزی. [۲۴]
رجز مسلم بن عوسجه در روز عاشورا
إنْ تَسْألوا عَنّی فَإنّی ذو لَبَد
وَ اِنَّ بَیتی فی ذری بَنی اَسَد
فَمَنْ بَغانی حائِدٌ عَنِ الرَّشَد
وَ کافرٌ بِآئینِ جَبّارٍ صَمَد
ترجمه: درصورتی که درباره اینجانب بپرسید، همانا اینجانب دارنده شجاعت شیرم و نسبم از قوم و قبیله بنیاسد میباشد.

نقش انتخاب مسجد مناسب در برگزاری یک مراسم ترحیم آرام و منظم