معاش و مبارزات سیاسی
در آن مجال که اکثری از مرزو بومهای اسلامی ذیل سلطه عثمانی بودند عموم لبنان نیز بسان دیگر عموم میهنهای اسلامی خواهان استقلال کشورشان بودند. شرفالدین در کنار عموم وارد میدان مبارزات سیاسی و زد خوردهای اجتماعی شد. بعداز ناکامی عثمانی، لبنان زیر قیمومیت فرانسه قرار گرفت که عکس العمل علما را پیرو داشت و شرفالدین نیز علیه فرانسویان فتوای جهاد مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بخشید.[۱۰]
به دنبال جستجوی فرانسویان برای دستگیری او، وی آغاز به جبلبرهان و آنگاه به دمشق سفر کرد. اشغالگران کتابخانه اورا حریق زدند و بخشی از نوشتههای وی دراین رخداد ازبین رفت.[۱۱] بعداز 1 سال وضعیت برگشت او به شهر صور آماده شد و وی نیز پیکار را تا استقلال لبنان در سال ۱۳۶۲ق خاطر نشان کرد.[۱۲] درین زمانه، شرفالدین سفر یهودیان دنیا به خاک فلسطین را برای آتی آن مرز و بوم خطرناک میدانست و همواره خطر یهودیان را برای فلسطین یادآوری میاعطا کرد.[۱۳] در سال ۱۳۳۸ق مجددا با جامه مبدّل عازم مصر شد و در جهت وحدت شیعه و سنی عملکرد رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرد.[۱۴]
فعّالیتهای اجتماعی
شرف الدین در مراسم حج سال ۱۳۴۰ق به تقاضای ملک حسین، نماز جماعت را در مسجدالحرام اقامه کرد و شیعه و سنی به وی اقتدا کردند.[۱۵]
در اواخر ۱۳۵۵ق برای زیارت مشاهد مشرفه وارد عراق شد و در روزهای آخری به عبارتی سال، با مسافرت به کشور ایران خلال زیارت شهرهای قم و مشهد با حوزه علمیه قم شناخت بیشتری پیدا آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرد.[۱۶]
در سال ۱۳۶۱ق مکتب دخترانه «الزهرا» را تأسیس کرد که معارضان با فشار دولت آن را بستند البته شرف الدین کلاسهای آن سال را در منزل خویش برپا کرد و سال سپس، مجدداً این مکتب بازگشایی شد.[۱۷] ابعاد نیز المدرسة الجعفریه را نیز در شهر صور تأسیس کرد.[۱۸]
در سال ۱۳۶۵ق مؤسسه خیریهای به اسم انجمن نیکوکاری و احسان برای امداد به نیازمندان تأسیس کرد.[۱۹] در سالهای پایان قدمت خویش نیز کتاب النص و الاجتهاد را تألیف کرد. درین کتاب با استناد به منابع اهلسنت، مخالفتهای خلفا و حاکمان با احکام مصرح قرآن و سنت در طی نبی(ص) و آنگاه آیتم تحقیق قرار گرفته میباشد.[۲۰]
سخنرانیهای اثر گذار
یکیاز خصوصیتهای او سخنوری و عملکرد فراوان در جهت اتحاد مسلمانها بود و در شهرها و کشورهای گوناگون ضمن مواعظ معمول شرعی، بهاین زمینه نیز میپرداخت و گزینه دقت علمای اهل سنت قرار میگرفت. وی از مسلمانها میخواست تعصبات مذهبی و گروهی رایج را کنار گذارده و با مراقبت احترام به ریشههای اختلافات بپردازند. او در همین راستا کتاب الفصول المهمه فی تألیف الامه را نگاشت.[۲۱] بعضا از این سخنان در ادبیات سیاسی به یادگار باقیمانده میباشد که برخی از آنها عبارتند از:
شرفالدین عاملی:
«فَرَّقَتْهُما السِّیاسَةُ فَلْتَجمَعْهُما السِّیاسَةُ. سیاست شیعه و سنّی را از هم غیر وابسته کرده و سیاست می بایست آنان را گردآوری نماید.»[۲۲]
لاینْتَشِرُ الْهُدی الاَّ مِنْ حَیثُ اِنْتَشَرَ الضَّلال. هدایت، وسیع نمی شود مگر از به عبارتی جایی که گمراهی از آن توسعه یافت.[۲۳]
مناظره با فرمان روا وقت سعودی
وقتی که سید شرف الدین در روزها حج نزد عبدالعزیز قاضی وقت سعودی رفت یک قرآن که در جلدی پوستین قرار داده گردیده بود به وی کادو اعطا کرد. «عبدالعزیز» کادو را گرفت و بوسید. شرف الدین اعلامکرد چه گونه این جلد را میبوسی و تعظیم میکنی در حالی که چیزی جز پوست یک بز وجود ندارد![۲۴]
عبدالعزیز جواب اعطا کرد: مقصود اینجانب احترام به قرآنی میباشد که در باطن این جلد میباشد، خیر خویش این جلد. شرف الدین ذکر کرد: احسنت! ماهم زمانی پنجره یا این که در اتاق رسول اکرم(ص) [و یا این که بارگاه ائمه(ع)] را میبوسیم، میدانیم که آهن و چوب هیچ کاری نمیتواند بکنند، بلکه هدف ما آن کسی میباشد که ماورای این چوبها و آهنها قراردارد. ما می خواهیم نبی پروردگار(ص) را تعظیم کنیم و احترام نمائیم.[۲۵]
حاضران تکبیر گفتند و اورا تصدیق کردند. آنجا بود که «عبدالعزیز» بدون چاره شد اذن دهد حجاج، به اثر ها نبی خداوند(ص) تبرک جویند، اما قاضیِ بعد از وی مجدداً امر جلوگیری کردن صادر کرد.[۲۶]
سید عبدالحسین شرفالدین در اواخر قدمت
درگذشت
شرفالدین در ۸ جمادیالثانی سال ۱۳۷۷ق[۲۷] (۱۰ دی سال ۱۳۳۶ش) در ۸۷ سالگی، در لبنان از عالم رفت. پیکر وی به نجف منتقل و در مسجد عمران بن شاهین در بقعه امام علی(ع) به خاک امانت شد.[۲۸]
اساتید
بعضی از استادان پررنگ وی عبارتاند از:
محمدرضا مسجدشاهی (متوفای ۱۳۲۲ق)
محمدطه نجف (متوفای ۱۳۲۳ق)
محمدکاظم خراسانی (متوفای ۱۳۲۹ق)
فتحالله غروی اصفهانی (متوفای ۱۳۳۹ق)
عبدالله مازندرانی (متوفای ۱۳۳۰ق)
سید محمدکاظم طباطبایی یزدی (متوفای ۱۳۳۷ق)
میرزا حسین نوری (متوفای ۱۳۲۰ق)[۲۹]
المراجعات
اثر ها
نوشتهی علمیٔ مهم: فهرست اثرها سید عبدالحسین شرفالدین
شرفالدین اثرها فراوانی در موضوعات متعدد تألیف کرده، که بعضا از آن ها گزینه اعتنا عالمان و اندیشمندان شیعه و سنی قرار گرفته میباشد. بخشی از تألیفات وی به فارسی و دیگر گویشها ترجمه گردیده و بعضا دیگر از کتاب ها و مقاله ها وی مفقود میباشد.[۳۰] از مشهورترین اثرها وی میاقتدار به دو کتاب المراجعات و النص و الاجتهاد اشاره نمود.
شرفالدین در اواخر سال ۱۳۲۹ ق برای دیدار از مصر و شناخت با علمای فقاهتی، پژوهشگران، متفکران و نویسندگان آن دیار و ساختوساز مورد اتحاد مسلمانها راهی آن میهن گردیده و با روحانی سلیم بشری مُفتی دانش کده الازهر آشنا شد. این دو فقید شیعه و سنی در مسئله جانشینی رسول اکرم(ص) ۱۱۲ طومار رد و بدل کردند که با غایت متانت و احترام به صورتی به طور کامل علمی شکل گرفت. این مکاتبات ۲۵ سال سپس در پوسته کتاب المراجعات منتشر شد.
این کتاب شامل ۱۱۲ مکاتبه شرف الدین با مُفتی دانش کده الازهر مصر، روضه خوان سلیم بشری مالکی میباشد. زمینه طومارها «خلافت و امامت از حیث شیعه» میباشد که با مراجعه به آیه ها قرآن و منابع مقبول اهل سنت، عاملهای شیعه و اهل سنت گزینه پژوهش و عیب گیری قرار گرفته میباشد.[۳۱]
معاش و مبارزات سیاسی
در آن مجال که اکثری از مرزو بومهای اسلامی ذیل سلطه عثمانی بودند عموم لبنان نیز بسان دیگر عموم میهنهای اسلامی خواهان استقلال کشورشان بودند. شرفالدین در کنار عموم وارد میدان مبارزات سیاسی و زد خوردهای اجتماعی شد. بعداز ناکامی عثمانی، لبنان زیر قیمومیت فرانسه قرار گرفت که عکس العمل علما را پیرو داشت و شرفالدین نیز علیه فرانسویان فتوای جهاد مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بخشید.[۱۰]
به دنبال جستجوی فرانسویان برای دستگیری او، وی آغاز به جبلبرهان و آنگاه به دمشق سفر کرد. اشغالگران کتابخانه اورا حریق زدند و بخشی از نوشتههای وی دراین رخداد ازبین رفت.[۱۱] بعداز 1 سال وضعیت برگشت او به شهر صور آماده شد و وی نیز پیکار را تا استقلال لبنان در سال ۱۳۶۲ق خاطر نشان کرد.[۱۲] درین زمانه، شرفالدین سفر یهودیان دنیا به خاک فلسطین را برای آتی آن مرز و بوم خطرناک میدانست و همواره خطر یهودیان را برای فلسطین یادآوری میاعطا کرد.[۱۳] در سال ۱۳۳۸ق مجددا با جامه مبدّل عازم مصر شد و در جهت وحدت شیعه و سنی عملکرد رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرد.[۱۴]
فعّالیتهای اجتماعی
شرف الدین در مراسم حج سال ۱۳۴۰ق به تقاضای ملک حسین، نماز جماعت را در مسجدالحرام اقامه کرد و شیعه و سنی به وی اقتدا کردند.[۱۵]
در اواخر ۱۳۵۵ق برای زیارت مشاهد مشرفه وارد عراق شد و در روزهای آخری به عبارتی سال، با مسافرت به کشور ایران خلال زیارت شهرهای قم و مشهد با حوزه علمیه قم شناخت بیشتری پیدا آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کرد.[۱۶]
در سال ۱۳۶۱ق مکتب دخترانه «الزهرا» را تأسیس کرد که معارضان با فشار دولت آن را بستند البته شرف الدین کلاسهای آن سال را در منزل خویش برپا کرد و سال سپس، مجدداً این مکتب بازگشایی شد.[۱۷] ابعاد نیز المدرسة الجعفریه را نیز در شهر صور تأسیس کرد.[۱۸]
در سال ۱۳۶۵ق مؤسسه خیریهای به اسم انجمن نیکوکاری و احسان برای امداد به نیازمندان تأسیس کرد.[۱۹] در سالهای پایان قدمت خویش نیز کتاب النص و الاجتهاد را تألیف کرد. درین کتاب با استناد به منابع اهلسنت، مخالفتهای خلفا و حاکمان با احکام مصرح قرآن و سنت در طی نبی(ص) و آنگاه آیتم تحقیق قرار گرفته میباشد.[۲۰]
سخنرانیهای اثر گذار
یکیاز خصوصیتهای او سخنوری و عملکرد فراوان در جهت اتحاد مسلمانها بود و در شهرها و کشورهای گوناگون ضمن مواعظ معمول شرعی، بهاین زمینه نیز میپرداخت و گزینه دقت علمای اهل سنت قرار میگرفت. وی از مسلمانها میخواست تعصبات مذهبی و گروهی رایج را کنار گذارده و با مراقبت احترام به ریشههای اختلافات بپردازند. او در همین راستا کتاب الفصول المهمه فی تألیف الامه را نگاشت.[۲۱] بعضا از این سخنان در ادبیات سیاسی به یادگار باقیمانده میباشد که برخی از آنها عبارتند از:
شرفالدین عاملی:
«فَرَّقَتْهُما السِّیاسَةُ فَلْتَجمَعْهُما السِّیاسَةُ. سیاست شیعه و سنّی را از هم غیر وابسته کرده و سیاست می بایست آنان را گردآوری نماید.»[۲۲]
لاینْتَشِرُ الْهُدی الاَّ مِنْ حَیثُ اِنْتَشَرَ الضَّلال. هدایت، وسیع نمی شود مگر از به عبارتی جایی که گمراهی از آن توسعه یافت.[۲۳]
مناظره با فرمان روا وقت سعودی
وقتی که سید شرف الدین در روزها حج نزد عبدالعزیز قاضی وقت سعودی رفت یک قرآن که در جلدی پوستین قرار داده گردیده بود به وی کادو اعطا کرد. «عبدالعزیز» کادو را گرفت و بوسید. شرف الدین اعلامکرد چه گونه این جلد را میبوسی و تعظیم میکنی در حالی که چیزی جز پوست یک بز وجود ندارد![۲۴]
عبدالعزیز جواب اعطا کرد: مقصود اینجانب احترام به قرآنی میباشد که در باطن این جلد میباشد، خیر خویش این جلد. شرف الدین ذکر کرد: احسنت! ماهم زمانی پنجره یا این که در اتاق رسول اکرم(ص) [و یا این که بارگاه ائمه(ع)] را میبوسیم، میدانیم که آهن و چوب هیچ کاری نمیتواند بکنند، بلکه هدف ما آن کسی میباشد که ماورای این چوبها و آهنها قراردارد. ما می خواهیم نبی پروردگار(ص) را تعظیم کنیم و احترام نمائیم.[۲۵]
حاضران تکبیر گفتند و اورا تصدیق کردند. آنجا بود که «عبدالعزیز» بدون چاره شد اذن دهد حجاج، به اثر ها نبی خداوند(ص) تبرک جویند، اما قاضیِ بعد از وی مجدداً امر جلوگیری کردن صادر کرد.[۲۶]
سید عبدالحسین شرفالدین در اواخر قدمت
درگذشت
شرفالدین در ۸ جمادیالثانی سال ۱۳۷۷ق[۲۷] (۱۰ دی سال ۱۳۳۶ش) در ۸۷ سالگی، در لبنان از عالم رفت. پیکر وی به نجف منتقل و در مسجد عمران بن شاهین در بقعه امام علی(ع) به خاک امانت شد.[۲۸]
اساتید
بعضی از استادان پررنگ وی عبارتاند از:
محمدرضا مسجدشاهی (متوفای ۱۳۲۲ق)
محمدطه نجف (متوفای ۱۳۲۳ق)
محمدکاظم خراسانی (متوفای ۱۳۲۹ق)
فتحالله غروی اصفهانی (متوفای ۱۳۳۹ق)
عبدالله مازندرانی (متوفای ۱۳۳۰ق)
سید محمدکاظم طباطبایی یزدی (متوفای ۱۳۳۷ق)
میرزا حسین نوری (متوفای ۱۳۲۰ق)[۲۹]
المراجعات
اثر ها
نوشتهی علمیٔ مهم: فهرست اثرها سید عبدالحسین شرفالدین
شرفالدین اثرها فراوانی در موضوعات متعدد تألیف کرده، که بعضا از آن ها گزینه اعتنا عالمان و اندیشمندان شیعه و سنی قرار گرفته میباشد. بخشی از تألیفات وی به فارسی و دیگر گویشها ترجمه گردیده و بعضا دیگر از کتاب ها و مقاله ها وی مفقود میباشد.[۳۰] از مشهورترین اثرها وی میاقتدار به دو کتاب المراجعات و النص و الاجتهاد اشاره نمود.
شرفالدین در اواخر سال ۱۳۲۹ ق برای دیدار از مصر و شناخت با علمای فقاهتی، پژوهشگران، متفکران و نویسندگان آن دیار و ساختوساز مورد اتحاد مسلمانها راهی آن میهن گردیده و با روحانی سلیم بشری مُفتی دانش کده الازهر آشنا شد. این دو فقید شیعه و سنی در مسئله جانشینی رسول اکرم(ص) ۱۱۲ طومار رد و بدل کردند که با غایت متانت و احترام به صورتی به طور کامل علمی شکل گرفت. این مکاتبات ۲۵ سال سپس در پوسته کتاب المراجعات منتشر شد.
این کتاب شامل ۱۱۲ مکاتبه شرف الدین با مُفتی دانش کده الازهر مصر، روضه خوان سلیم بشری مالکی میباشد. زمینه طومارها «خلافت و امامت از حیث شیعه» میباشد که با مراجعه به آیه ها قرآن و منابع مقبول اهل سنت، عاملهای شیعه و اهل سنت گزینه پژوهش و عیب گیری قرار گرفته میباشد.[۳۱]

نقش انتخاب مسجد مناسب در برگزاری یک مراسم ترحیم آرام و منظم