انتظار ظهور مهدی (عج)
شیعه ها در زمان سال های دراز متحمل مشقتها و مصائب متعددی از جانب حاکمان و خلفاء گردیده بودند و با دقت به بشارتها و نویدهای امامان(ع) نسبت به ظهور مهدی موعود که بساط ظلم و ستم را برمی اندازد، پیوسته درانتظار ظهور این منجی الهی بودند. امّاگاه همین انتظار و آرزوی برگرفته از عقاید تمیز و خالص سبب به ظهور گروهها و دسته هایی از شیعه ها مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میشد.[مستلزم منبع]
در همین راستا احادیث بخش اعظمی هم از ائمه(ع) آورده شده بود که به انتظار ظهور و قیام قائم فرا میخواندند و شیعهها را بر این فرمان بر می انگیختند. [۶۲] امّا درین در میانگاه در تطبیق این احادیث بر مصداقشان مبتلا نقص میشدند و این به عبارتی مسأله ای بود که درباره واقفیه چهره اعطا کرد. زمان طاقت فرسا امامت حضرت موسی بن جعفر(ع) که هم زمان با خلافت یکسری بدن از خلفاء سختگیر عباسی بود، شیعه ها را به شدت خسته و آزرده کرده بود و در آرزوی گشایشی در امور و ظهور مهدی موعود بودند. این موقعیت در کنار وجود روایات بسیار درباره ظهور مهدی مسئله را برای عمل سران واقفیه آماده ساخته بود، در واقع آنها از این احوال بیشترین منفعت برداری را رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کردند.
بنابراین پایین تأثیر این عامل ها و علت ها واقفیه صورت گرفت و توسعه و گسترش یافت و با دقت به حالت دشوار و طاقت فرسا شیعه ها و ائمه(ع) که تا اواخر سده سوم هجری قمری یعنی زمان غایب بودن صغری تداوم داشت شاهد مناظراتی فی مابین سران واقفیه و علماء شیعه هستیم که اکنون هر دو طایفه قایل به غایب بودن مهدی(ع) بودند البته در مصداق آن اختلاف آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد داشتند.
نوشتن کتابهایی در زمینه ی مهدی (عج) از طرف واقفیه
کتابهای چندی بوسیله سران واقفیه برای ثابت آراء و اقوالشان نوشته شد که در شرایطیکه چه هیچ یک از آنان باقی نمانده میباشد اما از آن ها در منابع کهن ذکر شده گردیده است، از آن پاراگراف روحانی طوسی از کتاب نصرة الواقفه مذکور که بوسیله یکی سران واقفیه به اسم علی بن احمد موسوی علوی درج شده بود.[۶۳] امّا نکتهای که بیشتر قابل مراعات میباشد نوشتن کتاب هایی بوسیله آنان در مسئله غایب بودن مهدی هست. در واقع سران واقفیه برای ثابت مدعای خویش درباره مهدویت و غایب بودن موسی بن جعفر(ع) ابتدا میبایست این موضوعات را به صورت مبنایی و اصولی به ثابت برسانند و آن گاه درخصوص مصداق آن ـ که به ادعای آنها امام هفتم(ع) بود ـ به مشاجره بپردازند. از این رو برخی از بزرگان این طایفه کتابهایی دربارهی غایب بودن تألیف کردند که مجال تألیف اکثر این کتاب ها به قبل از غایب بودن امام دوازدهم(ع) میرسید. آن ها درین کتابها به صورت عمده به مطرح شدن احادیث آورده شده از نبی آفریدگار(ص) و ائمه(ع) در مورد مهدی و قائم آل محمد (عج) پرداخته و آن گاه آنها را بر امام هفتم(ع) تطبیق داده و آن حضرت را به عبارتی مهدی و قائم موعود معرفی میکردند.
از اصلیترین این کتابها، کتاب الغیبه نوشته حسن بن محمد بن سماعه کوفی میباشد. ابن سماعه یکی دارای شهرتترین سران واقفیه بود که تصنیفات خیر داشته و در فقه نیز فرهیخته بود، او در سال ۲۶۳ق. درگذشت. وی کتابهای زیادی نوشته بود، از آن گزاره کتاب الغیبه میباشد که در مسئله غایب بودن است.[۶۴] نجاشی اخباری درباره عناد وی با شیعه و امامان بعداز موسی بن جعفر(ع) نقل نموده است.[۶۵] از همین قبیل علی بن حسن طاطری بود که تعصب شدیدی در مذهب خودش داشت و با شیعهها امامی دشمنی مشقت میورزید. وی در هواخواهی از واقفیه کتابهای بخش اعظمی نوشت، شمار کتابهای اورا که اکثراً در مسئله فقه می باشند بیش تر از سی کتاب دانستهاند، [۶۶] مثلا آنها نیز کتابی به اسم الغیبه هست.[۶۷]
این تألیفات علامت میدهد که سران واقفیه شغل عظیمای را برای ترویج مذهب خویش استارت کرده بودند با این اکنون، این تکان انشعابی بیشتراز این تداوم نیافت و بعداز غایب بودن صغری امام دوازدهم حضور فعالی از این طایفه مشاهده نمیشود البته اعتنا زیاد علماء والا امامی مانند روحانی صدوق و روضه خوان اثرگذار و روضه خوان طوسی به عیب گیری و ردّ اقوال و آراء واقفیه ـ که در مقایسه با عکس العمل وی با اقوال بقیه فرق شیعه نصیب قابل توجهی را به خویش تخصیص داده میباشد ـ بیانکننده مداقه و آلرژی این جریان در تاریخ تشیع هست.[۶۸]
انتظار ظهور مهدی (عج)
شیعه ها در زمان سال های دراز متحمل مشقتها و مصائب متعددی از جانب حاکمان و خلفاء گردیده بودند و با دقت به بشارتها و نویدهای امامان(ع) نسبت به ظهور مهدی موعود که بساط ظلم و ستم را برمی اندازد، پیوسته درانتظار ظهور این منجی الهی بودند. امّاگاه همین انتظار و آرزوی برگرفته از عقاید تمیز و خالص سبب به ظهور گروهها و دسته هایی از شیعه ها مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میشد.[مستلزم منبع]
در همین راستا احادیث بخش اعظمی هم از ائمه(ع) آورده شده بود که به انتظار ظهور و قیام قائم فرا میخواندند و شیعهها را بر این فرمان بر می انگیختند. [۶۲] امّا درین در میانگاه در تطبیق این احادیث بر مصداقشان مبتلا نقص میشدند و این به عبارتی مسأله ای بود که درباره واقفیه چهره اعطا کرد. زمان طاقت فرسا امامت حضرت موسی بن جعفر(ع) که هم زمان با خلافت یکسری بدن از خلفاء سختگیر عباسی بود، شیعه ها را به شدت خسته و آزرده کرده بود و در آرزوی گشایشی در امور و ظهور مهدی موعود بودند. این موقعیت در کنار وجود روایات بسیار درباره ظهور مهدی مسئله را برای عمل سران واقفیه آماده ساخته بود، در واقع آنها از این احوال بیشترین منفعت برداری را رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد کردند.
بنابراین پایین تأثیر این عامل ها و علت ها واقفیه صورت گرفت و توسعه و گسترش یافت و با دقت به حالت دشوار و طاقت فرسا شیعه ها و ائمه(ع) که تا اواخر سده سوم هجری قمری یعنی زمان غایب بودن صغری تداوم داشت شاهد مناظراتی فی مابین سران واقفیه و علماء شیعه هستیم که اکنون هر دو طایفه قایل به غایب بودن مهدی(ع) بودند البته در مصداق آن اختلاف آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد داشتند.
نوشتن کتابهایی در زمینه ی مهدی (عج) از طرف واقفیه
کتابهای چندی بوسیله سران واقفیه برای ثابت آراء و اقوالشان نوشته شد که در شرایطیکه چه هیچ یک از آنان باقی نمانده میباشد اما از آن ها در منابع کهن ذکر شده گردیده است، از آن پاراگراف روحانی طوسی از کتاب نصرة الواقفه مذکور که بوسیله یکی سران واقفیه به اسم علی بن احمد موسوی علوی درج شده بود.[۶۳] امّا نکتهای که بیشتر قابل مراعات میباشد نوشتن کتاب هایی بوسیله آنان در مسئله غایب بودن مهدی هست. در واقع سران واقفیه برای ثابت مدعای خویش درباره مهدویت و غایب بودن موسی بن جعفر(ع) ابتدا میبایست این موضوعات را به صورت مبنایی و اصولی به ثابت برسانند و آن گاه درخصوص مصداق آن ـ که به ادعای آنها امام هفتم(ع) بود ـ به مشاجره بپردازند. از این رو برخی از بزرگان این طایفه کتابهایی دربارهی غایب بودن تألیف کردند که مجال تألیف اکثر این کتاب ها به قبل از غایب بودن امام دوازدهم(ع) میرسید. آن ها درین کتابها به صورت عمده به مطرح شدن احادیث آورده شده از نبی آفریدگار(ص) و ائمه(ع) در مورد مهدی و قائم آل محمد (عج) پرداخته و آن گاه آنها را بر امام هفتم(ع) تطبیق داده و آن حضرت را به عبارتی مهدی و قائم موعود معرفی میکردند.
از اصلیترین این کتابها، کتاب الغیبه نوشته حسن بن محمد بن سماعه کوفی میباشد. ابن سماعه یکی دارای شهرتترین سران واقفیه بود که تصنیفات خیر داشته و در فقه نیز فرهیخته بود، او در سال ۲۶۳ق. درگذشت. وی کتابهای زیادی نوشته بود، از آن گزاره کتاب الغیبه میباشد که در مسئله غایب بودن است.[۶۴] نجاشی اخباری درباره عناد وی با شیعه و امامان بعداز موسی بن جعفر(ع) نقل نموده است.[۶۵] از همین قبیل علی بن حسن طاطری بود که تعصب شدیدی در مذهب خودش داشت و با شیعهها امامی دشمنی مشقت میورزید. وی در هواخواهی از واقفیه کتابهای بخش اعظمی نوشت، شمار کتابهای اورا که اکثراً در مسئله فقه می باشند بیش تر از سی کتاب دانستهاند، [۶۶] مثلا آنها نیز کتابی به اسم الغیبه هست.[۶۷]
این تألیفات علامت میدهد که سران واقفیه شغل عظیمای را برای ترویج مذهب خویش استارت کرده بودند با این اکنون، این تکان انشعابی بیشتراز این تداوم نیافت و بعداز غایب بودن صغری امام دوازدهم حضور فعالی از این طایفه مشاهده نمیشود البته اعتنا زیاد علماء والا امامی مانند روحانی صدوق و روضه خوان اثرگذار و روضه خوان طوسی به عیب گیری و ردّ اقوال و آراء واقفیه ـ که در مقایسه با عکس العمل وی با اقوال بقیه فرق شیعه نصیب قابل توجهی را به خویش تخصیص داده میباشد ـ بیانکننده مداقه و آلرژی این جریان در تاریخ تشیع هست.[۶۸]

جایگاه تاریخی و معنوی نام امام حسن مجتبی (ع) در مسجد فکوری مشهد