ابوسفیان که به وسیله نبی برای کاری خارج از مدینه رسول گردیده بود بعد از ورود به مدینه و تدبیر از وفات رسول و بیعت سقیفه درباره عکس العمل علی(ع) و عباس بن عبدالمطب سؤال کرد. با استحضار از منزلنشینی این دو نفر اعلامکرد: «به آفریدگار قسم، در صورتی برای وی زنده بمانم، پایشان را بر فراز بلندی رسانم.» او اضافه کرد: «اینجانب گرد و غباری میبینم که جز بارش خون، چیزی آن را فرو ننشاند.»[۳۸] به نقل از منابع، ابوسفیان با ورود به مدینه اشعاری در امان از جانشینی علی(ع) و نیز در ملامت ابوبکر و قدمت مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد خوانده میباشد.[۳۹]
معاویة بن ابیسفیان در طومارای به محمد بن ابیدیده نشده (در سالها بعد از رخداد سقیفه)، گفته میباشد: «... بابا تو و فاروقش قدمت، اولی افرادی بودند که حق علی(ع) را غصب کردند و با او مخالفت نمودند. این دو، دست واقعه به یکدیگر دادند؛ آن گاه علی(ع) را به بیعت خویش خواندند. زیرا علی(ع) جلوگیری کرد و استنکاف ورزید، تصمیمهایی ناروا گرفتند و درنگهایی خطرناک درباره وی نمودند تا در فیض علی با آنها رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بیعت کرد.[۴۰]
همینطور در هنگام بیعت تصاحب کردن برای ابوبکر در مسجد، بنیامیه بر گرد عثمان انباشته شده بودند و بنیزهره از طوایف قریش هم بر تعیین عبدالرحمن بن عوف و یا این که سعد هملحاظ بودند که با کاراییهای قدمت حاضر به بیعت با ابوبکر آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شدند.[۴۱]
برخورد علی(ع)
بخشی از خطبه شقشقیه
هان! به آفریدگار پیمان ابوبکر پسر ابوقحافه خرقه خلافت را پوشید در حالی که میدانست مقام اینجانب در خلافت زیرا اساس سنگ آسیا به آسیاست، سیل علم از وجودم همانند سیل روان میشود، و مرغ تامل به قلّه منزلتم نمیرسد. ولی از خلافت دیده پوشیدم، و روی از آن برتافتم، و عمیقاً تامل کردم که با دست بریده و سوای یاروهمدم بجنگم، یا این که آن عرصه گاه ظلمات کور را تحمل نمایم، فضایی که پیران در آن فرسوده، و معدود سالان پیر، و مؤمن تا دیدار حق مبتلا سختی میگردد!
نهج البلاغه ترجمه حسین انصاریان
در روز سقیفه، علی(ع) با ابوبکر بیعت نکرد و بعد از آن دربارهی تایید بیعت و نیز مجال بیعت وی، بین مورخان اختلافلحاظ وجود دارااست. به گفته روحانی اثر گذار (درگذشته ۴۱۳ق) فقید شیعه، پژوهشگران از شیعه برآنند که علی بن ابیطالب هیچوقت با ابوبکر بیعت نکرد.[۴۲]
علی(ع) در به عبارتی روزهای اول که عاملان سقیفه سعی بر زور او به بیعت با ابوبکر داشتند در سخنانی خطاب به آنها اعلام کرد:
«اینجانب از شما به خلافت سزاوارترم، اینجانب با شما بیعت نخواهم کرد و شما سزاوارترید که با اینجانب بیعت فرمائید، شما خلافت را از انصار گرفتید، و به قرابت و قربت با پیامبر پروردگار بر آنها احتجاج کردید و به آن ها گفتید: زیرا ما به نبی مجاورتتریم و از اقربای وی هستیم به خلافت سزاوارتر از شما هستیم، و آنها نیز روی همین مبنا، پیشوایی و امامت را به شما دادند. اینجانب نیز با به عبارتی امتیاز و ویژگی که شما بر انصار احتجاج کردهاید با شما احتجاج میکنم (یعنی به عبارتی قرابت و قربت با فرستاده آفریدگار) پس درصورتی که از خداوند می ترسید با ما از در انصاف درآیید و به عبارتی را که انصار برای شما پذیرفتند شما نیز برای ما بپذیرید، و گرنه دانسته به ستم و ظلم دست زدهاید.»[۴۳]
به نقل از برخی منابع، علی(ع) مناظرهای ملایم البته مصرح با ابوبکر داشت و طی آن ابوبکر را به تخلفش در رخداد سقیفه در در نظرنگرفتن حق اهلبیت فرستاده(ص) محکوم کرد، ابوبکر با تایید ادلههای امیرالمومنین منقلب شد و تا مرز بیعت با علی(ع) بهتیتر جانشین نبی نیز پیش رفت ولی بعد از مشورت کردن بعضی یارانش از این عمل پشیمان گردیدهاست.[۴۴]
ابوسفیان که به وسیله نبی برای کاری خارج از مدینه رسول گردیده بود بعد از ورود به مدینه و تدبیر از وفات رسول و بیعت سقیفه درباره عکس العمل علی(ع) و عباس بن عبدالمطب سؤال کرد. با استحضار از منزلنشینی این دو نفر اعلامکرد: «به آفریدگار قسم، در صورتی برای وی زنده بمانم، پایشان را بر فراز بلندی رسانم.» او اضافه کرد: «اینجانب گرد و غباری میبینم که جز بارش خون، چیزی آن را فرو ننشاند.»[۳۸] به نقل از منابع، ابوسفیان با ورود به مدینه اشعاری در امان از جانشینی علی(ع) و نیز در ملامت ابوبکر و قدمت مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد خوانده میباشد.[۳۹]
معاویة بن ابیسفیان در طومارای به محمد بن ابیدیده نشده (در سالها بعد از رخداد سقیفه)، گفته میباشد: «... بابا تو و فاروقش قدمت، اولی افرادی بودند که حق علی(ع) را غصب کردند و با او مخالفت نمودند. این دو، دست واقعه به یکدیگر دادند؛ آن گاه علی(ع) را به بیعت خویش خواندند. زیرا علی(ع) جلوگیری کرد و استنکاف ورزید، تصمیمهایی ناروا گرفتند و درنگهایی خطرناک درباره وی نمودند تا در فیض علی با آنها رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد بیعت کرد.[۴۰]
همینطور در هنگام بیعت تصاحب کردن برای ابوبکر در مسجد، بنیامیه بر گرد عثمان انباشته شده بودند و بنیزهره از طوایف قریش هم بر تعیین عبدالرحمن بن عوف و یا این که سعد هملحاظ بودند که با کاراییهای قدمت حاضر به بیعت با ابوبکر آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد شدند.[۴۱]
برخورد علی(ع)
بخشی از خطبه شقشقیه
هان! به آفریدگار پیمان ابوبکر پسر ابوقحافه خرقه خلافت را پوشید در حالی که میدانست مقام اینجانب در خلافت زیرا اساس سنگ آسیا به آسیاست، سیل علم از وجودم همانند سیل روان میشود، و مرغ تامل به قلّه منزلتم نمیرسد. ولی از خلافت دیده پوشیدم، و روی از آن برتافتم، و عمیقاً تامل کردم که با دست بریده و سوای یاروهمدم بجنگم، یا این که آن عرصه گاه ظلمات کور را تحمل نمایم، فضایی که پیران در آن فرسوده، و معدود سالان پیر، و مؤمن تا دیدار حق مبتلا سختی میگردد!
نهج البلاغه ترجمه حسین انصاریان
در روز سقیفه، علی(ع) با ابوبکر بیعت نکرد و بعد از آن دربارهی تایید بیعت و نیز مجال بیعت وی، بین مورخان اختلافلحاظ وجود دارااست. به گفته روحانی اثر گذار (درگذشته ۴۱۳ق) فقید شیعه، پژوهشگران از شیعه برآنند که علی بن ابیطالب هیچوقت با ابوبکر بیعت نکرد.[۴۲]
علی(ع) در به عبارتی روزهای اول که عاملان سقیفه سعی بر زور او به بیعت با ابوبکر داشتند در سخنانی خطاب به آنها اعلام کرد:
«اینجانب از شما به خلافت سزاوارترم، اینجانب با شما بیعت نخواهم کرد و شما سزاوارترید که با اینجانب بیعت فرمائید، شما خلافت را از انصار گرفتید، و به قرابت و قربت با پیامبر پروردگار بر آنها احتجاج کردید و به آن ها گفتید: زیرا ما به نبی مجاورتتریم و از اقربای وی هستیم به خلافت سزاوارتر از شما هستیم، و آنها نیز روی همین مبنا، پیشوایی و امامت را به شما دادند. اینجانب نیز با به عبارتی امتیاز و ویژگی که شما بر انصار احتجاج کردهاید با شما احتجاج میکنم (یعنی به عبارتی قرابت و قربت با فرستاده آفریدگار) پس درصورتی که از خداوند می ترسید با ما از در انصاف درآیید و به عبارتی را که انصار برای شما پذیرفتند شما نیز برای ما بپذیرید، و گرنه دانسته به ستم و ظلم دست زدهاید.»[۴۳]
به نقل از برخی منابع، علی(ع) مناظرهای ملایم البته مصرح با ابوبکر داشت و طی آن ابوبکر را به تخلفش در رخداد سقیفه در در نظرنگرفتن حق اهلبیت فرستاده(ص) محکوم کرد، ابوبکر با تایید ادلههای امیرالمومنین منقلب شد و تا مرز بیعت با علی(ع) بهتیتر جانشین نبی نیز پیش رفت ولی بعد از مشورت کردن بعضی یارانش از این عمل پشیمان گردیدهاست.[۴۴]

نقش انتخاب مسجد مناسب در برگزاری یک مراسم ترحیم آرام و منظم