ملاهادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ق) حکیم، عارف و شعر سرا شیعه بعد از ظهر قاجار و والاترین فیلسوف قرن سیزدهم. وی گرچه مدرسه مستقلی در فلسفه ندارد و بیشتر عقیده فلسفی ملا عبدالرزاق لاهیجی و ملاصدرا را توضیح و گستردن داده میباشد، ولی کتاب منظومه وی زمان بدون نقص منطق و فلسفه میباشد و مقام مهمی در مدرسه صدرائی دارااست. وی هر یکسری یکیاز مهمترین شارحان فلسفه صدرائی میباشد البته اختلاف نظرهایی نیز با ملاصدرا داراست؛ به عنوان مثال در دانش معبود به ذات خود، حادث بودن فقیه فرمان، تفاوت جنبش با تحریک، جوهر فهمیدن بعضی اقسام دانش، و اعتقاد به معاد جسمانی و روضه خوان. منظومه مشهورترین تاثیر وی میباشد که در آن حکمت و منطق را به نظم درآورده مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.
زندگینامه
به دنیاآمدن و خانواده
حکیم سبزواری در ۱۲۱۲ هجری قمری در سبزوار دیده به جهان گشود.[۱] پدرش، میرزا مهدی ملقب به «بازرگان» از خیّران سبزوار بوده که مسجد و آبانبار متصل به هم بنا شده در کوچه «گرمابه حکیم» یک کدام از اثرها میراث از اوست. میرزا مهدی بازرگان سهمی از اموال خویش را وقف مسلمانها کرده بود تا تمامی ساله درآمد آن صرف اطعام عموم خواهد شد. مامان ملاهادی، زینت الحاجیه، زنی از خانوادههای متدین سبزوار بود. مسجد حاج محمد بیک سبزوار از اثرها به جامانده اخوی زینت الحاجیه (خالو ملاهادی) رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.[۲]
شجرهطومار ملاهادی
میرزا مهدی، در ۱۲۲۰ ه.ق هنگام رجوع از مسافرت حج در شیراز مریض شد و از جهان رفت.[۳] سرپرستی هادی را عمه زادهاش، ملا حسین سبزواری عهده دار شد و اورا به مشهد آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد پیروزی.
وصلت
ملاهادی سه توشه وصلت کرد. با درگذشت همسر اولش همسر دومین تفویض کرد و دومین هم در رجوع و برگشت وی از مهاجرت حج (که به سکونت سه سالهاش در کرمان انجامید) از جهان رفت و وی در وصلت سوماش در کرمان، با دختر خادم مکتب معصومیه کرمان وصلت کرد.[۴]
اوضاع معیشت و درآمد
ملاهادی معاش زاهدانهای داشت. اورده شده با آنکه از سهم آب و همینطور زمینهای مزروعی منتفع بود٬ البته خویش به زراعت سرگرم بود و دسترنجش را با فقرا و طلاب، تقسیم میکرد.[۵] حکیم یک جفت گاو و یک باغچه داشت.[۶] و هر آنچه را نیاز داشت با دسترنج خودش به دست می آورد و نان سالیانه خویش را با زراعت آماده می کرد و اکثری از غذاهای خویش را از به عبارتی یک جفت گاو تهیه و تنظیم مینمود.[۷]
نرم افزار روزمره
در سبزوار، به گفته فرزندش هرروز صبح تا هنگام طلوع آفتاب دو ظرف دمنوش غلیظ مینوشید و بعداز صرف ناشتایی، دو ساعت بعد از طلوع آفتاب جهت درس دادن به مکتب علمیه فصیحیه می رفت. حکیم، روزمره چهار ساعت در آن جا درگیر درس دادن بود. بعد از آن به خانه برمی گشت و بعد از اجرا فریضه ظهر و بعدازظهر، ناهار خویش را که غالباً نان با دوغِ معدود مایه بود میخورد. بعداز صرف ناهار و استراحتی کوتاه، به شغل های مرتبط با تامین زندگی (وصال به دامها و زراعت) میپرداخت. عادت حکیم بر این بود که مدام نیم ساعت پیشین و بعداز شام در تراس گام بزند. وی در اواخر شب به اتاق منحصربهفرد خویش میرفت.[۸]
ملاهادی سبزواری (۱۲۱۲-۱۲۸۹ق) حکیم، عارف و شعر سرا شیعه بعد از ظهر قاجار و والاترین فیلسوف قرن سیزدهم. وی گرچه مدرسه مستقلی در فلسفه ندارد و بیشتر عقیده فلسفی ملا عبدالرزاق لاهیجی و ملاصدرا را توضیح و گستردن داده میباشد، ولی کتاب منظومه وی زمان بدون نقص منطق و فلسفه میباشد و مقام مهمی در مدرسه صدرائی دارااست. وی هر یکسری یکیاز مهمترین شارحان فلسفه صدرائی میباشد البته اختلاف نظرهایی نیز با ملاصدرا داراست؛ به عنوان مثال در دانش معبود به ذات خود، حادث بودن فقیه فرمان، تفاوت جنبش با تحریک، جوهر فهمیدن بعضی اقسام دانش، و اعتقاد به معاد جسمانی و روضه خوان. منظومه مشهورترین تاثیر وی میباشد که در آن حکمت و منطق را به نظم درآورده مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.
زندگینامه
به دنیاآمدن و خانواده
حکیم سبزواری در ۱۲۱۲ هجری قمری در سبزوار دیده به جهان گشود.[۱] پدرش، میرزا مهدی ملقب به «بازرگان» از خیّران سبزوار بوده که مسجد و آبانبار متصل به هم بنا شده در کوچه «گرمابه حکیم» یک کدام از اثرها میراث از اوست. میرزا مهدی بازرگان سهمی از اموال خویش را وقف مسلمانها کرده بود تا تمامی ساله درآمد آن صرف اطعام عموم خواهد شد. مامان ملاهادی، زینت الحاجیه، زنی از خانوادههای متدین سبزوار بود. مسجد حاج محمد بیک سبزوار از اثرها به جامانده اخوی زینت الحاجیه (خالو ملاهادی) رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد میباشد.[۲]
شجرهطومار ملاهادی
میرزا مهدی، در ۱۲۲۰ ه.ق هنگام رجوع از مسافرت حج در شیراز مریض شد و از جهان رفت.[۳] سرپرستی هادی را عمه زادهاش، ملا حسین سبزواری عهده دار شد و اورا به مشهد آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد پیروزی.
وصلت
ملاهادی سه توشه وصلت کرد. با درگذشت همسر اولش همسر دومین تفویض کرد و دومین هم در رجوع و برگشت وی از مهاجرت حج (که به سکونت سه سالهاش در کرمان انجامید) از جهان رفت و وی در وصلت سوماش در کرمان، با دختر خادم مکتب معصومیه کرمان وصلت کرد.[۴]
اوضاع معیشت و درآمد
ملاهادی معاش زاهدانهای داشت. اورده شده با آنکه از سهم آب و همینطور زمینهای مزروعی منتفع بود٬ البته خویش به زراعت سرگرم بود و دسترنجش را با فقرا و طلاب، تقسیم میکرد.[۵] حکیم یک جفت گاو و یک باغچه داشت.[۶] و هر آنچه را نیاز داشت با دسترنج خودش به دست می آورد و نان سالیانه خویش را با زراعت آماده می کرد و اکثری از غذاهای خویش را از به عبارتی یک جفت گاو تهیه و تنظیم مینمود.[۷]
نرم افزار روزمره
در سبزوار، به گفته فرزندش هرروز صبح تا هنگام طلوع آفتاب دو ظرف دمنوش غلیظ مینوشید و بعداز صرف ناشتایی، دو ساعت بعد از طلوع آفتاب جهت درس دادن به مکتب علمیه فصیحیه می رفت. حکیم، روزمره چهار ساعت در آن جا درگیر درس دادن بود. بعد از آن به خانه برمی گشت و بعد از اجرا فریضه ظهر و بعدازظهر، ناهار خویش را که غالباً نان با دوغِ معدود مایه بود میخورد. بعداز صرف ناهار و استراحتی کوتاه، به شغل های مرتبط با تامین زندگی (وصال به دامها و زراعت) میپرداخت. عادت حکیم بر این بود که مدام نیم ساعت پیشین و بعداز شام در تراس گام بزند. وی در اواخر شب به اتاق منحصربهفرد خویش میرفت.[۸]

نقش انتخاب مسجد مناسب در برگزاری یک مراسم ترحیم آرام و منظم