ایمان چیزی بیشتراز دانش میباشد و شغل فرنگی در آن دخالتی ندارد. ایمان تصدیق قلبی میباشد که به عزم و تفویض آدم و در ادامه دانش یا این که اعتقاد تحقق مییابد و شغل فرنگی از اثاثیه ایمان میباشد و مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد خیر جزء ماهیت آن. اقرار به لهجه نیز جزء ماهیت ایمان وجود ندارد، بلکه آن نیز مانند بقیه فعالیتهای فرنگی از اسباب ایمان میباشد. قلمرو آیین، قلمرو ایمان میباشد، خیر عقل صرفا و خیر دانش واحد، حوزه آیین بالاتر از عقل و دانش میباشد، اما خیر به معنای ارزشی، بلکه تنهاً به معنای تفکیک قلمرو آن ها از یکدیگر، آدم در قبال آئین سپردن داراست که رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد آن را بپذیرد یا این که خیر، ولی نمیتواند آن را مسئله نظارت علمی یا این که فلسفی قرار دهد. در قبال آئین میقدرت تصمیمگیری کرد. البته نمیقدرت عامل منطقی یا این که تجربی آورد.
آیا عقل در قلمرو آیین جایی دارااست؟ مقام و نقش آن در قلمرو آیین چیست؟ آیا نقش عقل تنهاً در جایگاه آموختن و شعور جملههای فقهی میباشد، یا این که عقل در منزلت تبیین و تعلیل نیز نقش دارااست؟ آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نقش ایمان در آئین چیست؟ فرایند ایمان آوردن دارنده چه مراحلی میباشد؟ آیا ایمان متکی بر عقل میباشد یا این که آنکه «دل دلایلی خاص خویش داراست، که عقل آن دلایل را نمیشناسد» «اشاره به صحبت پاسکال، (۱۶۲۳-۱۶۶۲)، فیلسوف و الهی دان فرانسوی» [۱] و برای ایمان، به عبارتی استدلال دل کافی میباشد؟ تا چه اندازه می بایست ایمان را عقلانی کرد و ابداً تا چه اندازه میاقتدار بر عقل متکی بودن کرد؟ آیا عقل و ایمان توده شدنیاند؟
این مسائل و مسائل دیگری که از دیرباز گزینه دقت فیلسوفان و الهیدانان بوده میباشد، از اهم مسائل فلسفه آئین معاصر به شمار میرود. دیرینه پای بودن این مسائل، آن را از مبنا اعتنا قرار به دست آوردن نینداخته میباشد و جوابهای داده گردیده به آن نیز هرآینه آیتم بازنگری و فکر مجدد قرار گرفته و میگیرند. هر نسل از تازه این مساله را آیتم جستجو قرار می دهد و جوابهای ویژه خویش را به آن می یابد، چون ایمان از حیاتیترین مسائل بشری میباشد که با کلیه وجود آدم راز و فعالیت دارااست و مجموع هستی اورا ذیلالشعاع خویش قرار میدهد.
عقل نیز ابزار سنجش و آنالیز بشر میباشد. براین اساس هر نسل حق دارااست جواب مساله را خویش بیابد و در این زمینه از آرای پیشینیان خویش نیز منفعت می جوید و درباره مساله عقل و ایمان و بعدها آن پرنورخیس میاندیشد.
مساله ارتباط عقل و ایمان، ریشه بخش اعظمی از مباحثی میباشد که در طی تاریخ در دنیا اسلام و مسیحیت و بقیه ادیان، پدید آمده میباشد. مباحثی از قبیل «عقل و وحی»، «ظواهرگرایی و تاویلگرایی»، «دانش و آئین»، «عقلگرایی و ایمانگرایی»، هرمورد شاخهای از شاخههای این مسالهاند.
۲ - تمجید آئین
[بازنویسی]
قبل از تحقیق عقیدههایی که دراین باره عرضه گردیده، می بایست مشخص و معلوم کرد که منظور از «آیین» و «عقل» چیست. منظور از «آئین»، دسته معارف (نظری و عملی) قدسی میباشد؛ یعنی دسته جملههای ناظر به واقع و ناظر به فعالیت، که حول اساس قدسی صورت گرفتهاند، در اینجا بایستی این قید را نیز اضافه کنیم که منظور، گروه معارف دست اولیه میباشد که معمولاً در متونی مقدس گرد آمدهاند، تا اینکه تفاسیر گوناگون از این معارف را از تعریف و تمجید آیین بیرون کنیم. در صورتیکه همین تعریفوتمجید را بر اسلام تطبیق کنیم. آئین اسلام عبارت می شود از: «تیم معارفی که در نسبت با خدا تدوین یافته و در متن مقدس قرآن و سنت گرد آمدهاند».
۳ - تعریف و تمجید ایمان
[بازنویسی]
در تعریفوتمجید ایمان، قرنها دربین متکلمان، فیلسوفان و الهیدانان مسلمان و مسیحی و رهروان دیگر ادیان اختلافنظرهای دور از شوخی وجود داشته و دارااست. بیشترین اختلافها بر رمز باطن کردن سه مسئله در تعریفوتمجید ایمان میباشد: اولیه دانش، دوم عزم و سوم کار. بخش اعظمی از فیلسوفان و متکلمان شیعه ایمان را به عبارتی دانش، دانش جزمی و یقینی، می دانند. برخی از شیعه ها و نیز اکثر زمان ها اشاعره و مرجئه، ایمان را عملی ارادی، یعنی تصدیق میدانند و حتی برخی از مرجئه اقرار زبانی را کافی می دانند. خوارج شغل را جزء ایمان می دانند و گناهکار را سوا حوزه ایمان میشمارند. برای مطالعه در مسئله ماهیت ایمان از نظر مذهبها مخلتف ابن تمهید، الفصل فی الملل و الاهراء. جوادی، محسن، عقیده ایمان. تفتازانی، گستردنالمقاصد. روحانی طوسی، الاقتصاد فی الاعتقاد. حزم الاصول. اشعری، مقاله ها الاسلامیین. بدوی، عبدالرحمن، مذهب ها الاسلامیین. بغدادی، الفرق در میان الفرق. جرجانی، گستردن المواقف و...
ولی به حیث می رسد ایمان چیزی بیشتراز دانش میباشد و کار فرنگی در آن دخالتی ندارد. ایمان تصدیق قلبی میباشد که به عزم و تفویض بشر و درپی دانش یا این که اعتقاد و باور تحقق می یابد و شغل فرنگی از اسباب و اثاث ایمان میباشد و خیر جزء ماهیت آن. اقرار به لهجه نیز جزء ماهیت ایمان وجود ندارد، بلکه آن نیز مانند بقیه فعالیتهای فرنگی از اسباب ایمان میباشد.
۴ - موضوع فلسفه و ایمان
[بازنویسی]
نکته با اهمیتی که ممکن میباشد تایید آن برای آشنایان با فلسفه و حکمت اسلامی اندکی هنگفت باشد، بالاتر بودن ایمان از دانش و از روی اختیار بودن آن میباشد. برای اینکه این زمینه پرنور شود دقت به شواهد پایین خط مشگشاست:
۴.۱ - دستور به ایمان و نهی از شرک
در حالتی که ایمان فارغ حوزه سپردن آدم بود، درخواست آن از سوی خدا با حکمت وی تنافی داشت. در آیهها متعددی از قرآن مهربان فرمان به ایمان و نهی از شرک به چشم میخورد. [۲][۳][۴][۵][۶][۷][۸]
۴.۲ - جرم درک کردن بی دینی
ملامت کفار و وعده عذاب به آن ها این ملامت صرفا در شکل از روی اراده بودن ایمان و شرک مضمون پیدا مینماید. [۹][۱۰][۱۱][۱۲][۱۳][۱۴][۱۵][۱۶]
۴.۳ - نفی اکراه
نفی اکراه در آیین دلالت بر ازروی میل بودن ایمان داراست.. [۱۷]
۴.۴ - عبرتگیری از کفار
آیاتی که به عبرتدریافت کردن از عاقبت کفار و ایمان آوردن فرا میخوانند به صورت ضمنی به ازروی میل بودن ایمان اشاره داراهستند. . [۱۸]
۴.۵ - ایمان از روی خوف
آیاتی وجود دارااست که می گوید ایمان از رمز خوف و زور بیمنفعت میباشد و این نشانه می دهد که ایمان می بایست آزادانه و فارغ از زور و فشار باشد تا قیمت پیدا نماید.. [۱۹][۲۰]
۴.۶ - ازروی اراده بودن ایمان
در آیاتی از قرآن تصریح شدهاست که بعداز داخل شدن تذکرات انبیاء عموم آزادند که در حالتی که خواستند شیوه آفریدگار را برگزینند و این چیزی جز ارادی بودن ایمان وجود ندارد.. [۲۱][۲۲]
در کلیه موردها می بایست دقت داشت که دانش امری از روی میل وجود ندارد، هر یکسری مقدمات آن از روی اراده میباشد. ولی آنچه درین شواهد آمده میباشد چیزی بالاتر از دانش و بعد از آن میباشد و آن تصمیم ویژهای میباشد برای اینکه آدم تسلیم عزم معبود بشود و ربوبیت اورا تصدیق نماید.
همینطور بایستی دقت داشت که ابلیس و دیگر شیاطین جنی، پروردگار را میشناسند و به وی دانش دارا هستند، ولی با سرکشی خویش کافر شدند و ایمان خویش را از دست دادند. معنای بی دینی ابلیس، این وجود ندارد که وی آشنایی پروردگار را از دست داده میباشد. «در انتقاد ایمانگرایی افراطی توضیحات بیشتری درباره ایمان خواهد آمد.»
۵ - تمجید عقل
[بازنویسی]
عقل نیروی دراکه آدمی میباشد که هم به عمل شعور میاید و هم ادلهگر میباشد. همینطور، عقل نیروی نقاد نیز میباشد. شهود حقایق عقلانی، مانند بدیهیات نخستین و اصول ریاضی ها و منطق نیز از شغل های عقل میباشد. در مباحث پیشرو کلیه این معانی مدنظر میباشند.
۶ - کارکردهای عقل
[بازنویسی]
عقل کارکردهای مختلفی دارااست. درباره رابطه عقل و آئین، شش نقش گوناگون برای عقل قابل تصور میباشد؛ یعنی نقش عقل را در شش جایگاه میقدرت در حیث گرفت: ۱) در رده درک معنای پاراگرافهای فقهی؛ ۲) در منزلت استنباط پاراگرافهای فقهی از متن ها مقدس؛ ۳) در رده انتظام بخشیدن به آن ها؛ ۴) در جایگاه آموختن پاراگرافهای فقهی؛ ۵) در منزلت ثابت جملههای فقاهتی و ۶) در جایگاه تامین از آن ها.
پرواضح میباشد که جامعه فقهی در جایگاه استنباط و شعور و آموختن جملههای فقهی از عقل فایده میجوید. موافقان و معارضان دخالت عقل در آئین، بر این سه کارکرد رخدادحیث داراهستند. کارکرد چهارم عقل، یعنی انتظام بخشی به جملههای فقهی، نیز چندان محل اختلاف وجود ندارد. حتی ایمانگرایان که در صفحه ها آینده با آنها بیشتر آشنا خواهید شد، و ظاهرگرایان نیز دسته ناهماهنگی از جملههای فقهی را نمیپذیرند. انسجام و سازواری درونی در بین تیم پاراگرافهای شرعی، کمترین شرط مقبولیت آن نظام میباشد و فارغ از آن، التزام به نظام معارف فقاهتی بیمعناست. حتی افراطیترین ایمانگرایان، مانند کرکگور، هر یک سری ورود در عرصه آیین را با بدن دادن به تناقض میسر می دانند، ولی این تناقض در واقع تناقض ایمان فقاهتی با عقل غیر فقاهتی میباشد. جملههای شرعی می بایست به گونه ای با هم تلائم پیدا نمایند؛ چون با وجود ناهماهنگی درونی، التزامی در فعالیت وجود ندارد به کدام یک از طرفین نقیض میقدرت ملتزم شد؟ اما ایمانگرایان در گروه باورهایشان وجود تناقض را میپذیرند، البته به زعم وی، تناقض داشتن باورهای فقهی با باورهای غیردینی، به ایمان شرعی لطمهای نمیزند، بلکه قضیه تحقق آن را مهیا می آورد.
۷ - ایده ها متفاوت درباره عقل و ایمان
[دستکاری]
ولی درباره دو نقش ثابت و مدد از جملههای فقهی، اختلاف بر رمز این میباشد که آیا پاراگرافهای فقهی را می بایست به هواخواهی عقل به ثابت رساند و از آنها در قبال اشکالات و شبهه ها جانبداری عقلانی کرد یا این که خیر؟ به عبارت دیگر، آیا برای گزینش اعتبار پاراگرافهای فقاهتی، می بایست آنان را عقلانی کرد؟ رد یا این که قبول نظام اعتقادات فقاهتی بر چه مبناای میباشد؟ در شرایطی که عقل دخالتی داراست، نقش آن تا چه حد میباشد؟ ایمان و تعبد، چه نقشی میتوانند داشته باشند؟ آیا عقل و ایمان، در اعتبار نظام باورهای فقهی، تودهشدنیاند؟ چهگونه میاقتدار فی مابین نظامهای گوناگون باورهای آئین، یکیاز را برگزید؟ اختلاف بر راز نقش ایمان و عقل دراین جایگاه میباشد. از بین عقیدههای گوناگون میقدرت به سه عقیده اساسیخیس اشاره نمود:
۱) ایمانگرایی؛ ۲) عقلگرایی حداکثری؛ ۳) عقلگرایی معتدل. «دو عقیده معروف دیگر وجود دارااست که از گونه های عقلگرایی معتدل به شمار میروند، یک کدام از عقلگرایی انتقادی و دیگری معرفتشناسی اصلاحگردیده، که در اینجا به آنان نمیپردازیم.»
ایمان چیزی بیشتراز دانش میباشد و شغل فرنگی در آن دخالتی ندارد. ایمان تصدیق قلبی میباشد که به عزم و تفویض آدم و در ادامه دانش یا این که اعتقاد تحقق مییابد و شغل فرنگی از اثاثیه ایمان میباشد و مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد خیر جزء ماهیت آن. اقرار به لهجه نیز جزء ماهیت ایمان وجود ندارد، بلکه آن نیز مانند بقیه فعالیتهای فرنگی از اسباب ایمان میباشد. قلمرو آیین، قلمرو ایمان میباشد، خیر عقل صرفا و خیر دانش واحد، حوزه آیین بالاتر از عقل و دانش میباشد، اما خیر به معنای ارزشی، بلکه تنهاً به معنای تفکیک قلمرو آن ها از یکدیگر، آدم در قبال آئین سپردن داراست که رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد آن را بپذیرد یا این که خیر، ولی نمیتواند آن را مسئله نظارت علمی یا این که فلسفی قرار دهد. در قبال آئین میقدرت تصمیمگیری کرد. البته نمیقدرت عامل منطقی یا این که تجربی آورد.
آیا عقل در قلمرو آیین جایی دارااست؟ مقام و نقش آن در قلمرو آیین چیست؟ آیا نقش عقل تنهاً در جایگاه آموختن و شعور جملههای فقهی میباشد، یا این که عقل در منزلت تبیین و تعلیل نیز نقش دارااست؟ آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد نقش ایمان در آئین چیست؟ فرایند ایمان آوردن دارنده چه مراحلی میباشد؟ آیا ایمان متکی بر عقل میباشد یا این که آنکه «دل دلایلی خاص خویش داراست، که عقل آن دلایل را نمیشناسد» «اشاره به صحبت پاسکال، (۱۶۲۳-۱۶۶۲)، فیلسوف و الهی دان فرانسوی» [۱] و برای ایمان، به عبارتی استدلال دل کافی میباشد؟ تا چه اندازه می بایست ایمان را عقلانی کرد و ابداً تا چه اندازه میاقتدار بر عقل متکی بودن کرد؟ آیا عقل و ایمان توده شدنیاند؟
این مسائل و مسائل دیگری که از دیرباز گزینه دقت فیلسوفان و الهیدانان بوده میباشد، از اهم مسائل فلسفه آئین معاصر به شمار میرود. دیرینه پای بودن این مسائل، آن را از مبنا اعتنا قرار به دست آوردن نینداخته میباشد و جوابهای داده گردیده به آن نیز هرآینه آیتم بازنگری و فکر مجدد قرار گرفته و میگیرند. هر نسل از تازه این مساله را آیتم جستجو قرار می دهد و جوابهای ویژه خویش را به آن می یابد، چون ایمان از حیاتیترین مسائل بشری میباشد که با کلیه وجود آدم راز و فعالیت دارااست و مجموع هستی اورا ذیلالشعاع خویش قرار میدهد.
عقل نیز ابزار سنجش و آنالیز بشر میباشد. براین اساس هر نسل حق دارااست جواب مساله را خویش بیابد و در این زمینه از آرای پیشینیان خویش نیز منفعت می جوید و درباره مساله عقل و ایمان و بعدها آن پرنورخیس میاندیشد.
مساله ارتباط عقل و ایمان، ریشه بخش اعظمی از مباحثی میباشد که در طی تاریخ در دنیا اسلام و مسیحیت و بقیه ادیان، پدید آمده میباشد. مباحثی از قبیل «عقل و وحی»، «ظواهرگرایی و تاویلگرایی»، «دانش و آئین»، «عقلگرایی و ایمانگرایی»، هرمورد شاخهای از شاخههای این مسالهاند.
۲ - تمجید آئین
[بازنویسی]
قبل از تحقیق عقیدههایی که دراین باره عرضه گردیده، می بایست مشخص و معلوم کرد که منظور از «آیین» و «عقل» چیست. منظور از «آئین»، دسته معارف (نظری و عملی) قدسی میباشد؛ یعنی دسته جملههای ناظر به واقع و ناظر به فعالیت، که حول اساس قدسی صورت گرفتهاند، در اینجا بایستی این قید را نیز اضافه کنیم که منظور، گروه معارف دست اولیه میباشد که معمولاً در متونی مقدس گرد آمدهاند، تا اینکه تفاسیر گوناگون از این معارف را از تعریف و تمجید آیین بیرون کنیم. در صورتیکه همین تعریفوتمجید را بر اسلام تطبیق کنیم. آئین اسلام عبارت می شود از: «تیم معارفی که در نسبت با خدا تدوین یافته و در متن مقدس قرآن و سنت گرد آمدهاند».
۳ - تعریف و تمجید ایمان
[بازنویسی]
در تعریفوتمجید ایمان، قرنها دربین متکلمان، فیلسوفان و الهیدانان مسلمان و مسیحی و رهروان دیگر ادیان اختلافنظرهای دور از شوخی وجود داشته و دارااست. بیشترین اختلافها بر رمز باطن کردن سه مسئله در تعریفوتمجید ایمان میباشد: اولیه دانش، دوم عزم و سوم کار. بخش اعظمی از فیلسوفان و متکلمان شیعه ایمان را به عبارتی دانش، دانش جزمی و یقینی، می دانند. برخی از شیعه ها و نیز اکثر زمان ها اشاعره و مرجئه، ایمان را عملی ارادی، یعنی تصدیق میدانند و حتی برخی از مرجئه اقرار زبانی را کافی می دانند. خوارج شغل را جزء ایمان می دانند و گناهکار را سوا حوزه ایمان میشمارند. برای مطالعه در مسئله ماهیت ایمان از نظر مذهبها مخلتف ابن تمهید، الفصل فی الملل و الاهراء. جوادی، محسن، عقیده ایمان. تفتازانی، گستردنالمقاصد. روحانی طوسی، الاقتصاد فی الاعتقاد. حزم الاصول. اشعری، مقاله ها الاسلامیین. بدوی، عبدالرحمن، مذهب ها الاسلامیین. بغدادی، الفرق در میان الفرق. جرجانی، گستردن المواقف و...
ولی به حیث می رسد ایمان چیزی بیشتراز دانش میباشد و کار فرنگی در آن دخالتی ندارد. ایمان تصدیق قلبی میباشد که به عزم و تفویض بشر و درپی دانش یا این که اعتقاد و باور تحقق می یابد و شغل فرنگی از اسباب و اثاث ایمان میباشد و خیر جزء ماهیت آن. اقرار به لهجه نیز جزء ماهیت ایمان وجود ندارد، بلکه آن نیز مانند بقیه فعالیتهای فرنگی از اسباب ایمان میباشد.
۴ - موضوع فلسفه و ایمان
[بازنویسی]
نکته با اهمیتی که ممکن میباشد تایید آن برای آشنایان با فلسفه و حکمت اسلامی اندکی هنگفت باشد، بالاتر بودن ایمان از دانش و از روی اختیار بودن آن میباشد. برای اینکه این زمینه پرنور شود دقت به شواهد پایین خط مشگشاست:
۴.۱ - دستور به ایمان و نهی از شرک
در حالتی که ایمان فارغ حوزه سپردن آدم بود، درخواست آن از سوی خدا با حکمت وی تنافی داشت. در آیهها متعددی از قرآن مهربان فرمان به ایمان و نهی از شرک به چشم میخورد. [۲][۳][۴][۵][۶][۷][۸]
۴.۲ - جرم درک کردن بی دینی
ملامت کفار و وعده عذاب به آن ها این ملامت صرفا در شکل از روی اراده بودن ایمان و شرک مضمون پیدا مینماید. [۹][۱۰][۱۱][۱۲][۱۳][۱۴][۱۵][۱۶]
۴.۳ - نفی اکراه
نفی اکراه در آیین دلالت بر ازروی میل بودن ایمان داراست.. [۱۷]
۴.۴ - عبرتگیری از کفار
آیاتی که به عبرتدریافت کردن از عاقبت کفار و ایمان آوردن فرا میخوانند به صورت ضمنی به ازروی میل بودن ایمان اشاره داراهستند. . [۱۸]
۴.۵ - ایمان از روی خوف
آیاتی وجود دارااست که می گوید ایمان از رمز خوف و زور بیمنفعت میباشد و این نشانه می دهد که ایمان می بایست آزادانه و فارغ از زور و فشار باشد تا قیمت پیدا نماید.. [۱۹][۲۰]
۴.۶ - ازروی اراده بودن ایمان
در آیاتی از قرآن تصریح شدهاست که بعداز داخل شدن تذکرات انبیاء عموم آزادند که در حالتی که خواستند شیوه آفریدگار را برگزینند و این چیزی جز ارادی بودن ایمان وجود ندارد.. [۲۱][۲۲]
در کلیه موردها می بایست دقت داشت که دانش امری از روی میل وجود ندارد، هر یکسری مقدمات آن از روی اراده میباشد. ولی آنچه درین شواهد آمده میباشد چیزی بالاتر از دانش و بعد از آن میباشد و آن تصمیم ویژهای میباشد برای اینکه آدم تسلیم عزم معبود بشود و ربوبیت اورا تصدیق نماید.
همینطور بایستی دقت داشت که ابلیس و دیگر شیاطین جنی، پروردگار را میشناسند و به وی دانش دارا هستند، ولی با سرکشی خویش کافر شدند و ایمان خویش را از دست دادند. معنای بی دینی ابلیس، این وجود ندارد که وی آشنایی پروردگار را از دست داده میباشد. «در انتقاد ایمانگرایی افراطی توضیحات بیشتری درباره ایمان خواهد آمد.»
۵ - تمجید عقل
[بازنویسی]
عقل نیروی دراکه آدمی میباشد که هم به عمل شعور میاید و هم ادلهگر میباشد. همینطور، عقل نیروی نقاد نیز میباشد. شهود حقایق عقلانی، مانند بدیهیات نخستین و اصول ریاضی ها و منطق نیز از شغل های عقل میباشد. در مباحث پیشرو کلیه این معانی مدنظر میباشند.
۶ - کارکردهای عقل
[بازنویسی]
عقل کارکردهای مختلفی دارااست. درباره رابطه عقل و آئین، شش نقش گوناگون برای عقل قابل تصور میباشد؛ یعنی نقش عقل را در شش جایگاه میقدرت در حیث گرفت: ۱) در رده درک معنای پاراگرافهای فقهی؛ ۲) در منزلت استنباط پاراگرافهای فقهی از متن ها مقدس؛ ۳) در رده انتظام بخشیدن به آن ها؛ ۴) در جایگاه آموختن پاراگرافهای فقهی؛ ۵) در منزلت ثابت جملههای فقاهتی و ۶) در جایگاه تامین از آن ها.
پرواضح میباشد که جامعه فقهی در جایگاه استنباط و شعور و آموختن جملههای فقهی از عقل فایده میجوید. موافقان و معارضان دخالت عقل در آئین، بر این سه کارکرد رخدادحیث داراهستند. کارکرد چهارم عقل، یعنی انتظام بخشی به جملههای فقهی، نیز چندان محل اختلاف وجود ندارد. حتی ایمانگرایان که در صفحه ها آینده با آنها بیشتر آشنا خواهید شد، و ظاهرگرایان نیز دسته ناهماهنگی از جملههای فقهی را نمیپذیرند. انسجام و سازواری درونی در بین تیم پاراگرافهای شرعی، کمترین شرط مقبولیت آن نظام میباشد و فارغ از آن، التزام به نظام معارف فقاهتی بیمعناست. حتی افراطیترین ایمانگرایان، مانند کرکگور، هر یک سری ورود در عرصه آیین را با بدن دادن به تناقض میسر می دانند، ولی این تناقض در واقع تناقض ایمان فقاهتی با عقل غیر فقاهتی میباشد. جملههای شرعی می بایست به گونه ای با هم تلائم پیدا نمایند؛ چون با وجود ناهماهنگی درونی، التزامی در فعالیت وجود ندارد به کدام یک از طرفین نقیض میقدرت ملتزم شد؟ اما ایمانگرایان در گروه باورهایشان وجود تناقض را میپذیرند، البته به زعم وی، تناقض داشتن باورهای فقهی با باورهای غیردینی، به ایمان شرعی لطمهای نمیزند، بلکه قضیه تحقق آن را مهیا می آورد.
۷ - ایده ها متفاوت درباره عقل و ایمان
[دستکاری]
ولی درباره دو نقش ثابت و مدد از جملههای فقهی، اختلاف بر رمز این میباشد که آیا پاراگرافهای فقهی را می بایست به هواخواهی عقل به ثابت رساند و از آنها در قبال اشکالات و شبهه ها جانبداری عقلانی کرد یا این که خیر؟ به عبارت دیگر، آیا برای گزینش اعتبار پاراگرافهای فقاهتی، می بایست آنان را عقلانی کرد؟ رد یا این که قبول نظام اعتقادات فقاهتی بر چه مبناای میباشد؟ در شرایطی که عقل دخالتی داراست، نقش آن تا چه حد میباشد؟ ایمان و تعبد، چه نقشی میتوانند داشته باشند؟ آیا عقل و ایمان، در اعتبار نظام باورهای فقهی، تودهشدنیاند؟ چهگونه میاقتدار فی مابین نظامهای گوناگون باورهای آئین، یکیاز را برگزید؟ اختلاف بر راز نقش ایمان و عقل دراین جایگاه میباشد. از بین عقیدههای گوناگون میقدرت به سه عقیده اساسیخیس اشاره نمود:
۱) ایمانگرایی؛ ۲) عقلگرایی حداکثری؛ ۳) عقلگرایی معتدل. «دو عقیده معروف دیگر وجود دارااست که از گونه های عقلگرایی معتدل به شمار میروند، یک کدام از عقلگرایی انتقادی و دیگری معرفتشناسی اصلاحگردیده، که در اینجا به آنان نمیپردازیم.»

جایگاه تاریخی و معنوی نام امام حسن مجتبی (ع) در مسجد فکوری مشهد