آئین و سیاست، ارتباط آیین و سیاست و نفی طلاق سیاست از آیین.
آیین؛ دسته عقاید، خلق، مقررات و مقرراتی که از روش وحی و عقل، برای اداره شخص و جامعه و رویش آدمها در مشت آنها قرار گرفته میباشد و سیاست؛ کارها مرتبط با دولت، اعم از مدیر، انتخاب مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد صورت، هدف های و کیفیت شغل دولت را مشتمل بر میگردد و مقصود از آن، مدیر درست جامعه و زعامت بر عموم میباشد. تنوع سیاست به تنوع دنیانگری، معرفتشناسی و نگاه به آدم برمیخواهد شد، از همینرو امامخمینی سیاست را به سه نوع شیطانی، حیوانی و الهی تقسیم کردهمیباشد.
طریقه برنده در عالم مسیحیت عقیده طلاق آئین از سیاست میباشد و در عالم اسلام، اشخاصی مدافع این طریقه بودند؛ البته این نگاه در فکر امامخمینی مردود میباشد. وی به نقش برخی از دست اندرکاران در آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد اشاعه تامل طلاق آئین از سیاست، اعتنا داده، ازجمله: استعمارگران و دست اندرکاران داخلی آنها، حاکمان مستبد و کوتاهی ناحیههای علمیه.
امامخمینی اسلام را آیینِ سیاست می داند و قائل میباشد که همگی پیامبران برای دخالت در کار رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد ها سیاسی و تحقق حکومت برانگیخته گردیدهاند و آمیختگی آیین و سیاست در اسلام، به اندازهای میباشد که کسی که قائل به طلاق فی مابین آنان باشد، هیچکدام را نشناخته میباشد. امامخمینی برای لینک آیین و سیاست دلایلی بیان کرده ازجمله: جامعیت اسلام، بایستگی استمرار اجرای احکام و سیره معصومان(ع).
مضمونشناسی
آئین به معنای جزا، اکانت و طاعت میباشد[۱] و به اعتبار اطاعت و فرمانبرداری، به شریعت نیز آورده شده میباشد.[۲] آیین در اصطلاح به گروه عقاید، خلق، ضوابط و مقرراتی گفته میگردد که از روش وحی و عقل، برای اداره شخص و جامعه و رویش بشرها در چنگ آنها قرار گرفته میباشد.[۳] قرآن واقعیت آیین را تسلیمشدن در قبال دستورهای آفریدگار معرفی نموده است.[۴] (ملاحظه کنید: آیین)
سیاست از ماده «سوس» میباشد که به معنای «طبع» میباشد و هر که دیگری را سیاست مینماید بیان کننده اورا حتما کریمانه انسانی هدایت مینماید[۵] و سیاستکردن یعنی ذمه دار شدن و آگاهی کردن؛[۶] چنانکه به معنای پاسداشتن مُلک، نگاهداشتن، حراست، حکمراندن بر رعیت،[۷] تنبیه و مجازات[۸] و دوراندیشی همیشگی[۹] آمده و بهطور عام، به هر سیرتکامل شیوه نامه و روشی گفته می گردد که برای اداره کارها فردی یا این که اجتماعی، به کارگیری میگردد؛[۱۰] ولی سیاست در اصطلاح، کارها مرتبط با دولت، اعم از رئیس، انتخاب صورت، هدف های و کیفیت عمل دولت را دربرگیرنده میشود[۱۱] و مقصود از آن، رئیس درست جامعه و زعامت بر عموم میباشد.[۱۲] سیاست از حیث ابونصر فارابی، ارتباط امردهی و امربری و سرویس ها حکومت بهتر میباشد[۱۳] و بعضی آن را از امور و اقدامات مشترکی می دانند که به اقتضای حکمت شکل میگیرد.[۱۴] غزالی سیاست را اصلاح عموم و هدایت آنها به منش بدون واسطه که سبب ساز نجات در جهان و آخرت میشود تمجید کرده و برای آن چهار رتبه شمرده میباشد: نخستین سیاست اعلی که ویژه پیامبران(ع) میباشد و حکم بر ظواهر و درون خاصیت و عوام داراست؛ دوم سیاست خلفا و پادشاهان که حکم بر ظواهر خاصیت و عوام داراست؛ سوم سیاست علمای الهی که حکم بر داخل خاصیت دارااست و چهارم سیاست واعظان که حکم بر داخل عوام داراست.[۱۵]
تعریفوتمجیدهای اندیشمندان غربی از سیاست بر دو پایه دولت و اقتدار پایدار میباشد.[۱۶] هارولد لاسکی سیاست را استیناف دولتها، امیل لیتره آن را دانش حکومت بر میهن، دوورژه آن را دانش توان که دولت برای تأمین نظم اجتماعی به عمل می گیرد، ریمون آرون آن را تصمیمگیری دربارهٔ مسائل ناهمگون[۱۷] و هارولد لاسول آن را تفحص ایفا توان و نفوذ به صورت کلان در دولت ها انسانی[۱۸] تعریفوتمجید نموده است.
امامخمینی سیاست را ازجمله به رابطه ها در بین حکم دهنده و ملت و ارتباط ها با دیگر حکومتها و خودداری از مفاسد[۱۹] و هدایت جامعه بر مبنای موازین عقل و عدل و انصاف[۲۰] تعریفوتمجید کرده و آن را تأمینکننده مصالح اشخاص، جامعه و کل بعد ها وجودی آدم شمرده میباشد.[۲۱] به اطمینان وی سیاست، عِدل حکومت میباشد که مجموع معنای سیاست میباشد[۲۲] و سیاست زیرمجموعه دانش فقه قرار میگیرد.[۲۳] آیین و سیاست عنوانی میباشد برای آنچه دربارهٔ قلمرو آیین در معاش اجتماعی بشر و ارتباط و نسبت آن با سیاست به معنی خاص آن گفته می گردد.
اشکال سیاست
تنوع سیاست به تنوع عالمنگری، معرفتشناسی و نگاه به آدم بر میشود و از آن جا که دنیابینیها در کلیت خویش متعددند، میقدرت از گونه های سیاست، حرف به بین آورد. متفکران و اندیشمندان گران قدر با اعتنا به عالمبینیهای خاص خویش، به تقسیمبندی سیاست پرداختهاند؛ برای مثال ابنخلدون به سه نوع سیاست فقاهتی، عقلی و اجتماعی پرداخته میباشد.[۲۴]
امامخمینی نیز مطابق بینش خویش به عالم هستی و منزلت بشر در آن، وظایف محولگردیده به بشر و هدفی که سیاست دنبال مینماید، سیاست را به سه نوع شیطانی، حیوانی و الهی تقسیم نموده است:[۲۵]
۱. سیاست شیطانی: تصمیماتی که بر پایه ی التواء (پیچش، انحراف و کژی) و تهمت میباشد.[۲۶] امامخمینی خصوصیتهای این سیاست را دروغگویی، مکر و تزویر و چپاول میداند.[۲۷]
۲. سیاست حیوانی یا این که سیاست اینجهانی: درین نوع سیاست هرچند معیارها، اصول و هدف ها درست میباشد و از سلطه و لاف دور میباشد، ولی با اعتنا به حدس آن گاه جسمانی و دنیوی بشر، تصمیماتی حیوانی و دنیایی شمرده می شود. درین نوع سیاست، جنبههای مثبت اینجهانی وجود دارااست و مقصود آن تأمین مصالح همگانی و اجتماعی میباشد؛ البته به بُعد شیخ، معنوی و تأمین روشن بختی آخرت توجهی ندارد.[۲۸] امامخمینی خلال نقد از این سیاست، اعتقاد دارد بشر مانند حیوان وجود ندارد که طعام و پوشاک، همگی شئون اورا تشکیل دهد؛ از اینرو وی این سیاست را نیز ناقص و دنیوی و تکآجل میمشاهده کرد.[۲۹]
۳. سیاست الهی: امامخمینی این سیاست را صراط مستقیمی میدانست[۳۰] که از عالم استارت و به آخرت ختم می گردد و مجموع بعدها معاش بشر را دربر می گیرد. به نظریه وی این نوع سیاست، ویژه پیامبران(ع)، اولیا(ع) و علمای بیدار اسلام میباشد[۳۱] و از همین منظر میباشد که وی اسلام را متساوی حکومت با تمامی شئونی که دارااست شمرده و احکام را قانون ها آن قلمداد نموده است.[۳۲]
سیاست در فرهنگ و تمدن شرعی
وجود حکومت و حاکمی که نظم، امنیت و عدل و داد را در معاش اجتماعی عموم برقرار نماید، چنانکه امیرالمؤمنین(ع) تأکید کرده امری ناگزیر بهشمار می آید[۳۳] و از نیازهای فطری و طبیعی آدم و در شمار مهمترین موضوعات گزینه اعتنا آدم از شروع پیدایش بوده میباشد[۳۴] و قرآن کریم و مهربان دقت داده میباشد که بشرها برای اولیه توشه به یاری پیامبران(ع)، متوجه منافع اجتماعی خویش شدند و آئینْ حافظ مصالح اجتماعی آنها و امری وحدتنصیب مطرح شد.[۳۵] قرآن مقصود از ارسال کردن پیامبران(ع) را برپایی عدل و داد به دست خویش عموم شمرده میباشد.[۳۶] از نوشته مورخان به دست میاید حضرت ادریس(ع) اصول سیاست، کشورداری و آداب فرهنگ و تمدن را به عموم یادگرفت، به سیرتکاملای که بعضا حکمای یونان، استارت پندار سیاسی را به وی نسبت دادهاند.[۳۷]
آئین و سیاست، ارتباط آیین و سیاست و نفی طلاق سیاست از آیین.
آیین؛ دسته عقاید، خلق، مقررات و مقرراتی که از روش وحی و عقل، برای اداره شخص و جامعه و رویش آدمها در مشت آنها قرار گرفته میباشد و سیاست؛ کارها مرتبط با دولت، اعم از مدیر، انتخاب مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد صورت، هدف های و کیفیت شغل دولت را مشتمل بر میگردد و مقصود از آن، مدیر درست جامعه و زعامت بر عموم میباشد. تنوع سیاست به تنوع دنیانگری، معرفتشناسی و نگاه به آدم برمیخواهد شد، از همینرو امامخمینی سیاست را به سه نوع شیطانی، حیوانی و الهی تقسیم کردهمیباشد.
طریقه برنده در عالم مسیحیت عقیده طلاق آئین از سیاست میباشد و در عالم اسلام، اشخاصی مدافع این طریقه بودند؛ البته این نگاه در فکر امامخمینی مردود میباشد. وی به نقش برخی از دست اندرکاران در آدرس مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد اشاعه تامل طلاق آئین از سیاست، اعتنا داده، ازجمله: استعمارگران و دست اندرکاران داخلی آنها، حاکمان مستبد و کوتاهی ناحیههای علمیه.
امامخمینی اسلام را آیینِ سیاست می داند و قائل میباشد که همگی پیامبران برای دخالت در کار رزرو مسجد امام حسن مجتبی فکوری مشهد ها سیاسی و تحقق حکومت برانگیخته گردیدهاند و آمیختگی آیین و سیاست در اسلام، به اندازهای میباشد که کسی که قائل به طلاق فی مابین آنان باشد، هیچکدام را نشناخته میباشد. امامخمینی برای لینک آیین و سیاست دلایلی بیان کرده ازجمله: جامعیت اسلام، بایستگی استمرار اجرای احکام و سیره معصومان(ع).
مضمونشناسی
آئین به معنای جزا، اکانت و طاعت میباشد[۱] و به اعتبار اطاعت و فرمانبرداری، به شریعت نیز آورده شده میباشد.[۲] آیین در اصطلاح به گروه عقاید، خلق، ضوابط و مقرراتی گفته میگردد که از روش وحی و عقل، برای اداره شخص و جامعه و رویش بشرها در چنگ آنها قرار گرفته میباشد.[۳] قرآن واقعیت آیین را تسلیمشدن در قبال دستورهای آفریدگار معرفی نموده است.[۴] (ملاحظه کنید: آیین)
سیاست از ماده «سوس» میباشد که به معنای «طبع» میباشد و هر که دیگری را سیاست مینماید بیان کننده اورا حتما کریمانه انسانی هدایت مینماید[۵] و سیاستکردن یعنی ذمه دار شدن و آگاهی کردن؛[۶] چنانکه به معنای پاسداشتن مُلک، نگاهداشتن، حراست، حکمراندن بر رعیت،[۷] تنبیه و مجازات[۸] و دوراندیشی همیشگی[۹] آمده و بهطور عام، به هر سیرتکامل شیوه نامه و روشی گفته می گردد که برای اداره کارها فردی یا این که اجتماعی، به کارگیری میگردد؛[۱۰] ولی سیاست در اصطلاح، کارها مرتبط با دولت، اعم از رئیس، انتخاب صورت، هدف های و کیفیت عمل دولت را دربرگیرنده میشود[۱۱] و مقصود از آن، رئیس درست جامعه و زعامت بر عموم میباشد.[۱۲] سیاست از حیث ابونصر فارابی، ارتباط امردهی و امربری و سرویس ها حکومت بهتر میباشد[۱۳] و بعضی آن را از امور و اقدامات مشترکی می دانند که به اقتضای حکمت شکل میگیرد.[۱۴] غزالی سیاست را اصلاح عموم و هدایت آنها به منش بدون واسطه که سبب ساز نجات در جهان و آخرت میشود تمجید کرده و برای آن چهار رتبه شمرده میباشد: نخستین سیاست اعلی که ویژه پیامبران(ع) میباشد و حکم بر ظواهر و درون خاصیت و عوام داراست؛ دوم سیاست خلفا و پادشاهان که حکم بر ظواهر خاصیت و عوام داراست؛ سوم سیاست علمای الهی که حکم بر داخل خاصیت دارااست و چهارم سیاست واعظان که حکم بر داخل عوام داراست.[۱۵]
تعریفوتمجیدهای اندیشمندان غربی از سیاست بر دو پایه دولت و اقتدار پایدار میباشد.[۱۶] هارولد لاسکی سیاست را استیناف دولتها، امیل لیتره آن را دانش حکومت بر میهن، دوورژه آن را دانش توان که دولت برای تأمین نظم اجتماعی به عمل می گیرد، ریمون آرون آن را تصمیمگیری دربارهٔ مسائل ناهمگون[۱۷] و هارولد لاسول آن را تفحص ایفا توان و نفوذ به صورت کلان در دولت ها انسانی[۱۸] تعریفوتمجید نموده است.
امامخمینی سیاست را ازجمله به رابطه ها در بین حکم دهنده و ملت و ارتباط ها با دیگر حکومتها و خودداری از مفاسد[۱۹] و هدایت جامعه بر مبنای موازین عقل و عدل و انصاف[۲۰] تعریفوتمجید کرده و آن را تأمینکننده مصالح اشخاص، جامعه و کل بعد ها وجودی آدم شمرده میباشد.[۲۱] به اطمینان وی سیاست، عِدل حکومت میباشد که مجموع معنای سیاست میباشد[۲۲] و سیاست زیرمجموعه دانش فقه قرار میگیرد.[۲۳] آیین و سیاست عنوانی میباشد برای آنچه دربارهٔ قلمرو آیین در معاش اجتماعی بشر و ارتباط و نسبت آن با سیاست به معنی خاص آن گفته می گردد.
اشکال سیاست
تنوع سیاست به تنوع عالمنگری، معرفتشناسی و نگاه به آدم بر میشود و از آن جا که دنیابینیها در کلیت خویش متعددند، میقدرت از گونه های سیاست، حرف به بین آورد. متفکران و اندیشمندان گران قدر با اعتنا به عالمبینیهای خاص خویش، به تقسیمبندی سیاست پرداختهاند؛ برای مثال ابنخلدون به سه نوع سیاست فقاهتی، عقلی و اجتماعی پرداخته میباشد.[۲۴]
امامخمینی نیز مطابق بینش خویش به عالم هستی و منزلت بشر در آن، وظایف محولگردیده به بشر و هدفی که سیاست دنبال مینماید، سیاست را به سه نوع شیطانی، حیوانی و الهی تقسیم نموده است:[۲۵]
۱. سیاست شیطانی: تصمیماتی که بر پایه ی التواء (پیچش، انحراف و کژی) و تهمت میباشد.[۲۶] امامخمینی خصوصیتهای این سیاست را دروغگویی، مکر و تزویر و چپاول میداند.[۲۷]
۲. سیاست حیوانی یا این که سیاست اینجهانی: درین نوع سیاست هرچند معیارها، اصول و هدف ها درست میباشد و از سلطه و لاف دور میباشد، ولی با اعتنا به حدس آن گاه جسمانی و دنیوی بشر، تصمیماتی حیوانی و دنیایی شمرده می شود. درین نوع سیاست، جنبههای مثبت اینجهانی وجود دارااست و مقصود آن تأمین مصالح همگانی و اجتماعی میباشد؛ البته به بُعد شیخ، معنوی و تأمین روشن بختی آخرت توجهی ندارد.[۲۸] امامخمینی خلال نقد از این سیاست، اعتقاد دارد بشر مانند حیوان وجود ندارد که طعام و پوشاک، همگی شئون اورا تشکیل دهد؛ از اینرو وی این سیاست را نیز ناقص و دنیوی و تکآجل میمشاهده کرد.[۲۹]
۳. سیاست الهی: امامخمینی این سیاست را صراط مستقیمی میدانست[۳۰] که از عالم استارت و به آخرت ختم می گردد و مجموع بعدها معاش بشر را دربر می گیرد. به نظریه وی این نوع سیاست، ویژه پیامبران(ع)، اولیا(ع) و علمای بیدار اسلام میباشد[۳۱] و از همین منظر میباشد که وی اسلام را متساوی حکومت با تمامی شئونی که دارااست شمرده و احکام را قانون ها آن قلمداد نموده است.[۳۲]
سیاست در فرهنگ و تمدن شرعی
وجود حکومت و حاکمی که نظم، امنیت و عدل و داد را در معاش اجتماعی عموم برقرار نماید، چنانکه امیرالمؤمنین(ع) تأکید کرده امری ناگزیر بهشمار می آید[۳۳] و از نیازهای فطری و طبیعی آدم و در شمار مهمترین موضوعات گزینه اعتنا آدم از شروع پیدایش بوده میباشد[۳۴] و قرآن کریم و مهربان دقت داده میباشد که بشرها برای اولیه توشه به یاری پیامبران(ع)، متوجه منافع اجتماعی خویش شدند و آئینْ حافظ مصالح اجتماعی آنها و امری وحدتنصیب مطرح شد.[۳۵] قرآن مقصود از ارسال کردن پیامبران(ع) را برپایی عدل و داد به دست خویش عموم شمرده میباشد.[۳۶] از نوشته مورخان به دست میاید حضرت ادریس(ع) اصول سیاست، کشورداری و آداب فرهنگ و تمدن را به عموم یادگرفت، به سیرتکاملای که بعضا حکمای یونان، استارت پندار سیاسی را به وی نسبت دادهاند.[۳۷]

جایگاه تاریخی و معنوی نام امام حسن مجتبی (ع) در مسجد فکوری مشهد